به نام خداوند بخشنده و مهربان اينجانب سعيد باقري نژاد بسابي ورود بازديد كنندگان محترم را به اين وب سايت گرامي داشته و اميدوارم مطالب ارائه شده براي شما عزيزان مفيد و موثر واقع گردد . خواهشمند است با ارائه نظرات خود اينجانب را در ارائه هر چه بهتر مطالب سايت ياري نمائيد . با كمال تشكر و احترام

آسيب شناسي اجتماعي - social pathology
آسيب شناسي اجتماعي گرايش پيشگيري از اعتياد به مواد مخدر (سنتي ، صنعتي) 
بسم ا... الرحمن الرحيم با سلام و احترام به بازديد كنندگان محترم ، این سايت به معرفي آسيبهاي اجتماعي علي الخصوص مسئله اعتياد و راهكارهاي پيشگيري و مباحث روان شناسي و جامعه شناسي مرتبط با آن پرداخته است . در اين راستا بازديد كنندگان محترم مي توانند ، مطالب و مقالات خود را در اين مقوله از طريق پست الكترونيكي اعلام شده و يا قسمت تماس با ما ارسال ، تا با نام خودشان در اين سايت درج گردد . ضمناً استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع مي باشد . سعيد باقري نژاد بسابي مدير سايت .

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با مدير | ديكشنري آنلاين | پروفایل مدير

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
لينك هاي مفيد وب سايت

آسيب شناسي اجتماعي - پيشگيري از اعتياد-www.socialpathology90.com

آسيب شناسي اجتماعي - پيشگيري از اعتياد-www.socialpathology90.com

آسيب شناسي اجتماعي - پيشگيري از اعتياد-www.socialpathology90.com




لینک دوستان

مترو ؛ به عنوان وسیله ی ارتباطی و راهی سریع برای سفرهای درون شهری، بیش از یازده سال است که جای خود را در دل تهران بزرگ باز کرده و شهری زیر زمینی را برای رفت و آمد، تردد و گاه تجارت و کاسبی شهروندان تهرانی فراهم ساخته است.  وسیله ای رفاهی و مناسب که به دلیل استفاده ی فراگیر و همگانی از آن، ناگزیر به مشاهده و تحمل آسیب های اجتماعی و پدیده های زشت اجتماعی فراوانی از جمله تكدي گري و يا دستفروشي در آن هستیم. حضور و اشتغال مردان و زنان دستفروش، یکی از نخستین آسیب های اجتماعی بعد از راه اندازی خطوط مترو در تهران بوده كه اين معضل امروزه ابعاد گسترده‌اي پيدا كرده است و در فضايي مثل مترو كه روزانه ۲ ميليون و ۵۰۰ هزار سفر كه جمعيت قابل ملاحظه‌اي هم در آن رفت و آمد دارد عده‌اي به دنبال دستفروشي و تكدي‌گري بوده و لذا به معضلي در مترو تبديل شده است .

دستفروشی در مترو از زمره ی مشاغل کاذبی است که مردان و زنان در هنگام بحران هایی از قبیل فوت شوهر و همسر ، جدایی از همسر و یا آسیب های ناشی از مسائل اقتصادي ، بيكاري و ... به دلیل برخوردار نبودن از سواد و مهارت های لازم نمی توانند در بازار کار مشارکت داشته باشند و دست آخر به مشاغل کاذب تن می دهند.  نباید از نظر دور داشت که به طور یقین مسئله اقتصادی، مهم‌ترین دلیل حضور مردان و زنان دستفروش در مترو است که در زندگی روزمره بامشکلات عدیده ی مالی مواجهند؛ این مردان و زنان غالباً به دلیل آن که حلقه‌های حمایتی ندارند که برای آن‌ها منافع اقتصادی داشته باشد به دستفروشی در مترو روی می‌آوردند.  آنچه وضعیت نابسامان اقتصادی زنان سرپرست خانوار را تشدید می‌کند، طي مصاحبه هاي انجام شده با اين دستفروشان نابرابری دستمزدها، بهره‌کشی روحی، جسمی، جنسی زنان در محیط کاری ، پائین بودن دستمزد و نگاه بد مردان در محیط کاری را دلیل انتخاب شغل در مترو اعلام کردند.  پایین بودن رده سنی دستفروشان فعال در واگن‌های مترو و رواج این پدیده در بین دختران و زنان جوان و شیک پوش نقطه قابل تأملي است که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ناشی از افزایش روز افزون فشارهای اقتصادی، بیکاری و تغییر الگوهای فرهنگی درآمدزایی در بین زنان و مردان است.  از سوی دیگر، متکدیان نیز به دلیل ازدحام جمعیت و امکان سوار و پیاده شدن در مترو به عنوان مسافر عادی و دور ماندن از چشم نیروهای انتظامات و حراست مترو به سرعت جای خود را در بازار پر رونق تکدی گری در مترو باز کردند و بدل به آسیبی دیگر گردیدند.  البته با برخوردهايي كه پليس مترو با همكاري نيروهاي حراستي مستقر در ايستگاهها انجام مي‌دهد عرصه بر متكديان تنگ شده ولي با توجه به مشكلاتي كه اين افراد ايجاد مي‌كنند ضرورت دارد معضل حضور متكديان بطور كامل حل شود. در اين زمينه نيروي انتظامي نيز نقش مهمي دارد. برخورد با متكديان وظيفه اين نهاد است و اميدواريم اين نيرو‌ها نيز دامنه برخورد‌هايشان را در اين خصوص افزايش دهند. نكته جالب اينجاست كه وقتي پليس مترو و نيروي انتظامي با متكدي و دستفروش برخورد مي‌كند و سعي دارد جلو فعاليتش را بگيرد مردم واكنش نشان داده و دلسوزي مي‌كنند. همين حمايت‌هاي مردم مسئولين امر را دچار مشكل كرده است. در واقع عمده مشكل شركت مترو در بحث برخورد با دستفروشان در مترو مسافران هستند. اگر اين حمايت‌ها و دلسوزي‌هاي بي‌مورد نبود با چند برخورد قاطع معضل دستفروشي در مترو رفع مي‌شد و ما امروز مشكلي با اين ابعاد نداشتيم. مردم تصور مي‌كنند ساماندهي دستفروشي به معني ساقط كردن اين قشر جامعه از كار كردن است، در صورتي كه اصلاً چنين نيست. طي استفتايي از دفتر مقام معظم رهبري حضرت آيت ا... امام خامنه اي در زمينه خريد از دستفروش ها ايشان مي فرمايند : «دست فروشي غيرقانوني است و كار غيرقانوني، غير شرعي است. اگر مي دانيد كه ارگاني با دست فروش ها برخورد مي كند و جلوي فعاليت آن ها را مي گيرد، خريد از آن ها غيرشرعي است.»
طي نظرسنجي كه توسط يك گروه دانشجويي در بازار دستفروشي در شهر تهران انجام شده نشان مي دهد تنها ۴۳ درصد از افرادي كه به دستفروشي مي پردازند بيكار هستند و ۲۲ درصد جامعه آماري مورد سنجش دستفروشي شغل دومشان محسوب مي شود. در همين نظرسنجي آمده است ۳۵درصد از دستفروش ها به دليل درآمد به نسبت خوب كار دستفروشي به اين كار مشغول شده اند و از محل اين كار ماهيانه بين 300 تا 500 هزار تومان درآمد كسب مي كنند.

 

از جامعه آماري كه در مترو توسط اينجانب مورد مصاحبه قرار گرفته اند تنها 19 درصد از دستفروشان بدليل نبود كار و گرفتاريهاي آن اقدام به دستفروشي مي نمايند و ابراز مي دارند در صورت وجود كار مناسب از اين كار دست مي كشند . 46 درصد از آنان دستفروشي در مترو را بعنوان شغل خود ياد كرده و به هيچ عنوان حاضر به ترك آن نيستند زيرا عنوان مي دارند كه درآمد حاصله خوب و هيچ كار ديگري با اين فيزيك كاري قابل مقايسه با آن نيست و 35 درصد از اين جامعه آماري داراي شغل ثابت مي باشند كه بعد از ظهرها در مترو اقدام به دستفروشي مي نمايند تا كمك هزينه اي براي خود و خانواده بدست آورند زيرا درآمد دست‌فروشي در مترو بيشتر از آن است که در بازار کار بابت يک نيروي ساده پرداخت مي‌شود. البته توجه به اين نكته نيز ضروري است كه دستفروشان در مترو به صورت باندي كار مي كنند به عنوان نمونه اعضاي يك خانواده با حضور روزانه در مترو اقدام به دستفروش مي كنند، بچه ها فال مي فروشند، بزرگ ترها روكش محافظ كنترل ، كفي كفش ، بادكنك، ، خودكار و... مي فروشند.

امروز مترو براي زنان و دختران بيکار محلي براي کسب درآمد شده. حتي پسربچه‌هاي کوچک که زير آفتاب چهارراه‌ها فال مي‌فروختند، به واگن‌هاي خنک مترو پناه آورده‌اند. ازدحام جمعيت، غرغرهاي زيرلبي از حرکت فروشنده در ميان جمعيت، مانع از فروش لواشك و محافظ كنترل و .... نمي‌شود. با يكي از دست فروشان كه مسواكهاي تقلبي اورال بي و تعدادي نخ دندان را مي فروخت مصاحبه كردم ، گفت نامش كريم است و ‌ليسانس نساجي دارد ، خودش مي‌گويد درس خواندن را دوست داشته و مي خواهد كه ادامه تحصيل دهد و کار ثابت هم دارد و در يك شركت پوشاك كار مي كند ؛ اما دستفروشي او در مترو بعنوان شغل دوم  بوده و بعد از ظهرها بعد از اتمام كار ، 30 عدد مسواكي كه از قبل آماده كرده را از ساك خود در آورده و شروع به فروختن ميكند و طبق گفته خودش روزانه 18000 هزار تومان سود حاصل از فروش دارد از او سئوال كردم حقوقت را چه مي كني ؟ گفت : خرج كرايه خونه و تحصيل فرزندم و نيز مايحتاج ديگر را مي دهم و از درآمد مترو نيز براي كمك هزينه خرج روزانه و ... استفاده مي كنم . او مي‌گويد: گاهي هم دانشگاهي هايم را در مترو مي‌بينم. آن‌ها از من خجالت مي‌کشن؛ ولي باور کن من از کارم خجالت نمي‌کشم. اتفاقاً چند وقت پيش بهم پيشنهاد شغل دوم هم شد؛ اما قبول نكردم . حقوق پيشنهادي از درآمدم کمتر بود. من بعد از كارم حدود 2 ساعت در مترو دستفروشي مي كنم و بعد به خانه مي روم الحمدالله راضي هستم . او مي گفت اگر حقوقم در شغل رسمي ام به ميزان كافي بود و جوابگوي زندگي و تورم و مشكلات اقتصادي را مي داد به ‌سمت مشاغل کاذب نمي رفتم . هرچند کارکردن عيب نيست؛

درآمد دست‌فروشي در مترو بيشتر از آن است که در بازار کار بابت يک نيروي ساده پرداخت مي‌شود. حتي گاهي اين دستمزد بيشتر از حداقل‌هاي وزارت کار است. به‌مراتب سختي خيلي از کارهاي رسمي را ندارد. از طرفي امنيت شغلي دست‌فروشي اگر بيشتر از مشاغل رسمي نباشد، کمتر نيست. همه اين‌ها علاوه‌بر افزايش نرخ بيکاري موجب شده تمايل براي اين شغل کاذب افزايش يابد. براساس قانون اساسي، دولت موظف به ايجاد فرصت‌هاي شغلي براي همه مردم است، ضمن اينکه سياست‌هاي اشتباه اشتغال‌زايي تاکنون نه‌تنها نتوانسته نرخ بيکاري را کاهش دهد، بلکه موجب هدر رفتن سرمايه ملي شده است. بررسی طرح های ممکن و عملی از سوی دولت و تصویب و اجرای آن، ایجاد فرصت‌های شغلی مناسب، اهدای وام و تسهیلات کارآفرینی و فراهم نمودن امکانات آموزشی برای زنان سرپرست خانوار از اهدافی البته بلندمدت برای دولت می تواند به حساب بیاید تا برخوردی انسانی و مناسب با این حرکت سازمان دهی گردد و ایجاد دنیایی بهتر برای زنان خودسرپرست و نیازمند در دستور کار دولت و رئیس جمهور قرار گیرد.  برای سامان‌دهی به وضعیت دستفروشان دوره گرد، زنان فروشنده داخل مترو و فروشندگان سیار، ایجاد بازارچه‌های دائمی و تعبیه مناطقی برای استقرار آنها می‌تواند راهگشا باشد تا زمانی که با آگاه سازی و اشاعه ی فرهنگ صحیح ریشه تمامی آسیب های اجتماعی را از چهره ی شهر و کشور بزداییم و از رشد پدیده های زشت اجتماعی جلوگیری کنیم. با اميد به آينده اي بهتر ، شهري زيباتر ، متروئي خالي از هرگونه آسيب اجتماعي همراه با رفاه و آرامش خاطر براي مسافران گرامي .

والسلام
سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, دستفروشي, مترو
[ یکشنبه دوم شهریور 1393 ] [ 12:57 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

پرخاشگری از هدف آسیب رساندن سرچشمه می‌گیرد. بر اساس تعریف عملیاتی ارائه شده، پرخاشگری تمایل یه شرکت در اعمال آسیب‌زای فیزیکی و روان شناختی برای کنترل اعمال دیگران است.
پرخاشگری طیف وسیعی از رفتار‌ها را شامل می‌شود. مویر حداقل هشت نوع پرخاشگری را در حیوانات شناسایی کرده است که همه آن هشت نوع را می‌توان به شکلی در رفتار انسان نیز یافت. پرخاشگری در شکار، بین نرها ناشی از قلمرو ، مادرانه ، تحریک آمیز، وابسته به جنسیت و ابزاری
تعریف پرخاشگری:
روان شناسان پرخاشگری را رفتاری تعریف کرده‌اند که به قصد آزار و آسیب رساندن به شخصی دیگر، خود یا اشیاء باشد. در تعریف سنتی پرخاشگری آن را رفتاری تعریف کرده‌اند که متوجه فرد دیگری است و هدف آن صدمه زدن به وی است.
انواع پرخاشگری
1-
پرخاشگری ابزاری، هدف از این رفتار آسیب رساندن به دیگری است
2- پرخاشگری خصمانه، هدف به سادگی ایجاد آسیب است
چشم انداز‌های نظری پرخاشگری عبارتند از :
نظریه‌های غریزی
نظریه‌های بیولوژی
نظریه‌های سائق
نظریه‌های یادگیری اجتماعی
نظریه‌های شناختی  
علل و عوامل پرخاشگری
:
عوامل خانوادگی پرخاشگری
خانواده می‌تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهمترین این عوامل
عبارتند از :
1- نحوه برخورد  والدین با نیازهای کودک
2- وجود الگوهای نامناسب
3- تاثیر رفتار پرخاشگرایانه
4- تنبیه والدین و مربیان
عوامل محیطی
عواملی که در پیرامون انسان هستند می توانند در بروز یا تشدید پرخاشگری یا تعدیل آن اثر گذار باشد که برخی از اینگونه عوامل عبارتند از : زندگی در ارتفاع خیلی بلند تغذیه ناقص الگوهای اجتماعی رسانه های گروهی و بازیهای ویدیوئی و زندگی در محیط های شلوغ پرازدحام و پر سر و صدا .
تکنیک های لازم برای کنترل پرخاشگری در محیط خانواده
صميميت : صمیمیت امری لازم و ضروری برای کاهش خشونت در خانواده است و هنگامی افزایش می یابد که اعتماد و اطمینان در مشارکت بین اعضای خانواده برقرار باشد .
تامل و سكوت : بهترین شگرد در مواقعی که یکی از اعضای خانواده به تحریک دیگری می‌پردازد آن است که دیگران سکوت اختیار کنند تا آن فرد هم آرامش پیدا کند. سپس در یک فرصت مناسب با هم به بحث و بررسی بپردازند .
 تخليه : یعنی اینکه به طور مسقیم جواب خشونت را ندهیم. تحقیقلات جدید نشان می‌دهد که پرخاشگری کلامی و حتی فیزیکی علاوه بر اینکه خشم را کاهش نمی‌دهد بلکه با عث افزایش آن نیز می‌شود. به نظر لورونز پرخاشگری به عنوان یک نیروی نهفته در انسان دارای حالت هیدرولیکی است که به تدریج در شخص متراکم و فشرده می‌‌شود و سرانجام نیاز به تخلیه پیدا می‌کند. اگر چنین انرژی به شکل مطلوب و صحیح مثلاً از طریق ورزش‌ها و بازی‌ها تخلیه شود جنبه سازندگی خواهد داشت در غیر این‌صورت مخرب خواهد بود .
صحبت كردن در رابطه با مشكل : بهترین روش برای کاهش پرخاشگری صحبت کردن در مورد آن است این تکنیک به دو صورت اجرا می‌شود :
الف ) گفتگو با خود یکی از روش‌های مهم کنترل پرخاشگری است صحبت کردن با خود در مورد نحوه مقابله و مواجهه با مشکل، تشویق خود به آرامش به شکل گفتگوی ذهن است .
ب ) گفتگو با فردی که از دست وی عصبانی شده‌ایم. بعد از خاموشی و آرامش و حل مشکل با وی بسیار کمک کننده است .
لذت گذشته : گاهی اوقات عفو کسانی که موجب درد و رنج ما شده‌اند غیر قابل تصور است. وقتی ما کسانی را ببخشیم به کنترل او روی چگونگی احساس خود پایان می‌دهیم. ما به خودمان شانس یک زندگی تازه را می‌دهیم. زندگی‌ای که در آن تنفر‌های کهنه و مزمن جایی ندارد. بنابر این گذشت و عفو هدیه‌ای به دیگران نیست، بلکه هدیه به خودمان است .
انتخاب سالم براي پيشگيري از خشم : خشم فرصت طلب است و در بدنی که خسته، فرسوده و بیمار است به آسانی جای می‌گیرد، در نتیجه به منظور اداره و کنترل خشم به خواب منظم، غذای خوب، لذت از اوقات فراغت(ورزش ، موسیقی آرام قدم زدن در پارک…؟) و عبادت و معنویت نیاز داریم .
درمان پرخاشگری :  
برای پرخاشگری گام اول شناخت و ریشه یابی علت یا علل پرخاشگری است. با شناخت این عوامل می‌توان همکاری‌های لازم را برای کاستن از میزان شدت پرخاشگری ارائه نمود مانند سرگرم نمودن فرد، مهر و محبت و دلجوئی، آموزش تنهایی فکر کردن، صبر و متانت نشان دادن در موقع پرخاشگری تشویق جهت استحمام و دوش گرفتن اجرای عدالت در منزل برآورده کردن نیازهای کودکان و نوجوانان، مساعد ساختن جو آزادی‌های کنترل شده ، جلوگیری از توهین و ترساندن الگوی خوب را به آن ها نشان دادن تشویق به بازی‌های گروهی و رعایت نزاکت و قوانین در زندگی با دیگران عادت دادن آن‌ها به گذشت ، یاد دادن انتقاد صحیح به آن‌ها جهت تخلیه و سبک شدن و آرامش یافتن .
یادگیری کنترل خشم :
خشم پلی است بین هر دو نوع پرخاشگری فیزیکی و کلامی، از این رو اگر بخواهیم پرخاشگری و خصومت را کم کنیم باید یاد بگیریم که چگونه خشم خود را کنترل کنیم . خشم اگر به درستی استفاده شود ، می تواند منبع نیرومندی از انرژی مثبت باشد . چنانچه مارتین لوترکینگ می‌گوید( وقتی عصبانی هستم می توانم خوب بنویسم ، دعا و موعظه کنم ، زیرا در آن هنگام میزان درک خشم اگر به درستی مهار یا جهت داده نشود ممکن است بدل به هیجان بسیار مخربی شود. اگر خشم به درون فرد رخنه کند، ممکن است به مشکلات فیزیکی ماندد تنش مفرط منجر شود. از طرف دیگر اگر بروز داده شود غالباً کار را بدتر می‌کند اگر یاد بگیریم احتمال کمتری وجود دارد که دچار این مشکل شويم .
یادگیری آرام گرفتن، مثلاً با شمردن تا ده  ممکن است بهترین راه حل طولانی مدت نباشد به ویژه برای افرادی که خشم مزمن دارند. بسیاری  از افراد که خشم مزمن دارند اعمال دیگران را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که انگیزه این اعمال خشم و پرخاشگری است. در نتیجه آن ها مدام برانگیخته می شود. چگونه می توان عادت ادارکی خود را بدون بی تفاوت یا درمانده شدن، تغییر داد. در زیر چند پیشنهاد  ارائه می‌شود .
به دنبال توضیح دیگری بگردید. وقتی که کسی از ما انتقاد می‌کند یا به گونه‌ای عمل می‌کند که به هنجار‌ها یا انتظارات ما بی حرمتی می‌شود. این امکان وجود دارد که حواسش پرت باشد یا دچار فشار عصبی روحی باشد
به دنبال توضیح دیگری بگریم. وقتی کسی از ما انتقاد می کند یا به گونه‌ای عمل می‌کند که به هنجار‌ها یا انتظارات ما بی حرمتی می‌شود، این امکان وجود دارد که حواسش پرت باشد یا دچار فشار عصبی روحی باشد
حواس خود را به چیز دیگری معطوف کنید. یکی از بهترین را‌ه‌ها برای کاهش خشم اشتغال به برخی فعالیت‌های جذاب است. برخی از افرد کار‌های ورزشی انجام می‌دهند، برخی دیگر مطالعه می‌کنند یا تلوزیون تماشا می‌کنند و برخی دیگر به سرگرمی مورد علاقه خود می پردازند
شوخ مزاجي كنيد :
 
شوخی طریقی است برای بازسازی موقعیتی برای یافتن ناهمخوانی یا امر محال که در آن شوخی را کاهش می‌دهید زیرا شوخی با خشم مغایرت دارد یادگرفتن اینکه به واکنش‌هایمان بخندیم نه تنها به ما کمک می‌کند که خشم خود را کاهش دهیم، بلکه به ما کمک می‌کند با دیگران ارتباط برقرار کنیم و نشان دهیم که نسبت به نامناسب بودن واکنش‌هایمان آگاهیم .
ببینید چه چیز خشم را بر می‌انگیزد :
خاطرات مربوط به خشم خود را یادداشت کنید. به این وسیله می‌توانید دریابید که چه موقعیت‌های شما را خشمگین می کند. برای مثال انتقاد موجب خشمگین شدن برخی افراد می شود و رفتارهای خاصی عده دیگری از افرد را خشمگین می کند .
هرگاه به آن‌چه موجب خشم شما می‌ شود پی ببرید، می توانید برای کنار آمدن با چنین موقعیت‌هایی برنامه ریزی کنید .
با خودتان گفت و گو کنید  : بسیاری از مردم با خودشان گفت و گو می‌کنند گفت و گو با خود موجب کاهش خشم در بعضی افراد می‌شود ولی در بعضی دیگر موجب افزایش یا پایداری خشم می‌شود ..
بپذيريد كه زندگي هميشه منصفانه است : تا وقتی که نپذیریم جهان بی عیب و نقص نیست، به همه کس و همه چیز خشمگین می‌شویم. با برخورد بی ادبانه‌ای رو به رو شده‌ایم ، به یک مهمانی دعوت نشده‌ایم . اینکه خشمگین بشویم یا نشویم می‌تواند یک تصمیم باشد که می‌توانیم آن را آگاهانه با نا آگاهانه یاد بگریم . ما می‌توانیم به اینکه جهان غیر منصفانه است خو بگیریم .
یاد بگیرید که مذاکره و گفت گو کنید : خشم معمولا با تعارض همراه است یکی از راه‌های کاهش خشم شرکت در گغت و گو ست . گفت و گو ما را قادر میسازد تا از نظریات طرف مقابل آگاه شویم گفت و گو اساسی برای مذاکره و یافتن راه‌ حل یا سازش فراهم می‌‌کند بیشتر ما علاقه‌ به سازش نداریم. اما وقتی یاد بگریم که سازش بهتر از خشم طولانی مدت است، می‌توانیم برای هنر ظریف سازش، در مقام وسیله‌ای برای داشتن یک زندگی شادتر ارزش قائل شویم .
اگر کنترل خشم مشکل جدی ماست و با این آموزش‌ها بهبودی نداشتیم انتخاب مناسب و مفید در چنین مواردی مشاوره با روانپزشک یا روان شناس است .

با كمال احترام
سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: پرخاشگري, خانواده, كودكان, آسيب شناسي اجتماعي
[ یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 ] [ 17:28 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

بسمه تعالي
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد (ص)
السلام عليك يا فاطمه الزهراء (س)

با سلام و احترام خدمت شما بازديدكنندگان محترم ، ضمن عرض تسليت به مناسبت ايام فاطميه ، فرا رسیدن عید نوروز باستانی 1393 شمسی و طمطراق پیک بهاران و تهنیت صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته و در پرتو الطاف بیکران خداوندی ، سلامتی و بهروزی ، طراوت و شادابی ، عزت و کامیابی را برای شما آرزومندم .

انشاء الله سال خوبي در پيش داشته و هميشه پايدار باشيد .
سعيد باقري نژاد بسابي

برچسب‌ها: سال 1393, آسيب شناسي اجتماعي
[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 9:14 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

چهارشنبه سوري ، رسم ديريني است که ايرانيان در طول سال ها با آتش بازي و رسومي مثل قاشق زني و پريدن از روي آتش آن را حفظ کرده اند. اين شب بر اساس اين سنت، شب گرفتن سرخي ها به عنوان سمبل نشاط و شادي و شب وانهادن زردي هاي سستي و غم است.ترديد نيست كه ريشه و اصل اين مراسم به ايرانيان عصر باستان ميپيوندد. اين رسم شايد يادگار دين زردشت باشد. چند سالي است که بر اين سنت هاي لطيف ايراني، انفجار و نارنجک و مواد محترقه هم اضافه شده و آنقدر فراگير، که لطافت و صميميت اين سنت تاريخي را تحت الشعاع قرار داده است. اين سالها شب چهارشنبه سوري تقريبا از يک ماه قبل آغاز مي شود و مي رود تا کم کم سنت ديرين ايراني در هياهوي انفجار ها از بين برود. بيائيد نگذاريم در اثر هيجانات متفاوت اصالت تاريخي آن از بين برود. در حقيقت دو خطر چهار شنبه سوري را تهديد مي کند يکي خطرات جاني در اثر انفجار و يکي خطر از بين رفتن اين سنت تاريخي.

انواع مواد محترقه و آتش زا

با رعايت نکات ايمني زير هم از شادي جشن ديرينه چهارشنبه سوري لذت ببريد و هم از خطرات احتمالي آن اجتناب کنيد:

1- از نزديک شدن به افرادي که مسائل ايمني را رعايت نمي کنند، جدا بپرهيزيد.

2- تماشاچيان (ناظرين بيگناه) معمولا در خطر اصابت ترکش هاي ترقه ها و مواد منفجره هستند . سعي کنيد در تير رس ترکش ها نباشيد و هيچگاه اين مواد را به سمت افراد ديگر پرت نکنيد.

3- از پرتاب فشفشه، موشکي و ساير مواد آتش زا روي شاخه درختان، پشت بام و بالکن منازل خودداري کنيد.

4- هرگز از فشفشه و ترقه در فضاي بسته استفاده نکنيد.

5- از آتش زدن لاستيک، هيزم و کارتن خالي در واحدهاي مسکوني يا در معابر، کوچه و خيابان خودداري کنيد؛ چرا که ضمن آلودگي شديد هوا، ساير خطرات را هم در بر دارد.

6- از آتش بازي در نزديکي پمپ بنزين ها، وسايل نقليه که حامل بنزين و مواد سوختي هستند پرهيز نمائيد .

7- در صورت روشن کردن آتش توصيه مي شود که آتش در حجم کم باشد و از ريختن مواد سريع الاشتعال نظير نفت، بنزين و الکل روي آتش جدا خودداري کنيد. 

8- هنگام استفاده از اينگونه مواد، حضور يک فرد بالغ و آشنا به نکات ايمني ضروري است و  اين مواد را در اختيار بچه هاي کوچک قرار ندهيد.

9- از مواد محترقه و منفجره  و ترقه و فشفشه دست ساز استفاده نکنيد و  از روشن كردن  ترقه ها و فشفشه هاي عمل نکرده  جداً خودداري نمائيد .

10- هرگز مواد سوختني و ترقه را در مقادير کم  يا انبوه در منزل نگهداري نکنيد و مواد محترقه و منفجره را در محلي مطمئن دور از دسترس کودکان، در مکان خشک و خنک نگهداري کنيد.

11- از حمل مواد محترقه و منفجره در جيب هايتان اجتناب کنيد. بسياري از کودکان به دور از چشم والدين مواد را خريداري و در جيب، کيف و يا کمد نگهداري مي کنند که به علت درجه آتشگيري پايين بزودي مشتعل و خسارات جاني و مالي فراواني را ببارمي آورند.

12-  مواد محترقه را در داخل وسايل با پوشش شيشه اي و يا قوطي هاي فلزي منفجر نکنيد.

13- از انداختن مواد تحت فشار (مانند کپسولها ، اسپري حشره کش و ....) و وسايل شيشه اي (مانند شيشه آب، آمپول،... ) و قوطي هاي فلزي (مانند قوطي هاي اسپري و کنسرو ) به درون آتش جدا بپرهيزيد؛ زيرا به علت دارا بودن خاصيت انفجاري، ذرات آن پرتاب  و وارد چشم مي شود.

14- در هنگام عبور و مرور از خيابانها و كوچه ها حتما از عينک و دستکش محافظ استفاده کنيد.

15-  وجود يک کپسول خاموش کننده آتش نشاني پودري در نزديک منزل و يا خودرو ضروري است.

16- آماده بودن بسته كمكهاي اوليه در منزل و يا خودرو لازم و ضروري مي باشد .

17- در صورت بروز هر گونه حريق يا حادثه، ضمن حفظ خونسردي در اسرع وقت با شماره تلفن 125 ستاد فرماندهي آتش نشاني تماس گرفته و مراتب را با ذکر نوع حادثه و نشاني دقيق اطلاع دهيد.  

 

بيائيد با رعايت مسائل ايمني همواره خاطره خوشي در اين روزهاي پاياني سال براي خود و خانواده داشته باشيم .
به اميد سلامتي و تندرستي همه هموطنان گرامي

سعيد باقري نژاد بسابي كارشناس مسائل آسيبهاي اجتماعي

 


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, پيشگيري, چهار شنبه سوري
[ شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 ] [ 8:35 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

بسمه تعالي

 با سلام خدمت بازديدكنندگان محترم

ضمن ارج نهادن به نظرات شما بازديدكنندگان محترم دانلود آهنگ اعتياد اثر خواننده ارجمند محسن چاووشي جهت استفاده شما عزيزان در سايت قرار گرفته است . خواهشمند است از نظرات خود ما را بهره مند فرمائيد .

آهنگ اعتياد
خواننده : محسن چاووشي
انتخاب شده از آلبوم خودكشي ممنوع 
پخش : سايت آسيب شناسي اجتماعي - پيشگيري از اعتياد

آهنگ محسن چاووشي - اعتياد (لينك دانلود)


برچسب‌ها: آهنگ اعتياد, محسن چاووشي, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ دوشنبه بیست و سوم دی 1392 ] [ 16:25 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

بسمه تعالي

 با سلام خدمت بازديدكنندگان محترم

ضمن ارج نهادن به نظرات شما بازديدكنندگان محترم دانلود آهنگ اعتياد اثر خواننده ارجمند امير معروفي جهت استفاده شما عزيزان در سايت قرار گرفته است . خواهشمند است از نظرات خود ما را بهره مند فرمائيد .

آهنگ اعتياد
خواننده : امير معروفي
ترانه سرا : علي استيري
تنظيم : سينا ميانجيفر
ميكس و مستر : آرميك
پخش : سايت آسيب شناسي اجتماعي - پيشگيري از اعتياد

آهنگ امير معروفي - اعتياد (لينك دانلود)


برچسب‌ها: آهنگ اعتياد, امير معروفي, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ دوشنبه بیست و سوم دی 1392 ] [ 15:30 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

خواندن این توصیه‌ها را به اولیایی که به تغییر رفتار و گفتار فرزند خود مشکوک شده و نگران آلوده شدن آنان به موادمخدر هستند، توصیه مي نمايم

۱- معتادان تزریقی، معمولا پیراهن آستین بلند می‌پوشند تا جای تزریق روی دست آنها پنهان بماند

۲- از دوستان و بستگان دوری می‌جویند، زیرا می‌خواهند احوالشان بر آنان معلوم نشود‌

۳- افراد معتاد معمولا دچار کاهش وزن می‌شوند، چون تمایل به خوردن صبحانه، شیر، بستنی و ترشی ندارند، زیرا اگر نشئه باشند، خوردن این مواد نشئگی آنان را از بین می‌برد

۴- ساعت خواب معتاد، متغیر است

۵- به ورزش و کارهای جسمانی، علاقه‌ای نشان نمی‌دهند

۶- فرد معتاد بسیار پرحرف می‌شود، مطالب بیجا و نامناسب زیاد می‌گوید و در همه زمینه‌ها خود را صاحبنظر می‌داند

۷- حالت چرت مکرر دارد

۸- وقتی به اتاق می‌رود، در را قفل می‌کند، حتی اگر بیرون برود نیز در اتاق را قفل می‌کند

۹- به کار، شغل و خانواده بی‌علاقه می‌شود

۱۰- چون اعتیاد خود را می‌خواهند بپوشانند، اغلب دروغ می‌گویند و بتدریج به دروغگویی عادت می‌کنند

۱۱- معمولا تمایلی به تمیز نگاهداشتن خود ندارند

۱۲- دچار مشکلات مزمن گوارشی می‌شوند

۱۳- بی‌دلیل پول خرج می‌کنند

۱۴- تا یک ساعت پس از مصرف موادمخدر، بدنشان خارش می‌گیرد، مخصوصا در پا، ران و کشاله ران

۱۵- دچار آبریزش بینی و عطسه و خماری می‌شوند

۱۶- وسایل غیرمتعارف مثل زرورق سیگار، لوله خودکار و گاه سرنگ در جیب او پیدا می‌شود

۱۷- بیشتر با افراد مشکوک و ناباب رابطه برقرار می‌کنند

۱۸- دیر سر کار می‌روند و هنگام بیداری صورتی پف‌کرده‌ دارند

۱۹- از رفتن به مسافرت امتناع می‌کنند

۲۰- در روزهایی که طرح مبارزه با معتادان اجرا می‌شود، درخانه می‌مانند

۲۱- داروهای مخدر در خانه نگه می‌دارند

۲۲- به تمدید گواهینامه رانندگی و یا جواز کسب علاقه‌ای ندارند؛ چون می‌ترسند در معاینه پزشکی رازشان فاش شود

۲۳- اندازه مردمک چشم‌شان تغییر می‌کند و به همین دلیل از عینک دودی استفاده می‌کنند

۲۴- هنگام بازگشت به خانه عطر می‌زنند

۲۵- اصرار دارند که تنها بیرون بروند

‌۲۶- خبر ترک اعتیاد دیگران را تکذیب می‌کنند

۲۷- غیرمتعارف عرق می‌ریزند

۲۸- دچار سرفه‌های مزمن می‌شوند

۲۹- اگر معتاد به هروئین باشند، از رفتن به حمام خودداری می‌کنند چون دوش گرفتن، زمان خماری، را محدود می‌کند


برچسب‌ها: توصيه هاي آسيب شناسي, اعتياد, مواد مخدر, پيشگيري از اعتياد, آسيب شناسي اجتماعي
[ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 ] [ 16:47 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

هشدار جدي

سیروس سجادیان فرمانده انتظامی فارس اعلام داشت : برای نخستین‌بار در کشور جدیدترین مواد‌مخدر صنعتی به‌نام ماشاروم «قارچ مقدس» در این استان کشف شد.

وی خاطرنشان کرد: طریقه مصرف این ماده مخدر جدید که از نوع صنعتی است چسباندن در سقف دهان است که حالت توهم‌زایی بیش از مواد مخدر دیگر به فرد معتاد دست می‌دهد .
منبع خبر :
خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران
واحد مركزي خبر
سايت جهان نيوز
سايت فارس نيوز
باشگاه خبرنگاران جوان


برچسب‌ها: ماشاروم «قارچ مقدس», مواد مخدر, هشدار, اعتياد, آسيب شناسي اجتماعي
[ دوشنبه شانزدهم دی 1392 ] [ 9:56 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

پدیده سالمندی فرایندی است که متوقف نمی‌شود و تنها با داشتن زندگی سالم و مراقبت های ویژه می توان این ایام  را به دورانی مطلوب و لذت بخش و توأم با سلامتی تبدیل کرد. اين دوران که رفتارها و برخوردهای خاصی را در پی دارد و نحوه برخورد افراد با سالمندان نیز متناسب با فرهنگ های جوامع مختلف شکل می گیرد. در برخی از فرهنگ ها، افراد به مرور از زندگی اجتماعی کناره می گیرند و در برخی از جوامع افراد سالخورده به اجبار از خانواده رانده می شوند و در برخي ديگر از جوامع با احترام به افراد سالمند و استفاده از تجربيات آنها راه را براي زندگي بهتر براي سالمندان و ديگران فراهم  مي سازند . در اين دوران نگراني هائي نيز براي افراد سالمند به وجود مي آيد كه از جمله عوامل نگران کننده در این دوران برای سالمندان می توان به ترس از ورود به دوران باز نشستگی و وضعیت مالی نامناسب، اضطراب و دلهره ناشی از تنها شدن، نگرانی در خصوص طرد شدن و زندگی در سرای سالمندان، عدم وجود سازمان‌ها و موسسات حمایت کننده اجتماعی، کاهش توانایی‌ها و قوای جسمانی و وجود بیماری‌های مزمن و ناتوان کننده، مرگ اقوام، نزدیکان، افراد مورد علاقه و دوستان صمیمی اشاره کرد.روانشناسان از این دوره به عنوان مرحله سوم عمر یاد کرده اند که افراد جامعه انسانی همگی به مرور آن را تجربه خواهند کرد. سالمندان همواره انسانهائي آرام و صبور بوده كه با گام هايي ملايم به دنيا و به موضوعات نگاه مي كند و در همين صبر و ملايمت است كه نقش آنها و تفاوت هاي عمده شان با ديگر سنين آشكار مي شود. و همين خردمندي و موشكافي است كه تجربه و علم به او آموخته تا چگونه و چه هنگام رفتار و با مسايل برخورد نمايد. در حقيقت سالمندى دوره كمال، پربارى و بلنداى زندگى هر انسانى است، جايى از زندگى كه با انبوهى از تجربه مى توان به گذشته، امروز و به فردا نگاه كرد و استفاده از تجربیات سالمندان به عنوان سرمایه های ملی کشور مسیر توسعه و پیشرفت را در عرصه های گوناگون هموار می نمايد .قشر سالمند هر جامعه در آینده یکی ازمهم‌ترین گروه‌های اجتماعی و سیاسی کشورها خواهند بود که رفع نیاز های طبیعی آنان یکی از مسائل ضروری به شمار می آید.برخي از نيازهاي سالمندان كه توسط اطرافيان بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه سالمندان بیش از همه به استقلال و احترام نیاز دارند و دوست ندارند احساس سرباری داشته باشند بنابراین رعایت این اصول جزو اصول اخلاقی ومراقبتهاي پرستاری از آنها بوده و احترام به آراء و عقاید و حتی تجربیات سالمندان را باید در نظر گرفت، خودمختاری برای سالمندان اهمیت فراوانی دارد و برای هر اقدام باید از سالمندان رضایت آگاهانه گرفته شود. صداقت، رعایت احترام، شأن، كرامت انسانی و صمیمیت حرفه‌ای برای سالمندان ضروری است و گرفتن دست سالمند برای انجام مراقبت‌های پرستاری یا با هدف حمایت و رفع نیازهای عاطفی تاثیر بسزایی در سالمند دارد.قدم زدن ،فعاليت هاي هنري ،ديدن فيلم يا رفتن به موزه وهرآنچه باعث فعال نگه داشتن ذهن وجسم او شود موثر خواهد بود. بيرون رفتن گروهي ،ملاقات با دوستان و آشنايان و رفتن به اجتماعات وگروه هاي همسالان مي تواند سالمندان  را در مقابله با تنهايي وانزوا ياري دهد .اگر او در مقابل برنامه هاي شمامقاومت كرد ،با ملايمت برخورد كرده واو را به بودن با جمع ترغيب كنيد و همواره سعي شود رژيم غذايي سالمندان مملو از سبزي ،ميوه ،حبوبات وپروتئين كافي باشد .مي توان گفت كه مشاهده رفتار مطلوب والدین نسبت به سالخوردگان، پرستاری، مراقبت، ادب و احترام به سالمندان موجب آموزش اثر بخش کودکان خواهد شد و در آینده به خود اجازه نمی دهند پدر بزرگ و مادر بزرگ ها یا حتی پدر و مادر خود که به دوران کهنسالی رسیده اند  را موجوداتی اضافه، سربار، مایه درد سر و مزاحمت و سلب کننده آسایش تصور کرده و به زیر زمین ها و انباری ها یا خانه سالمندان بفرستند.

احترام به سالمندان و پدر و مادر از ديدگاه دين و مذهب  راجع به احترام بزرگتر ها بویژه پدر ومادر سالخورده قرآن وروايات تاكيد فراوانی دارند و در تمامي آياتي كه پيرامون احترام به پدر و مادر نازل شده ، پس از پرستش الهي ، احسان به والدين ذكر گرديده است .سوره مبارکه بقره, آيه 83; سوره مبارکه نساء, آيه 36 سوره مبارکه انعام, آيه 151 و سوره مبارکه لقمان آيه 41 که در همه این آیات نورانی بر احترام به پدر و مادر تاکید شده است.رسول خدا (ص) فرمود: «البَركة مَعَ اكابِرِكم»: بركت و خير ، همراه بزرگترهاى شما است. در فرمايش ديگري از آن حضرت داريم كه فرمودند: «الشّيخُ فى اَهْلِهِ كالنّبىِ فى اُمّتهِ»؛ پيرمرد در ميان خانواده ‏اش، همچون يك «پيامبر» در ميان امتش است.رسول الله (ص) فرموده اند كه: «مَنْ عَرَفَ فَضْلَ كبيرٍ لِسنّهِ فَوَقَّرَهُ، آمَنَهُ اللَّهُ تعالى مِن فَزَعِ يوم القيامة»؛ هر كس فضيلت و مقام يك «بزرگ» را به خاطر سن و سالش بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد، خداى متعال او را از هراس و نگرانى روز قيامت ايمن بدارد اين نگاه رسول اكرم است كه بايد مورد توجه همه ماقرار بگيرد.امام على(ع) نیز می فرمایند: به بزرگانتان احترام كنيد، تا كوچكترها هم به شما احترام كنند. 
امام صادق(ع) نيز فرموده اند:« بِّروا آباءَكم، يَبِرُّكُمْ اَبْناؤكُمُ»؛به پدرانتان نيكى كنيد، تا فرزندانتان هم به شما نيكى كنند.
از جمله آسيبهاي اجتماعي كه در جامعه ما رو به افزايش مي باشد عدم احترام به افراد سالخورده در جامعه و مراكز عمومي از جمله مترو ، اتوبوسراني و حتي مراكز خريد و .... مي باشد كه جوانان بدون در نظر گرفتن قدرت و توان سالمندان در اين گونه اماكن با آنها برخورد مي نمايند.بر اساس بررسی‌های انجام شده، در سال‌های آینده سالمندان بخش عمده‌ای از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد، از این رو مسئولان باید برای ساماندهی این قشر، برنامه‌ریزی بلند مدتی چه از نظر نيازهاي مادي و معنوي سالمندان و چه از نظر آموزش و اطلاع رساني در جامعه نسبت به برخورد و احترام به آنها را انجام دهند.

با احترام به همه سالمندان عزيز و دوست داشتني سعيد باقري نژاد بسابي

 


برچسب‌ها: سالمندان, تكريم از سالمندان, احترام به پدر و مادر, والدين, آسيب شناسي اجتماعي
[ یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 ] [ 16:49 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

با روند رشد چشمگير در خصوص توليد انواع مواد مخدر به شيوه هاي گوناگون و جديد و ظاهري كاملا زيبا و انسان فريبانه و همچنين قرار گرفتن اين مواد در دست برخي از افراد سود جو جهت تبليغ و فروش آنها و سود بيشتر ، والدين را بر اين ملزم مي دارد كه بيشتر مراقب فرزندان خود( دختر و پسر ) بوده  و خود نيز جهت خريد يكسري از اقلام كه به مختصات نحوه توليد آنها آگاهي كافي ندارند هوشيار باشند .

 جهت آگاهي و اقدام پيشگيرانه از مصرف اين مواد به معرفي برخي از آنها اشاره مي گردد

1- جيب و تينا :

محرک‌هایی با نام «جیب» و «تینا» با هدف بیدار ماندن برای ساعات طولانی و تخلیه انرژی بدون وقفه با انجام حرکات موزون مورد توجه برخي از جوانان و نوجوانان قرار می‌گیرد. این مواد که صورت تدخینی و با دود کردن استعمال می‌شود، شکلی از مت‌آمفتامین متبلور است که بدون بو و رنگ و مثل یک تکه یخ، سنگ نمک یا سنگ کوارتز است و عوارض مصرف آن‌ها مشابه آمفتامین‌ها مي باشد . پس مي توان گفت هر ماده‌ای که با مصرف شدن، مصرف‌کننده بی‌خودی شاد و شنگول می‌شود و حس می‌کند که به طور ناگهانی، روحیه‌اش از این رو به آن رو شده، و افزايش توان پيدا نموده و غم و غصه‌هایش به طور لحظه‌ای فراموش می‌شود، یک ماده اعتیادآور است و جيب و تينا نيز از اين دسته مواد مي باشند  .

2- مخدر كروكوديل يا تمساح خشمگين :

ماده مخدر كروكوديل از تركيب “قرص كدئين” با “بنزين”، “تينر”، “يد”، “اسيد كلريدريك” يا همان “جوهر نمك” و “فسفرقرمز” توليد مي‌شود. اين ماده مخدر خطرناك به عنوان جايگزيني براي مصرف هروئين بكار مي رود و قيمت آن به مراتب پايين‌تر از اين ماده مخدرمي باشد و به دليل مواد خطرناكي كه در توليد آن بكار مي رود از هروئين كشنده‌تر است. مواد مخدر كروكوديل باعث مي‌شود تا “پوست بدن” به رنگ سبز درآيد و پس از مدتي گوشت بدن به طور كامل پوسيده شده و از بين برود. توليدكنندگان اين ماده مخدر، از بنزين به عنوان ماده حلال و از ساير مواد تركيبي به عنوان واكنش دهنده استفاده مي‌كنند تا قرص دارويي كدئين به اين ماده مخدر تبديل شود.

