29 توصيه آموزشي آسيب شناسانه

خواندن این توصیه‌ها را به اولیایی که به تغییر رفتار و گفتار فرزند خود مشکوک شده و نگران آلوده شدن آنان به موادمخدر هستند، توصیه مي نمايم

۱- معتادان تزریقی، معمولا پیراهن آستین بلند می‌پوشند تا جای تزریق روی دست آنها پنهان بماند

۲- از دوستان و بستگان دوری می‌جویند، زیرا می‌خواهند احوالشان بر آنان معلوم نشود‌

۳- افراد معتاد معمولا دچار کاهش وزن می‌شوند، چون تمایل به خوردن صبحانه، شیر، بستنی و ترشی ندارند، زیرا اگر نشئه باشند، خوردن این مواد نشئگی آنان را از بین می‌برد

۴- ساعت خواب معتاد، متغیر است

۵- به ورزش و کارهای جسمانی، علاقه‌ای نشان نمی‌دهند

۶- فرد معتاد بسیار پرحرف می‌شود، مطالب بیجا و نامناسب زیاد می‌گوید و در همه زمینه‌ها خود را صاحبنظر می‌داند

۷- حالت چرت مکرر دارد

۸- وقتی به اتاق می‌رود، در را قفل می‌کند، حتی اگر بیرون برود نیز در اتاق را قفل می‌کند

۹- به کار، شغل و خانواده بی‌علاقه می‌شود

۱۰- چون اعتیاد خود را می‌خواهند بپوشانند، اغلب دروغ می‌گویند و بتدریج به دروغگویی عادت می‌کنند

۱۱- معمولا تمایلی به تمیز نگاهداشتن خود ندارند

۱۲- دچار مشکلات مزمن گوارشی می‌شوند

۱۳- بی‌دلیل پول خرج می‌کنند

۱۴- تا یک ساعت پس از مصرف موادمخدر، بدنشان خارش می‌گیرد، مخصوصا در پا، ران و کشاله ران

۱۵- دچار آبریزش بینی و عطسه و خماری می‌شوند

۱۶- وسایل غیرمتعارف مثل زرورق سیگار، لوله خودکار و گاه سرنگ در جیب او پیدا می‌شود

۱۷- بیشتر با افراد مشکوک و ناباب رابطه برقرار می‌کنند

۱۸- دیر سر کار می‌روند و هنگام بیداری صورتی پف‌کرده‌ دارند

۱۹- از رفتن به مسافرت امتناع می‌کنند

۲۰- در روزهایی که طرح مبارزه با معتادان اجرا می‌شود، درخانه می‌مانند

۲۱- داروهای مخدر در خانه نگه می‌دارند

۲۲- به تمدید گواهینامه رانندگی و یا جواز کسب علاقه‌ای ندارند؛ چون می‌ترسند در معاینه پزشکی رازشان فاش شود

۲۳- اندازه مردمک چشم‌شان تغییر می‌کند و به همین دلیل از عینک دودی استفاده می‌کنند

۲۴- هنگام بازگشت به خانه عطر می‌زنند

۲۵- اصرار دارند که تنها بیرون بروند

‌۲۶- خبر ترک اعتیاد دیگران را تکذیب می‌کنند

۲۷- غیرمتعارف عرق می‌ریزند

۲۸- دچار سرفه‌های مزمن می‌شوند

۲۹- اگر معتاد به هروئین باشند، از رفتن به حمام خودداری می‌کنند چون دوش گرفتن، زمان خماری، را محدود می‌کند

با سلام و عرض ادب و احترام و شاد باش خدمت شما بازدیدکننده محترم ، سال نو مبارک

سلام عليكم فرا رسیدن عید نوروز باستانی 1395 شمسی و طمطراق پیک بهاران و تهنیت صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته و در پرتو الطاف بیکران خداوندی ، سلامتی و بهروزی ، طراوت و شادابی ، عزت و کامیابی را برای شما آرزومندم . انشاء الله سال خوبی در پیش رو داشته و هميشه پایدار باشید .
                                                                                ارادتمند سعيد باقري نژاد بسابي

جشن نوروز - سفره هفت سين - سيزده بدر نوروز

 

در آثار پیشینیان آمده است که این جشن را نخست جمشید برپا کرد. گویند در این روز جمشید بـه جنگ دیوان رفت و آنان را فرمانبردار خویش ساخت. جمشید در این روز بر تختی نشست کـه دیوان آن را می بردند و با آن به یک روز راه از دماوند به بابـل رسید. مردم در تعجب شدند و آن روز را جشن گرفتند. پس از جمشید شاه سال به سال براهمیت و فراگیری نوروز افزوده شد.
در زمان هخامنشیان و ساسانیان، نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه (نه فقط زرتشتیان) اجرا می شده است.
علت مهم دیگری که جهت گسترش نوروز و درآمدن این عید در حیطه‌ی شعایر اسلامی یاد می‌شود، تقارن نوروز است با جانشینی علی‌بن ابیطالب توسط پیغامبر اسلام محمدبن عبدلله (ص) در عید غدیرخم، در سال دهم هجری برابر با بیست و نهم حوت (اسفند) است. همچنین در چنین روزی علی‌بن ابیطالب عاقبت بعد از بیست و پنج سال گوشه‌گیری اجباری به خلافت رسید. به این ترتیب نوروز همچنان پس از اسلام اهمیت خود را حفظ کرد و احادیث و روایات بسیاری در این باب و در بهارالانوار گردآوری شده است. طبیعت پس از گذران ِدوره ای سرد و بی محصول، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می شود. (در اسلام و همچنین عارفان ِاسلامی موضوع خلق مدام، منطبق با این عقاید ایران باستان است) انسان نیز باید بعنوان یکی از مخلوقین ِالهی سعی کند همراه طبیعت به رستاخیز برخیزد. ماه فروردین را ماهِ فَروَهَرها یا فَروَشی ها می نامند و آن عید اموات است. در این ماه بدلیل رستاخیز (نو شدن ِموقت دنیا) پرده ی میان زندگان و مردگان به کناری رفته و ارواح ِنیک ِدر گذشتگان به ملاقات ِزندگان می شتابند. رسم معروف قاشق زنی، نیز از همین اعتقاد نشأت می گیرد. ارواح ِنیک بصورت افرادی که رویشان پوشیده است به پشت در خانه های زنده ها آمده و زنده ها نیز به آنان به رسم یادبود و برکت هدیه ای می دهند. و نیز تمیز کردن خانه ها و روشن کردن چراغها و شمعها در زمان تحویل سال برای رضایت خاطر و هدایتِ فروهر هاست. در روز ابتدای فروردین، که بنام ِپاک و برکت دهنده ی اهورامزدا (خدای پاک) مزین شده است، خورشید وارد برج حَمَل شده و جهان از نو آفریده می شود. ایرانیان کهن برای استقبال از سبزی ِبهاران، 25 روز مانده به فروردین بر 12 ستون ِخشتی یا سنگی سبزه می کاشتند. (12 ستون ، اشاره به اعتقاد کهن ِقرار گرفتن ِجهان بر روی 12 ستون)

ششمین روز فروردین که بنا به نظرات بسیاری محققان و موبدان زرتشتی، سالروز تولد زرتشت اسپنتمان است، به نوروز بزرگ معروف است. (آورده اند که در بامداد ِآن روز به کوه ِبوشنج شخص ِخاموشی که دسته ای از گیاهان خوشبو در دست دارد ساعتی نمایان است، سپس پنهان می شود و تا سال ِدیگر در همین هنگام دیگر نمایان نمی گردد.

فلسفه هفت سین

ایرانیان کهن و مردم بابل عدد "هفت" را مقدس می شمردند، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است، ستارگان هفتگانه ((زهره، مشتری، عطارد، زحل، مریخ، زمین و خورشید)) و ایام هفته نیز هفت روز است و گرامی میداشتندش.

پارسیان در تمامی روزهای فروردین خانه های خود را چراغانی کرده و چوب های خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه میدارند و خوانچه ای پهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِسین شروع شده باشد میگذارند (هفت سین) مانند:

سبزه: نمودار ِگلهای زیبا و زینتی، سرسبزی و خرمی

سرکه: نماد شادی (میوه درخت تاک در ایران، میوه شادی خوانده میشد)

سمنو: از جوانه ی گندم، نمود رویش و برکت

سیب: میوه ای بهشتی و نماد زایش

سیر : نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)

سماق: نماد مزه زندگی

سنجد: بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِعشق و دلباختگی است.

سکه: موجب برکت و سرشاری کیسه

کتاب مقدس که در گذشته اوستا و اکنون قرآن است و بودنش بر سر سفره باعث رونق میباشد.

آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِنور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین میباشد که نماد ِنطفه و باروری و زایش است. نیز در اساطیر ِایران، جهان، تخم مرغی شکل است، آسمان چون پوسته ی تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمین است. ماهی ِزنده نیز نماد سرزندگی و شادابی ست. و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنار ِایران عزیزمان پراکنده است و در بعضی از کشورهای شرق آسیا مانند چین، هند و پاکستان نیز هر ساله مراسمی شبیه به نوروز انجام می شود.

هفت از نظر مذاهب: به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد .

عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.

هفت در آئین مسیح : هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.

هفت در اسلام: آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است .

هفت در تصوف : هفت وادی سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحید ، 6) حیرت ، 7)فنا ، مولوی می گوید:

هفت شهر عشق را عطار گشت                    ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

هفت در تاریخ : همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود . جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.

معابد هفت طبقه: در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.

هفت سین چیست؟

هفت‌سین سفره‌ای است که ایرانیان هنگام نوروز می‌آرایند. این سفره ممکن است روی زمین یا روی میز گذاشته شود. اعضای خانواده معمولاً لحظهٔ تحویل سال را در کنار سفرهٔ هفت‌سین می‌گذرانند. بعضی سفره را در مدت سیزده روز نوروز نگه می‌دارند و در پایان این دوره، در روز سیزده نوروز، سبزه را به آب می‌دهند.

به گفتهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا، ملت‌های دیگری که با ایرانیان فرهنگ و سنت‌های مشترک دارند (مانند افغانان، تاجیکان، و ارمنیان) این سفره را حاضر نمی‌کنند و این سفره حتی بین کردها و زرتشتیان (که هر دو معمولاً از حافظان سنت‌های باستانی ایرانی بوده‌اند) نیز معمول نبوده است، هر چند اخیراً سفرهٔ هفت‌سین در میان زرتشتیان شهرنشین معمول شده است.

سین‌های سفره هفت سین

در سفرهٔ هفت سین معمولاً هفت جزء یا بیشتر که با حرف سین آغاز می‌شوند قرار می‌گیرد که معمولاً از مجموعهٔ زیر انتخاب می‌شوند: سیر، سیب، سبزه، سنجد، سرکه، سمنو، سماق، سنبل، سکه، سپند، سپستان، سوهان، سوسن، سرمه، سنگک، سبزی، سیاهدانه. از این سین‌ها (و نیز اجزاء دیگر این سفره) معمولاً به نماد مفاهیمی چون نوزایی، باروری، فراوانی، ثروت، و مانند آنها یاد می‌شود. سبزه از اجزای اصلی سفره شمرده می‌شود و معمولاً از گندم، یونجه، یا عدسِ سبزشده است که ممکن است بر کوزه سبز کنند. از دیگر اجزای خاص‌تر این سفره می‌توان از سمنو و سنبل نام برد که در مواقع دیگر سال کمتر حضور دارند.

سایر اجزاء

مرسوم است اجزاء دیگری هم در سفره چیده می‌شود. این اجزا ممکن است برای زینت یا کامل کردن مجموعه باشند. از جملهٔ این اجزاء می‌توان از آینه، کتاب (کتاب مقدس یا مجموعهٔ اشعار از قبیل دیوان حافظ و شاهنامهٔ فردوسی)، شمعدان (در بعضی سنت‌ها تعداد شمع‌ها به تعداد فرزندان خانواده است)، تخم مرغ رنگی، میوه، گل، شیرینی، آجیل، نان، شیر، ماست، پنیر، گلاب، عسل، شکر، تنگ یا کاسهٔ آب (معمولاً حاوی برگ یا ماهی یا انار یا ترنج یا سایر مرکبات)، بیدمشک، بادبزن و سبزی خوردن نام برد.

آینه و کتاب در کنار آن هم از اجزائی است که در بسیاری از سفره‌های هفت سینی چیده می‌شود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» و آب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره می‌گذارند. یا به امید ازدیاد ثروت، سکه را بر آینه می‌گذارند.

پیشینه هفت سين

بنا بر اطلاعات دانشنامهٔ ایرانیکا تاریخچهٔ این رسم مبهم است و «هفت‌ سین» احتمالاً رسم بسیار جدیدی است.
در یک دو بیتی نسبتا متأخر آن را باقی مانده از زمان کیانیان به صورت هفت شین دانسته («روز نوروز در زمان کیان/می‌نهادند مردم ایران/شهد و شیر و شراب و شکر ناب/شمع و شمشاد و شایه اندر خوان»). ایدهٔ «هفت شین» توسط بعضی ایرانیان پشتیبانی می‌شود که از جمله می‌گویند شراب به دلیل باورهای اسلامی‌تر، جایش را به سرکه داده است و هفت شین به هفت سین تبدیل شده است. این نظریه به دلیل این که نام اجزا را به عربی می‌آورد و از اجزای ویژه‌ای چون سمنو نام نمی‌برد رد شده است. در بعضی ریشه‌یابی‌های دیگر، هفت سین را به هفت «سینی» ربط داده‌اند، یا اصلش را «هفت میم» دانسته‌اند، یا آن را از ریشهٔ «هفت‌چین» به معنی هفت چیدنی نامیده‌اند.
ولی جدا از یک مورد اشارهٔ تنها به این سفره در منبعی منتسب به دورهٔ صفوی، از هفت‌سین حتی در نوشته‌های مورخین و سیاحان قرن نوزدهم میلادی هم اثر چندانی نیست. تنها هاینریش بروگش که در ۱۸۶۰ میلادی از تهران بازدید کرده است، می‌نویسد که ایرانیان برای نوروز گلهایی می‌کاشتند که نامشان با سین آغاز می‌شده است.
اما از طرف دیگر، اگر عناصر دیگر سفره را هم در نظر بگیریم، می‌توان آسان‌تر سفرهٔ نوروزی را (منهای «هفت»ش و «سین»ش) به سنت‌ها و باورهای ایرانی متصل کرد. امشاسپندان و نمادهایشان در این سفره حضور دارند (شیر به نشانهٔ وهومن، سپند و بیدمشک به نشانهٔ سپندارمذ، ظرف آب و سمنو به نشانهٔ آناهیتا، و ...). مثلاً سمنو را که تقویت کنندهٔ قوای جنسی شمرده می‌شده تنها به این دلیل نباید نشانهٔ آناهیتا دانست، بلکه می‌توان به این نکات نیز توجه کرد که در مراسم آیینی تهیهٔ سمنوی نوروزی، فقط زنان باید حضور داشته باشند و مردان راهی به آن ندارند. یا این که در تغییرات جدیدتر آیین سمنوپزان، سمنو به فاطمهٔ زهرا تقدیم می‌شود که نه تنها جایگزین ایزدبانوهای زن در آیین‌های شیعی است، بلکه حتی در نام («زهرا») به سیارهٔ ناهید که نماد دیگری از آناهیتاست اشاره دارد.

 تاریخچه ی سیزده بدر

 همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید میدانند درباره ی سیزده به در هم روایت هست که :
«... جمشید شاه پیشدادی روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون ازخانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کردند اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده به در از روی منابع مکتوب ، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند ، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد دکتر غیاث آبادی پژوهشگرتاریخ وفرهنگ ایران باستان و باستان ستاره شناس در این باره به گسترش بسیار، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری این جشن اشاره می کند که بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه ، هر چقدر دامنه ی گسترش باوری فراخ تر و شیوه های برگزاری آن متفاوت تر باشد ، نشان دهنده ی دیرینگی بیشتر آن است.
همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام « زگموگ » و در بابل با نام « آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است

 به اميد سالي خوش براي همه ايرانيان
سعيد باقري نژاد بسابي

سرگذشت دردناک یک دختر شیشه‌ای

دختران فامیل با اندام لاغر و لباس‌های آنچنانی‌شان جلوی من خودنمایی می‌کردند و با یکدیگر پچ‌پچ می‌کردند و می‌خندیدند در حالی که نگاه‌شان متوجه من بود. این موضوع باعث شده بود حتی با وجود اصرار خانواده‌ام در این‌گونه مجالس حاضر نشوم.
به جز این برای خرید لباس هم با مشکل روبرو می‌شدم به هر فروشگاهی که می‌رفتم لباسی اندازه هیکل من را نداشت و همیشه با مشکل انتخاب لباس روبه‌رو بودم.
آرزوی لاغری برایم تبدیل به یک رؤیای دست نیافتنی شده بود و به دنبال یک راه حل برای این موضوع می‌گشتم، گاهی از دوستان و آشنایان می‌شنیدم آنهایی که شیشه مصرف می‌کنند به سرعت لاغر می‌شوند.
از طرف دیگر این توصیه گمراه‌کننده را داشتم که اگر شیشه مصرف‌کنی، هم لاغر و خوش ترکیب می‌شوی و نگرانی اعتیاد هم ندارد. فکر شیشه مدام از سرم می‌گذشت تا اینکه از شانس بدم با یکی از دوستان قدیمی‌ام به نام «آرزو» که زمانی از من هم چاق‌تر بود در خیابان روبرو شدم. از او پرسیدم: «چطور توانسته‌ای این‌قدر لاغر بشوی؟» جوابی به من نداد و گفت: «بعداً برایت تعریف می‌کنم» شماره تلفن همراهش را گرفتم و روز بعد به او زنگ زدم و قرار گذاشتیم که همدیگر را ببینیم.
وقتی دیدمش نخستین پرسش من درباره لاغری‌اش بود.
آرزو گفت:‌«شش ماهی است که با پسری به نام بهنام رابطه دوستی دارم و او بود که به من پیشنهاد داد که شیشه بکشم.
در این مدت هر روز با هم شیشه مصرف می‌کنیم و بدون اینکه معتاد شوم می‌بینی که از شر لباس‌های گل و گشاد خلاص شده‌ام.» با توجه به اصرار آرزو هوس کردم شیشه مصرف کنم و روز بعد به خانه‌اش رفتم و با هم پای بساط نشستیم.
آرزو دوباره از فواید شیشه و بی‌خطر بودن آن گفت و یادم داد که چطور از این مواد استفاده کنم.
پس از مصرف چند ساعتی حالت و احساس عجیبی داشتم، فکر کنم منگ شده بودم، به هر حال در نخسیتن مصرف حس خوبی داشتم و تصمیم گرفتم چند وقت یکبار با آرزو به صورت تفریحی شیشه مصرف کنم ولی تفریح به یک عادت تبدیل شد و کمی احساس لاغری کردم. هر بار که شیشه می‌کشیدم شب‌ها دچار بیخوابی می‌شدم و ساعت‌ها بیدار می‌ماندم. غذایم فوق‌العاده کم شده بود و کم‌کم اعتیاد در من ظاهر می‌شد. هر وقت که زمان مصرف سر‌می‌رسید، حال و روزم را نمی‌فهمیدم و فقط به مصرف فکر می‌کردم. برای خرید شیشه از جیب پدرم و کیف مادر پول می‌دزدیدم تا از این ماده مخدر تهیه کنم.
آنقدر از آنها به بهانه‌های مختلف پول گرفته بودم که به شک افتاده بودند و فقط دلخوش بودند که با ندادن پول زیاد توجیبی مرا کنترل می‌کنند اما وقتی با نگرانی می‌پرسیدند که چرا اینقدر لاغر و پژمرده شده‌ای، بهانه می‌آوردم که رژیم گرفته‌ام و چند ماهی که از اعتیادم گذشت، متوجه شدم پدرم نسبت به من ظنین شده و دیگر پول توی جیبش نمی‌گذارد.
به هر حال باید جوری موادم را تأمین می‌کردم. یک روز از فشار خماری از خانه بیرون زدم و در خیابان‌ها پرسه می‌زدم که نگاه‌های معنی‌دار یک جوان مغازه‌دار توجهم را جلب کرد. او فروشنده موبایل بود. چند قدمی که دور شدم و به پشت سرم نگاه کردم دیدم آن جوان همچنان با نگاهش تعقیبم می‌کند. من هم لبخند احمقانه‌ای به او زدم در حالی که نمی‌دانستم این لبخند من را به چه سرنوشت شومی خواهد کشاند.
هنوز چند متری نرفته بودم که جوان موبایل فروش به دنبالم آمد و گفت می‌تواند با من دوست شود. آنقدر اصرار کرد که تن به این آشنایی دادم. کوروش پسر خوبی به نظر می‌رسید. چند روزی با هم ملاقات کردیم در حالیکه سعی داشتم درد خماری را تحمل کنم و نفهمد که من معتاد هستم ولی این کار مشکل بود. کوروش وقتی فهمید اعتیاد به شیشه دارم به من گفت خودش هم به شیشه اعتیاد دارد. به همین خاطر از من خواست برای مصرف به خانه‌اش بروم.
من قبول نکردم و او هم اصرار نکرد ولی وقتی دیدم خماری فشار می‌آورد و نمی‌توانم تحملش کنم قبول کردم و به آپارتمانش رفتم تا شیشه بکشم. این رفت‌وآمدها ادامه پیدا کرد تا اینکه یک روز چهره واقعی کوروش برایم آشکار شد و در یک حالت بی‌خبری بلایی به سرم آمد که همیشه از آن وحشت داشتم. خواستم رابطه‌ام را با کوروش قطع کنم ولی او گفت که از من فیلمبرداری کرده است و اگر به خواسته‌های او تن ندهم آبرویم را می‌برد. علاوه بر اعتیاد در باتلاقی فرو رفته بودم که هرچقدر دست و پا می‌زدم بیشتر در آن فرو می‌رفتم.
از خودم بدم آمده بود. خواسته یا ناخواسته در یک دام شیطانی گرفتار شده بودم که راه نجاتی برای خود نمی‌دیدم.
چند هفته‌ای از این ماجرا گذشت. یک روز در خانه کوروش مشغول مصرف شیشه بودیم که ناگهان کوروش از جایش بلند شدو با حالت جنون‌آمیز و ترسناکی گفت: من شیطان هستم و از سرم آتش بلند می‌شود. چشمانش از حدقه بیرون زده بود و دیوانه‌وار می‌خندید. چند قدمی عقب رفت و یکباره به طرفم حمله‌ور شد. مرا به زمین انداخت و با دستهایش گلویم را فشرد. می‌خواست خفه‌ام کند در حالی که مرگ را مقابل چشمانم می‌دیدم با تقلای زیاد توانستم با دسته جاروبرقی که روی زمین افتاده بود ضربه‌ای به سرش بزنم و فرار کنم.
با پای برهنه به کوچه دویدم و به هر زحمتی که بود به خانه‌مان رسیدم. تا چند روز در وحشت بودم که مبادا کوروش پیدایم کند ولی خوشبختانه او آدرسی از من نداشت.
به هر حال نه را پس داشتم و نه راه پیش. تنها راهی که داشتم این بود که حقیقت را به خانواده‌ام بگویم.  

آن موقع بود كه والدينم به فکر نجاتم افتادند . به اميد روزي كه اين گونه مسائل از جامعه ما دور شده و جوانها بيشتر به نجات و سلامتي خودشان فكر كنند .  

                                                                                انشاالله

نكات ايمني لازم در شب چهارشنبه آخر سال (چهارشنبه سوري)

چهارشنبه سوري ، رسم ديريني است که ايرانيان در طول سال ها با آتش بازي و رسومي مثل قاشق زني و پريدن از روي آتش آن را حفظ کرده اند. اين شب بر اساس اين سنت، شب گرفتن سرخي ها به عنوان سمبل نشاط و شادي و شب وانهادن زردي هاي سستي و غم است.ترديد نيست كه ريشه و اصل اين مراسم به ايرانيان عصر باستان ميپيوندد. اين رسم شايد يادگار دين زردشت باشد. چند سالي است که بر اين سنت هاي لطيف ايراني، انفجار و نارنجک و مواد محترقه هم اضافه شده و آنقدر فراگير، که لطافت و صميميت اين سنت تاريخي را تحت الشعاع قرار داده است. اين سالها شب چهارشنبه سوري تقريبا از يک ماه قبل آغاز مي شود و مي رود تا کم کم سنت ديرين ايراني در هياهوي انفجار ها از بين برود. بيائيد نگذاريم در اثر هيجانات متفاوت اصالت تاريخي آن از بين برود. در حقيقت دو خطر چهار شنبه سوري را تهديد مي کند يکي خطرات جاني در اثر انفجار و يکي خطر از بين رفتن اين سنت تاريخي.

انواع مواد محترقه و آتش زا

با رعايت نکات ايمني زير هم از شادي جشن ديرينه چهارشنبه سوري لذت ببريد و هم از خطرات احتمالي آن اجتناب کنيد:

1- از نزديک شدن به افرادي که مسائل ايمني را رعايت نمي کنند، جدا بپرهيزيد.

2- تماشاچيان (ناظرين بيگناه) معمولا در خطر اصابت ترکش هاي ترقه ها و مواد منفجره هستند . سعي کنيد در تير رس ترکش ها نباشيد و هيچگاه اين مواد را به سمت افراد ديگر پرت نکنيد.

3- از پرتاب فشفشه، موشکي و ساير مواد آتش زا روي شاخه درختان، پشت بام و بالکن منازل خودداري کنيد.

4- هرگز از فشفشه و ترقه در فضاي بسته استفاده نکنيد.

5- از آتش زدن لاستيک، هيزم و کارتن خالي در واحدهاي مسکوني يا در معابر، کوچه و خيابان خودداري کنيد؛ چرا که ضمن آلودگي شديد هوا، ساير خطرات را هم در بر دارد.

6- از آتش بازي در نزديکي پمپ بنزين ها، وسايل نقليه که حامل بنزين و مواد سوختي هستند پرهيز نمائيد .

7- در صورت روشن کردن آتش توصيه مي شود که آتش در حجم کم باشد و از ريختن مواد سريع الاشتعال نظير نفت، بنزين و الکل روي آتش جدا خودداري کنيد. 

8- هنگام استفاده از اينگونه مواد، حضور يک فرد بالغ و آشنا به نکات ايمني ضروري است و  اين مواد را در اختيار بچه هاي کوچک قرار ندهيد.

9- از مواد محترقه و منفجره  و ترقه و فشفشه دست ساز استفاده نکنيد و  از روشن كردن  ترقه ها و فشفشه هاي عمل نکرده  جداً خودداري نمائيد .

10- هرگز مواد سوختني و ترقه را در مقادير کم  يا انبوه در منزل نگهداري نکنيد و مواد محترقه و منفجره را در محلي مطمئن دور از دسترس کودکان، در مکان خشک و خنک نگهداري کنيد.

11- از حمل مواد محترقه و منفجره در جيب هايتان اجتناب کنيد. بسياري از کودکان به دور از چشم والدين مواد را خريداري و در جيب، کيف و يا کمد نگهداري مي کنند که به علت درجه آتشگيري پايين بزودي مشتعل و خسارات جاني و مالي فراواني را ببارمي آورند.

12-  مواد محترقه را در داخل وسايل با پوشش شيشه اي و يا قوطي هاي فلزي منفجر نکنيد.