3- پان پراگ : 

 ماده مخدری است كه جدیدا در غالب آدامس وارد ایران شده است. و به نامهاي پان پراگ، راجا، تایتانیك، ناس خارجی، پان پاكستان، پان عربی، ویتامین، ملوان زبل، پان اسفناج وگوتكا در بازار شناخته مي شود . اين ماده مخدردر بسته های شكیل با عكسهای هنرپیشههای خوشتیپ هندی و پاكستانی به عنوان آدامس، پاستیل و پودرهایی با طعم نعنا و خوشبوكننده دهان وارد كشور شده اند .

4- ماده مخدر برنز و نخ :

دو ماده مخدر شیمیایی قوی "برنز" و " نخ " است که از چندي پيش وارد بازار شده و هنوز اطلاعات دقیقی از تركیبات شیمیایی این مواد در دست نیست‏.‏‏ بنا به گفته کارشناسان:
 ماده مخدر برنز روی یخ تبخیر و پس از آن استنشاق می‌شود‏.‏
ماده مخدر نخ نیز با خراش روی پوست جذب بدن افراد می‌شود.‏
ماده مخدر نخ با پیچیدن دور سیگار نیز توسط معتادان استعمال می‌شود‏.‏ از عوارض اين مواد مخدر خروج از هوشیاری، اختلال در شناسایی، نزدیک دیدن بلندی‌ها و فاصله‌های دور یعنی کوتاه دیدن ارتفاعات و تشخیص ندادن خانواده از دیگران از ابتدایی‌ترین آثار این دو ماده هستند

5- تسبيح :

از جديدترين مواد مخدر در جهان مي باشد . این ماده مخدر جدید همان آمفتامین است که پایه اولیه برای ساخت شیشه است و در فرایند جدید فقط شکل و نام آن عوض شده است . این ماده از دانه های گرد که به وسیله رشته هایی از جنس خود به هم پیوسته درست شده مخلوطی از آمفتامین و شیشه است که با 2 یا 3 اسید بسیار خطرناک ترکیب شده و به این شکل تسبیح مانند درآمده است . اين ماده مخدر به شکل دهانی و کشیدنی مصرف می شود و استفاده دهانی آن موجب تاثیر فوری بر مغز خواهد شد که این شیوه مصرف عوارضی مانند سکته مغزی، فراموشی، کاهش شدید نور چشم و از بین رفتن حس چشایی را در پی خواهد داشت

۶- ماده مخدر ال سي من :

اين ماده مخدر از راه پوست به بدن نفوذ مي نمايد و فرد را دچار اعتياد مي گرداند . نحوه مصرف اين مواد بيشتر از طريق دستمال‌های مرطوب مي باشد كه بصورتهاي مختلف از قبيل آرايش خانمها استفاده شده و يا براي از بين بردن جوشهاي صورت خصوصاً  در خانمها ، توزيع وپخش و در نتيجه عدم آگاهي كافي مورد استفاده قرار مي گيرد . براي تهيه اين مواد از نوعي ماده مخدر سوئيسي استفاده مي شود و از عوارض مهم آن مي توان به بي قراري و بيحوصله بودن شخص ، همراه با خماري نام برد .

به اميد يك جامعه عاري از هر نوع مواد مخدر
سعيد باقري نژاد بسابي


 

 


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, پيشگيري
[ شنبه بیست و پنجم آبان 1392 ] [ 10:29 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

مصرف انواع مواد مخدر در سه مرحله تمايلات جنسي، تحريک و ارگاسم (مرحله اوج جنسي) ايجاد اختلال مي‌کند. اين‌گونه مواد در مقادير پايين و دوران ابتداي مصرف، با کاهش اضطراب يا بالا بردن موقتي خلق، عملکرد جنسي را تقويت مي‌کند ولي با استفاده مداوم به تدريج ميل به ايجاد رابطه جنسي افراد کاهش مي‌يابد و يا قطع مي‌شود، تحريک نمي‌شوند، به مرحله اوج لذت جنسي (ارگاسم) نمي‌رسند و يا انزال صورت نمي‌پذيرد. در عين حال، سوءمصرف ترکيبات ضداضطراب، خواب‌آورها نيز همانند مواد افيوني و يا محرک‌ها ميل جنسي را به حداقل مي‌رسانند.
مواد مخدر در دوران ابتدایی مصرف با کاهش اضطراب یا بالا بردن موقتی خلق، عملکرد جنسی افراد را تقویت می‌کنند ولی به مرور و با استفاده مداوم به تدریج میل جنسی کم یا قطع می‌شود و تحریک جنسی صورت نمی‌پذیرد و فرد به مرحله اوج لذت جنسی یا ارگاسم نمی‌رسد و یا اصلا انزالی صورت نمی‌گیرد و به‌ طور ثانوی در خیلی از موارد به مرور اختلالات اضطرابی و افسردگی ایجاد نموده و موجب می‌شوند مشکلات جنسی ثانویه‌ای نیز ایجاد شود.
متاسفانه در کشور ما یک باور غلطی وجود دارد و آن اینکه مصرف این مواد برای افزایش توانایی و تمایلات جنسی و درمان انزال زودرس بسیار خوب است. بعضی از افراد هم فکر می‌کنند دردهای جسمی‌شان را می‌توانند با مصرف تریاک کاهش دهند، در حالی که مصرف این مواد به هر بهانه‌ای روی مسایل جنسی آنها تاثیر سوء خواهد گذاشت.
حال به عوارض و اختلالات جنسي كه مصرف بعضي از مواد در افراد ايجاد مي كند اشاره مي نمايم :

1- الکل: الکل بعلت خاصیت تسکینی که دارد، کلاً تمایلات جنسی در فرد را مهار می کند. با ادامة مصرف الکل مرد متوجه می شود که روز به روز توانائی جنسی و انزال وی کاهش می یابد و این کاهش وابسته به دوز است، یعنی هر قدر میزان مصرف الکل بیشتر باشد، میزان این کاهش نیز بیشتر خواهد بود. برسیها نشان داده اند که افرادیکه بصورت مزمن الکل مصرف می کنند 54 درصد دچار اختلال در نعوظ و 25 درصد دچار اختلال در انزال می شوند. در مردانیکه وابسته به الکل می شوند در حدود 50 درصد آنها، میل جنسی بشدت کاهش می یابد. مصرف طولانی مدت الکل در مردان سبب افزایش استروژن (هورمون زنانه) در خون می شود. علت اصلی عوارض زیانبار الکل در عملکرد جنسی، اثر سوء آن بر روی بیضه ها و مغز می باشد. الکل سبب تشدید بیماریهائی می شود که بخودی خود می توانند ایجاد اختلالات جنسی نمایند، مثل دیابت، بیماریهای قلبی و بیماریهای کبدی.
در مردان الکلی بیضه ها تا حدودی تحلیل رفته و در 70 درصد موارد سبب تغییراتی در اسپرمها و مشکلات باروری می گردد. علت تحلیل رفتن بیضه ها یکی اثر سمی مستقیم روی بیضه ها است، و دیگری و دیگری کاهش میزان "روی Zinc " خون می باشد. در 30 درصد مردان الکلی تعداد اسپرمها کاهش می یابند. علاوه از موارد فوق، گاهاً مصرف الکل همراه با عوارض سوء اجتماعی نیز است. چون الکل مهار فکری و اخلاقی را در فرد از بین می برد، این افراد بیشتر مرتکب جنایات جنسی مثل سوء استفادة جنسی از کودکان و تجاوز به عنف می شوند.

2- ترياك : مواد مخدری مانند تریاک خاصیت آرام‌بخشی دارند، در نتیجه حساسیت در فرد مصرف کننده کم می‌شود و وقتی این اتفاق می‌افتد، حساسیت در ناحیه تناسلی‌ هم کم شده و اگر فرد مبتلا به انزال زودرس باشد، مشکل‌اش در ابتدای مصرف این مواد حل می‌شود و می‌تواند مدت رابطه جنسی‌اش را افزایش بدهد اما به مرور در نتیجه مصرف این مواد، اضطراب در فرد بیشتر خواهد شد و برای اینکه بتواند به همان حالت برسد مجبور است میزان مصرف مواد و دفعات آن را افزایش دهد، در نتیجه هم وابسته می‌شود و هم مشکل انزال زودرس‌اش حل نمی‌شود و به مرور به مشکلات ثانوی جنسی هم مبتلا می‌شود. اشخاصی که تریاک مصرف می کنند معمولا سطح انرژی بدنشان کم تر است که این می تواند باعث احساس رخوت در فرد بشود و اینکه تمایلی برای برقراری رابطه جنسی نداشته باشد چون به هرحال رابطه جنسی رابطه جسمی است و نیاز به انرژی دارد.

3- کافئین: چون مصرف کافئین همگانی است، بندرت توجه مردم و مجامع علمی را بع عنوان یک مادة روانگردان بخود جلب می کند. منبع اصلی کافئین، قهوه است، ولی این ماده بصورت قرصهائی حاوی مقادیر متفاوت از آن نیز ساخته شده است .که مورد سوء استفاده قرار می گیرد. کافئین موجود در قهوه مقدار اندکی سبب ژتحریک مغز شده و دارای خاصیت مدرّی (ادرار آور) است. مصرف مقادیر زیادی از این ماده به شکل قرص سبب اختلال در نعوظ می گردد. کافئین موجب انقباض عروق مغز شده و میزان جریان خون به مغز را کاهش می دهد. همین اتفاق ممکن است در سایر اعضاء بدن نیز حادث شود. توصیه می شود که میزان مصرف کافئین بیش از 300-200 میلی گرم در روز که معدل سه فنجان قهوه می باشد، نباشد.

4- ماری جوانا: برای قرنها از ماری جوانا به عنوان تقویت کنندة قوای جنسی نام برده شده است. افرادی که بصورت حاد از آن استفاده می کنند در ابتدا یک بهبودی در عملکرد جنسی خود مشاهده می کنند. مادة اصلی مار جوانا کانابیس می باشد، که اثرات سمی بر روی عملکرد جنسی دارد. با ادامة مصرف ماری جوانا، اثرات سمی کانابیس ظاهر شده و عملکرد جنسی فرد بشدت مختل می شود. با ادامة مصرف، رفته رفته هورمون تستوسترون (هورمون مردانه) کاهش یافته و عوارض آن گریبانگیر فرد می شود.

5- کوکائین: کوکائین در مصرف کنندگان آن ایجاد یک سرخوشی می کند. شصت درصد مردانیکه کوکائین و الکل مصرف می کنند دچار اختلال جنسی می شوند. از هر 10 نفر که بصورت طولانی مدت کوکائین مصرف می کنند، در 7 نفر آنها پرولاکتین خون بالا رفته (افزایش پرولاکتین خون در مردان دارای اثرات سوء بر روی عملکرد جنسی می باشد) و میل جنسی بشدت کاهش می یابد. با افزایش دوز مصرف کوکائین، فرد دچار لرزش، بیقراری و استفراغ شده و عملکرد جنسی خود را از دست می دهد.

6- كريستال ، شيشه : استفاده از کریستال مى تواند نیاز و فعالیت جنسى فرد را به طور غیرعادى افزایش دهد. این به همراه دیگر تاثیرات استعمال این ماده ممکن است فرد را به قدرى بى توجه و از خود بیخود کند که فرد استفاده از وسایل حفاظتى پیشگیرى را فراموش کند و همچنین شخص را وادار به افراط در فعالیت هاى جنسى مى کند که قطعاً آسیب هاى غیرقابل جبرانى را به همراه دارد و امکان ابتلا به ویروس و دیگر بیمارى هاى مقاربتى را افزایش مى دهد.

7- ترامادول : ترامادول ابتدا به عنوان یک مسکن به بازار آمد اما متاسفانه توسط افراد برای مقاصد دیگری استفاده شد مثلا در زمانی که افراد احساس کمبود اعتماد به نفس در برقراری ارتباط جنسی می کردند. به مرور اگر فرد به این دارو عادت کند بخصوص فرم تزریقی آن بشدت به آن وابسته می شود و دیگر بدون مصرف این دارو عملکرد روزمره هم نمیتواند داشته باشد.

ختم کلام

اینکه مصرف این مواد در درازمدت با تمایلات جنسی و توانایی جنسی در تضاد کامل هستند، بنابراین توصیه موکد به افرادی که به دنبال یک زندگی جنسی سالم و با نشاط هستند انتخاب راه‌حل‌های مناسب و درمان عوامل ایجاد کننده مشکلات جنسی از قبیل اضطراب و افسردگی است، ضمن اینکه ورزش، تغذیه مناسب، استراحت کافی، تفریح مناسب و استفاده از روش‌های درمانی مناسبی که برای این مشکلات جنسی در دسترس است، بسیار حایز اهمیت است.
در ضمن مصرف مواد تحریک کننده از جمله آمفتامین، ریتالین و قرص های اکس هم اثر مثبت پایایی ندارند و در مجموع تمامی این مواد با توانایی جنسی و در دراز مدت با میل جنسی در تضاد هستند.
به‌طورکلی مواد مخدر به دو صورت جسمی و روانی روی افراد تاثیر می‌گذارند. در بعد روانی اثر خود را هم از طریق خلق فرد و هم از طریق مسایل رفتاری و ارتباطی نشان می‌دهد. به این شکل که مصرف مواد در کوتاه مدت با برداشتن مهارهای روانی، به فرد حس اعتماد به نفس داده و این تصور ایجاد می‌شود که در اثر مصرف این مواد میل جنسی افزایش یافته است ولی در دراز مدت موجب کاهش میل جنسی و وابستگی فرد به آن ماده می‌شود.

والسلام
سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, جنسي
[ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 ] [ 14:12 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

فناوري هاي ديجيتالي و اينترنتي اگر چه براي گروههاي مختلف افراد ، فرصتهاي تازه اي براي سرعت بخشيدن به روند رو به رشد و آسايش در زندگي و بهبود كارهاي روزمره ايجاد كرده است ، ليكن چالشهاي فراواني نيز در فضاي مجازي براي افراد فراهم آورده است كه مي توان بعنوان يك آسيب اجتماعي نوپديد بدان اشاره نمود .
استفاده زياد و غير اصولي از اينترنت و فضاي مجازي ، خارج از گود مواد مخدر سنتي و صنعتي ( مانند اعتياد به نيكوتين ، كراك ، ترياك ، هروئين ، شيشه و يا حتي الكل ) را ميتوان به اعتياد اينترنتي نام برد .
با توجه به گسترش رايانه هاي شخصي و همچنين كافي نت ها و اتصال آنها به اينترنت و عدم استفاده صحيح از اين تكنولوژي منجر به ظهور معضلي بزرگ براي جوامع و خانواده ها شده است .اعتياد به اينترنت و وارد شدن هاي مكرر در فضاي مجازي و استفاده هاي نامتعارف از اين تكنولوژي توسط بعضي از جوانان و نوجوانان ( پسر و دختر ) و حتي وابستگي به آن در زندگي روزانه ، منجر به بروز مشكلات عديده اي شده كه به عنوان مثال مي توان اختلالات رواني ، ايجاد احساسات كاذب در اشخاص كه منجر به تخريب سلامت روح و جسم در روابط خانوادگي شده ، ترويج فساد اخلاقي ، خريد و فروش مواد مخدر و همچنين ميزان بالاي طلاق در خانواده ها ناشي از عشق مجازي ، سكس مجازي و وبگرديهاي طولاني مدت در فضاي مجازي ، دسترسي به اطلاعات شخصي كاربران و سوء استفاده از آنها ، بكارگيري خشونتهاي كلامي و نوشتاري غير اخلاقي همه و همه بدليل نامشخص بودن هويت افراد و عدم كنترل فضاي مجازي در قرن حاضر بوده  ، كه فراتر از مرزهاي جغرافيائي كشورها مي باشد .اينترنت و فضاي مجازي داراي آثار بالقوه اعتيادي قدرتمندي مي باشد . البته جاي هيچ شكي نيست كه مي توان اينترنت و فضاي مجازي را انقلاب صنعتي ديجيتالي ناميد ، اما نبايد از عوارض آن بي اطلاع بود .

نمونه اي از راهكارهاي مقابله با هجمه ها و بهتر شدن استفاده از فضاي مجازي و اينترنت به شرح ذيل مي باشد :

1) فراهم نمودن شرايط لازم براي حضور در فضاي مجازي از طريق آموزش همگاني .2) توليد و نشر مطالب مفيد در فضاي مجازي .3) دادن آموزشهاي لازم درخصوص حفظ اطلاعات شخصي افراد و مراقبت از حريم خصوصي افراد در اينترنت .4) آموزش و آگاهي دادن به جوانان و نوجوانان درخصوص اعتياد اينترنتي و بيماريهاي ناشي از آن مانند انزوا و افسردگي و .... 5) تدوين قانونهاي لازم و مناسب براي فضاي مجازي و برخورد با مجرمان جرائم اينترنتي و اجرائي كردن اين قوانين و حفظ امنيت در آن .6) ارتقاء سواد رسانه اي و همچنين ارتقاء‌ امكانات لازم درخصوص آموزشهاي مرتبط .
7)‌ بكارگيري نيروهاي متعهد ،‌مجرب ،‌ هوشيار و آگاه جهت استفاده در پليس سايبري .
8) پخش آگهي هاي آموزشي از رسانه هاي جمعي درخصوص فضاي مجازي .9) توجه بيشتر والدين به فرزندان و گذراندن وقت بيشتر با آنها به منظور پركردن اوقات فراغت و جلوگيري از ايجاد خلع عاطفي .10) طراحي و تدوين كتب و سي دي هاي آموزشي درخصوص چگونگي نحوه استفاده صحيح از فضاي مجازي و اينترنت .11)‌ كنترل اجتماعي از طريق آموزه هاي ديني از جمله امر به معرف و نهي از منكر .
12) استفاده از سيستم فيلترينگ بر فضاي مجازي توسط دولت به منظور جلوگيري از صدمات ناشي از استفاده غيراصولي و غيراخلاقي از اين تكنولوژي (‌ اين امر در بسياري از كشورهاي جهان درخصوص مسائل سياسي ،‌اجتماعي ،‌اقتصادي ،‌امنيتي و حتي اخلاقي مورد استفاده قرار مي گيرد )‌

ليكن امروز تنها آن چيزي مهم و اكثر كارشناسان حوزه آسيب هاي اجتماعي بدان اشاره داشته و مورد تاكيد قرار مي دهند آموزش صحيح در جنبه هاي فردي و اجتماعي ،‌ارتقاء‌ سطح كيفي جوامع و زندگي اشخاص ،‌ ارائه خدمات مناسب و استفاده صحيح و علمي از اين تكنولوژي نوپديد مي باشد . 
                  به اميد داشتن فضاي مجازي كارآمد و سالم در كشور .

با كمال احترامات فائقه
سعيد باقري نژاد بسابي

 


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, فضاي مجازي, اينترنت, راهكارها, اعتياد
[ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ] [ 12:5 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

پارانويا اصطلاحي است كه روان شناسان براي شرح و توصيف سوء ظن بكار مي برند سوء ظن يكي از خطرناكترين بيماري هاي رواني بشمار مي رود كه از آن به بدبيني و بدگماني نيز ياد مي شود در حقيقت اين بيماري گاه چنان شدت مي يابد كه شخص به هر چه مي نگرد يا فكر مي كند مي كوشد نقص و عيبي در آن بجويد .
از مهمترين زيانهاي بسياري كه سوء ظن به همراه دارد قتل ، متلاشي شدن كانون خانواده ها ، از بين رفتن دوستي ها و طلاق را مي توان نام برد .

قرآن كريم نيز در سوره حجرات آيه 12 مي فرمايد :

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اجْتَنِبوا کَثیرا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
ای مؤمنان، از بسیاری از گمان ها بپرهیزید که پاره ای از آنها گناه است.

در واقع مي توان سوء ظن و بدبيني اختصاص به يك طبقه خاص از افراد جامعه ندارد بلكه در روح و فكر افراد اثر مي كند و مسير افكار و انديشه هاي آنها را به راه باطل و زيانبار كشيده و منحرف مي سازد .

به طور كلي از عواملي كه موجب سوء ظن و بدبيني مي شود به شرح ذيل مي باشد :
1) ترس و ضعف نفس
2) دنائت و پستي
3) ضعف ايمان
4) غرور و خودمحوري
5) كم خردي و بي عقلي
6) شتاب در داوري
7) گروه گرائي
8) همنشيني با بدان :
يعني خلق و خوي و شخصيت انسان در اثر همنشيني با فاسقان رنگ شر و فساد و انحراف به خود مي گيرد به طوري كه امام باقر (ع) مي فرمايد : معاشرت و مجالست با بدان ، بدگماني و سوء ظن را به نيكان در پي خواهد داشت .
9) القاء شيطان : به طور كلي مي توان آن سوء ظني كه در دل افراد رخ مي دهد علاوه بر عوامل متعدد كه بيان شد از القائات شيطان نيز بر افراد محسوب مي گردد يعني شيطان با القاء فكري در روح افراد باعث مي گردد كه چيزي را كه فرد نديده و نه مي داند به گوش خود نشنيده در حق ديگران بيان نمايد .

آثار شوم سوء ظن

كه به دو صورت كلي بيان مي شود :
۱) آثار اجتماعي : مي توان گفت كه بدبيني و سوء ظن بزرگترين مانع همكاري هاي اجتماعي ، اتحاد و بهم پيوستگي دلها است و انسانها را گوشه گير نموده و تك رو و خود خواه بار مي آورد و اين خود يكي از آثار اجتماعي در جامعه به شمار مي آيد .
2) آثار فردي : مي توان گفت موجب نارضايتي هاي روحي و اضطراب و نگراني ، بدبيني نسبت به اطرافيان ، غم زده شدن ، خودخور ، و دور شدن از كانون گرم خانواده و جامعه را بدنبال دارد .

از جمله زيانهاي سوء ظن عبارتند از :
1) كم شدن امنيت چه از نظر فردي و چه اجتماعي
2) تيره شدن قلب افراد ( به طور مثال همان عينك بدبيني افراد مي باشد )
3) آفت دين و ايمان افراد.
4) كنجكاوي در امورد دروني ديگران.
5) آفت عبادت.
6) غيبت و آبروريزي در نتيجه سوء ظن.
7) هلاك شدن انسان.
۸) موجب نااميدي و عدم صفاي روح مي شود.
9) باعث سلب اعتماد از ديگران.
10) عدم رعايت حقوق برادي در جامعه مي گردد.
11) دوستي و وحدت با يكديگر را از بين مي برد.
12) موجب تهمت زدن مي شود.
13) موجب وحشت از ديگران مي شود .

راههاي مقابله و در امان بودن از سوء ظن :
حال مي خواهيم بيان نمايم كه چگونه مي شود از سوء ظن و بدبيني در امان بود . در اين خصوص مي توان به مسائل و مطالب فراوان و جالبي اشاره نمود كه به چند مورد از آن اشاره مي گردد .

1) دوري كردن از موضع تهمت و سوء ظن يعني كاري انجام ندهيم كه مقدمات سوء ظن ديگران را فراهم آورد اين نكته بيشتر در همسران بيان مي گردد كه با انجام كارهاي غيرارادي گاهي اعمالي را انجام مي دهند كه سوءظن همسر را نسبت به خود بوجود مي آورند از جمله از عوارض سوءظن در خانواده ها مي توان به طلاق اشاره نمود .
2) اعتنا نكردن به خيالات و اوهام زيرا اين مورد نشانه رشد فكري و سعه صدر و قدرت نفس در افراد مي گردد .
3) دقت و مراقت در دوستي و معاشرت با ديگران و گروههاي خاص .
4) مبارزه با عوامل و موجبات سوء ظن يكي ديگر از راههاي بهبودي و رهائي از بيماري رواني سوء ظن مي باشد .

اميد است كه زنان و مردان جامه ما بتوانند با رد هر گونه سوء ظن نسبت به يكديگر كانون خانواده را محكمتر از قبل نمايند كه اين امر منجر به استحكام جامعه و اجتماع مي گردد .

                                                                  و من ا... التوفيق
                                                              سعيد باقري نژاد بسابي
                                                          
كارشناس آسيبهاي اجتماعي


برچسب‌ها: سوء ظن, آسيب شناسي اجتماعي, پيشگيري
[ یکشنبه هفدهم شهریور 1392 ] [ 15:9 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

به نام خداوند بخشنده و مهربان

        با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما بازديد كنندگان گرامي ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﮔﺎﻫﯽ بازديدكنندگان ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﻣﻀﺮﺍﺕ ﻭ ﺧﺴﺎﺭﺍﺕ ﺯﯾﺎﻥ ﺑﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺍﺩ ﺩﺭ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﺩ دﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﺎ ﻃﺮﺍﺣﯽ ﻭ ﮔﺮﺍﻓﯿﮏ ﺧﺎﺹ ﺁﻥ ﺳﻌﯽ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ , ﺷﮑﻞ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﺁﻧﻬﺎ , ﺣﺎﻻﺕ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﺗﺎﺛﯿﺮﺍﺕ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﺪﺕ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪﺕ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻔﺼﻞ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻩﺷﻮﺩ و اميدوارم مطالب فوق مفيد و موثر واقع گردد .
                                                                  سعيد باقري نژاد بسابي  

توضيحات : 
نرم افزار: ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ  (ﻣﺨﺼﻮﺹ ﮔﻮﺷﯽ ﻫﺎﯼ داراي سيستم عامل اندرويد )
طراحي از:
میلاد اسماعیل زاده
موضوع: آشنائي با اعتياد و مواد مخدر و پيشگيري از سوء مصرف
نسخه: 1.1 اندرويد به بالا
حجم: ۴٫۴ مگابایت
منبع: كنگره ۶۰ و وزارت بهداشت
ارائه شده: توسط سايت آسيب شناسي اجتماعي (پيشگيري از اعتياد)



لينك دانلود نرم افزار اندرويد اعتياد و مواد مخدر

 

دانلود توسط سيستم باركد خوان


برچسب‌ها: نرم افزار اندرويد, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي, معتاد
[ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ] [ 13:24 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

به نام خدا

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما بازديدكنندگان محترم
جهت آشنائي بيشتر شما عزيزان با تاريخچه اعتياد و ديگر مسائل مربوط به اعتياد و مواد مخدر ، نسخه كتاب الكترونيكي جامعه شناسي اعتياد نوشته آقاي مهدي اختر محققي را براي شما بصورت لينك دانلود قرار داده ام اميدوارم مطالب مفيد واقع گردد .

لينك دانلود

كتاب جامعه شناسي اعتياد

                                           با تشكر از بازديد شما عزيزان


برچسب‌ها: جامعه شناسي اعتياد, آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, معتاد
[ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 ] [ 12:10 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

 به نام خداوند بخشنده مهربان

عید سعید فطر، عید آسودگی از آتش غفلت و رهیدگی از زنجیر نفس

بر میهمانان حضرت حق و بازديد كنندگان محترم مبارک باد .

خداوندا از تو مي خواهم ، خروج از ماه مبارک رمضان را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بدهي .

آمین يا رب العالمين


برچسب‌ها: ماه رمضان, عيد, عيد فطر, آسيب شناسي اجتماعي, سعيد باقري نژاد
[ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 ] [ 14:49 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

به نام خداوند بخشنده و مهربان

      ضمن سلام و عرض ادب و احترام خدمت بازديدكنندگان محترم سايت آسيب شناسي اجتماعي و با آرزوي موفقيت براي تمامي عزيزان در همه مراحل زندگي و تحصيل .
با عنايت به پيغامهاي مكرر شما عزيزان به جهت راهنمائي در خصوص نحوه و نگارش پايان نامه كارشناسي و كارشناسي ارشد و با ارج نهادن به نظرات شما عزيزان اينجانب پروژه پايان نامه كارشناسي خود را در خصوص آسيب شناسي اجتماعي جهت استحضار شما عزيزان در لينك دانلود فايل مندرج در ذيل ارائه نموده ام .
اميد است مطالب ارائه شده براي شما عزيزان مفيد واقع شده و از همه بازديد كنندگان ارجمند خواهشمند ام با ارائه نظرات و دادن امتياز به مطلب فوق اينجانب را سرفراز نمايند . 

لينك دانلود پروژه كارشناسي
 

سعيد باقري نژاد بسابي
  مدير سايت
   


برچسب‌ها: پروژه, آسيب شناسي اجتماعي, مواد مخدر, اعتياد, معتاد
[ شنبه چهارم خرداد 1392 ] [ 9:37 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

استروئيدهاي آنابوليك :
در سال 1930 اولين بار اين ماده كشف گرديد و براي افزايش حجم در بدن استفاده مي گردد . گروهي از عناصر قدرتمندي كه با هورمون مردانه ( تستسترون ) ارتباط نزديك دارند و از سال 1930 به بعد مصرف آنها گسترش يافت . مصرف پزشكي مجاز آن در حال حاضر محدود به انواع ويژه اي از كم خوني ، سختگيريهاي شديد و بعضي از انواع سرطانهاي سينه در زنان مي باشد .
در حال حاضر مهمترين مصرف آن در تمرينهاي بدنسازي و رژيمهاي غذائي مي باشد . اين داروها باعث افزايش وزن و توانائي عضلاني مي شود .

عوارض جانبی عمومی
• افزایش حجم خون
• یرقان( بدلیل کاهش جریان و نگهداری صفرا در مویرگ های صفراوی لوب کبدی)
• کارسینوم کبدی
عوارض جانبی اختصاصی
• در زنان: رشد موهای صورت- کلفتی و گرفتگی صدا- بی نظمی دوره های قائدگی- کارسینوم سینه
• کچلی با الگوی مردانه
• در مردان: کاهش تولید اسپرماتوزوئید
• در بچه ها: اختلال در رشد طبیعی- بسته شدن زود رس صفحات رشد و کوتاه قدی
عوارض طولانی کردن طول مصرف
• تصلب شرائین، اسکلوروزیس و سکته قلبی
• تحریک تجمع پلاکت ها
• افزایش فشار خون بعلت افزایش آب در بدن
• افزایش کلسترول و تری گلیسرید خون و تصلب شرائین
• کاهش LH ,FSH از هیپوتالاموس، آتروفی بیضه ها و ناباروری
• کاهش حرکت خودبخودی اسپرم ها
• ژنیکوماستی( دائمی)
• در زنان بی نظمی در قاعدگی و آمنوره، آکنه، کچلی با الگوی مردانه، پرمویی، کلفت شده صدا
• در کبد باعث تغییر در آنزیم های کبدی، عدم ترشح صفرا، یرقان و تومور کبدی
• در کلیه باعث افزایش بار اضافی، افزایش دفع نیتروژن و کارسینوم کلیوی می شود.
• عوارض در تاندون های بدن
• تاثیرات روانی
• تاثیرات مثبت مثل سرخوشی، شادمانی، افزایش انرژی و میل جنسی
• تاثیرات منفی مثل افسردگی، زود رنجی، کینه توزی، ستیزه جویی، خودکشی
• اختلالات شناختی مثل گیجی، حواس پرتی، پریشانی

والسلام
سعيد باقري نژاد بسابي

 


برچسب‌ها: داروهاي غير مجاز, استروئيد هاي آنابوليك, آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر
[ سه شنبه پنجم دی 1391 ] [ 13:44 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

استروئيدهاي آنابوليك :
در سال 1930 اولين بار اين ماده كشف گرديد و براي افزايش حجم در بدن استفاده مي گردد . گروهي از عناصر قدرتمندي كه با هورمون مردانه ( تستسترون ) ارتباط نزديك دارند و از سال 1930 به بعد مصرف آنها گسترش يافت . مصرف پزشكي مجاز آن در حال حاضر محدود به انواع ويژه اي از كم خوني ، سختگيريهاي شديد و بعضي از انواع سرطانهاي سينه در زنان مي باشد .
در حال حاضر مهمترين مصرف آن در تمرينهاي بدنسازي و رژيمهاي غذائي مي باشد . اين داروها باعث افزايش وزن و توانائي عضلاني مي شود .

عوارض جانبی عمومی
• افزایش حجم خون
• یرقان( بدلیل کاهش جریان و نگهداری صفرا در مویرگ های صفراوی لوب کبدی)
• کارسینوم کبدی
عوارض جانبی اختصاصی
• در زنان: رشد موهای صورت- کلفتی و گرفتگی صدا- بی نظمی دوره های قائدگی- کارسینوم سینه
• کچلی با الگوی مردانه
• در مردان: کاهش تولید اسپرماتوزوئید
• در بچه ها: اختلال در رشد طبیعی- بسته شدن زود رس صفحات رشد و کوتاه قدی
عوارض طولانی کردن طول مصرف
• تصلب شرائین، اسکلوروزیس و سکته قلبی
• تحریک تجمع پلاکت ها
• افزایش فشار خون بعلت افزایش آب در بدن
• افزایش کلسترول و تری گلیسرید خون و تصلب شرائین
• کاهش LH ,FSH از هیپوتالاموس، آتروفی بیضه ها و ناباروری
• کاهش حرکت خودبخودی اسپرم ها
• ژنیکوماستی( دائمی)
• در زنان بی نظمی در قاعدگی و آمنوره، آکنه، کچلی با الگوی مردانه، پرمویی، کلفت شده صدا
• در کبد باعث تغییر در آنزیم های کبدی، عدم ترشح صفرا، یرقان و تومور کبدی
• در کلیه باعث افزایش بار اضافی، افزایش دفع نیتروژن و کارسینوم کلیوی می شود.
• عوارض در تاندون های بدن
• تاثیرات روانی
• تاثیرات مثبت مثل سرخوشی، شادمانی، افزایش انرژی و میل جنسی
• تاثیرات منفی مثل افسردگی، زود رنجی، کینه توزی، ستیزه جویی، خودکشی
• اختلالات شناختی مثل گیجی، حواس پرتی، پریشانی

والسلام
سعيد باقري نژاد بسابي

 


برچسب‌ها: داروهاي غير مجاز, استروئيد هاي آنابوليك, آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر
[ سه شنبه پنجم دی 1391 ] [ 13:44 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

  

ریتالین : اين دارو با نام تجاري ريتالين توسط كمپاني دارو سازي توارتين در سال 1954 به بازار داروئي عرضه گرديد . در ابتدا قرار بود اين دارو كه از خانواده آمفتامين ها مي باشد ( توهم زا ) براي درمان افسردگي ، خواب آلودگي در طول روز و خستگي مزمن استفاده شود اما به تدريج مشخص شد قرص های ریتالین در وهله اول برای درمان اختلال﴿ ADHD (Attention-deficit hyperactivity disorder كودكان بكار مي‌رود و يا عبارتي پرحركتي در بچه‌ها. اين دارو جزء داروهاي محرك مي باشد بسيار سخت تر و پيچيده تر از ساير مواد مخدر قابل ترك مي باشد . استفاده محدود و كنترل شده ريتالين باعث عادت كردن بدن به مصرف در دوزهاي پائين ( مقدار پائين ) و در نتيجه ايجاد علاقه فرد به استفاده از دوزهاي بالاتر مي شود .
دوز اين دارو براساس نيازها و عكس العمل‌هاي فردي تعيين مي‌گردد. دركودكان (6سال و بالاتر) بادوز 5 تا 10 ميلي گرم سه بار در روز شروع شده و درهفته 10-5 ميلي گرم در دوز روزانه افزوده مي‌شود. حداكثر دوز روزانه 60 ميلي گرم است. در بالغين دوز روزانه 30-20 ميلي گرم مي‌باشد.
در مواقعی نیز توسط پزشکان برای درمان بیماران مبتلا به ” حمله خواب” تجویز می شود ولی در سال های اخیر مصرف خود سرانه این دارو در کشور ما رو به افزایش گذاشته است که عدم آگاهی از آثار و ویژگی های این قرص می تواند نگران کننده باشد.
گزارش های متعدد بيانگر اينستکه برخی افراد برای بیدار ماندن در شبهای امتحان به جای مصرف قهوه و چای از قرص های ریتالین استفاده می کنند.
شواهد حاکی از آن است که این افراد از این قرص ها استفاده می کنند تا بتوانند چندین ساعت متوالی بیدار بمانند و به شکل غیر معمولی تمرکز خود را در مدت طولانی حفظ کنند.
آثار مصرف ریتالین:
از آنجا که ریتالین دارویی است که توسط پزشکان تجویز می شود, مصرف کنندگان تصور می کنند این قرص های بی خطرند و آن ” بد نامی ” مواد مخدر را ندارند. در حالی که عوارض مصرف خودسرانه این قرص ها می تواند در حد مواد دیگر نظیر کوکایین و آمفتامین باشد.مدت اثر اين دارو 6-4 ساعت است. روش استفاده: اين دارو به شكل خوراكي و يا تدخين استفاده مي‌شود.
عوارض سوء مصرف ريتالين:
- عصبی شدن و بی خوابی
- حالت تهوع و استفراغ
- احساس سرگیجه و سردرد
-تغییرات ضربان قلب و فشار خون (که معمولا به صورت افزایش است ولی در مواردی نیز به شکل کاهش دیده می شود)
- خارش و جوش های پوست
- دردهای شکمی, کاهش وزن و مشکلات معده
- مصرف دایمی و اعتیاد(وابستگی)
- بروز حالت های روان پریشی (جنون) و علایم وابستگی به ریتالین
- بروز افسردگی پس از قطع مصرف
عوارض مصرف مقادیر زیاد ریتالین:
-
از دست دادن اشتها و سوء تغذیه
- لرزش و پرش عضلات
- تب,تشنج و سردرد
- نامنظم شدن ضربان قلب و تنفس که در مواردی می تواند به شکل خطرناکی ادامه پیدا کند
- تکرار حرکات و اعمال بی هدف
- بروز حالت های پارانویید(سوء ظن), توهم و هذیان
- احساس حرکت و جنبش حشرات در زیر پوست علائم ترك:
علائم ترك مصرف اين دارو بصورت دردهاي عضلاني، خواب آلودگي و افسردگي بروز مي‌كند.
(تاکنون در چند مورد سوء مصرف ریتالین منجر به مرگ شده است)

و من ا... التوفيق
سعيد باقري نژاد بسابي

 


موضوعات مرتبط: ريتالين
برچسب‌ها: داروهاي غير مجاز, ريتالين, آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر
[ سه شنبه پنجم دی 1391 ] [ 10:0 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

در سال های اخیر مصرف ابزار و لوازم آرایشی در بین دختران و بانوان کشور بسیار بیشتر شده است.برخی از این لوازم دارای کیفیتی مطلوب هستند و برخی دیگر بسیار برای سلامتی مضر.طبق آمار ، رژ لب جزو پر مصرف ترین این لوازم میباشد و از آنجا که به صورت مستقیم با دستگاه گوارش در تماس است از اهمیت بیشتری برخوردار است.
اخيراً قيمت رژ لب هايي نسبت به گذشته تقليل يافته است زیرا آنها بدون كيفيت و حاوي سرب زيادي مي باشند .

سرب يک ماده شيميايي است که باعث بروز سرطان مي شود. مراقب باشید بالاترين ميزان سرب مساوي است با بالاترين شانس ابتلا به سرطان.
بعد از آزمايشات گوناگون صورت گرفته توسط كارشناسان و متخصصان اين رشته مشخص گرديد که رژلب  هر چقدر سرب بيشتري داشته باشند ماندگاري طولاني تري نيز دارد .
اگر رژ لبي مدت طولاني روي لب باقي مي ماند بخاطر مقدار بالاي سرب آن مي باشد.


اين آزمايشي است که مي توانيد انجام هيد:

1- مقداري از رژ لب را روي دستتان بماليد
۲- با يک انگشتر طلا روي آنرا خراش دهيد.
3- اگر رنگ آن به مشکي تغيير کرد ثابت می شود که حاوي سرب مي باشد.

پس هميشه مراقب خريد روژ لب هاي تقلبي و بي كيفيت كه باعث آسيبهاي جدي مي شود ، باشيد .

 


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, هشدار پيشگيرانه, رژلب
[ یکشنبه دوازدهم آذر 1391 ] [ 17:6 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

پدیده قلیان که در حال حاضر به یک معضل و آسيب اجتماعی پنهان تبدیل شده است از آن جهت چهره منفوری به خود نگرفته که اغلب آن را بی ضرر و غیر قابل اعتیاد دانسته و یا آن را کم ضررتر از مصرف سیگار قلمداد می کنند .
استفاده از قليان معطر ديگر در بين دختران و پسران نوجوان قبحي ندارد ، بي آنكه قليان معطر را وصله اي ناجور براي دوران نوجواني بدانند با اين مروج مرگ با طعم موز و توت فرنگي و ... كنار آمده اند و بي محابا در گوشه و كنار خيابانها و پاركها آن را استعمال مي كنند . بسیاری از مردم فکر می کنند آب موجود در قلیان موجب تصفیه و ایجاد محافظت در مقابل دود ناشی از سوختن تنباکو می کند این در حالی است که رطوبت باعث افزایش میزان چسبندگي و جذب ریوی آن می شود . طبق آمار متاسفانه حدود 12 تا 15 درصد جمعيت بالاي 15سال کشور دخانيات استعمال مي‌کنند که سه درصد آنها با سيگار و مابقي با قليان سر و کار دارند . متأسفانه امروزه مصرف قليان براي نشان دادن ميزان صميميت بين افراد خانواده ، دست به دست بين تمامي اعضاي فاميل مي‌چرخد و مصرف مي شود .

تنباکوهای تحت عناوین میوه ای، عطری و اسانس دار نه تنها بی ضرر نیستند بلکه عوارض به مراتب بیشتری نسبت به تنباکوی ساده دارند زیرا مواد آروماتیک ( ترکیبات حلقه ای) موجود در آن ها بر اثر حرارت زیاد خاصیت سرطان زایی و سمی فوق العاده ای پیدا می کنند به علاوه مزه و طعم مناسب و سهولت مصرف این گونه تنباکوها نسبت به تنباکوهای معمولی باعث افزایش گرایش بیشتر نوجوانان و جوانان به مصرف و ایجاد وابستگی به آن ها مي شود . همچنین استفاده از قلیان به صورت مشترک خطر انتقال بیماری های عفونی از قبيل هپاتيت ، سل ، آنفولانزا ، بيماريهاي ريوي و غيره را نیز در پی خواهد داشت .
كارشناسان معتقدند هر وعده قلیان برابر مصرف یک پاکت سیگار بوده و قلیان در هر بار مصرف ، دود بسیار زیادتری را در مقایسه با کشیدن یک نخ سیگار ایجاد می‌ کند بصورتی که مصرف یک نخ سیگار بین 500 سی‌سی تا یک لیتر دود تولید می‌ کند، اما استفاده ی یک بار از قلیان 10تا20 لیتر دود تولید مي نمايد و مي توان گفت با مصرف قلیان بیش از 600 ماده سمی و مهلک وارد ریه فرد مصرف کننده و اطرافیان او مي شود .
در آخر اتخاذ عملکردها و راهكارهاي پیشگیری از کشیدن قلیان به عنوان یک رفتار پرخطر در بین بزرگسالان و نوجوانان را ميتوان بصورت ذيل بيان نمود :
1- آموزش مستمر توسط مسئولان وزارت بهداشت و درمان ، با هماهنگی وزارت آموزش و پرورش جهت اصلاح باورهای غلط و پیشگیری از استعمال قلیان در بين دانش آموزان .
2- از گروههای همسالان جهت انتقال آموزشها به عنوان لیدر در مدارس و محلات استفاده گردد .
3- ارائه راهكارهاي پيشگيرانه و برنامه های آموزشی فراگیر از طریق رسانه های جمعی مخصوصاً صدا و سيما  
4- وضع نمودن قوانین سخت و پیشگیرانه از استعمال قلیان در مراكز عمومي مانند پاركها ،  خيابانها ، رستورانهاي سنتي و ... را مي توان نام برد .

با آرزوي سلامتي براي شما
سعيد باقري نژاد بسابي

 


برچسب‌ها: اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي, قليان, پیشگیری
[ پنجشنبه چهارم آبان 1391 ] [ 15:0 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

امروزه با رشد بي رويه مصرف مواد مخدر بصورت تزريقي سبب گرديده كه ميزان ابتلاء به بيماريهاي عفوني در معتادان از اهميت شاياني برخوردار باشد . تحقيقات بعمل آمده حاكي از آن است كه ميزان مرگ و مير معتادان 63 برابر افراد غير معتاد مي باشد كه بيشترين مرگ و ميرها نيز در خصوص افراد معتاد تزريقي است .

استفاده از مواد مخدر تزريقي بين معتادان ، منجر به استفاده از وسائل تزريقي مشترك مي شود .

از جمله عوارض ناشي از تزريق مواد مخدر مي توان به آبسه پوستي ( بيشتر در كشاله ران ) ، آبسه مغزي ، آنوريسم شرياني و يا بجا ماندن سر سوزن در رگ و خونريزي هاي شديد را اشاره نمود .

از جمله بيماريهاي حاد ديگري كه در زمينه تزريق بصورت استفاده از سرنگهاي مشترك رخ مي دهد مي توان به هپاتيت B و HIV يا ايدز نام برد .

تزریق مستقیم یک ماده به داخل جریان خون روش بسیار مهمی برای انتقال HIV است و حتی ریسک انتقال HIV در این حالت از رابطه جنسی پرخطر بیشتر است .

از روشهاي و راهكارهاي پيشگيرانه در اين خصوص مي توان آگاهي دادن به افراد از طريق آموزش و نيز برای کمتر کردن خطر آلودگی به HIV ، هپاتيت B و دیگر ویروس ها و میکروب هایی که از طریق خون منتقل می شوند بایستی استفاده از سرنگ و دیگر وسایل بصورت مشترك پرهیز كرد .

به اميد جامعه اي عاري از مواد مخدر
سعيد باقري نژاد بسابي

 

 

 


برچسب‌ها: اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي, تزريق مواد, راهكارهاي پيشگيري
[ سه شنبه دوم آبان 1391 ] [ 12:34 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

امروزه قاچاقچيان مواد مخدر جهت كسب سود و دشمنان اين سرزمين براي بدست آوردن مقاصد خود در كمين هستند تا به هر طريق ضربه اي به ملت ايران وارد نمايند كه يكي از اين راهها آلوده كردن جوانان اين مرز و بوم به مواد مخدر مي باشد تا بتوانند از اين طريق قدرت تصميم گيري و عزت نفس را از جوانان ما بگيرند . حال اين كه چه راههائي را طي نموده و هر كاري را انجام داده تا به سر منزل مقصود خود برسند و جوانان ما نيز در اين خصوص از هيچ نوع آسيب ( جسمي ، اجتماعي ، فرهنگي ) در امان نمي باشند .
امروزه با توجه به تنوع و گسترش رو به رشد استفاده از لوازم آرايشي و بهداشتي از سوي جوانان ، خصوصاً دختران جوان و مصرف بي رويه و غير اصولي و تبليغ و ترويج برندهاي گوناگون خارجي اين گونه محصولات توسط قاچاقچيان ، سوداگران مواد مخدر را بر اين داشته كه از هر طريق به كسب سود روي آورند . يكي از اين راهها استفاده از لوازم آرايشي براي رسيدن به مقاصد و اهداف خود مي باشد .
با عنايت به اينكه اين گونه لوازم با برندهايي همچون بيوتي ، مجيک ، ميس پاريس ، موی سرخ پوست ، آجر، جرس، نیلوفرانه، افلاطون و مریخ و  اخيراً دستمالهاي مرطوب به نام " السيمن " (تصوير در قسمت گالري) كه به منظور مرطوب نگه داشتن و لطافت پوست در پوشش لوازم بهداشتی عرضه مي شود كه مافیای مواد مخدر با نامهای کاذب و بسته بندي و اشكال شيك و تبليغات گوناگون هدفهای شوم خود را دنبال نموده كه البته اين امر بيشتر  از سوی برخی از شبکه های ماهواره اي تبلیغ می شود .
در حال حاضر يكي از انواع اين محصولات لوازم آرايشي انرژي زا (رژ لب ، كرم پودر ) نام دارد كه در تركيبات آنها از مواد مخدر روان گردان استفاده مي شود و نوع ديگري از اين محصولات كه داراي تركيبات شيشه بوده محصولي است به نام كرمهاي جوان كننده و باز كننده چروك صورت كه استفاده دراز مدت موجب بروز عفونتهاي چشمي ، كهير ، زخمهاي پوستي ، التهاب و ريزش مو خواهد شد كه توسط دستفروشان بصورت غير قانوني و ارزان در بخشي از نقاط شلوغ شهر و يا مكانهائي از قبيل قطارهاي مترو به فروش مي رسد .
نكته آخر اين كه جوانان ما بايد آگاه باشند كه براي استفاده از لوازم آرايشي و بهداشتي بايد از برندهاي معتبر و مورد تائيد وزارت بهداشت استفاده نمايند در ضمن مصرف كنندگان در حين خريد حتماً به تاريخ توليد و انقضاء محصول دقت نمايند .
با اميد روزي كه بتوانيم با فرهنگ مصرف صحيح و ايمن ، جامعه خود را عاري از هر گونه مواد مخدر و خود را ايمن از هر نوع آسيب ( جسمي ، اجتماعي ، فرهنگي ) نمائيم .

                                    با آرزوي بهروزي و سربلندي شما عزيزان
                                              سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, مواد مخدر, اعتياد, لوازم آرايشي و بهداشتي, توصيه
[ یکشنبه نوزدهم شهریور 1391 ] [ 13:34 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

1- خطرات و عوارض مصرف مواد اعتیاد‏آور را خوب بشناس.
2- به هر کس که به تو مواد تعارف کرد محکم و قاطع بگو «نه» اینکه ما بتوانیم به دوست خودمون «نه» بگیم خودش یک هنر است. افراد خوش فکر هر تعارفى که مخالف سلامتى شونه براحتى رد مى‌کنن.
3- جوابهایى از قبل براى اصرار زیاد اطرافیانت آماده کن. پیشاپیش به این جمله ‏ها فکر کن «خیلى کیف داره» ، «شنگول میشی» ، «سرحال میشی» و اگر کمى تردید کنى میگن: «بچه ننه‏ ای» ، «‌ترسویی» ، «اول تجربــــه کن بعد بگو بده» ، «هنوز مرد نشدی»، «پس چرا فلانى کشید و معتاد نشد ؟ و …
4- موادمخدر را حتى یک بار هم امتحان نکن. هیچکس توى دنیا نمی‏تونه به تو اطمینان بده که یکبار مصرف کردن معتادت نمی‏کنه. اصلاً مگه معتادى وجود داره که بخاطر معتاد شدن مصرف مواد را شروع کرده باشه؟ پس این همه معتاد از کجا اومدن؟!!! یا دوست دارى پریدن از طبقه بیستم یک ساختمان یا لمس کردن سیم‏هاى بدون روکش برق را حتى براى یک بار هم امتحان کنی؟
5- یادت باشه که کشیدن سیگار مقدمه ا‏یه براى اسارت در چنگال اعتیاد به موادمخدر.
6- از رفت و آمد در مکان‏هاى آلوده و دوستى با افراد مشکوک پرهیز کن.
7- از دوستى با افرادى که اختلاف سنى اونا با تو زیاده خوددارى کن.
8- مواد اعتیادآور سم کشنده ا‏یه که اثراتش به تدریج ظاهر می‏شه.
9- به صحبت‏هاى پدر و مادرت که خیرخواه‏ترین دوستان تو هستن اطمینان کن. ارتباطت را با اونا محکم کن.
10- اعتقادات و پایبندى مذهبى خودتو تقویت کن.
11- با مطالعه، ورزش و تفریحات سالم براى اوقات فراغت خودت برنامه ‏ریزى کن.
12- اونى که موادمخدر رو به جوونا معرفى می‏کنه، چهره ‏اش فرقى با دیگران نداره. پس دوستان و نزدیکان خودتو خوب بشناس.
13- بعضی‏ها فکر می‏کنن با بقیه فرق دارن و هر وقت که اراده کنن مى‌تونن مصرف مواد رو کنار بگذارن، در حالى که این طرز تفکر منجر به اعتیاد می‏شه.
14- به هنگام سختى و ناراحتى با پدر و مادر و یا یک بزرگتر مطمئن و قابل اعتماد مشورت کن.
15- اگه نمى‌تونى حرفتو به اونا بزنى مشاورین نیروى انتظامى با جان و دل حرفهاى تو رو می‏شنون و کمکت می‏کنن.

با احترام
سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, پيشگيري
[ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ] [ 14:52 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

1-  درباره مواد اعتیادآور (علل و عوامل مؤثر در مصرف مواد، خطرات، عوارض و علائم آن) اطلاعات کافى کسب کنید.
2-  مهارت‏هاى تربیتى خود را افزیش دهید.
3-  الگوى مناسبى براى فرزندان خود باشید و هرگز بر خلاف گفته خود عمل ننمائید.
4-  فضایى ایجاد کنید که فرزندانتان در آن احساس آرامش کنند.
5-  به صحبت‏هاى فرزندانتان خوب گوش کنید. با لبخند، تکان دادن سر و استفاده از جملات مثبت نظیر «چقدر جالب»، «من این را نمی‏دانستم» و … آنها را به گفتن بیشتر تشویق کنید.
6-  شرایطى ایجاد کنید که شما را محرم اسرار خود بدانند.
7-  از فرزندانتان انتظار نداشته باشید آرزوهاى برآورد نشده شما را تحقق بخشند.
8-  از قبل، خود را براى پاسخگویى به سئوالات کنجکاوانه فرزندانتان آماده نمائید.
ممکن است روزى از شما بپرسند که آیا تاکنون مواد مصرف کرده ‏اید؟ این فرصت خوبى است که علت عدم مصرف خود را به زبان سال‏هاى جوانى به آنها منتقل کنید، یا اگر احیاناً قبلاً مصرف کرده ا‏ید علت گرایش خود به مواد و سپس کنار گذاشتن آن را به ایشان بگوئید و اینکه حالا چرا می‏خواهید ایشان اشتباه شما را تکرار نکنند. بیاد داشته باشید که نباید مسائل را بیش از اندازه تشریح کنید مبادا کنجکاوى آنها برانگیخته شود.
9-  با تقویت قدرت اعتماد به نفس، تصمیم‏ گیرى و از بین بردن افسردگى وکم رویى فرزندان، آنها را در برابر شرایط آسیب‏ زا مقاوم سازید.
10- راه مقاومت و پایدارى در برابر فشار همسالان را در خصوص مصرف موادمخدر به فرزندانتان بیاموزید تا از «نه» گفتن به آنها نهراسند.
11- موانع رابردارید. به فرزندانتان انگیزه داده و از آنها حمایت کنید.
12- وقت بیشترى را با فرزندانتان صرف کنید. با آنان به رستوران، پارک، کوه، سینما و … بروید. باتفاق آنان به موسیقى گوش دهید و از همه مهمتر به آنان ابراز عشق کنید و بگویید که دوستشان دارید.
13- سعى کنید حتى آهنگ صدایتان ملایم و دوستانه باشد.
14- مواضع خود را برابر سیگار، موادمخدر و الکل مشخص نموده، صریحاً آنرا به زبان بیاورید.
15- عقاید خود را به زور به آنها تحمیل نکنید.
16- نظم و قانون مناسب و سازنده مشخصى در خانواده برقرار سازید و براى سرپیچى از آن تنبیهات مناسبى در نظر بگیرید و قاطعانه آنرا به مرحله اجرا در آورید.
17- سعى کنید در ساعات غذا خوردن همه اعضاء خانواده را دور هم جمع کنید.
18- فرزندان خود را قبل از رسیدن به سنین بحرانى نسبت به مضرات و عواقب ویرانگر مصرف موادمخدر آگاه سازید.
19- آنان را بیش از اندازه و بطور اغراق‏ آمیز نترسانید.
20- از چگونگى دوست‏یابى و معاشرت فرزندان خود با دیگران آگاه باشید. با والدین دوستانشان ارتباط برقرار کنید. در صورتى که به منزل دوستشان رفتند حتماً از حضور والدین ایشان در منزل مطمئن شوید و به حضور سایر اعضاء خانواده اکتفا نکنید.
21- به نحوه خرج کردن پول توسط فرزندانتان اهمیت بدهید.
22- براى اوقات فراغت آنان برنامه ‏ریزى کنید. همواره آنان رابه مطالعه، ورزش و تفریحات سالم ترغیب نمائید و زمینه این امور را برایشان فراهم کنید.
23- زمان مناسبى را به گفتگو اختصاص دهید. چرا که فرزند شما ارزش نصایحتان را با ارزش زمانى که به آن اختصاص داده ا‏ید می ‏سنجد.
24- راهنمایی‏هاى خود را از طریق مربیان و دبیرانشان به آنها منتقل کنید. جوانان باورها و ارزش‏هاى خود را دارند. طبیعتاً اگر والدین بهترین نصایح را هم بگویند ممکن است آنها را نپذیرند. شنیدن نصایح شما از زبان مربیان و دبیرانشان تأثیر بیشترى بر آنها می ‏گذارد.
25- بین فرزندانتان تبعیض قائل نشوید.
26- تفکر انتقادى را که از ویژگی‏هاى دوران بلوغ و نوجوانى است، در فرزندان خود سرکوب نکنید.
27- آنان را به رعایت اصول مذهبى و انجام فرائض دینى تشویق کنید.
28- در انجام فعالیت‏هاى منطقى به فرزندان خود استقلال و آزادى بدهید.
29- در رفتارهاى خود بیشتر دقت کنید. ممکن است با تمسخر یک معتاد و یا صحبت کردن با لحن افراد معتاد پیامى نادرست به فرزندتان منتقل کنید.
30- اگر می‏خواهید مانع پویایى و رشد جسم و روان فرزندانتان نشوید، از انتقاد غیرسازنده، تمسخر و شرمنده کردن آنان مخصوصاً درمقابل دیگران جداً بپرهیزید.
31- فرزندانتان را به خاطر رفتارهاى مثبت آنان تشویق کنید.
32- در موقعیت‏هاى بحرانی، فشارها و تنش‏هاى روحی، راهنما و همراه فرزندان خود باشید.
33- هرگز فضاى خانه را متشنج ننموده و از مشاجره و بحث‏هاى بیهوده بپرهیزید.
34- مسئولیت و تکلیفى به فرزندان خود بدهید که با توان آنان متناسب باشد.
35- در روابط خود با فرزندانتان همواره صادق و مهربان باشید.
36- از تنها گذاشتن فرزندان خود در منزل، بویژه هنگامى که به مسافرت یا میهمانى می‏روید جداً خوددارى نمائید.
37- به حس ششم خود توجه کنید. هر گاه در درون خود احساس کردید که مشکل خاصى وجود دارد حتماً آنرا جدى بگیرید.
38- در صورت شک و تردید، وسائل شخصى و لباسهاى فرزندانتان را مخفیانه بازرسى نمائید.
39- ترحم به معتادین محله ‏تان را خیانت به فرزندان خود بدانید.
40- همواره در نظر داشته باشید که خانواده‏ ها در زمینه پیشگیرى از اعتیاد نقش بسیار مؤثرترى در مقایسه با نیروى انتظامى و سایر سازمان‏هاى مسئول بر عهده دارند.
41- رعایت بسیارى از نکات مذکور منحصر به والدین نبوده بلکه سایر اعضاء خانواده بویژه برادران و خواهران بزرگتر را نیز در برمی ‏گیرد و چه بسا تاثیرپذیرى جوانان و نوجوانان از آنها در بسیارى از موارد بیش از پدر و مادر باشد.

والسلام
سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, پيشگيري
[ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ] [ 14:48 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]
[ دوشنبه پنجم تیر 1391 ] [ 10:21 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

علل مصرف موادمخدر به وسيله نوجوانان بسيار متنوع است . همچنين نوجوانان در مصرف اين مواد به يك ميزان جدي نيستند . يكي از علل روآوردن نوجوانان به موادمخدر صرفاً اين است كه موادمخدر در دسترس است . بين 75 تا 98 درصد نوجوانان مصرف كننده اكثر موادمخدر ( جز ال.اس.دي، هروئين و دگير موادافيوني ) اظهار داشته‌اند كه مي‌توانند به سهولت آن مواد را به دست بياورند . نوجوانان طبعاً نسبت به دنياي رو به گسترشي كه در آن زندگي مي‌كنند كنجكاوترند و بيش از بزرگسالان احساس خطر مي‌كنند .
"
فشار دوستان و همسالان "
دوستان نيز نقش مهمي در گرايش نوجوانان به مصرف موادمخدر ايفا مي كنند در واقع مي‌توان به يقين پيش بيني كرد در صورتي كه دوستان فرد نوجوان و به ويژه نزديكترين دوست آن فرد موادمخدر مصرف كنند ، خود آن فرد نيز به مصرف چنين موادي روي خواهد آورد .
نوجوانان براي پذيرفته شدن از طرف ديگران ، به خصوص دوستان وهمسالان خود اهميت بسيار قائلند و چون گروه همسالان قدرت زيادي دارد ، مي‌تواند اعضاي گروه را تحت تاثير قرار دهد تا جايي كه به عنوان نقطه اتكا تلقي شود . حتي اعضا گاهي اوقات با اتكا بر گروه در برابر خانواده قيام مي كنند . عملكرد گروه همسالان متنوع و به شرح زير است :‌
1-
جانشين شدن براي خانواده
2-
منبع احترام شخصي
3-
منبع ثبات واستواري در دوره تحول وانتقال
4-
حفاظتي در مقابل فشار بزرگسالان
5-
منبع قدرت
6-
وسيله‌اي براي انجام امور روزمره اعضا
7-
سرمشقي براي رشد اخلاقي و عقلاني تا جايي كه بعضاً گروه همسن ، ضمن جايگزين نقش پدر و مادرشدن ، افراد را نيز مورد حمايت قرار مي‌دهد .
"
طغيان عليه والدين"
به نظر مي‌رسد كه مصرف موادمخدر به صورت جدي به وسيله نوجوانان تا اندازه زيادي بستگي به روابط آنها با والدينشان دارد . در مورد فرزندان والديني كه داراي روحيه آزادمنش ، احترام آميز و پذيرا باشند ( به ويژه آنهايي كه ارزش هاي سنتي را پاس مي‌دارند ) و امكان رشد تدريجي استقلال در فرزندان خود را فراهم مي‌آورند ، خطر اعتياد عموماً كم است . در مورد فرزندان والديني كه رابطه محبت‌آميز نداشته و نسبت به فرزندان خود بي توجه بوده‌اند يا از سوي ديگر ، رفتاري اقتدار آميز و خصمان داشته‌اند ، خطر موادمخدر بسيار بيشتر است .
"
گريز از ناملايمات زندگي"
يكي ديگر از عللي كه نوجوانان در مورد روي آوردن به مصرف موادمخدر ذكر مي‌كنند كوشش براي گريز از تنش‌ها و فشارهاي زندگي و از كسالت و بي‌‌حوصلگي است .
اگر مصرف موادمخدر براي گريز از وظايف و تعهدات دوران نوجواني ، يعني فراگيري شيوه برخورد با فشارها و كسب مهارتهاي ادراكي ، اجتماعي و حرفه‌اي صورت بگيرد ، همين نيز خود مانع پديد آمدن توانايي‌هاي لازم در نوجوانان معتاد براي مواجهه با مسائل دوران بزرگسالي مي‌شود .
"
آشفتگي عاطفي"
وابستگي به موادمخدر احتمالاً مبين آشفتگي‌هاي عاطفي است . در چنين مواردي براي يافتن علل مشكلات نوجوانان معتاد بايد به آشفتگي‌هاي موجود در روابط خانوادگي آن نوجوان در طي دوران رشد مراجعه كرد . در مراكز درماني و مراكز تربيتي مصرف كنندگان موادمخدر ، هم كارمندان آن مركز و هم خود معتادان در حال بهبود براحساس نوجوانان معتاد نسبت به بي اعتنايي و بي توجهي والدين آنها ، عدم پذيرش از جانب دوستان ، انزواي عاطفي ، احساس حقارت و نياز نوجوان براي استتار اين احساس از طريق « خونسردي » ظاهري ، به عنوان عوامل عمده در گرايش به موادمخدر انگشت گذاشتند برخي از نوجواناني كه پيش از دوران بلوغ به مصرف موادمخدر روي آورده‌اند اظهار مي‌دارند اظهار مي‌دارند كه براي مواجهه با احساس اضطراب ، بي‌حوصلگي ، افسردگي ، ترس از شكست و بي‌هدف بودن در زندگي هيچ راه ديگري جز مصرف موادمخدر نمي‌شناسند و قابل توجه است كه هدف عمده يكي از برنامه‌هاي درماني ، گذشته از آموزش دادن به نوجوانان براي نواجهه با دشواري ها و ايجاد روابط صميمانه با دوستان ، اين بود كه به آنها بياموزند چگونه مي‌توان بدون مصرف موادمخدر شاد و خوشحال بود .
"
بيگانگي يا طردشدگي"
در برخي موارد مصرف موادمخدر به وسيله نوجوانان حاكي از احاس بيگانگي و در نتيجه گرايش دروني به دنياي شخصي است كه به واسطه مصرف مواد حاصل مي‌شود . بسياري از نوجوانان با نوميدي به آينده مي‌نگرند . اينگونه جوانان با نوميدي به آينده مي‌نگرند . اينگونه جوانان در واكنش به تبعيض اقتصادي و اجتماعي و شرايط زندگي دشوار و گاه در واكنش به بيماري‌هاي جسماني و در هم ريختگي محيط اجتماعي و خانوادگي خودشان ، هرگونه كوشش براي يافتن معنا و احساس هويت را به طور كلي كنار مي‌گذارند و به دنياي راموشي و بي‌خبري موادمخدر يا به گفته نوجواني معتاد به «‌ رگ موقتي و زندگي بي درد » پناه مي‌برند .
خلاصه آنكه نوجوانان به علل گوناگوني به موادمخدر روي مي‌آورند و عوامل گوناگون هم نتايج گوناگون به بار مي‌آورد . مصرف موادمخدر ممكن است موجب غفلت و بي خبري يا گريز موقت از مشكلات يا حتي ( در موارد مثبت ) احساس درك بهتر زيبايي هاي جهان شود . اما براساس شواهدي كه در دست است نمي‌توان گفت كه مصرف موادمخدر موجب ايجاد احساس پايدار نيكبختي ، خلاقيت واقعي يا توانايي مواجهه با مشكلات زندگي مي‌شود . برعكس ، بر پايه شواهد موجود مصرف موادمخدر مانع دسترسي به توانايي‌هاي مزبور ميگردد . از جمله علل ديگر گرايش نوجوانان و جوانان به اعتياد ، مي‌توان به آزادي بيش از حد نوجوانان و عدم مراقبت و هدايت آنان در ساعات فراغت و بيكاري ، مهيا نبودن وسايل تفريحات سالم و ورزش و ضعف در آموزش و پرورش صحيح ، عدم نظارت بر رسد و تكوين شخصيت كودكان ، آشنا نبودن افراد به مضرات موادمخدر ، كمبود محبت ، دردهاي عصبي ، ناراحتي‌هاي جسمي ، ناكامي‌ها ، علل اقتصادي از قبيل احتياج به پول براي تهيه حوائج زندگي ، حرص و طمع براي اندوختن ثروت ، كشت داخلي هركشوري كه دسترسي به موادمخدر را سهل و آسان و موقعيت جغرافيايي كه كنترل و مراقبت ازسرحدات را مشكل مي‌نمايد ، اشاره كرد .
"
چگونه جوانان را آگاه كنيم ؟"
در اين مرحله آگاه سازي جوان فوق‌العاده مهم است ، به شرط آن كه به حساسيت و ظرافت شخصيت وي توجه شده از دادن درس اخلاق و بيش از حد بزرگ جلوه دادن مسئله خودداري شود. صحت اطلاعات ارائه شده عدم انكار ابعاد مثبت و منفي موادمخدر و سعي در تبديل نصايح به درد دل‌هاي دوستانه از اهميت فوق‌العاده برخوردار است ، در موضوع ياد شده جوان نيز براي خود عقايدي دارد و دائماً سوالهاي متعددي به ذهنش خطور مي‌كند .
بنابراين بهتر است بزرگترها قبل از اين كه خود شروع به صحبت كنند ، با دقت تمام شنواي حرف‌هاي طرف مقابل باشند . اگر قادر باشيم فضاي خوبي بر گفت و گوهايمان حاكم كنيم ، حرف‌ها و نظرايات و رفتارمان جوان مخاطب ما را به خوبي تحت تاثير قرار داده مجذوب مي‌كند نصايح و حرف هايي كه به اين ترتيب بين يك جوان و فرد بزرگسال رد و بدل مي‌شود حتي از ارزش ها موثرتر است بعد از اين كه به صحبت‌هاي جوانمان گوش داديم بسيار مناسب خواهد بود تا با او صحبت كرده او را از تجربيات شخصي خود آگاه سازيم و در اين ميان چيزي را كه نبايد فراموش كرد خاطرنشان ساختن ممنوعيت مصرف غيرقانوني موادمخدر است . پيش از آنكه سعي در علمي كردن بحث داشته باشيم بايد بر روي ويژگي افراد معتاد و رابطه آنان با موادمخدر بحث كنيم.
شيوه‌هاي دادن اطلاعات در مورد مضرات مصرف موادمخدر
مصرف مواد مطمئناً در بسياري از مواقع ، به علت فقدان آگاهي صحيح از زيان‌هاي موادمخدر صورت مي‌گيرد .
لذا در برنامه‌هاي آموزشي بايستي موارد ذيل مدنظر باشند :
1-
اطلاعات ارائه شده بايد از نظر علمي معتبر و قابل قبول باشد و نبايد حس كنجكاوي نوجوان را در مصرف مواد برانگيزد .
2-
محتواي برنامه آموزشي نبايد نحوه به دست آوردن مصرف مواد را آموزش دهد .
3-
اطلاعات ارائه شده بايد اين پيام را منتقل كند كه مصرف مواد براي همه مضر است و هيچ كس و هيچ گروهي از آسيب آن مصون نيست و اطلاعات بايد حاوي پيام « عدم مصرف » باشد .
4-
هنگامي كه نوجوانان و جوانان مخاطبند ، بايد از پيام‌هايي استفاده شود كه به مضرات موادمخدر « در حال حاضر » و «‌آينده نزديك » مي‌پردازد نه عوارض داز مدت آن .
5-
مطالب آموزشي و نحوه ارائه آنها بايد با علايق و نيازهاي گروه‌هاي هدف منطبق باشد .
6-
پيامهاي آموزشي باشد با شناخت فرهنگ و باور گروه‌هاي مختلف هدف برنامه‌ريزي شوند.
"
پيشگيري و آموزش"
چگونه مي‌توان از مصرف مواد و سوء استفاده از آن جلوگيري كرد ؟
پاسخ اين است كه انجام چنين كاري به طور كامل ممكن نيست. با وجود اين ما مي‌توانيم از تباهي زندگي عده بسياري از مردم جلوگيري كنيم. از طريق آموزش و درمان مي‌توان از مصرف آن گروه مواد شيميايي كه اغلب به اعتياد مي‌انجامد، پيشگيري كرد. مشاهده اين امر كه سوءاستفاده از مواد، در واقع نشانه مشكلات اجتماعي و رواني اساسي مي‌باشد، اهميت برخوردار است. بنابراين پيشگيري از سؤاستفاده‌هاي دارويي بايد در زمينه‌هايي كه اين مشكلات به وجود آمده‌اند، انجام گيرد. انجمن ملي مبارزه با موادمخدر در دهه 1970 جلسات متعددي تشكيل داد تا ضمن ارائه تعريفي براي جلوگيري از مصرف موادمخدر، شيوه‌هايي براي تحقق چنين هدفي درنظر بگيرد. تعريفي كه آنها ارائه دادند چنين بود: فرآيندي است سازنده براي بهبود پيشرفت شخصي و اجتماعي فرد در جهت رشد توانايي‌هاي كامل انساني و از ميان بردن و كاهش نقايص جسمي، عاطفي، عقلي و اجتماعي كه مي‌تواند به روي آوردن فرد به مواد شيميايي كمك كند.
اين هدف تقاضاهاي زيادي را ايجاب مي‌كند. به طور واقعي برنامه پيشگيري و مؤثر مدرسه قبل از هر چيز بايد از پشتيباني كليدي كاركنان اداري و آموزشي برخوردار باشد. عوامل مهمي كه مي‌بايست در برنامه‌اي موفقيت‌آميز درنظر گرفته شود، چنين است:
۱- كمك به معلمان، تا بر اطلاعات خود درباره مسئله مواد در محل و مراكز ارائه خدمات در منطقه بيفزايند.
۲- ترغيب معلمان به منظور تهيه يك برنامه آموزشي براي مبارزه با مواد در كلاس، اين برنامه بايد ساده، مختصر و به شيوه‌اي ارائه شود كه قضاوتي در مورد آن صورت نگيرد. علاوه بر اين علاقه معلم به رفاه جسمي و رواني دانش‌آموز مي‌بايست مورد تأكيد قرارگيرد.
۳- به وجود آوردن جوي كه معلم بتواند مهارت‌هاي حل مسائل را در كلاس و به صورت انفرادي فراگيرد و جلسات بحث گروهي را كه درباره موضوعاتي نظير رشد نوجوان و ارتباط آن با مسئله موادمخدر تشكيل مي‌شود، رهبري كند.
۴- تهيه برنامه پيشگيري با شركت خانواده‌ها و دانش‌آموزان و ارائه مشاوره‌هاي فردي و گروهي با استفاده از منابع موجود در جامعه، نظير مراكز مشاوره انجمن اوليا و مربيان. اعضاي چنين انجمن‌هايي مي‌توانند گروهي از مشاوران باشند كه در زمينه برخورد با مواد، آموزش‌هايي كسب كرده باشند.
۵- سعي كنيد ساختار عاطفي و ادراكي را كه اغلب با مصرف موادمخدر همراهند درك كنيد. عده زيادي از اين دانش‌آموزان احساس مي‌كنند كه شايستگي لازم را ندارند و به صورتي غيرمعقول از طرف بزرگ‌ترها و همسالان طرد شده‌اند. آنها نياز دارند كه ديگران آنها را درك كنند. اعمال روش‌هاي انضباطي و قضاوتي اين پيام را به آنها ابلاغ مي‌كند كه معلم و مدرسه فقط به برقراري نظم توجه دارند و قصدشان ارائه كمك‌هايي به آنها نمي‌باشد.
۶- تقويت ارزش‌هاي مذهبي و ديني و پرورش باورهاي ديني و اعتقادات مذهبي در كودكان و نوجوانان و اولويت دادن به ارزش‌هاي اجتماعي به جاي ارزش‌هاي شخصي و فردي.
۷- ارزش دادن به حس مسئوليت فردي، يعني كنترل خود در انجام رفتارهاي غيرقابل قبول اجتماعي.
۸- از بين بردن اين باور غلط كه برخي موادمخدر اعتيادآور نيستند، مانند حشيش.
۹- مقابله با تفكر عادي بودن مصرف مواد مخدر.
۱۰- آموزش مهارت‌هاي ارتباطي، توانايي اظهارنظر، توانايي مخالفت و رد كردن، كنترل خود و احساس مسئوليت در مقابل رفتارهاي خود و آرام‌سازي.
۱۱- بالا بردن اعتماد به نفس با استفاده از روش تشويق، اجتناب از تحقير، اعطاي مسئوليت‌هاي مناسب بر اساس سن و توانايي، بالا بردن مهارت‌هاي كودكان و توانايي‌هاي آنان.
۱۲- تشويق فعاليت‌هاي سالم و خلاق
۱۳- برگزاري دوره‌هاي آموزشي يا روش‌هاي تغيير نگرش دانش‌آموزان از طريق فيلم، جزوه، بحث هاي گروهي و...
۱۴- اصلاح روش تدريس و برخورد با دانش‌آموزان در روش‌هاي فعال يادگيري شامل اكتشافي، پژوهشي، مباحثه و نمايش و تقويت استقلال دانش‌آموزان و افزايش خودابرازي و مسئوليت‌پذيري مي‌تواند در اين چارچوب مؤثر باشد.
۱۵- فعاليت‌هاي پيشگيرانه با استفاده از رسانه‌هاي مثل تلويزيون، راديو، مجلات، روزنامه‌ها، پوستر و...
۱۶- آموزش شيوه‌هاي مقابله و كارآمدن با فشارهاي مختلف زندگي، اضطراب،‌ تنش‌هاي جسمي يا ذهني ناشي از مشكلات، شكست‌ها و برخوردهاي اجتماعي.
۱۷- آشنا كردن دانش‌آموزان با موقعيت‌هاي اجتماعي كه ممكن است آنها را براي آزمايش موادمخدر تحت فشار اجتماعي قرار دهد.
۱۸- ايجاد مهارت‌هاي شناختي لازم براي تشخيص اين قبيل موقعيت‌هاي خطرناك و اجتناب از آنها.
۱۹- ارائه اطلاعات به نوجوانان كه باعث تصحيح برداشت‌هاي ذهني آنان از معيارهاي اجتماعي حاكم بر مصرف مواد مي‌شوند.
۲۰- ارائه مطالب آموزشي درباره برقرار كردن ارتباط و مبادله اطلاعات با ديگران.
۲۱- ارائه اطلاعات مربوط به نرخ شيوع سوءمصرف مواد در ميان نوجوانان، جوانان و كل جمعيت به منظور اصلاح ديدگاه‌هاي نوجوانان درباره خطرهاي اعتياد و عوارض ديگر آن.
نوشته خانم شيوا آبايان


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, پيشگيري
[ یکشنبه چهارم تیر 1391 ] [ 9:10 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

تعريف اعتياد : هر فعلي كه شخص تكرار نمايد وتكرار وي تناوب داشته باشد را اعتياد گويند و آن كسي كه اين فعل را انجام مي دهد را معتاد گويند .

فرايند سه گانه اعتياد : 1) تعارف 2) ترديد و دودلي 3) اعتياد

تعريف پيشگيري :بكار بردن روشهاي احتياطي براي جلوگيري از بيماري هاي جسمي و رواني و يا به عبارت ديگر انجام اقدامات احتياطي براي جلوگيري از اتفاقات ناخواسته مي باشد در منابع فارسي پيشگيري به معناي رفع ، جلوگيري ، مانع شدن و از پيش مانع چيزي شدن تعريف شده است .

پيشگيري هاي سه گانه تئوري كاپلان

مرحله اول يا پيشگيري اوليه : شامل مجموعه اقدامات ،سياست ها و برنامه هايي است كه سعي در تغيير و كنترل شرايط جرم زاي محيط فيزيكي و اجتماعي دارد تا با بهبود بخشيدن به شرايط اجتماعي از ارتكاب هر نوع جرمي توسط آحاد جامعه پيشگيري نمايد در اين مرحله تلاش براي جلوگيري از ارتكاب افراد در جامعه مي باشد .

مرحله دوم يا ثانويه : تلاشهاي پيشگيرانه درجهت كنترل افراد خاصي كه در معرض بزهكاري قرار دارند متمركز است به طور مثال در پيشگيري از اعتياد تمركز تلاش ها بر افرادي است كه به صورت تفريحي مبادرت به مصرف مواد مخدر مي كنند ولي هنوز به درجه اعتياد كامل نرسيده اند . هدف جلوگيري از سوء مصرف مواد مخدر است .

مرحله سوم يا پيشگيري ثالثه : در اين مرحله اقدامات پيشگيرانه براي جلوگيري از تكرار جرم و بازسازي مجرمان مي باشد اين نوع پيشگيري شامل برنامه هايي از قبيل مشاوره براي زنان ، بچه ها و مداخلات كيفري و گروههاي گوناگون مي باشد . مثل گروه ان اي

تقسيم بندي مواد مخدر برحسب تاثير بر بدن :

1) سستي زا :  كه به دو صورت طبيعي و صنعتي مي باشد .

2) توهم زا : كه به دو صورت طبيعي و صنعتي مي باشد .

3) توان زاها : كه به دو صورت طبيعي و مصنوعي مي باشد .

انواع پيشگيري :

1) پيشگيري كوتاه مدت : به مجموعه راهكارهايي گفته مي شود كه در مدت زمان كمتري انجام مي شود . فراهم نمودن روشنائي خيابانها ، كوچه ها و اماكن عمومي ، تدوين قوانين مناسب جزايي و بازدارنده ، ايجاد مؤسسات مددكاري ، فراهم نمودن مكانهايي براي گذراندن اوقات فراغت ، انهدام يا بستن محله هاي جم خيز ، حذف آثار خشونت زا در رسانه ها .هدف از برنام هاي كوتاه مدت اقدامات پيشگيرانه سريع و ضربتي درجهت كنترل و مهار جرائم است تا بستر و زمينه هاي برنامه ريزي فراهم گردد .

2) پيشگيري بلند مدت : به ساز و كارهايي اطلاق مي شود كه در يك فرايند زماني مدت دار انجام تا در آينده فرصت هاي وقوع جرم را كاهش دهد مثل فراهم نمودن بستر براي دسترسي افراد به موقعيت هاي مناسب و كافي ، تدوين و اجراي سياست هاي كلي جهت ايجاد اشتغال براي اعضاي جامعه ، تشكيل كلاسهاي آموزش خانواده براي بالا بردن مهارت هاي زندگي ، تقويت پيشگيرانه مدارست از طريق ارتقاء محتوا و كيفيت برنامه هاي آموزشي و تربيتي ،تلاش براي كاهش شكاف اقتصادي در بين اقشار مختلف جامعه و دسترسي به عدالت اجتماعي از جمله رويكرد هاي پيشگيرانه بلند مدت . پيشگيري از جرم از طريق توسعه اجتماعي يا Cpsd مي باشد .

3) پيشگيري فعال : در پيشگيري فعال پليس محور اصلي پيشگيري است كه براي اجتناب و دوري از وقوع جرائم وارد عمل مي شود و در سطح اجتماع نيز فعال است ( و لوازمي كه توسط پليس تعبيه و طراحي و در سطح جامعه گذاشته مي شود .)

4) پيشگيري انفعالي : اين نوع از پيشگيري كه يكي از متداول ترين روشهاي پيشگيري ازجرائم است مورد توجه صاحب نظران حوزه جرم شناسي قرار دارد در پيشگيري انفعالي برخي از اقدامات معمول و رايج پيشگيرانه از نوع هشدارهاي بازدارنده مثل هشدارهاي پليس صورت نمي گيرد بلكه در يك انتزاع انفعالي براي تائيد اين اقدامات باقي مي ماند به طوري كه در اين نوع پيشگيري عوامل اجتماعي هيچ گونه تاثيري ندارد مانند كاهش سن ازدواج و يا ترغيب به ازدواج و زوجين به داشتن اولاد در برخي از جوامع پيشرفته .

5) پيشگيري كيفري : مجموعه تدابير و اقداماتي كه هدف از اعمال آن كاهش جرم ترس و ارعاب در مجرمان براي عدم تكرار جرمهاي بعدي جلوگيري از مجرم شدن مجرمان بالقوه ، تاديب افراد جامعه علي الخصوص مجرمانه با هدف افزايش نظم و امنيت عمومي و فردي كاهش انگيزه و فرصت هاي مجرمانه در افراد جامعه ، دفاع از حقوق قربانيان جرم در چارچوب قانون مي باشد .

6) پيشگيري غيركيفري : مجموعه سازو كارهاي است كه بستر و زمينه مناسب و مساعدي را براي اجراي مراحل پيشگيري كيفري تامين و اجرايي مي نمايد در واقع پيشگيري غيركيفري متمم پيشگيري كيفري مي باشد و در اجراي پيشگيري كيفري لزوم استراتژي پيشگيري غيركيفري لازم مي باشد .

 انواع پيشگيري :

1) پيشگيري وضعي 2) پيشگيري اجتماعي

الف ) پيشگيري وضعي : هر جرمي كه مي خواهد اتفاق بيفتد يك مجرم دارد و براي اينكه شخصي جرمي را انجام بدهد بايد سه مرحله با هم انجام گيرد :

1) اراده ، ميل يا انگيزه 2) مهارت ، فن 3) موقعيت

الف ) پيشگيري وضعي با موقعيت كار دارد يا به عبارتي ديگر موقعيت اجراي جرم را كاهش مي دهد و به عبارت ديگري پيشگيري جرم را با تقليل موقعيتها به حداقل مي رساند . در واقع نام ديگر پيشگيري وضعي مديريت خطر جرم نيز مي باشد .پيشگيري وضعي مبتني بر تغيير وضعيتهاي قبل از جرم مي باشد كه با كم كردن فرصتهاي ارتكاب جرم و يا مشكل كردن تحقق اين فرصتها انجام مي گردد . اولين بار توسط سه نفر به نامهاي 1) كلارك 2) مي هيو 3) كرنيش اولين بار مطرح و به عنوان پيشگيري وضعي مطرح گرديد .

ب ) پيشگيري اجتماعي : در پيشگيري اجتماعي توجه به علل و عوامل زيستي و اجتماعي مي شود . عوامل و عللي كه در فرآيند پيدايش جرم نقش اساسي داشته و نياز به تاكيد و فعاليت بيشتري نسبت به ساير عوامل دارد كه از جمله مهمترين عامل محيط خانواده كه پايه و اساس در پيشگيري از جرائم مي باشد . در تعريف پيشگيري اجتماعي مي توان گفت مجموعه اقدامات پيشگيرانه كه به دنبال حذف و يا خنثي كردن آن دسته از عوامل مي باشد كه در رشد و نمو جرم موثر مي باشد اين نوع پيشگيري بر مبناي علت شناسي جرائم استوار و با دخالت در محيطهاي اجتماعي مانع از شكل گيري انگيزه هاي بزهكارانه و خنثي سازي عوامل مجرم زا مي گردد .

عوامل موثر بر پيشگيري اجتماعي :

1) رسانه 2) خانواده 3 ) جامعه

پيشگيري اجتماعي در واقع رشد مدار و جامعه مدار مي باشد . زماني كه رشد مدار است سعي دارد چنانچه كودكي به هر دليلي از خود مظاهر بزهكاري را نشان دهد با مداخله زودرس در بين و محيط پيرامونش از مزمن شدن بزهكار در آينده جلوگيري نمايد و با روش جامعه مدار سعي در خنثي كردن عوامل جرم زا در محيط اجتماعي همچون آموزش و پرورش و ساير نهادها دارد . هسته اصلي پيشگيري اجتماعي بر پايه خانواده و استاد مي باشد .

ترياك : سستي زا                  حشيش  :توهم زا

كوكائين : توان افزا                 كراك : جزء سستي زا مي باشد اصل كراك جزء توان افزا مي باشد

 استراتژي پيشگيري از اعتياد : براي برنامه ريزي راهاي موثر در پيشگيري از اعتياد ابتدا بايد علل و عوامل موثر در شروع مصرف و اعتياد به مواد را در نوجوانان و جوانان و شناخت عوامل ژنتيكي و شخصيتي و خانوادگي و محيطي و اجتماعي را مورد بررسي قرار داده و عوامل متعدد را در اين خصوص مورد بررسي و ارزيابي قرار داد . براي انتخاب و بكارگيري مناسب استراتژيها دانستن نيازها و مشكلات و پتانسيلها و توانايي هاي اجتماعي ضروري است . اجراي هر برنامه پيشگيري به شناخت دقيق منطقه ، موقعيت بررسي كامل وضعيت بهداشتي و روان شناسي و بررسي هاي همگيرشناسي بستگي دارد .

بهره گيري از استراتژيهاي مختلف به شرح ذيل براي تائيد بر شيوع پيشگيري از اعتياد موثر مي باشد

1) آگاه سازي افراد در مورد خطرات و مضرات مواد .2) افزايش مهارتهاي زندگي مثل مهارت تصميم گيري ، حل مسئله و ارتباطات اجتماعي .3) تقويت فعاليت هاي جايگزين بجاي مواد براي ارضاي نيازهاي رواني اجتماعي نوجوانان و جوانان. 4) مشاوره و مداخله حين بحران در بحرانهاي مختلف طول زندگي .5) ارتقاء فرهنگي و مذهبي .6) تقويت قوانين و مقررات مبارزه با مواد .7) درمان معتادان براي جلوگيري از سرايت اعيتاد .

استراتژيهاي پيشگيري از اعتياد به مواد مخدر در قالب فعاليت هاي ذيل اجرا مي گردد :

1) فعاليتها ي متمركز بر فرد 2) فعاليت هاي متمركز بر آموزش و آگاه سازي والدين 3) فعاليت هاي متمركز بر معلمان و مدرسه 4) فعاليت پيشگيري با استفاده از رسانه ها 5) فعاليت هاي پيشگيرانه از طريق محلهاي كار و مكان هاي تجمع 6) فعاليت هاي پيشگيرانه با استفاده از مراقبت هاي بهداشتي 7) وضع و اجراي قوانين و مقررات .

1) فعاليت هاي متمركز بر فرد : مخاطره آميزترين دوران زندگي از نظر اتبلاء به سوء مصرف مواد دوران بلوغ و نوجواني است . فرايند بلوغ يكي از بحراني ترين دوره هاي زندگي هر فرد مي باشد به طوري كه اين دوران دوران طوفان و فشار خوانده شده است . با ظهور بلوغ مرحله نوجواني آغاز مي شود . نوجواني دوره انتقال است . دوره اي كه فرد قبل از اين كه خود را بيابد دچار اختلال يا اغتشاش در نقش خود و بحران هويت مي گردد . فردي كه قبل از اين به عنوان كودك به خوبي ايفاي نقش مي كرد در برخي از ابعاد تلاش مي نمايد نقش يك فرد بالغ را ايفا نمايد . در اين دوره نوجوان در وضعيتي بين مرحله كودكي و بزرگسالي قرار گرفته و زير فشار و انتظارات اين وضعيت قرار دارد . تحول بلوغ و نوجواني تصوير ذهني نوجوان از جسم و هويت شخصي اش را تهديد مي كند . نوجوان با در نظر گرفتن تجربيات گذشته و قبول تحولات جديد هويت خود را از نو بازسازي مي كند . مخالفت و ستيز نوجوان با والدين عصيان در برابر ارزشها و قدرتها و دخالت هاي ديگران براي تثبيت هويت ، جدا نمودن هويت خويش از سايرين است . اين عوامل يعني اغتشاش نقش نياز به ايفاي نقش به عنوان يك فرد بالغ ، اختلال در تصوير فرد از خود ، نياز به پذيرفته شدن از طرف دوستان و استقلال نوجوانان به رفتارهايي مانند سيگار كشيدن يا سوء مصرف مواد ديگر سوق مي دهد .

شايع ترين روشهاي پيشگيري از اعتياد در فعاليت هاي متمركز بر فرد :

1) دادن اطلاعات در مورد مضرات مصرف مواد 2) تاثير بر ارزشها و نگرشها ، تغيير نگرشهاي مثبت و تثبيت نگرشهاي منفي نسبت به مصرف مواد مخدر

تعريف نگرش : باورهاي فرد در مورد نتيجه و عاقبت هر كاري و ارزشي كه فرد براي اين نتيجه قائل است يا دلايل منطقي بروز هر رفتار را نگرش گويند .قبل از شروع فعاليت هاي پيشگيرانه مطالعه و شناخت باورها و نورم هاي اجتماعي اهميت دارد . مطالعات ثابت كرده است افرادي كه نسبت به مواد نگرشها و باورهاي مثبت دارند احتمال مصرف و اعتيادشان بيشتر از كساني است كه نگرشهاي خنثي يا مفني دارند . ليكن تغيير يا ايجاد نگرشهايي كه به طور طولاني باقي بماند كار آساني نيست . تقويت نگرشهاي مفني يا تغيير نگرش از خنثي به مفي آسانتر از تغيير نگرش مثبت به مفني است .

نگرشها و ارزشهايي كه بر پيشگيري از سوء مصرف مواد موثرند عبارتند از :

1) ارزشهاي مذهبي 2) اولويت دادن به ارزشهاي اجتماعي بجاي ارزشهاي شخصي و فردي 3) ارزش حس مسئوليت فردي 4) ارزش سلامت فردي 5) اين كه هر مصرفي ممكن است منجر به اعتياد شود 6) عادي نبودن مصرف مواد 7) استفاده از ارزش دادن نوجوانان به ظاهر خود و پذيرفته شدن از طرف ديگران 8) قابل اعتماد نبودن افراد معتاد .