13- از انداختن مواد تحت فشار (مانند کپسولها ، اسپري حشره کش و ....) و وسايل شيشه اي (مانند شيشه آب، آمپول،... ) و قوطي هاي فلزي (مانند قوطي هاي اسپري و کنسرو ) به درون آتش جدا بپرهيزيد؛ زيرا به علت دارا بودن خاصيت انفجاري، ذرات آن پرتاب  و وارد چشم مي شود.

14- در هنگام عبور و مرور از خيابانها و كوچه ها حتما از عينک و دستکش محافظ استفاده کنيد.

15-  وجود يک کپسول خاموش کننده آتش نشاني پودري در نزديک منزل و يا خودرو ضروري است.

16- آماده بودن بسته كمكهاي اوليه در منزل و يا خودرو لازم و ضروري مي باشد .

17- در صورت بروز هر گونه حريق يا حادثه، ضمن حفظ خونسردي در اسرع وقت با شماره تلفن 125 ستاد فرماندهي آتش نشاني تماس گرفته و مراتب را با ذکر نوع حادثه و نشاني دقيق اطلاع دهيد.  

 

بيائيد با رعايت مسائل ايمني همواره خاطره خوشي در اين روزهاي پاياني سال براي خود و خانواده داشته باشيم .به اميد سلامتي و تندرستي همه هموطنان گرامي
سعيد باقري نژاد بسابي

 

متن فارسي و انگليسي پيام مقام معظم رهبري (مدظله العالي) به جوانان اروپا و آمريكاي شمالي

بسم الله الرحمن الرحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی
حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند. 
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به
«هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی
هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه،
تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
01/۱۱/1393

متن انگلیسی Message of ayatollah Seyyed Ali Khamenei, Leader of The Islamic Republic of Iran

***

 In the name of God, the Beneficent the Merciful

 To the Youth in Europe and North America

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the “other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading “phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam

My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment

seyyed Ali Khamenei -- 21st Jan. 2015

آهنگ محسن چاووشي - اعتياد

بسمه تعالي

 با سلام خدمت بازديدكنندگان محترم

ضمن ارج نهادن به نظرات شما بازديدكنندگان محترم دانلود آهنگ اعتياد اثر خواننده ارجمند محسن چاووشي جهت استفاده شما عزيزان در سايت قرار گرفته است . خواهشمند است از نظرات خود ما را بهره مند فرمائيد .

آهنگ اعتياد
خواننده : محسن چاووشي
انتخاب شده از آلبوم خودكشي ممنوع 
پخش : سايت آسيب شناسي اجتماعي - پيشگيري از اعتياد

آهنگ محسن چاووشي - اعتياد (لينك دانلود)

" ماشروم " ماده مخدر توهم زا  ( قارچ مقدس )

مجیک ماشروم یا قارچ‌های مقدس اصطلاحاً به خانواده‌ای از قارچ‌ها اطلاق می‌شود که شبیه قارچ خوراکی بوده و در بسته‌هایی شبیه به قارچ‌های خوراکی معمولی توزیع می‌شود. با این تفاوت که این قارچ‌های خوراکی کوچک توهم‌زا مي باشند .  

نام علمي اين قارچ " پسيلوسيبين " بوده و از آن به قارچ سحر آميز نيز ياد مي كنند . اين گونه قارچها بصورت خوراكي بوده و به خوبي از راه گوارش جذب مي شود و اگر اين گونه قارچها را خشك كرده و يا بپزند قدرت توهم زائي آن از دست نمي رود . 

مواد فعال قارچ باعث تحریک سیستم عصبی سمپاتیک در بدن می‌شود. سیستم سمپاتیک در مقابله با هر نوع استرس و هیجانی فعال می‌شود تا بدن توانایی تقابل با شرایط را داشته باشد. ضربان قلب و فشار خون افزایش می‌یابد، مردمک چشم گشاد شده و گُرگرفتگی در صورت قابل مشاهده است. موهای روی تن فرد سیخ، عضلات سفت و دمای بدن افزایش می‌یابد كه اين عوارض تقریبا ۳۰ دقیقه پس از مصرف قارچ، شروع می شود و مدت اثرات توهم زایی آن تقریبا ۴ تا ۶ ساعت است. 

میزان توهم این ماده مخدر بسیار بالاست و روی حواس نیز تاثیر می‌گذارد، ممکن است که فرد حس بینایی، شنوایی و لامسه خود را مختل شده ببیند و چیزهایی مشاهده کند که تاکنون نشنیده، حرفهایی بشنود از موجوداتی که حرف نمی‌زنند و حتي قدرت تشخيص فاصله را از  دست مي دهد يعني فاصله یک متری را 100 متر می‌بیند مثلاً  فرد متوهم وقتی از پشت بام به پایین نگاه می کند فاصله 10، 20 متری را یک متر می‌بیند و از بالا به پایین می‌پرد.

 به گفته این کارشناس حوزه اعتیاد همه مواد توهم زا اعتیادآور هستند و ماشروم نیز از این قاعده مستثنی نیست. ماشروم، شیشه و ال‌اس‌دی درمان دارویی ندارند و عوارض روانی شدید دارند.

درمان غیر دارویی آنها ممکن است بین 6 ماه تا یک سال به طول بینجامد و عوارض جانبی آن مانند اختلال شخصیت، توهم و اضطراب آنها درمان نمی‌شود. این افراد یعد از 3، 4 سال اختلال شخصیت پیدا می‌کند و کنترل خود را بر عملکرد خویش از دست می‌دهند.

آنچنان که این روانشناس حوزه اعتیاد توضیح می‌دهد، نوع دیگر «ماشروم» به شکل ورقه‌های کوچک کاغذی خوراکی است که با مالیدن قارچ روی آنها خاصیت توهم‌زایی پیدا می‌کنند. این ورقه‌ها نیز همان خاصیت قارچ را دارند و فرد را دچار توهم می‌کنند. 

لذا سايت آسيب شناسي اجتماعي توصيه مي نمايد هميشه و در همه حال مواظب خود و تغذيه هايمان بوده و مطالب ارائه شده را براي ديگران نيز بازگو نمائيم تا ديگران را هم نسبت به آنچه در پيرامونمان مي گذرد آشنا سازيم . ممنون

                                                                                           سربلند باشيد  

                                                                                               والسلام

باورهاي غلط در خصوص ماده مخدر شيشه

ماده مخدر شيشه بلاي خانمان سوز جامعه امروزي ما بوده و هست كه به علت نداشتن بو ، دود ، همچنين در دسترس بودن و مصرف راحت و بدون دردسر آن ، مورد توجه بسياري از جوانان و نوجوانان مي باشد .
باورهاي غلطي در اين زمينه در جامعه توسط يك سري افراد سود جو در بين جوانان و نوجوانان ما اشاعه داده شده است . كه بايد گفت ماده مخدر شيشه از قويترين مواد مخدري است كه در روان شخص اثر مي گذارد و به دليل فشارهاي رواني هر گز نمي توان از آن خلاصي يافت زيرا يك بار مصرف اين مواد ايجاد تمايل و احساس مثبت در افراد كرده و موجب وابستگي شديد رواني مي شود و فرد معتاد در طول زمان، برای ارضا و احیای حس نئشگی خود ، معمولا از مادهٔ مخدر به مخدری قوی‌تر نیازمند می‌شود كه اين منجر به اعتياد به مواد مخدر خطرناك تر ديگر مي شود .

حال با نمونه هائي از اين باورهاي غلط آشنا شده و اميدوارم كه جوانان و نوجوانان با مطالعه اين مطالب از مراجعه به اين ماده شوم و فوق العاده خطرناك دوري جسته و هرگز گرفتار اين شيطان خوش سيما نگردند .
1- اولين باور غلطي كه در جامعه مطرح است اين است كه ماده مخدر شيشه بدليل نداشتن مرفين اعتياد آور نمي باشد . ولي مي توان گفت اعتياد ماده مخدر شيشه از مواد مخدر ديگر بيشتر مي باشد زيرا اين ماده در روح و روان شخص اثر مي گذارد و باعث اختلالات در مغز انسان مي گردد .
2- يكي ديگر از مسائلي كه باعث مصرف شيشه در افراد مي گردد احساس آرامش و لذت شديدي است كه در هنگام مصرف اين گونه مواد در كوتاه مدت به انسان دست مي دهد و جوانان قالباً در ميهمانيها و پارتيهاي شبانه براي اين كه بتوانند بيشتر اين حالت را داشته باشند سعي در مصرف هاي مكرر نموده و مصرف زياد و طولاني مدت نيز خطرناك و حتي كشنده مي باشد .
3- از باورهاي غلط ديگر اين است كه شيشه باعث مثبت شدن آزمايش اعتياد نمي شود اين در صورتي است كه با كيت هاي مخصوص متامفتامين در آزمايشگاه به صورت كامل مشخص و قابل رؤيت مي باشد .
4- بسياري از جوانان با توجه به تبليغات عوام فريبانه سوداگران ، مصرف شيشه را براي تناسب اندام و حتي لاغري و آن را عامل زيبايي ميدانند در صورتي كه تحقيقات علمي نشان مي دهد كه طي مرور زمان با بهم ريختن آناتومي بدن عوارض اين ماده مخدر ظاهر ميگردد .
5- القاء در جهت آمادگي و افزايش مهارت هاي فعاليت جنسي در افراد يكي ديگر از مسائل مطرح شده در مصرف ماده مخدرشيشه به شمار مي رود و بسياري از جوانان بدليل اينكه مصرف اين ماده مخدر در بدن ايجاد انرژي شديد آني مي نمايد از آن براي افزايش توان جسمي و بالا بردن نيروي محرك جنسي استفاده مي كنند .
لذت جنسي در افراد در چهار مرحله صورت مي گيرد
الف ) تمايلات
ب ) تحريك
ج ) ارگاسم ( مرحله اوج جنسي )
د) انزال
مواد مخدر شيشه در اين چهار مرحله مي تواند ايجاد اختلال نمايد يعني با كاهش اضطراب يا بالابردن موقتي خلق ، عملكرد جنسي را تقويت نموده و شخص در اين زمان احساس آرامش و توان بدني بالا نموده ولي با استفاده مدام و تدريجي رابطه جنسي در افراد كاهش پيدا كرده و فرد به مرحله اوج لذت جنسي يا ارگاسم نمي رسد و در بعضي موارد نيز از مرحله انزاع جلوگيري مي نمايد بطوري كه مصرف كننده در طي زمان ديگر ميلي براي انجام رابطه جنسي ندارد كه به طبع اين معضل بزرگ در خانواده ها گرفتاريها و مشكلات خاص ديگري را بدنبال دارد كه از نمونه هاي بارز آن مي توان به تزلزل در كانون خانواده و در نهايت طلاق اشاره نمود .
6- مصرف مواد مخدر در برخي ديگر از مردم مخصوصاً افراد پا به سن گذشته براي كاهش دردهاي موجود در بدن انسان و همچنين دردهاي اندام و ستون فقرات و .... بكار مي رود .در صورتي كه مصرف اينگونه مواد درد را كاهش نمي دهد بلكه با بالا بردن انرژي در بدن باعث اختلال در مغز انسان مي گردد . در مغز گیرنده‌هایی وجود دارد که این مواد بر آن‌ها اثر می‌کنند.
این گیرنده‌ها به ۳ گروه تقسیم می‌شوند:
الف- اثر بر گروه اول سبب تنظیم و کاهش احساس درد، کاهش فعالیت مرکز تنفس، یبوست و اعتیاد می‌شود.
ب- اثر برگیرنده‌های دوم سبب کاهش احساس درد و افزایش حجم ادرار می‌شود.
ج- اثر مواد مخدر بر گیرندهای گروه سوم سبب کاهش احساس درد می‌شود.

مواد مخدر پس از مصرف وارد سیستم ارتباطی مغز شده و فرایند عادی ارسال، دریافت و پردازش اطلاعات از سوی سلول های عصبی را مختل می کنند. ساختار شیمیائی برخی از مواد مخدر شبیه نورون های فرستنده طبیعی مغز است و در نتیجه نورون ها را تحریک می کند. شباهت ساختار شیمیائی این گونه مواد مخدر به نورون های فرستنده طبيعي سبب می شود تا سلول های گیرنده مغز فریب خورده و اجازه دهند تا مواد مخدر وارد سلول های عصبی شده و آنها را تحریک کنند در اين صورت است كه فرد احساس انرژي زياد مي نمايد . گرچه ساختار شیمیائی این گونه مواد مخدر شبیه ساختار مواد شیمیائی مغز است اما سلول های عصبی مغز را به طور طبیعی تحریک و فعال نمی کنند و سبب می شوند تا پیام های غیر عادی در شبکه عصبی مغز جریان پیدا کنند. برخی دیگر از مواد مخدر باعث می شوند تا سلول های عصبی مغز به مقدار بسیار زیادی نورون های فرستنده طبیعی ایجاد کند یا از گردش عادی این مواد شیمیائی در مغز جلوگیری می کنند. ایجاد چنین اختلالی سبب می شود تا یک پیام بسیار قوی در مغز ایجاد شده و کانال های ارتباطی مغز مختل شود .
در مواردي كه در جوانان مخصوصا قشر دانشجو بيشتر از مواد مخدر شيشه در شب امتحان مصرف مي نمايند اين است كه به اين باور غلط دست يافته اند كه مصرف شيشه باعث كم خوابي و افزايش هوشياري ذهن مي گردد .در صورتي كه مطالعات نشان مي دهد كه مصرف مواد مخدر با انرژي زيادي كه بصورت كوتاه مدت به انسان دست مي دهد و ايجاد كاهش اضطراب و آرامش كاذب مي كند كه فرد به خود القاء هوشياري مي نمايد .

به اميد روزي كه جوانان و نوجوانان جامعه ما هرگز به دنبال مصرف مواد مخدر نروند

 

آهنگ امير معروفي - اعتياد

بسمه تعالي

 با سلام خدمت بازديدكنندگان محترم

ضمن ارج نهادن به نظرات شما بازديدكنندگان محترم دانلود آهنگ اعتياد اثر خواننده ارجمند امير معروفي جهت استفاده شما عزيزان در سايت قرار گرفته است . خواهشمند است از نظرات خود ما را بهره مند فرمائيد .

آهنگ اعتياد
خواننده : امير معروفي
ترانه سرا : علي استيري
تنظيم : سينا ميانجيفر
ميكس و مستر : آرميك
پخش : سايت آسيب شناسي اجتماعي - پيشگيري از اعتياد

آهنگ امير معروفي - اعتياد (لينك دانلود)

ماشاروم «قارچ مقدس» جدیدترین موادمخدر - خبر

هشدار جدي

سیروس سجادیان فرمانده انتظامی فارس اعلام داشت : برای نخستین‌بار در کشور جدیدترین مواد‌مخدر صنعتی به‌نام ماشاروم «قارچ مقدس» در این استان کشف شد.

وی خاطرنشان کرد: طریقه مصرف این ماده مخدر جدید که از نوع صنعتی است چسباندن در سقف دهان است که حالت توهم‌زایی بیش از مواد مخدر دیگر به فرد معتاد دست می‌دهد .
منبع خبر :
خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران
واحد مركزي خبر
سايت جهان نيوز
سايت فارس نيوز
باشگاه خبرنگاران جوان

الكترواسموك يا سيگار الکترونيکي

سيگار برقي يا سيگار الکترونيکي وسيله‌اي است الکترونيکي که استعمال دخانيات را شبيه سازي مي‌کند. اين نوع سيگارها در سال ۱۹۹۷ در  کشور چين توليد شد و طولي نکشيد که در اين کشور و کشورهاي برزيل، کانادا، فنلاند، لبنان، هلند، سوئد، فرانسه ، ترکيه ، انگليس و حتي ايران به فروش رسيد.
مهم ترين نکته در اين زمينه اين است که به طور کلي هر چيزي که باعث ترويج فرهنگ استفاده از دخانيات شود، به ويژه در نسل جوان آثار سوئي دارد و منجر به اين مي شود که تمايل مصرف دخانيات در بين مردم افزايش پيدا نمايد. به نظر مي رسد روي آوردن به روشهايي که پديده خطرناک اعتياد مجازي را گسترش مي دهد ، بويژه در ارتباط با نسل جوان ناهنجاريهاي اجتماعي را نيز در آينده اي نچندان دور دامن خواهد زد .

سازمان جهاني بهداشت ( WHO ) مي‌گويد سيگارهاي الکترونيکي بدون دود که  از چين به کشورهاي ديگر صادر شده است مي‌تواند حاوي مواد سمي و براي سلامت مضر باشد .دکتر الا الوان از مقامات سازمان بهداشت جهاني ( WHO ) در بخش بهداشت رواني و بيماري‌هاي غير واگير دراين‌باره مي‌گويد: سيگارهاي الکترونيک روشي تاييد شده براي مقابله با نيکوتين نيستند.بررسيهايي که بر روي سيگار الکترونيکي صورت گرفته نشان مي دهد اين سيگار نيز حاوي ماده شيميايي است که به صورت اسپري وارد دهان مصرف کننده مي شود.دكتر نجم الدين كلانتري فوق تخصص آسم و آلرژي مي گويد : سيگارهاي الكترونيكي كه در تبليغات تجاري از آنها به عنوان الكترواسموك نام برده مي شود، نه تنها در ترك سيگار به افراد سيگاري كمكي نمي كند بلكه استفاده از آنها موجب بروز مشكلات ريوي و گاهي سرطان در فرد مي شود. كلانتري در ادامه مي گويد : نيكوتين و يا موادي كه در اين وسيله از آنها استفاده مي شود، از آنجايي كه ارتباط مستقيم با ريه ها دارد، سبب بروز برونشيت مزمن و التهاب ريه ها مي شود .بر اثر اين التهابات و فعل و انفعالاتي كه در ريه ها رخ مي دهد، مواد سمي به نام راديكال هاي آزاد در ريه ها به وجود مي آيد و در نهايت مي تواند به سرطان ريه منجر شود.
با توجه به قانون جامع كنترل و مبارزه ملي با دخانيات كشور كه هر نوع تبليغ ، حمايت و تشويق مستقيم و يا غير مستقيم و يا تحريك افراد به استعمال دخانيات را اكيداً ممنوع دانسته ولي در ايران مدتي است كه به بازارهاي داخلي به صورت قاچاق راه يافته و خريد و فروش سيگار الكترونيكي انجام مي پذيرد و براساس برخي گزارش ها اين كالا داراي بهايي بين ۲۰ تا ۱۲۰ هزار تومان مي باشد . اين سيگارها از طريق شبكه هاي ماهواره اي و يا پايگاه هاي اينترنتي و فروشگاهي با تبليغات عوام فريبانه به فروش مي رسد.

ومن ا... التوفيق
سعيد باقري نژاد بسابي
كارشناس آسيبهاي اجتماعي و مسائل اعتیاد

 

تكريم سالمندان

پدیده سالمندی فرایندی است که متوقف نمی‌شود و تنها با داشتن زندگی سالم و مراقبت های ویژه می توان این ایام  را به دورانی مطلوب و لذت بخش و توأم با سلامتی تبدیل کرد. اين دوران که رفتارها و برخوردهای خاصی را در پی دارد و نحوه برخورد افراد با سالمندان نیز متناسب با فرهنگ های جوامع مختلف شکل می گیرد. در برخی از فرهنگ ها، افراد به مرور از زندگی اجتماعی کناره می گیرند و در برخی از جوامع افراد سالخورده به اجبار از خانواده رانده می شوند و در برخي ديگر از جوامع با احترام به افراد سالمند و استفاده از تجربيات آنها راه را براي زندگي بهتر براي سالمندان و ديگران فراهم  مي سازند . در اين دوران نگراني هائي نيز براي افراد سالمند به وجود مي آيد كه از جمله عوامل نگران کننده در این دوران برای سالمندان می توان به ترس از ورود به دوران باز نشستگی و وضعیت مالی نامناسب، اضطراب و دلهره ناشی از تنها شدن، نگرانی در خصوص طرد شدن و زندگی در سرای سالمندان، عدم وجود سازمان‌ها و موسسات حمایت کننده اجتماعی، کاهش توانایی‌ها و قوای جسمانی و وجود بیماری‌های مزمن و ناتوان کننده، مرگ اقوام، نزدیکان، افراد مورد علاقه و دوستان صمیمی اشاره کرد.روانشناسان از این دوره به عنوان مرحله سوم عمر یاد کرده اند که افراد جامعه انسانی همگی به مرور آن را تجربه خواهند کرد. سالمندان همواره انسانهائي آرام و صبور بوده كه با گام هايي ملايم به دنيا و به موضوعات نگاه مي كند و در همين صبر و ملايمت است كه نقش آنها و تفاوت هاي عمده شان با ديگر سنين آشكار مي شود. و همين خردمندي و موشكافي است كه تجربه و علم به او آموخته تا چگونه و چه هنگام رفتار و با مسايل برخورد نمايد. در حقيقت سالمندى دوره كمال، پربارى و بلنداى زندگى هر انسانى است، جايى از زندگى كه با انبوهى از تجربه مى توان به گذشته، امروز و به فردا نگاه كرد و استفاده از تجربیات سالمندان به عنوان سرمایه های ملی کشور مسیر توسعه و پیشرفت را در عرصه های گوناگون هموار می نمايد .قشر سالمند هر جامعه در آینده یکی ازمهم‌ترین گروه‌های اجتماعی و سیاسی کشورها خواهند بود که رفع نیاز های طبیعی آنان یکی از مسائل ضروری به شمار می آید.برخي از نيازهاي سالمندان كه توسط اطرافيان بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه سالمندان بیش از همه به استقلال و احترام نیاز دارند و دوست ندارند احساس سرباری داشته باشند بنابراین رعایت این اصول جزو اصول اخلاقی ومراقبتهاي پرستاری از آنها بوده و احترام به آراء و عقاید و حتی تجربیات سالمندان را باید در نظر گرفت، خودمختاری برای سالمندان اهمیت فراوانی دارد و برای هر اقدام باید از سالمندان رضایت آگاهانه گرفته شود. صداقت، رعایت احترام، شأن، كرامت انسانی و صمیمیت حرفه‌ای برای سالمندان ضروری است و گرفتن دست سالمند برای انجام مراقبت‌های پرستاری یا با هدف حمایت و رفع نیازهای عاطفی تاثیر بسزایی در سالمند دارد.قدم زدن ،فعاليت هاي هنري ،ديدن فيلم يا رفتن به موزه وهرآنچه باعث فعال نگه داشتن ذهن وجسم او شود موثر خواهد بود. بيرون رفتن گروهي ،ملاقات با دوستان و آشنايان و رفتن به اجتماعات وگروه هاي همسالان مي تواند سالمندان  را در مقابله با تنهايي وانزوا ياري دهد .اگر او در مقابل برنامه هاي شمامقاومت كرد ،با ملايمت برخورد كرده واو را به بودن با جمع ترغيب كنيد و همواره سعي شود رژيم غذايي سالمندان مملو از سبزي ،ميوه ،حبوبات وپروتئين كافي باشد .مي توان گفت كه مشاهده رفتار مطلوب والدین نسبت به سالخوردگان، پرستاری، مراقبت، ادب و احترام به سالمندان موجب آموزش اثر بخش کودکان خواهد شد و در آینده به خود اجازه نمی دهند پدر بزرگ و مادر بزرگ ها یا حتی پدر و مادر خود که به دوران کهنسالی رسیده اند  را موجوداتی اضافه، سربار، مایه درد سر و مزاحمت و سلب کننده آسایش تصور کرده و به زیر زمین ها و انباری ها یا خانه سالمندان بفرستند.

احترام به سالمندان و پدر و مادر از ديدگاه دين و مذهب  راجع به احترام بزرگتر ها بویژه پدر ومادر سالخورده قرآن وروايات تاكيد فراوانی دارند و در تمامي آياتي كه پيرامون احترام به پدر و مادر نازل شده ، پس از پرستش الهي ، احسان به والدين ذكر گرديده است .سوره مبارکه بقره, آيه 83; سوره مبارکه نساء, آيه 36 سوره مبارکه انعام, آيه 151 و سوره مبارکه لقمان آيه 41 که در همه این آیات نورانی بر احترام به پدر و مادر تاکید شده است.رسول خدا (ص) فرمود: «البَركة مَعَ اكابِرِكم»: بركت و خير ، همراه بزرگترهاى شما است. در فرمايش ديگري از آن حضرت داريم كه فرمودند: «الشّيخُ فى اَهْلِهِ كالنّبىِ فى اُمّتهِ»؛ پيرمرد در ميان خانواده ‏اش، همچون يك «پيامبر» در ميان امتش است.رسول الله (ص) فرموده اند كه: «مَنْ عَرَفَ فَضْلَ كبيرٍ لِسنّهِ فَوَقَّرَهُ، آمَنَهُ اللَّهُ تعالى مِن فَزَعِ يوم القيامة»؛ هر كس فضيلت و مقام يك «بزرگ» را به خاطر سن و سالش بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد، خداى متعال او را از هراس و نگرانى روز قيامت ايمن بدارد اين نگاه رسول اكرم است كه بايد مورد توجه همه ماقرار بگيرد.امام على(ع) نیز می فرمایند: به بزرگانتان احترام كنيد، تا كوچكترها هم به شما احترام كنند. 
امام صادق(ع) نيز فرموده اند:« بِّروا آباءَكم، يَبِرُّكُمْ اَبْناؤكُمُ»؛به پدرانتان نيكى كنيد، تا فرزندانتان هم به شما نيكى كنند.
از جمله آسيبهاي اجتماعي كه در جامعه ما رو به افزايش مي باشد عدم احترام به افراد سالخورده در جامعه و مراكز عمومي از جمله مترو ، اتوبوسراني و حتي مراكز خريد و .... مي باشد كه جوانان بدون در نظر گرفتن قدرت و توان سالمندان در اين گونه اماكن با آنها برخورد مي نمايند.بر اساس بررسی‌های انجام شده، در سال‌های آینده سالمندان بخش عمده‌ای از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد، از این رو مسئولان باید برای ساماندهی این قشر، برنامه‌ریزی بلند مدتی چه از نظر نيازهاي مادي و معنوي سالمندان و چه از نظر آموزش و اطلاع رساني در جامعه نسبت به برخورد و احترام به آنها را انجام دهند.

با احترام به همه سالمندان عزيز و دوست داشتني سعيد باقري نژاد بسابي

 

توصيه و هشدار دوستانه به والدين،جوانان و نوجوانان در خصوص انواع مواد مخدر جديد و پرهيز از مصرف آنها

با روند رشد چشمگير در خصوص توليد انواع مواد مخدر به شيوه هاي گوناگون و جديد و ظاهري كاملا زيبا و انسان فريبانه و همچنين قرار گرفتن اين مواد در دست برخي از افراد سود جو جهت تبليغ و فروش آنها و سود بيشتر ، والدين را بر اين ملزم مي دارد كه بيشتر مراقب فرزندان خود( دختر و پسر ) بوده  و خود نيز جهت خريد يكسري از اقلام كه به مختصات نحوه توليد آنها آگاهي كافي ندارند هوشيار باشند .

 جهت آگاهي و اقدام پيشگيرانه از مصرف اين مواد به معرفي برخي از آنها اشاره مي گردد

1- جيب و تينا :

محرک‌هایی با نام «جیب» و «تینا» با هدف بیدار ماندن برای ساعات طولانی و تخلیه انرژی بدون وقفه با انجام حرکات موزون مورد توجه برخي از جوانان و نوجوانان قرار می‌گیرد. این مواد که صورت تدخینی و با دود کردن استعمال می‌شود، شکلی از مت‌آمفتامین متبلور است که بدون بو و رنگ و مثل یک تکه یخ، سنگ نمک یا سنگ کوارتز است و عوارض مصرف آن‌ها مشابه آمفتامین‌ها مي باشد . پس مي توان گفت هر ماده‌ای که با مصرف شدن، مصرف‌کننده بی‌خودی شاد و شنگول می‌شود و حس می‌کند که به طور ناگهانی، روحیه‌اش از این رو به آن رو شده، و افزايش توان پيدا نموده و غم و غصه‌هایش به طور لحظه‌ای فراموش می‌شود، یک ماده اعتیادآور است و جيب و تينا نيز از اين دسته مواد مي باشند  .