آموزش مهارت هاي اجتماعي و تطابق با استرسها :

مبتني بر تئوري يادگيري اجتماعي :مهارتهاي اجتماعي يعني توانايي انطباق كافي در روابط بين فردي ، اين روش بر تئوري يادگيري اجتماعي استوار است . براساس اين تئوري يادگيري اجتماعي با تقويت هاي مثبت و منفي كه فرد در نتيجه رفتار خود كسب مي كند و مشاهده رفتار ديگران و عواقب آن شكل مي گيرد ، به تدريج فرد توانايي پيش بيني عواقب رفتار خود و نگرش ديگران در مورد رفتار خود را كسب مي كند . اين توانايي موجب تنظيم رفتار و دروني كردن تشويق ها و تنبيه ها و در نتيجه تغيير آن مي شود . مطالعات مختلف نشان داده است كه آموزش مهارت هاي اجتماعي ميزان سوء مصرف مود و رفتارهاي وابسته به آن مانند پرخاشگري ، فرار از مدرسه و خانه ، سرقت و ... را كاهش مي دهد . برخي از مهارت هاي اجتماعي كه كسب آن در پيشگيري از اعتياد اهميت دارند عبارتند از :

1) مهارت هاي ارتباطي 2) توانائي هاي اظهار نظر 3) توانايي مخالفت و رد كردن

آموزش مقاومت در مقابل با همسالان : ارتباط و دوتستي با همسالان كه مبتلاء به سوء مصرف مواد هستند عامل مستعدكننده قوي براي اتبلاي نوجوانان به اعتياد مي باشند . طبق نتايج حاصله از تحقيقات در بيش از 60% موارد اولين مصرف با تعارف دوستان و همسالان صورت مي گيرد ، بخصوص همسالان در شروع مصرف سيگار و حشيش بسيار موثرند و براي خنثي نمودن تاثير نگرش ها و فشارهاي دوستان از آموزش مقاومت در برابر فشار دوستان استفاده مي شود . در حال حاضر استفاده از اين روش بسيار متداول شده است . همراه با روش ايجاد نگرش صنفي نسبت به موارد استفاده از آموزش مقاومت در مقابل فشار دوستان به طور 90% پاسخگو و حلال اين مشكل مي باشند .

شناسائي افراد در معرض خطر و اقدامات لازم : عوامل شخصيتي مختلفي با مصرف مواد در نوجوانان ارتباط دارند . از ميان بروز برخي از صفات بيشتر نشان دهنده احتمال اعتياد فرد در آينده مي باشد . به طور كلي فردي را به تصوير مي كشد كه با ارزشها يا سازگارهاي اجتماعي پيوندي ندارند . اين صفات عبارتند از :

1) كمبود اعتماد به نفس 2) طغيان گري 3) عدم پذيرش ارزشهاي سنتي 4) تمايل شديد به كسب هيجان 5) تمايل شديد به انحراف 6) مقاومت در برابر قدرت 7) نياز شديد به استقلال 8) احساس عدم كنترل بر زندگي خود 

علاوه بر موارد فوق شواهد مختلفي از استعداد ارثي ابتلاء به اعتياد نيز وجود دارد . برخي از اوقات فرد هنگام روبرو شدن با استرس هاي گوناگون در معرض سوء مصرف مواد مخدر قرار مي گيرد ، اين استرس شامل حوادث مهم زندگي و مشكلات روزمره مي باشد .

تعريف استرس : استرس يك فشار بيروني است و ناخواسته كه فرد را در موقعيتي ناخواسته قرار مي دهد و فرد را به واكنش وا مي دارد .

2) فعاليت هاي پيشگيري متمركز بر آموزش و آگاه سازي والدين : كودكان بيش از همه از والدين خود تاثير مي پذيرند . آگاه سازي والدين يكي از مهم ترين بخش هاي موثر در هر برنامه پيشگيري از اعتياد مي باشد . برخلاف نوجوانان كه معمولاً شيوه مصرف را بيش از حد واقعي آن فرض مي كنند مطالعات مختلف نشان داده است كه همواره والدين ميزان شيوع سوء مصرف مواد را كمتر از ميزان واقعي آن تخمين مي زنند و در نتيجه خطر آن را احساس نمي كنند و اغلب باور ندارند كه اين مشكل براي فرزندان آنها ممكن است نيز پيش بيايد ، در ابتدا والدين بايد از خطر اعتياد آگاه شده و در مورد پيشگيري از آن احساس مسئوليت نمايند . اين آگاه سازي مي بايد به طور مكرر از راههاي مختلف مانند خواندن كتاب ، جزوه ، روزنامه ، شركت در جلسات مشاوره سمينار و پيوستن به تشكيلات والدين انجام مي شود .

آگاه سازي والدين شامل ابعاد مختلف مي باشد كه به آنها اشاره مي شود :

1) آموزش اطلاعات لازم در مورد مواد 2) آموزش مهارت هاي لازم براي ساختن پيوندهاي قوي خانواده 3) برقراري ارتباط صميمانه با كودكان 4) بالا بردن اعتماد به نفس 5) ايجاد سيستم ارزشي قوي 6) آموزش الگوي خوب بودن 7) تشويق فعاليت هاي سالم و خلاق .

ارائه شده توسط استاد ارجمند جناب آقاي فروزش
به اهتمام سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, پيشگيري
[ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ] [ 16:53 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]



تقسيم بندي مربوط به مواد مخدر در ايران به سه دوره تقسيم مي شود :
1) قبل از پهلوي اول يعني زمان قاجاريه يا صفويه كه بيشتر حمايتي و كنترلي است .
2) دوران پهلوي كه كنترلي ، پيشگيرانه و بازدارنده است .
3) دوران جمهوري اسلامي كه بازدارنده ، كوبنده ، از بين برنده و كنترلي است .

تعريف جرم : فعل يا ترك فعلي است كه به موجب قانون براي آن مجازات يا اقدامات تاميني و تربيتي قائل شوند . مثل اخذ مال ديگري با رضايت و سوء استفاده از آن ( كلاهبرداري ) يا ندادن نفقه ، عدم درمان صحيح توسط پزشك.

قانون : مجموعه لوايح و مقرراتي كه توسط مجلس پس از گذراندن مراحلي تائيد و براي اجراء به قوه مجريه سپرده مي شود .

انواع مجازات در قانون :

1) قصاص 2) ديات 3) تعزيرات 4) حدود 5) اقدامات تاميني و تربيتي

قصاص : مقدار آن توسط شارع معين و مشخص مي شود مثل كشتن در مقابل كشتن

ديات : مالي است كه شارع در قبال قطع عضو يا لطمات و صمدمات روحي و جسمي معين مي كند و آنرا ساري و جاري مي كند .

تعزير : مجازاتي است كه از طرف شارع مشخص و معين مي گردد و داراي حداقل و حداكثر است و براساس شرايط متهم نحوه اجراي جرم و شرايط محيطي و فيزيكي تغيير مي كند . مثل كسي سرقت مي كند و حكم آن بين دوماه و شش ماه حد تعزيري مي باشد .

حرز : مكاني براي نگهداري اموال و سارق براي سرقت آن بايد آن را بشكند مثل صندوق ، جيب و...

حدود : ريشه آن از آهنگري و زندان باني مي باشد و مجازات جرمي است كه مقدار آن ثابت است و قاضي يا شارع نمي تواند مقدار آن را كم يا زياد كند مثل زنا .

اقدامات تاميني و تربيتي :

مجموعه مجازاتهاي تكميلي اند و حالت بازدارنده اند . معمولاً لغو امتياز ، اجبار شخص براي حضور در يك مكان يا ترك آن از عوامل اقدامات تاميني و تربيتي محسوب مي شود .

قوانين مبارزه با مواد مخدر :

قانون 1) :  قانون تحديد

از سال 1289 هجري شمسي مطابق با 1910 ميلادي اولين قانون راجع به مواد مخدر بنام قانون تحديد ترياك تصويب شد ( اواخر دوره قاجار ) از تاريخ وضع اين قانون از هر مثقال ترياك ماليده سيصد دينار ماليات دريافت مي شد . به موجب ماده 12 اين قانون جهت جلوگيري از استعمال شيره اولاً در تمام كشور سوخته هاي ترياك به مامورين وزارت ماليه تسليم مي شد تا آنها را ضبط و فقط به عنوان حق الزحمه براي هر مثقال 3 شاهي به كساني كه سوخته را به مامورين تسليم مي نمودند داده مي شد و هر گاه كسي از تسليم سوخته امتناع و يا مخفي مي نمود سوخته او ضبط و با حضور همان شخص از بين مي رفت ثانياً مامورين مذبور در هر نقطه اسامي اشخاص شيره اي را با مقدار شيره مصرفي معين نموده و سوخته ضبط شده به قدر ضرورت شيره تهيه كرده و به آن اشخاص مي دادند و در قبال هر مثقال سوخته 3 عباسي حق الزحمه دريافت مي داشتند و در آخر سال آنچه باقي مي ماند به اطلاع وزارت ماليه تحويل و امحاء مي شد .

ترياك ماليده : ترياكي است كه كيالي شده و پس از ورز دادن و گرفته شدن آب آن قابل استفاده مي باشد .

قانون 2) :  قانون انحصار دولتي ترياك مصوب 2 تيرماه 1307

به موجب اين قانون كليه معاملات ، نگهداري ، انبار كردن ، حمل و نقل و صدور ترياك و شيره و چونه اعم از مصرف داخلي و خارجي به انحصار دولت درآمده مطابق ماده 10 اين قانون مقرر شد وزارت ماليه سوخته ترياك در هر جا و نزد هركس كه باشد آن را جمع و ضبط نمايد و در ازاي هر مثقال يكصد دينار به صاحب مال ارائه نمايد

چونه : شكل ترياك ماليده قبل از بسته بندي است ( ترياك آماده بسته بندي )

قانون منع كشت خشخاش و استعمال ترياك مصوب 11/7/1334

به موجب اين قانون كشت خشخاش و تهيه مواد افيوني و استفاده از اماكن عمومي براي استعمال مواد مذبور و ساختن آلات و ادوات مربوط به آن در سراسر كشور ممنوع گرديد . برابر ماده 2 قانون مذكور به معتادان افيوني مهلت داده شد تا خود را براي ترك به مراكزي كه وزارت بهداري اعلام مي كند معرفي نمايد و سازماني مستقل با عنوان سازمان منع كشت خشخاش و مبارزه با استعمال و قاچاق مواد افيوني تشكيل شد .

لايحه شوراي انقلاب براي خريد صد تن ترياك از افغانستان در سال 1358

با پيروزي انقلاب اسلامي و روي دست ماندن 175 هزار نفر از معتادان رسمي كارت دار ، مقامات دولت موقت در كار ترياك فروشي با اشكالات عمده مواجه شدند تا اين كه در تاريخ 6/11/58 شوراي انقلاب لايحه اي را به تصويب رساند كه به موجب آن به وزارت كشاورزي اجازه داده شد يكصد تن ترياك خالص توسط سازمان معاملات ترياك از كشور افغانستان خريداري نمايد . اين ترياك براي تأمين ترياك مورد نياز بيماران معتادي بود كه براي آنان كارت و كوپن مجاز از طرف وزارت بهداري صادر شده و بايد به دست مصرف كننده برسد . با توجه به حجم بالاي نياز و عدم در اختيار داشتن مواد سياست ناخالص كردن ترياك از همين زمان آغاز گرديد .

نكات مربوط به لايحه فوق :

1) ايران در كشت ترياك كمتر از افغانستان بوده و بيشتر ترانزيت ميگرديد
2) مصرف كننده بيشتر از توليد كننده است پس ايران مصرف كننده بوده است .

لايحه قانوني تشديد مجازات مرتكبين جرايم مواد مخدر :

اين لايحه از نخستين موارد قانوني جدي عليه مواد مخدر بوده كه در تاريخ 19/3/1359 در بيست و پنج ماده و ده تبصره به تصويب رسيد . مطابق اين لايحه كسي كه به كشت خشخاش مبادرت مي ورزيد علاوه بر امحاي كشت در ابتدا به جريمه نقدي از 3 تا 15 سال زندان و در صورت تكرار جرم به اعدام محكوم مي شد و همچنين اخفاي بيش از يك كيلوگرم ترياك و ساير مواد افيوني بيش از 5 گرم مرفين ، كوكائين و هروئين به مجازات اعدام محكوم مي شدند . سهميه ترياك معتادان لغو به دوره اي به مدت شش ماه به عنوان ترك اعتياد مقرر شد در پايان شهريو 59 بازگيري معتادان سهميه بگير كه بر عهده درمانگاههاي عامل توزيع و كنترل سهميه ترياك بود به اتمام رسيد و از آن پس اعتياد جرم و معتاد مجرم شناخته شد .

قانون اصلاحيه مبارزه با مواد مخدر :

پس از پايان يافتن دوران 8 سال دفاع مقدس مجمع تشخيص مصلحت در تاريخ 3/8/67 قانون مبارزه با مواد مخدر به تصويب رساند اين قانون با شدت درتوزيع و پخش مواد مخدر و از بين بردن كانونهاي نشر مواد مخدر فعاليت نمود به نوعي كه توزيع مواد مخدر را از 90% به 27% كاهش داد . به دليل تحول جامعه ورود مواد مخدر مصنوعي و تفاوت نياز به مصرف قانون سال 67 در تاريخ 17/8/67 بازنگري و كاملترين قانون با عنوان قانون اصلاحيه مبارزه با مواد مخدر تدوين گرديد . اين قانون مشتمل بر 42 ماده و 25 تبصره در اجراي بند 8 اصل 110 قانون اساسي تدوين گرديد .

اصل 110 قانون اساسي عنوان مي كند كه اختيارات رهبري را درخصوص مبارزه با مواد مخدر به نيروي انتظامي تفويض مي نمايد و وظيفه اجراي مصوب شده را برعهده نيروي انتظامي گذاشته است

مواد قانوني ، قانون اصلاح مبارزه با مواد مخدر سال 1376:

ماده اول :

اعمال زير جرم است و مرتكب به مجازات هاي مقرب در اين قانن محكوم مي شود .

1) كشت خشخاش و كوكامطلقاً و كشت شاه دانه به منظور توليد مواد مخدر . 2) وارد كردن ، ارسال ، صادر كردن ، توليد و ساخت انواع مواد مخدر . 3) نگهداري ، حمل ، خريد ، توزيع ، اخفاء ، ترانزيت ، عرضه و فروش مواد مخدر . 4) داير كردن و اداره كردن مكان براي استعمال مواد مخدر مانند شيركش خانه . 5) استعمال مواد مخدر به هر شكل و طريق مگر در مواردي كه قانون مستثني كرده است مانند مرفين در درمان درد . 6) توليد ، ساخت ، خريد ، فروش نگهداري آلات و ادوات و ابزار مربوط به ساخت و استعمال مواد مخدر . 7) قرار دادن و يا پنهان نمودن متهمين و محكومين كه تحت تعقيب مي باشند و يا دستگير شده اند . 8) امحاء و يا اخفاء عدله جرم مجرمان . 9) قراردادن مواد مخدر يا آلات و ادوات استعمال در محلي به قصد متهم كردن ديگري .

ماده دوم : هر كس مبادرت به كشت خشخاش و يا كوكا نمايد و يا براي توليد مواد مخدر به كشت شاه دانه بپردازد علاوه بر امحاء ، كشت بر حسب ميزان كشت به شرح ذيل مجازات مي گردد .

1) بار اول 10 تا 100 ميليون ريال جريمه نقدي . 2) بار دوم 50 تا 500 ميليون ريال جريمه نقدي و يا 30 تا 70 ضربه شلاق ( تعزيري ) 3) 100 ميليون تا يك ميليارد ريال جريمه نقدي و يك تا 70 ضربه شلاق و 2 تا 5 سال حبس (نوعي مجازات حد) 4) اعدام

تبصره : هر گاه ثابت شود كشت خشخاش يا كوكا يا شاه دانه به دستور مال و يا مستأجر ملك و يا قائم مقام قانوني آنها صورت گرفته است . شخص دستور دهنده كه سبب بوده است به شرط آنكه اقوي از مباشر باشد به مجازاتهاي مقرر در اين ماده محكوم مي شود و مباشر كه متصدي كشت بوده است به 10 تا 30 ميليون ريال جريمه نقدي و 15 تا 40 ضربه شلاق محكوم خواهد شود

اقوي از مباشر : يعني كسي خود در صحنه جرم وجود ندارد ولي اسباب و الوازم و ادوات مجرمانه و شرايط تسهيل فعل مجرمانه را محياء مي كند كه به آن سبب يا مسبب مي گويند . در حقيقت كسي كه به دستور ديگري كار مجرمانه را انجام مي دهد مباشر مي گويند پس اقواي از مباشر يعني اول سبب مورد مجازات قرار گرفته و بعد مباشر مجازات مي شود .

ماده سوم :

هر كس برز يا گرز خشخاش و يا بذر و يا برگ كوكا و يا بذر شاهدانه را مخفي نمايد به يك ميليون ريال جريمه نقدي و يك تا 70 ضربه شلاق محكوم خواهد شد و در مورد بذر شاهدانه ( حشيش) به قصد توليد مواد مخدر ، بايد احراز گردد .

ماده چهارم :

هر كس بنگ ، چرس ، گراس ، ترياك ، شيره ، سوخته و يا تفاله ترياك را به هر نحوي به كشور وارد و يا به هر طريقي صادر و ارسال نمايد و يا مبادرت به توليد ، ساخت ، توزيع و يا فروش نمايد با رعايت تناسب و با توجه به مقدار مواد مذكور به مجازتهاي ذيل محكوم مي شود .

1) تا 50 گرم : چهار ميليون ريال جريمه نقدي و 50 ضربه شلاق

2) بيش از 50 تا 500 گرم از چهار ميليون تا 50 ميليون ريال جريمه نقدي و 20 تا 74 ضربه شلاق و در صورتي كه دادگاه لازم بداند تا 3 سال حبس

3) بيش از 500 گرم تا 5 كيلو گرم از 50 ميليون ريال تا 200 ميليون ريال جريمه نقدي و 50 تا 74 ضربه شلاق و 3 تا 15 سال حبس .

4) بيش از 5 كيلو گرم اعدام و مصادره اموال به استثناء مستثني هاي دين ( هزينه تامين زندگي متعارف مانند خورد و خوراك ، لوازم اوليه زندگي )

ماده پنجم :

هر كس ترياك و ديگر مواد مذكور در ماده 4  را خريداري ، نگهداري، مخفي و يا حمل نمايد با رعايت تناسب و با توجه به مقدار مواد و تبصره ذيل همين ماده به مجازاتهاي ذيل محكوم مي شود .

الف) تا 50 گرم ، ۳ ميليون ريال جريمه و 50 ضربه شلاق .

ب) بيش از 50 گرم تا 500 گرم 5 تا 15 ميليون ريال جريمه و 10 الي 74 ضربه شلاق .

ج) بيش از 500 گرم تا 5 كيلو 15 ميليون ريال جريمه نقدي و 40 تا 74 ضربه شلاق و 2 تا 5 سال حبس .

د) بيش از 5 كيلو گرم تا 20 كيلو گرم 60 تا 200  ميليون ريال جريمه نقدي و 50 تا 74 ضربه شلاق و 5 تا 10 سال حبس و در صورت تكرار براي بار دوم علاوه بر مجازاتهاي مذكور به جاي جريمه مصادره اموال به استثناي مستثني هاي دين و براي بار سوام اعدام مي باشد .

ماده هشتم :

هر كس هروئين ، مرفين ، كوكائين و ديگر مشتقات شيميايي مرفين را وارد كشور بكند يا مبادرت به ساخت ، توليد ، توزيع ، صدور و خريد و فروش نمايد يا در معرض فروش قرار دهد و يا نگهداري ، مخفي يا حمل كند با رعايت تناسب و با توجه به ميزان مواد به شرح ذيل مجازات خواهد شد :

1) تا 5 سانتي گرم از 500 هزار ريال تا يك ميليون ريال جريمه نقدي و بيست تا 50 ضربه شلاق .

2) بيش از 5 سانتي گرم تا يك گرم از 2 ميليون تا 6 ميليون ريال جريمه نقدي و 30 تا 70 ضربه شلاق .

3) بيش از يك گرم تا 4 گرم از هشت ميليون ريال تا بيست ميليون ريال جريمه نقدي و 2 تا 5 سال حبس و 30 تا 70 ضربه شلاق .

4) بيش از 4 گرم تا 15 گرم از بيست ميليون ريال تا 40 ميليون ريال جريمه نقدي و 5 تا 8 سال حبس و 30 تا 70 ضربه شلاق .

5) بيش از 15 گرم تا 30 گرم از 40 ميليون تا 600 ميليون ريال جريمه نقدي ، 10 تا 15 سال حبس و 30 تا 74 ضربه شلاق .

6) بيش از 30 گرم اعدام ، مصادره اموال به استثناء مستثنيات دين ( تأمين هزينه زندگي متعارف)

تبصره يك : هر گاه محرز شود موضوع بند6 براي بار اول مرتكب اين جرم شده و موفق به توزيع يا فروش آن نشده در صورتي كه ميزان مواد بيش از يكصد گرم نباشد بجاي اعدام حبس ابد و مصادره اموال به استثناء هزينه متعارف زندگي محكوم خواهد شد .

* تبصره دو : در كليه موارد چنانچه متهم از كاركنان دولت يا شركتهاي دولتي يا شركت هاي وابسته به دولت باشد علاوه بر مجازات هاي مذكور به انفصال دائم از خدمات دولتي نيز محكوم خواهد شد .

ماده نهم :

هر كس مواد مخدر را به داخل زندان يا بازداشتگاه يا اردوگاه بازپروري و نگهداري معتادان وارد نمايد حسب مورد ( مقدار مواد مخدر ) به اشد مجازات هاي ذكر شده در ماده 8 محكوم مي گردد . در صورتي كه مرتكب از ماموران دولت باشد به انفصال دائم از مشاغل دولتي نيز محكوم مي شود .

ماده دهم :

هر گاه كسي واحد صنعتي ، تجاري ، خدماتي يا واحد مسكوني براي انبار كردن ، توليد كردن و توزيع مواد مخدر در اختيار كسي قرار دهد . نوع اجاره و يا معامله به طور كلي باطل و شخص اجاره دهنده با مالك به عنوان معاونت در توزيع ، نگهداري و يا توليد مواد مخدر به حبس از 6 ماه تا 18 ماه محكوم و واحد مسكوني مصادره و از يد او خارج مي گردد .

ماده يازدهم :

اعتياد جرم است ولي به كليه معتادان اجازه داده مي شود به مراكز مجازي كه از طرف وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي مشخص مي گردد مراجعه و نسبت به درمان و بازپروري خود اقدام نمايند .

تبصره 1) : معتادان مذكور در طول مدت درمان و بازپروري از تعقيب كيفري جرم اعتياد معاف مي باشند .

تبصره 2) هزينه هاي تشخيص درمان ، دارو و بازپروري توسط شخص معتاد براساس تعرفه هاي مصوب به واحدهاي ذيربط پرداخت مي شود و هزينه هاي مربوط به معتادان بي بضاعت هر ساله توسط دولت تأمين خواهد شد .

تبصره 3) : دولت مكلف است براي احياء و ايجاد اردوگاههاي بازپروري معتادين به مواد مخدر اقدام لازم را بعمل آورد .

ماده دوازدهم :

هر كس آلات و ادوات مخصوص توليد يا استعمال مواد مخدر را وارد كند ، بسازد ، خريد و يا فروش كند علاوه بر ضبط آنها به يك ميليون تا پنج ميليون ريال جزاي نقدي و 10 تا 50 ضربه شلاق محكوم مي شود . مرتكبين نگهداري ، اخفاء يا حمل آلات و ادوات استعمال مواد مخدر علاوه بر ضبط آنها به ازاء هرعدد 100 تا 500 هزار ريال جزاي نقدي يا 5 تا 20 ضربه شلاق محكوم مي شوند.

تبصره : عتايق از مشمول اين ماده مستثني مي باشند .

ماده سيزدهم :

هر كس متهم موضوع اين قانون ( قانون مبارزه با مواد مخدر) را كه تحت تعقيب يا در حين دستگيري است عالماً و عامداً پناده يا فرار دهد ، يا در پناه دادن و فرار دادن او همكاري كند . در هر مورد به يك پنجم تا يك دوم مجازت جرمي كه متهم به آن را فرار يا پناده داده است محكوم مي شود . در مورد حبس ابد و اعدام مرتكب به ترتيب به 4 تا 10 سال حبس و 10 تا 15 سال حبس و از 30 تا 74 ضربه شلاق محكوم مي شود .

تبصره 1) : مجازات نزديكان درجه يك متهم در هر حال بيش از يك دهم مجازت متهم اصلي نخواهد بود ( بدليل حس نزديكان درجه يك كه به متهم دارند )

تبصره 2) در صورتي كه مرتكب از مأموران نظامي يا انتظامي يا ماموران قضائي و زندان باشد علاوه بر مجازاتهاي فوق از خدمت دولتي نيز منفصل مي شود .

ماده چهاردهم :

هر كس متهم موضوع اين قانون را پس از دستگيري و نيز محكوم موضوع اين قانون را پناه يا فرار دهد و يا در فرار آنها همكاري يا مشاركت نمايد به نصف مجازات متهم يا محكوم خواهد شد . در مورد حبس ابد يا اعدام مرتكب به ترتيب به 10 سال و 20 سال و از 30 تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهد شد.

تبصره : در صورتي كه مرتكب از ماموران انتظامي و امنيتي و يا ماموران زندان و يا قضايي باشد به مجازات متهم يا مجرم اصلي و نيز انفصال از خدمات دولتي محكوم مي شود به استثناي مورد اعدام كه مجازات مامور 25 سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتي خواهد بود .

ماده پانزدهم و شانزدهم :

كليه اموالي كه از راه قاچاق مواد مخدر تحصيل و نيز اموال متهمان فراري موضوع اين قانون در صورت وجود ادله براي مصادره به نفع دولت ضبط و از يد اختيار مالك خارج مي گردد .

تبصره : وسايل نقليه اي كه در درگيري مسلحانه از قاچاقچيان مواد مخدر بدست مي آيد دادگاه آن را به نفع سازمان عمل كننده ضبط مي كند و وسايل نقليه اي كه حامل مواد مخدر شناخته مي شدند به نفع دولت ضبط و با تصويب ستاد مبارزه با مواد مخدر در اختيار سازمان كاشف قرار مي گيرد و چنانچه حمل مواد مخدر بدون اذن و اطلاع مالك وسيله نقليه صورت گرفته باشد وسيله نقليه به نفع مالك مسترد مي شود .

كليه افرادي كه به هر نحو اقدام به ساخت يا تعبيه يا جاسازي جهت حمل مواد مخدر در وسايل نقليه مي نمايند در صورت وقوع جرم بعنوان معاون در جرم و در غير آن از 3 ماه تا 6 ماه حبس و حسب مورد از 10 ميليون ريال تا 50 ميليون ريال جريمه نقدي محكوم مي شوند .

ماده هفدهم :

به منظور پيشگيري از اعتياد و مبارزه با قاچاق مواد مخدر از هر قبيلي اعم از توليد ، توزيع ، خريد ، فروش و استعمال آن و نيز موارد ديگري كه در اين قانون ذكر شده است ستادي به رياست رئيس جمهور تشكيل و كليه عمليات اجرائي و قضائي در برنامه هاي پيشگيري و آموزش عمومي و تبليغ عليه مواد مخدر در اين ستاد متمركز مي باشد .

اعضاي اين ستاد عبارتند از :

1) رئيس جمهور 2) دادستان كل كشور 3) وزير كشور 4) وزير اطلاعات 5) وزير بهداشت 6) وزير آموزش و پرورش 7) رئيس سازمان صدا و سيما 8) فرمانده نيروي انتظامي 9) سرپرست دادگاه انقلاب 10) سرپرست سازمان زندانها 11) فرمانده نيروي مقاومت بسيج 12) وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي

ارائه شده توسط استاد ارجمند جناب آقاي فروزش
به اهتمام سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: قوانين مواد مخدر, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ] [ 16:45 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

در قرآن كريم مطلبي در رابطه با حرام بودن مصرف مواد مخدر بيان نگرديده است . این که چرا در قرآن حرام بودن تریاک مطرح نشده ، اين است كه در آن زمان هرویین و تریاک و حشیش و غیره نبود و اگر چیزی به نام تریاق وجود داشت، به عنوان پادزهر دارویی بود. اگر به این شکل امروزی وجود داشت ، قطعاً اسلام آن را حرام می‌‌ کرد . طبیعی است از انسان عاقل انتظار نمی رود که علیه سلامتی اش اقدام کند و به بدنش آسیب وارد کند چه آسیب به شکلی باشد که بدن مجروح شود و یا به شکلی باشد که منجر به مرگ شود. در قانون اسلامی نیز مسلمانان از آسیب رساندن به خود و دیگران منع شده اند و می دانیم مصداق کامل و بارز آسیب رساندن انسان به خودش، اقدام به خودکشی است و آن بالاترین آسیب ها می باشد.

ليكن مواردي كه در قرآن با توجه به مطالب قيد شده اشاره گرديده است كه براي نمونه مي توان به آيه هاي ذيل اشاره نمود .

الف ) لا تُلْقُوا بِأَيْديکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ ( آيه 195 سوره بقره )

ترجمه :
خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید ، و نیکی کنید که بی تردید خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

ب ) لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحيماً (آيه 29 سوره نساء )

ترجمه :
خودکشی نکنید و همدیگر را نکشید ، و خود را به هلاکت گناه نیفکنید که همانا خداوند همواره به شما مهربان است .

نظر حضرت رسول اكرم (ص) در خصوص حرام بودن مصرف مواد مخدر

قال رسول الله (ص) : حَرام عَلي اُمَتي كُلُ مُفتِر وَ مُخَدِر

كل سستي آورها ومخدرها بر امت من حرام است  (كتاب الضاروالنافع)

نظر علماء در خصوص حرام بودن مصرف مواد مخدر

الف ) شیخ مفید (متوفی 413 ه . ق) نخستین کسی است که از بنگ و سکرآور بودن آن سخن گفته و بعد از او هم علمای دیگر مطالبی درباره مواد سکرآور و مخدر در کلمات خود دارند .
 
ب ) شیخ بهائی (متوفی 1031 ه . ق) می نویسد: «خوردن بنگ حرام است .»

نظر فقهاء در خصوص حرام بودن مصرف مواد مخدر

علاوه بر موارد قيد شده در توضيح المسائل فقهاء كه براي تمام عموم مردم آزاد و در دسترس مي باشد از حضرات آیات عظام استفتائاتی خاص در خصوص مصرف مواد مخدر شده و فتاوای آنان دال بر حرام بودن خرید، فروش و اعتیاد به مواد مخدر است .
 
به عنوان نمونه به استفتاء برخي از آيات عظام كه طي سئوال ذيل مطرح گرديده و حضرات آيات اينگونه پاسخ داده اند :
سؤال:
استعمال مواد مخدر از قبیل بنگ، حشیش، تریاک، هروئین، مرفین، ماری جوانا و . . . به صورتهای گوناگون (خوردن، آشامیدن، دود کردن، تزریق، شیاف) چه حکمی دارد؟

حضرت امام خميني (ره): هروئین حرام است و ارتزاق به آن جایز نیست واعتیاد به تریاك جایز نیست و معتاد در صورت عدم لزوم ضرر (یعنى اگر ضرر نداشته باشد) باید آن را ترك كند و خرید و فروش یا كشت منوط است به مقررات دولت اسلامى و تخلف جایز نیست ، (استفتاآت، ج 2، ص 35 الى 37 )

توصيه امام خميني در خصوص مواد مخدر : «این هم (مواد مخدر) یک توطئه است که قدرتهای بزرگ به این وسیله به ما ضربه می زنند .»

حضرت امام خامنه اي (مد ظله العالي) : استعمال مواد مخدر و استفاده از آنها مطلقا حرام است ، به خاطر ضررهاى فردى و اجتماعى كه بر آنها مترتب است و به همین جهت خرید و فروش و حمل و نقل و نگهدارى آنها هم حرام است ، مگر در مورد معالجه مرض آن هم به تشخیص پزشك حاذق و مورد اعتماد كه در این مورد استعمال آن به مقدار ضرورت اشكال ندارد ،( اجوبة‏الاستفتاآت، ج 2، س 324 و 325 )

توصيه مقام معظم رهبري در خصوص مواد مخدر :
«غرق کردن نسل جوان در فسادهای گوناگون و اعتیاد به مواد مخدر و سکرآور یک سیاست پیاده شده استعمار و استکبار است .»

حضرت آیت ‏اللّه‏ مكارم شیرازى: استفاده از مواد مخدر براى هیچ كس جایز نیست؛ مگر این كه اگر كسى بخواهد آن را ترك كند جانش به خطر بیفتد. هم‏چنین معامله (یعنى خرید و فروش) این مواد باطل است ، ( استفتاآت، ص 155 )

توصيه حضرت آیت ‏اللّه‏ مكارم شیرازى در خصوص مواد مخدر : «به عقیده بنده مهمترین راه مبارزه با مواد مخدر مبارزه فرهنگی است; یعنی اگر ابعاد و آثارش را از طریق مختلف نشان بدهند و جامعه آگاهی پیدا کند بسیاری از مواد مخدر فاصله می گیرند . اگر از طرق مختلف آموزش داده شود و سطح فرهنگ مخصوصا نسل جوان بالا برود درباره مواد مخدر و بدانند بلائی است که وقتی انسان گرفتارش بشود نجات از آن بسیار مشکل است، من معتقدم که تا حد بسیار زیادی ما جلو این کار را می توانیم بگیریم و موفق خواهیم شد .»

حضرت آیة الله العظمی بهجت : مصرف هروئین و نظیر آن حرام است و آنچه در ارتباط با آن است حکم خود را دارد و خرید و فروش آن هم جایز نیست و اعتیاد به تریاک جایز نیست و مقدمات آن هم جایز نیست و احتراز لازم است .

توصيه حضرت آیة الله العظمی بهجت در خصوص مواد مخدر : «شکی نیست که مصرف مواد مخدر حرام است، ضرر مرض آور است، نمی شود بگوئیم که حرام نیست، تریاک کشی هم همینطور است . . . چه ضرری! که هم در مال و هم در بدن و در همه چیز است . این را همه می دانند که اضرار حرام است، شما می توانید از همه علماء که واسط بین ما و اعلاء علیین هستند سؤال کنید . این اشتباه محض است که بعضی فکر می کنند اینها (مصرف مواد مخدر) لذایذ است .»

حضرت آیة الله العظمی فاضل لنكرانى: استعمال مواد مخدر و خرید و فروش آنها حرام است و استعمال دخانیات نیز اگر زمینه اعتیاد را ایجاد كند حرام است و معتاد در صورت عدم ضرر باید آن را ترك كند و خرید و فروش یا كشت منوط است به مقررات دولت اسلامى و تخلف جایز نیست ، (جامع‏المسائل، ص 249 – 250)

توصيه حضرت آیة الله العظمی فاضل لنکرانی در خصوص مواد مخدر : «من اتفاقا شخصا خودم نسبت به این مسئله مواد مخدر یک حساسیتی دارم، برای اینکه ملاحظه می کنم افرادی که گرفتار این مسئله هستند، حالا بر طبق آنچه من تشخیص دادم، اینها یا به طور کلی از انسانیت منحرف شدند و دیگر نمی شود کلمه انسان را بر ایشان اطلاق کرد و یا حداقل تا حدی از انسانیت منحرف شده اند . انسان نمی تواند با مواد مخدر ارتباط داشته باشد، برای اینکه این مستلزم خروج از انسانیت است یا به نحو مطلق یا فی الجمله و عملا هم ما این معنا را می بینیم . باید سازمان تبلیغات ما یکی از مسائلی را که به مبلغین تاکید می کند مسئله مواد مخدر و مبارزه با آن باشد، اینها صحبت کنند در مجالسی که متناسب است و ضررهای دنیوی و اخروی استفاده از مواد مخدر را بیان کنند، اکتفا نکنید به مسئله رادیو و تلویزیون . . . .»

حضرت آیة الله العظمی نوري همداني  :  از آنجا که مضرات مواد مخدر این بلای خانمانسوز از همه جهت روشن و واضح است، لذا حمل و نقل، خرید و فروش و تولید و توزیع آن به هر شکل که باشد مانند مصرف نمودن آن حرام است و ترک اعتیاد نیز لازم است و باید مبلغین محترم و کلیه کسانی که با توفیق خداوند در راه ارشاد و هدایت جامعه گام برمی دارند مردم جامعه را از مضرات این بلای بزرگ آگاه نمایند .

توصيه حضرت آیة الله العظمی نوري همداني در خصوص مواد مخدر : در قرآن كريم هست هر چيزي كه براي بدن مضر باشدحرام است اين فرهنگ بايد در جامعه جا بيافتد كه چيزي كه مضر است حرام است ومواد مخدر براي بدن مضر است.

حضرت آیة الله العظمی ميرزا هاشم عاملي : اعتیاد به مواد مخدر حرام است و بر مسلمانان واجب است که از این مواد خانمانسوز دوری نمایند .

 حضرت آیة الله العظمی اراكي : استعمال به نحو مذکور اضرار به نفس است و حرام می باشد .

حضرت آیة الله العظمی تبريزي : اعتیاد به مواد مخدر مزبوره که نوعا آفت اجتماعی دارند جایز نیست .

حضرت آیة الله العظمی وحيد خراساني : باید با این جوان (معتاد) مثل پدری با فرزند مریض معامله کنیم، به لطف، به عنایت، به نصیحت، ممکن نیست عوض نشود و از آن چیزها (مواد مخدر) منعش کنیم و نگذاریم به او برسد، وسایل علاجش را فراهم کنیم . اگر چنانچه این راهها طی شود، سال دیگر تعداد معتادان کمتر می شود، منتهی همه باید دست به دست هم بدهیم، این یک کاری است که تنها از دست یک گروه برنمی آید . مثل آتشی است که به یک شهر افتاده، آن وقت یک عده برای خاموش کردن آتش کافی نیستند، همه باید کمک کنند .

حضرت آیة الله مشكيني : براي ما فرق نمي كندخريدن يا فروختن يا استعمال همه اش حرام است ... فتوائي كه در زمان طاغوت دربارة ترياك از مرحوم آيت ا... العظمي حاج ابوالحسن اصفهاني رسيده، ايشان نوشته اند افيون حرام است  حرام .  

بنا به گفته حضرت آیة الله العظمی بهجت حضرت آيت ا... بروجردي (ره) هم فتواي به حرام بودن مواد مخدر دادند .

ايشان فرموده اند : مصرف هروئين و نظير آن حرام است .

اين بود گزيده اي از بيانات و فتاواي مراجع معظم تقليد و علما در خصوص بحث حرام بودن مصرف مواد مخدر و يا كاشت ، خريد ، فروش و ...

از خوانندگان اين مطلب تقاضا مي شود در خصوص اينكه چرا با وجود اين همه فتواي فقها و دستورات مؤكد قرآن و حضرت رسول تعداد كثيري از مردم اقدام به مصرف مواد مخدر مي نمايند خواهشمند است در قسمت نظرات ارائه نظر فرمائيد .           

                                                                                        با تشكر سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: قرآن, مراجع تقليد, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 7:18 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

مقدمه : انسان در فرايند جامعه پذيري از طريق كنشهاي متقابل اجتماعي شيوه راه رفتن و گفتن را  مي آموزد و به تدريج به كسب تجربه هاي مختلف مي پردازد .
در واقع جامعه پذيري كيفيتي است كه در نتيجه آن آدمي شيوه هاي زندگي درجامعه را ياد مي گيرد ؛ شخصيتي كسب مي كند و آمادگي آنرا مي يابد تا به عنوان عضو رسمي جامعه شناخته گردد . در اين ميان ، كارگزاران جامعه پذيري ، نهادهاي اجتماعي و ديگر وضعيت هاي ساختاري كه جامعه پذيري بويژه در سالهاي نخستين زندگي در آنها رخ مي دهد ، داراي بيشترين اهميت هستند . در جامعه هاي نوين خانواده ، مدرسه ، گروه همسالان و رسانه هاي گروهي به واسطه قدرت و تأثير پيوسته اي كه در كژرفتاري ها دارند ، از اهميت ويژه اي برخوردارند .
 

خانواده :
خانواده از مهمترين نهادهاي اجتماعي موجود در جوامع انساني است و از نظر تكوين شخصيت داراي آثار وسيعي است بحثي كه در اينجا از خانواده مطرح مي شود از ديدگاه ارتباطي است كه مي توانيم از لحاظ نقش آن در بروز انحرافات اجتماعي درنظر آوريم .
مبدأ ايجاد خانواده در صورت عادي خود ازدواج است . بر اثر اين رابطه است كه بتدريج محيط خانواده توسعه مي يابد و كاركردهاي متعددي پيدا مي كند . شرايط زن و شوهر از نظر سوابق فرهنگي ، اجتماعي ،‌ اقتصادي و بخصوص از نظر سلامت جسمي و رواني در دوره قبل از ازدواج آثار غير قابل ترديدي در نحوه تطابق بعدي آنان از نظر روابط زن و شوهر و نيز روابط آنان با فرزندان خواهد داشت .
مهمترين عامل از نظر رواني در محيط خانواده پرورش شخصيت فرزندان و نحوه كيفيت آن از نظر تطابق بعدي فرد در جامعه است .

مدرسه :محيط مؤسسه آموزشي در سطوح كودكستان ، دبستان‌، دبيرستان‌ و دانشگاه از عواملي است كه اثر اساسي در وضع رواني و رشد عقلي محصلين دارد . پرورش در آموزشگاه دنباله كار پرورش شخصيت در خانواده است و عوامل منفي موجود در مدرسه هم وقتي بيشتر تاثير مي كند كه در خانواده مسائلي مثل از هم گسيختگي و فقدان مهر و محبت دركار باشد . در ارتباط محصل با آموزشگاه است كه روابطي مثل محيط آموزشگاه ، رفتار محصلين با يكديگر  محيط از خانه تا مدرسه و رفتار و مناسبات معلم و شاگرد مطرح مي شود .
علماي تعليم و تربيت عقيده دارند كه آداب و رسوم ارزشهاي اجتماعي بيشتر از طريق روابط مدرسه اي به شاگردان منتقل مي شود .

گروه همسالان :پس از خانواده از گروه همسالان به عنوان دومين عامل جامعه پذيري نام برده مي شود . معمولاً كودكان متعلق به اين گروهها ازموقعيت و وضعيت نسبتاً مساوي و روابطي نزديك برخوردارند و به موازات رشد خويش زمان بيشتري را به خود اختصاص مي دهند . با افزايش نفوذ گروه همسالان ، نفوذ والدين روبه كاهش مي رود و اكثر نوجوانان ترجيح مي دهند اوقات خويش را با همسالان خود بگذرانند .
گروه همسالان بر خلاف خانواده و مدرسه كاملاً حول محور منافع و علايق اعضا قرار دارد . اعضاي اين گروه مي توانند به جستجوي روابط و موضوعهايي بپردازند كه در خانواده و مدرسه با تحريم مواجه است .

وسايل ارتباط جمعي :وسائل ارتباط جمعي به ابزاري گفته مي شود كه در يك جامعه از آن براي ابلاغ پيامها و بيان افكار و انتقال مفاهيم به ديگران استفاده مي شود .
امروزه گسترش و توسعه وسائل ارتباط جمعي به حدي است كه دوران حاضر را عصر ارتباط ناميده اند . مك لوهان دنيا را با مفهوم « دهكده اي جهاني » مي شناسد و مي گويد وسايل ارتباط جمعي داراي چنان قدرتي هستند كه مي توانند نسلي تازه در تاريخ انسان پديد آورند ، نسلي كه با نسلهاي پيشين بسيار متفاوت است .
از اثرات منفي وسايل ارتباط جمعي « معتاد شدن » به معني عام كلمه است . در بسياري از موارد انسانها چنان به رسانه ها معتاد مي شوند و بدان اعتماد مي ورزند كه در ساعات معين بدان نياز مي يابند


                                                                                                          سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: كژ رفتاري, كژ رفتاري اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 16:42 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

اعتياد :در سال 1950 سازمان ملل متحد تعريف زير را براي اعتياد به مواد مخدر ارائه كرد :اعتياد به مواد مخدر عبارتست از مسموميت تدريجي يا حادي كه به علت استعمال مداوم يك دارو اعم از طبيعي يا تركيبي ايجاد مي شود و به حال شخص و اجتماع زيان آور است .
معتاد كسي است كه در اثر مصرف مكرر و مداوم ، متكي به مواد مخدر يا دارو شده باشد يا به عبارت ديگر قرباني هر نوع وابستگي دارويي يا رواني به مواد مخدر معتاد شناخته مي شود . از نظر آسيب شناسي هر دارويي كه پس از مصرف چنان تغييراتي را در انسان بوجود آورد كه از نظر اجتماعي قابل قبول و پذيرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسيت يا واكنش نشان دهد ، آن دارو مخدر است و كسي كه چنان موادي را مصرف  مي كند معتاد شناخته مي شود .
هر كس در جامعه تا مدتي كه به سن رشد مي رسد مصرف كننده است و جامعه براي او سرمايه گذاري مي كند با اين اميد كه روزي مولد باشد ولي تا آنجا كه مي دانيم معتادين نه تنها مولد نيستند بلكه مصرف كنندگاني هستند كه ضرر اجتماعي دارند . اغلب آنها از عوامل توزيع و فروش مي شوند و روز به روز جامعه را از نيروي انساني غيرقابل كاربرد پر مي كند .

فقر :در فرهنگ لغت معين فقر به معناي درويشي ، ناداري ، تهيدستي ، تنگدستي آمده است : فقر عبارتست از عدم برخورداري از حداقل امكانات معاش و يا به تعبيري عدم برخورداري از قوت لايموت .
فقر ؛ يعني محروميت از داشتن چيزهايي كه هر يك از اعضاي جامعه حق دارند آنرا داشته اشند .
در ادبيات ملل ، فقر به معناي نداشتن امكانات اوليه رفاهي است و افرادي كه ازچنين امكاناتي محرومند فقير ناميده مي شوند .
فقر پديده اي است اجتماعي كه زائيده تفكر سياسي و شرايط زيست محيطي است . در واقع فقر حاصل نابرابريها و تبعيض هاي جديد قرن بيست يكمي ما است و نتيجة ماديگرايي و برتري حرص و ولع سرمايه داري است به گسترش تا نهايت ناشناخته .
فقر رامعمولاً برآورده نشدن نيازهاي اساسي بشر به حدكفايت تعريف كرده اند .

 انحراف جنسي و فحشاء : براي تعريف انحرافات جنسي ضابطه اي دقيق و جهاني در دست نيست و در اين زمينه جامعه شناسان ، زيست شناسان و علماي علم اخلاق با يكديگر توافق كامل و كلي ندارند .
جامعه شناسان : چنانچه روشهاي لذت يا ارضاي جنسي مورد قبول و تصويب جامعه نباشد آنرا انحراف جنسي مي دانند .
زيست شناسان : در روابط جنسي فقط به توليد مثل و بقاي نوع توجه دارند و هر گونه آميزش جنسي كه در راه نيل به اين هدف نباشد از نظر آنها انحراف جنسي محسوب خواهد شد .
از نظر اخلاقي : به هر نوع ارضاي جنسي كه مورد نكوهش قرار گيرد و بلافاصله به فرد احساس ندامت دست بدهد انحراف جنسي گفته مي شود .
از انواع انحرافات جنسي مي توان به فحشاء ، ساديسم ، مازوشيسم ، مرده پرستي ، حيوان بازي ، بچه بازي ، خودنمايي جنسي ، نظربازي ، زنا با محارم ، جنون مقاربت ، همجنس بازي و ... را نام برد .
خريد و فروش روابط جنسي را مي توان فحشا ناميد . روسپي زني است كه خودش را در اختيار ديگران قرار مي دهد به خاطر پول و براي ارضاء ميل جنسي مرد به او تسليم شود و در اين كار نه از خودحق انتخاب دارد و نه از نظر جنسي لذتي ببرد .
بعضي نظريه ها اعتقاد دارند كه نابهنجاري يا ناكافي بودن اين جامعه پذيري مي تواند اين قشر را به موجوداتي آسيب پذير در برابر فريب كاريهاي مردان بدل سازد و اين آسيب پذيري مي تواند به انواعي از كجرويهاي مرتبط با جنس از جمله روسپيگري بيانجامد .

سرقت :سرقت از با سابقه ترين جرايم بشري است كه در جامعه هاي مختلف به شيوه هاي گوناگون ديده مي شود . براي سرقت تعريف هاي متعددي ارائه شده است كه به برخي از آنها اشاره مي شود ؛
- برداشتن چيزي از ديگري بدون اطلاع و رضايت او .
- گرفتن و بردن مال و پول كسي به زور يا مكر و فريب .
- ربودن متقلبانه شئي متعلق به ديگري .
- ربودن خدعه آميز مال غير .
و بالاخره از نظر قانون سرقت تنها وقتي موجود است كه شئي موضوع جرم بدون آگاهي و برخلاف ميل صاحب آن از تصرف دارنده قانوني آن به تصرف عامل جرم درآيد‌، لازمه آن ، گرفتن ، برداشتن و كش رفتن است
.
در ايران در قانون مجازات اسلامي مصوب 1370 سرقت چنين تعريف شده است :
سرقت عبارتست از ربودن مال ديگري به طور پنهاني ، علت ارتكاب سرقت را  جرم شناسان و روانشناسان و جامعه شناسان مورد بررسي قرار داده و اذعان دارند كه ارتكاب سرقت قبل از 13 سالگي حائز اهميت مي باشد و اگر روشهاي اصلاحي و تربيتي در مورد افراد اجرا نشود آنان با تكرار جرم جزء سارقين حرفه اي خواهند شد .

طلاق :طلاق در لغت به معني رها شدن از عقد نكاح و فسخ كردن عقد نكاح بوده ، و پديده اي است قراردادي كه به زن و مرد امكان مي دهد تا تحت شرايطي پيوند زناشويي خود را گسيخته و از يكديگر جدا شوند.
طلاق از هم پاشيدگي زندگي است و عبارتست از انحلال نكاح دائم با شرايط و تشريفات خاص از جانب مرد يا نماينده قانوني او و يا از طرف زن صورت مي گيرد .  طلاق يعني بريدن پيوند زناشويي همراه با هزاران اميد و آرزويي كه براي سالها در انتظار آن بودند . طلاق يعني مرگ از ارزشها در كانون همسري .ميزان طلاق در كشور ايران به دلايلي چند روبه افزايش است :
1. افزايش سطح آگاهي زنان نسبت به حقوق اجتماعي خود ؛
2. گسترش روحيه فردگرايي افراد جامعه ؛
3. كمرنگ شدن زشتي طلاق ؛
4. و بالاخره افزايش ازدواج هاي غيرقانوني و روابط نامشروع ؛
علاوه بر موارد فوق ميانگين سن ازدواج در سالهاي اخير در سراسر كشور روبه افزايش بوده است .

تكدي گري :اگر بخواهيم تعريفي از تكدي داشته باشيم بايد گفت كه تكدي در اصل لغتي با ريشه عربي و مترادف با گدايي و دريوزگي است و به افرادي گفته مي شود كه مخارج تأمين معاش خود را از ديگران با خواهش بدست مي آورند .
معمولاً اين افراد سعي مي كنند تا با استفاده از لباسهاي مندرس ،‌ بيمار و ناتوان جلوه دادن خود از مردم پول بستانند و اين عمل را حرفه خود قرار دادند و با سوء استفاده از كودكان و زنان كه آسيب پذير و دلسوزي بيشتري را به همراه داشتند شبكه هاي  گدايي تشكيل داده اند و از اين راه به درآمد فراواني رسيده اند .
تكدي يعني دست دراز كردن براي كسب درآمد و در فرهنگهاي به معني بينوايي ، تنگدستي ، سوال به كف ، بي چيزي ، راه نشين ، فقير ، صدقه خواه ، آن كه از ديگران براي رفع حاجت خود چيزي مي خواهد آمده است . در واقع تكدي فرايندي است كه به موجب آن متكدي يا دريوزه گر از دسترنج ديگران بهره مند مي شود و زندگي مي گذراند . هر يك از افراد جامعه كه نه صاحب حرفه به مفهوم اقتصادي آن هستند و نه در توليد اجتماعي مشاركتي دارند و همواره با شيوه هاي گوناگون دست نياز به سوي آن و آن دراز مي كنند متكدي گويند.

خودكشي :دوركيم در سال 1897 تعريف زير را از خودكشي ارائه داد :خودكشي به هر حالتي از مرگ اطلاق مي شود كه نتيجه مستقيم يا غيرمستقيم علمي باشد كه شخص قرباني آن را انجام داده و از نتيجه عملش آگاه بود .
خودكشي عبارتست از هر نوع مرگي كه نتيجه مستقيم يا غيرمستقيم كردار مثبت و منفي خود قرباني است كه مي دانسته است كه مي بايست چنين نتيجه اي به بار آورد .
از نظر اشميل دلماس خودكشي عبارتست از عملي كه شخص براي معدوم ساختن انجام مي دهد در حالي كه اختيار مرگ و زندگي در حيطه قدرت اوست و از نظر اخلاقي موظف به انجام اين عمل نمي باشد .
به طور كلي خودكشي عبارتست از هر نوع مرگي كه نتيجه مستقيم يا غيرمستقيم كردار مثبت و يا منفي خود قرباني است كه شخصاً مي دانسته كه مي بايست به همين نتيجه برسد . روانشناسان معتقدند كسي كه دست به خودكشي مي زند به هنگام ارتكاب اين عمل در حالت بيمارگونه است در حالي كه جامعه شناسان به تاثير عوامل اجتماعي و اقتصادي خودكشي توجه دارند .
با بررسي هايي كه در مورد ميزان خودكشي در سالهاي 1987 انجام گرفت اين نتيجه بدست آمد  كه ميزان خودكشي در كشورهاي مسلمان و آمريكاي لاتين بسيار پايينتر از كشورهاي اروپائي و آمريكاي شمالي و استراليا بوده است .

الكليسم :مصرف مزمن و مفرط الكل را الكليسم مي گويند . برخي الكليسم را اينگونه تعريف مي كنند مصرف مكرر مشروبات الكلي به حدي كه تندرستي شخص با وضعيت اجتماعي و اقتصادي او را به مخاطره انداخته همراه با قرائن ناتواني مستمر براي كنترل زمان و ميزان مي گساري .
در مورد الكليسم بايد گفت كه اعتياد حاد والدين به الكل موجب ايجاد اختلالات رواني در كودكان خواهد شد . در بين فرزندان خانواده هاي الكليك كودكان كژخو يا ديوانگان اخلاقي زياد است . مطالعات خانوادگي در تمام دنيا تقريباً بدون استثناء نشان داده اند كه عيار بروز الكليسم در بستگان نزديك اين بيماران به مراتب بيشتر از جمعيت كلي است.
در اثر ممنوعيت ديني الكل براي مسلمانان بسياري از اقليت هاي ديني درآمد مناسبي از طريق توليد غيرمجاز الكل يافته اند . الكل غيرمجاز در دست مردم است و بسياري از خانواده ها قربانيان متعددي در پي مسموميت الكلي داده اند كه متاسفانه آمار قربانيان در دست نيست.

حاشيه نشيني :حاشيه نشيني يا زاغه نشيني اصطلاحي است كه به محله هاي مسكوني غيرمتعارف و متداول شهري اطلاق مي شود . در واقع ساختمان يا بخشي از شهر كه در آن ويراني و نارسايي عرضه خدمات درماني ، تراكم زياد جمعيت در واحدهاي مسكوني ، فقدان آسايش لازم و خطرات ناشي از عوامل طبيعي نظير سيل ، ديده مي شود ؛ مي تواند بعنوان زاغه يا منطقه زاغه نشيني معرفي گردد .
براي هر حركت كه منجر به مهاجرت و نهايت به حاشيه نشيني شود دو عامل « دافعه و  جاذبه »‌ را مي توان ذكر كرد گروههاي مهاجر بيشتر بر اثر عامل دافعه در روستا و در بعضي از موارد جاذبه در شهرها ، مهاجرت مي كنند . زماني كه عامل « پس ران » شهري ( هزينه سنگين زندگي ) مختلف الجهت با دو عامل دافعه و جاذبه مانند سد بزرگي فرا روي مهاجران قرار مي گيرد . آنها را به حاشيه شهرها مي راند و هسته اوليه تجمعات حاشيه نشيني پي ريزي مي گردد.

ولگردي :ولگردي در قديمي ترين جوامع بشري وجود داشته ، در قرن نوزدهم ميزان آن كاهش يافت ولي بنا به علل اجتماعي ، اقتصادي اينك يك خطر جدي اجتماعي مخصوصاً در كشورهاي جهان سوم محسوب مي شود . ولگردي ممكن است مسكن و مأوايي نداشته باشد و در كوچه ها ، خيابانها ، پاركهاي عمومي شهرها‌، زيرزمينها و خرابه ها به سر ميبرند.
جوانان ولگرد افراد سرگردان اجتماع هستند كه كوچه محل زندگي آنهاست ، به خانواده انس و الفت ندارند و يا اصلاً خانواده را نمي شناسند و به محيط معين علاقه مند نيستند و در صورت اشتغال به كار ثبات نداشته ، به گذشته فكر نكرده و غمي راجع به آينده ندارند . بدون هدف و مقصد معين در اجتماع آواره بود ، و تن به قضا و قدر مي سپارند . ولگردي گاهي سمبل انزوا در زندگي اجتماعي است و گاهي نيز ولگردان دور هم جمع مي شوند و زندگي گروهي تشكيل مي دهند . در ايران طبق قانون ، ولگردي جزء اعمال خلاف ذكر شده است.

قتل :قتل عبارتست از سلب حيات از ديگري . قتل بر دو نوع قابل تقسيم است : قتل عمدي و غيرعمدي .
در قتل عمدي كه سلب عمدي حيات از ديگري است لازمه قتل اولاً در قيدحيات بودن مجني عليه است ؛ ثانياً سلب حيات بايد از شخص ديگري شود . و مجازات آن طبق ماده 205 قانون مجازات اسلامي قصاص است و تنها با تراضي دو طرف يعني قاتل و اولياي دم قابل تغيير است .
در قتل غيرعمدي كه مرتكب جرم عمل خود را با اراره انجام مي دهد ولي نتيجه حاصله از آنرا نمي خواهد . مجازات آنچنان كه ناشي از تخلفات رانندگي باشد در حكم شبه عمد بوده و طبق مواد 714 تا 717 قانون مجازات اسلامي علاوه بر پرداخت ديه در صورت درخواست مجني عليه به مدتي حبس نيز محكوم خواهد شد . در غير اين موارد قتل غيرعمدي كه به صورت خطاي محض يا شبه عمد واقع مي شود برابر ماده 295 قانون مجازات اسلامي مستلزم پرداخت ديه است.
بر اساس يافته بيشترين قتل ها به ترتيب در استانهاي آذربايجان غربي ، ايلام و باختران اتفاق افتاده و كمترين آن در استانهاي اصفهان ، يزد و مركزي بوده كه ( اين امر ميتواند ناشي از سلاحهاي گرمي باشد كه در اختيار مردمان مرزنشين است ) .
بر اساس اطلاعات موجود بيشترين قتل ها بين ساعت 2 بعدازظهر تا 10 شب بوقوع پيوسته است . اما قتل هاي ناموسي و قتل ها براي پوشاندن جرم در نيمه شب بوده است .

استعمال دخانيات :دخانيات محصول برگ گياهي به نام توتون ( تنباكو ) است . رايج ترين شيوه مصرف دخانيات كشيدن سيگار و قليان مي باشد . اولين تجربه مصرف دخانيات معمولاً درسنين نوجواني و در بين گروههاي همسال مي باشد . دلايل مصرف دخانيات درافراد گوناگون است بعضي از نوجوانان در اثر كمبود اطلاعات بهداشتي و يا براي پذيرش از طرف دوستان و همسالان دخانيات مصرف مي كنند از ديگر عوامل مي توان به الگوبرداري از اطرافيان ، حس استقلال و بزرگ نمايي و كمبود مهارت هاي زندگي مانند نداشتن مهارت امتناع اشاره كرد .
در دود توتون بيش از 4000 تركيب شيميايي مختلف موجوداست كه خطرناك ترين آنها عبارتند از :‌ نيكوتين كه اعتياد آور است ، مونوكسيد كربن كه گازي سمي است ، تار (قطران ) كه سرطان زاست ، گاز آمونياك و آرسنيك كه سمي است .
در ضمن مصرف تنباكوهاي ميوه اي بسيار زيانبارتر از توتون معمولي است زيرا علاوه بر موارد ذكر شده داراي اسانس نيز هستند كه خود به تنهايي ماده اي مضر و سرطان زاست .
استعمال دخانيات در بسياري از موارد دروازه ورود به رفتارهاي خطرناك ديگر مانند مصرف مواد مخدر است.

فرار از خانه :گاهي جوانان بدون تصميم قبلي تحت تاثير احساسات آني تصميم به فرار گرفته و خانه خود را ترك و بدون هدف و مقصد در شهر سرگردان شده و يا به شهر و نقاط ديگر مسافرت مي كنند . چون مقصد معيني ندارند فوري جلب توجه نموده و توسط ماموران انتظامي دستگير مي شوند .
قصد فرار از 9 سالگي شروع مي شود اين افراد پس از سرگرداني با حالتي افسرده و نگران به منزل بر مي گردند در صورت تنبيه شديد اقدام به خودكشي يا فرار مجدد مي كنند.
سوء رفتار والدين با نوجوانان و جوانان كه شامل سوء رفتار فيزيكي ، عاطفي ، به فراموشي سپردن فرزندان ، سوء رفتار جنسي مي شود تاثيرات مختلف جسمي و رواني پايداري و ترس هاي بيمارگونه ، شرمندگي شديد ، ناتواني در مهر ورزيدن در صورت شدت اين رفتارها منجر به فرار از منزل و يا خودكشي مي شود . يافته هاي پژوهشگران نشان مي دهد كه 56 درصد از دختران تحصيلات راهنمايي ، 80 درصد آنها متعلق به طبقه پايين جامعه ، 16درصد طبقه متوسط و 4 درصد آنها از وضعيت اقتصادي بالايي برخوردارند.

كودك آزاري :درباره كودك آزاري تعاريف متعددي شده است . اين تنوع و تعاريف متضاد سبب شده تا مقايسه ميزان بدرفتاري در بين كشورهاي مختلف غيرممكن گردد  . به همين منظور سازمان بهداشت جهاني درصدد است تا در اين زمينه تعريفي كه حاصل وفاق جمعي است ارائه دهد .
بدرفتاري با كودكان معمولاً در چهار حوزه مورد بررسي قرار مي گيرد : كودك آزاري جسمي ، كودك آزاري عاطفي ، كودك آزاري جنسي و غفلت .
در تعريف گورملي و برودزينسكي (1989) از كودك آزاري علاوه بر چهار حوزه فوق ، كودك آزاري رفتاري تلقي مي شود كه در دامنه سني 18 سال اتفاق مي افتد و اين اصل باتعريف پيماني جسماني حقوق كودك نيز همخواني دارد . به هر حال حوزه هاي ديگر وجود دارند كه به آنها نيز اشاره مي شود . اغلب بين انواع كودك آزاري يك نوع رابطه و همبستگي وجود دارد .
كودك آزاري جسمي :به طور كلي كودك آزاري جسمي آسيبي است كه به مواردي چون ضربه زدن ، داغ كردن ، آسيب رساندن به سر ، شكستگي ، آسيبهاي دروني ، زخمي كردن يا هر شيوه ، ديگر از آسيب جسماني را شامل مي شود .
كودك آزاري عاطفي :بدرفتاري عاطفي آسيبي اساسي و قابل توجه است كه كاركردهاي روانشناختي ، رفتار و رشد كودك را به شدت تحت تاثير قرار مي دهد و طرد محروميت عاطفي ، برخورد خشونت آميز خانواده ، انتقاد‌، تحقير و انتظارات نامناسب از كودك ، كودك آزاري عاطفي تلقي مي شود .
كودك آزاري جنسي :آلبرز ( 1994) كودك آزاري جنسي را اين گونه تعريف كرده است : تماس يا تعامل بين كودك و فرد بزرگسال ، هنگامي كه از كودك براي تحريك جنسي شخص مرتكب يا فرد ديگري استفاده شود . 
كودك آزاري غفلت :عبارتست از حذف يا ناديده گرفتن كودك كه ممكن است با آزار بدني همراه باشد . غفلت به منزله الگوي پايداري است كه بيانگر رابطه متقابل و اندك والدين و مراقبان با كودك و حذف وعدم تامين نيازهاي اوليه جسمي يا ؟؟؟؟ كودك مثل تغذيه ، بهداشت ، پوشاك ، نظافت ، تربيت ، مراقبت هاي پزشكي ، ؟؟؟؟ و ابراز عشق و علاقه مي باشد .

همسرآزاري :به گزارش خبرگذاري زنان ايران ( ايونا ) به نقل از ايسنا ، همسرآزاري شامل بدرفتاري عليه طرف مقابل در هر نوع رابطه نزديك و صميمي ، خشونت در خانواده و هر نوع خشونت عليه همسر است . همسرآزاري مي تواند اشكال مختلفي نظير بدني ، كلامي ، عاطفي ، رواني ، جنسي و اقتصادي داشته باشد . اگر چه زنان هدف عمده سوء رفتار هستند اما خشونت همچنين مي تواند عليه كودكان و ديگر اعضاي خانواده نيز به كار برده شود .
در روابط زناشويي سوء رفتار با همسر يك شكل جدي است كه خطوط قرمز فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي را زير پا مي گذارد و مي تواند تاثير اساسي بر سلامت جسمي و رواني خانواده داشته باشد .
دكتر حسين شمس اسفندياري ، عضو هيئت علمي دانشگاه ، علوم بهزيستي و توانبخشي در تحقيقي به منظور بررسي ميزان شيوع همسرآزاري رواني و جسمي و عوامل مؤثر بر آن در زنان متأهل شهر تهران حدود 1000 زن متأهل 18 تا 47 سال شامل دو گروه از زنان عادي (800) و زنان شاكي (200) را از طريق پرسشنامه مورد بررسي قرارداده است.
يافته هاي اين پژوهش نشان داد : در گروه زنان عادي 9/87 درصد از همسر آزاري رواني و 9/47 درصد از همسرآزاري جسمي رنج مي برند كه اين ميزان براي زنان شاكي به ترتيب برابر با 5/99 و 91 درصد است .

                                                                                                         
سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 16:34 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

قرآن كريم کتاب هدایت و سعادت بشر است. در قرآن کریم، درباره ی آسیب ها و پیامدهای آن در اقوام و اجتماعات مختلف بیان شده است. همچنین در آموزه های آن راهکارهای پیشگیری و درمان آسیب ها نیز به طور کلی بیان شده است .
دانشمندان و مفسران اسلامی معتقدند اکثر انحرافات و فساد ناشی از ضعف ایمان و تقوی، گسترش ظلم و گناه در جامعه است. تخلف از قوانین الهی، جامعه را به فساد و تباهی می کشاند و زمینه ی بروز انواع گناهان و آسیب های فرهنگی در جامعه پدید می آورد. از جمله آسیب های فرهنگی می توان به سطحی نگری در دین و فتنه اشاره کرد. پیمان شکنی، بخل، کینه و حسدورزی، دوروئی و نفاق، مکر و نیرنگ از پیامدهای سوء آسیب های اخلاقی در جامعه خواهد بود که در آیات قرآن و روایات ائمه معصومین(ع) به پیامدهای سوء آن ها اشاره شده است.
همچنین در جامعه ی امروزی مسائل اقتصادی از اهم امور شناخته می شوند و افراط و تفریط در آن ها زمینه ی بروز فقر فرهنگی و اخلاقی را فراهم می آورند. از نگاه قرآن و روایات مهم ترین چیزی که جامعه انسانی را استوار می سازد توجه به مسائل اقتصادی بر اساس قوانین شرع اسلام است .
در قرآن بعضي امور است كه به آنها توصيه شده است.امثال صدقه دادن ،احسان،اداي امانت،كرم وگذشت،عفو وبخشش،نظافت وپاكي،راستي،صداقت،و……و اموري هستند كه انسانها را از انجام آنها نهي كرده است،سرقت،زنا،فساد،شراب،قمار وربا از آن جمله اند.
ازديدگاه اسلام ،آسيب شناسي اجتماعي رنگ جهاني به خود مي گيرد و در ارتباط با قوانين پروردگار  معنادار مي شود . بعبارت ديگر تمامي پديده هاي اجتماعي كه به نحوي ناقض قوانين الهي ، از نظر اسلام آسيب اجتماعي تلقي مي گردد.البته از نظر قوانين بشري انحرافات اجتماعي اموري نسبي هستند واز جامعه اي به جامعه ديگر متفاوتند البته انحرافاتي هم وجود دارند كه در اكثر جوامع بشري انحراف محسوب ميشوند. طبق آيات قرآن و روايات اسلامي ، مهمترين عامل در تكوين شخصيت انسان و در نتيجه سرنوشت او ، همانا اختيار و اراده آزاد وي است .  محيط طبيعي پيش از تولد و پس از آن ، محيط اجتماعي ، وراثت ، سن و هيچ عامل ديگري جداي از اختيار در افعال انسان ، عليت مطلق ندارند. انسان در برابر هيچيك از عوامل وراثت ، محيط ، و سن حالت انفعالي ندارد . اراده است كه تعيين كننده قاطع رفتار و شخصيت انسان است . شايد بتوان انحرافات اجتماعي را از نظر قرآن اينطور بيان كرد كه فعل وعملي در قرآن انحراف شمرده ميشود كه انجام آن باعث نا خشنودي خداوند شود . بد نيست در اينجا به اين نكته نيز اشاره كرد كه سستي اعتقادات ديني عاملي مهم براي گرايش افراد به انحرافات اجتماعي ميباشد كه رابطه اين دو دربسياري از پژوهشها تائيد گرديده است ،كه پذيرش دين ،اعتقاد وعمل به آن انسان را از بسياري انحرافات دور ميكند.

بعضي از ويژگيهاي انحرافات اجتماعي از نظر قرآن:
1- بعضي از امور نهي شد در رديف گناهان كبيره مثل شرك به خدا،قرار دارند.ولي بعضي از انحرافات وجود دارند كه از آنها به عنوان گناهان صغيره نام برده شده اند.
2- اگر گناهان صغيره تكرار شوند به گناهان كبيره تبديل مي شوند.
3- ويژگي مهم ديگر انحرافات در قرآن ،اين است كه همه انحرافات (گناهان)قابل آمرزش وتوبه پذير ميباشد.
4- مجازاتهاييكه براي جرائم در قرآن آمده شامل قصاص،حد،سرزنش،جهنم،لعنت خدا،جهنم ابدي،(شامل بعضي از انحرافات ميشود)،بريدن دست،ديه،سنگسار،راندن از اجتماع،اطعام مساكين،كوتاهي عمر،عذاب در دنيا،ازبين بردن آبرو،رزق كم و………ميباشد.
5- هر كس كار بدي انجام دهد كيفر آنرا خواهد ديد.(نساء آيه 123)
6- القاب زشت(سوره حجرات آيه 11)
7- تعدي(سوره شعراء آيه227)
8- سرقت(سوره مائده آيه38)
9- شراب وقمار(سوره مائده آيه91)
10- ربا(سوره بقره آيه 275)
11- غرور(سوره فاطر آيه 5)
12- ظن(سوره حجرات آيه 12)
13- لواط(سوره اعراف آيه 29)
14- انتحار(سوره نساء آيه 29)
15- عياشي(سوره مائده آيه 5)
16- عيبجويي و هرزه زباني (سوره حجرات آيه 11)
17- خودپسندي(سوره نساءآيه 36)
18- خيانت(سوره نساءآيه105)
19- ريا(سوره نساء آيه 38)
20- غيبت(سوره صف آيه 2)
.
.
.
اميدوارم كه هميشه و در همه حال در پناه قرآن كريم باشيم و به دستورات ارائه شده عمل كرده تا به سعادت برسيم

                                                                                                          سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: قرآن, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:29 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

در یک تقسیم بندی دیگر، طبق تحقیقات کارشناسان امور اجتماعی و روان شناسان ، علل و انگیزه های گرایش به اعتیاد  بسیارند و ما در اینجا به اجمال به برخی از آنها اشاره می کنیم .
1- بلوغ و نوجوانی
دوران بلوغ و نوجوانی یکی از حساس ترین دوره های زندگی به شمار می رود. در این دوره ی سنی خصوصیاتی از قبیل تشخص طلبی ، اعلام استقلال ، مخالفت جویی ، خودنمایی ، تبعیت از گروه های مرجع و ده ها صفت دیگر بروز می کند. دوره جوانی زمان بحران و شورش است. جوان با دارا بودن ویژگی خاص خود به دنبال هیجان است و در این راه اغلب به بیراهه کشیده می شود.نتایج بررسی ها نشان می دهد که نوجوانان و جوانان ، بیشتر از گروه های سنی دیگر در معرض خطر اعتیاد قرار می گیرند.
2- اختلافات خانوادگی و تضاد و کشمکش بین والدین
درگیری های خانوادگی بین والدین موجب می شود که فرزندان از مراقبت و کنترل لازم برخوردار نباشند. این وضعیت و فضای نامناسب و نامساعد خانوادگی و عدم صمیمیت بین افراد خانواده موجب می گردد که فرزندان چنین خانواده ای برای خود دوستانی بیابند و با اهمال وغفلتی که در پرورش آنها شده، به سوی اعتیاد سوق داده شوند.
3- دوستان ناباب و معتاد
برخی از افراد سست عنصر و بی اراده وقتی می بینند دوستانشان با مصرف مواد مخدر نگرانی ها و گرفتاری های روحی خود را " خاموش می کنند " ، و حالت" آرامش " و" شادی موقتی" به دست می آورند، از روی کنجکاوی ترغیب می شوند تا با چند بار مصرف ، حالتی مانند آنان به دست آورند. اما همین گرایش موقت موجب اعتیاد می گردد و یک عمر بدبختی و پشیمانی را در پی می آورد.
4- نابسامانی های زندگی و بیکاری
بیکاری و فرار از مشکلات زندگی و عدم توانایی فرد در روبرو شدن با مسائل اجتماعی از دیگر عواملی هستند که موجب می شوند شخص، مواد مخدر را پناهگاهی برای خود تلقی کند و به آن پناه ببرد.
5- تنهایی، احساس بی پناهی، نداشتن دوستان خوب
تنهایی و بی کسی و شکست های اجتماعی و نداشتن دوستانی صالح، امین، دلسوز و مهربان نیز ممکن است فرد را به طرف اعتیاد سوق دهد.
6- فشارهای عصبی و روانی
در اکثر اوقات عوامل روانی و فشارهای عصبی ، کششی برای اعتیاد در فرد به وجود می آورد. مشکلات و نیازهای روانی و عاطفی برآورده نشده و عوامل نامساعد و ناراحت کننده ی زندگی ، شخص را به طرف مواد مخدر سوق می دهد.
7- لذت های نفسانی زودگذر
گروهی نیز با تصوری نادرست برای پیدا کردن آرزوهای گمشده خود به مصرف مواد مخدر روی می آورند و آن را منبع لذت و خوشحالی و رفع نیازمندی های خود می پندارند.
8- فراوانی و در دسترس بودن مواد مخدر
نمی توان انکار کرد که فراوانی مصرف مواد مخدر و در دسترس بودن و تهیه آسان آن، افراد معتاد  و توزیع کنندگان را بر می انگیزاند و تأثیر بسیاری در معتاد کردن افراد زودباور به ویژه نوجوانان و جوانان دارد.
9- توهم لذت جنسی بیشتر
برخی از افراد ، ریشه اعتیاد را در رابطه با امور جنسی می دانند و تصور می کنند مصرف مواد مخدر لذت جنسی را افزایش می دهد، اما واقعیت این است که مصرف مواد مخدر نه تنها توانایی جنسی را زیاد نمی کند، بلکه موجب اختلال در تعادل هورمون های جنسی و عقیمی در مردان و نازایی در زنان می شود.
10- روی آوردن به کارهای خلاف شرع ، عقل و عرف جامعه
در نزد فرد معتاد، ترس، وحشت و بزدلی جانشین شجاعت  و شهامت و از خودگذشتگی می شود و چون فرد معتاد به کار و شغل شرافتمندانه بی اعتنا می گردد، ناچار برای به دست آوردن مواد مخدر و توهم درآمد بیشتر به کارهای خلاف شرع، عقل و عرف اجتماع مانند تکدی و دزدی روی می آورد یا واسطه فروش مواد مخدر می شود.
تفاوت های دو نوع مواد اعتیادآور یعنی مواد مخدر سنتی و محرک صنعتی
تفاوت های دو نوع مواد اعتیادآور یعنی مواد مخدر سنتی و محرک صنعتی و دلایل گرایش بیشتر جوانان به مواد مخدر صنعتی و شیمیایی، به ویژه «شیشه» قابل توجه و جالب است.
مواد مخدر سنتی مثل تریاک، هروئین و سایر فرآورده های طبیعی، معمولا دارای آثار و عوارض جسمانی زودرس و مشخصی هستند. به طور مثال فرد مصرف کننده به سرعت تکیده و لاغر می شود. لب های سیاه و رنگ پوست تیره، خمیدگی قامت و چهره پژمرده، از دیگر علائم بارز و ظاهری معتادین به مواد مخدر است.
اما مصرف کنندگان «شیشه»، به جز تغییر در اندازه و ابعاد مردمک چشم، زخم های احتمالی در گوشه های کناری زبان و مقدار کمی لاغری نشانه های جسمی مشخصی ندارند. پرحرفی، پرفعالیتی و پس از آن یاس و افسردگی، جزئی از تغییرات رفتاری مصرف کنندگان است. بروز توهم و اختلالات شناختی و در نتیجه احتمال انجام رفتارهای پرخطر، از عوارض قطعی مصرف شیشه است که در درازمدت نمایان می شود.
مصرف مواد مخدر سنتی نیاز به محل و وسائل خاصی دارد، در حالی که مواد صنعتی «شیشه» را می توان در هر محلی و با یک وسیله ساده و قابل حمل و مخفی کردن در جیب مصرف کرد.
مواد مخدر سنتی دارای بوی مخصوص و قابل تشخیص هستند، در حالی که مواد محرک صنعتی غالبا دارای بو نبوده و اطرافیان قادر به تشخیص نیستند.
و از همه بدتر و مهم تر اینکه مواد مخدر سنتی دارای علائم «خماری» یا محرومیت از مواد هستند؛ به این معنی که معتاد پس از گذشت 4 تا 12 ساعت از آخرین مصرف دچار علائم ناخوشایندی مثل آب ریزش از چشم و بینی، بی قراری، دردهای عضلانی، مشکلات گوارشی به صورت دل پیچه و اسهال و در نهایت تشنج خواهد شد اما ... «به این نکته توجه کنید» اما در مورد مصرف شیشه معمولا مدت های طولانی و حتی تا یک ماه پس از آخرین مصرف، علائم محرومیت از مواد یا «خماری» بروز می کند. به همین دلیل خانواده ها و اطرافیان به ندرت می توانند اعتیاد عزیزانشان به «شیشه» را تشخیص دهند و در صورت شک کردن به دلیل عدم آگاهی از نحوه خماری در شیشه، تصور می کنند که فرد مورد نظر معتاد نیست چراکه دچار علائم خماری نشده است.
دیدگاه ها و نظریه ها ی اعتیاد
اینک این مسئله که اعتیاد به کدام یک از علوم مربوط می شود خود یکی از مباحث روز شده است بعضی از پزشکان اعتیاد را یک بیماری زیستی و بیولوژیک برخی جامعه شناسان آن را ناهنجاری اجتماعی ، عده ای از روان شناسان به اعتیاد با رویکرد روان شناختی و شماری از حقوق دانان اعتیاد را جرم و معتاد را مجرم می دانند و هرگروه از بعدی خاص به فکر حل این مشکل بر آمده اند .
واقعیت این است که اعتیاد را باید به صورت معضلی چند بعدی نگریست و عوامل و راه حلها را در سطوح خرد میانه و کلان جستجو کرد.
1- دیدگاه جامعه شناسی اعتیاد به مواد مخدر:
موادمخدر دارای یک واقعیت فیزیکی با مشخصات معین و اثرات عینی قابل اندازه‌گیری است. (این بدین معناست که مقدار مشخصی از مواد مورد استفاده قرار گرفته و اثرات مشخصی برجا می‌گذارند که هم برای استفاده کننده قابل تجربه اند و هم اطرافیان این اثرات را تا حدی مشاهده می‌کنند). اما اثرات آن با مفهوم ذهنی مشاهده‌گر ممکن است منطبق باشد یا نباشد.
یکی از تعاریف مورد قبول علوم اجتماعی در مورد موادمخدر این است که بر وضعیت روانی انسان یعنی بر فعالیت مغز، روحیه، عواطف، احساسات، و تفکر به شیوه‌های مختلف اثر می‌گذارد. یک نوع ماده مخدر را افراد مختلف به دلایل گوناگون و برای رسیدن به اهداف مختلف مصرف می‌کنند (مثلا یکی برای کاهش درد و دیگری برای لذت بردن استفاده می‌کند). حتی یک شخص معین ممکن است یک ماده مخدر را در زمان‌های مختلف به دلایل گوناگون مصرف کند (مثلا یک بار برای از بین بردن ناراحتی و درد و یک بار در جمع دوستان و بخاطر فشار اجتماعی).
نکته قابل توجه این است که تنها اثرات واقعی موادمخدر، تعیین کننده اثرات آن روی مصرف‌کننده نیست. انگیزه شخص برای مصرف، محیط اجتماعی حاکم بر مصرف مواد، هنجارهای اجتماعی حاکم بر مواد و شیوه مصرف، همگی بر چگونگی تاثیر این مواد موثر هستند. آنچه در این مقاله بدان می‌پردازیم، انگیزه‌های اجتماعی پنهان درعقب مصرف موادمخدر است که مسوولان کمتر به آن توجه می‌کنند.
آنچه در جامعه ما مشاهده می‌شود یا اینکه خدمات درمانی موثری وجود ندارند و یا اگر وجود دارند بیشتر تاکید بر تداوی اعتیاد است تا شناخت انگیزه‌های که در حقیقت شخص را به طرف اعتیاد می‌برند و از عوامل مهم جلوگیری از اعتیاد به حساب می‌آیند.
تداوی معتادان به مواد مخدر تنها یک بخش از برنامه مبارزه با اعتیاد باشد وگرنه اثربخشی آن تنها در سطح باقی خواهد ماند
اعتیاد به موادمخدر، پدیده‌ای چند بعدی است:عوامل فرهنگی-اجتماعی از جمله عوامل موثر در گسترش این پدیده است. اثر فرهنگ‌های محلی/منطقه‌ای، در پایین یا بالا بودن فیصدی مصرف‌کنندگان موادمخدر، مورد مطالعه مردم‌شناسان فرهنگی است. مصرف موادمخدر در میان زنان، مردان، اقوام و نژادهای مختلف در سنین مختلف عمر و بر حسب موقعیت اجتماعی افراد متغیر است. متاسفانه اثر عوامل اجتماعی چندان مورد توجه مراکز درمانی قرار نگرفته است.
محرومیت نسبی: از دیدگاه جامعه‌شناسان معاصر (مرتن، سیرایت، میلز، کوهن و سانزلند) انگیزه شخص برای رفتار، ریشه در خاستگاه اجتماعی افراد دارد و افراد زیر فشار عوامل اجتماعی به بسیاری از رفتارهای خلاف اخلاق دست می‌زنند در حالی که غالبا از انگیزه‌های خود چندان آگاه نیستند. تحلیل‌گران جامعه‌شناسی و روانشناسی اجتماعی آنها را تحلیل کرده و رابطه میان آنها و بسیاری کج‌روی‌های اجتماعی را نشان می‌دهند.
یونگ رییس دیپارتمنت جرم‌شناسی پوهنتون میدل صحبت از احساس محرومیت نسبی میکند. او بسیاری انحرافات اجتماعی را حاصل توزیع نابرابر منابع و درآمدها در سطح جامعه میداند .احساس محرومیت نسبی در گذشته میان قشرهای پایین جامعه بوده، اما در جوامع امروزی این احساس به داخل گروه های قومی، خانوادگی و همسایگی نیز گسترش یافته است.
آنچه احساس محرومیت نسبی را شدت می‌بخشد، افزایش نیازها زیر فشار تولیدات انبوه جامعه صنعتی است (مانند موتر، موبایل، وسایل برقی خانگی، لباس و غیره)
احساس ناامنی: از سوی دیگر، فقدان امنیت در حوزه‌های دیگر زندگی امروزی، بر احساس محرومیت نسبی می‌افزایند و آن را تقویت می‌کنند مانند احساس ناامنی شغلی، احساس ناامنی در زندگیخانوادگی، حتی احساس ناامنی در سایر حوزه‌ها، همه در دنیای امروز احساس تنش و اضطراب را تشدید کرده اند. آنچه در دنیای امروز توانسته است به اینگونه ناامنی‌ها و اضطراب‌های افراد جواب فوری دهد، استفاده از موادمخدر است که هر روز ابعاد وسیع‌تری پیدا می‌کند.  نوشته: داکتر جعفر سخاوت ویرایش و اضافات: داکتر اسماعیل درمان
نقش تکنولوژی و تمدن
اگرچه پیشرفتهای تکنولوژی در قرن بیستم سبب تحولات دایمی و نیز پیشرفت همه جانبه معیارهای زندگی از جمله بهداشت عمومی گردیده و در بهبود زندگی مردم موثر واقع شده است، اما در عین حال عوارضی چون ترس از تامین آینده و تشویش و اضطراب نیز با خود به ارمغان آورده است که در بسیاری از مردم منجر به پیدایش کشمکش های روانی شده است. کشمکش‌ها ، حتی بیش از محرومیت‌ها ، سبب درهم ریختن مکانیسم‌های دفاعی افراد می‌شود و از اینرو بیماریهای روانی ناشی از کشمکش‌ها و اضطرابها بیش از بیماریهای جسمی بشر را آزار می‌دهند.
نقش خانواده دراعتیاد و پیشگیری از اعتیاد فرزندان
خانواده تاثیر عمیقی در کودک می‌گذارد و شخصیت او را پی‌ریزی می‌کند. اگر محیط خانواده سالم باشد کودک دارای اعتماد به‌ نفس ، مهر و محبت و احساس مسئولیت می‌شود. بررسیهای متعدد نشان داده است که اگر کودک مورد توجه خانواده واقع نشود و یا از خانواده طرد شود و یا برعکس اگر بیش از حد مورد توجه و حمایت واقع شود آماده کجروی ، ناسازگاری و تجاوز به حقوق دیگران خواهد شد. کودکانی که در محیط خانه پذیرفته نشده‌اند و با محرومیت عاطفی و فقدان مهر مادری روبرو بوده‌اند، محبت و عواطف دیگران را احساس نمی‌کنند و با ترک خانه و مدرسه و ناسازگاری رفتار خصمانه بروز می‌دهند. این افراد فاقد قدرت سازش می‌شوند.
حمایت بیش از اندازه و اغماض بی‌نهایت پدر و مادر نیز سبب می‌شود که کودک بسیار پرتوقع و به اصطلاح لوس و نازپرورده بار آید و در نتیجه به ‌تدریج در سازش با دیگران دچار اشکال شود. چنین فردی به‌عنوان یک موجود ضد اجتماعی طعمه خوبی برای قاچاقچیان مواد مخدر و جنایتکاران به ‌شمار می‌آید. برقراری رابطه صحیح پدر و مادر با کودک سبب می‌شود که رشد شخصیت بچه سیر طبیعی داشته باشد و از انحراف و کجروی مصون بماند. عواقب خطرناک اعتیاد ایجاب می‌کند که والدین از لحظه تولد ، بچه را موجودی بدانند که یاد می‌گیرد و رشد شخصیت او منوط به برقراری رابطه صحیح بین همه اعضا خانواده است. مواظبت مادر از کودک و ایجاد رابطه عاطفی با فرزند و رفتار خردمندانه توام با مهربانی پدر نه تنها به رشد شخصیت و متعادل شدن کودک.
عوامل و  زمينه هاي خطرساز براي مصرف موادمخدر از دید گاه جامعه شناسی
- فرهنگ و جامعه
- قوانين مساعد براي مصرف موادمخدر
- هنجارهاي اجتماعي مساعد براي مصرف موادمخدر
- دسترسي به موادمخدر
- بي سروساماني محله اي
- عوامل بين فردي
- مصرف موادمخدر توسط والدين و افراد خانواده
- ديدگاه هاي مثبت خانواده نسبت به مصرف موادمخدر
- عملكردهاي مديريتي خانواده هاي نامنسجم
- تضاد و فروپاشي خانوادگي
- طرد از سوي
- معاشرت با مصرف كننده موادمخدر
- عوامل رفتاري رواني
- مشكلات مداوم / اوليه رفتار
- شكست هاي تحصيلي
- تعهد كم به مدرسه
- بيگانگي
- طغيان
- نگرش هاي مساعد به مصرف موادمخدر
- مصرف موادمخدر
- عوامل زيستي و ژنتيكي
- استعداد فرد براي مصرف موادمخدر
- آسيب پذيري رواني فيزيكي در مقابل اثرات مواد
- محروميت هاي اقتصادي شديد
عوامل كه اغلب در محيط هاي اقتصادي اجتماعي محروم يافت مي شوند، عبارتند از:
- خانواده هايي كه اعضاي آنها سابقه مصرف الكل و يا سابقه جرم و رفتار غيراجتماعي دارند.
- سرپرستي ناقص والدين با واكنش هايي كه از سهل انگاري تا خشونت در نوسان است.
- پذيرش مواد توسط والدين يا مصرف مواد خطرناك توسط آنها.
- دوستاني كه موادمخدر مصرف ميكنند.
- بچه هايي كه از ديرهنگام در مراحل ابتدايي تحصيل ناموفق بوده و به هنگام نوجواني اصلا به مدرسه لاق هاي ندارند.
- بچه هايي كه از خودبيگانه و شورشي هستند.
- رفتار غيراجتماعي در اوايل نوجواني و به ويژه رفتارپرخاشگرانه.
2 –  نظریه روانکاوی
در مقالات روانکاوی، رفتار معتاد به مواد مخدر بر حسب تثبیت لیبیدویی، با پسرفت به سطوح پیش تناسلی ، دهانی ، یا حتی سطوح ابتدایی تر رشد روانی ، جنسی توصیف شده و بیش از همه روی حالت دهانی تاکید شده است از سوی دیگر ضرورت توضیح روابط سوء مصرف دارو، دفاع، کنترل تکانه ، اختلالات عاطفی و مکانیسم های انطباقی منجر به انحراف اخیر در فرموله کردن پویشی با تاکید بر روان شناسی ایگو گردیده است.
همچنین اغلب تصور می شود که پاتولوژی شدید ایگو با سوء مصرف مواد مخدر رابطه دارد و حاکی از آشفتگی های عمیق مربوط به رشد می باشد .
رابطه بین ایگو وعواطف نیز به عنوان یک مسئله کلیدی همواره مطرح بوده است.
3- نظریه های روانی – اجتماعی و روان پویشی
نظریه های متعدد روان پویشی در مورد سوء مصرف مواد در ۱۰۰ ساله اخیر رواج یافته اند و از منظرهای گوناگون به این مسئله پرداخته اند .
در نظریه های کلاسیک سوء مصرف مواد، معادل استمنا و یک مکانیسم دفاعی در مقابل تکانه های همجنس گرایانه یا تظاهری از پس رفت دهانی تلقی می شد، امادر فرمول بندی های روان پویشی اخیر بر رابطه بین مصرف مواد و افسردگی تاکید می گردد و مصرف این مواد بازتاب اعمال مختل ایگو معرفی می شود در رویکردهای روان پویشی به احتمال ارتباط سوء مصرف مواد با بی ثباتی دوران کودکی فرد نیز اشاره می گردد و پژوهش های زیادی هم اختلالات شخصیت را پیدایش وابستگی به این مواد ربط ندارند .
اما در مجموع در شمار کمی از نظریه های روانی اجتماعی به نقش خانواده و جامعه در گرایش به مواد مخدر تاکید شده است چون دلایل چندان محکمی برای قائل شدن به یک نقش اجتماعی در پیدایش الگوهای سوء مصرف مواد و وابستگی به مواد وجود ندارند.
امروزه روزنامه ها مملو از حکایات تکان دهنده د رمورد چگونگی نفوذ فرهنگ استعمال مواد مخدر به ویژه در نواحی فقیر شهری است این مقالات نشان می دهند که چگونه کودکان در سنین بسیار پایین با دنیای این مواد آشنا می گردند اما با وجود این چندان موید تاثیر فشار اجتماعی بر کودکان جهت سوء مصرف مواد یا وابستگی به آنها نیستند و بیشتر بر سایر عوامل اشاره دارند .
4- نظریه های رفتاری
بعضی از نظریه های سوء مصرف مواد مخدر بر رفتار مواد طلبانه افراد تاکید کرده اند تا علائم جسمی وابستگی به بیان دیگر در مدل رفتاری نمی توان بر وجود علائم ترک یا تحمل متکی بود چراکه سوء مصرف بسیاری از مواد با پیدایش وابستگی فیزیولوژیکی همراه نیست .
بعضی از پژوهشگران در پی یافتن آن بوده اند که کدام اصول رفتاری عمده در ایجاد رفتار مواد طلبانه موثرند و یافته های آنان نشان داده است که زمینه های تقویت مثبت و اثرات نامطلوب بعضی از مواد در درجه اول اهمیت قرار دارند به طوری که در بیشتر موارد سوء مصرف با تجربه مثبت پس از نخستین بار مصرف که به عنوان یک تقویت کننده برای رفتار مواد طلبانه عمل می کند تداوم می یابد .
البته بسیاری از مواد نیز با اثرات نامطلوب همراه هستند که در این صورت در جهت کاهش رفتار مواد طلبانه عمل می کنند.
همچنین شخص باید قادر به تفکیک ماده سوء مصرف با سایر مواد باشد و تقریبا تمام رفتارهای مواد طلبانه او با نشانه های دیگری که ممکن است باتجربه مصرف دارو همراه گردند. رابطه دارند
5- نظریه های ژنتیک
قرائن محکم به دست آمده از مطالعه فرزند خوانده ها و دوقلوهایی که جدا از هم بزرگ شده اند حاکی از آن است که در علت سوء مصرف الکل یک جزء ژنتیک وجود دارد امادر سایر انواع سوء مصرف مواد یا وابستگی به مواد وجود یک الگوی ژنتیک چندان قطعیت ندارد با وجود این در بعضی از مطالعات یک پایه ژنتیک برای وابستگی و سوء مصرف مواد غیرالکلی یافت شده است محققین به تازگی از روش یکی مورفسیم طولی قطعات عدود شده در مورد سوء مصرف و وابستگی مواد استفاده کرده اند و گزارش های معدودی از روابط (rfi,p) منتشر شده شده است. (پور افکاری، ۱۳۷۸، جلد دوم).
پايگاه اينترنتي رويترز به نقل از دكتر "كنث اس. كندلر" رييس اين مطالعه گزارش داد، مطالعات پيشين در زمينه نقش ژن‌ها در مصرف غيرقانوني مواد مخدر در كشورهايي مانند آمريكا و استراليا كه ميزان اعتياد در آنها زياد است انجام شده است.
كندلر از دانشكده پزشكي ويريجينا در ريچموند گفت: "اين اولين مطالعه‌اي است كه اهميت عوامل ژنتيك را در مصرف مواد مخدر در كشوري مانند نروژ كه ميزان مشكلات مرتبط با مواد مخدر در آنجا پايين است، نشان مي‌دهد.
گفته مي‌شود در چنين كشورهايي عوامل اجتماعي و نه عوامل ژنتيكي بيشترين اهميت را دارند. اما نتايج مطالعه جديد اين فرضيه‌ها را تاييد نمي‌كند.
گروه كندلر در اين مطالعه با ‪ ۱۳۸۶دوقلوي جوان نروژي در مورد مصرف مواد مخدر غيرقانوني از جمله ماري‌جوانا، مواد محرك، ترياك ، كوكايين و مواد توهم زا مصاحبه كرده و آنها را مورد ارزيابي قرار دادند.
كندلر گفت: اين يافته‌ها در كل شواهد محكمي ارايه مي‌كند كه نشان مي‌دهد احتمال اعتياد به مواد مخدر در افراد متفاوت است و اين تفاوت تحت تاثير شديد عوامل ژنتيكي است.
در اين مطالعه ديده شد احتمال اينكه هر دو دوقلوها مواد مخدر مصرف كنند در دوقلوهاي همسان بسيار بيشتر از دوقلوهاي غيرهمسان است.
مصرف مواد روان گردان در هر دو نوع دوقلوها نادر بود، اما بازهم در دوقلوهاي همسان بسيار بيشتر از دوقلوهاي غيرهمسان مشاهده شد.
دوقلوهاي همسان يك زيگوتي هستند يعني اين دوقلوها از يك تخمك كه پس از باروري به دو نيم تقسيم شده است به وجود آمده‌اند. اين دوقلوها از ساختار ژنتيك مشابه‌اي برخوردارند. اما دوقلوهاي غيرهمسان دو زيگوتي هستند يعني دو تخمك هم زمان بارور شده و دو جنين به وجود آورده‌اند. شباهت ژنتيكي اين دوقلوها نظير ساير خواهر و برادران آنهاست. محققان نقش ژنها در اعتياد به مواد مخدر را بالا و بين ‪ ۵۸تا ‪ ۸۱درصد مي‌دانند.
كلندر در نتيجه‌گيري اعلام كرد، علاوه بر يافته‌هاي قبلي، نتايج اين بررسي نشان مي‌دهد عوامل ژنتيك احتمالا نقش مهمي در مصرف داروهاي روان‌گردان و اعتياد در بسياري از كشورهاي جهان دارند.
مشروح اين مطالعه را مي‌توانيد در شماره ژوئيه ‪ ،۲۰۰۶مجله "‪Medicine ‪ "Psychologicalبخوانيد.
5- نظریه های نوروشیمیایی
امروزه پژوهش گران برای اکثر مواد سوء مصرف -به استثنای الکل- نوعی ناقل های عصبی یا گیرنده های ناقل عصبی که مواد بر آنها موثراند، شناسایی کرده اند .
به عنوان مثال ترکیبات تریاک برگیرنده های تریاک اثر می کنند. بنابراین در کسی که فعالیت افیونی درون زا کم است (سطح اندورفین ها ) پایین یا فعالیت آنتاگونیستی افیونی درون زا خیلی بالاست ) خطر ابتلا به وابستگی به ترکیبات تریاک بیشتر می باشد اما بعضی از پژوهشگران این نوع فرضیه را nv مطالعات خود تضعیف می کنند حتی در کسی که کارکرد گیرنده درون زا در او کاملا طبیعی و غلظت ناقل های عصبی بهنجار است.
از سوی دیگر مصرف طولانی یک ماده مورد سوء مصرف ممکن است سیستم های گیرنده را در مغز تعدیل نماید به طوری که مغز برای حفظ تعادل خود حضورماده برون زا طلب می کند چنین فرایندی در سطح گیرنده مرکزی می باشد . با این وصف، اثبات تعدیل میزان آزاد شدن ناقل عصبی و عمل گیرنده های ناقل عصبی دشوار است و پژوهش های جدید بر تاثیر مواد بر سیستم پیام برنده دوم و تنظیم ژن متمرکز می باشد.
6- دیدگاه سنخ شناسی
به نظر طرفداران این دیدگاه از پیش نمی توان عامل یا عواملی را علت آسیب های اجتماعی به شمار آورد بلکه آسیب های اجتماعی - و از جمله اعتیاد- در خصوص تیپ های معین افراد و سنخ شناسی آسیب ها قابل بحث و بررسی است به بیان دیگر هر آسیب اجتماعی در زمینه گونه های مختلف انسانی دارای عامل تعیین کننده متفاوت می باشد. (برژره، ۱۳۶۸)
نظريه هاي جامعه شناختي به بررسي ساختارهاي اجتماعي و رفتار اجتماعي مي پردازند، بنابراين مصرف مواد را در يك بافت اجتماعي مطالعه مي كنند. يك ديدگاه جامع هشناختي اغلب مصرف مواد را محصول وضعي تها و روابط اجتماعي مي داند كه باعث ايجاد نااميدي، ناكامي، محروميت و احساس عمومي از خودبيگانگي در ميان بخش هاي آسي بپذير جمعيتمي شوند.( Biernacki 1986 ) موسسه ملي مصرف موادمخدرDrug Abuse 1987) ) عواملي را كه با مصرف مواد توسط جوانان همبستگي مثبت دارد، به طور خلاصه بيان كرده است. اين
دلایل گرایش به مصرف مواد مخدر روان گردان جدید:
مواد صنعتي و شيميايي داراي ويژگي‌هايي است كه احتمال شيوع روزافزون آن را در جامعه فراهم آورده است.
جوان بودن جامعه ايران، وضعيت خاص شهرنشيني كه گرايش به اين گونه مواد را افزايش مي‌دهد.
عواملی که بطور چشمگیر باعث افزایش گرایش به مصرف این نوع مواد گردیده است عبارتند از :
1)    سودآوري تجارت و خريد و فروش اين گونه مواد
2)    عدم شناخت و اطلاع مردم و مأمورين دولتي با طيف وگستردگی اين مواد
3)    مصرف آسان
4)    دسترسي آسان به آنها
5)    جذاب و شكيل بودن اقلام در دسترس اين مواد
6)    پنهان بودن سوء‌مصرف اين مواد در بين سوء‌مصرف‌كنندگان به جهت عدم وجود آثار فيزيكي و جسماني بارز
7)    عدم وجود قوانين محدود كننده و مجازاتي چشمگير
8)    قابليت مصرف آسان
از طرف ديگر عدم وجود آمار از ميزان شيوع و بروز اين گونه مواد در كشور ايران باعث شده است كه امكان برنامه‌ريزي و اتخاذ تدابير مقابله‌اي از مسؤولين سلب شود.
بيشترين طيف مورد تهاجم از سوي اين داروها، بخش جوان و نوجوان جامعه را شامل مي‌شود، لذا طيف دانش‌آموز و يا دانشجوي ما به شدت از سوي اين مواد تهديد مي‌شوند.
در صورتي كه طرحي براي مقابله با آنها آماده نگردد، اين احتمال وجود دارد كه بخشي از قشر جوان و نوجوان جامعه پس از برخورد با استرس‌هاي خانواده و جامعه و مشكلات فردي همچون مسايل تحصيلي، نداشتن فضاي مناسب براي مطالعه، نداشتن امكانات كافي براي تهيه وسايل درسي وكمك درسي و ... ، متوسل به اين گونه مواد گردند.
ويژگيهاي فردي گرایش به مصرف مواد مخدر :
بررسیهای بعمل آمده بیانگر این است که شیوع به مصرف مواد مخدر در افراد مذکر بیشتر از افراد مونث است، همچنین تجرد، بیکاری، ویژگیهای خاص شخصیتی (عدم اعتماد به نفس، كنجكاوي، روحيه لذت طلبي)  و نداشتن مهارتهای اجتماعی
و فردی در زندگی، پائین بودن سطح سواد و تحصیلات، عدم اطلاعات از مضرات مواد و کمرنگی اعتقادات مذهبی و بیماریهای جسمی از جمله مهمترین عوامل ابتلا به مصرف مواد مخدر میباشد.
کمبودها و نواقص آموزشی، درمانی و اجتماع-فرهنگی در مسیر بر طرف نمودن معضل اعتیاد :
1) كمبود مراكز مشاوره
2) كمبود افراد متخصص در زمينه اعتياد
3) كمبود مراكز تفريحي، فرهنگي و ورزشي
4) كمبود مراكز پژوهشي مرتبط با اعتياد
5) بالا بودن هزينه استفاده از مراكز فرهنگي
6) كمبود مراكز اشتغال زايي
7) كمبود مراكز درماني معتادين
8) عدم وجود تخت جهت درمان معتادين (بستري)
9) پايين بودن كيفيت برنامه هاي صدا و سيما
10) عدم وجود سازمان مسئول در خصوص مبارزه فرهنگي با اعتياد
11) نداشتن سيستم ارزشيابي صحيح كليه فعاليتهاي ضد اعتياد
12) عدم وجود آموزش مناسب در خصوص اعتياد در جامعه
13) كمبود برنامه هاي فرهنگي و عدم كارآيي آموزش ها در زمينه فرهنگ ديني
شایعترین مواد مورد مصرف در ایران
روزگاري ماده مصرفي اصلي معتادان ترياک بود، اما آرام آرام به سمت هروئين و کراک تغيير کرد و امروز مواد صنعتي زنگ خطر بزرگ را به صدا درآورده‌اند‌. متاسفانه بسياري از جوانان به غلط تصور مي‌کنند اين مواد خطري ندارند يا اثر آنها موقت است و معتاد کننده نيستند، در حالي که اين مواد بسيار خطرناکتر از مواد مخدر سنتي بوده و اثر مخرب آنها دائمي است و ترک آنها نيز به سختي ممکن است.
الگوي مصرف مواد مخدر در ايران در حال تغيير است و گرايش نسل امروز به مصرف مواد صناعي بسيار شده است، اين در حالي است که مضرات اين گونه مخدر ها به مراتب بيشتر و ناگوار تر از مخدر هاي سنتي است.
پیشگیری از اعتیاد
پيشگيري چيست؟
بر طبق نظر مركز پيشگيري از سوء مصرف مواد (CSAP) يكي از سه مركز تحت نظرمديريت سرويس‌هاي بهداشت رواني و سوءمصرف مواد (SAMSHA)، بخشي از خدمات بهداشت عمومي آمريكا، دپارتمان خدمات انساني و بهداشتي، پيشگيري بعنوان مجموعه كوششهاي ما براي تامين زندگي سالم و سازنده براي همه افراد گفته مي‌شود.
پيشگيري سبك‌هاي زندگي سازنده را ارتقاء و بهبود مي‌بخشد كه اين سبكها مخالف سوء مصرف مواد است و ايجاد محيط‌هاي اجتماعي را تشويق مي‌كند كه سبك‌هاي زندگي عاري از مواد را تسهيل مي‌كند. پيشگيري باعث جلوگيري از مشكلات مربوط به سوء مصرف مواد مي‌شود.
پيشگيري موفق از تنباكو، الكل، و ديگر مواد به اين معني است كه نوجوانان، زنان حامله و ديگر جمعيت‌هاي در معرض خطر، الكل، تنباكو و ديگر مواد را مصرف نكنند. پيشگيري خطر مصرف مواد را كاهش مي‌دهد و محيط ايمن را بوجود مي‌آورد. پيشگيري موفق منجر به كاهش در مرگ و ميرهاي مربوط به ترافيك، خشونت. HIV./AIDS و ديگر بيماريهاي مقاربتي جنسي (STDs)، تجاوز، حاملگي نوجوان، سوء رفتار با كودك، سرطان و بيماري قلبي، صدمات و تروما و ديگر مشكلات مربوط به سوء مصرف مواد مي‌شود. پيشگيري فرآيند پويايي است كه بايد مرتبط با هر نسل باشد و استمرار پيدا كند.
جزوه راهنماي پيشگيري و درمان اعتياد،گروه مؤلفين ،1376،سازمان بهزيستي كشور معاونت امور فرهنگي وپيشگيري .
پیشیگری از اعتیاد در جهان
مهم ترین استراتژی های پیشگیری از اعتیاد در سطح جهان به شرح زیر است :
۱- آگاه سازی افراد در مورد خطرات و مضرات مواد مخدر.
۲- افزایش مهارتهای زندگی مانند مهارت تصمیم گیری، حل مسئله و ارتباطات اجتماعی.
۳- تقویت فعالیت های جایگزین به جای مواد مخدر برای ارضای نیازهای روانی و اجتماعی نوجوانان و جوانان.
۴- مشاوره و مداخله در بحران های مختلف در طول زندگی.
۵- ارتقای سطح بینش فرهنگی و مذهبی.
۶- تقویت قوانین و مقررات مبارزه با مواد مخدر.
۷- درمان معتادان برای جلویگری از افزایش اعتیاد در سطح جامعه
بدیهی است که استراتژیهای فوق در قالب فعالیت های زیر قرار می گیرند :
۱- فعالیتهای متمرکز بر فرد
۲- فعالیت های متمرکز بر آموزش وآگاه سازی والدین .
۳- فعالیت های متمرکز بر معلمان و مدرسه.
۴- فعالیت های پیشگیری با استفاده از رسانه ها.
۵- فعالیت پیشگیری با استفاده از شبکه مراقبتهای بهداشتی اولیه .
۶- وضع و اجرای قوانین و مقررات لازم .
روش های دیگر پیشگیری از اعتیاد
مهمترین روشهای پیشگیری از اعتیاد ( توسط خانواده ، مدرسه ، رسانه ، دستگاه های مسئول بهداشت و . . ) را می توان در قالب محورهای زیر خلاصه کرد:
۱- تاثیر بر ارزش ها و نگرشها : تغییر نگرش های مثبت وتثبیت نگرش های منفی نسبت به مصرف مواد مخدر
۲- آموزش مهارت های اجتماعی و تطابق با استرس ها :
مهارت های اجتماعی به معنای توانایی انطباق کافی در روابط بین فردی است از این رو با افزایش مهارت های اجتماعی می توان فرد را به پیش بینی عواقب رفتار خود و دیگران هدایت کرد این توانایی موجب تنظیم رفتار فرد و درونی کردن تشویق ها و تنبیه ها و در نتیجه تغییر رفتاری او می شود مطالعات نیز ثابت کرده که آموزش مهارت های اجتماعی منجر به کاهش سوء مصرف مواد مخدر ودر نتیجه افت پرخاشگری، انزوا ، و فرار از مدرسه وخانه می شود و سرقت را هم کاهش می دهد. بدین ترتیب مهمترین مهارت های اجتماعی عبارت اند از
الف) مهارتهای ارتباطی.
ب) توانایی اظهار نظر.
ج) توانایی مخالفت و رد کردن.
۳- شناسایی افراد در معرض خطر و انجام اقدامات لازم : ضروری است که کسانی را که با ارزش ها و ساختارهای اجتماعی ( خانواده ، مدرسه ، مذهب )پیوندی ندارند شناسایی و مورد توجه قرار داد. همچنین به افراد درگیر با استرس های گوناگون از قبیل مرگ والدین ، بیماری ، بلایای طبیعی ، مهاجرت ، اخراج از مدرسه ، فرار از خانه ) که معمولا منجر به بروز واکنشهای حاد روانی می شوند و مدتی طول می کشد تا فرد با شرایط جدید سازگار گردد در مورد عدم استفاده از مواد مخدر جهت کاهش درد و زجر هشدار داده شود .
۴- ارضای نیاز های اجتماعی و روانی نوجوانان.
۵- آموزش مقاومت در مقابل فشارهای دوستان.
۶- الگو بخشی و آموزش از طریق همسالان.
۷- فعالیت های پیشگیری متمرکز بر آموزش و آگاه سازی والدین.
۸- آموزش اطلاعات لازم در مورد مواد مخدر.
۹- افزایش مهارت لازم برای تحکیم پیوند های خانوادگی.
۱۰- وضع مقررات واضح در خانواده.
۱۱- آموزش الگوی خوب بودن.
۱۲- تشویق فعالیت های سالم و خلاق.
۱۳- ترغیب تشکیلات والدین.
۱۴- اجرای فعالیت های پیشگیری از طریق مدرسه و معلمان.
۱۵- فعالیت های پیشگیری با استفاده از امکانات رسانه ها : تلویزیون ، رادیو، روزنامه ، مجلات و پوستر.
۱۶- اجرای فعالیت های پیشگیری از طریق محل های کار و مکان های تجمع مانند سربازخانه ها ، کارخانه و دانشگاه ها.
۱۷- فعالیت های پیشگیری با استفاده از شبکه مراقبت های بهداشتی.
عوامل خطر ساز و محافظت كننده در سوء مصرف و وابستگي به مواد:
تبيين سوء مصرف و وابستگي به مواد از ديدگاه عوامل خطر‌ساز و محافظت‌كننده از اين جهت سودمند است كه افقي نو در برنامه‌هاي پيشگيري اوليه باز‌مي‌گشايد و هزينه‌هاي سرسام‌آور درمان اختلالات مربوط به سوء مصرف و وابستگي را به ميزان زيادي كاهش مي‌دهد.
عوامل خطرساز ويژگيها يا اتفاقاتي هستند كه اگر در شخصي وجود داشته باشند،‌ كمتر احتمال دارد كه او به اختلال يا بيماري معيني مبتلا شود.عامل خطرساز محافظت‌كننده در دو قطب يك پيوستار قرار دارند.
 داشتن عوامل خطرساز به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا مي‌شود، بلكه احتمال خطر در اين فرد افزايش مي‌يابد. همينطور وجود عوامل محافظت‌كننده به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا نمي‌شود بلكه احتمال مصونيت در مقابل بيماري براي فرد افزايش مي‌يابد.عوامل خطرساز و محافظت‌كنندة بيشماري براي سوء مصرف و وابستگي به مواد وجود دارد قبل از برشمردن اين عوامل، ويژگيهاي آنها در زير آمده است:
1ـ افزايشي عمل مي‌كنند. به اين معني كه عوامل مي‌توانند با همديگر جمع شدن آنها احتمال خطر يا مصونيت افزايش مي‌يابد. مثلاً وجود افسردگي و اضطراب و دسترس‌پذيري به مواد در يك شخص احتمال خطر سوء مصرف را در او افزايش مي‌دهد.
2ـ از نظر كميت و كيفيت متفاوتند. به اين معني كه هريك از عوامل خطر‌ساز و محافظت‌كننده به لحاظ كيفيت و كميت با همديگر فرق دارند مثلاً كيفيت و چگونگي اضطراب از افسردگي متفاوت است.
3ـ اهميت آنها در اشخاص يا گروهها متفاوت است. در اشخاص يا گروههاي نژادي ممكن است اين عوامل به شكل متفاوتي عمل‌ كننده مثلاً در گروهي دسترس‌پذيري به مواد اهميت بيشتر داشته باشد. در حالي كه در گروه ديگري نداشتن نگرشهاي مذهبي به عنوان عامل خطرساز عمده عمل مي‌كند.
4ـ تأثير‌شان در زمانهاي مختلف در چرخه زندگي متفاوت است. اين عوامل بسته به اينكه فرد در چه سني به سر مي‌برد و چه دوراني را پشت سر مي‌گذارد به لحاظ تأثير و خطرزايي يا محافظت‌كنندگي متفاوت هستند.
5ـ اهميت آنها در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و پيامدهاي مرتبط با آن متفاوت است. هريك از عوامل خطرساز و محافظت كننده مي‌توانند در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و متفاوت عمل كنند و پيامدهاي متفاوتي داشته باشند. مثلاً افسردگي به عنوان يك عامل خطرسازي مي تواند شروع مصرف مواد را در فرد به نحو خاصي ايجاد كند و پيامدهاي متفاوتي براي فرد باعث شود.
6ـ اين عوامل مي‌توانند در معرض تغيير قرار گيرند. به اين معني كه با مداخلات پيشگيرانه مي‌توان افسردگي با اضطراب را در افراد يا جمعيتي خاص كاهش داد و از اين طريق احتمال خطر را كاهش داد. همينطور در افراد مي‌توان عوامل محافظت كننده مثل نگرشهاي مذهبي،‌ مهارتهاي مقابله‌اي را افزايش داد و احتمال مصونيت را بيشتر كرد.