2- مخدر كروكوديل يا تمساح خشمگين :

ماده مخدر كروكوديل از تركيب “قرص كدئين” با “بنزين”، “تينر”، “يد”، “اسيد كلريدريك” يا همان “جوهر نمك” و “فسفرقرمز” توليد مي‌شود. اين ماده مخدر خطرناك به عنوان جايگزيني براي مصرف هروئين بكار مي رود و قيمت آن به مراتب پايين‌تر از اين ماده مخدرمي باشد و به دليل مواد خطرناكي كه در توليد آن بكار مي رود از هروئين كشنده‌تر است. مواد مخدر كروكوديل باعث مي‌شود تا “پوست بدن” به رنگ سبز درآيد و پس از مدتي گوشت بدن به طور كامل پوسيده شده و از بين برود. توليدكنندگان اين ماده مخدر، از بنزين به عنوان ماده حلال و از ساير مواد تركيبي به عنوان واكنش دهنده استفاده مي‌كنند تا قرص دارويي كدئين به اين ماده مخدر تبديل شود.

3- پان پراگ : 

 ماده مخدری است كه جدیدا در غالب آدامس وارد ایران شده است. و به نامهاي پان پراگ، راجا، تایتانیك، ناس خارجی، پان پاكستان، پان عربی، ویتامین، ملوان زبل، پان اسفناج وگوتكا در بازار شناخته مي شود . اين ماده مخدردر بسته های شكیل با عكسهای هنرپیشههای خوشتیپ هندی و پاكستانی به عنوان آدامس، پاستیل و پودرهایی با طعم نعنا و خوشبوكننده دهان وارد كشور شده اند .

4- ماده مخدر برنز و نخ :

دو ماده مخدر شیمیایی قوی "برنز" و " نخ " است که از چندي پيش وارد بازار شده و هنوز اطلاعات دقیقی از تركیبات شیمیایی این مواد در دست نیست‏.‏‏ بنا به گفته کارشناسان:
 ماده مخدر برنز روی یخ تبخیر و پس از آن استنشاق می‌شود‏.‏
ماده مخدر نخ نیز با خراش روی پوست جذب بدن افراد می‌شود.‏
ماده مخدر نخ با پیچیدن دور سیگار نیز توسط معتادان استعمال می‌شود‏.‏ از عوارض اين مواد مخدر خروج از هوشیاری، اختلال در شناسایی، نزدیک دیدن بلندی‌ها و فاصله‌های دور یعنی کوتاه دیدن ارتفاعات و تشخیص ندادن خانواده از دیگران از ابتدایی‌ترین آثار این دو ماده هستند

5- تسبيح :

از جديدترين مواد مخدر در جهان مي باشد . این ماده مخدر جدید همان آمفتامین است که پایه اولیه برای ساخت شیشه است و در فرایند جدید فقط شکل و نام آن عوض شده است . این ماده از دانه های گرد که به وسیله رشته هایی از جنس خود به هم پیوسته درست شده مخلوطی از آمفتامین و شیشه است که با 2 یا 3 اسید بسیار خطرناک ترکیب شده و به این شکل تسبیح مانند درآمده است . اين ماده مخدر به شکل دهانی و کشیدنی مصرف می شود و استفاده دهانی آن موجب تاثیر فوری بر مغز خواهد شد که این شیوه مصرف عوارضی مانند سکته مغزی، فراموشی، کاهش شدید نور چشم و از بین رفتن حس چشایی را در پی خواهد داشت

۶- ماده مخدر ال سي من :

اين ماده مخدر از راه پوست به بدن نفوذ مي نمايد و فرد را دچار اعتياد مي گرداند . نحوه مصرف اين مواد بيشتر از طريق دستمال‌های مرطوب مي باشد كه بصورتهاي مختلف از قبيل آرايش خانمها استفاده شده و يا براي از بين بردن جوشهاي صورت خصوصاً  در خانمها ، توزيع وپخش و در نتيجه عدم آگاهي كافي مورد استفاده قرار مي گيرد . براي تهيه اين مواد از نوعي ماده مخدر سوئيسي استفاده مي شود و از عوارض مهم آن مي توان به بي قراري و بيحوصله بودن شخص ، همراه با خماري نام برد .

به اميد يك جامعه عاري از هر نوع مواد مخدر
سعيد باقري نژاد بسابي


 

 

السلام عليك يا ابا عبدالله الحسین ( ع )

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین
این چشم تهی نگشت از آب حسین
عمری است نیازمند این درگاهم
یک لحظه گدای خویش دریاب ! حسین . . .

عاشورا سالروز عروج خونین سبک بالان عاشقی است که با شهادت خویش حماسه جاودانه و باشکوهی در تاریخ آفریدند. عاشورا چشمه نوری است که از خاک تفتیده کربلا برخاست و طنین بیدار باشی بود که تمامی اعصار و قرون را درنوردید و با رنج مظلومان تاریخ آمیخته شد و به ابدیت پیوند خورد.

فرا رسیدن ایام غم بار محرم و شهادت مظلومانه سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش را به مسلمانان و شیفتگان آن حضرت و شما بازدید کننده محترم تسلیت عرض می دارم .

                                           التماس دعا 
                                                   
سعيد باقري نژاد بسابي - مدير سايت

عوارض جنسي مصرف برخي از مواد مخدرها


مصرف انواع مواد مخدر در سه مرحله تمايلات جنسي، تحريک و ارگاسم (مرحله اوج جنسي) ايجاد اختلال مي‌کند. اين‌گونه مواد در مقادير پايين و دوران ابتداي مصرف، با کاهش اضطراب يا بالا بردن موقتي خلق، عملکرد جنسي را تقويت مي‌کند ولي با استفاده مداوم به تدريج ميل به ايجاد رابطه جنسي افراد کاهش مي‌يابد و يا قطع مي‌شود، تحريک نمي‌شوند، به مرحله اوج لذت جنسي (ارگاسم) نمي‌رسند و يا انزال صورت نمي‌پذيرد. در عين حال، سوءمصرف ترکيبات ضداضطراب، خواب‌آورها نيز همانند مواد افيوني و يا محرک‌ها ميل جنسي را به حداقل مي‌رسانند.
مواد مخدر در دوران ابتدایی مصرف با کاهش اضطراب یا بالا بردن موقتی خلق، عملکرد جنسی افراد را تقویت می‌کنند ولی به مرور و با استفاده مداوم به تدریج میل جنسی کم یا قطع می‌شود و تحریک جنسی صورت نمی‌پذیرد و فرد به مرحله اوج لذت جنسی یا ارگاسم نمی‌رسد و یا اصلا انزالی صورت نمی‌گیرد و به‌ طور ثانوی در خیلی از موارد به مرور اختلالات اضطرابی و افسردگی ایجاد نموده و موجب می‌شوند مشکلات جنسی ثانویه‌ای نیز ایجاد شود.
متاسفانه در کشور ما یک باور غلطی وجود دارد و آن اینکه مصرف این مواد برای افزایش توانایی و تمایلات جنسی و درمان انزال زودرس بسیار خوب است. بعضی از افراد هم فکر می‌کنند دردهای جسمی‌شان را می‌توانند با مصرف تریاک کاهش دهند، در حالی که مصرف این مواد به هر بهانه‌ای روی مسایل جنسی آنها تاثیر سوء خواهد گذاشت.
حال به عوارض و اختلالات جنسي كه مصرف بعضي از مواد در افراد ايجاد مي كند اشاره مي نمايم :

1- الکل: الکل بعلت خاصیت تسکینی که دارد، کلاً تمایلات جنسی در فرد را مهار می کند. با ادامة مصرف الکل مرد متوجه می شود که روز به روز توانائی جنسی و انزال وی کاهش می یابد و این کاهش وابسته به دوز است، یعنی هر قدر میزان مصرف الکل بیشتر باشد، میزان این کاهش نیز بیشتر خواهد بود. برسیها نشان داده اند که افرادیکه بصورت مزمن الکل مصرف می کنند 54 درصد دچار اختلال در نعوظ و 25 درصد دچار اختلال در انزال می شوند. در مردانیکه وابسته به الکل می شوند در حدود 50 درصد آنها، میل جنسی بشدت کاهش می یابد. مصرف طولانی مدت الکل در مردان سبب افزایش استروژن (هورمون زنانه) در خون می شود. علت اصلی عوارض زیانبار الکل در عملکرد جنسی، اثر سوء آن بر روی بیضه ها و مغز می باشد. الکل سبب تشدید بیماریهائی می شود که بخودی خود می توانند ایجاد اختلالات جنسی نمایند، مثل دیابت، بیماریهای قلبی و بیماریهای کبدی.
در مردان الکلی بیضه ها تا حدودی تحلیل رفته و در 70 درصد موارد سبب تغییراتی در اسپرمها و مشکلات باروری می گردد. علت تحلیل رفتن بیضه ها یکی اثر سمی مستقیم روی بیضه ها است، و دیگری و دیگری کاهش میزان "روی Zinc " خون می باشد. در 30 درصد مردان الکلی تعداد اسپرمها کاهش می یابند. علاوه از موارد فوق، گاهاً مصرف الکل همراه با عوارض سوء اجتماعی نیز است. چون الکل مهار فکری و اخلاقی را در فرد از بین می برد، این افراد بیشتر مرتکب جنایات جنسی مثل سوء استفادة جنسی از کودکان و تجاوز به عنف می شوند.

2- ترياك : مواد مخدری مانند تریاک خاصیت آرام‌بخشی دارند، در نتیجه حساسیت در فرد مصرف کننده کم می‌شود و وقتی این اتفاق می‌افتد، حساسیت در ناحیه تناسلی‌ هم کم شده و اگر فرد مبتلا به انزال زودرس باشد، مشکل‌اش در ابتدای مصرف این مواد حل می‌شود و می‌تواند مدت رابطه جنسی‌اش را افزایش بدهد اما به مرور در نتیجه مصرف این مواد، اضطراب در فرد بیشتر خواهد شد و برای اینکه بتواند به همان حالت برسد مجبور است میزان مصرف مواد و دفعات آن را افزایش دهد، در نتیجه هم وابسته می‌شود و هم مشکل انزال زودرس‌اش حل نمی‌شود و به مرور به مشکلات ثانوی جنسی هم مبتلا می‌شود. اشخاصی که تریاک مصرف می کنند معمولا سطح انرژی بدنشان کم تر است که این می تواند باعث احساس رخوت در فرد بشود و اینکه تمایلی برای برقراری رابطه جنسی نداشته باشد چون به هرحال رابطه جنسی رابطه جسمی است و نیاز به انرژی دارد.

3- کافئین: چون مصرف کافئین همگانی است، بندرت توجه مردم و مجامع علمی را بع عنوان یک مادة روانگردان بخود جلب می کند. منبع اصلی کافئین، قهوه است، ولی این ماده بصورت قرصهائی حاوی مقادیر متفاوت از آن نیز ساخته شده است .که مورد سوء استفاده قرار می گیرد. کافئین موجود در قهوه مقدار اندکی سبب ژتحریک مغز شده و دارای خاصیت مدرّی (ادرار آور) است. مصرف مقادیر زیادی از این ماده به شکل قرص سبب اختلال در نعوظ می گردد. کافئین موجب انقباض عروق مغز شده و میزان جریان خون به مغز را کاهش می دهد. همین اتفاق ممکن است در سایر اعضاء بدن نیز حادث شود. توصیه می شود که میزان مصرف کافئین بیش از 300-200 میلی گرم در روز که معدل سه فنجان قهوه می باشد، نباشد.

4- ماری جوانا: برای قرنها از ماری جوانا به عنوان تقویت کنندة قوای جنسی نام برده شده است. افرادی که بصورت حاد از آن استفاده می کنند در ابتدا یک بهبودی در عملکرد جنسی خود مشاهده می کنند. مادة اصلی مار جوانا کانابیس می باشد، که اثرات سمی بر روی عملکرد جنسی دارد. با ادامة مصرف ماری جوانا، اثرات سمی کانابیس ظاهر شده و عملکرد جنسی فرد بشدت مختل می شود. با ادامة مصرف، رفته رفته هورمون تستوسترون (هورمون مردانه) کاهش یافته و عوارض آن گریبانگیر فرد می شود.

5- کوکائین: کوکائین در مصرف کنندگان آن ایجاد یک سرخوشی می کند. شصت درصد مردانیکه کوکائین و الکل مصرف می کنند دچار اختلال جنسی می شوند. از هر 10 نفر که بصورت طولانی مدت کوکائین مصرف می کنند، در 7 نفر آنها پرولاکتین خون بالا رفته (افزایش پرولاکتین خون در مردان دارای اثرات سوء بر روی عملکرد جنسی می باشد) و میل جنسی بشدت کاهش می یابد. با افزایش دوز مصرف کوکائین، فرد دچار لرزش، بیقراری و استفراغ شده و عملکرد جنسی خود را از دست می دهد.

6- كريستال ، شيشه : استفاده از کریستال مى تواند نیاز و فعالیت جنسى فرد را به طور غیرعادى افزایش دهد. این به همراه دیگر تاثیرات استعمال این ماده ممکن است فرد را به قدرى بى توجه و از خود بیخود کند که فرد استفاده از وسایل حفاظتى پیشگیرى را فراموش کند و همچنین شخص را وادار به افراط در فعالیت هاى جنسى مى کند که قطعاً آسیب هاى غیرقابل جبرانى را به همراه دارد و امکان ابتلا به ویروس و دیگر بیمارى هاى مقاربتى را افزایش مى دهد.

7- ترامادول : ترامادول ابتدا به عنوان یک مسکن به بازار آمد اما متاسفانه توسط افراد برای مقاصد دیگری استفاده شد مثلا در زمانی که افراد احساس کمبود اعتماد به نفس در برقراری ارتباط جنسی می کردند. به مرور اگر فرد به این دارو عادت کند بخصوص فرم تزریقی آن بشدت به آن وابسته می شود و دیگر بدون مصرف این دارو عملکرد روزمره هم نمیتواند داشته باشد.

ختم کلام

اینکه مصرف این مواد در درازمدت با تمایلات جنسی و توانایی جنسی در تضاد کامل هستند، بنابراین توصیه موکد به افرادی که به دنبال یک زندگی جنسی سالم و با نشاط هستند انتخاب راه‌حل‌های مناسب و درمان عوامل ایجاد کننده مشکلات جنسی از قبیل اضطراب و افسردگی است، ضمن اینکه ورزش، تغذیه مناسب، استراحت کافی، تفریح مناسب و استفاده از روش‌های درمانی مناسبی که برای این مشکلات جنسی در دسترس است، بسیار حایز اهمیت است.
در ضمن مصرف مواد تحریک کننده از جمله آمفتامین، ریتالین و قرص های اکس هم اثر مثبت پایایی ندارند و در مجموع تمامی این مواد با توانایی جنسی و در دراز مدت با میل جنسی در تضاد هستند.
به‌طورکلی مواد مخدر به دو صورت جسمی و روانی روی افراد تاثیر می‌گذارند. در بعد روانی اثر خود را هم از طریق خلق فرد و هم از طریق مسایل رفتاری و ارتباطی نشان می‌دهد. به این شکل که مصرف مواد در کوتاه مدت با برداشتن مهارهای روانی، به فرد حس اعتماد به نفس داده و این تصور ایجاد می‌شود که در اثر مصرف این مواد میل جنسی افزایش یافته است ولی در دراز مدت موجب کاهش میل جنسی و وابستگی فرد به آن ماده می‌شود.

والسلام
سعيد باقري نژاد بسابي

بررسي يك آسيب اجتماعي ، اعتياد اينترنتي در فضاي مجازي و ارائه راهكار

فناوري هاي ديجيتالي و اينترنتي اگر چه براي گروههاي مختلف افراد ، فرصتهاي تازه اي براي سرعت بخشيدن به روند رو به رشد و آسايش در زندگي و بهبود كارهاي روزمره ايجاد كرده است ، ليكن چالشهاي فراواني نيز در فضاي مجازي براي افراد فراهم آورده است كه مي توان بعنوان يك آسيب اجتماعي نوپديد بدان اشاره نمود .
استفاده زياد و غير اصولي از اينترنت و فضاي مجازي ، خارج از گود مواد مخدر سنتي و صنعتي ( مانند اعتياد به نيكوتين ، كراك ، ترياك ، هروئين ، شيشه و يا حتي الكل ) را ميتوان به اعتياد اينترنتي نام برد .
با توجه به گسترش رايانه هاي شخصي و همچنين كافي نت ها و اتصال آنها به اينترنت و عدم استفاده صحيح از اين تكنولوژي منجر به ظهور معضلي بزرگ براي جوامع و خانواده ها شده است .اعتياد به اينترنت و وارد شدن هاي مكرر در فضاي مجازي و استفاده هاي نامتعارف از اين تكنولوژي توسط بعضي از جوانان و نوجوانان ( پسر و دختر ) و حتي وابستگي به آن در زندگي روزانه ، منجر به بروز مشكلات عديده اي شده كه به عنوان مثال مي توان اختلالات رواني ، ايجاد احساسات كاذب در اشخاص كه منجر به تخريب سلامت روح و جسم در روابط خانوادگي شده ، ترويج فساد اخلاقي ، خريد و فروش مواد مخدر و همچنين ميزان بالاي طلاق در خانواده ها ناشي از عشق مجازي ، سكس مجازي و وبگرديهاي طولاني مدت در فضاي مجازي ، دسترسي به اطلاعات شخصي كاربران و سوء استفاده از آنها ، بكارگيري خشونتهاي كلامي و نوشتاري غير اخلاقي همه و همه بدليل نامشخص بودن هويت افراد و عدم كنترل فضاي مجازي در قرن حاضر بوده  ، كه فراتر از مرزهاي جغرافيائي كشورها مي باشد .اينترنت و فضاي مجازي داراي آثار بالقوه اعتيادي قدرتمندي مي باشد . البته جاي هيچ شكي نيست كه مي توان اينترنت و فضاي مجازي را انقلاب صنعتي ديجيتالي ناميد ، اما نبايد از عوارض آن بي اطلاع بود .

نمونه اي از راهكارهاي مقابله با هجمه ها و بهتر شدن استفاده از فضاي مجازي و اينترنت به شرح ذيل مي باشد :

1) فراهم نمودن شرايط لازم براي حضور در فضاي مجازي از طريق آموزش همگاني .2) توليد و نشر مطالب مفيد در فضاي مجازي .3) دادن آموزشهاي لازم درخصوص حفظ اطلاعات شخصي افراد و مراقبت از حريم خصوصي افراد در اينترنت .4) آموزش و آگاهي دادن به جوانان و نوجوانان درخصوص اعتياد اينترنتي و بيماريهاي ناشي از آن مانند انزوا و افسردگي و .... 5) تدوين قانونهاي لازم و مناسب براي فضاي مجازي و برخورد با مجرمان جرائم اينترنتي و اجرائي كردن اين قوانين و حفظ امنيت در آن .6) ارتقاء سواد رسانه اي و همچنين ارتقاء‌ امكانات لازم درخصوص آموزشهاي مرتبط .
7)‌ بكارگيري نيروهاي متعهد ،‌مجرب ،‌ هوشيار و آگاه جهت استفاده در پليس سايبري .
8) پخش آگهي هاي آموزشي از رسانه هاي جمعي درخصوص فضاي مجازي .9) توجه بيشتر والدين به فرزندان و گذراندن وقت بيشتر با آنها به منظور پركردن اوقات فراغت و جلوگيري از ايجاد خلع عاطفي .10) طراحي و تدوين كتب و سي دي هاي آموزشي درخصوص چگونگي نحوه استفاده صحيح از فضاي مجازي و اينترنت .11)‌ كنترل اجتماعي از طريق آموزه هاي ديني از جمله امر به معرف و نهي از منكر .
12) استفاده از سيستم فيلترينگ بر فضاي مجازي توسط دولت به منظور جلوگيري از صدمات ناشي از استفاده غيراصولي و غيراخلاقي از اين تكنولوژي (‌ اين امر در بسياري از كشورهاي جهان درخصوص مسائل سياسي ،‌اجتماعي ،‌اقتصادي ،‌امنيتي و حتي اخلاقي مورد استفاده قرار مي گيرد )‌

ليكن امروز تنها آن چيزي مهم و اكثر كارشناسان حوزه آسيب هاي اجتماعي بدان اشاره داشته و مورد تاكيد قرار مي دهند آموزش صحيح در جنبه هاي فردي و اجتماعي ،‌ارتقاء‌ سطح كيفي جوامع و زندگي اشخاص ،‌ ارائه خدمات مناسب و استفاده صحيح و علمي از اين تكنولوژي نوپديد مي باشد . 
                  به اميد داشتن فضاي مجازي كارآمد و سالم در كشور .

با كمال احترامات فائقه
سعيد باقري نژاد بسابي

 

ترس از مدرسه

ترس كودكان از مدرسه از جمله آسيبهاي اجتماعي است كه دامن گير برخي از خانواده ها در ابتداي سال تحصيلي و بازگشائي مدارس مي گردد . اين ترس ناشي از اختلالات رواني بوده كه بدليل تفاوتهايي است كه در محيط خانواده و مدرسه وجود داشته و كودك هراس دارد كه از محيط امن خانواده به يك محيط جديد نامعلوم قدم بگذارد . اين امر ناشي از ندادن اعتماد به كودكان و نبود روحيه مستقل در بين فرزندان و وابستگي شديد در دوران كودكي به پدر و مادر حاصل مي شود و با اختلالات در غذا خوردن ، سردرد ، بي حوصلگي ، دردهاي شكمي ، حالت تهوع ، مشكلات در خواب و اضطراب همراه مي باشد .

 ليكن از بعد خانوادگي مي توان با مراقبت شديد والدين و پرهيز از وابسته كردن فرزند به خود و ايجاد روحيه مستقل گونه براي فرزندان و با گفتار درماني بين والدين و كودك اين مشكل از بين مي رود . البته بايد به اين نكته توجه نمود هيچگاه نبايد فرزندان را از محيط مدرسه و معلمان ترساند و در روحيه آنها وحشت از معلم و تنبيهات بدني را سرلوحه كار قرار داده و يا خاطرات كودكي خود ، تجارب و بازخوردهاي منفي در دوران تحصيل خود را به فرزندان انتقال داد و هميشه سعي گردد فرزندان را با معلمان و اولياء مدرسه و جو حاكم بر آن آشنا نموده و حس ماجراجويانه را در فرزندان تقويت نمود و از طرفي مسئولين و متوليان مدارس و محيطهاي آموزشي نيز مي بايست نسبت به ايجاد رابطه گرم و صميمي با دانش آموزان و والدين اهتمام جدي داشته و تمام سعي و تلاش خود را در جهت ايجاد علاقه دانش آموزان به محيط مدرسه و تغيير فضاي آموزشي از محيطي خشك و بي روح به يك محيط شاد و پويا بكار برند .

والسلام
سعيد باقري نژاد بسابي
كارشناس آسيبهاي اجتماعي

 

سوءظن و راههاي پيشگيري از آن

پارانويا اصطلاحي است كه روان شناسان براي شرح و توصيف سوء ظن بكار مي برند سوء ظن يكي از خطرناكترين بيماري هاي رواني بشمار مي رود كه از آن به بدبيني و بدگماني نيز ياد مي شود در حقيقت اين بيماري گاه چنان شدت مي يابد كه شخص به هر چه مي نگرد يا فكر مي كند مي كوشد نقص و عيبي در آن بجويد .
از مهمترين زيانهاي بسياري كه سوء ظن به همراه دارد قتل ، متلاشي شدن كانون خانواده ها ، از بين رفتن دوستي ها و طلاق را مي توان نام برد .

قرآن كريم نيز در سوره حجرات آيه 12 مي فرمايد :

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اجْتَنِبوا کَثیرا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
ای مؤمنان، از بسیاری از گمان ها بپرهیزید که پاره ای از آنها گناه است.

در واقع مي توان سوء ظن و بدبيني اختصاص به يك طبقه خاص از افراد جامعه ندارد بلكه در روح و فكر افراد اثر مي كند و مسير افكار و انديشه هاي آنها را به راه باطل و زيانبار كشيده و منحرف مي سازد .

به طور كلي از عواملي كه موجب سوء ظن و بدبيني مي شود به شرح ذيل مي باشد :
1) ترس و ضعف نفس
2) دنائت و پستي
3) ضعف ايمان
4) غرور و خودمحوري
5) كم خردي و بي عقلي
6) شتاب در داوري
7) گروه گرائي
8) همنشيني با بدان :
يعني خلق و خوي و شخصيت انسان در اثر همنشيني با فاسقان رنگ شر و فساد و انحراف به خود مي گيرد به طوري كه امام باقر (ع) مي فرمايد : معاشرت و مجالست با بدان ، بدگماني و سوء ظن را به نيكان در پي خواهد داشت .
9) القاء شيطان : به طور كلي مي توان آن سوء ظني كه در دل افراد رخ مي دهد علاوه بر عوامل متعدد كه بيان شد از القائات شيطان نيز بر افراد محسوب مي گردد يعني شيطان با القاء فكري در روح افراد باعث مي گردد كه چيزي را كه فرد نديده و نه مي داند به گوش خود نشنيده در حق ديگران بيان نمايد .

آثار شوم سوء ظن

كه به دو صورت كلي بيان مي شود :
۱) آثار اجتماعي : مي توان گفت كه بدبيني و سوء ظن بزرگترين مانع همكاري هاي اجتماعي ، اتحاد و بهم پيوستگي دلها است و انسانها را گوشه گير نموده و تك رو و خود خواه بار مي آورد و اين خود يكي از آثار اجتماعي در جامعه به شمار مي آيد .
2) آثار فردي : مي توان گفت موجب نارضايتي هاي روحي و اضطراب و نگراني ، بدبيني نسبت به اطرافيان ، غم زده شدن ، خودخور ، و دور شدن از كانون گرم خانواده و جامعه را بدنبال دارد .

از جمله زيانهاي سوء ظن عبارتند از :
1) كم شدن امنيت چه از نظر فردي و چه اجتماعي
2) تيره شدن قلب افراد ( به طور مثال همان عينك بدبيني افراد مي باشد )
3) آفت دين و ايمان افراد.
4) كنجكاوي در امورد دروني ديگران.
5) آفت عبادت.
6) غيبت و آبروريزي در نتيجه سوء ظن.
7) هلاك شدن انسان.
۸) موجب نااميدي و عدم صفاي روح مي شود.
9) باعث سلب اعتماد از ديگران.
10) عدم رعايت حقوق برادي در جامعه مي گردد.
11) دوستي و وحدت با يكديگر را از بين مي برد.
12) موجب تهمت زدن مي شود.
13) موجب وحشت از ديگران مي شود .

راههاي مقابله و در امان بودن از سوء ظن :
حال مي خواهيم بيان نمايم كه چگونه مي شود از سوء ظن و بدبيني در امان بود . در اين خصوص مي توان به مسائل و مطالب فراوان و جالبي اشاره نمود كه به چند مورد از آن اشاره مي گردد .