و من ا... التوفيق
تهيه و تنظيم استاد ارجمند جناب آقاي سياوش شايسته


برچسب‌ها: روانشناسي, روانشناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:55 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

مقدمه
اعتیاد یــک «بیمارى اجتماعی» است که عوارض جسمى و روانى دارد و تا زمانى که بـه علل گرایش «بیمار» توجه نشود، درمان جسمى و روانى فقط براى مدتى نتیجه‏ بخش خواهد بود و فرد معتاد دوباره گرفتار« مواد اعتیاد آور» می‏ گردد. اعتیاد به موادمخدر یکى از مهمترین مشکلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است که عوارض ناشى از آن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب شده و موجب رکود اجتماعى در زمینه ‏هاى مختلف مى‌گـــــردد .همچنین ویــرانگری‏ هاى حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیارى از ارزش‌ها و هنجارهاى فرهنگى و اخلاقى شده و بدین ترتیب سلامت جامعه را بطور جدى به مخاطره مى‌اندازد.پدیده شوم قاچاق موادمخدر بیش از آنکه فعالیتى سوداگرانه، تجارى و اقتصادى در عرصه مافیاى اقتصاد بین ‏المللى باشد، ابزارى کارآمد، مؤثر و راهبردى در گسترش نظام سلطه صاحبان قدرت جهان بر کشورهاى توسعه نیافته است. تحلیلگران مسائل سیاسى و اجتماعى بر این باورند که در تهاجم و نفوذ فرهنگی، پدیده موادمخدر مهمترین عامل به تباهى کشیدن و انحطاط اخلاقى جوامع به شمار می‏ رود. متاسفانه گسترش دامنه مصرف موادمخدر در جامعه امروزى به حدى است که حتى قشر متفکر و تحصیل کرده را نیز به سمت خود کشانده است. مبارزه با اعتیاد نیز قطعاً بیش از آنکه ماموریتى در راستاى وظایف مصرحه نیروى انتظامى باشد، اقدامى است استراتژیک در مقابله با ابزار نظام سلطه جهانى در انحطاط اخلاقى جوامع با اهداف خاص سیاسی.اعتیاد بعنوان یک آسیب اجتماعی، هیچ گاه بطور کامل ریشه‏  کن نخواهد شد، اما با تدبیر، اندیشه و تلاشى مخلصانه حداقل می‏توان آنرا به کنترل در آورد. در این راستا تلاش ما بر این است تا با ارتقاء سطح آگاهى اقشار مختلف جامعه پیشگیرى از اعتیاد را بر درمان معتادین مقدم بداریم. به امید روزى که جامعه‏ اى داشته باشیم که اگر هم در آن فرد معتادى وجود دارد، درصدد نجات خویشتن باشد.
اعتیاد چیست؟
سازمان بهداشت جهاني مادة مخدر را اين‌گونه تعريف مي‌كند: هر ماده‌اي كه پس از وارد شدن به درون بدن بتواند بر يك يا چند عملكرد مغز تأثير بگذارد،‌ مادة مخدر است. اين تعريف مخدرهايي نظير توتون و مشروبات الكلي و مخدرهاي غير قانوني مانند هروئين و L..S.D را نيز در بر مي گيرد. ضمن اينكه در اين تعريف مصرف‌كنندگان مواد مخدر نيز بيمار تلقي مي‌شوند.ادت كردن، خو گرفتن و خود را وقف عادتي نكوهيده كردن، اعتياد تلقي مي‌شود. به عبارت ديگر، ابتلاي اسارت آميز به مادة مخدر كه از نظر جسمي يا اجتماعي زيان‌آور شمرده شود،‌ اعتياد نام دارد. اصطلاح اعتياد به سهولت قابل تعريف نيست،‌ و عواقب آن به صور مختلف نظير تحمل و وابستگي بدني هويدا مي‌شود.در طب جديد به جاي كلمة اعتياد، وابستگي به مواد به كار مي‌رود كه همان مفهوم را دارد ولي دقيق‌تر و صحيح‌‌تر است. مفهوم اين كلمه آن است كه انسان با استعمال نوعي ماده شيميايي از نظر جسمي و رواني به آن وابستگي پيدا مي‌كند. به طوري كه بر اثر دستيابي و مصرف دارو احساس آرامش و لذت به او دست مي‌دهد، اما با نرسيدن دارو، خماري، دردهاي جسماني و احساس ناراحتي را تجربه مي‌كند.در سال 1950: سازمان ملل متحد در مورد اعتياد به مواد مخدر تعريف زير را ارائه كرد:اعتياد به مواد مخدر عبارت است از مسموميت تدريجي يا حادي كه به علت مصرف مداوم يك دارو، اعم از طبيعي يا تركيبي، ‌ايجاد مي‌شود و به حال شخص و اجتماع زيان‌آور مي‌باشد.به عبارت ساده‌تر، اعتياد عبارت‌ است از وابستگي به موادي كه مصرف مكرر آن با كميت مشخص و در زمانهاي معين، از نظر مصرف كننده، ضروري و داراي ويژگي‌هاي زير است:ـ وابستگي جسمي ايجاد مي‌كند.
ـ وابستگي رواني ايجاد مي‌‌كند.
ـ پديدة تحمل در بدن نسبت به مواد مصرفي ايجاد مي‌شود.
ـ مادة مورد نياز به هر شكل و از هر طريق بايد به دست بيايد.
ـ ماده مصرفي بر مصرف كننده، خانواده و جامعه تأثير مخرب دارد.
وابستگي جسمي حالتي است كه پس از مصرف مكرر ماده‌اي خاص در شخص ايجاد مي‌شود و در صورت عدم مصرف يا از بين رفتن اثر آن، شخص دچار اختلالات شديد جسمي نظير پا درد، آبريزش بيني، دردهاي شديد استخواني، بي قراري ، دل پيچه و ... مي شود.
وابستگي رواني، ميل به تكرار تجربه احساس رضايت ناشي از سوء‌مصرف مواد است. به بيان ديگر،‌فرد با مصرف مادة مخدر، احساس رضايت را تجربه مي‌نمايد. اين احساس رضايت و خشنودي،‌ ميل به تجربه مجدد آن ماده را در ذهن برمي‌انگيزد كه خود باعث تكرار مصرف مي‌شود. در واقع اين حالت ميل، گونه‌اي از شرطي شدن است؛ به طوري كه فرد عملاً با مصرف آن ماده در موقع ناراحتي، آن را تجربه مي‌كند. در اين نوع وابستگي، مصرف كننده علاوه بر مادة مصرفي، ‌به شرايطي محيطي و آدابي كه ويژة افراد مزبور است نيز وابسته مي‌شود.
پديدة تحمل،‌ سازگاري انسان با مادة مصرفي است و نشانة آن تخفيف و كاهش واكنشهاي جسمي، نسبت به مصرف مداوم مقدار معيني از يك ماده است. در نتيجه اگر مصرف كننده بخواهد همان حالات را تجربه كند، بايد مقدار بيشتري از آن ماده را مصرف كند.مثال:اگر فرد روزي يك نخود ترياك مصرف مي‌كرده است، به تدريج مجبور مي‌شود روزي دو نخود مصرف كند.
اگر فرد روزي دو بار حشيش مي‌كشيده است، به تدريج مجبور مي‌شود روزي پنج بار حشيش بكشد.
منظور از سوء مصرف مواد مخدر، مصرف هر نوع ماده مخدري است كه زيانهاي جسمي، رواني، عاطفي و اجتماعي به شخص مصرف كننده يا ديگران وارد مي‌كند. به اين ترتيب مصرف هرگونه ماده ممنوع يا تحت كنترل، بدون هدف درماني، سوء مصرف شمرده مي‌شود.مثال: ـ‌ مصرف ترياك در كشور ما غير قانوني است. پس حتي يكبار كشيدن آن سوء مصرف است.
ـ مصرف مشروبات الكلي، گاهي باعث بروز عصبانيت و پرخاشگري مي‌شود پس نوشيدن آن سوء مصرف است.
منظور از ترك،‌بازگشت معتاد به دوره بهبودي با كاهش يا قطع ماده مصرفي است. از علايم ترك اعتياد مثلاً ترياك، بروز درد در دستها و پاها و ترك حشيش ايجاد حالت تهوع مي‌باشد.
مثال:
ـ ترك ترياك باعث ايجاد درد در دست و پاها مي‌شود.
ـ ترك حشيش گاهي باعث ايجاد حالت تهوع مي‌شود.
معتاد كسي است كه بر اثر مصرف مكرر و مداوم مواد مخدر يا دارو به آن متكي شده باشد. به عبارت ديگر، قرباني هر نوع وابستگي دارويي يا رواني به مواد مخدر، معتاد شناخته مي‌شود. از نظر جامعه شناسي، معتاد كسي است كه به مواد ايجاد‌كننده تغييرات غير قابل قبول اجتماعي و فردي وابستگي دارد و در صورتي كه دارو به بدن وي نرسد، اختلالات رواني و فيزيكي موسوم به سندرم محروميت در او ايجاد مي‌شود.معتاد، فردي است كه بدون مصرف ماده مخدر يا داروي خاصي دچار علايم محروميت شود.
علايم ترك مواد افيوني
وقتي فردي به مواد افيوني معتاد شد، قطع ناگهاني مصرف آنها باعث بروز علايم ناخوشايندي مي‌شود كه 6 تا 8 ساعت پس از آخرين بار مصرف ظاهر شده و تا 10 روز باقي مي‌ماند. اوج شدت اين علايم روزهاي دوم و سوم پس از قطع است. اين علايم عبارتند از:
- درد استخواني و عضلاني
- دل پيچه و اسهال
- آبريزش از چشم و بيني
- عطسه، سكسكه و خميازه
- سيخ شدن موهاي بدن و احساس سرما و لرز
- بي قراري
- بي خوابي
- عصبانيت و پرخاشگري
اين علايم پس از چند روز رفع مي‌شوند، اما اشتياق به مصرف مواد تا چند ماه باقي مي‌ماند و همين اشتياق ممكن است سبب مصرف مجدد شود.
تاريخچه مواد مخدر (در جهان و ايران)
مکتوبات تاريخي چنين مي نمايد که بشر از آغاز تاريخ از مواد مخدر براي تسکين دردها و آلام خود که به تجربه با آنها آشنا شده بودند استفاده مي نموده است .
بر خلاف آنچه که مشهور است، چيني ها اولين مردمي نبودند که با ترياک آشنايي داشتند، گرچه حکما و دانشمندان چيني از ديرباز باخواص درماني ترياک آشنا بودند ولي احتمالا در قرن نهم و يا دهم بود که ترياک توسط اعراب به کشور چين معرفي شد.
نوشته هايي که از تمدن سومري ها باقي است، نشان مي دهد که سومريان از کهن ترين اقوامي بودند که نه تنها از ترياک استفاده مي کردند، بلکه نام « گياه شفابخش» نيز بر آن نهاده بودند، که هنوز اين نام شايع است.
پزشکان آشوري نيز صدها سال پيش از ميلاد مسيح به خواص داروئي ترياک پي برده بودند. نوشته هاي باستاني نشان مي دهد که ترياک در تمام دوره هاي تاريخ بابل، مصر، يونان و روم استعمال مي شد و حتي هومر شاعر يوناني در آثار خود از گل خشخاش سخن به ميان آورده و آن را جزو گل هاي زينتي باغ هاي روم در ششصد سال پيش از ميلاد مي دانسته است.
بر اساس پاپيروس هاي باقيمانده از مصريان، مصري ها از زمان هاي قديم خشخاش (ترياک) استعمال مي کردند و اسم (THE BAICA) مشتق از شهر THEBES است که در آن جا مي کاشتند، لذا کشت خشخاش با اين که در ممالک شرقي از جمله ايران، چين، هند، ترکيه و ممالک اروپايي به عمل مي آمد، ولي اصل آن از مصر بوده است .
مجارستان اولين کشور اروپايي است که با خشخاش آشنا شد و گياه شناسان کشور مذکور هزار و دويست سال پيش از ميلاد آن را مي شناخته و شيره اش را به کار مي برده اند.
ساکنان سرزمين هند نيز در شمار نخستين آشنايان به گياه مواد مخدر «کوکنار» مي باشند و گفته مي شود که هنگاميکه داريوش بزرگ آن کشور را گشود هنديها افيون را مي شناخته و با آن سر و کار داشتند.
يونانيان زمان سقراط به آثار طبي ترياک پي برده و براي تسکين و آرامش آلام خود به کار مي بردند.
در ايران دانشمندان و پزشکاني چون محمدبن زکرياي رازي و ابن سينا اولين کساني بودند که به خواص داروئي ترياک آشنا بوده و آن را براي مداواي بيماران خود تجويز مي کردند.
به طور کلي استعمال ترياک در ايران را پاره اي ره آورد حمله اعراب يا چنگيز و يا سوغات لشکرکشي نادرشاه به هندوستان مي دانند. ولي آن چه مسلم است در زمان حکومت صفويان مصرف اين ماده متداول بوده و چنانچه از شواهد برمي آيد، زمان صفويه استعمال ترياک بيشتر به منظور تعديل اضطراب خاطر بزرگان و در باريان و رجال عالي مقام معمول بود .
در قرن دهم هجري شاه طهماسب صفوي مصرف مواد افيوني را جدي تلقي مي کند و دستور مي دهد تا ترياک موجود در دربار را معدوم نمايند. در زمان شاه عباس ظاهرا بايد مصرف اين مواد توسعه بيشتري پيدا کرده باشد زيرا مي گويند شربت کوکنار که همان جوشانده خشخاش است بسيار رايج بوده به طوريکه شاه عباس دوم ضرورت مبارزه با آن را دريافته و براي جلوگيري از مصرف آن ناگزير از صدور احکام و فرامين موکدي مي شود.
تا پيش از قرن نوزدهم ترياک در ايران به طور وسيع کشت نمي شد و ترياک کشي آن چنان رواج نداشت. ترياک کشي در ايران از زمان ناصر الدين شاه شروع مي شود. در دوران اميرکبير کشت خشخاش به صورت آزمايشي در اطراف تهران انجام گرفته است.
استعمار انگليس پس از به زانو در آوردن هند بر آن شد که ميان لندن و هندوستان خط ارتباطي تلگراف برقرار کند و براي اينکار مي بايست از سرزمين ايران بهره مي گرفتند و از اين جهت آن را به ناصر الدين شاه مطرح و عملي ساختند و به اين طريق سيم بانان و کارگران هندي خط ارتباط ، از بزرگترين انگيزه هاي گسترش و آموزش ترياک کشي در ايران بودند و خراسان به عنوان ترياک کشي در تيررس آرمان هاي شوم آنان قرار گرفت به طوريکه از سال 1851 پيش قراولان قاچاقچيان اين داروي تحذير کننده و اعتياد آور در لباس هاي دراويش هندي در  خراسان و کرمان پراکنده شدند و به ترياک کشي پرداختند .
چون انگليسي ها ترياک ايران را خوب مي خريدند ، کشاورزان دست از زراعت گندم کشيدند و به کشت خشخاش روي آوردند . قانون هاي تحديد ترياک (1329 قمري) و انحصار ترياک و مجازات مرتکبين قاچاق مواد افيوني و توليد و توزيع غيرقانوني هر چند ظاهرا در جهت کاهش مصرف اين ماده و مبارزه با آن وضع و کنترل محدود هم از بين رفت و در سال هاي جنگ جهاني دوم و بعد از آن قاچاق مواد افيوني و اعتياد آن رواج بيشتري پيدا مي کند .
در سال 1334 قانون منع کشت خشخاش و جلوگيري از مصرف غير طبيعي ترياک از تصويب مجلس گذشت و وزارت بهداري را مسئول معتادين قرار دادند .
در سال 1348 دولت قانون منع کشت خشخاش را لغو کرد و به جاي آن قانون کشت محدود خشخاش و سهميه کوپن ترياک را رواج داد .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، در خرداد ماه 1359 قانون سهميه ترياک معتادان مجاز لغو و دوره اي به مدت شش ماه به عنوان ترک اعتياد مقرر شد و از آن پس (اتمام مهلت) اعتياد جرم و معتاد مجرم شناخته شد.
شناسایی فرد معتاد
۱) معتاد دارای ظاهری ضعیف، فرتوت و پژمرده رنگ، چهره تیره و دندانهای پوسیده و زرد رنگ است.
۲) تنگ بودن مردمک چشم، احتمال اعتیاد را می رساند ولی نشانه ای قطعی نیست.
۳) وجود دوره های بی قراری تحریک پذیری، عصبانیت و اضطراب که به طور ناگهانی جای خود را به سرخوشی و آرامش می دهد.
۴) تمایل به کناره گیری از بستگان به ویژه پدر، مادر، خواهر، و برادر و اشتیاق به معاشرت با دوستان جدید و مشکوک.
۵) تغییر ساعت خواب، دیر خوابیدن در شب و دیر بیدار شدن در صبح.
۶) بالا رفتن هزینه های شخصی و درخواست پول زیاد و مکرر از والدین.
۷) بستن در اتاق به روی خود به مدت طولانی تا آنکه تغییر احوال او بر دیگران معلوم نشود.
۸) بی توجهی به ظاهر و داشتن سر و وضع آشفته و کثیف و افزایش رفت وآمدهای ظاهرا بی مقصد و مشکوک.
۹) در توالت ماندن بیش از حد معمول.
۱۰) خواب آلوده و افسرده بودن همراه با شادابی بسیار و زودگذر.
۱۱) پرگویی و یاوه گویی، دروغ گویی و دادن وعده های بی اساس.
۱۲) استعمال داروهای ویژه اعصاب یا خواب آور.
۱3) اشتهای زیاد پس از مصرف حشیش
۱4)  بی‌اشتهایی همزمان با مصرف زیاد چای و سیگار .
۱5)  پیدا کردن وسایل مصرف مثل زرورق، کش، سرنگ و…
۱6)   تغییر صدا، دورگه و زنگ‌دار شدن آن
۱7)   وجود آثار تزریق در دست‌ها
۱8)   ضعف جنسی در دراز­مدت
۱9)  مصرف قرص و شربت به طور مستمر 
 20)  طفره رفتن از آزمایش خون و یا تعویق انداختن آن
21)   قرمز شدن چشم، استفاده از قطره چشم بدون دلیل ، برق زدن چشم پس از ریختن قطره‌های پزشکی درآن.
22) خرج شدن پول زیاد در مدت کوتاه (که صرف تهیه مواد شده) و گم شدن پول و اثاث خانه. 
22) در خواست مکرر پول از افراد مختلف به بهانه‌ها و با دروغ­های مختلف. 
خارش بعد از مصرف بخصوص  در بازوان , صورت بويژه پيشاني و بيني , آلت تناسلي و سرخ شدن چشمها از دیگر علایم اعتیاد است . استفاده بيش از حد از ترياک موجب استفراغ ميشود که در بين معتادين به تگري زدن معروف است و فرد معتاد به محض استفراغ حالش بهبود ميابد و  بر خلاف آن، فرد حشيشي با وجود استفراغ کردن تا چند روز حالش بد باقي مي ماند . بيماران معتقدندکه ترياک مزاج سرد دارد لذا براي  از بين رفتن آثار استفاده بيش از اندازه آن از موادي که طبع گرم دارند (مواد قندي ) استفاده ميشود . در مجموع معتادين با مواد غذايي که طبع سرد دارند مانند برنج و کله پاچه رابطه خوبي ندارند . معتادين معتقدند آب ليمو اثر ترياک را از بين ميبرد و به نشئگي خاتمه ميدهد .
مصرف کنندگان معتقدند شيره مزاج گرم دارد لذا براي بريدن آن (از بين رفتن آثار استفاده بيش از اندازه ) از موادي که طبع سرد دارند مانند هندوانه استفاده ميشود .
به گفته افراد وابسته به مواد افيوني يبوست ناشي از مصرف ترياک بسيار شديد است و لذا اکثرمعتادان به ملينها روي مي آورند و در سنين بالا دچارعارضه هموروئيد (بواسير) ميشوند .
افراد معتاد به علت ترس از لو رفتن به مسافرت نميروند به هيچ وجه حاضر نيستند در بيمارستان بستري شوند و پس از بستري شدن اجباري در بيمارستان , معتادين اصرار عجيبي در نشان دادن علائم بهبودي دارند . اين افراد با کسي در گير نميشوند چون اگر بازداشت شوند اعتيادشان لو ميرود . گذشته از آنچه گفته شد افراد معتاد کاملا ترسو هستند و حتي باصدائي کم از جا مي پرند . شنيده ميشود که بعضي از دانشجويان در شبهاي امتحان تا حتي 3 شب با مصرف ترياک بيدار ميمانند و درس ميخوانند اگر چه نشئگي باعث سرحالي و افزايش هوشياري فرد ميگردد اما عموما اين دانشجويان بعد از مدت کوتاهي مبتلا به اعتياد دائم ترياک ميشوندو ميزان مصرفشان بيشتر شده ومعمولا به آن درجه از سرحالي و هوشياري هم براي ادامه تحصيل دست نمي يابند ودر نهايت بعلت اعتياد  ترک تحصيل ميکنند . خودمعتادين معتقدند فرد ي که نشئه است فک ميزند يعني خيلي دوست دارد حرف بزند و دوست دارد ديگران به حرفهاي او توجه نمايند . فرد معتاد به ترياک پس از نشئه شدن ميتوانديک خاطره کوتاه را شاخ و برگ داده و ساعتها باآن جمعي را سرگرم کند افرادي که ترياک را به صورت تدخيني مصرف ميکنند اگر دوره هاي خماري و محروميت نديده باشند عموما قيافه اي مانند افراد عادي دارند . اين افراد معمولا موهاي پر پشتي دارند و اگر در رفتارشان دقت نمائيم هميشه در حدود ساعت خاصي يافتن آنها غير ممکن است!! البته افرادي که مدتها از وافور استفاده کرده اند , به علت فشار منفي لازم براي کشيدن دود وافور در حفره دهاني عموما گونه هاي فرو رفته دارند .