1) دوري كردن از موضع تهمت و سوء ظن يعني كاري انجام ندهيم كه مقدمات سوء ظن ديگران را فراهم آورد اين نكته بيشتر در همسران بيان مي گردد كه با انجام كارهاي غيرارادي گاهي اعمالي را انجام مي دهند كه سوءظن همسر را نسبت به خود بوجود مي آورند از جمله از عوارض سوءظن در خانواده ها مي توان به طلاق اشاره نمود .
2) اعتنا نكردن به خيالات و اوهام زيرا اين مورد نشانه رشد فكري و سعه صدر و قدرت نفس در افراد مي گردد .
3) دقت و مراقت در دوستي و معاشرت با ديگران و گروههاي خاص .
4) مبارزه با عوامل و موجبات سوء ظن يكي ديگر از راههاي بهبودي و رهائي از بيماري رواني سوء ظن مي باشد .

اميد است كه زنان و مردان جامه ما بتوانند با رد هر گونه سوء ظن نسبت به يكديگر كانون خانواده را محكمتر از قبل نمايند كه اين امر منجر به استحكام جامعه و اجتماع مي گردد .

                                                                  و من ا... التوفيق
                                                              سعيد باقري نژاد بسابي
                                                          
كارشناس آسيبهاي اجتماعي

دانلود نرم افزار اندرويد اعتياد و مواد مخدر

به نام خداوند بخشنده و مهربان

        با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما بازديد كنندگان گرامي ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﮔﺎﻫﯽ بازديدكنندگان ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﻣﻀﺮﺍﺕ ﻭ ﺧﺴﺎﺭﺍﺕ ﺯﯾﺎﻥ ﺑﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺍﺩ ﺩﺭ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﺩ دﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﺎ ﻃﺮﺍﺣﯽ ﻭ ﮔﺮﺍﻓﯿﮏ ﺧﺎﺹ ﺁﻥ ﺳﻌﯽ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ , ﺷﮑﻞ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﺁﻧﻬﺎ , ﺣﺎﻻﺕ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﺗﺎﺛﯿﺮﺍﺕ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﺪﺕ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪﺕ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻔﺼﻞ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻩﺷﻮﺩ و اميدوارم مطالب فوق مفيد و موثر واقع گردد .
                                                                  سعيد باقري نژاد بسابي  

توضيحات : 
نرم افزار: ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ  (ﻣﺨﺼﻮﺹ ﮔﻮﺷﯽ ﻫﺎﯼ داراي سيستم عامل اندرويد )
طراحي از:
میلاد اسماعیل زاده
موضوع: آشنائي با اعتياد و مواد مخدر و پيشگيري از سوء مصرف
نسخه: 1.1 اندرويد به بالا
حجم: ۴٫۴ مگابایت
منبع: كنگره ۶۰ و وزارت بهداشت
ارائه شده: توسط سايت آسيب شناسي اجتماعي (پيشگيري از اعتياد)



لينك دانلود نرم افزار اندرويد اعتياد و مواد مخدر

 

دانلود توسط سيستم باركد خوان

معرفي كتاب جامعه شناسي اعتياد به همراه لينك دانلود

به نام خدا

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما بازديدكنندگان محترم
جهت آشنائي بيشتر شما عزيزان با تاريخچه اعتياد و ديگر مسائل مربوط به اعتياد و مواد مخدر ، نسخه كتاب الكترونيكي جامعه شناسي اعتياد نوشته آقاي مهدي اختر محققي را براي شما بصورت لينك دانلود قرار داده ام اميدوارم مطالب مفيد واقع گردد .

لينك دانلود

كتاب جامعه شناسي اعتياد

                                           با تشكر از بازديد شما عزيزان

عيد سعيد فطر بر شما مبارك

 به نام خداوند بخشنده مهربان

عید سعید فطر، عید آسودگی از آتش غفلت و رهیدگی از زنجیر نفس

بر میهمانان حضرت حق و بازديد كنندگان محترم مبارک باد .

خداوندا از تو مي خواهم ، خروج از ماه مبارک رمضان را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بدهي .

آمین يا رب العالمين

دلايل كاهش آسيبهاي اجتماعي در ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحيم


بركت روزه روزها، توسل و دعا و ذكر و تلاوت قرآن در این ماه، نور حقیقت را بر دل های مؤمنان می تاباند و نه تنها بخش عمده ای از انحرافات اخلاقی و آسیب های اجتماعی در ماه مبارك رمضان منصه بروز و ظهور نمی یابد، بلكه بسیاری از آسیب های دیرپا و ریشه دار نیز در این ماه، التیام می یابد و شماری از كدورت ها و نامهربانی ها و ناسپاسی ها جای خود را به مهربانی و گذشت و بخشش می دهد.

رویكرد اخلاقی جوانان
جامعه شناسان بر این باورند كه با شروع ماه مبارك رمضان بخش عمده ای از جوانان باخود عهد می كنند گرد رفتار خلاف شرع و انسانیت نروند تا جایی كه همین شیوه برای آن ها عادتی می شود كه در ادامه و پس از ماه مبارك رمضان راه خیر و صلاح و انسان دوستی در پیش گیرند. از روي ديگر ميتوان گفت ایمان در واقع تنها عامل درونی در بین افراد خلافكار است كه میزان تخلفات را در میان آن ها به حداقل می رساند.

تقویت نهاد خانواده
یكی دیگر از مزایای ماه مبارك رمضان تقویت بنیان و نهاد خانواده از طریق همزیستی بر سر سفره های افطار و سحری است تا جایی كه اگر پیش از ماه مبارك رمضان خانواده های شاغل و درگیر كارهای روز مره فرصت می یابند تنها یك وعده غذایی آن هم به صورت نامنظم كنار یكدیگر باشند اما در ماه رمضان هر كس از اعضای خانواده در هر كجا كه شاغل است تلاش می كند خود را به هنگام افطار سر سفره حاضر كند و همین وضعیت در هنگام سحری نیز تكرار می شود. در واقع ماه مبارك رمضان این امكان را برای خانواده ها فراهم می آورد كه بیشتر با هم باشند و از همین رهگذر است كه امكان حركت های تكروی _ كه اغلب از دل آن جرم می خیزد- به حداقل می رسد. واقعیت این است كه رمضان آدمی را در برابر سختی ها پایدار می كندو بر صبر و شكیبایی انسان می افزاید و دل را آنچنان صفا می دهد كه در روزهای آخر ماه مبارك رمضان دلش نمی خواهد این آرامش را از دست بدهد.

زبان و اهمال روزه داران
بسیاری از شهروندان معتقدند كه با ورود به ماه مبارك رمضان امساك و پرهیز آنها از درغلتیدن به سوی برخی انحرافات، كژی ها و آسیب ها افزایش می یابد و شاید در این ماه بیش از سایر ماه ها مراقب هستند كه دامن آنها به ناپاكی نیالاید و خاطره ای ناخوش در ذهن دیگری برجای نگذارند. عده اي بر این باورند با آداب و رسومی كه به ماه مبارك رمضان وارد می شویم ، سنت ها یكی پس از دیگری جلوه بروز می یابند و همین ها ترمز بسیار قوی برای پرهیز از گرایش به سمت وسوی گناهان است.

افطاری دادن و اطعام روزه داران
از رسومی است كه در بین مردم در ماه مبارك رمضان بسیار مورد توجه است این سفره های معنوی انس و الفت را افزایش می بخشد و كدورت و ناراحتی را به حاشیه می راند.
به عبارتي مي توان گفت هدف روزه بیشتر به روح انسان تعلق داشته تا جسم آن، زیرا كه طعام سفره رمضان رحمت و مغفرت است و این ها نیز رابطه مستقیم با روح فرد دارند و همین پیام روزه كافی است تا در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها جانب فقرا و مستمندان را داشته باشند و این شیوه را بهترین رفتار خوب و حسن خلق با دیگران بدانند و آن را استمرار بخشند. این ماه علاوه بر محاسنی كه بر روح انسان دارد، جسم انسان را از خوبی های خود بی بهره نمی گذارد كه بهره آن هم چیزی جز صحت و سلامتی نیست.

                                                                                        التماس دعا

پروژه كارشناسي بررسي ميزان و عوامل موثر در گرايش به اعتياد در بين نوجوانان مقطع راهنمائي شهر كرج

به نام خداوند بخشنده و مهربان

      ضمن سلام و عرض ادب و احترام خدمت بازديدكنندگان محترم سايت آسيب شناسي اجتماعي و با آرزوي موفقيت براي تمامي عزيزان در همه مراحل زندگي و تحصيل .
با عنايت به پيغامهاي مكرر شما عزيزان به جهت راهنمائي در خصوص نحوه و نگارش پايان نامه كارشناسي و كارشناسي ارشد و با ارج نهادن به نظرات شما عزيزان اينجانب پروژه پايان نامه كارشناسي خود را در خصوص آسيب شناسي اجتماعي جهت استحضار شما عزيزان در لينك دانلود فايل مندرج در ذيل ارائه نموده ام .
اميد است مطالب ارائه شده براي شما عزيزان مفيد واقع شده و از همه بازديد كنندگان ارجمند خواهشمند ام با ارائه نظرات و دادن امتياز به مطلب فوق اينجانب را سرفراز نمايند . 

لينك دانلود پروژه كارشناسي
 

سعيد باقري نژاد بسابي
  مدير سايت
   

نمونه هائي از معضلات و آسيبهاي اجتماعي

هم اكنون كه با كمبود پيمايش هاي استاندارد علمي در زمينه شناسايي آسيب هاي اجتماعي در سطح ملي روبه رو هستيم و هر محققي ناگزير است بر اساس تجربيات و مطالعات خود معضلات و آسيب هاي اجتماعي را فهرست كند، می توان نمونه ای از معضلات و آسيب هاي اجتماعي جامعه ايران را به ترتيب زير اولويت بندي نمود :
    
    1- اولين معضل، ضعف مراعات قواعد اخلاقي در اغلب سطوح روابط اجتماعي است. در سطح كلان براي نمونه مي توان به رفتارهاي غيراخلاقي دولت با جامعه و رفتارهاي غيراخلاقي جامعه با دولت (مثل فرار از ماليات واقعي) اشاره كرد. در سطح خرد نيز رعايت قواعد اخلاقي در بين اعضاي خانواده، همسايه ها، همكاران، دوستان، همشهري ها و هموطنان ضعيف است. اغلب مطالعات موجود «رواج بي اعتمادي» گسترده در جامعه ايران را تاييد مي كنند. يكي از دلايل رواج بي اعتمادي همين ضعف مراعات قواعد اخلاقي است. روشن است كه زندگي در فضاي بي اعتمادي، زندگي ناآرام و تنش زا است- چنانچه اكثر ايرانيان آن را تجربه مي كنند.
    
    2- دومين آسيب درصد بالاي فقرا است كه جمعيتي بين ده تا پانزده ميليون را در برمي گيرد. اگرچه پس از انقلاب روند كلي رشد فقر كاهش داشته، ولي چون جمعيت دو برابر شده همچنان بالابودن تعداد فقرا نگران كننده است. خصوصاً اگر علت بسياري از آسيب هاي اجتماعي ديگر را همين فقر بدانيم، اين تعداد فقرا همه را نگران مي كند. به عبارت ديگر عامل آسيب زا و جرم زاي فقر در جامعه همچنان حضور پررنگي دارد.
    
    3- سومين آسيب اجتماعي معضل اعتياد است. اگر حد وسط آمارهاي موجود را مبنا قرار دهيم و جمعيت معتاد را دو ميليون و نيم در نظر بگيريم و اين عدد را در چهار يا پنج نفر، متوسط تعداد اعضاي خانواده، ضرب كنيم، آنگاه مي توان مدعي شد كه حداقل 10 ميليون نفر از مردم جامعه ما درگير مساله حاد و خانمان برانداز اعتياد هستند. وقتي در يك خانواده يك نفر معتاد مي شود زندگي تمام اعضاي خانواده، خصوصاً زنان، با مشكل و مصيبت مواجه مي شود. وقتي 10 ميليون نفر از آسيب اعتياد در جامعه رنج مي برند، روشن است كه آثار اين رنج با شدت كمتر به 70 ميليون هم كشيده مي شود.
    
    4- بيكاري هم اكنون در ايران فقط يك معضل اقتصادي نيست بلكه يك معضل حاد اجتماعي نيز هست. اول اينكه آمار چهار تا پنج ميليون بيكار از لحاظ كمي بالااست. از لحاظ كيفي نيز بيكاري هم در اقشار پايين و هم بالاي جامعه معضل ايجاد كرده است. در اقشار پايين، پدر و مادر نمي توانند از پس مخارج زندگي و خورد و خوراك فرزندان بيكار خود برآيند و همين فشار اجتماعي جوانان بيكار را به انجام تخلفات اقتصادي، انحرافات اجتماعي، اعتياد، افسردگي و خودكشي ترغيب مي كند. در اقشار متوسط جامعه نيز، شاهد خانواده هايي هستيم كه در آن يك يا چند جوان تحصيلكرده بيكار زندگي مي كنند و همين عامل يكي از زمينه هاي بروز تنش در خانواده هاي متوسط جامعه شده است. حتي تعداد زيادي از ازدواج هايي كه در طبقه متوسط انجام مي شود با كمك همه جانبه پدر و مادرها صورت مي گيرد و خود جوانان به خاطر نداشتن شغل قابل قبول، نمي توانند از عهده هزينه هاي زندگي (و دفاع از منزلت اجتماعي خود) برآيند.
    
    5- پنجمين معضل و آسيب اجتماعي، حاشيه نشيني است. بسته به معيارهايي كه براي تعيين حاشيه نشين ها به كار مي روند، از جمعيتي بين پنج تا 20 ميليون نفر به عنوان حاشيه نشين ياد مي شود. به باور نگارنده، اگر تنها پنج ميليون نفر حاشيه نشين حاد هم داشته باشيم كه زيست فيزيكي و اجتماعي و روزانه آنها با بحران روبه رو باشد، پديده يي فوق العاده نگران كننده است. اگرچه ظهور اين پديده معلول توسعه نيافتگي نامتوازن جامعه است ولي ميزان قابل توجهي از آسيب هاي شهري به افرادي برمي گردد كه در اين مناطق زندگي مي كنند.
    
    6- ششمين معضل رشد فزاينده تعداد ضرب و شتم، قتل، دزدي، جرم و جنايت است. به نظر مي رسد اولاً اين انحرافات در ايران از كشورهاي مشابهي مثل مالزي، تركيه و مصر بيشتر است. ثانياً پاره يي از جرائم مثل قتل در درون خانواده ها و خويشاوندان در حال گسترش است. دنياي بيرون يا دنياي اقتصاد دنياي جدال منافع است كه طبيعتاً با تنش همراه است ولي دنياي درون خانواده بايد دنياي امن و آرامش باشد و اينكه در ايران قتل و ضرب و شتم در خانواده ها رو به افزايش است، علامت خطرناكي است، چراكه نشان مي دهد ناامني از سطوح ظاهري جامعه به لايه هاي دروني آن كشيده شده است.
    
    7- از هفتمين معضل مي توان تحت عنوان آسيب هاي ديگر ياد كرد، از جمله رشد فزاينده طلاق، تعداد رو به فزوني زنان سرپرست خانوار بدون درآمد، رشد كودكان بي سرپرست، آسيب هاي مربوط به بدن (مثلاً تعداد افراد سيگاري در ايران در حال افزايش است، تعداد مصرف كنندگان قرص هاي مسكن و شادي آور در كشور بالااست، درصد افراد چاق رو به فزوني است، تن فروشي، فحشا، سير صعودي دارد و مصرف نوشابه هاي الكلي غيراستاندارد افزايش يافته است). موارد مذكور مردم را در نگراني دائم قرار داده است.
    
    8- از دو معضل ديگر نيز بايد نام برد. اول شواهد زيادي وجود دارد كه برخي مناطق از لحاظ توسعه يافتگي در مناطق پيراموني و درجه دوم قرار دارند و لذا پاره يي از آسيب هاي اجتماعي مثل فقر و احساس ناكامي در آن مناطق بيشتر است. معضل دوم هم تبعيض جنسيتي است. زنان وارد عرصه عمومي شده اند ولي امكانات عرصه عمومي براي هر دو جنس يكسان نيست، از ساده ترين سطوح يعني امكانات تفريحي، ورزشي گرفته تا اشتغال و درآمد. تبعيض هاي حقوقي نيز بر مشكل افزوده است. در نتيجه زنان در جامعه ايران از توانايي كمتري در مقابله با تهديدها و آسيب ها برخوردارند و به همين دليل بيشتر قرباني مي شوند. به عنوان نمونه زنان بيشتر قرباني ناخواسته فقر، بيكاري و اعتياد مي شوند.

نوشته آقاي حميد رضا جلائي پور
به اهتمام سعيد باقري نژاد بسابي

فنون و مهارتهاي ارتباطي در پيشگيري از اعتياد

مقدمه :
اصول برنامه پيشگيري از اعتياد : پيشگيري از اعتياد مانند پيشگيري از كليه بيماري ها واگيردار از الگوي اپيدم لوژيكي خاص پيروي مي كند . در برنامه پيشگيري از اعتياد بايد به هر سه عامل مواد ، افراد و محيط كار دقت و توجه نمود .
مواد مخدر :
پيشگيري از تهيه و توزيع مواد مخدر ، كاهش عرضه مواد ، ضمانت اجرائي قوي براي قواني مبارزه با ورود و توزيع مواد مخدر .
افراد :
افزايش مهارت هاي فردي اجتماعي ، تقويت عوامل محافظت كننده مثل اعتماد به نفس ، حمايت هاي اجتماعي ، قدرت تصميم گيري و كاهش عوامل خطرساز ( كمك به كنتل فشارها ، آگاهي از عوارض سوء مصرف و آموزش فنون پرهيز )
محيط كار :
پيشگيري از خطرات محيطي با افزايش رفاه اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي ( افزايش كيفيت زندگي ، امنيت اجتماعي و امنيت اقتصادي ، روابط اجتماعي سالم ، اقداماتي در جهت پايداري خانواده ، كاهش دسترسي به مواد مخدر و نگرش منفي نسبت به سوء مصرف مواد )
مهمترين عوامل خطرساز در گرايش به مواد مخدر شامل :
عدم آگاهي افراد از عوارض جبران ناپذير اعتياد بر سلامت جسمي و رواني ، عدم وجود نگرشهاي صحيح در مورد اعتياد و عوارض آن ، عدم كنترل و نظارت بر رفتارهاي افراد و راهنمايي جهت اقدام سريع .
توجه داشته باشيم فرايند پيشگيري از اعتياد فرايندي مبتني بر جامعه است .

مفهوم ارتباط ( ارتباطات ) : Communication

ريشه لغوي :
كلمه ارتباطات يا Communication از لغت لاتين است Communicano كه اين لغت در زبان لاتين به معني to made common عمومي كردن برگرفته شده است . معني ديگر آن در معرض عموم قراردادن است . بدين معني مفهومي كه از درون فرد برخواسته است به ميان ديگران راه يافته و به ديگران انتقال يافته است . در واقع انتقال صحيح پيامها يا مسيج را به ديگران و يا عموم گسترش مي دهد . تعاريف جديدتر آن انتقال مفاهيم ، انتقال معاني و نيز انتقال و يا تبادل پيامها مي باشد . ارتباطات به شكل ديگر تعاريف متفاوتي نيز دارد ( فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده به شرط همسان بودن معناي بين آنها )
سئوال : در فرايند سه گانه فرستنده ، گيرنده به پيام شرط همسان بودن آيا وجود هر سه عامل ضروري مي باشد و آيا انتقال معنا به توسط اين سه عامل صورت مي گيرد يا خير جواب بدهيد ؟
ارتباط فرايندي است كه در آن معنا بين موجودات زنده تعريف و به اشتراك گذاشته مي شود . ارتباط به يك فرستنده پيام و گيرنده ، گيرنده در نظر گرفته شده نياز دارد هر چند لزوم گيرنده همواره لازم نيست حضور داشته باشد يا از منظور فرستنده براي برقراري ارتباط در زمان ارتباط آگاه باشد . بنابر اين ارتباطات مي تواند در سرتاسر مسافتهاي گسترده زماني و مكاني رخ دهد ارتباطات انساني به ارتباطات كلامي ، تصويري ، غيركلامي و نوشتاري تقسيم مي گردد .
اغلب چنين تصور مي شود كه ارتباطات فقط بين دو نفر و بيشتر از دو نفر شكل مي گيرد اما واقعيت امر چنين نيست ارتباط در شرايط مختلف و با افراد و گروههاي مختلف شكل مي گيرد و گاهي ما با خود ارتباط برقرار مي كنيم . زماني با انسان ديگر و در زماني ديگر با تعداد كثيري از انسانها . اكثر محققين علم ارتباط تقسيم بندي خود را بر اساس 1- تعداد ( افراد كه در يك فرايند ارتباطي هستند ) 2- منظور 3- هدف و ارتباط متكي مي كنند . همچنين معيارهايي چون درجه رسميت و صميميت فرصت هاي مربوط به باز خورد احتياج به شكل گيري مقدماتي پيام ، درجه ثبات ، نقش فرستنده پيام و گيرنده آن توجه مخصوص دارند . پس براساس تعاريف ارائه شده فرايند تفهيم تفاهم و تسهيم معني در ارتباطات به سه دسته اساسي 1- ارتباط با خود 2- ارتباط با ديگران 3- ارتباط عمومي يا جمعي تقسيم مي گردد .

 ارتباط با خود : Intra Personal Communication

ارتباط با خود عبارت است از اينكه جريان تفهيم و تفاهم را در درون خود انجام بدهيم به نوعي كه يك نوع ارتباط دروني انجام بشود . ارتباط با خود در برگيرنده مشكلات دروني و يا حل تعارضات بيروني فرد است . اين ارتباط علاوه بر برنامه ريزي براي آينده عملكرد عاطفي و ارزيابي خود و ديگران و روابط ميان خود و ديگران را مورد توجه قرار مي دهد .

ارتباط با ديگران : Inten Personal Communication

فرايند تفهيم ، تفاهم معني بين يك شخص و انسانهاي ديگر مي باشد . اين ارتباط به دلايل گوناگون از جمله حل مسائل و مشكلات ، رفع نيازهاي اجتماعي ، رد و بدل كردن اطلاعات ، درك بهتر خود همانند نياز تعلق به گروه و جمع و دوست داشتن و دوست داشته شدن مي باشد .
ارتباط با ديگران در بيشتر موارد در شرايط رسمي برگزار مي شود و شامل ارتباط چهره به چهره بوده كه خود از طريق كلامي و غيركلامي انجام شدني است . در اين ارتباط نقش فرستنده و گيرنده پيام جابجا مي شود . هرگز يكنفر بعنوان فرستنده مداوم و نفر ديگر بعنوان شنونده يا دريافت كننده پيام باقي نمي ماند بلكه به گونه اي مداوم جاي آن دو با يكديگر عوض مي شود . توجه و ارتباط صحيح در ارتباطات كلامي و غيركلامي يكي از موثرترين موارد در ارتباط با ديگران مي باشد .

ارتباط جمعي يا عمومي : Public Communication

ارتباط جمعي نوعي از ارتباط است كه براساس آن فرد يا تعداد كثيري از انسانهاي ديگر ارتباط برقرار مي كند . اين ارتباط فرايند تفهيم و تفاهم با تعداد زيادي از انسانها است . اين نوع ارتباط بيشتر از طريق رسميت ساختار و برنامه ريزي مطرح مي شود كه معمولاً براساس هدفهاي اطلاع رساني و يا متقاعد سازي ( اغناء كردن ) طرح ريزي مي شودو معمولاً شكل مي گيرد ولي همواره به اين اهداف ختم نمي گردد و هدفهاي مشغول كردن يا ايجاد وضعيت تفريح براي ديگران و يا معرفي و خوشامدگويي يا ساير موارد كه مرتبط با جمع زيادي از انسانها است مي باشد .
موانع ارتباط :
موانع ارتباط باعث مي شود كه شخص اصلاً نتواند ارتباط برقرار كند اين عوامل شامل :
1) ارزيابي شنابزده ، نتيجه گيري عجولانه و پيش داوري است .
طبيعي است كه اگر قبل از ارتباط فكركنيم كه فلاني آدم خوبي نيست در مورد او قضاوت نكنيم . عدم قضاوت و پيش داوري مي تواند باعث يك ارتباط سالم بشود .
2) حواس پرتي ، بي توجهي و عدم دقت كه بيشتر متوجه آقايان مي شود .
در ارتباطات زناشويي حواس پرتي و بي توجهي ما ممكن است باعث شود كه ديگران تمايل خود براي ارتباط با ما را از دست بدهند . يا ما خودمان به اين دليل از ارتباط ديگران دچار حواس پرتي مي شويم .
3) حدس و گمان :
مقدمه قضاوت و ارزيابي عجولانه است .
4) فكر قالبي :
اگر ما براي ارتباط قالب مشخصي را در نظر بگيريم ممكن است اكثر افرادي كه قصد ارتباط با آن را داريم كاملاً منطبق با قالب آن نباشند در اين صورت در ارتباط دچار مشكل خواهيم شد .
5) فشار رواني :
باعث اختلال در ارتباط است . در واقع فشار رواني پايه اكثر موانع ارتباطي در فنون و مهارت هاي ارتباط مي باشد .
6) فقدان مهارت در دقيق گوش كردن :
اين بي توجهي در شنيدن به طور شديدي در عدم ارتباط موثر نقش دارد .
7) افكار خشك و متحجرانه 
8) شروع از نقاط منفي ( انتقاد )
گفتگو را نبايد با شكايت ، سرزنش و انتقاد آغاز كرد چرا كه اين كار مي تواند شخصيت را جريحه دار سازد و پذيرش انتقاد و ادامه ارتباط را با مشكل مواجه كند بنابر اين حتي در صورتي كه موضوع اصلي سخن انتقاد از مخاطب باشد سخت لازم است به نقطه يا نقاط مثبتي اشاره كرد .
انتقاد سازنده و شرايط آن :
انتقاد نبايد گزنده ، توام با سرزنش باشد چرا كه در اين صورت " تنها شعله هاي لجاجت مخاطب را بر مي افروزد " تكرار بيش از حد انتقاد نيز از تاثير آن مي كاهد و بذر كينه و دشمني را در دل مخاطب مي افشاند . انتقاد از مخاطب در حضور ديگران معمولاً  موجب تخريب شخصيت وي مي شود و نتيجه معكوس مي دهد .
ستايش افراط گونه مخاطب :
همانگونه كه انتقاد گزنده مانع برقراري ارتباط موثر است . ستايش افراطي مخاطب نيز مشكل ساز است چرا كه مخاطب احساس مي كند ستايش فراتر از حد او نوعي چاپلوسي و يا ابزاري براي فريب و اغفال و وارد كردن وي به پذيرش يك كار يا مطلب است. از اين رو نيز بسياري از افراد در برابر ستايش خود حالت تدافعي مي گيرند و نيز به خاطر آثار نامطلوبي كه اين كار بر روحيه و اخلاق مخاطب مي گذارد در آموزه هاي ديني نهي و نكوهيده شده است .
اميرالمومنين علي (ع) مي فرمايد : هر گاه ستودي مختصر كن ، هر گاه نكوهيدي كوتاه كن
گفتگوهاي آمرانه و منفعلانه :
از نظر چگونگي برقراري ارتباط افراد به 3 گروه تقسيم مي شوند :
1) افراد پرخاشگر و متكبر كه در سخنان خود پيوسته از دستور ، تهديد ، ارعاب و تحقير استفاده مي كنند .
2) افراد منفعل كه شخصيت خويش را بي ارزش مي شمارند و خواسته ها و نيازهاي خود را از خواست و نياز ديگران بي اهميت تر مي پندارند . آنان معمولاً با صدايي ملايم سخن مي گويند و با تبسم هاي زياد و انفعالي خودداري از تماس چشمي و عذرخواهي فراوان از سخنان خود بيشتر شنونده حرفهاي ديگران اند و در سخن خود نيز متكي به رأي ديگران هستند . اين افراد افزون بر آن كه تاثير گذاري ارتباط را مد نظر داشته باشند در يك ارتباط يك طرفه پذيراي نظرات طرف مقابل خود هستند .
3) افراد مصمم يا افراد قاطع : كه با احترام به حقوق و شخصيت ديگران خواسته هاي خود را نيز با قاطعيت همراه با آرامش و ادب مطرح مي سازند . بر اين ساسا ارتباط سالم ارتباطي است آمرانه نه منفعلانه بلكه با قاطعيت و ابراز وجود توام با احترام .
خودنمايي در بيان :
خودنمايي و فضل فروشي در سخن ارتباط موثر را غيرممكن مي سازد زيرا براي مخاطب اين احساس را پديد مي آورد كه گوينده خود را از نظر سطح دانش در مقامي بالاتر و مخاطب را فردي كم دانش مي داند . خودستايي در واقع برخواسته از غرور و خودبرتر بيني است كه ناشي از عدم شناخت صحيح از خويشتن است .
مجادله يا جدل :
جر و بحث هاي بي حاصل از موانع مهم ارتباط گفتاري موثر است كه در آموزه هاي ديني با عنوان هاي جدال يا جدل بيان شده است در واقع به هدف محكوم كردن و شرمنده ساختن مخاطب مي انجامد و نتيجه آن قطع ارتباط موثر مي باشد .