شناسایی مواد مخدر
انواع مواد مخدر :
۱- سستی زا
۲- توهم زا
۳- توان افزا
 مواد سستى ‏زا :
سستی زا: موادى هستند که مصرف آن بر روى سلسله اعصاب مصرف‏ کننده اثر گذاشته و در نتیجه فعالیت فکرى و بدنى او را سست نماید.
 این مواد به دو دسته تقسیم می‏شوند :
- طبیعى ، مانند : استحصالات گیاه خشخاش، تریاک، شیره تریاک، مرفین
- مصنوعى ، مانند : هروئین، متادون، نرمتادون، پاپاورین، پتیدین، انواع و اقسام قرص هاى مسکن و آرام ‏بخش
توهم‏ زا: با مصرف این مواد فرد دچار اوهام حسى و بصرى می ‏شود. این مواد را هالوسینوژن می‏ گویند که شامل:
 طبیعى ، مانند : استحصالات گیاه شاهدانه،حشیش، بنگ، ماری‏جوانا، گراس، چرس؛ مسکالین، جو سیاه آفت ‏زده، برخى از قارچهاى حاوى مواد توهم ‏زا، دانه‏ هاى نوعى نیلوفر وحشی- مصنوعی ،
مانند : ال.اس.دی(L.S.D) ، دی‏ متیل تریپتامین (D.M.T) ، دی‏ اتیل تریپتامین (D.E.T)توان‏ افزا: مصرف آن بر روى سلسله اعصاب تأثیر گذاشته و در نتیجه فعالیت فکرى و بدنى مصرف‏ کننده بیشتر و باعث هیجان می‏ شود. این مواد به دو دسته تقسیم می‏ شوند که عبارتند از :
- طبیعی ، مانند : برگ کوکا، کوکائین، کراک، برگ و ساقه برخى درختان مثل خات و کراتم و ناس
- مصنوعی ، مانند : آمفتامین، متیل آمفتامین، ترکیبات آمفتامین‏ها
مواد سستى زا
تریاک :
قدیمى ‏ترین و مشهورترین ماده مخدر است که از گیاه خشخاش به دست می‏ آید. این گیاه حدود ۲۵۰۰ ســــال قبل در منطقه مدیترانه کشت مى ‏شده است. سابقه این گیاه را    تا ۵۰۰۰ سال قـــــــبــل هم ذکر می ‏کنند. از آثارى که از سومریها باقـــى مانده اســــت، چــنین بــر می ‏آید، آنها این ماده را استعمال می ‏کرده اند و با آن گیاه شادى بخش می ‏گفتند. در نوشته‏ هاى هومر از تریاک نام برده شده است.
تریاک شیره منعقد شده تخمدان کال بوته خشخاش است که از نظر علمى به پاپاور معروف است. خشخاش بوته ‏اى است یکساله که در مناطق معتدل می‏ روید. رشد سالانه این گیاه به ارتفاعى معادل  ۱۱۰-۷۰ سانتیمتر می‏رسد. در اواسط بهار، بعد از این که گلهاى رنگارنگ ان کم‏ کم شروع به ریختن می‏ کند، از میان گلها کپسول ظاهر می ‏شود که به آن گرز خشخاش می‏ گویند. این گرزها در اواخر بهار و اوائل تابستان داراى پوست سبزى است که به زردى مى ‏گراید. البته، قبل از این که میوه گیاه خشک و زرد شود به روش خاص مبادرت به تیغ زدن آن می‏ نمایند. این کار به وسیله افرادى که تجربه خاصى در تیغ زدن دارند، انجام می‏شود. آنان در ساعات اولیه شب با تیغهاى مخصوص و با ایجاد چندین شیار افقى و یا عمودى و یا مورب بر روى گرزها مبادرت به تیغ زدن می‏نمایند. صبح روز بعد، شیره سفید رنگى از محل شکافهاى گرز به بیرون ترشح می‏کند و در مجاورت هوا به صمغ قهوه‏اى رنگ تبدیل گردیده در پیاله مخصوص جمع‏ آورى و براى تریاک مالى آماده و به صورت لول روانه بازار قاچاق می ‏شودتریاک آماده مصرف، ماده ‏اى است خمیرى به رنگ قهوه‏اى که بر حسب نوع و منطقه کشت خشخاش و آب و هواى منطقه پرورش از قهوه‏اى روشن تا تیره وجود دارد نامهاى دیگر آن افیون، اپیوم و تریاق می‏ باشد.
شیره تریاک:
پس از تیغ زدن گرز خشخاش، ماده ‏اى شیرى رنگ از آن خارج می ‏شود که به آن شیره تریاک گویند. این شیره در مجاورت هوا تیره شده به رنگ قهوه ‏اى تبدیل می ‏گردد
نحوه مصرف :
- تدخین به وسیله وافور و یا با وسیلى مانند آن مثل قلیان، قلقلی، سیخ و سنگ
- استفاده به صورت قرص
- حل کردن در آب یا چاى و نوشیدن آن
عوارض :
- مغز: وابستگى (اعتیاد)، بی‏خوابى هنگام شب، خواب الودگى در طى روز
- تغییرات شخصیتی:
۱-کاهش علائق و انگیزه‏ها
۲-کاهش احساس مسئولیت
۳-کاهش توجه به تحصیل، شغل و خانواده
۴-افسردگى و بی قراری، پرخاشگری، اغماء به دنبال مصرف زیاد
- گوارش: تهوع و استفراغ، کاهش اسید معده و اختلال در هضم غذا، کاهش فعالیت روده ‏ها و یبوست مزمن، بی‏ اشتهایى و کاهش وزن، سوء تغذیه، خشکى دهان، اختلال در کبد
- پوست: خارش، تیره شدن رنگ پوست، تیرگى لبها، کهیر
- بیضه و تخمدان: کاهش توان و میل جنسی، بهم خوردن دوره ‏هاى قاعدگى در زنان
- تضعیف دفاع بدن علیه بیماریها: بی ‏حسى و عدم تعادل بدنی‏، عفونت ریه، یست تنفسى به دنبال مصرف زیاد، انقباض مردمک چشم
الکالویید : تریاک داراى ترکیبات بسیارى است که تاکنون ۲۵ نوع موثر آن شناخته شده است. مهمترین آلکالوییدهاى تریاک عبارتند از مرفین، نارکوتین، پاپاورین، تبائین، کدئین و نارسئین.
مرفین :
مرفین از کلمه مورفئوس خداى رویایى یونان باستان مشتق شده است و یکى از اجزاى اصلى و اساسى تریاک است که به طور متوسط از هر ۱۰ کیلوگرم تریاک یک کیلوگرم مرفین تهیه می‏شود. رنگ آن به صورت کرم روشن و گاهى اوقات به رنگ آرد نخودچى و مزه آن تلخ است. ذرات آن در زیر ذره‏ بین شبیه کریستال هاى سوزنى است. از نظر دارویی، ضد درد بوده، با اثرات رخوت ‏زیى که بر روى مغز دارد، باعث کنترل دردهاى شدید می‏ شود و به همین خاطر مصرف مجاز آن فقط در بیمارستانهاست.
هروئین :
هروئین از کلمه هیروس یا هیرو به معنى مرد قهرمان گرفته شده است. البته این کلمه به معنى زن قهرمان، زن برجسته، زنى که خدمات بزرگى به عالم بشریت کرده و زن ایده ‏آل نیز اطلاق می‏شود. هروئین یکى از ترکیبات مرفین مى ‏باشد که با عمل استیلاسیون بدست مى آ‏ید.ا ین ماده به رنگ سفید میل به کرم داراى طعمى تلخ و بى ‏بو است که پس از مدتى نگهدارى بوى ترشى و سرکه می‏ دهد.
نحوه پیدایش :
هروئین، قوی‏ترین و مخرب‏ترین ماده مخدر دنیا به شمار مى اید که در سال۱۸۷۴ توسط یک دانشمند انگلیسى ساخته شد و تحقیقات بیشتر را درباره این ماده دانشمندان آلمان در سال ۱۸۹۰ تکمیل نموده و آن را به عنوان دارو معرفى نمودند. در ایران اولین لابراتور هروئین‏ سازى در سال ۱۳۳۴ توسط فردى به نام دکتر مصطفوى ایجاد گردید. وى نحوه ساخت و استخراج هروئین از تریاک را به عده‏ اى آموخت که باعث به وجود آمدن لابراتوارهاى بیشترى در سطح کشور گردید.
نحوه استعمال :
هروئین از طریق کشیدن از راه مجارى تنفسی، تزریق داخل رگها و تزریق زیر جلدى استعمال می‏شود. مصرف هروئین از طریق مجارى تنفسی(دهان) با زرورق به این صورت است که لبه زرورق سیگار یا هر نوع زرورق دیگر را به طرفى که از جنس کاغذ است تا می‏ کنند و با آن یک لوله می‏سازند، سپس هروئین را که معمولا حدود ۵ سانتى است روى سطح زرورق دیگرى می ‏ریزند و یک تکه مقواى بریده و نازک را به صورت چوب کبریت درآورده پس از آتش زدن زرورق گرفته سپس دود حاصله را از دهان استنشاق می ‏کنند.
در استعمال تزریقی، ابتدا معتادان از رگهایى که جلوى ساعد دستها نمایان است استفاده کرده، پس از آن که مدت طولانى از تزریق نقاط مختلف دستها گذشت و دیگر این نقاط جوابگو نبود ، به ترتیب نوبت به پشت دست، ساق پا، گردن و در نهایت به بیضه‏ ها می‏رسد. تزریق در بیضه‏ ها آخرین مرحله این گونه معتادان است.
عوارض :1- وابستگی، افسردگی
2- تغییرات شخصیتى :
3-کاهش علائق و انگیزه ها
4-کاهش احساس مسؤلیت
5-کاهش توجه به تحصیل ، شغل و خانواده
6- بی‏خوابى هنگام شب، خواب‏ آلودگى در طى روز، پرخاشگری، آبسه چرکى مغز، عفونت مغز، بیماریهاى مختلف ناشى از مرگ بخشى از سلولهاى مغزى و نخاع به دنبال مصرف زیاد
7- گوارش : تهوع و استفراغ، کاهش اسید معده و اختلال در هضم غذا بى ‏اشتهایى و کاهش وزن
8- کلیه : ناتوانى در تخلیه ادرار، نارسایی، عفونت کلیه
9- پوست : خارش، تیره شدن رنگ پوست، تیرگى لبها، کهیر، عفونت پوست
10- ریه : انسداد ناگهانى رگهاى تغذیه کننده ریه، عفونت ریه، ایست تنفسى به دنبال مصرف زیاد
11- قلب : نارسایى قلب، بهم خوردن نظم ضربان قلب، عفونت کلیه داخلى و دریچه ‏هاى قلب
12- عروق و خون : سخت شدن دیواره عروق، التهاب عروق، عفونت عروق
13- کبد : اشکال در کار کبد، عفونت و التهاب کبد، بیمارى مزمن کبدى
14- بیضه و تخمدان : کاهش میل جنسی، کاهش توان جنسى
متادون :
یک ماده مخدر مصنوعى است که در جنگ جهانى دوم به علت کمبود مرفین براى تسکین مجروحین به وسیله آلمانى ها ساخته شد. در حقیقت متادون یک داروى برطرف‏ کننده درد است که براى تسکین سرفه هم از آن استفاده می‏کنند. گرچه متادون خود یک ماده اعتیادآورنده قوى است ولى به عنوان یک داروى پزشکى براى ترک و معالجه معتادان به تریاک، هروئین و مرفین از آن استفاده می‏ کنند. اثرات دارویى آن تا حدى شبیه به مرفین بوده، با این تفاوت که پس از مصرف، مدت بیشترى طول می‏کشد تا اثرات آن ظاهر شود و به مدت طولانى ‏تر در بدن باقى می ‏ماند
کدئین :
یکى از مشتقات معروف تریاک است که ۰/۲الى ۰/۸ درصد آن را تشکیل می‏دهد و به عنوان مسکن در اشکال مختلف قرص، کپسول و شربت در پزشکى کاربرد دارد. اثر کدئین در حدود اثر مرفین است و در صورتى که زیاد مصرف شود علائمى مانند اثرات مرفین خواهد داشت. نحوه مصرف آن به صورت تزریقى و خوراکى می‏باشد.
پاپاورین :
یکى از مشتقات مؤثر تریاک می‏باشد که سفید کریستالى است و از نظر زهرآگین بودن حد وسط مرفین و کدئین است. ماده ‏اى است نشاط آور و محرک. کار عضلات صاف مثل روده را کند کرده و باعث شل شدن آنها می‏گردد. در برونشها و رگها انبساط ایجاد نموده و در آب نامحلول است و در الکل حل می‏شود.
پتیدین :
این ماده هم مثل متادون از داروهاى سستی‏ زاى مصنوعى می ‏باشد که قدرت ضد درد آن از مرفین کمتر است و عضلات بدن را سست و شل می‏ کند
مواد توهم زا  :
حشیش :
ماده ‏اى به رنگ سبز تیره و گاهى قهوه ‏اى مایل به سبز شبیه حنا که از گل، برگ و ساقه گیاه شاهدانه مؤنث و از ترشحات چسبنده آنها به صورت صمغ به دست می آ‏ید. شاهدانه بوته ‏اى است شبیه گزنه که بلندیش تا ۲ متر می‏رسد. گیاه نر و ماده آن به صورت جداگانه بوده داراى برگهاى انبوه دراز و کنگره ‏دار می‏باشد که میوه آن در سر شاخه به صورت خوشه نمایان است. اصولا شاهدانه براى روغن گیرى و خوراک طیور استفاده می‏شود. بو داده و برشته آن را مردم به صورت تفنن می‏خورند. نام لاتین این گیاه کانابیس است. اگر از سر شاخه‏ هاى به گل نشسته گیاه ماده چسبنده‏اى به نام رزین که در حال ترشح است جمع ‏آورى و خشک شود، در واقع حشیش به دست آمده است. این گیاه در آمریکاى شمالى به نام ماری‏جوانا یا چرس، در انگلیس به گراس، در فرانسه ادب، در هندوستان بنگه و گنجا، در خاور نزدیک و خاورمیانه حشیش، در افریقاى جنوبى دگا، در سوریه و لبنان حشیشه ‏الکیف، در ترکیه اسر یا اسرا، در افریقاى مرکزى کامبا، در اسپانیا و در دیگر کشورها به اسامى مختلفى چون وید، پات، شانگ، چاراز، مکونا و غیره شهرت دارد.
در هر حــال هــر اســم و نــامــى بر ایــن گیاه و مشتقات آن نهاده شود، اثرات توهم ‏زایى آن همچنان پابر جاست در اینجا به حالاتى که پس از استعمال حشیش و ماری‏جوانا در مصرف کننده روى می‏دهد به طور اختصار اشاره می‏ کنیم :
1- در اثر نشئه شدن اشیاى مجاورش را بزرگتر و یا کوچکتر مى بیند.
2- اشتهاى کاذب و میل به مصرف غذا پیدا می ‏کند.
3- احساس قدرت عجیب در خود داشته و دست به اعمال وحشیانه و جنون ‏آور و خشونت زا زده و احساس پرواز کردن و سفر در آسمان و نوعى انبساط خاطر و آرامش و اعتماد به نفس کاذب پیدا می‏کند.4- فرد به خواب عمیقى فرو مى ‏رود.
حشیش حاوى ماده‏اى شیمیایى به نام T.H.C (تترا هیدرو کانا بینول) است که ماده مؤثر آن به شمار می ‏رود. حــشیـش در طــبــقـه ‏بـنـدى مـواد مخدر، جزء مواد توهم‏ زاى طبیعى می ‏باشد.
 آثار مصرف حشیش:
1- تغییر در درک رنگ و صدا 2- افزیش اشتهاى کاذب 3- - تند شدن ضربان قلب 4-- قرمزى چشم 5- ختلال حافظه، گیجى و بی‏توجهى به اطراف 6- به هم‏خوردگى تعادل حرکتى 7- علائم روانى شدید، مانند شنیدن صداهاى غیر واقعی، صحبتهاى نامربوط، توهم و هذیان، اختلال توجه، احساس کند شدن گذر زمان، سرخوشى و خنده خود به خود
عوارض مصرف طولانى حشیش:
1- بیماریهای تنفسى مزمن و سرطان ریه 2- نازایى در زن و عقیمى در مرد 3 - از بین رفتن سلولهاى مغزى (پوک شدن مغز) 4- التهاب و انسداد مزمن مجارى تنفسى 5- اختلال روانى شدید و پیدار 6 - کم شدن علاقه و انگیزه براى زندگی، شغل و روابط اجتماعى و خانوادگى 7 - سندرم بی‏ انگیزگى (ناامیدی، بی ‏تفاوتى و بی ‏مسئولیتى در مقابل امور جارى زندگى) 8 - تشنج
علائم ترک حشیش:
1-- تحریک ‏پذیری، بی ‏قرارى و اضطراب 2 - اختلال خواب و بی ‏اشتهایى 3 - تعریق و لرزش 4 - اسهال، تهوع و استفراغ 5 - دردهاى عضلانى 6 - افزیش درجه حرارت
بنگ :
سر شاخه‏ هاى گلدار یا به میوه نشسته و خشک شده بوته شاهدانه – اعم از ینکه ماده رزینى آن را قبلا گرفته یا نگرفته باشند – بنگ نامیده می‏ شود.
مارى ‏جوانا :
در آمریکا برگها و گلهاى شاهدانه آمریکایى را خشک می‏کنند و از آن توتون سبز رنگى به دست می‏ آورند که همان ماری‏ جواناست. چون این توتون خیلى زبر است براى پیچیدن آن از چندین دور کاغذهاى سفید یا قهوه ‏اى رنگ استفاده می‏کنند و آن را ریفر مى ‏نامند. مشتاقان آن را به صورت دسته‏ جمعى در محل هایى به نام تی‏پاد تدخین می‏کنند. این سیگار به کندى می‏سوزد و خیلى زود خاموش می‏گردد، به همین علت معتادان با پکهاى سریع و دسته‏ جمعى مانع خاموش شدن آن می ‏شوند و براى این که از این سیگار استفاده کامل بشود در اماکن سر بسته استعمال می‏گردد.
گراس :
در زبان انگلیسى به معنى علف است و در اصطلاح همان بنگ و ماری‏جواناست. برگهاى بوته شاهدانه که در واقع مثل علف است جمع ‏آورى کرده، مانند سیگار مصرف می ‏کنند، گاهى هم آن را مثل چاى دم کرده و می ‏خورند.
چرس :
همان حشیش است که از رزین آماده شده از سر شاخه‏ هاى گلدار و به میوه نشسته گیاه بالغ شاهدانه تهیه می‏شود و از انواع دیگر ان مرغوبتر است.
مسکالین :
ماده اصلى و فعال کاکتوس است (معمولا این کاکتوسها به نام پیوت معروفند) که قرنهاست به عنوان دارویى سحرآمیز براى درمان دردها مصرف می ‏شود. نحوه تهیه آن به این صورت است که تکه‏ هایى از قسمت فوقانى این گیاه را بریده و پس از خرد کردن می ‏جوند و یا با ساییدن آن را به صورت پودر درآورده و با ریختن به داخل کپسول، مورد استفاده قرار می‏دهند.
ال.اس.دی :
مخفف “ اسید لیزرژیک دى اتیل امید ” ماده نیمه ترکیبى است که در لابراتور به دست مى ‏آید. این ماده به صورت طبیعى در چاودار آفت زده وجود دارد. بر روى آن قارچى به رنگ مس نشو و نما می‏کند که آرگو نامیده می‏شود. این قارچ حاوى اسیدى به نام اسید لیزرژیک می‏باشد و مشتقات آن توهم ‏زا می‏ باشد. یکى از عوارض مصرف، تیره شدن مردمک چشم و ایجاد خطوط رنگین به هنگام بسته ‏شدن چشمها در منطقه بینایى است. عمق تصاویر و اشیا در نظر مصرف‏ کننده تشدید شده و اشیاى ثابت ممکن است در نظرش به حرکت درآیند، گاهى حالت تهوع، سرد شدن بدن و لرزش احساس می‏شود. قدرت شنوایى تشدید شده و زمزمه‏ هاى نامفهوم به گوش می‏رسد. حس زمان و گذشت آن در حد بسیار زیادى کند می‏شود. انطباق فکر از بین رفته و هر چه میزان مصرف بیشتر باشد تجزیه و تحلیل منطقى کمترى در ذهن به وجود می ‏آید.
دى . ام . تى :
یکى از مواد توهم ‏زا می‏ باشد که معمولا معتادین ال . اس . دى از این ماده استفاده می ‏کنند. آثار آن شبیه ال. اس .دى است. کسانى که به دنبال راه گریز سریع از واقعیتها هستند از ان مصرف می‏کنند. اگر از راه دهان مصرف شود تولید دل ‏درد می ‏کند. بنابرین یا از راه تزریق عضلانى استعمال و یا با توتون و ماری‏جوانا مخلوط کرده دود می‏ کنند.
مواد توان افزا  :
کوکائین :
یک از موادمخدر توان‏ افزاى طبیعى می‏ باشد که از برگ کوکا تهیه می‏شود کشورهاى بولیوی، کلمبیا و پرو بزرگترین محل رشد و نمو کوکا به شمار می‏روند. کوکا گیاهى است که در ارتفاع ۶۰۰ تا ۲۰۰۰ مترى از سطح دریا در دامنه باخترى کوههاى آند که هواى معتدل و مرطوبى دارد می‏روید. ارتفاع این گیاه به ۲ متر هم می‏رسد و برگهایى دارد که شکل و رنگ و ابعاد آن یاد آور درخت زیتون است. گیاه کوکا حاوى ماده توان‏ا فزا ست که مصرف آن سبب فعال شدن مرکز بی‏خبرى و سرخوشى در مغز مصرف کننده می‏شود. ماده حاصل از برگ کوکا، کوکائین نامیده می‏شود.نخستین بار بومیان کشور “پرو” از برگ این درخت براى تسکین درد و رفع خستگى استفاده نمودند. اعتیاد به آن جنبه روانى دارد. کوکائین ماده مؤثر رگ برگهاى این گیاه است که به ارى تاکسیلین شهرت دارد. رنگ آن سفید شفاف و همانند کریستال ریز می‏باشد و با مختصر تکانى بلورهاى ریزان بر روى هم می‏غلتند. این ماده، یک ضد درد موضعى بسیار قوى است، از پوست و مخاط بینى هم جذب می‏شود. گرد کوکائین از راه بینى استنشاق و یا در رگ تزریق می‏شود که خاصیت آن، ایجاد نیرو و هیجان، کاهش احساس گرسنگى مى ‏نماید و استعمال زیاد آن موجب جنون می‏شود. نامهاى خیابانى آن کوک، کاندی، هپى می‏باشد.
کراک :مشتقى از کوکائین است که جنبه اعتیادآورى آن بسیار زیاد و اثرات جانبى آن دهشتناک است. در واقع کراک، کوکائینى است که دستکارى شده و غالبا با پیپ هاى شیشه‏اى دود می‏شود. براى معتاد شدن به کراک فقط چند پیپ کراک کفایت می‏کند.
خات یا قات :
خات علاوه بر این که به صورت وحشى رشد مى ‏کند، عمدتا در مناطق مشخصى از شرق افریقا و شبه جزیره عربستان کشت می‏شود. برگهاى این گیاه با توجه به خواص محرکشان به صورت جویدنى مصرف مى ‏شوند، به طورى که به مصرف‏ کننده احساس نشاط داده و تا حدودى جلوى گرسنگى را می‏گیرد.
طعم آن تلخ است و مصرف آن بیشتر در عصر و اوائل شب صورت می‏گیرد. کشورهاى تولیدکننده، مقادیر انبوهى محموله‏ هاى منجمد، خشک و واکیوم شده خات را به اروپا و سایر نقاط جهان ارسال می‏کنند. این محموله در کشورهاى مزبور توسط اتباع کشورهاى تولید کننده مصرف می‏شود. برخى کشورها جهت محدود کردن واردات یا مصرف خات تدابیرى اتخاذ کرده ‏اند. خات در حال حاضر تحت کنترل مقررات بین ‏المللى قرار ندارد.
کراتم :
درختى است که در تایلند می‏ روید. مردم آن سرزمین برگهاى تازه آن را می‏جوند و یا آن را خشک کرده مانند سیگار می‏کشند. خاصیت ماده مؤثر این درخت، توان ‏افزیى است و احساس نشاط و هوشیارى کاذب مختصرى نیز در مصرف‏کننده به وجود مى ‏آورد.
ناس :
در بسیارى از منابع آمده است، ناس بوته ‏اى است که در افغانستان و پاکستان مى ‏روید. برگهاى آن را اگر تازه باشد ، می‏جوند و خشک کرده آن را مثل حنا کوبیده در زیر لثه قرار می‏دهند. براى تأثیر بهتر و بیشتر، کمى خاک سیگار یا آب آهک به آن اضافه می‏کنند. مصرف‏ کنندگان آن احساس گرمى و نشاط می‏کنند، ولى اثر آن به مراتب از سایر مواد محرک کمتر است.
آمفتامین:
گروه وسیعى از داروهاى محرک (توان‏ افزا) هستند که باعث تحریک و فعالیت سلسله اعصاب مرکزى مى ‏شوند و به اشکال قرص، کپسول، پودر و میع وجود دارند.
شیشه:
يكي از انواع موادمخدر كه امروزه از مواد نسبتاً پر مصرف مي باشد کریستال دى متامفتامین هیدروکلرید یا به زبان عامیانه آيس ، شيشه يا كريستال است. وجه تسميه اين ماده‌مخدر اين است كه اين ماده در بعضی حالات ، شكل ظاهري آن شبيه خرده شیشه است و يا تكه‌هاي كوچک يخ ، اما بیشتر به صورت دانه های ریز است . اين ماده در اروپا و آمريكا بيشتر به نام آيس شناخته مي‌شود. شابو كه در آسياي جنوب‌شرقي و خاوردور رواج دارد نيز شباهت‌هايي با اين ماده دارد.
تحقيقات نشان مي‌دهد كه مهمترين تركيب اين ماده‌مخدر آمفتامين است. سابقه توليد و مصرف آمفتامين به قبل از جنگ جهاني دوم مي‌رسد و در زمان جنگ جهاني دوم به عنوان يك داروي مؤثر در رفع افسردگي سربازاني كه مشغول جنگ بودند و يا نيروهايي كه قرار بود چندين شبانه‌روز را به صورت پيوسته به نبرد مشغول باشند و فرصت استراحت نداشتند براي بالا بردن سطح انرژي آنان استفاده مي‌شد.
نشئگي حاصل از مصرف اين ماده تقريباً شبيه هيچ مادمخدر ديگري نيست. عوارض مصرف اين ماده ، بسيار خطرناك و سنگين است. مصرف‌كنندگان اين ماده در دفعات اولیه مصرف ، گاه تا 72 ساعت نمي‌خوابند. در اين مدت ، سطح انرژی بسیار بالا ، توهم شديد و خيره شدن به يك نقطه خاص براي چندين ساعت و همينطور رفتارهاي بي‌پروا ، از حالات نشئگي اين ماده محسوب مي‌شود. پس از بين رفتن اثر اين ماده ، شخص مصرف‌كننده طوري احساس خستگي و كوفتگي مي‌كند كه ممكن است حدود 48 ساعت يا 2 شبانه‌روز به صورت پيوسته خواب باشد و پس از بيداري سر دردهاي شديد ، بي‌قراري ، لرزش و حركات غيرعادي اعضاء بدن مثل دست و سر از حالات آن است.
مصرف‌كنندگان شيشه براي از بين بردن اين حالت معمولاً دوباره مصرف مي‌كنند و مانند ساير موادمخدر فرايند اعتياد آغاز مي‌شود و پس از مدتي مصرف‌كننده شيشه تبديل به يك معتاد تمام‌عيار مي‌شود كه البته با مصرف‌كنندگان ساير موادمخدر مثل ترياك و حتي هرويين بسيار تفاوت دارد. عوارض مصرف شيشه را در طول چندماه ، حتي مصرف هرويين در طول چندين سال به وجود نمي‌آورد.
عوارض مصرف شيشه به قدری وحشتناک است که حقیقتاً هرویین و یا قوی ترین مخدرهای سنتی در مقابل آن بسیار ضعیف هستند .مصرف‌كننده شيشه در حالت خماري ، دست به حركات جنون‌آميزي مي‌زند كه شايد از ديوانگان زنجيري هم سر نزدند. از مهمترين عوارض طولاني مدت مصرف شيشه كه معمولاً بعد از گذشت كمتر از 6 ماه مصرف خود را نشان مي‌دهد اختلال شديد در عملكرد دريچه پروستات است كه معمولاً ادرار و اسپرم با هم دفع مي‌شوند. آسيب‌هاي شديد كبدي و جوش‌هاي صورت ، ايجاد عفونت در دستگاه گوارش ، خصوصاً روده ها ، كوچك شدن بيضه‌ها به همراه درد شديد و تضعيف قواي جنسي از ديگر عوارض اين ماده‌مخدر خطرناك است.
توهمات شيشه به گونه ای است که بیان آن ها کار ساده ای نیست ، باورکردنی نیست . شیشه ای ها پس از گذشت مدتی از مصرف شیشه شدیداً بدبین می شوند ، همه مردم را دشمن خود می دانند ، فکر می کنند سیستم های امنیتی از کا ، گ ، ب گرفته تا سی آی ، ای همه دنبال آن ها هستند ، تصور می کند در همه جا مشغول پاییدن او هستند ، حتی در خانه اش ابزار مراقبت کار گذاشته اند ، به نزدیک نرین افراد خانواده خود شدیداً بدبین می شود ، بدبینی که قابل گفتن نیست ، اگر متاهل باشد به همسر خود بدبین می شود حتی فکر می کند که فرزندانش متعلق به او نیستند ، وقتی با او صحبت می کنند هرگز حاضر نیست حرف و صحبت دیگران را بپذیرد و تایید کند ، فکر می کند همه اشتباه می کنند ، همه دنیا اشتباه می کنند و فقط اوست که درست فکر می کند ، یکی از تفکرات جالب شیشه ای ها این است که فکر می کنند از زمانی که مصرف کننده شیشه شده اند بسیار پیشرفت کرده اند و تبدیل به انسان های دانایی شده اند و چیزهایی را می فهمند که دیگران نمی فهمند .
اكستازي:
متيل نيديوكسي مت آمفتامين كه معمولاً به اختصار MDMA  يا اكتساسي خوانده مي‌شود (يك داروي غير قانوني است كه هم ويژگي محرك زاها را دارد و هم توهم‌زاها. اين قرص به نام قرص شادي‌آورنيز نام برده مي شود وجوانان در كلوپها و باشگاهها از آن استفاده مي‌كنند. با اينكه MDMA توهمان  آشكاري ايجاد نمي‌كند بسياري از افراد، دچار تحريف زماني و ادراكي مي شوند. اين ماده در انسان و حيوان، بيش فعالي شبيه به آمفتامين را ايجاد مي‌كنند و مانند ساير محرك‌ها به نظر مي‌رسد:
1ـ وابستگي زيادي را ايجاد مي‌كند.
2ـ اين ماده ضربان قلب را افزايش مي‌دهد.
3ـ فشار خون را بالا مي‌برد.
4ـ تنظيم حرارت بدن را دچار اختلال مي‌كند.
5ـ حرارت بدن را افزايش مي‌دهد.
6ـ باعث نارسايي قلبي و كليوي درباره افراد مي‌شود.
MDMA يك داروي صناعي است. نوعاً به شكل كپسول يا قرص است. معمولاً از راه دهان مصرف مي شود. بعضاً گزارش شده به شيوه‌هاي ديگري چون تزريقي و استنشاق نيز مصرف مي‌شود.
اثرات حاد MDMA بسته به ميزان مصرف بين سه تا شش ساعت معمولاً طول مي‌كشد MDMA به خوبي از راه معده‌اي ـ روده‌اي جذب مي‌شود و پس از يك ساعت از زمان مصرف به بالاترين سطح خود مي‌رسد.
اثرات MDMA
 1ـ مشكلات حافظه
2ـ آسيب مغزي
3ـ‌ افسردگي
4ـ‌ گمگشتگي
5ـ مشكلات خواب
6ـ اضطراب
7ـ رفتارهاي پرخاشگرانه
مصرف اكستازي در پارتي‌ها وميهماني‌ها به عنوان يك ماده انرژي‌زا مصرف مي‌شود و مصرف‌كنندگان آن مي‌توانند ساعت‌ها بدون استراحت بيدار بمانند و از انرژي‌هاي نهفته يا ذخيره شده در جسم خود در حد بالايي بهره‌برداري نمايند كه پس از مدتي شديداً با كمبود انرژي مواجه‌ مي‌گردند كه از ظاهر آن‌ها كاملاً مشخص مي‌شود. متأسفانه يكي از تبليغات غلط در مورد اين ماده‌مخدر اين است كه حتي رسانه‌هاي جمعي از آن به عنوان قرص شادي یا انرژی زا ياد مي‌كنند درحاليكه اين ماده از خود هيچ‌گونه انرژي و شادي ندارد و انرژي‌هاي ذخيره شده جسم را به يكباره آزاد مي‌كند و انرژي كه بايستي در طول چندين شبانه‌روز مصرف شود ، يك‌شبه استفاده مي‌شود و بعد از تمام شدن اثر آن ، شخص مصرف‌كننده به شدت احساس ركود و خستگي مي‌كند و اين آغازي است براي مصرف دوباره و دوباره تا اعتياد كامل . خوشبختانه در حال حاضر مصرف اکستازی تا حد قابل ملاحظه ای کاهش یافته است تا جایی که اکستازی به عنوان یک ماده مخدر بیس و پایه در مصرف کنندگان مواد مخدر مشاهده نمی شود ، اما متاسفانه مصرف شیشه تا حد زیادی افزایش یافته و مصرف آن در حال ازدیاد نیز می باشد .
با گذشت زمان و مشخص شدن عوارض خطرناك اين ماده و اعتياد به آن ، كاربرد اين ماده به عنوان دارو به تدريج كنار گذاشته شد اما سوداگران و توليدكنندگان موادمخدر ، استفاده از اين ماده را در تهيه موادمخدر جدید در دستور كار خود قرار دادند.
مراحل اعتیاد به مواد مخدر :
۱- مرحله آشنایى:این مرحله با تشویق دیگران (مخصوصاً دوستان ناباب) یا از روى غرور و کنجکاوى خود فرد شروع می ‏شود.
۲ ـ مرحله شک و تردید :در این مرحله فرد با مبارزه با امیال خود می ‏پردازد.
۳ ـ مرحله اعتیاد واقعى :در صورت ادامه مصرف در مرحله شک و تردید فرد به مرحله اعتیاد واقعى مى رسد. در این مرحله پدیده «تحمل» باعث مصرف بیشتر می گردد.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ایران  در سال 1390گفته است که تلفات اعتیاد در ایران بیشتر از تلفات دوران جنگ است.
به گزارش خبرگزاری مهر، علاء‌الدین بروجردی در نشست شورای فرعی مبارزه با مواد مخدر بروجرد گفت: "طی یک آمار خوش‌بینانه بیش از دو میلیون معتاد در کشور وجود دارد و تبعات منفی آن برای جامعه بیشتر از جنگ است و قابل مقایسه نیست.
آقای بروجردی اعتیاد را یک جنگ سازمان یافته خوانده و مدعی شده است:"در کنار مرزهای شرقی در کشور افغانستان از زمانی که نیروهای ناتو مستقر شدند و انگلیس مسئولیت مواد مخدر را به عهده گرفت میزان تولید ۴۰ برابر کف تولید دوران طالبان است."
این اظهارات در شرایطی بیان می‌شود که پیش از این اعلام شده بود روزانه ده نفر به دلیل مصرف مواد مخدر یا مسمومیت ناشی از آن در ایران می‌میرند.
محمد کاظمیان، مدیر کل امور پژوهشی سازمان پزشکی قانونی ایران روز ۲۳ شهریورماه 1390 به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) بیان میدارد که در سال ۸۹، سه‌هزار و ۶۵۶ گواهی فوت ناشی از مصرف مواد مخدر در پزشکی قانونی ثبت شده است. همچنین احمد شجاعی، رئیس سازمان پزشکی قانونی، مردادماه 1390 اظهار داشت که: "در بهار سال جاری ۹۷۴ فقره مرگ ناشی از مصرف مواد مخدر در ایران اتفاق افتاده است. به گفته احمد شجاعی، آمار مرگ ناشی از سوء‌مصرف مواد مخدر در رتبه دوم مرگ‌های غیر طبیعی کشور است."
ابهام در آمار معتادان
در حالی که مسئولان پلیس و وزارت کشور، آمار معتادان در ایران را از سال‌های قبل به صورت ثابت دومیلیون نفر اعلام کرده‌اند، وزارت بهداشت ایران در آخرین آمار منتشر شده از افزایش یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفری جمعیت معتادان ایران خبر داده است. بر اساس این گزارش در سال ۸۹، سه میلیون و ۷۰۰ هزار مصرف‌کننده مواد مخدر در ایران زندگی می‌کنند که از این تعداد یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر مصرف‌کننده دائم و ۲۵۰ هزار نفر نیز معتاد تزریقی هستند.
آمار دو میلیون معتاد در ایران اولین‌بار در سال ۷۶ از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام شد و از آن زمان تاکنون ثابت مانده است. بر اساس این آمار یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در ایران معتاد دائمی هستند و حدود ۸۰۰ هزار نفر نیز به صورت تفننی مواد مخدر مصرف می‌کنند.
این در حالی است که بر اساس اعلام مسئولان درمانی کشور در وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی کشور، سالانه حدود هشت‌درصد به شمار معتادان و مصرف‌کنندگان مواد مخدر در کشور افزوده می‌شود. سید موید علویان، معاون سلامت وزارت بهداشت در سال 89 ، آمار معتادان در ایران را سه‌میلیون و ۷۰۰ هزار نفر اعلام کرده بود. به گفته او بررسی‌های وزارت بهداشت نشان می‌دهد در ایران یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر معتاد دائمی و روزانه مواد مخدر هستند و بقیه این گروه مصرف تفننی و گاه به گاه مواد مخدر دارند.
دبیر کل وقت ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال ۸۴ اما آمار معتادان در ایران را چهارمیلیون نفر اعلام کرد. به گفته او ۲.۵ میلیون نفر از این افراد معتاد قطعی روزانه و ۱.۵ میلیون نفر از آنها مصرف‌کننده قطعی تفننی و گاه‌گاهی مواد مخدر در کشور هستند.
به گفته علی هاشمی، همه شاخص‌های مربوط به مواد مخدر در این سال‌ها تغییر کرده است. تولید تریاک در افغانستان از ۳۵۰ تن در سال ۶۶ به حدود پنج‌‌هزار تن در سال ۸۴ رسیده است. افراد دستگیر شده در ارتباط با مواد مخدر در آن سال، ۷۸ هزار نفر بود اما در سال ۸۳ بر اساس اعلام نیروی انتظامی ۴۳۱ هزار و ۴۳۰ نفر در این زمینه دستگیر شده‌اند.
همچنین روزنامه گاردین یک سال قبل، در گزارشی به نقل از سازمان ملل متحد مدعی شد که حداقل ۲۰ درصد جامعه ایران به مواد مخدر اعتیاد دارند. بر اساس این گزارش، "ایران بالاترین نسبت معتادان به هرویین و تریاک را در جهان دارد و یک نفر از ۱۷ نفر از جمعیت آن معتاد به این مواد و ۲۰ درصد جمعیت ۱۵ تا ۶۰ ساله کشور در سوءاستفاده از مواد مخدر دست دارند." جانشین پلیس مبارزه با مواد مخدر این آمار را غیر واقعی خوانده بود و گفته بود که آمار معتادان در ایران از دومیلیون نفر تجاوز نمی‌کند.
در حالی که مسئولان مبارزه با مواد مخدر در ایران تلاش می‌کنند تا آمار دقیقی از شمار معتادان کشور ارائه ندهند، یک‌ماه قبل عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران در همایش پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی اعلام کرد: "سن اعتیاد در کشور به ۱۳ سال رسیده است." سیدرضا نقیب سادات گفت: "بیشتر معتادان کشور زیر ۱۹ سال هستند."
همچنین سه سال قبل مشاور وقت دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کرد که ۳۰ هزار دانش‌آموز معتاد در کشور داریم. اعلام این آمار با واکنش مسئولان آموزش و پرورش روبه‌رو شد تا سرانجام دو سال پیش مدیران این سازمان آموزش و پرورش شمار دانش‌آموزان معتاد در ایران را دودرصد از جمعیت معتادان کل کشور اعلام کردند. همان زمان مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کردند که پنج درصد جمعیت معتادان در ایران را دانش‌آموزان معتاد تشکیل می‌دهند.
اگرچه تا به حال آمار دقیقی از رابطه میان طلاق و اعتیاد در ایران منتشر نشده است، اما کارشناسان و مسئولان دستگاه‌های اجرایی بر این باورند که اعتیاد عامل بخش زیادی از طلاق‌هاست. معاون اجتماعی و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی در سال 1390 با اعلام این که از هر شش و نیم مورد ازدواج در ایران یک مورد به طلاق انجامیده است به ایسنا گفت: اعتیاد مهمترین عامل طلاق‌ها در ایران است.
رئیس انجمن مددکاری ایران هم به خبرگزاری مهر گفته است: براساس پژوهش‌های صورت گرفته مصرف مواد مخدر، دخالت والدین و نارضایتی از روابط زناشویی از عوامل اصلی طلاق به شمار می‌آیند. همچنین یک عضو هیئت علمی دانشگاه همدان اعلام کرده است: "بر اساس یافته‌های یک پژوهش تحقیقاتی اعتیاد عامل ۲۵ درصد از طلاق‌ها در جامعه است." روزنامه گاردین به نقل از گزارش سازمان ملل، اعتیاد را عامل ۶۰ درصد از طلاق‌های ایران عنوان کرده است.
قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران در دو سال گذشته برخورد با مجرمان مرتبط با مواد مخدر در ایران را تشدید کرده است. به‌گونه‌ای که بنا بر اعلام دادستان تهران در خردادماه 1390حکم اعدام ۳۰۰ نفر از مجرمان مواد مخدر در ایران صادر شده است.
همچنین محمد مصطفایی، وکیل دادگستری در سال 90 با انتشار یادداشتی در وبلاگ خود از اعدام سه‌هزار و ۷۰۰ نفر از محکومان مرتبط با مواد مخدر در سال ۸۹ خبر داده بود. بر اساس این یادداشت هم اکنون ۲۳۱ هزار و ۲۱۷ نفر از زندانیان ایران به خاطر جرایم مرتبط با مواد مخدر در زندان به سر می‌برند.
دکتر حمید صرامی مدیرکل پیشگیری و امور فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور عنوان کرد: بر اساس تحقیقات انجام شده در سال 1389، 91 درصد مردم اعلام کرده اند که در حوزه مواد مخدر و روان گران ها نگرانند، لذا باید دستگاه های فرهنگی و رسانه ها در جهت آگاه سازی جامعه بیش از پیش فعالیت کنند. وی با اشاره به نتایج تحقیقات دیگری گفت: 55 درصد والدین پس از پنج سال از اعتیاد فرزند خود آگاه می شوند که میزان ارتباط کم والدین با فرزندان، عدم تشخیص مواد مخدر از سوی والدین، غفلت والدین و از هم گسیختگی خانواده ها در این خصوص موثر است. صرامی عنوان کرد: تحقیقات انجام شده در سال 1386 نشان داد که 2/3 درصد افراد زیر 20 سال گرایش به مواد مخدر دارند، البته این بدان معنا نیست که سن اعتیاد در جامعه کاهش یافته است. میانگین سن اعتیاد در کشور حدود 29 سال است. وی گفت: همچنین بر اساس نتایج تحقیقات حدود 93 درصد معتادان  مردان و هفت درصد را زنان تشکیل می دهند. 
طالعات نشان می دهد 65 درصد معتادان، متاهل هستند. وضعیت اشتغال آنها نیز نشان می دهد 70 درصد معتادان کار ثابت و درآمد مکفی دارند و می توانند از پس هزینه های اعتیاد خود برآیند.
آمار زنان معتاد در ایران
تصور اکثر افراد جامعه در مورد اعتیاد این است که مواد مخدر و سو ء مصرف مواد عمدتاً پدیده ای مردانه است. به عبارتی اعتقاد بر این است که زنها بسیار کمتر از مردها به اعتیاد روی می آورند، بخصوص در کشور ما حتی سیگار کشیدن زنان و دختران تعجب اطرافیان رابر می انگیزد. شاید به دلیل اینکه اعتیاد با نقش آشنای همسر و مادری مهربان و دلسوز در جامعه ایرانی همخوانی ندارد.
دکتر حمیدی روانشناس معتقد است: «وسعت و ماهیت سوءمصرف مواد و اعتیاد در زنان کشورمان کم‌تر شناخته شده است، به همین علت به نیازهای آنان در برنامه‌ریزی‌های مربوط به اعتیاد توجه نمی‌شود.»
وی توضیح می دهد: نتایج مطالعه روی اعتیاد زنان گرچه به صورت دقیق صورت نگرفته، ولی می‌توان جمعیت زنان معتاد به مواد اپیوئیدی را در کشور بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار نفر تخمین زد. همچنین میزان مصرف هروئین در معتادان زن و تعداد زنان مصرف‌کننده تزریقی مواد در کشور بین ۴ تا ۹ هزار نفر تخمین‌زده می‌شود.»
در کشور ما، در حال حاضر هیچ‌گونه خدمات اختصاصی برای اعتیاد زنان وجود ندارد و حتی برخی از خدمات و مراکز فقط به مردان اختصاص دارند. لیکن با توجه به این‌که مصرف مواد در زنان ناهنجارتر از مردان تلقی می‌شود، زنان معمولاً از مراجعه به مراکز درمانی معتادان که بیشترین مراجعه‌کنندگان آنها مردان هستند اکراه دارند.
با توجه به این‌که مراکز درمانی مهم‌ترین مکان دسترسی به معتادان هستند و بیشترین میزان اطلاعات مربوط به معتادان از این مراکز تامین می‌شود، شیوع اعتیاد در زنان کمتر از میزان واقعی تخمین زده می‌شود.
سوادکوهی جامعه شناس و استاد دانشگاه یادآور می شود: «هر چند آمار دقیقی از میزان جمعیت زنان معتاد در کشور وجود ندارد، اما بر اساس برخی پژوهشها ۶/۹ درصد از معتادان کشور را زنان تشکیل می دهند. وزارت بهداشت نیز در آمار خود در مورد زنان معتاد از رقم یک زن معتاد به ازای ۸ مرد معتاد گزارش می دهد.
برخی گزارش ها هم بر این امر تاکید دارد که در مقابل هر ۱۰۰ مرد معتاد ۷ زن معتاد در کشور وجود دارد؟ از سوی دیگر به گفته مسوولان زندانهای کشور در حال حاضر ۵۰ درصد زندانیان زن در رابطه با مواد مخدر و اعتیاد در زندان هستند که به نقل از همین مسوولان این آمار در سالهای اخیر افزایش نیز داشته است.»
سواد کوهی در ادامه بیان میدارد که :« با وجود این آمار و اطلاعات پراکنده و مقدماتی، دیگر نمی توان به راحتی گفت جمعیت اندکی از زنان گرفتار مواد مخدر و پیامدهای آن هستند ، این در حالی است که بسیاری از زنان و دختران نیز به دلیل برچسبهایی که به یک زن و دختر معتاد در جامعه ما زده می شود کمتر تصور مراجعه به مراکز خود معرف را دارند لذا اغلب، اعتیاد در زنان و دختران پنهان مانده و بخش قابل توجهی از جمعیت معتادان زن کشور درآمار گنجانده نمی شود.»
به نظر می رسد زنان معتاد بسیار آسیب پذیرتر از مردان معتاد باشند، چرا که مصرف مواد در زنان اغلب با آسیب های اجتماعی از جمله فرار از خانه، روسپیگری و خشونت توام است. از سوی دیگر وقتی یک زن گرفتار اعتیاد می شود، تنها او گرفتار پیامدهای فردی و اجتماعی سو مصرف نشده است، بلکه مصرف مواد در زنان، فرزندان و خانواده آنها را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.
از سویی نه تنها در فرهنگ ایرانی بلکه در اکثر فرهنگ های دنیا، به زنان معتاد عمدتاً به چشم افراد بی بند و بار و بی عفت نگریسته می شود، و اگر چنین زنی خانواده نیز داشته باشد، خانواده وی نیز از این انگها و برچسبها مصون نخواهد بود.
وقتی زن در یک خانواده دچار اعتیاد می شود ارکان خانواده خیلی مستعد برای از هم پاشی می شود و فرزندان نیز بخصوص دختران خانواده در نتیجه همانند سازی با مادر و مشکلات عاطفی ناشی از مصرف مواد توسط مهربان ترین عضو خانواده دچار انحرافات و مسائل و پیامدهای جبران ناپذیری می شوند.
متاسفانه اغلب افراد اعتیاد را در زنان یک موضوع غیر اخلاقی در نظر می گیرند تا یک بیماری. در واقع نگرش های اجتماعی منفی موجود درباره رفتار غیر اخلاقی زنان معتاد مانعی بزرگ در راه درمان اعتیاد در زنان است چرا که زنان با درونی نمودن نگرش موجود در جامعه مبتنی بر اینکه اعتیاد در واقع نوعی تزلزل اصول اخلاقی در آنهاست از درمان خود اجتناب می نمایند یا از معرفی خود به عنوان معتاد در انظار و مجامع عمومی شرمسار می شوند.
اعتیاد و ابتلا به بیماری ایدز
براساس آمار جمع‌آوری شده از دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور، تا تاریخ اول تیرماه سال 1390 مجموعاً 23 هزار و 125 نفر از افراد مبتلا به HIV/AIDS‌ در کشور شناسایی شده‌اند.
آخرین آمار اعلام شده از مبتلایان HIV/ایدز، 22 هزار و 727 نفر بود که اکنون افزایش 398 نفری را نشان می دهد.
این آمار درحالی اعلام می شود که وزارت بهداشت تاخیری دو و نیم ماهه در اعلام آمار مبتلایان به ایدز داشته است. این روند تاخیری، در یک سال گرشته تکرار شده و وزارت بهداشت آمار مبتلایان به HIV/ایدز را با تاخیر دو سه ماهه اعلام می کند.
دکتر عباس صداقت، رئیس اداره ایدز وزارت بهداشت درباره جزئیات این آمار گفت: "91.5 درصد از مبتلایان را مردان و 8.5 درصد را زنان تشکیل می‌دهند."
به گفته صداقت، بر طبق آمار سال ،90 اعتیاد تزریقی علت 66.4 درصد، موارد ابتلا به بیماری ایدز بوده است.
علل ایجاد اعتیاد و سوء مصرف مواد
در یک تقسیم بندی اولیه و کلی میتوان علل زیر را برای اعتیاد بر شمرد:
 - 1  نداشتن آگاهی:
- آگاهی نداشتن فرد ،خانواده و جامعه از عوارض مصرف مواد مخدر و الکل.
 - 2 باورهاي غلط:
 - این تصور غلط که براي کاهش درد ودرمان بیماریها می توان از مواد مخدر استفاده کرد. مردم فکر می کنند تریاك فشار خون یا دیابت را کنترل و ناتوانی جنسی را درمان می کند حال آنکه ممکن است این گرفتاري ها را شدیدترسازد.
 -این تصور غلط که مصرف تفریحی مواد باعث اعتیاد نمی شود و فرد هرگاه بخواهد می تواند مواد را مصرف نکند.
 -این تصور غلط که می توان با افراد معتاد دوستی کرد و معتاد نشد.
 -این تصور غلط, که ترک و درمان اعتیاد بسیار آسان است.
-باور غلط در باره مواد مثل این باور که مصرف مواد نشانه بزرگی و احترام است.
- 3 مشکلات فردي , خانوادگی و محیطی
الف- مشکلات فردي
 -بیماري هاي جسمی مزمن مانند دیابت وکمردرد.
 -بیماري هاي روانی مانند افسردگی و بیماري شدید روانی.
 -خود کم بینی و کمبود اعتماد بنفس, ناتوانی در دادن جواب رد به درخواست دوستان معتاد براي مصرف مواد وگاه خودنمایی و جلب توجه دیگران.
 -مشکل هاي شغلی و تحصیلی مانند مشاغل دشوار و یا بیکاري و اخراج شدن ازمدرسه.
- عدم پایبندي فرد به مسایل اخلاقی، معنوي و دینی, بی بند و باري و بی توجهی به ارزش ها و قوانین اجتماعی.
ب- مشکلات خانوادگی
 -داشتن والدین و یا بستگان معتاد.
 -وجود درگیري وطلاق در خانواده.
 -وجود والدین سختگیر و یا سهل انگار در تربیت فرزندان.
 -پایبند نبودن خانواده به مسایل اخلاقی، معنوي و دینی.
ج- مشکلات محیطی
 -دسترسی آسان به مواد در جامعه.
 -فقر و مشکلات اقتصادي در جامعه.
 -تغییرهاي محیط زندگی مانند مهاجرت از روستا به شهر.
 -داشتن محیط آلوده و دوستان مصرف کننده مواد.
 - کمبود مراکز تفریحی سالم براي گذراندن اوقات فراغت.