ويژگي هاي ارتباط در گروههاي مختلف سني :

سن 2 تا 3 سالگي ( استقلال در برابر شرم و ترديد  ) :
نمودش در بزرگسالي نشانه اراده است ، استقلال در مقابل شرم و ترديد نام ويژگي اين سن است . كودك دوست دارد به تنهائي خيلي از كارهايش را انجام بدهد مثل بستن بند كفش . در كنار آزادي بايد فرصت جبران اشتباهاتش را نيز برايش فراهم كنيم و با اشكالاتي كه برايش مواجه مي شود بسيار بد برخورد نكنيم . افراد در اين سن وارد مرحله اي مي شود كه از لحاظ روان شناسي در واقع به آن سن مي گويند . دوست دارد دستشوئي خودش را نگه دارد و وقتي به دستشوئي مي رود از اين كه يك دفعه دستشوئي خود را تخليه مي كند از اين كار احساس لذت مي برد . والدين در اين سن خيلي سخت گير باشند كودك فردي وسواسي كمال گرا تابع كامل مقررات مي شود . در اين سن خيلي از مفاهيم آموزشي را در قالب بازي مي توان به كودك آموزش داد و نگاه كودك در واقع پذيرش مطالب را براي او بسيار آسان مي كند . در اين سن مراقب رفتار عادت گونه كودك باشيد اگر كودك اشتباهي مرتكب شد او را دعوا نكنيد زيرا باعث سرخوردگي مي گردد . تقليد در اين سن بسيار قوي است اگر اين سن را به خوبي پست سر بگذارد فردي مي شود :
1) تجريه و تحليل صحيح در موضوعات 2) احساس گناه در اشتباه ندارد اما به فكر جبران است . 3) با خودش و ديگران راحت كنار مي آيد و هميشه در حالت آشتي است و خيلي راحت احساسات خود را بيان نمي كند و خيلي راحت به احساسات خود و ديگران توجه مي كند .
سن 3 تا 6 سالگي :
يكي از مهمترين سن هايي كه يك انسان مي تواند در آن قرار گيرد اين سن است در اين سن سرنوشت هر انساني رقم مي خورد . شروع به هر كاري و يادگيري به هر كاري در اين سن شكل مي گيرد . در اين سن هرچيزي را كه مي بينيم ، آنها مي گويند و با يك حجم زياد گفتگو و حجم حركات در اين سن مواجه مي شويم . در اين سن كودك بسيار لاغر مي شود ، حرفهايي كه بيان مي كند هيچ ربطي بهم ندارد و در واقع ارتباط كلمات در جملات ناقص است . در اين سن خيالبافي كودكان زياد مي شود ، كابوسهاي شبانه ، دروغ گفتن ، تخيل و حركت زياد از ويژگي هاي اين سن است . حافظه كودك ترتيب درستي در حفظ مطالب نداشته و قادر به بيان آنچه انجام داده است يا فرا گرفته است نمي باشد . ابتدا رنگها در ذهن شكل مي گيرد . سپس از آن حركات آغاز مي شود براي بيان خاطراتش ، هميشه از رنگ ها استفاده مي كند . در اين سن فرصت ابتكار عمل را به كودكان بايد داد چرا ؟ چون كه فردي خواهد شد كه مي تواند براي خودش هدف داشته باشد . افرادي كه هدفمند هستند آمادگي پذيرش موضوعات جديد را داشته و چالش هاي جديد را مي پذيرند . احساس روشني از توانمندي هاي فرد در اين سن شكل مي گيرد . مي داند كه چه كارهايي را مي تواند انجام دهد و اگر نمي تواند انجام دهد به راحتي نه بگويد .
سن 7 تا 12  سالگي نياز به تحقق عمل در مقابل بي كفايتي و ناتواني و احساس حقارت :
وقتي احساس بي كفايتي بوجود مي آيد كه ما با كاري كه بچه هايمان انجام مي دهند كاري نداشته باشيم فقط به نتيجه نگاه كنيم . در اين سن مي توانيم به صورت مستقيم آموزش دهيم ، دستورالعمل ياد بدهيم ، آداب غذا خوردن ، آداب حرف زدن ، آموزش هاي شخصي و خانودگي در اين سن شكل مي گيرد ، هر آنچه از رفتار ما و گفتار ما مي بيند يا مي شنود آموزش ميگيرد سپس راستگويي در اين سن به سبب رفتار پدر و مادر شكل صحيح به خود مي گيرد .
مغزانسان در اين سن آمادگي بيشتري براي هضم مطالب دارد ، آنچه كه در خانواده ها بسيار اهميت دارد در اين زمان شكل مي گيرد . ارزش و وظايف اجتماعي در اين سن آموخته مي شود . تفاوت آدمها در اين سن آموخته مي شود و ياد مي گيرد كه بايد خودش را را با محيط سازگار كند ، مهارت ها در اين سن شكل گرفته و در صورت داشتن الگوي صحيح قادر به ياد گرفتن مهارتهاي خوبي خواهد شد . حتي زبانهاي خارجي بسيار سخت ياد بگيريم ، در اين سن به هيچ عنوان باعث احساس حقارت آنها در اثر مقايسه با ديگران نشويم به هيچ عنوان در رقابت با ديگران ترغيب ، تشويق و يا تحقير نكنيم .
سن 13 تا 18 سالگي نياز به تقويت در برابر بي هويتي :
در اين سن تغييرات فيزيكي بسيار شديد و خيلي از ويژگي هاي روحي برخورد است ، بخاطر تغييرات هورموني خيلي ازتغييرات رفتاري را مي توانيم ببينيم مثل حساس شدن زياد ، خوابيدن ، پرخاشگري ، تمايل به رهايي ، بي اعتمادي به پدر و مادر و احساس داشتن همه نوع اطلاعات و برتري هوشي و ذهني نسبت به ديگران ، بلوغ جسمي هر موقع اتفاق بيافتد 4 سال بعد بلوغ رواني و پس از 2 سال بلوغ اجتماعي بصورت متعادل شكل مي گيرد . در اين سن فرنزدان بسيار بي دست و پا مي شوند و يكسري بي تجربگي ها و خامي در رفتارشان هويدا مي شود . به شدت از بيان اصطلاحاتي مانند بي دست و پا ، بي تجربه و .... خودداري كنيد و اگر بيان اين كلمات باعث دوري فرزند از شما خواهد شد .
سن 18 تا 40 سالگي :
دوران بزرگسالي شروع مي شود . در كشور ما به دليل اين  كه در هر كدام از سنيت اين نيازها به خوبي ارضا نمي شود در سن 24 سالگي سن بزرگسالگي تشكيل مي گيرد . بايد در اين سن بتواند با انتخاب هايي كه انجام داده است اعم از رشته تحصيلي ، شغل و همسر بخوبي ارتباط برقرار كند . اگر نتواند ارتباط برقرار كند منزوي و گوشه گير مي شود . در مورد همسرش نيز چنين است ، در صورتي كه از انتخابش راضي نباشد سعمي مي كند در هر شرايط كه باشد با شرايط پيرامونش ارتباط برقرار كند . سرعت زندگي در اين سن زياد است چون دغدغه ها و كارهايش بسيار زياد است . در انتهاي اين سن يعني حدود 35 تا 40 سالگي وارد بحران 40 سالگي مي شود . اين كه فكر مي كند دوراني كه پشت سر گذاشته است را چگونه گذرانده است . ازدواج كار ، تربيت بچه ها و ... اگر بررسي كرد كه احساس رضايت كرد از اين بحران به راحتي مي گذرد و بعد از آن سعي مي كند كه براي خودش زندگي كند .
حال از خود سئوال مي كنيم در بحث فنون و مهارتهاي ارتباطي شناخت ويژگي ها چه تاثيري در پيشگيري از اعتياد داشته و چه سني بيشترين امكان ابتلاء به مواد مخدر را دارد و راهكارهاي پيشگيري از ن را به درستي به ما نشان مي دهد .
ترك اعتياد :
كه به دو روش مي باشد :          1) روش سرپائي             2) روش بستري
روش سرپائي به دو روش جايگزين و روش علائمي تقسيم بندي مي گردد .
روش بستري به دو روش
الف - روش سريع R.D 
ب -  روش فوق سريع  UROD روش فوق سريع با بيهوشي همراه است .
درمان اعتياد :
اثر مواد مخدر به سه صورت مي باشد : وابستگي فيزيكي ، وابستگي رواني و خارج شدن سم از بدن
در وابستگي فيزيكي فرد معتاد به پزشك مراجعه و درمان مي گردد .
در وابستگي رواني شخص معتاد خودش بايد بخواهد كه اعتياد را ترك نمايد .
وقتي سم  از بدن خارج مي گردد عوارض دارد ( سندروم محروميت ) كه عبارتند از : آبريزش ، درد استخواني ، تهوع ، استفراغ ، اسهال و ...
در هنگام ترك اعتياد از مواد جايگزين ناتروكسن و متادون استفاده مي گردد .
آيا اعتياد درمان پذير است ؟
عليرغم اينكه اعتياد يكي از پيچيده ترين بيماريها مي باشد چنانچه فرد تمايل واقعي به درمان داشته باشد و اين امر برايش ارزشمند باشد و با روش درست به پيش رود قطعاً درمان مي گردد . در حاليكه در مورد برخي از بيماريها متأسفانه چنين مسئله اي ديده نمي شود . در مقابل در صورتيكه فرد هنوز به تشخيص درستي نرسيده باشد و به عمق مشكلات و عوارض ناشي از مشكلات واقف نگرديده و تمايل واقعي جهت درمان نداشته و حتي به ادامه روند اعتياد خود بيشتر تمايل داشته باشد متأسفانه هر گونه اقدام جهت درمان بي نتيجه است . گاهي اوقات به دليل پيچيدگي هاي خاص رواني اعتياد با بيماريها،زمينه اي جسمي امكان درمان وجود نداشته باشد و نهايتا با برخي از داروهاي خاص سعي در كنترل اعتياد يا كاهش آسيب هاي آن مي شود .
درمان اعتياد = علم + تجربه + هنر + عشق + صبر + تعهد = معتاد و درمان كننده
روش علائمي :
اين روش حدود 8 تا 10 روز به طول مي انجامد و در طي مدت فوق با استفاده از داروهاي غيرمخدر مختلف علائم جسمي بيمار كنترل مي گردد . در طي روزهاي اول سم زدائي معمولاً از داروهاي بيشتر استفاده مي گردد پس از آن داروهاي مصرفي كاهش يافته و معمولاً ظرف مدت 10 روز اغلب آنها قطع مي گردد . در اين روش چنانچه بيمار همكاري نمايد داروهاي شبهه افيوني ناتروكسن معمولاً در شب هفتم براي بيمار شروع ميگردد . در برخي از بيماران علائم ترك با اين روش به خوبي كنترل نمي شود و از اين رو محدوديت دارد . ضمن آنكه در برخي از موارد علائم ترك ممكن است بنحوي كنترل شود ولي بدليل وابستگي رواني بالا ممكن است فرد در طي دوره سم زدائي اقدام به مصرف مواد مخدر نمايد .
روش جايگزيني :
كه به سه صورت سقوط آزاد ، شبه سقوط آزاد و و روش تدريجي مي باشد .
روش سقوط آزاد :
در اين روش سعي برآن است كه به طور كلي مصرف مواد ترك شود و در مدت زمان كوتاهي كل مواد ترك مي گردد كه اين روش روشي ناصحيح و باطل مي باشد و باعث مرگ معتاد مي باشد به عنوان مثال تبليغاتي كه براي ترك اعتياد مثلاً در دو روز مي باشد را مي توان نمونه اي از آن نام برد .
روش شبهه سقوط آزاد :
روشي است كه فرد بين زمين و آسمان رها مي كنند و در بين راه مقداري مواد جايگزين به او مي رسانند تا از بين نرود كه اين روش نيز باطل و منسوخ مي باشد .
روش تدريجي :
ابتدا سعي بر اين است كه از شدت سوء مصرف مواد كم كرده يعني مواد صنعتي را به مواد سنتي تبديل و يا به مواد طبيعي تبديل كرده و زماني كه به تدريج مصرف مواد را كم كرده در مراحل پاياني از مواد جايگزين مثل متادون و ناتروكسن استفاده مي كنند تا بتوانند با اين عمل ولع و ميل معتاد را از بين ببرند . در اين روش هم معتاد و هم درمان كننده بايد با هم همراه باشند و به موازات همديگر در درمان شركت نمايند . اين روش از نظر زماني طولاني و ماندگاري آن بيشتر مي باشد .

و من ا... التوفيق
مطالب نقل از استاد ارجمند جناب آقاي فروزش
به اهتمام سعيد باقري نژاد بسابي

 

شيوه آگاه سازي و اطلاع رساني

مفهوم ارتباط
كلمه ارتباطات به صورت جمع در علوم ارتباطات به معناي مطالعه پيرامون ابزار و لوازم فني اين پديده به كار مي رود حال آن كه معناي اين واژه به صورت مفرد كه همان ارتباط مي باشد بيانگر فرايندي است كه در آن پيام از پيام دهنده به پيام گيرنده منتقل مي شود . به عبارت ديگر به گرش پيام بين فرستنده و گيرنده پيام مربوط مي شود .
در هر ارتباطي 7 پرسش مطرح مي شود كه عبارتند از :
1- چه كسي مي گويد 2- چه مي گويد 3- به چه كسي مي گويد 4- كجا مي گويد 5- چگونه مي گويد 6- براي چه مي گويد 7- با چه تاثيري مي گويد .
در برقراري ارتباط پيوسته هدفي وجود دارد و فرد براي دريافت آگاهي بيشتر با ديگران ارتباط برقرار مي كند در پرتو ارتباطات هست كه فرد به مهارتهاي تازه و طرز فكر جديد دست پيدا مي كند .
مفهوم اطلاع :
اگرچه اطلاع نوعي ارتباط است ولي از نظر معنا با ارتباط متفاوت است . زيرا هر اطلاع رساني نوعي ارتباط محسوب مي شود ولي هر ارتباطي اطلاع نيست به عبارت ديگري مي توان ارتباط برقرار كرد بدون آن كه اطلاعاتي رد و بدل شود . براي مثال گروهي از مردم شاهد شروع ريزش باران هستند اگر آنها درباره باران گفتگو كنند و هيچ اطلاعي رد و بدل نشود در اين صورت همه آنها صرفاً يك واقعيت را بيان مي كنند اما وقتي گوينده راديو وضع هوا را پيش بيني مي كند اطلاعاتي را منتقل مي سازد .
تعريف اطلاع رساني :
به مجموعه فعاليت هايي اطلاق مي شود كه جريان توليد ، گردآوري ، پردازش ، اشاعه ، توزيع ، مصرف ، انتقال و مديريت اطلاعات را در بر مي گيرد .
اهميت اطلاع رساني :
اطلاع رساني و آگاه سازي در زمينه معظل مواد اعتياد آور از اصول بنيادين راهبرد كاهش تقاضا است . از اين رو رسانه هاي جمعي به عنوان يكي از ابزارهاي اصلي اطلاع رساني همواره مورد توجه برنامه ريزان و كارشناسان كاهش تقاضاي مواد بوده است.
انواع ارتباط :
ما در مطالعه ارتباطات با انواع پيوندهاي اجتماعي سرو كار داريم . در اينجا مي كوشيم ضمن تقسيم بندي ارتباطات از لحاظ محتوا و كاركرد ، هر يك از آنها را جداگانه مورد بررسي قرار دهيم .
1) ارتباط حضوري و بدون واسطه :
ارتباطي است رو در رو و فوي كه طي آن پيام مستقيماً ميان پيام دهنده و پيام گيرنده رد و بدل مي شود . ويژگي اين نوع از پيام عبارت است از : 1) فرصت جابجايي پيام گيرنده و پيام دهنده 2) فرصت تصحيح يكديگر 3) ارتباط چهره به چهره و عميق 4) قابل رويت بودن آن پيام .
2) ارتباط جمعي يا عمومي :
از نظر لغوي به معناي ابزارهايي است كه از طريق آنها مي توان با افراد نه به طور جداگانه بلكه با جماعت كثير يا توده اي از مردم به طور يكسان دسترسي پيدا كرد . امروزه اين نوع وسايل عبارتند از : روزنامه ، راديو ، تلويزيون ، سينما و ... اين نوع ارتباط ويژگي هايي دارد كه عبارتند از :
الف ) پيام گيران نام آشنا و پراكنده ب) بازگشت پيام يا بازخورد با تاخير ج ) سرعت عمل زياد د) تكثير پيام ه) ارتباط سطحي و ناپايدار
3) ارتباط نوشتاري :
ارتباطي است كه در آن اطلاعات از طريق قلم بر كاغذ نقش مي بندد مانند روزنامه ، نامه ، كتاب و ...
4) ارتباط غيرنوشتاري :
ارتباطي است كه اطلاعات و افكار از طريق امواج مبادله مي شود مثل راديو ، تلويزيون ، تلفن و ...
5) ارتباط ملي :
ارتباطي است كه پيامها ، اطلاعات و مفاهيم از طريق وسايل ارتباط جمعي در چارچوب جغرافيايي يك كشور منتشر مي شود مثل مطبوعات و ...
6) ارتباط فرا ملي :
پيامها و اطلاعات كه از طريق ماهواره ها يا از طرف ديگر مرزهاي جغرافيايي را در مي نوردد و موجبات نزديكي ميان انسانها بر روي كره زمين مي شود . مانند دهكده جهاني
7) ارتباط كلامي :
در اين نوع ارتباط اطلاعات و افكار از طريق زبان و گفتار منتقل مي شود .
8) ارتباط غيركلامي :
ارتباطي است كه مفايم و معنا از طريق غيركلامي ميان انسانها منتقل مي شود مثل تصاوير ، عكس
تصاوير در مجموع به عنوان يك وسيله ارتباطي مي تواند بخشي از اطلاعات را كه ريختن آنها در قالب كلمات دشوار است منتقل كند.
9) ارتباط انساني :
اطلاعات و مفاهيمي كه ميان دو انسان رد و بدل مي شود مانند نامه ، تلفن و ...
10) ارتباط ابزاري يا ماشيني :
كه درست برعكس ارتباط انساني است . در اين نوع ارتباط گردش اطلاعات ميان دو ابزار يا ماشين رد و بدل مي شود . براي مثال اطلاعاتي كه از يك مخزني به بلند گو يا صفحه راديو و تلويزيون انتقال داده مي شود .
11) ارتباط زماني :
ارتباطي است كه انتقال اطلاعات بايد در زمان معين انجام گيرد در غير اين صورت ارزش چنداني ندارد مانند گزارش هاي خبري
12) ارتباط غيرزماني :
كه درست برعكس ارتباط زماني محدود به زمان خاصي نيست و اطلاعات آن مي تواند پيوسته معتبر باشد مانند كتابخانه
13) ارتباط نمادين :
ارتباطي است كه طي آن پيامها در قالب علائم و نشانه ها از طريق حواس فرد دريافت مي شود مانند حالات چهره پيام دهنده ، حركات و ژست هاي او ، لحن و طنين صدايش . اين عوامل و بسياري از عوامل ديگر بخشي از پيام هستند كه پيام گيرنده آنها را نشانه خواني مي كند . اين حالات و حركات مي تواند از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت باشد مانند علامت صليب سرخ .
پژوهش در زمينه اثر رسانه
يكي از عملكردهاي رسانه ها از زمان نقالان تا عصر كتابهاي دست نويس ، پيش از اختراع چاپ تا عصر حاضر فرايند القاء ، تقويت ارزشها ، باورها ، سنت ها ، معيارهاي رفتاري و سبك زندگي بوده است .
پژوهش در اين زمينه تا جنگ جهاني اول به صورت جدي و روشمند صورت نگرفته بود اما همزمان با رشد پرشتاب وسايل ارتباط جمعي در اواسط قرن بيستم ضرورتي براي آگاهي بيشتر در زمينه فرايندها و تاثيرات وسايل ارتباط جمعي پديد آمد . از زمان جنگ جهاني اول تا سال 1950 پژوهشگران و روان شناسان اجتماعي پيام ديگران را غيرفعال و بي دفاع مي پنداشتند . آنها معتقد بودند كه مي توان با روشهاي مختلف از طريق وسايل ارتباط جمعي پيام ديگران را تحت تاثير قرار داد و آنها را از پاي درآورد .
چاگوبتين دانشمند مشهور رسانه در اثر معروفش تحت عنوان تبليغات سياسي وسيله اي براي تجاوز مي گويد با استفاده از وسايل ارتباطي مي توان از طريق تكرار نمادها يا شعارها توده هاي وسيع انساني را شرطي ساخت ، عاداتي تازه در آنها به وجود آورد و آنها را در جهت مطلوب خود به حركت درآورد . براساس اين نگرش كه گاه آن را نظريه ارتباط گلوله اي نيز مي نامند پيام دهنده مي تواند پيام خود را به سوي بيننده يا شنونده شليك كند و بدين وسيله مي تواند انديشه پيام گيران را روشن سازد .
پژوهشگران ديگري نظير كوهن سه آ ديدي متفاوت ولي متناسب با اصول روان شناسي جديد تاكيد دارند كه پيامهاي سمعي و بصري برخلاف پيامهاي كتبي بدون عبور از موانع و صافي ها مستقيماً بر خواص اثر مي گذارند .
پژوهشگران ارتباط جمعي و روان شناسان اجتماعي بعدها درصدد اصلاح نظريه ارتباط گلوله اي و تصور غيرفعال بودن پيام گيران برآمدند . زيرا پژوهشهاي انجام شده در اين زمينه عكس نظريات قبلي را نشان داد و مشاهده كردند كه گيرندگان پيام از خود واكنش نشان مي دهند . پژوهش بعدي را پل لازارسفلد انجام داد او معتقد بود پيام رسانه هاي جمعي به صورت فردي اثر بخش نيست زيرا فرد متعلق به گروه است و در او تعلقات گروهي وجود دارد . او نشان داد كه پيامهاي رسانه هاي جمعي بر پيام گيران به منزله توده يكسان اثر نمي گذارد و اثر آن بر افكار عمومي به يك اندازه نيست زيرا توده هايي كه افكار عمومي در آن پديد مي آيد داراي ساختار است . اين كشف لازارسفلد و شاگردانش كه توده داراي ساخت است اين فكر را پيش كشيد كه براي فهم كامل اثرات پيام وسايل ارتباط جمعي لازم است آن را مانند يك جريان دو مرحله اي در نظر بگيريم بدين معنا كه در مرحله نخست پيام از سوي رسانه ها به رهبران توده ها مي رسد و در مرحله دوم رهبران پيام را در ميان اطرافيان خود منتشر مي سازند .
ويلبرشرام تاثير متقابل شخص و رسانه هاي جمعي را به صورت يك فرايند N مرحله اي ارتباطات چنين بيان مي دارد او مي گويد توجه به فرايند دو مرحله اي ما را به اين فكر مي رساند كه چرا به جاي دو مرحله N مرحله را مطرح نكنيم زيرا گروههاي تاثير گذار خود به نوبت مي توانند تحت تاثير گروههاي ديگر قرار بگيرند و از آنها كسب اطلاع بكنند و اين امر مي تواند مراحل گوناگوني داشته باشد .
رويكردهاي شيوه هاي آگاه سازي و آموزش سلامت :
1) مدل پيشگيري طبي :
مدل پيشگيري طبي به مدل پزشكي هم معروف است . هدف اين مدل تشويق افراد به گرفتن تصميمات مسئولانه است . ديدگاه طبي ديدگاهي است سنتي ، در مدل طبي آموزش سلامت فقط تا زماني موفق است كه افراد يا جوامع نشان بدهند كه شيوه زندگي سالم تري را پيش گرفته اند . در سالهاي اخير اين مدل به طور روز افزوني مورد انتقاد قرار گرفته است . مسئله محوري در اين انتقادها اين است كه در اين ديدگاه آگاه سازي روي فرد متمركز مي شود كه از نظر منتقدين كم تاثير است . زيرا ريشه هاي اجتماعي ، سياسي و اقتصادي را در نظر نمي گيرد . اين مطلب به طور كلاسيك در قياس رودخانه توسط زولا مطرح شده است . در اين مطلب اين گونه فعاليت ها را به تلاشهاي فرد تشبيه شده كه غرق شدگان را از سيلاب بيرون مي كشد . او به بي اثري اين نوع راهبرد اشاره مي كند و مي گويد ما بايد حل مقطعي مشكل را رها كرده و توجه خود را به قسمت بالا دست رود يعني آنجا كه مردم به آب مي افتند معطوف بنمائيم .
در مورد سوء مصرف مواد هم مدلهاي طبي به طور عمده بر روي ضررها و آسيب هاي ناشي از مصرف سيگار ، الكل و مواد مخدر محدود هستند و از ايمن ساختن مدارس در برابر مواد مخدر و اقداماتي كه دولت و مراجع ذيصلاح عليه مواد مخدر بايد اعمال كنند غافل هستند . از تشكيل گروههاي خودياري در مدارس ، همكاري و مشاركت اوليا و هماهنگي بين مديران ، برنامه ريزان و كادر پزشكي غفلت مي كنند .
2) مدل اجتماعي :
اغلب مخالفين مدل پزشكي طرفدار يك مدل ريشه گراي اجتماعي در آموزش سلامت و آگاه سازي هستند . هدف اين مدل دستيابي به ريشه هاي مشكل يا در واقع توجه به بالادست رودخانه مي باشد . دست يابي به تغييرات اجتماعي و محيطي از طريق انجام فعاليت ها و اقدامات اجتماعي سياسي مورد نظر اين گروه مي باشد . در عين حال اين گروه و اين رويكرد راهبرد ارتقاي سلامت از مسير طرح سياست عمومي سلامت نگر را قبول دارد . اما تعيين دستور كار را قبول ندارد . زيرا تعيين دستور كار را در واقع گسترش مدل پزشكي مي داند . واضح است كه معيارهاي موفقيت در مدل اجتماعي نيازمند ارزشيابي هايي كاملاً متفاوت با ارزشيابي هاي محدود ديدگاه پزشكي است .
3) مدل توانمند سازي يا خود توان مند سازي
اين مدل مبتني بر ديدگاهي است كه منعكس كننده تقويت انتخاب آگاهانه است و براصول داوطلب بودن تاكيد مي ورزد . از خود افراد در جريان درمان يا پيشگيري استفاده مي شود و بوسيله آموزش هاي مختلف بعضاً خود افراد به درمانگر يا پيشگيري كننده تبديل مي شود .
كاربرد آموزش در آگاه سازي :
براي شناخت درست و عملي شيوه هاي صحيح زندگي آموزش مستمر و مداوم ضروري است . بخشي از اين آموزشها كه در جهت جلب مردم و براي ايجاد رفتار مطلوب كسب سلامت صورت مي گيرد آموزش سلامت ناميده مي شود . همه خدمات اجتماعي در هر نقطه از جهان ، با سواد و بي سواد ، نيازمند آموزش سلامت مي باشند كه اين نيز همواره با تغيير شرايط زندگي اهميت بيشتري مي يابد و يك فرايند پايان ناپذير را تشكيل مي دهد .
آموزش در مقايسه با اطلاع رساني كه به طور عمده بر حيطه دانش افراد تكيه مي كند ، آموزش بيش از همه بر تغيير نگرش توجه مي كند . هر چند مرزهاي اين دو يعني دانش و نگرش با يكديگر اشتراك دارند و اطلاعات مناسب نيز مي تواند در پيدايش نگرش سهم مهمي ايفا كند .
آموزش بايد يك فرايند فعال و دو سويه باشد و منجر به تغيير رفتار مناسب و دائمي شود . در موضوعي نظير اعتياد كه نگرش و رفتار بيش از دانش در پيدايش آن سهم دارند ضرورت انجام آموزش موثر و آگاه سازي كارا كه بتواند در تغيير نگرش و تغيير رفتار اثر بگذارد از اهميت دو چندان برخوردار است .
ديدگاهها در آموزش :
در آموزش ديدگاههاي سنتي و نوين مطرح هستند . در مدل سنتي آموزش تاكيد بر جنبه هاي فردي و معمول زندگي است در حالي كه در رويكرد نوين توان مند سازي و تلاش و عمل اجتماعي براي دستيابي به ريشه هاي مشكل و دستيابي به تغييرات محيطي و اجتماعي مطرح است . واضح است كه معيارهاي موفقيت در مدل سنتي نيازمند ارزشيابي هايي كاملاً متفاوت با ارزشيابي هاي الگوهاي تازه است . در مدل سنتي ملاك موفقيت يا عدم موفقيت در برنامه هاي آموزشي مثلاً در مورد مضرات مصرف سيگار يا مواد مخدر سنجش آگاهي عمومي قبل و بعد از اجراي برنامه آموزشي است در حالي كه در مدل نوين و ريشه گرا ملاك و معيار سنجش موفقيت در برقراري سيستم جلوگيري از فروش و عرضه مواد مغاير با سلامت و نيز تغييرات اجتماعي و محيطي مي باشد .
مدلهاي آموزشي :
اصولاً هر موقعيت آموزشي يك موقعيت ارتباطي محسوب مي شود و براي اين كه ارتباط برقرار شود و يا فرايند آموزش به نحوي مطلوب تأثيرگذار باشد بايد اجزاي دخيل در فرايند ارتباطي شناسائي شوند . برقراري ارتباط ريشه در برنامه هاي آموزشي دارد در تدوين و طراحي و استفاده از مدلهاي رايج آموزشي با توجه به شرايط كلي توجه به تئوري هاي زير حائز اهميت است .
1- تئوري يادگيري اجتماعي :
اين تئوري بر ارتباط بين فرد ، رفتار و محيط تاكيد دارد . فرد در صدد تغيير محيط و رفتار خويش مي باشد و به طريقي رفتار مي كند كه محيط را تغيير دهد . در تئوري يادگيري اجتماعي يادگيري فرايندي فعال و مبتني بر تجربه ها فرض مي شود كه از طريق مشاهده رفتار ديگران و پيامدهاي آن صورت مي گيرد . به عبارت ديگر تئوري يادگيري اجتماعي برآن است كه اين جمله را تقويت كرد كه رفتار آموختني است و افراد به تناسب ارتباط و صميميتي كه دارند از همديگر مي آموزند . اين آموزش هم در رفتارهاي مثبت و هم در رفتارهاي انحرافي مي تواند صادق باشد .
2- تئوري اعتقاد يا باور بهداشتي :
اين مدل در ارتباط نزديك يا حوزه علمي آموزش پيشگيرانه قرار دارد و رفتار فرد را تابعي از دانش و نگرش او مي داند و درك فرد از مشكل در تصميم وي براي اتخاذ رفتار سالم را تحت تاثير قرار مي دهد و به مدل راصل هم معروف است .
چارچوب اصلي اين مدل را مي تواند در فرايند ذيل جستجو كرد :
1) خطر جدي وجود دارد 2) اين خطر متوجه مخاطب است 3) راه حلي وجود دارد 4) مخاطب توانايي استفاده از راه حل را دارد 
3- تئوري زنجيره تفسير:
اين مدل تغيير در رفتار فرد را شامل مي شود ، مراتب و مراحل خاصي دارد كه بايد طي شود . اين مراحل به طور عمده شامل گذر از مراحل دانشي و نگرشي است . در مرحله تثبيت رفتار نيازمند گذر از مراحلي است كه به طور عمده از تقليد ، تمرين و تسلط استمرار مي يابد . انتظارات تغيير يكباره در زمينه پيشگيري از اعتياد و يا موارد ديگر ساده بيني است و بايد براي تغيير هم مراتب زماني و مرحله اي قائل بود .
4- تئوري مصونيت اجتماعي :
اين مدل مصونيت درخصوص تغيير رفتار نوجوانان و جوانان مطرح شده است و در آگاه سازي و پيشگيري از سوء مصرف مواد كاربرد دارد . در اين مدل كوشيده مي شود مانند واكسيناسيون فرد ضمن آگاهي تدريجي از عواقب و پيامدهاي رفتارهاي مخاطره آميز نسبت به برخورد منطقي جهت انجام رفتار سالم ايمن سازي شود . زيرا اعتقاد بر اين است در سنين جواني و نوجواني تفكرات آني است و كمتر به پيامدهاي آني توجه مي شود . بنابر اين در اين مدل در صورت منع از رفتار و ارتباطي كه منجر به آسيب مي شود بايد جايگزين هائي معرفي شود تا ايمن سازي حاصل شود .
5- مدل ايجاد و نوآوري ها :
اين مدل بيش از آن كه به عوامل ذهني در تغيير رفتار تكيه كند به نقش عوامل محيط اجتماعي تاكيد مي ورزد و تغيير در رفتار افراد را تابعي از تغييرات محيطي و اجتماعي و سياسي مي داند . استفاده از اين مدل با توجه به فرايند تصميم گيري در مواردي كاربرد مي يابد كه مشكل افراد از نوع اطلاعات و نگرش نيست بلكه به عوان مثال دسترسي يا عدم دسترسي به موارد خاصي موجب بروز رفتار مي گردد . مثلاً وقتي دسترسي به سيگار موجب مصرف بيشتر آن مي گردد بايد كوشيد از طريق سياست هاي موجود از توزيع آن در هر مكان و زماني جلوگيري كرد يعني سياست هايي به مثابه كاهش عرضه .
6- مدل مقدمات – اقدامات
در اين مدل مقدمات به معناي فراهم كردن مراحل اوليه آگاه سازي از جمله جمع آوري اطلاعات و آمار و واژه اقدامات به معناي اقدمات بعدي يا اجرايي طرح مي باشد . اولين بار در اين زمينه تشخيص اين موضوع مي باشد كه آيا مداخلات از طريق آموزش مي تواند در كاهش مشكلات نقش مثبت داشته باشد . در اين مدل واقعيت ها و نيازهاي جامعه به دقت تجزيه و تحليل مي شود و بجاي سرزنش قرباني و فرد مبتلا تمركز بر اقدامات در سطح جامعه  بهينه سازي شرايط آن مي گردد و اعتقاد بر اين است كه آنچه سلامت را به خطر مي اندازد صرفاً يك عامل نيست بلكه همسويي عوامل متعدد با يكديگر موجب رفتار غيرسالم ميگردد .
7- مدل بازاريابي اجتماعي :
در اين مدل بر اين نكته تاكيد مي شود كه بايد كوشيد تك تك افراد جامعه نقش فعالانه اي در جهت رفع مشكل بردارند . اين مدل به ديدگاه اجتماع محور نزديك مي شود و مي كوشد تا مشكل در انتظار حل آن از طرق سياست گذاران و محققين باقي نماند و همه درگير موضوع شوند . جلب توجه افراد جامعه جهت دخالت در رفع آسيب هدف اصلي مدل بازاريابي اجتماعي است.
دست اندركاران فني معضلات را مشخص مي كنند و از طريق رسانه ها به عموم مردم معرفي مي كنند تا آنها را حساس نموده و مسئوليت رفع مشكل را دوباره به افراد اجتماع برگردانند و فشار از طريق مردم به سياست گذاران وارد آيد و قوانين و بودجه لازم براي حل مشكل از طرف دولت تأمين شود . در حقيقت يك رابطه سه جانبه بين سياست گذاران ، پژوهشگران و مردم بوجود مي آيد .

والسلام
مطالب ارائه شده از استاد ارجمند جناب آقاي اسماعيلي
به اهتمام سعيد باقري نژاد بسابي

پرنده رها شده از قفس (سرگذشت یک معتاد)

مقدمه:
از گذشته هاي دور ميشناسمش، بيشتر فردي درون گرا ، ساده و بي آلايش بنظر ميرسد . ميتوان گفت با توجه به وضعيت خانوادگي و برخي خصوصيات فردي مورد قبول اهالي محل است و سخت ميشود باور كرد تا اين حد در گرداب اعتياد گرفتار شده و شخصيت فردي و اجتماعي اش  اينگونه تنزل پيدا كرده باشد اما با تمام اين تفاسير هرچند تبعات مصرف مواد باعث از بين رفتن بسياري از ويژگيهاي پسنديده قبلي انسان ميشود و وي را وادار ميكند جز به خويش و لذت هاي زودگذرش فكر نكند، پيشينه خانوادگي و باورهاي فرهنگي و اعتقادي مجيد از يكسو و اشتغال در يكي از كارخانه هاي صنعتي و داشتن ممر درآمد نسبتاً مناسب از سوي ديگر باعث شد دست به بسياري از اعمالي كه معمولاً از يك فرد معتاد انتظار ميرود آلوده نكند. با اعتماد و اطميناني كه بينمان وجود داشت پس از گپ وگفتي دوستانه و تشريح جوانب مختلف درخواستم حاضر ميشود به سوالاتم پاسخ دهد به اين اميد كه سايرين از سرگذشتش درس عبرت بگيرند و راه اشتباه رفته او را نروند. هرچند كه معتقدم حجب و حيا و يا ترس از افشاي اصرار و زواياي پنهان زندگي اش و يا ساير مواردي از اين دست مانع شد بصورت كامل و جامع حقايق عمر رفته اش را برايم بازگو كند, اما خوب كه در زندگي اش تامل ميكنم سوالاتي از اين دست به ذهنم خطور ميكند كه چگونه انساني كه سابقه خانوادگي و اجتماعي قابل قبولي دارد و بر آستان اهل بيت(ع) خادم بوده و در امر دفاع از كيان كشورش از جان گذشت به اين سرنوشت دچار ميشود در اينجاست كه به ياد اين آيه قرآن كريم ميافتم« كه ما را نسزد كه هيچ چيز را شريك خدا سازيم. اين از فضل خداست بر ما و همه مردم، ليكن بيشتر مردم سپاس نميگذارند.(سوره مباركه يوسف آيه38)
زندگينامه مجيد:
متولد 1347 در يكي از روستاهاي اطراف كرج هستم. در يك خانواده 9نفره، داراي 5 برادر و يك خواهر بدنيا آمده و فرزند آخر خانواده هستم . پدرم شغل دامداري و كشاورزي داشت و مادرم نيز خانه دار بود و دوشادوش پدر به امورات زندگي مشغول بود. بعلت درآمد محدود روزگار به سختي ميگذشت تا اينكه پدر پس از طي يك دوره بيماري سخت و طاقت فرسا در سال 1360 و زماني كه 13 سال بيشترنداشتم از دنيا رفت . به هر حال و با وجود مشقات ناشي از فقدان پدر و كمك برادرانم تا سال دوم راهنمايي درس خواندم  و عليرغم اينكه استعداد خوبي داشتم ترك تحصيل كرده و وارد بازار كارشدم و همراه با برادر بزرگترم كه بنا بود به كارهاي ساختماني روي آوردم. دوره استعمال سيگار نيز از همين زمانها شروع شد. چند سال بعد با توجه به شرايط آن روز كشور بصورت داوطلبانه به جبهه اعزام و در مناطق غربي كشور انجام وظيفه نمودم.
پس از آن دريكي از شركتها مشغول كار شده و در سال 1370 ازدواج كردم دو سال بعد اولين فرزندم سعيد بدنيا آمد و من بجهت انتقال شركت به جنوب كشور استعفا دادم و دوباره به شغل ابتدايي برگشتم و جسته و گريخته و بصورت تفنني باتوجه به تصورات غلطي كه از مزاياي ترياك داشتم به مصرف آن مبادرت نمودم. حدود يكسال بعد در يكي از كارخانه هاي صنعتي مشغول بكار شده و خانوادهام را از روستا به شهرآوردم. متاسفانه پس از آشنايي با برخي همكاران و از آنجا كه مجبور بودم در شيفت هاي متغير كار كنم باز بر اثر تصورات اشتباهي نظير بيدار ماندن، افزايش توان جسمي و.....  بصورت متوالي اقدام به مصرف ترياك نمودم اوايل بصورت مخفيانه و در منازل دوستان بساط پهن بود و تاحدودي نيز عليرغم احتياجات خانواده اي كه مسئوليت آن را بر عهده داشتم  بخاطر رعايت مرام و معرفت مهمانشان ميكردم و سر سوزني فكر نميكردم روزي معتاد شده و تمام داشته هايم را بر سر آن بگذارم و كار بجايي برسد كه قبل از هرچيزي رفع خماري برايم مهم باشد. البته فضاي ناسالم حاكم بر محيط و نبود كنترلهاي لازم از سوي كارفرما را نيز بايد به موارد فوق اضافه كنم. اما طولي نكشيد كه همسرم به موضوع پي برد و ديگر كتمان آن فايده اي نداشت و از آنجا كه شديداً به من علاقمند بود ابتدا سعي كرد از در نصيحت وارد شود و موضوع را از سايرين پنهان سازد و بعدها كمكم كند كه نسبت به ترك آن اقدام كنم كه در همين كش و قوس دومين فرزندم سحر در سال 1376 پا به عرصه وجود گذاشت.
تلاشهاي همسرم ادامه داشت كه به مرور اوضاع اقتصادي خانواده هر روز بدتر ميشد و مجبور شدم بدليل عدم توانايي در پرداخت اجاره بعنوان سرايدار به خانه يكي از متمولين شهر نقل مكان كنم و روزهاي پرتلاش و زحمت شريك زندگي ام آغاز شد. در همين اثنا بدفعات سعي كرد با صرف هزينه هاي كمرشكن تركم دهد اما من شايد براي دلخوشي او جواب مساعد ميدادم و طوري وانمود ميكردم كه در تلاش جهت ترك هستم ولي راه خودم را ميرفتم و همه كس و همه چيز برايم در درجه چندم اهميت پس از مواد قرار داشت. ديگر كشيدن يا دود كردن جوابم را نميداد و روي به خوردن ترياك آوردم پس از مدتي ديگر همسرم كه 15 بار با تمام توان در جهت بهبود من از خود مايه گذاشت ديگر آن عاشق دلخسته نبود، تمام آرزوهايش را بر باد رفته ميديد و كم كم تلاشي حتي در جهت رتق و فتق امور روز مره خانه نيز انجام نميداد و تنها اميدش فرزندانم بودند و دعواها و سركوفت زدنها و مقايسه با ديگران جزو برنامه زندگيمان شد. كانون گرمي كه تا چند وقت پيش ديگران حسرت آن را ميخوردند به محيطي سرد بي روح تبديل شد.  پس از 5 سال سرايداري و اطلاع صاحبخانه از شرايط نا سالم من اين وضعيت منجر به اجاره نشيني مجدد و بدهيهاي معوقه شد. در اين شرايط همسرم بجهت جريان چرخ زندگي و حفظ اندك كور سوي اميد و بنوعي فرار از محيط خسته كننده خانه سعي كرد با اشتغال خود سرپوشي بر دردهايش بگذارد و توقعات فرزندانم را كه هرچه بزرگتر ميشدند مخارجشان نيز بيشتر و بيشتر ميشد برآورده سازد كه متوجه شد در راه رفتن مشكل دارد و اين مشكل هر روز حادتر ميشود. پس از پيگيريهاي متعدد كه عمدتاً خودش و با كمك خواهر و برادرانش انجام ميداد و من كمتر در آن نقش داشتم مشخص شد كه مبتلا به بيماري ام اس شده و اين سرآغاز بروز يك طوفان ديگر در زندگي مشتركمان بود كه من خود را در بوجود آوردن آن دخيل ميدانم.
چند سالي هم به همين منوال گذشت و عليرغم همه مسايل و مشكلاتي كه وجود داشت با از خودگذشتگيهاي همسرم چرخ زندگي ميگرديد و خوشبختانه فرزندانم نيز با هوش و استعداد خدادادي مدارج تحصيلي را پشت سر ميگذاشتند ولي من همچون كساني كه چشمها و گوشهايشان بر روي حقيقت بسته بود و زحمت اندك تفكري را به خود نميدادند همچنان بر طبل بي عاري خود ميكوبيدم و هر روز بد تر از روز قبل در منجلاب مواد مخدر فرو ميرفتم و حقايق را درك نميكردم تا اينكه در اوايل سال 1387 فرشته نجاتي بر سر راهم قرار گرفت و مرا با يكي از مراكز مردم نهاد در راستاي ترك مواد آشنا كرد و جمعي صميمي و دوستانه را در كنار خود يافتم كه با عشق و علاقه سعي داشتند بر آلام و دردهايم مرهم گذارند و مرا به شاهراه زندگي بازگردانند و پس از مدتي طولاني كه درخواب غفلت سپري كردم زندگي دوباره روي خوش به من نشان داد و نور اميد در كالبد بي جان خانواده ام دميده شد. با توكل بر خداوند متعال و مدد گرفتن از ائمه اطهار(ع) آرام آرام اوضاع روبه بهبودي ميرفت و به نوعي آرامش روحي و جسمي را دوباره تجربه كرده و تازه درك ميكردم كه چه فرصت هاي طلايي را از دست داده و چقدر در حق خانواده و جامعه ام كوتاهي كردم اما افسوس كه سالهاي گذشته قابل برگشت نيستند. مدتي كه گذشت غرور و تكبر بيجا و وسوسه هاي شيطان دوباره كارگر شد و آنچه نبايد اتفاق بيافتد دوباره اتفاق افتاد و عليرغم تمامي تجربيات تلخ گذشته و برخلاف تلاش دوستان عزيزم و در نهايت ناسپاسي از الطاف پروردگار و بذل نظر اوليا خدا دوباره خود را در دام اعتياد ديدم و در طول اين 4 سال دوبار لغزش داشتم ولي مجدداً به زندگي بازگشتم و مصمم هستم كه راه درست را در پيش گيرم و در حد توان بتوانم گذشته تاريك خويش را بازسازي كنم.  اميدوارم توان اين را داشته باشم كه با غيرت و تعصب مثال زدني اندكي از جفاهايي را كه در طول اين بيست سال بر خانواده ام روا داشته ام را جبران كرده و از درگاه خداوند بزرگ بابت تمام ناسپاسي ها و خودپسندي هايم طلب مغفرت نموده و اميدوارم در آينده روسفيد باشم.
تحليل و آسيب شناسي علل اعتياد مجيد در سطوح سه گانه (خرد،ميانه و كلان): 
از آنجا كه بنابر نظر اكثر قريب باتفاق محققان و متخصصان اعتياد و سوء مصرف مواد مخدر بعنوان يك مسئله اجتماعي است كه عملكرد طبيعي نظام اقتصادي، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي يك اجتماع را دچار اختلال مينمايد در اين بخش سعي خواهد شد با بهره گيري از مطالب مطرح شده در كتاب جامعه شناسي اعتياد در ايران امروز و همچنين بحث هاي مطرح شده در كلاس آسيب شناسي علل اعتياد مجيد در سطوح سه گانه (خرد،ميانه و كلان) در حد بضاعت مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد:
الف: بررسي علل اعتياد مجيد در سطح خرد:
خصوصيات شخصيتي و رواني: بنظر اينجانب در اين بخش با توجه به زندگي مجيد ميتوان به مواردي همچون احساس تنهايي،فقر در روابط عاطفي، عدم اعتماد به نفس ،شكست در راه رسيدن به آمال و آرزوها،رشد ناسالم شخصيت، كنجكاوي و تحت تاثير دوستان قرار گرفتن را بصورت بارز مشاهده كرد چرا كه با از دست دادن پدر و قرارگرفتن در جايگاه كوچكترين عضو خانواده نتوانست ارتباط عاطفي دوطرفه مناسبي با برادران و خواهر بزرگترش برقرار نمايد و كمبود اين نقص و برطرف كردن تنهايي اش را در ارتباط با همسالان جستجو كرد و از سوي ديگر نيز فقدان اعتماد به نفس لازم، عدم رشد شخصيت و كنجكاوي درنهايت منجر به اين شود كه در اولين گام روي به مصرف سيگار آورد و در جستجوي برخورداري از جايگاه و شخصيت باشد و همه اين عوامل را ميتوان در اين مورد خلاصه كرد كه او با اين تفكر سعي دارد بنوعي شكست در رسيدن به آرزوهايش را جبران نموده و بر ساير خلاء هايش غلبه كند.
عوامل جسماني: هرچند مجيد درخانواده اي سنتي ، معتقد و فاقد هرگونه پيشينه مصرف مواد مخدر ديده به جهان گشود ليكن نگرش مثبت وي به استعمال مواد مخدر را ميتوان از دلايل جسمي گرايش وي به اعتياد و سوء مصرف مواد مخدر دانست.
ب: بررسي علل اعتياد مجيد در سطح ميانه:      
خانواده : بدون شك خانواده بعنوان اولين و مهمترين نهاد اجتماعي در اين سطح از جايگاه ويژهاي برخوردار است با نگاهي به زندگي مجيد در اين بخش مواردي مانند كثرت فرزندان ، تا حدودي آزادي مطلق،پناه بردن به سوي گروه همالان ومعاشرت هاي انحرافي و تخريب كننده و از همه مهمتر فقر و عدم رفاه اقتصادي خودنمايي ميكند. فقدان پدر بعنوان تكيه گاهي محكم  كه نبودش در تعديل خواسته ها و توقعات والدين و فرزندان و بالعكس تاثير گذار است و شايد بتوان گفت مسامحه و سهل انگاري در ادامه تحصيل وي و يا بي تفاوتي بزرگترها نسبت به تصميمات غلط و عدم مقاومت در قبال اينگونه تصميم گيريها از سوي مجيد را ميتوان برشمرد. و همانگونه كه اشاره شد فقر خانواده مشكلات و مسايل بيشتري را به وي تحميل نمود كه او را آسيب پذير نمود.
گروه همالان و همسالان: همانگونه كه استحضار داريد گروه مورد نظر يكي از عوامل مهم روي آوردن افراد بويژه جوانان و نوجوانان به مواد مخدر ميباشد و متاسفانه مجيد نيز از اين قاعده مستثني نبود چه در زماني كه در روستا حضور داشت و چه در زماني كه در شهر سكونت نمود. بنا بر توضيحات وي زماني كه در محيط كوچك روستا حضور داشت بر اثر تعامل با گروه همسالن به استعمال دخانيات روي آورد و اين مقدمه اي شد تا ابتدا مصرف تفنني ترياك را آغاز كند و درنهايت در فضاي اجتماعي گسترده تر (محيط كارخانه) سعي كرد شبيه به سايرين شود و به قوانين نانوشته و سخيف اجتماع آنان احترام گذارد و حتي با تقبل هزينه مواد آنان درپي كسب موقعيت خاص در ميان آنان باشد و مورد تعريف و تمجيدشان قرار گيرد.
مدرسه: همانگونه كه واقفيد مدرسه يكي ديگر از عوامل موثر در سطح ميانه ميباشد كه اين مهم نيز در زندگي مجيد بوضوح رخ مينمايد. قطعاً اگر محيط آموزشي متناسب با نيازهاي مجيد و امثال او بود و اين محيط از كادر آموزشي قوي و مطلع برخوردار بود چه بسا عشق و علاقه اينگونه افراد به تحصيل علم و دانش بصورت روزافزون شدت ميافت و ضمن آگاهي از جوانب نيازهاي خود با ديدي عميق و وسيع به جهان پيرامون خود مينگريستند و دچار اينگونه اختلالات در امر جامعه پذيري نمي شدند.
رسانه هاي جمعي: در بحث رسانه هاي گروهي ميتوان با توجه به پيشينه اين بخش در جامعه علي الخصوص در زمان  نوجواني و جواني مجيد كه يكي از سنين مهم و پرخطر انسان محسوب ميشود اينگونه نتيجه گيري كرد كه در آن دوران كتب و مجلات با گستردگي حال حاضر وجود نداشته و فعاليت رسانه هاي تصويري نيز بسيار محدود تر از حال بود لذا اين خلاء ها در آگاهي بخشي به افرادي از اين دست كاملاً ملموس است.
ج: بررسي علل اعتياد مجيد در سطح كلان 
با نگاهي به مولفه هاي تاثير گذار اين بخش بر اعتياد و سوء مصرف مواد مخدر بعنوان يك آسيب اجتماعي و جستجوي اين مولفه ها در زندگي شخصي مجيد ميشود تك تك آنان را مشاهده كرد كه بشرح ذيل تقديم ميگردد:
افزايش بي حد و حصر جمعيت: در خلال سالهاي رشد و شكوفايي مجيد بنابر دلايلي نظير عدم آگاهي والدين و نبود ملزوات كنترل زاد و ولد، تفكر سنتي، سياست هاي جمعيتي و... رشد درحد انفجار جمعيت در كشور بوقوع پيوست و همگي ميدانيم كه با صرف هزينه هاي بسيار در سطح كشور اين رشد تحت كنترل درآمد و با نگاهي به نظر انديشمندان در اين بخش ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه براثر رشد يكباره و بي قاعده جمعيت سطح توانايي جامعه در برآوردن نيازهاي افراد بشدت كاهش يافته و مواردي مانند كمبود امكانات رفاهي،عدم ارضاي نيازها،بيكاري و فقر و نابرابري, مهاجرت از روستا به شهر بروز ميكند كه تك تك آنها را در اين سگذشت ملاحظه ميكنيد كه هريك به فراخور حال بصورت مستقيم و غير مستقيم تاثير گذار ميباشد.
بحران بيكاري نوع شغل و محيط شغلي: شايد بتوان گفت كه با ترك تحصيل مجيد و ورود او به بازار كار نظارت كمتري بر او اعمال شد و فرصت آزادي عمل بيشتري بدست آورد و اوغات فراغتش نيز به نسبت افزايش يافت كه با نگاهي آسيب شناسانه به اين موضوعات ميتوان دريافت كه  هريك تاثير نامطلوبي بر روند زندگي او گذاشت.
بحران فقر و نابرابري و عدم وجود عدالت اجتماعي:  متاسفانه اين بحران در سراسر جهان وجود داشته و بر اساس تحقيقات اجتماعي علت آن نيز عدم توزيع عادلانه ثروت است مهمي كه از منظر دين مبين اسلام بسيار مورد توجه واقع شده و مغفول مانده است. بنظر ميرسد زندگي پرمشقت مجيد و عدم توانايي مالي خانواده از يكسو مقايسه خود با اغنيا و ثروتمندان و آرزوي داشتن وضعيت رفاهي مناسب دست در دست هم قرارداده و منجر به بروز احساس محروميت و منزوي شدن ميشود كه اين موارد گرايش بسوي اعتياد را سرعت مي بخشد.
از ديگر موارد مورد تاكيد در اين بخش كه ميتوان تاثيرات آن را بر زندگي مجيد مورد بررسي قرار داد ميتوان به مواردي از قبيل مهاجرت از روستا به شهر و حاشيه نشيني,دگرگوني سريع فرهنگي و بروز بحران هويت, ضعف سيستم كنترل دروني و عدم پايندي به تعهدات اخلاقي, جنگ , در دسترس بودن مواد و همجواري ايران با كشورهاي توليد كننده مواد مخدر را برشمرد كه تاثير هريك از آنان غير قابل انكار است.  ميتوان در يك جمع بندي اينگونه قلمداد كرد كه مجموع عوامل برشمرده شده در اين سطوح بر فرآيند جامعه پذيري فرد نقش داشته و عدم تطابق و تعامل آنان و نيز برهم خوردن توازن  و ناديده گرفتن ميزان تاثير هريك ميتواند ظرفيت فرد را به حد اقل رسانده و وي نتواند با محيط اطراف و جامعه( اعم از خانواده تا سطح كلان) رابطهاي سالم,استوار و پابرجا برقرار نمايد و دركوران حوادث و آزمونها مردود شده و در نتيجه سرخورده شده و روي به بيراهه هايي نظير اعتياد بياورد و همانگونه كه ملاحظه فرموديد تمامي آنها در زندگي مجيد رخ مينمايد.

والسلام
نگارش و ارائه تحلیل از آقای علی محمد کلوت به اهتمام سعید باقری نژاد بسابی

اميد به رهائي  (سرگذشت یک معتاد)

مقدمه :

در راستاي مطالب ارائه شده در كلاس جامعه شناسي اعتياد در ايران و همچنين جستجوي يك مورد عيني در اينخصوص كه سخت ذهنم را به خود مشغول كرده بود ، موضوع را در يك مهماني خانوادگي مطرح نمودم كه توسط يكي از بستگان بحث زندگي ليلا به ميان آمد و با توجه به نقل قولهاي انجام شده مشتاق شدم كه ماجراي زندگي او را از نزديك دنبال كنم . لذا به لطف يكي از بستگان توانستم با خانواده ليلا ارتباط برقرار كنم و در جريان زندگيش قرار گيرم . جا دارد از تلاشهاي صورت گرفته كمال تشكر را داشته باشم و همچنين سپاسگزاري ويژه از حسن نظر و اعتماد ليلا و خانواده اش كه در اين زمينه ياري ام كردند .

اطلاعات فردي و مقدماتي :

نامش ليلا است ، 32 ساله ، داراي تحصيلات ششم ابتدائي ، متأهل ، داراي 2 برادر و از لحاظ وضع معيشتي درخانواداي مرفه زندگي مي كرد و علت گرايش مصرف مواد مخدر را شوهر  اولش مي داند . از سن 20 سالگي ازدواج و شروع به مصرف مواد نموده و تاكنون 9 بار ترك ناموفق داشته و دوباره به اعتياد روي آورد . مدت آخرين محكوميت او دو سال است كه يكسال آن را سپري نموده و داراي يك فرزند مي باشد.

شرح ماجراي معتاد شدن :

ماجراي چگونه معتاد شدنش و زندگي پس از اعتيادش را اينگونه تعريف مي كند :
من در خانواده مرفهي زندگي مي كردم و از نظر مادي كمي و كسري نداشتم . پدرم يك ماشين برام خريده بود و زيرپام گذاشته بود . يك شب كه رفته بودم سوختگيري كنم در پمپ بنزين با پسري آشنا و عاشقش شدم اسمش امير بود با وجودي كه از وي شناخت كافي نداشتم سخت به او علاقه مند شدم و از آنجا كه به قول خانواده خودسر بودم علي رغم مخالفت پدرو مادر با اين ازدواج زن امير شدم و ظرف يك هفته با هم ازدواج كرديم .
من نمي دونستم امير اعتياد داره شايد امير هم به مالم طمع كرد و به خاطر اعتيادش بهم ابراز علاقه كرد و باهام ازدواج كرد . بلافاصله بعد از ازدواج، شب دوم زندگي بساط ترياک رو آورد و پهن کرد. گفتم: اين چيه مي کشي؟ گفت: اين هم براي خودم خوبه، هم براي تو ، گفتم: نه، من نمي کشم. اين کارها آخر و عاقبت نداره. گفت : مگه تو مي خواي دوباره ازدواج کني؟ من و تو قراره با هم زندگي کنيم و منم تو رو اين جوري مي خوام. منم چون دوستش داشتم، کشيدم. اون هر چي مي خواست انجام مي دادم. اين كار رو ادامه دادم تا شب سالگرد ازدواجمون كه ديدم با هروئين اومد خونه و گفت : اين يكي رو امتحان كن گفتم: نه، ولي چون دوسش داشتم كشيدم .
اعتياد اين جوريه ديگه ، آدم دلش مي خواد هر روز موادشو بيشتر کنه. هر روز حريص تر مي شه، خرجش هم بيشتر مي شه . شوهرمم كه شاغل ارتش بود موضوع معتاد بودنش رو فهميدن و اون رو از سر كار اخراج كردن و  اين باعث شد تا خونمون رو فروختيم . تااينکه پسرم به دنيا اومد، كه اونم معتاد بود . بچه سه روز زجر کشيد تا حال عادي پيدا کرد. مادرم توي اون روزا که براي زايمانم اومده بود موضوع رو فهميد. خيلي باهام دعوا کرد. گفت: مواد رو بذار کنار و به خونه پدرت برگرد. اما گوش ندادم و چه اشتباهي کردم ، کاشکي اون روز برگشته بودم. امير تا اون موقع منو پيش پدر و مادرش نمي برد. اما بالاخره يک روز در اثر بي پولي دستمو گرفت و برد توي يه محله فقيرنشين، توي خونه اي که همه معتاد بودند و گفت: اين هم خانواده من، بعد از اين بايد با هم زندگي کنيم. بعدش به خاطر اينکه توي کار خريد و فروش مواد افتاده بود، دستگير و زندوني شد. منم وسايل باقي مونده زندگيم رو فروختم و خرج اعتيادم کردم. اصلاً هيچي برايم مهم نبود. هروئين بي غيرتم کرده بود.
همون موقعها، يک بار وقتي براي تهيه مواد بيرون رفته بودم دستگير شدم. دفعات بعد هم دستگيريم همين جوريها بود. بار اول تنم لرزيد. فکر کردم من و زندون! من بچه يک سرهنگ بازنشسته هستم. من کجا و اينجا کجا ، ولي خيلي زود اينم برام حل شد. گفتم که هروئين آدمو بي غيرت مي کنه. اصلاً به تفاوت بين خودم و شوهرم يا خانواده خودم و اون فکر نمي کردم ، به شرايطم و اينکه از کجا به اينجا رسيدم. بعد از اينکه هر دو از زندان آزاد شديم، پدرم يک ماشين خريد و گذاشت زير پاي شوهرم. بلکه آدم بشه و زندگي درستي داشته باشه. اما امير اون ماشين رو هم فروخت و خرج اعتيادي که دوباره بهش رو آورده بود کرد. مي دوني اصلاً اون مرد زندگي نبود، يک دفعه به خودم اومدم و گفتم طلاق مي خوام.
گفتم: پيش خودت باشه. فکر مي کرد به خاطر بچم مي مونم و تحمل مي کنم. اما اين کارو نکردم، طلاق گرفتم و برگشتم خونه پدرم ، ولي مثل اينکه هنوز سرم درست و حسابي به سنگ نخورده بود. احساس مي کردم اطرافيانم کنترلم مي کنن، محدودم مي کنن. به خاطر اين فکرهاي بي خودي، دوباره احساس نياز به مواد درم بيدار شد. زدم از خونه بيرون و ديگه برنگشتم.
همون موقع که از خونه پدرم دراومدم و دنبال مواد به جاهايي که مي شناختم سر کشيدم، يک پسره زشت و بدريخت سر راهم سبز شد. به خاطر اينکه وضعش خوب بود و مي توانست خرج اعتيادمو بده، حاضر شدم باهاش ازدواج کنم. الآن پنج ساله که زنشم، اما اعتيادمو کنترل مي کنه يعني مواد رو خودش به اندازه هاي محدود بهم مي ده و منم که يک اندازه خاص کفافم رو نمي ده خودم اقدام به تهيه مواد مي کردم و چند بار از اين دفعات هم دستگير شدم.
شايد باور نکنيد، يعني هر کسي بدونه من نه بار است که زندوني مي شم باور نمي کنه، ولي اين دفعه واقعا دوست دارم وضعمو تغيير بدم. شايد به خاطر مرگ پدرم اين جوري شدم. اون بنده خدا وقتي براي ملاقات من مي اومد، تصادف کرد و مرد. حالا مادرم تنهاست .
چون دو تا برادرهام خارج زندگي مي کنن ،مي خوام برم پيش مادرم، مي خوام ازش نگهداري کنم.  زندگي زناشويي جز «براي اعتياد با يکديگر بودن» چيزي نفهميدم، هرگز طعم محبت و مودت را نچشيدم و از تنها فرزندم «اميد» زندگيش بي خبرم .

تحليل آسيب شناسي :

به نظر بنده علل گرايش اعتياد ليلا به مواد مخدر را مي توان در زمينه هاي گوناگون فردي اجتماعي بررسي نمود كه به بعضي از عوامل اشاره مي گردد .
در سطح خرد مي توان به عوامل شخصي و شخصيتي اشاره كرد مانند نداشتن سواد و تحصيلات، بيکاري و احساس حقارت با داشته ها و نداشته ها است. نداشته ها مي تواند مثل قيافه خوب، جسم سلامت و ساير چيزها باشد که هر کسي ممکن است نسبت به  يکي از آنها محروم باشد اما به دليل احساس حقارت دروني اين افراد نعمتهايي را نيز که دارند نمي بينند و خود را در مقايسه با ديگران کم مي شمارند. اين احساس حقارت ريشه بسياري از ارتکاب جرائم از جمله اعتياد است. در پرونده اي كه مطالعه كرديم يكي از علل انحرافات ليلا در زندگي را مي توان ريشه در عوامل شخصي و شخصيتي اش دانست . درست است كه ليلا از لحاظ مادي در خانواده اي مرفه بزرگ شده بود ولي از لحاظ عاطفي و رواني پرورش لازم را نيافته بود و در مواجهه با امير نتوانست براحساسات و عواطف خودش به طور منطقي و عقلاني كنار آيد و نسبت به ازدواج با امير به طور احساسي و عاطفي عمل نموده و دلباخته امير شد و او را كسي مي پنداشت كه مي تواند آمال و آرزوهاي او را برآورده نمايد و در صورتي كه اين انتخاب اشتباه او ، يكي از عوامل اصلي انحرافات وي در زندگي اش به شمار مي آيد.
در سطح ميانه مي توان به عامل خانواده اشاره كرد ، از نظر اينجانب يكي از علل كجروي ليلا را مي توان عدم آموزش و راهنمائي هاي لازم از طرف خانواده وي نسبت به انتخاب صحيح همسر دانست كه دين اسلام نسبت به آن تاكيدات بسيار زياد داشته ، بررسيها و مطالعات اوليه براي ازدواج و رعايت ضوابط و ملاکهاي اساسي در ازدواج، همه و همه به عنوان عوامل پيشگيري کننده از نابسامانيهاي زندگي زناشويي است.
قدرت و توان اداره خانواده مي تواند همسر و فرزندانش را در جهتي که خود مي خواهد بکشد و چنانچه شخصيت سالمي نداشته باشد، خانواده را از نظر رفتاري و اخلاقي به انحراف بکشاند. اين انحراف اعم از هر گونه بزهکاري و جرم است که اعتياد را هم در بر مي گيرد.
امروزه جامعه شناسان و متخصصان آسيب شناس معتقدند که بستر و زمينه بسياري از رفتارها، عادات و خلق و خو، چه مثبت و مطلوب و چه منفي، خانواده است . اين نهاد مي تواند زمينه هاي تربيتي و عادات متناسب را به وجود آورد و مسير آينده انسان را ترسيم نمايد. پدر و مادر اولين الگوهاي تربيتي هستند و همان طور که قادرند خوبي، عبادت، صداقت و شرافت را به فرزندان خود ياد دهند متأسفانه اين قدرت و توانايي را نيز دارند که عادت بد و هر گونه آلودگي به گناه مثل اعتياد را نيز به آنها بياموزند . به نظر بنده پدر و مادر ليلا نسبت به عادت بد وي كه در مصاحبه خود را فردي خودسر مي دانست تلاشهاي لازم را جهت از بين بردن اين عادت منفي در وي انجام نداده و وي را فردي خودسر بار آوردند .
به نظر بنده يكي ديگر از عوامل به انحراف كشيده شدن ليلا را مي توان از زماني قلمداد كرد كه امير را به عنوان يك دوست و همدم پذيرفت و اين آشنائي چندان نفوذ قابل توجهي بر روي او گذاشت كه در مقابل خانواده خود ايستاد و علي رغم مخالفت خانواده با ازدواج ايشان نسبت با امير ازدواج نمود .
به نظر بنده ديگر عاملي را كه مي توان در معتاد نمودن ليلا بيان نمود ، مجبور نمودن ليلا به استعمال مواد مخدر توسط همسرش دانست . امير براي اينكه از مزاحمت هاي همسر خود در امان باشد ليلا را به اعتياد مبتلا مي كند . ليلا اگر معتاد نمي شد مي توانست به عنوان يك عامل كنترل كننده عمل نمايد به عنوان مثال وقتي مي ديد امير معتاد است از عوامل كنترلي نسبت به عدم مصرف مواد توسط امير جلوگيري كند و او را مجبور به ترك اعتياد نمايد ولي وقتي خود ليلا معتاد شد ديگر عامل كنترلي وجود نداشت .
در سطح كلان مي توان به عامل دردسترس بودن مواد اشاره نمود به نظر اينجانب يكي از عللي كه باعث گرديد ليلا براي 9 بار نسبت به ترك مواد اقدام نمايد ولي باز مجدداً به آن روي آورد ريشه در زمينه هاي اجتماعي دارد و آن در دسترس بودن مواد مخدر و وجود مکانهايي كه مواد به سادگي تهيه و دردسترش باشد برمي گردد  .
به نظر اينجانب يكي ديگر از عللي كه منجر شد ليلا چندين با به اعتياد روي بياور وابستگي رواني به اعتياد است در كشور ما مثل خيلي ديگر از کشورها افراد فقط براي ترک وابستگي جسماني اقدام مي کنند، در حالي که ممکن است ترک وابستگي رواني نياز به سالها تلاش و پيگيري داشته باشد. به عبارت ديگر ترک اعتياد نياز به روان درماني طولاني دارد .
يكي ديگر از علل عوامل گرايش به اعتياد ليلا را مي توان عدم قوانين صحيح، عدم اجراي خوب قوانين و نبودن مراکز بازپروري پس از زندان از جمله عوامل اجتماعي گرايش به اعتياد است

راهكارها :

به نظر اينجانب راهكارهاي متعددي را مي توان براي پيشگيري از انحراف اينگونه افراد در نظر گرفت كه به تعدادي از آنها مي پردازيم .

1- با عنايت به اينكه فرزندان به اقتضاي شرايط سني و احساسي عمل نمودن نمي تواند تشخيص درستي در انتخاب دوست داشته باشد ، راهنمائي فرزندان توسط والدين در انتخاب دوست و جلوگيري از روابط غيرصحيح پسر و دختر كه منجر به ايجاد عشق كاذب مي گردد مي تواند نقش والدين بخصوص مادر را هويدا نمايد . مادر خانواده مي تواند به عنوان تكيه گاهي براي فرزندان بخصوص دختر خانواده باشد كه هر موقع كه دختر خانواده خواسته و نيازي و كمبود احساس و عواطفي داشته باشد با مراجعه به مادر و درد و دل كردن با آن خود را از لحاظ رواني تخليه نموده و مادر خانواده مي توانست به دستي او را راهنمائي نمايد و باعث جلوگيري وي از انحراف گردد .

 2- پس از اطلاع والدين نسبت به معتاد بودن فرزندشان ، والدين مي بايست به طور منطقي با اين مساله برخورد نموده و بجاي اينكه به دعوا و سرزنش فراوان با فرزندشان بپردازند او را راهنمائي نمائيد و ريشه يابي نمودن كجروي فرزندنشان نسبت به درمان آن اقدام و فرزند را در مسير صحيح زندگي قرار دهند و باعث خروج فرزند از اين بحراني كه در آن گرفتار گرديده شوند به قول معروف جلوي ضرر را از هر كجائي كه بگيري منفعت است .

3- يكي از عواملي كه مي تواند باعث جلوگيري از انحراف گردد گسترش مراکز مشاوره است.  خانواده ها بايد جوانانشان را با هر تغيير حالتي و هر تغيير نگرشي، نزد اين مراکز و افراد ذيصلاح ببرند تا از همان نقطه و قبل از آنکه مسأله حاد شود بدان رسيدگي شود. كه در اين قضيه هم باز هم نقش والدين خانواده بخصوص مادر انكارناپذير مي باشد و اين امر مهيا نمي گردد مگر ارتباط صحيح و اصولي والدين با فرزند .

4- دراختيار قرار دادن امكانات در حد معقول نيز مي تواند يكي از راههاي كنترل به انحراف كشيدن فرزندان گردد . اگر خانواده خواسته هاي فرزند را به طور معقول برآورده نمايد مي تواند عاملي باشد جهت كنترل فرزندان . به قولي والدين بايد تمرين نه گفتن به فرزندان را هم بياموزند تا در مواقعي كه خواسته هاي نابجائي داشته باشد به آنها نه بگويند . زيرا با پاسخ به همه خواسته هاي فرزندان ديگر نمي توانند باعث كنترل وي گردند و همين امر باعث كجروي وي مي شود .

5- از ديگر عواملي كه مي توان در جلوگيري از انحراف فرزندان بدان اشاره نمود اجتماع است كه شرايط محيطي و عدم دسترسي فرد به مواد مخدر مي باشد . كه در اين زمينه هم بايد مسئولين امر و هم بايد خانواده ها نقش اساسي ايفا نمايند . اگر والدين مي دانند كه در محلي زندگي مي كنند كه باعث ميگردد كه باعث كجروي فرد مي گردد مي توانند با انتقال از اين اماكن به اماكن ديگر باعث پيشگيري از انحراف فرزندان گردند و همچنين نهادها و مسئولين امر مي توانند با پاكسازي اينگونه مناطق از افراد كجرو نسبت به ابتلاء ساير افراد منطقه به كجروي پيشگيري نمايند .

6- از ديگر عواملي كه مي توان در جلوگيري از انحراف مجدد اينگونه افراد در نظر گرفت نبود قوانين و مقررات سختگيرانه مي باشد كه پس از ترك فرد معتاد مي تواند نسبت به گرايش وي به سمت مواد جلوگيري نمايد .

7- از عوامل مهم ديگري كه مي توان نسبت به پيشگيري از انحراف فرزندان به آن توجه داشت گروه همسالان است . از آن جهت كه فرزند در دوران جواني و نوجواني درصدد پيدا نمودن جايگاه اجتماعي بوده و مي خواهد مورد پذيرش اجتماع قرار گيرد بويژه اينكه قصد دارد قدم در مرحله بزرگسالي بگذارد اينكه با چه نوع دوستاني ارتباط دارد و اين ارتباط در چه سطحي قرار داشته و آيا مي توانند براي او خطر آفرين باشند و باعث كجروي وي شود و يا اينكه وي را در مرحله پيشرفت قرار دهد كنترل وي از سوي خانواده و برقراري يك رابطه معقول و منطقي از سوي والدين ضروري به نظر مي رسد .

8- آنچه از نظر اينجانب از اهميت بسزائي در ايفا نمودن نقش پدر و مادر برخوردار است اين است كه ايده آل ترين رابطه بين پدر و مادر و فرزند رفاقت است به اين معني كه رابطه دو سويه بوده و فرزند بتواند بدون هيچگونه واهمه اي والدين را در جريان مسائل خود قرار دهد و والدين نيز به تناسب بتوانند الگوهاي سالم رفتاري را براي وي تبيين كنند كه به نظر مي رسد در زندگي ليلا اين خلاء به چشم مي خورد .

والسلام
نگارش و ارائه راهکار از آقای ابوالفضل کشرائی به اهتمام سعید باقری نژاد بسابی

فردا آغاز دیگریست ( سرگذشت یک معتاد )

مقدمه :
یکی از دوستان و همکاران برادرم هست ، که از همین طریق با آن آشنا شدم . وقتی که به او گفتم که قصدم از این ملاقات چیست ، ضمن تشریح اهداف این مصاحبه و اینکه شاید درس عبرتی برای دیگران باشد از او خواستم سرگذشتش را برایم بازگو نماید .ابتدا طفره رفت و نمی خواست که صحبتی از گذشته بکند ، ولی با صحبتهائی که من و برادرم با او کردیم بالاخره راضی شد که سرگذشت سالهای بر باد رفته اش را برایم بازگو نماید .
البته از ما قول گرفت که اسرارش حفظ شود و ما به اصول اخلاقی و انسانی پایبند باشیم ، من نیز متعاقباً برای اینکه خیالش را از این قضیه راحت کنم از برادرم خواستم که ما را تنها گذارد و به او قول دادم ضمن رعایت امانت داری در کلام ، در جهت حفظ آبرویش حرکت کنم و از او خواستم که در گفته هایش صادق بوده و به سئوالاتم کامل پاسخ دهد .
باشد که سایرین از گذشته اش عبرت گیرند و راه اشتباه رفته او را تکرار نکنند . هر چند می دانستم چنین خواسته ای که به نظر خودم معقول می آمد برای او خیلی سخت و دشوار است که تمام ابعاد زندگی و اتفاقات را بازگو نماید ولی به هر حال به این یقین رسیدم که در دلش یک اعتماد نسبت به من ایجاد شده و این برایم کافی بود که حرفهایش را باور نمایم .

اطلاعات مقدماتی و فردی :

وحید هستم ، 37 ساله ، متولد  1354 در شهر پیشوای ورامین ، دارای مدرک تحصیلی دیپلم انسانی ، خانواده ما یک خانواده از طبقه متوسط و مذهبی که دارای یک برادر و یک خواهر می باشم .
من فرزند دوم خانواه هستم . پدرم کارگر یکی از کارخانه های تولید لوازم منزل در جاده قدیم کرج بود و مادرم نیز خانه دار که همیشه یار و یاور پدرم بود و سعی میکرد که مشکلات خانواده را  یک جوری مدیریت نماید که دیگران کمتر دچار اضطراب و خستگی شوند. سطح درآمد خانواده ما نیز متوسط بود بطوری که من و خواهر و برادرم همیشه سعی میکردیم جوری رفتار کنیم که از نظر مالی به پدر و مادرم فشار وارد نشود.

شرح ماجرای وحید :

دیپلمم را گرفته بودم که در کنکور  با برادر بزرگترم بعلت رد شدن در یک کلاس شرکت کردیم و هردو دانشگاه آزاد قبول شدیم برادر در دانشگاه آزاد اصفهان و من در دانشگاه آزاد قزوین. برادرم در دانشگاه ثبت نام کرد و به اصفهان رفت مشغول تحصیل شد ولی من چون میدیدم پدرم نمیتواند از عهده هزینه دانشگاه هر دو ما برآید با وجود علاقه به تحصیل ثبت نام نکردم و دفترچه سربازی گرفتم ولی 6 ماه استراحت تحصیلی به من دادند و من سعی کردم یک کار موقت پیدا کنم تا مقداری پول پس انداز کنم که در سربازی دستم توی جیب خودم باشه بالاخره به یک شرکت پیمانکاری که کارش تولید قطعات خودرو بود رفتم و به صورت روز مزد مشغول به کار شدم. من آن زمان اینقدر از سیگار بدم می آمد که وقتی میدیدم همکارانم در حین کار سیگار میکشند به خودم میگفتم که اینها چقدر بی اراده اند که نمیتوانند در حین کار دست از سیگار کشیدن نیز بردارند. 
ولی رفته رفته با دوستی که بین من و همکارانم ایجاد شده بود حس کنجکاوی من شدت گرفت و یک روز از یکی از همکارانم درخواست یک نخ سیگار کردم و شروع کردم به کشیدن ولی حین سیگار کشیدن سرفه های زیاد میکردم و دیگران مرا مورد تمسخر قرار میدادند. طولی نگذشت که دیگر یک سیگار کش حرفه ای شده بودم و سیگار را به صورت پاکتی میخریدم و مصرف میکردم.
روزها سپری شد تا اینکه زمان سربازی من فرا رسید به خدمت اعزام شدم . در پادگان در قسمت انبار مشغول بکار شدم درآنجا 5 نفر دیگرخدمت میکردند که اکثرشان بچه شهرستان بودند . آنها شبها درب انبار را می بستند و مشغول کشیدن تریاک می شدند که البته با یک سیخ و یک لولهء خودکار که دست به دست میچرخید مصرف میکردند.من نیز گاها سیگار میکشیدم تا اینکه  باگذشت زمان و اصرار آنها برای کشیدن تریاک روبرو شدم ابتدا مخالف کردم ولی آنها دائماً مرا مورد تمسخر قرار میدادند و تشویق به کشیدن تریاک میکردند و میگفتن با یک یا دو بار کشیدن هیچ کس معتاد نمیشود. البته این راهم  میدانستم  که هدفشان از این همه اصرار چیست میخواستند که مرا نیز با خودشان همراه کنند تا زمانی آنها را لو ندهم . بالاخره با توجه به اصرار آنها اولین پوک را جهت کشیدن تریاک به لوله خودکارشان زدم و یواش یواش در محفل آنها راه پیدا کردم به طوری که این عمل را با آنها هرشب تکرار می کردم.
دیگر یک معتاد حرفه ای شده بودم چون زمانی که هم خدمتی هایم به مرخصی میرفتند برای اینکه بتوانم مواد مصرف کنم شبها در پادگان میماندم و اقدام به کشیدن تریاک میکردم و اکثر پولی که با کار کردن ذخیره کرده بودم جهت خرید این مواد مصرف میشد . چند باری نیز نزدیک بود که در پادگان لو برم ولی به هر طریقی که بود خودم را نجات می دادم ، دوران خدمتم رفته رفته به اتمام رسید ولی من روز به روز اوضاع بدتری برایم ایجاد می شد دیگر نمی توانستم که حتی یک شب هم مواد نکشم ، بدنم به مواد عادت کرده بود و خودم نیز اراده ای برای ترک نداشتم.
از خدمت که برگشتم شبها برای مصرف مواد به خانه های نیمه ساخته رفته و مواد مصرف می کردم وقتی که پدر و مادرم می پرسیدند کجا بودم می گفتم به دنبال کار بعد از گذشت چند ماه در یکی از شرکتهای تولیدی مواد غذائی توسط عمویم کار پیدا کردم ، دیگر نگران پول تهیه مواد نبودم چون به اندازه کافی داشتم که مواد تهیه کنم . پارکها نیز محل خوبی برای تهیه مواد بودند زیرا هر وقت که اراده میکردم میرفتم و مواد میخریدم و شبها به ساختمان های نیمه کاره میرفتم مواد مصرف می کردم و بعد به خانه برمیگشتم .
بعداز گذشت چندماه با اصرار پدر و مادرم به خواستگاری دختری از طبقه متوسط جامعه که در همسایگی ما بودند رفتیم و طی مراسم معمولی ازدواج کردیم.
دیگر طوری شده بود دایما در حین کار چورت میزدم و خماربودم و گاهی نیز در سرویس بهداشتی مواد مصرف میکردم رفته رفته این حالات در کارم زیاد شده بود به طوری که سرکارگر قسمتم از ماجرا خبردار شده بود و ابتدا مرا نصیحت کرد که این کار را نکنم ولی من نمیتوانستم بالاخره همین منوال گذشت و از کار اخراج شدم.
وقتی به خانه آمدم به همسرم گفتم که در محیط کار دعوایم شده و اخراج شدم.مدتی دنبال کار گشتم تا دوباره در یک کارخانه مشغول بکار شدم.بعدازگذشت چندماه دوباره با دیدن اوضاع من صاحب کارم متوجه اعتیادم شد و اخراجم کرد.چندین بار به همین منوال گذشت ، با به دنیا آمدن پسرم وضع معیشتی خانه ما بسیار بد بود اوضاع اقتصادی خانواده ما هر روز بدتر می شد زیرا تمام پولی که در می آوردم خرج تهیه و مصرف مواد میشد.
تا اینکه همسرم با اخراج های مداوم و پی در پی من و رفتار  و شکل ظاهری ام به موضوع اعتیادم پی برد ابتدا با نصیحت و یا با تهدید به ترک خانه مرا تشویق به ترک اعتیاد مینمود اما هیچ فایده ای نداشت و من توجوهی به حرفهای او نداشتم و فقط برای آرام کردن همسرم وعده های پوج جهت ترک می دادم .
علیرغم همه مسائل و مشکلات چند سالی به همین منوال گذشت و وضع معیشتی خانه ما خیلی بدتر شده بود و همسرم برای اینکه خرجی خانه را فراهم نماید گاهی اوقات از پدر و برادرانش پول قرض می گرفت و امورات را می گذراند دیگر پدر و مادر و برادرم نیز از اعتیاد من خبر داشتند کمبود مواد ، فشارهای روحی و درد جسمانی طاقتم را کم کرده بود گاهی اوقات ناخواسته با همسرم دعوایم می شد حتی چند باری نیز منجر به زد و خورد شد ، زندگی برایم سخت شده بود بار اعتیاد بر دوشم سنگینی می کرد گاهی برای تهیه مواد دور از چشم همسرم لوازم خانه را برده و می فروختم . يكروز در حين فروختن اجناس توسط نيروي انتظامي دستگير شدم و بعد از چند روز در بازداشگاه بسر مي بردم كه بعد بدليل اعتيادم به زندان رفتم ، در زندان یک دوره 3 ماهه بجهت ترك اعتياد مرا به مرکز بازپروري فرستادند  بعد از گذشت آن دوران و اتمام دوره زندان به خانه برگشتم ، بله ديگر انگ و برچسب اعتياد و سوء سابقه نيز در پيشاني من درج شده بود زيرا داراي سوء سابقه شده بودم هر جا براي كار مراجعه مي كردم از من سوء سابقه مي خواستن و من ديگر نمي دانستم چه بكنم . به دلیل بیکاری و وجود مشکلات زیاد اعصابم بهم ریخته بود تا اینکه یک روز برای تسکین دردهایم دوباره مواد تهیه و مصرف نمودم و روز از نو روزی از نو باز دوباره به دامن اعتیاد برگشتم .
همسرم بعد از اطلاع بچه ام را برداشت و به خانه پدرش رفت ، پدر و مادرم نیز همچنان بر ترک اعتیاد من پافشاری می کردند . من هم برای رهائی از فشار خانواده ، خانه را ترک کرده و آواره خیابانها شدم ، دیگر پدر و برادر و حتی همسرم از من خبری نداشتند شبها از فرط خماری کنار خیابان می نشستم و یک آن به خود می آمدم و می دیدم که تا صبح خواب بوده ام .
طوری شده بود که از راه تکدی گری و کمک خواستن از مردم پولی فراهم کرده مواد خریداری و مصرف می کردم و شبها را به همراه معتادان دیگر در مخروبه ها سر می کردم .
رفته رفته برای اینکه هزینه کمتری را متقبل شده و راحت تر مواد مصرف کنم به تزریق مواد روی آوردم ، دیگر یک معتاد تزریقی بودم همیشه کنار خیابان یا خرابه در حال چرت زدن و یا تزریق مواد بودم ، زندگی فلاکت باری داشتم از خودم بدم می آمد و نمی خواستم زنده باشم فکر همسر و فرزندم دیوانه ام می کرد تصمیم گرفتم از این طرز زندگی رهائی یابم ، یا بمیرم یا مواد را ترک کنم اینطوری شد که به سراغ برادرم رفتم از او کمک خواسته و به او قول دادم که می خواهم ترک کنم او مرا به یک مرکز ترک اعتیاد در جاده قدیم کرج برد ،  وقتی رسیدیم با نگاه سردی که در چشمانش می دیدم گفت
" برو آدم شود " .
در زمان ورود به مرکز تمام بدبختیهائی که به سرم آمده بود به یادم آمد ، نگاه سرد همسرم که با ناامیدی خانه راترک کرد و رفت ، گریه های مادرم و افسوسهای پدرم و کلام آخر برادرم دائم از فکرم می گذشت .
6 ماه طول کشید تا اعتیادم را ترک کردم در این دوران همسرم نیز با خبر شده بود که من خودم خواستم که ترک کنم حتی چند باری به ملاقاتم آمد خلاصه به خانه برگشتم آن زمان تحت حمایت خانواده ام دوران نقاهت را می گذراندم ، همسرم به خانه برگشت و من به کمک برادرم در شرکتی که مدیر عامل آن یکی از دوستانش بود مشغول بکار شدم .
البته برادرم تمام ماجرا را قبلاً برایش بازگو کرده بود الان نیز با شرکت در بعضی از جلسات یکی از گروههای
NA سعی می کنم که از نظر روحی و روانی خودم را طوری آماده کنم که دیگر به سمت مواد نروم .
اکنون در کنار همسر و فرزندم به زندگی ادامه داده و در همان شرکت مشغول بکار می باشم و دوستانی دارم همچون برادر تو .

( تحلیل آسیب شناسی )

ابتدا با در نظر گرفتن و بهره برداری از کتاب جامعه شناسی اعتیاد در ایران امروز به تحلیل آسیب شناسانه و ارائه راهکار علل اعتیاد وحید در سطوح سه گانه " خرد ، میانه ، کلان " می پردازم .
 
الف ) بررسی علل و اعتیاد وحید در سطح خرد :

1- خصوصیات شخصیتی و روانی : در بررسی سرگذشت وحید در این بخش می توان به مواردی همچون شکست در راه رسیدن به تحصیلات عالیه که منجر به ضعف اراده و از دست دادن اعتماد به نفس وحید را می توان برشمرد ، عدم رسیدن به آمال و آرزوها درنتیجه احساس حقارت درونی وحید که در اثر نرسیدن به آمال و آرزوهای خود باعث شد تا وحید نعمتهایی که برخوردار آن میباشد را نبیند و خود را در مقابل دیگران کم بشمارد و این احساس حقارت ریشه در بسیاری از ارتکاب جرائم می باشد ، عدم اعتماد به نفس و ضعف اراده در نتیجه می دانیم که ترک وابستگی روانی نیازمند سالها تلاش و پیگیری می باشد و باید با نظارت صحیح از جانب اطرافیان مانند خانواده و یا همسر وی صورت می گرفت نه اینکه وحید را به حال خودش رها کرده تا در منجلاب اعتیادش بیشتر فرو رود ، رشد ناسالم شخصیت و کنجکاوی نسبت به پیرامون خود زیرا وحید همواره سعی می کرد کمبودهای زندگی خود را از پیرامون و جامعه و دیگران تامین نماید و در آخر احساس بزرگ جلوه دادن خود نزد همکاران و تن دادن به خواسته های اطرافیان چه در محیط کار و چه در محیط سربازی و در دستیابی به افزایش شأن اجتماعی و کاهش تنش و تسکین دردها و از بین بردن افسردگی را می توان از عوامل شخصیتی و روانی وحید در جهت علل گرایش به اعتیاد که منجر به کشیدن سیگار و در نهایت استعمال مواد مخدر بود را نام برد .
2- عوامل جسمانی : هر چند وحید در یک محیط سالم زندگی می کرد و خانواده وی فاقد هر گونه پیشینه اعتیاد بودند لذا می توان از نظر شرایط سنی که از عوامل جسمانی است که فرد منجر به اعتیاد می شود را در این زمینه دخیل دانست زیرا اگر وحید به یک رشد بلوغ جسمانی همراه با آموزش صحیح رسیده بود می توانست از بسیاری انحرافات جلوگیری بعمل آورده ولی با محقق نشدن این موضوع که در نهایت منجر به کشیدن سیگار و در اعتیادهای مکرر بعد از ترک دوباره می توان دخیل دانست و عواملی چون تسکین فشارهای و دردهای جسمانی و شرایط عصبی نسبت به دوران خدمت وظیفه و یا فقدان کار و در نهایت محیط کار و سختیهای پیش روی وحید و ایجاد حس لذت و شادمانی و از بین بردن خستگی مفرط و همچنین شرایط بد جسمانی در هنگام ترک منزل مانند : گرسنگی و تشنگی و عدم داشتن وضع مالی مناسب و روی آوردن وحید به تکدی گری را می توان در روی آوردن مجدد وحید به مواد مخدر از عوامل بسیار مهم دانست.

ب ) بررسی علل اعتیاد وحید در سطح میانه :

1- خانواده : مبرهن است که خانواده یکی از مهمترین علل اعتیاد در سطح میانه می باشد والدین در قبال فرزندان خود وظایف سنگینی دارند. آنان نباید بین فرزندان خود تبعیض قائل شوند. اصولاً تبعیض در برخورد و رفتار با فرزندان همچون اظهار محبت کردن به یک فرزند و بی اعتنایی به فرزند دیگر و نیز عدم برقراری رابطه دوستانه با همه فرزندان منشاء بسیاری از سرخوردگی ها و لغزش های نوجوانان و جوانان است، که باعث خلاء عاطفی و احیاناً در آینده باعث اعتیاد خواهد شد.
نقش خانواده در رسیدن به یک جایگاه اجتماعی مناسب برای فرزندان خیلی تاثیر گذار می باشد . با نگاهی گذرا به زندگی وحید می توان عواملی چون فراهم نبودن شرایط اقتصادی مناسب خانواده در جهت ادامه تحصیل فرزندان و یا فقر و عدم رفاه اقتصادی خانواده نام برد زيرا اگر شرايط اقتصادي خانواده وحيد نسبتاً خوب بود بسياري از مشكلات بر سر راه وحيد از بين رفته و آسیب پذیر بودن وحید را به دنبال نداشت .
ضمناً می توان یکی از عوامل مهم نقش خانواده در زندگی وحید را عدم دخالت خانواده مخصوصاً پدر و مادر وی به تصمیم گیریهای نابجا ( ترک تحصیل و ... ) از سوی وحید  را نام برد .
به نظر من يكي ديگر از مسائلي كه نقش خانواده را در زندگي وحيد مهم تلقي مي كند ارزيابي منفي والدين و همسر وي و رها كردن وحيد بوده زيرا اگر وحيد به محيط خانه و خانواده خود دلبستگي داشت و مي دانست كه در همه موارد پشتيبان او مي باشند ديگر از خود يك هويت نامناسبي شكل نمي داد و باعث جلو گيري از رفتارهاي انحرافي در او مي شد .
يكي ديگر از عواملي كه باعث حاد شدن اوضاع وحيد در زندگي بعد از اعتياد وي شد را مي توان سرزنشها و تحقيرات خانواده بخصوص پدر ، مادر و برادر بعد از ترك همسر از خانه و كنترل هاي بيجا همراه با تحديدات را مي توان اشاره نمود كه در نتيجه سبب گرديد وحيد از خانه و خانواده نيز فراري شده و در جامعه سرگردان گردد .
2- گروه همالان و همسالان : یکی دیگر از عوامل بروز گرایش به اعتیاد در سطح میانه می توان به نقش همالان و یا همسالان اشاره نمود بر اساس نظريه هاي يادگيري ارتباط با همسالان منحرف ، باعث كسب رفتارهاي انحرافي از طرف جوانان و نوجوانان مي گردد و مي دانيم كه هرچه رفتار انحرافي همسالان بالاتر باشد احتمال رفتار هاي انحرافي نيز بيشتر مي شود و در جهت جلوگيري از اين مسئله مي توان گفت عدم تائيد رفتارهاي انحرافي از طرف همسالان به عنوان يك عامل كنترلي مي تواند باعث جلو گيري از رفتارهاي انحرافي جوانان و نوجوانان شود .
با بررسی رویکردی در زندگی وحید می توان به تعامل با همکاران در محيط کار و روی آوردن وحید به كشيدن سیگار كه اين امر باعث شكسته شدن قبح دوري و نفرت از سيگار در وي گرديد .
يكي ديگر از عوامل كه نقش همسالان در آن بطور حاد ديده مي شود احساس وحيد در مقابل گروه همسالان و بزرگ نشان دادن خود و همراه شدن با آنان را مي توان نام برد كه ناشي از عدم اعتماد به نفس وحيد در مقابل كوچك شمردن و تمسخرات همكاران مي باشد .
يكي ديگر از عواملي كه باعث از بين رفتن نقش همسالان در گرايش به اعتياد در افراد مي شود را مي توان عدم  شجاعت در گفتن کلمه " نه " در افراد نام برد زيرا اگر وحيد مي توانست اين كلمه را در مقابله با همسالان هم خدمتي خود بكار ببرد ديگر دچار اين معضلات نمي گشت و تن به خواسته ها و اصرارهاي آنان نمي داد .
به نظر بنده عامل همسالان مي تواند از مهمترين عواملي باشد كه دامن وحيد را به مواد آلوده ساخته و از  مهمترین عوامل بروز اعتیاد در وحید مي باشد  .
3 - مدرسه : بر اساس نظريه كنترل هيرشي دلبستگي به نهاد هاي مختلف مانند : مدرسه و ... عامل بازدارنده اي براي رفتارهاي انحرافي مي باشد . قطعاً می دانیم که نقش مدرسه و تحصیل در هدایت افراد و همچنین در جامعه پذیری فرد بدلیل بالا رفتن سطح آگاهی و تفکر بسیار موثر می باشد در نتیجه جامعه پذیری به فرد می آموزد که چه چیزی مورد قبول جامعه و چه چیزی غیر قابل قبول می باشد .
تحصیلات بالا و آگاهی فرد میزان گرایش به مواد مخدر را کاهش می‌دهد، متاسفانه کمبود اطلاعات در مورد بیماری اعتیاد مخصوص در بين غیرتحصیل کرده‌ها اين موضوع بيشتر مي باشد با نگاهی اجمالی به عدم محیا بودن شرایط تحصیل وحید می توان گفت که اگر شرایط ادامه تحصیل برای وحید فراهم می گشت چه بسا با افزایش آگاهی فکری و ذهنی هرگز وحید دچار آسیبهای اعتیاد نمی شد .
عدم داشتن تحصيلات بالا و نا آشنایی با هنجارهای اجتماعی، درگیر بودن در رفتارهای بزهکارانه در سنین نوجواني از جمله ویژگی‌هايست كه در اثر عدم تحصيلات مناسب در زندگي وحيد ميتوان به آن اشاره نمود .
4- رسانه های گروهی : در اين تحليل منظور از رسانه هاي گروهي تلويزيون ، مجلات ، روزنامه و فيلمهاي  ويدئويي و سينمائي مي باشد و اولين نكنه لازم در خصوص رسانه هاي گروهي ميزان در معرض رسانه ها بودن مهم مي باشد .
بر اساس نظريه يادگيري اجتماعي مشاهده رفتار ديگران باعث يادگيري رفتار خواهد شد و علاوه بر تمايل به تقليد از رفتار ديگران ممكن است اين نكته در همه افراد يكسان نباشد ولي در اين تحليل مي توان در زندگي وحيد دخيل دانست .
می دانیم که رسانه های گروهی بعنوان یکی از ارکان موثر در جامعه پذیری فرد می توانند در گرایش به سوء مصرف مواد مخدر موثر باشند . وجود اطلاع رسانی لازم از رسانه های گروهی چه بسا باعث می شد که سطح آگاهی وحید نسبت به جامعه و آسیبهای آن و در نتیجه در رابطه و تعامل با دیگران در تعارض قرار نگیرد و در معرض تنش و تضاد حاصل از عدم جامعه پذیری قرار نگیرد .

ج ) بررسی علل اعتیاد وحید در سطح کلان :

می دانیم علل و عوامل موثر در گرایش به اعتیاد در سطح کلان بی سازمانیها ، اختلالات و بحرانهائی می باشد که در سطح جامعه پدید می آید .
1- بحران بی کاری و نوع شغل و محیط شغلی : ترک تحصیل وحید و ورود او به بازار کار که می توانست با نظارت دقیق تر در محیط کار از این موضوع جلوگیری بعمل آید ، نظارت کمتری از سوی خانواده بر او اعمال می شد و آزادی عمل بیشتری داشت . بطور کلی می توان گفت قوانین خاص از جمله عدم استعمال سیگار در حین کار و یا محیط کار چه بسا ممکن می شد که وحید به سمت سیگار نرود . و یا اگر دوران خدمت نظام وظیفه را که برای همه اجباری است یک نوع شغل موقت بدانیم می توانست قوانینی به اجراء گذاشته شود مه محیط پادگان پاک و سربازان به راحتی نتوانند مواد به داخل آورده و مصرف نمایند و بطور کلی اگر نظارت دقیقی در محیط کار پدیدار بود هرگز وحید در منجلاب اعتیاد فرو نمی رفت .
2- بحران فقر و نابرابری و عدم وجود عدالت اجتماعی : با نگاهی به دوران کودکی و نوجوانی وحید این نکته بسیار حائز اهمیت می باشد که عدم توانائی مالی خانواده از یک سو و خواسته های بجای وحید از جمله عشق به ادامه تحصیل و آرزوی داشتن وضعیت رفاهی مناسب همه باعث بروز منزوی شدن و گرایش به همالان و یا همسالان از سوی دیگر از مهمترین علل ابتدائی گرایش به اعتیاد در وحید می باشد .
مي توان به اين نكته نيز اشاره داشت كه يكي از عللي كه باعث گرديده كه وحيد چند بار به ترك اقدام نمايد ولي دوباره مجدداً به سوي مواد روي آورد ريشه در زمينه هاي اجتماعي دارد و آن هم در دسترس بودن موادمخدر و وجود مكان هائي كه مي توانست به راحتي مواد تهيه و مصرف نمايد .
3- عدم پایبندی به تعهدات اخلاقی : با تعاملی در زندگی وحید این نکته قابل اشاره می باشد که با وجود همه مواردی از قبیل علل گرایش به اعتیاد که در موضوعات قبل به آنها اشاره شد اگر وحید به تعهدات اخلاقی که در دوران تحصیل و نوجوانی پایبند بود و یا به تعهداتی که نسبت به خانواده از قبیل پدر و مادر داشت عمل می نمود شاید اعتیاد و گرایش به مواد در او تاثیری نمی گذاشت كه اين خود نشان دهنده ضعف در فراگيري اصول اخلاقي در كانون خانواده و اجتماع در وحيد مي باشد .

راهكارها :

به نظر اينجانب راهبردها و استراتژی‌های گوناگونی برای پیشگیری از مصرف مواد مخدر با توجه به زندگی وحید ميتوان مطرح نمود زيرا كه اين راهكارها و راهبردها همگي برخاسته از شرایط ساختاری علل ارتباطی و ویژگی‌های فردی وحید است ، لذا استراتژی‌ها و راهبرد‌ها بدليل تغییر ویژگی‌هایی فردی وحید و شرایط اجتماعی او متغير ميباشد كه به نمونه هائي از آن اشاره مي گردد :

با توجه به علاقه مندی وحید به تحصیل و نبود شرایط لازم به نظر اینجانب اگر شرایط اقتصادی خانوادگی وحید به صورت ایده ال میبود شاید از بروز آسیبی چون اعتیاد در وحید جلوگیری می گردید که این شرایط اقتصادی ایده ال ناشی از عدم کار مناسب و یا نبود شرایط کاری لازم برای پدر وی و پایین بودن سطح حقوق و دستمزد در اجتماع و محیطهای کاری می باشد لیکن در جهت پیشگیری این امر می توان با نظارت کافی و لازم در خصوص مهار تورم و افزایش حقوق و دستمزد متناسب با رشد تورم در جامعه توسط دولت و سیاستمداران اشاره نمود .

در مورد گرایش به سیگار وحید با توجه به نفرت او از سیگار به نظر اینجانب اگر شرایط محیط کار طوری از سوی کارفرمای او محیا می گشت که اجازه استعمال سیگار را در محیط کار به کارکنان خود نمی داد و در همان محیط اگر آگاه ساختن خطرات احتمالی ناشی از مصرف سیگار صورت می گرفت شاید وحید هرگز لب به سیگار نمی زد و یا آن حس بدی که نسبت به سیگار داشت تبدیل به یک موضوع عادی و پیش پا افتاده نمی شد .

محیطهای عمومی از جمله پادگانها یکی از مراکزی می باشند که به دلیل وجود افراد مختلف با فرهنگهای گوناگون از محیطهای آسیب پذیر برای جوانان می باشند از جمله راهکارهای لازم در این خصوص می توان به کنترل شدید افراد در کنار آگاهی دادن به آنها از بروز آسیبها جلوگیری کرد . چه بسا اگر محیط پادگان وحید طوری بود که با کنترل شدید معابر ورودی پادگان سربازان نمی توانستند مواد را مواد را به داخل پادگان بیاورند و همچنین مکانهائی فراهم نمی شد که دوستان وحید بتوانند بدون هیچ ترسی مواد مصرف نمایند می توان به جرأت اظهار داشت که هرگز هیچ کدام از سربازان و یا خود وحید به دام اعتیاد گرفتار نمی شدند .

یکی دیگر از آسیبهائی که در رابطه با زندگی وحید می توان بدان اشاره نمود تهیه مواد و در دسترس بودن آن به راحتی و مصرف آن در خرابه ها و ساختمانهای پیش ساخته می باشد حال اگر کنترل نیروی انتظامی در خصوص فروش و عرضه مواد بیشتر می شد که هر کس نتواند به راحتی مواد تهیه نماید و یا با نظارت بیشتر شهرداریها و سازمانهای مربوطه به ساختمانهای متروکه و نیمه ساز چه بسا خیلی از آسیبها در رابطه با مصرف مواد مخدر به وجود نمی آمد .

از موارد دیگری که در زندگی وحید قابل تأمل می باشد نقش همسر وی بوده زیرا بعد از فهمیدن ماجرای اعتیاد وحید کوتاهترین و راحت ترین راه را که همان ترک منزل است را انتخاب نموده و به خانه پدرش می رود حال اگر همسر وحید سعی میکرد با رفتارهای پیشگیرانه خود و دلگرمی هائی که بابت ادامه زندگی به وحید می داد از اعتیاد بیشتر وی جلوگیری می نمود .

فشارهای ناشی از برخوردهای جبهه گیرانه توسط پدر و برادر وحید نیز دال بر تشدید اعتیاد و گرایش او به زندگی بدتری بود زیرا اگر خانواده وحید می توانستند بدون ایجاد تنش مانع از منزل گریزی وحید شوند در این راستا می توانستند کمی از مشکلات وحید را از بین ببرند نه اینکه آنرا تشدید نمایند .

یکی دیگر از راهکارهائی که در رابطه با زندگی وحید می توان بدان اشاره نمود این است که او باید همچنان بر نظرش که همان ترک اعتیاد است استوار بوده و خانواده وی نیز او را بطور نامحسوس کنترل کرده تا مشکلات روحی و روانی باعث گرایش مجدد وحید به مواد نمی شد .

والسلام

نگارش ، تحلیل آسیب شناسانه و راهکارها از سعید باقری نژاد بسابی

داروهاي غير مجاز - استروئيدهاي آنابوليك

استروئيدهاي آنابوليك :
در سال 1930 اولين بار اين ماده كشف گرديد و براي افزايش حجم در بدن استفاده مي گردد . گروهي از عناصر قدرتمندي كه با هورمون مردانه ( تستسترون ) ارتباط نزديك دارند و از سال 1930 به بعد مصرف آنها گسترش يافت . مصرف پزشكي مجاز آن در حال حاضر محدود به انواع ويژه اي از كم خوني ، سختگيريهاي شديد و بعضي از انواع سرطانهاي سينه در زنان مي باشد .
در حال حاضر مهمترين مصرف آن در تمرينهاي بدنسازي و رژيمهاي غذائي مي باشد . اين داروها باعث افزايش وزن و توانائي عضلاني مي شود .

عوارض جانبی عمومی
• افزایش حجم خون
• یرقان( بدلیل کاهش جریان و نگهداری صفرا در مویرگ های صفراوی لوب کبدی)
• کارسینوم کبدی
عوارض جانبی اختصاصی
• در زنان: رشد موهای صورت- کلفتی و گرفتگی صدا- بی نظمی دوره های قائدگی- کارسینوم سینه
• کچلی با الگوی مردانه
• در مردان: کاهش تولید اسپرماتوزوئید
• در بچه ها: اختلال در رشد طبیعی- بسته شدن زود رس صفحات رشد و کوتاه قدی
عوارض طولانی کردن طول مصرف
• تصلب شرائین، اسکلوروزیس و سکته قلبی
• تحریک تجمع پلاکت ها
• افزایش فشار خون بعلت افزایش آب در بدن
• افزایش کلسترول و تری گلیسرید خون و تصلب شرائین
• کاهش LH ,FSH از هیپوتالاموس، آتروفی بیضه ها و ناباروری
• کاهش حرکت خودبخودی اسپرم ها
• ژنیکوماستی( دائمی)
• در زنان بی نظمی در قاعدگی و آمنوره، آکنه، کچلی با الگوی مردانه، پرمویی، کلفت شده صدا
• در کبد باعث تغییر در آنزیم های کبدی، عدم ترشح صفرا، یرقان و تومور کبدی
• در کلیه باعث افزایش بار اضافی، افزایش دفع نیتروژن و کارسینوم کلیوی می شود.
• عوارض در تاندون های بدن
• تاثیرات روانی
• تاثیرات مثبت مثل سرخوشی، شادمانی، افزایش انرژی و میل جنسی
• تاثیرات منفی مثل افسردگی، زود رنجی، کینه توزی، ستیزه جویی، خودکشی
• اختلالات شناختی مثل گیجی، حواس پرتی، پریشانی

والسلام
سعيد باقري نژاد بسابي