عوامل زمینه ساز و موثر در گرایش به مصرف مواد مخدر:

دوره نوجواني: مخاطره‌آميزترين دوران زندگي از نظر شروع به مصرف مواد دورة نوجواني است. نوجواني دورة انتقال از كودكي به بزرگسالي و كسب هويت فردي و اجتماعي است.در اين دوره، ميل به استقلال و مخالفت با والدين به اوج خود مي‌رسد و نوجوان براي اثبات بلوغ و فرديت خود ارزشهاي خانواده را زير سوال مي‌برد و سعي در ايجاد و تحليل ارزش هاي جديد خود دارد. مجموعة اين عوامل، علاوه بر حس كنجكاوي نياز به تحرك، تنوع و هيجان، فرد را مستعد مصرف مواد مي‌نمايد.

ژنتيك:‌ شواهد مختلفي از استعداد ارثي اعتياد به الكل و مواد وجود دارد. تأثير مستقيم عوامل ژنتيكي عمدتاً از طريق اثرات فارماكوكينتيك و فاركوديناميك مواد در بدن مي‌باشد كه تعيين كنندة تأثير ماده بر فرد است. برخي از عوامل مخاطره‌آميز ديگر نيز تحت نفوذ عوامل ژنتيكي هستند مانند برخي اختلالات شخصيتي و رواني و عملكرد نامناسب تحصيلي ناشي از اختلالات يادگيري.

صفات شخصيتي: عوامل مختلف شخصيتي با مصرف مواد ارتباط دارند. از اين ميان، برخي از صفات بيشتر پيش‌‌بيني كنندة احتمال اعتياد هستند و به طور كلي فردي را تصوير مي‌كنند كه با ارزش‌ها يا ساختار‌هاي اجتماعي مانند خانواده،‌ مدرسه و مذهب پيوندي ندارد و يا از عهدة انطباق، كنترل يا ابزار احساسات دردناكي مثل احساس گناه، خشم و اضطراب برنمي‌ايد. اين صفات عبارتند از: عدم پذيرش ارزش‌هاي سنتي و رايج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نياز شديد به استقلال،‌صفات ضد اجتماعي، پرخاشگري شديد، احساس فقدان كنترل بر زندگي خود، اعتماد به نفس پايين، فقدان مهارت‌هاي اجتماعي و انطباقي. از آنجا كه اولين مصرف مواد، معمولاً از محيط‌هاي اجتماعي شروع مي شود هر قدر فرد قدرت تصميم‌گيري و مهارت ارتباطي بيشتري داشته باشد، بهتر مي‌تواند در مقابل فشار همسالان مقاومت كند.
اختلالات رواني: در حدود 70 درصد موارد، همراه با اعتياد اختلالات ديگر روانپزشكي نيز وجود دارد. شايع‌ترين تشخيص‌ها عبارتند از: ‌افسردگي اساسي، اختلال شخصيت ضد اجتماعي، فوبي، ديس تايمي، اختلال وسواسي ـ جبري، اختلال  مانيك، مانيا، اسكيزوفرنيا.
نگرش مثبت به مواد: افرادي كه نگرش‌ها و باورهاي مثبت و يا خنثي به مواد مخدر دارند،‌ احتمال مصرف و اعتيادشان بيش از كساني كه نگرش‌هاي منفي دارند. اين نگرش‌هاي مثبت معمولاً عبارتند از: كسب بزرگي و تشخص، رفع دردهاي جسمي و خستگي، كسب آرامش رواني، توانايي مصرف مواد بدون ابتلا به اعتياد.
موقعيت‌هاي مخاطره‌آميز فردي: بعضي از نوجوانان و جوانان درموقعيت‌ها ياشرايط قرار دارند كه آنان را در معرض خطر مصرف مواد قرار مي‌دهد. مهمترين اين موقعيت‌ها عبارتند از: در معرض خشونت قرار گرفتن در دوران كودكي و نوجوني، ترك تحصيل، بي‌سرپرستي يا بي خانماني، فرار از خانه، معلوليت جسمي، ابتلا به بيماريها يا دردهاي مزمن. حوادثي مانند از دست دادن نزديكان يا بلاياي طبيعي ناگهاني نيز ممكن است منجر به واكنش‌هاي حاد رواني شوند. در اين حالت فرد براي كاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده مي‌كند.
تأثير مواد بر فرد: اين متغير وقتي وارد عمل مي‌شود كه ماده حداقل يك بار مصرف شده باشد. چگونگي تأثير يك ماده بر فرد، تابع خواص ذاتي مادة مصرفي و تعامل آن با فرد و موقعيت فرد مصرف كننده است. تأثير مواد بر فرد مصرف كننده، به ميزان قابل توجهي، به مشخصات او بستگي دارد. اين مشخصات عبارتند از: شرايط جسمي فرد، انتظار فرد از مواد، تجربيات قبلي تأثير مواد و مواد ديگري كه هم‌زمان مصرف شده‌اند، مواد مختلف نيز تأثيرات متفاوتي بر وضعيت فيزيولوژيك و رواني فرد دارند، مثلاً‌: هروئين و كوكائين سرخوشي شديد، الكل آرامش و نيكوتين مختصري هشياري و آرامش ايجاد مي‌كند.
عوامل مربوط به خانواده: خانواده اولين مكان رشد شخصيت، تشكيل باورها و الگوهاي رفتاري فرد است. خانواده علاوه بر اينكه، محل حفظ و رشد افراد و كمك به حل استرس و پاتولوژي است، منبعي براي تنش، مشكل و اختلال نيز مي‌باشد. ناآگاهي والدين، ارتباط ضعيف والد و كودك،‌ فقدان انضباط در خانواده،‌ خانوادة مشتنج يا آشفته و از هم گسيخته، احتمال ارتكاب به انواع بزهكاري‌ها مانند سوء مصرف مواد را افزايش مي‌دهد. همچنين والديني كه مصرف كنندة‌ مواد هستند باعث مي‌شوند فرزندان با الگوبرداري از رفتار آنان، مصرف مواد را يك رفتار بهنجار تلقي كرده، رفتار مشابهي پيشه كنند.
تأثير دوستان: تقريباً در 60 درصد موارد، اولين مصرف مواد بدنبال تعارف دوستان رخ مي‌دهد. ارتباط و دوستي با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد، عامل مستعد‌كنندگان مواد براي گرفتن تاييد رفتار خود از دوستان، سعي مي‌كنند آنان را وادار به همراهي با خود نمايند. گروه "همسالان" به خصوص در شروع مصرف سيگار و حشيش بسيار مؤثر هستند. بعضي از دوستي‌ها، صرفاً حول محور مصرف مواد شكل مي‌گيرد نوجوانان به تعلق به يك گروه نيازمندند و اغلب پيوستن به گروههايي كه مواد مصرف مي‌كنند، ‌بسيار آسان است. هرچه پيوند فرد با خانواده، ‌مدرسه و اجتماعات سالم كمتر باشد،‌ احتمال پيوند او با اين قبيل گروهها بيشتر مي‌شود.
عوامل مربوط به مدرسه: از آنجا كه مدرسه بعد از خانواده، مهم‌ترين نهاد آموزشي و تربيتي است، مي‌تواند از راه‌هاي زير زمينه‌ساز مصرف مواد در نوجوانان باشد:
بي‌توجهي به مصرف مواد و فقدان محدوديت يا مقررات جدي منع مصرف در مدرسه، استرس‌هاي شديد تحصيلي و محيطي، فقدان حمايت معلمان و مسئولان بهنگام نياز عاطفي و رواني زمان بروز مشكلات و طرد شدن از طرف آنان.
عوامل مربوط به محل سكونت: عوامل متعددي در محيط مسكوني مي‌تواند موجب گرايش افراد به مصرف مواد مي شود:
فقدان ارزش‌هاي مذهبي و اخلاقي،‌ شيوع خشونت و اعمال خلاف، وفور مشاغل كاذب، آشفتگي و ضعف همبستگي بين افراد محل و حاشيه‌نشيني از جمله اين عواملند.مشخصات فردي و عوامل محيطي بخشي از علل اعتياد هستند و بخش ديگر را بازارهاي بين‌المللي مواد و عوامل اجتماعي ـ اقتصادي حاكم بر جامعه تشكيل مي‌دهند. اين عوامل عبارتند از:
قوانين: فقدان قوانين جدي منع توليد، خريد و فروش، حمل و مصرف مواد، موجب وفور وارزاني آن مي‌شود.
مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعي: در جوامعي كه مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقي نمي‌شود، بلكه جزئي از آداب و سنن جامعه و يا نشان تمدن و تشخص و وسيلة احترام و پذيرايي است، مقاومتي براي مصرف مواد وجود ندارد و سوء‌مصرف و اعتياد شيوع بيشتري دارد.
كمبود امكانات فرهنگي، ورزشي، تفريحي: كمبود امكانات لازم براي ارضاي نيازهاي طبيعي رواني و اجتماعي نوجوانان و جوانان از قبيل كنجكاوي، تنوع طلبي، هيجان‌خواهي، ماجراجويي، مورد تأييد و پذيرش قرار گرفتن و كسب موفقيت بين همسالان، موجب گرايش آنان به كسب لذت و تفنن از طريق مصرف مواد وعضويت در گروه‌هاي غير سالم مي‌شوند.
عدم دسترسي به سيستم‌هاي خدماتي، حمايتي، مشاوره‌اي و درماني: در زندگي افراد، موقعيت‌ها و مشكلاتي پيش مي‌آيد كه آنان را از جهات مختلف در معرض خطر قرار مي‌دهد. فقدان امكانات لازم يا عدم دسترسي به خدماتي كه در چنين مواقعي بتواند فرد را از نظر رواني، مالي، شغلي، بهداشتي و اجتماعي حمايت نمايد، فرد را تنها و بي‌پناه، بدون وجود سطح مقاومت اجتماعي رها مي‌كند.
توسعة صنعتي جامعه:
توسعة صنعتي جامعه، مهاجرت، كمبود فرصت‌هاي شغلي و محروميت اقتصادي ـ اجتماعي: توسعة صنعتي، جوامع را به سمت شهري شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق مي‌دهد. مهاجرت باعث مي‌شود تا فرد، براي اولين بار، با موانع جديدي برخورد نمايد. جدايي از خانواده، ارزش‌هاي سنتي و ساختار حمايتي قبلي به تنهايي، انزوا و نااميدي فرد مي‌انجامد. كم سوادي،‌ فقدان مهارت‌‌هاي شغلي، عدم دسترسي به مشاغل مناسب و به دنبال آن محدوديت در تأمين نيازهاي حياتي و اساسي زندگي و تلاش براي بقاء، فرد را به مشاغل كاذب يا خريد و فروش مواد مي‌كشاند و يا براي انطباق با زندگي سخت روزمره و شيوة جديد زندگي به استفاده از شيوه‌هاي مصنوعي مانند مصرف مواد سوق مي‌دهد.
عوامل مقاوم ساز در مقابل اعتیاد:
عوامل شخصيتي:
داشتن اعتماد به نفس بالا و مهارتهاي اجتماعي، علاوه بر كاهش استرس‌هاي محيطي ناشي از ارتباط با ديگران، باعث توانايي مقاومت در مقابل خواسته‌هاي خلاف ديگران و اصرار دوستان براي مصرف مي‌شود. همچنين مهارتهاي انطباقي موجب مي‌شود كه فرد هنگام برخورد با استرس، براي حل مشكلات و تطابق با آن از شيوه‌هاي مناسبي استفاده نمايد.
باورها وارزش‌ها: اعتقادات و باورهاي راسخ ديني و مذهبي، فرد را در مقابل مصرف مواد محافظت مي‌كند. نگرش منفي به مواد، شامل باور به اعتياد آور بودن و اثرات تخريبي مواد،‌ احتمال مصرف آن را كاهش مي‌دهد.
موفقيت‌ها: موفقيت‌هاي تحصيلي، شغلي و اجتماعي با افزايش اعتماد به نفس، ايجاد ثبات و هدفمندي در مسير زندگي و كسب حمايت‌هاي لازم، فرد را از خطر مواد مخدر حافظت مي‌نمايد.
داشتن خانواده‌اي سالم و همبسته: پيوند و تعامل مثبت بين فرد و والدين از سنين كودكي موجب ارضاي نيازهاي عاطفي ـ رواني كودك مي‌شود. اين افرد، با تجربة روابط منطقي و قابل پيش‌بيني، كمتر دچار انحرافات شخصيتي مي‌شوند و مهارتهاي گوناگوني را كه لازمة برقراري روابط سالم بين فردي و اجتماعي است مي‌آموزند و با داشتن حس تعلق و وابستگي، كمتر احساس تنهايي و انزوا نموده و به دامن اعتياد كشيده نمي‌شوند.
 هشياري و حمايت خانواده، ‌مدرسه و اطرافيان: هشياري و آگاهي والدين از خطر مصرف مواد مخدر و احتمال اعتياد فرزندان،‌ كنترل و مراقبت كافي و تأمين حمايت و راهنمايي لازم از طرف خانواده،‌ مدرسه، اطرافيان و دوستان سالم و صميمي، به هنگام نياز،‌ احتمال مصرف مواد و يا سوء مصرف و اعتياد را كاهش مي‌دهد.
ضد ارزش بودن مصرف مواد: در محيط‌ها و جوامعي كه به وضوح هرگونه مصرف مواد نهي مي‌شود و اعتبار موقعيت فردي، خانوادگي، شغلي و اجتماعي افراد مصرف كننده تنزل مي‌يابد، نگرش منفي افراد به مواد كاهش شيوع اعتياد مي‌انجامد.
دسترسي به خدمات: دسترسي به خدمات حمايتي (هنگام بروز مشكلاتي مانند بي‌سرپرستي و از دست دادن شغل)،‌خدمات مشاوره‌اي (هنگام بروز مشكلات عاطفي يا اتخاذ تصميم مهم) و خدمات درماني (براي بيماراني كه تمايل به ترك اعتياد دارند)، موجب مي‌شود تا عوامل مخاطره‌آميزي كه فرد ممكن است در طي زندگي با آنها روبرو شود،‌ تشديد نشده و يا ازمان نيابند.
سوختة ترياك: پس از مصرف تدخيني (كشيدن) ترياك ماده‌اي به رنگ قهوه‌اي سوخته و براق به دست مي‌آيد كه "سوخته" نام دارد. گاهي آن را در آب حل كرده و به صورت شربت بنفش رنگي مصرف مي‌كنند.
عوارض کلی مصرف مواد مخدر:
مواد مخدر تنها به فرد مصرف‌كنده آسيب نمي‌رساند بلكه به هركس كه با آن در تماس باشد آسيب مي‌رساند؛ و زماني كه تعداد معتادان فراتر از حد قابل جبران باشد، جامعه صدمه مي‌بيند.
اعتياد خسارات و هزينه‌هاي بسياري را به جامعه تحميل مي‌كند. بنابراين، عوارض ناشي از اعتياد شامل عوارض فردي، خانوادگي، شغلي، اجتماعي و اقتصادي مي‌باشد.
1-عوارض جسمي و رواني
= آسيب‌هاي عضلاني
= ختلالات كبدي و كليوي
- عفونت‌هاي خطرناك (ايدز، هپاتين، كزاز)
- بيماريهاي مزمن تنفسي
- اختلالات قلبي ـ عروقي
- سكته‌هاي قلبي و مغزي
- آتروفي مغزي
ناتواني جنسي و عقيمي
- اختلالت خواب
- افسردگي
- اختلالات رواني شديد و پايدار
2) عوارض خانوادگي
- خشونت در خانواده شامل كودك‌آزاري و همسر آزاري
- عفلت از فرزندان
- مشكلات تحصيلي،‌ اختلالات رواني و خودكشي فرزندان
- نابساماني و آشفتگي خانواده
- محدوديت در روابط سالم خارج از خانواده
- افت سطح اقتصادي و اجتماعي خانواده
- بي كفايتي در سرپرستي خانواده
- طلاق
3- عوارض شغلي
- افت اعتبار فردي و موقعيت شغلي
- سوانح و حوادث حين كار
- غيبت از كار
- كاهش كارايي
- اخراج و بيكاري
4- عوارض اقتصادي
- خسارات ناشي از كاهش نيروي مولد و افزايش نيروي مصرف كنندة جامعه.
- هزينه‌هاي تحمل شده به نيروهاي انتظامي و جمع‌آوري امكانات لازم براي مبارزه با جرايم مستقيم و غير مستقيم ناشي از مواد مخدر
- صرف وقت دادگاه‌ها و نيروهاي قضايي
- هزينة نگهداري مجرمين مواد مخدر و معتادان در زندان‌ها
- هزينة مراكز بازپروري و درمانگا‌ه‌هاي ترك اعتياد
- هزينه‌ و خسارات ناشي از مراقبت‌هاي بهداشتي ثانيه شامل بيمارستان‌ها و درمانگاه‌ها
5- عوارض اجتماعي
- ضعف پاي‌بند به اصول اخلاقي و مذهبي
- انواع جرايم مثل سرقت، فحشا، خشونت، تجاوز و قتل
- افزايش مشاغل كاذب و بيكاري
- بي خانماني و فقر
   اختلالات روانی و اعتیاد
اختلال شخصیتی بیش از همه چیز فرد را در برابر اعتیاد آسیب‌پذیر می‌سازد. سپس اعتیاد ، خود اختلالهای موجود را تشدید می‌کند و دایره معیوب ادامه می‌یابد. شخص معتاد برای بدست آوردن ماده مخدر دست به اعمال خلاف قانون و اخلاق می‌زند و با آزاد شدن از قید و بندهای اخلاقی مرتکب جنایت نیز می‌شود. در کل شخصیتهای روان‌نژند و نیز روان‌پریش را می‌توان در برابر اعتیاد بسیار آسیب‌پذیر دانست. شخصیتهای روان‌نژند، یعنی کسانی که دارای بیماریهای روانی خفیف هستند که با ضعف روانی ، اضطراب ، وسواس ، ترس و بی‌تصمیمی مشخص می‌شوند؛ شخصیتهای روان‌پریش ، یعنی کسانی که به علت عدم رشد خلقی ، در سازش اجتماعی دچار اشکال هستند و دارای خلق و خوی متغیر و قضاوت ناپایدار می‌باشند. مبتلایان به این بیماریها آسانتر به مواد مخدر گرایش می‌یابند و در زمره معتادان درمی‌آیند. بدیهی است بسیاری از همین شخصیتها نیز غیر معتاد باقی می‌مانند.
روان‌پریشها دارای رفتارهای ضد اجتماعی و اختلال خلقی هستند و توانایی کافی برای پیروی از قوانین و مقررات را ندارند و روابط آنها با دیگران سطحی است. با آنکه این افراد کم‌هوش نیستند، ولی قادر به تحمل فعالیتهای منظم جسمی و ذهنی نیستند و جا و مکان و کار ثابتی را پذیرا نمی‌شوند. سابقه این افراد نشان می‌دهد که در دوران کودکی ، نا‌آرام و مشکل‌ساز بوده و در مدرسه قدرت سازش نداشته و در محیطهای دیگر نیز فاقد سازش اجتماعی بوده‌اند. روان‌پریشهای مهاجم که دارای اختلال رفتاری شدید هستند و به انجام اعمال تهاجمی و جنایت و حتی آدم‌کشی دست می‌زنند از جمله کسانی به ‌شمار می‌آیند که بیش از همه به ‌طرف اعتیاد گرایش می‌یابند. در عین ‌حال روان‌پریشهای نالایق و غیرفعال نیز که معمولا به دروغ‌گویی ، دزدی ، تقلب و آزار دیگران می‌پردازند، مواد مخدر را وسیله خوشی و آسایش خود به ‌شمار می‌آورند.
ختلال شخصیتی بیش از همه چیز فرد را در برابر اعتیاد آسیب ‌پذیر می ‌سازد. سپس اعتیاد، خود اختلال های موجود را تشدید می‌ کند و دایره معیوب ادامه می ‌یابد. شخص معتاد برای بدست آوردن ماده مخدر دست به اعمال خلاف قانون و اخلاق می ‌زند و با آزاد شدن از قید و بندهای اخلاقی مرتکب جنایت نیز می ‌شود. در کل شخصیت های روان ‌نژند و نیز روان ‌پریش را می ‌توان در برابر اعتیاد بسیار آسیب ‌پذیر دانست. شخصیت های روان ‌نژند، یعنی کسانی که دارای بیماری های روانی خفیف هستند که با ضعف روانی، اضطراب، وسواس، ترس و بی‌تصمیمی مشخص می ‌شوند؛ شخصیت های روان ‌پریش، یعنی کسانی که به علت عدم رشد خلقی، در سازش اجتماعی دچار اشکال هستند و دارای خلق و خوی متغیر و قضاوت ناپایدار می ‌باشند. مبتلایان به این بیماری ها آسان تر به مواد مخدر گرایش می ‌یابند و در زمره معتادان درمی‌آیند. بدیهی است بسیاری از همین شخصیت ها نیز غیر معتاد باقی می ‌مانند. روان‌ پریش ها دارای رفتارهای ضد اجتماعی و اختلال خلقی هستند و توانایی کافی برای پیروی از قوانین و مقررات را ندارند و روابط آن ها با دیگران سطحی است. با آن که این افراد کم‌هوش نیستند، ولی قادر به تحمل فعالیت های منظم جسمی و ذهنی نیستند و جا و مکان و کار ثابتی را پذیرا نمی‌ شوند. سابقه این افراد نشان می‌ دهد که در دوران کودکی، نا‌آرام و مشکل‌ساز بوده و در مدرسه قدرت سازش نداشته و در محیط های دیگر نیز فاقد سازش اجتماعی بوده‌اند. روان‌ پریش های مهاجم که دارای اختلال رفتاری شدید هستند و به انجام اعمال تهاجمی و جنایت و حتی آدم‌کشی دست می ‌زنند از جمله کسانی به ‌شمار می ‌آیند که بیش از همه به ‌طرف اعتیاد گرایش می ‌یابند. در عین ‌حال روان ‌پریش های نالایق و غیر فعال نیز که معمولا به دروغ ‌گویی، دزدی، تقلب و آزار دیگران می ‌پردازند، مواد مخدر را وسیله خوشی و آسایش خود به ‌شمار می ‌آورند.کمک می‌کند، بلکه در صورت اعتیاد اتفاقی در دوره بلوغ نیز درمان را آسان می‌سازد.


و من ا... التوفيق
تهيه و تنظيم استاد ارجمند جناب آقاي سياوش سايسته


برچسب‌ها: روانشناسي, روانشناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:40 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

مفهوم انقلاب
واژه (Revolution) از اصطلاحات علم اختر شناسی بوده که به معنای چرخش دورانی افلاک و بازگشت سیارگان به جای اول به کار می‏رفته است اما امروزه در مورد مسائل گوناگون مانند انقلاب صنعتی، اجتماعی، فکری و ... به کار می‏رود منظور از انقلاب در این کتاب انقلاب‏های اجتماعی و بزرگ است.
عوامل انقلاب
1. نارضایتی عمیق از وضع موجود
2. ظهور و گسترش ایدئولوژی‏های جدید جایگزین
3. گسترش روحیه انقلابی
4. رهبری و نهادهای بسیج‏گر
عناصر( ويژگيها) انقلاب
1. شرکت توده‏ها (مردمی بودن)
2. وجود عنصر خشونت
3. تغییر ساختارهای اجتماعی- سیاسی جامعه
تفاوت  انقلاب با دیگر پدیده‏ها
1. رفرم (Reform)
رفرم به تغییرات تدریجی و جزیی که از سوی حاکمان به صورت قانونی و مسالمت‏آمیز انجام پذیرد گفته می‏شود. رفرم برخلاف انقلاب از سوی رژیم سیاسی حاکم تحقق می‏پذیرد و اموری مانند بسیج توده‏ای، تغییر رژیم سیاسی و خشونت در آن راه ندارد.
2. نهضت(Movement)
نهضت (جنبش) حرکتی معمولاً دراز مدت است که ممکن است انقلاب فقط بخشی از آن به شمار آید. و ممکن است به شکل تلاش‏های فکری و فرهنگی آغاز شده، سپس در اثر گسترش افکار جدید، رنگ سیاسی و انقلابی به خود گیرد و حتی به انقالب منجر شود.
3. کودتا(Coup-Detat)
کودتا اقدام سریع گروهی از نظامیان علیه یک رژیم سیاسی است که به دنبال انتقال و جابجایی قدرت از طریق خسونت نظامی می‏باشد. از ویژگی‏های انقلاب بی‏بهره است. نتایج آن یکسان نیست زمانی تنها به تغییرات سیاسی و گاهی نیز سبب تغییرات عمیق اجتماعی و اقتصادی و... می‏گردد.
4. شورش( Uprising)
حرکتی مقطعی یا واکنشی با ماهیت و دامنه‏های متفاوت است که گاه مقدمه حرکتی انقلابی است. بسیاری از مواقع از همراهی مردم، ایدئولوژی جدید و برنامه‏ای برای تغییر نهادهای سیاسی و اجتماعی برخوردار نیست. و بسیاری از آنها در مدت کوتاهی سرکوب می‏شود و یا فرو می‏نشیند.
5. جنگ داخلی( Internal War)
مبارزه مسلحانه برای کسب قدرت میان طرف‏های درگیر در یک کشور است که به سبب طغیان بخشی از قدرت علیه بخش دیگر و یا درخواست تجزیه ارضی، خود مختاری و... از سوی گروهی از ساکنان کشور میان گروه‏های مسلحانه خواستار قدرت صورت می‏گیرد.
رویکردهای مختلف در تحلیل انقلاب اسلامی ایران
نگاهی دقیق به منابعی که تاکنون درباره انقلاب اسلامی ایران نگاشته شده، نشان می‏دهد که این آثار بر یک یا تعدادی از عوامل و یا بر همه عوامل فرهنگی، جامعه شناختی، اقتصادی و... در وقوع انقلاب اسلامی تأکید کرده‏اند. که به چند مورد اشاره می‏شود.
چند دیدگاه و نظر پیرامون انقلاب و انقلاب اسلامی ایران
1. تدا اسکاچپل:وی با بررسي انقلاب ایران از نظریه خود که نقش اراده را در وقوع انقلاب نفی می‏کرد برگشت و گفت «اگر در دنیا تنها یک انقلاب، آگاهانه ساخته شده باشد آن انقلاب ایران است». تحليل وي از انقلاب ايران اين بوده است كه در دوران پهلوي دوم به دليل نوسازي شديد مانند مهاجرت از روستاها به شهرها، توسعه آموزش، مخالفت با روحانيون و كوتاه كردن دست آنان از مناصب، نفوذ و  دخالت در بازار و ... يك از خودبيگانگي عمومي شكل گرفت و سپس رهبري اين انقلاب با استفاده از اسطوره هاي مسلط در اسلام شيعي از جمله قيام امام حسين(ع) مردم را  عليه سرنگوني نظام هدايت و رهبري كرد.
2. ماروین زونیس:وی در تحلیل انقلاب ایران به بررسی روانشناسی شاه پرداخته و معتقد است تا زمانی که عواملی مانند ارنست پرون، اسدالله علم، اشرف، حمايت الهي و پشتيباني آمريكا و... قدرت روانی لازم را به شاه تجویز می‏کردند خللی در تصميم گيريهاي او وارد نمی‏شد. اما در زمان وقوع انقلاب همه آن عوامل از دست رفته بودند.
3. نظریه جیمز دیویس:طبق این نظریه اگر جامعه‏ای برای مدتی نسبتاً طولانی وضعیت اقتصادی بهتری داشته باشد. و سپس کسب آنها با رکوردی سریع مواجه شود. دچار اغتشاش خواهد شد. که ممکن است موجب شورش با انقلاب شود. کسانی که با  تطبیق انقلاب ایران با منحی جی(J) موافق اند معتقدند روند شبه مدرنیزمی که در ایران از سالها پیش از انقلاب آغاز شده بود نقطه شروع افزایش انتظارات در ایران است که بعدها افزایش بهای نفت نیز باعث افزایش درآمد سرانه و در نتیجه افزایش میزان برخورداریهای عمومی گردید. اما در سالهای آخر به ناگاه دلایلی مانند زمستان معتدل  در اروپا و کاهش بهای نفت، کشور دچار رکود شده و از این روی فاصله تحمل ناپذیر میان سطح امکانات و انتظارات مردم به وجود آمد و انقلاب روی داد.
4. نظریه چالمرز جانسون:براساس این دیدگاه، انقلاب در اثر سه عامل متوالی به وقوع می‏پیوندد:عدم تعادل (رکود قدرت)+ ناسازگاری نخبگان حکومتی+ عوامل شتابزا = انقلاب
5.  نظریه میشل فوکو: اساس تحلیل فوکو بر عدم وجود انگیزه‏های مادی و اتفاقی و تصادفی نبودن انقلاب ایران و تأکید بر نقش رهبری مذهبی و ایجاد تغییر در خویشتن، معنویت‏گرایی سیاسی و فرامدرن بودن انقلاب ایران استوار است.
برخی از ویژگی‏های جامعه ایران در قرن نوزدهم
اختلاف فرقه‏ای و قومی
مذهب عامل انسجام ملی
استبداد و خشونت دولت‏ها و حاکمان
شکست‏های متوالی از دولت روس و انگلیس
عدم مشروعیت مذهبی
اغلب جامعه روستایی و عشایری
قیام تنباکو
پس از واگذاری امتیاز انحصار توتون و تنباکوی ایران به شرکت انگلیسی رژی تجار تهران و سپس مردم شیراز به رهبری سیدعلی‏اکبر فال‏اسیری و نهایتاً با فتوای تحریم توتون و تنباکو توسط میرزای شیرازی و لغو امتیاز همراه بود.
پیامدهای قیام تنباکو
1. نماینگر قدرت مردم در مقابل حاکمان خودکامه قاجار و اولین مقاومت همگانی علیه استعمار خارجی بود.
2. از ظهور سیاسی روحایت به عنوان رهبران جنبش اجتماعی خبر داد.
3. دمیده شدن روحی تازه در کالبد مردم
4. سست شدن مشروعیت سلطنت قاجاری
برخی از عوامل رشد اعتراضات پس از قیام تنباکو
1. ضعف دولت
2. اعطای امتیاز به بیگانگان و عقد قراردادهای استعماری
3. ظلم و ستم حکام
4. بحران اقتصادی
5. رشد آگاهی سیاسی مردم
6. ضعف و بیماری مظفرالدین شاه
مهمترین اتفاقات قبل از مشروطه
1. اتحاد بهبهانی، طباطبایی علیه دولت استبدادی
2. اجتماع مردم در باغ میکده و انتخاب کمیته 9 نفره
3. هجرت علما به حضرت عبدالعظیم و قم
4. درخواست تأسیس عدالتخانه
5. اهانت نوز بلژیکی به روحانیت.
زمینه آشنایی مردم با مفهوم مشروطه
پناه بردن عده ای از مردم و روشنفکران به سفارت انگلیس  به مدت یک ماه که باعث آشنا شدن مردم با مفهوم مشروطه گردید. تقاضای عدالتخانه به مجلس شورا تغییر یافت و باعث صدور امضاء مشروطه در مرداد 285 از سوی مظفرالدین شاه گردید.
علل نارضایتی علما از دربار قاجار
1. نفوذ بیگانگان و اعطای امتیازات و نگرانی علما از رواج فرهنگ غربی
2. ضعف و فساد در دستگاه قاجار
روحانیت و مشروطه
ابتدا مهمترین قدرت حامی مشروطه بود. سپس به خاطر برخی کجروی ها عده ای از علما به مبارزه با آنان پرداختند و علما به دو دسته تقسیم شدند.
1. شیخ فضل ا... نوری که از حمایت سیدکاظم یزدی برخوردار بود.
2. نائینی که از حمایت آخوند خراسانی و ... برخوردار بود.
ویژگی‏های روشنفکران ایران در قرن 19
1. نگاه به غرب با حسرت و حیرت و برخورد غیر نقادانه با آن
2. جذب شدن در سازمان ‏های فراماسونری
3. گسترش مفاهیم غربی و بی اعتنایی به سنت های مذهبی
4. اعتماد بیش از اندازه به دولت های غربی
5. نبود پایگاه مردمی
عوامل شکست مشروطه
1. عوامل درونی
-       ابهام در ایدئولوژی مشروطیت
-       ماهیت متفاوت نیروهای مشروطه خواه
-       نفوذ عناصر مستبد و وابسته و غربزدگی افراطی
-       ناکامی در ایجاد یک دولت مرکزی کارآمد
2. عوامل بیرونی
-       اتحاد روس و انگلیس
مهمترین جنبش های مردمی پس از جنگ جهانی 1304- 1299
1. میرزا کوچک خان قیام مسلحانه ای را در جنگل های گیلان در واکنش به فساد حاکم بر کشور سازمان داد.
2. قیام شیخ محمد خیابانی برای ریشه کنی هرج و مرج در آذربایجان
3. قیام تنگستانی ها با حمایت علمای فارس علیه نفوذ انگلستان در جنوب
روی کار آمدن رضا خان
انگلستان برای تثبیت وضعیت سیاسی و ... خود رضاخان میرپنج را برای کودتای سوم اسفند 1299 انتخاب کرد. وی با سازمان دهی ارتش و ایجاد امنیت محبوبیت زیادی به دست آورد و در سال 1305 رسماً تاجگذاری کرد.
وضعیت اقتصادی در دوران رضا شاه
1. در آمد عمده کشور مصرف ارتش و نظام می‏شد.
2. کشاورزان با فقر رو به رو بودند.
3. نابودی صنعت دامداری با اسکان عشایر
4. اگر چه اقتصاد رشد داشت اما عمدتاً به نفع رضا شاه و طرفدارانش صورت گرفت.
اقدامات سیاسی و فرهنگی دولت رضا شاه
1. استبداد و خشونت
2. ستیز با مذهب و نهادهای مذهبی با هدف نابودی تشیع
3. نابودی هرگونه نهاد اجتماعی و مجرای همبستگی
4. با ستانگرایی ناسیونالیستی
5. سیاست یکپارچه سازی قومی و فرهنگی
برخی از وقایع دوران محمدرضا پهلوی
1. اشغال ایران
2. نهضت ملی شدن نفت
3. کودتای 28 مرداد 1332
4. قیام امام خمینی (ره) قیام 15 خرداد 42
5. تشدید وابستگی و استبداد (55-1343)
6. آغاز مخالفت‏های علنی از سال 1355 به بعد
پیامدهای اشغال ایران
1- آزادی احزاب و جناح‏های سیاسی
2- پراکندگی قدرت میان مجلس، دولت، احزاب، سفارتخانه‏های خارجی و دربار
3- تغییر پی در پی دولتمردان و کابینه‏ها
نهضت ملی شدن صنعت نفت
طرح ملی شدن صنعت نفت اولین‏بار با پیشنهاد رحیمیان نماینده قوچان در مجلس چهاردهم مطرح شد که حتی مصدق هم از آن حمایت نکرد. با وجود مخالفت‏های بسیار داخلی و خارجی صنعت نفت ایران در اسفندماه 1329 ملی اعلام شد.
لایحه انجمن‏های ایالتی و ولایتی
دولت عَلَم در مهرماه 1341 آن را مطرح کرد.
با دعوت امام خمینی (ره) علمای قم مخالفت خود را اعلام داشته و خواستار لغو آن شدند.
لغو این لایحه اولین رویارویی جدی شاه و علما بود.
اصول انقلاب سفید
این برنامه که به انقلاب شاه و ملت نیز مشهور بود شامل 6 اصل می‏باشد که شخصاً توسط شاه مطرح گردید. مخالفت علما با آن بخاطر وابستگی دولت به آمریکا و ادامه سیاست‏های ضد مذهبی، امام خمینی (ره) انتخابات در این زمینه را تحریم کرد.
اصول شش‏گانه انقلاب سفيد به شرح ذیل می‏باشد:
1. الغای رژیم ارباب و رعیتی
2. ملی کردن جنگل‏ها
3. فروش سهام کارخانه‏های دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی
4. سهیم کردن کارگردان در منافع کارگاه‏های تولیدی
5. اصلاح قانون انتخابات
6. ایجاد سپاه دانش
قیام 15 خرداد
امام در 13 خرداد مصادف با روز عاشورا حمله ی رژیم به فیضیه را محکوم کرد.
رژیم در سحرگاه 15 خرداد امام را دستگیر و به تهران منتقل کرد.
در بسیاری از شهرها تظاهرات بر پا گردید و شاه دستور سرکوب معترضان را صادر کرد.
پیامدهای قیام 15 خرداد
1- ناامیدی مخالفان از دولت پهلوی
2- تغییر شیوه‏ی سنتی مبارزه به مبارزه مسلحانه
3- انتقال رهبری مبارزه‏ی سیاسی به روحانیت و خاصه شخص امام خمینی (ره)
4- از بین رفتن بقایای مشروعیت رژیم و تزلزل پایگاه اجتماعی آن
عوامل ایجاد سیاست فضای باز در سال 1355
1. آگاهی به اینکه سیاست سرکوب را نمی توان برای همیشه ادامه داد
2. با آگاهی از بیماری خود درصدد زمینه سازی انتقال آرام قدرت به فرزندش بود
3. اوج تبلیغات جهانی علیه رژیم شاه
4. تشدید وابستگی و استبداد 55-1343
5. تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط مجلس
6. سال 43 آغاز دوره استبدادی خشن در دوره پهلوی
7. تمام مخالفان را سرکوب کرد.
8. مهمترین کار رژیم از لحاظ سیاسی تشکیل حزب رستاخیز بود.
نمونه‏هایی از سیاست‏های فضای باز
1. بهبودی وضع زندان‏ها و کاستن از شدت شکنجه
2. اصلاح قانون دادرسی
3. تغییرات در هیأت دولت و برکناری هویدا پس از 13 سال
4. سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادی
موانع اصلی سیاست فضای باز
1. عدم ساز و کار قانونی برای مشارکت سیاسی و ...
2. از بین بردن تمام نهادهای مستقل و آزاد.
3. عدم وجود حلقه ارتباطی بین دولت و مردم از سال 42 به بعد.
4. جدی نبودن شاه و سردمداران او در اجرای این سیاست.
5. ویژگی شخصیتی محمدرضا شاه
طوفان انقلاب، آغاز فروپاشی نظام سیاسی
1. درگذشت مشکوک حاج آقا مصطفی خمینی
2. برپایی یاد بود در شهرهای مختلف به مناسبت شهادت فرزند امام( چهلم شهداي 19 دي قم در تبريز و برگزاري چلهم شهداي تبريز در يزد و برخي شهرهاي ايران)
3. انتشار مقاله توهین‏آمیز به شخصیت امام در روزنامه اطلاعات در 17 دی 1357
برخی حوادث 57-56 قبل از انقلاب
1. تظاهرات طلاب و مردم قم و برخی شهرها
2. آتش‏سوزی سینما رکس آبادان
3. تغییر پی در پی نخست وزیران
4. تظاهرات مردم تهران به مناسبت عید فطر
5. تظاهرات 17 شهریور 57 تهران
6. اعتصابات کارگران صنعت نفت
7. فرار شاه و ورود امام (ره)
ساختار سیاسی دولت پهلوی
1. شاه و دربار
2. ارتش
3. ساواک
4. احزاب وابسته
5. نقش نفت در اقتصاد سیاسی
6. باستانگرایی ناسیونالیستی
7. وابستگی به آمریکا
1-شاه و دربار : نظام پهلوی کاملا فردی و بر محور شخص شاه استوار بود این فرد محوری بعد از کودتای 28 مرداد آغاز شد و تملق جانشین قانون گردید و افراد و شخصیت‏های مستقل حذف و به ساختار سیاسی و ... به شخص شاه وابسته شد.
2-ارتش: مهمترین رکن قدرت شاه ارتش بود.
اختصاص دادن یک سوم بودجه کشور به ارتش.
تمایل شاه به تقویت ارتش ریشه در دکترین نیسکون دارد.
مهم‏ترین ضعف ارتش پهلوی وابستگی به شخص شاه بود.
3-ساواک: این سازمان در سال‏های میانی دهه 30 با کمک سیا، موساد و.. به وجود آمد.
تیمور بختیار ریاست آن بود.
در دهه 40 و 50 مخالفین را سرکوب یا دستگیر کرد.
ساواک هرگز موجبات بقای رژیم را فراهم نیاورد
4-احزاب وابسته : تأسیس دو حزب ملیون و مردم در دهه 30 بر طبق الگوی نظام سیاسی آمریکا به رهبری اقبال(حزب مليون) و علم( حزب مردم). در ادامه انحلال حزب ملیون و جایگزینی حزب ایران نوین
و در نهايت انحلال همه احزاب و تشکیل حزب رستاخیز در سال 54.
اهداف حزب رستاخیز
1. جلب رضایت مردم با مشارکت کنترل شده
2. بسیج سیاسی توده‏های متوسط و پایین با اعطای امتیازات حزبی
3. برخورد با هرگونه فعالیت سیاسی خارج از حزب
4. آموزش سیاسی مردم در راستای منافع سلطنت پهلوی
نقش نفت در اقتصاد سیاسی
1. مهمترین عامل تأثیرگذار بر تحولات سیاسی معاصر ایران
2. نقش مهم آن در ظهور دیکتاتوری شاه در سال‏های (42-57)
3. استقلال دولت از جامعه
4. مشروعیت داخلی و خارجی دولت
5. تأمین بودجه نهادهای مختلف
باستانگرایی ناسیونالیستی شاه
1. ناسیونالیسم شاهنشاهی به عنوان ایدئولوژی شاهنشاهی مشروعیت بخش
2. اوج ظهور آن در جشن‏های 2500 ساله ایران
3. آخرین بروز رسمی ایدئولوژی شاهنشاهی تغییر تقویم ایران از هجری شمسی به شاهنشاهی
وابستگی به آمریکا
1. وابستگی به آمریکا از پایه‏های رژیم پهلوی بود.
2. کمک همه جانبه آمریکا
3. دفاع از ایران در مقابل تجاوز بلوک شرق
4. با پیوستن به پیمان سنتو به کشورهای غربی پیوست.
5. رابطه با آمریکا عامل اصلی تنفر مردم از دولت
وضعیت اقتصادی ایران در سال‏های 57-1332
1. خارج شدن اقتصاد از رکورد
2. فساد و سوء مدیریت
3. افزایش بی‏رویه واردات
4. اجرای اصلاحات آمریکایی
5. تورم و افزایش قیمت‏ها
6. اجرای سلسله برنامه‏های عمرانی
7. وابستگی به درآمد نفت و...
عوامل نابسامانی و بحران اقتصادی
1. اولویت دادن به رشد و نادیده گرفتن توزیع
2. بی‏توجهی به روستا و تمرکز سرمایه گذاری در شهرها
3. فساد گسترده مدیران
4. فاصله طبقاتی زیاد در شهرها
5. بازده بسیار ناچیز سرمایه گذاری
6. استفاده از صنایع سرمایه بر
بحران‏ها و آسیب‏های دولت پهلوی
1. مهم‏ترین بحران مشروعیت
2. بحران مشارکت سیاسی
3. نبود مطبوعات مستقل
4. وابستگی بیش از حد به دولت به شخص شاه
مخالفان دولت پهلوی
مارکسیست‏ها و چپ‏گرایان
ین تفکر عمدتاً از طریق شوروی وارد ایران شد و تفسیر لنین و استالین از اندیشه‏های مارکس بود.
در ایران مهم‏ترین پرچمدار مارکسیم حزب توده بود که ماهیتی خشن، انقلابی، ضد مذهبی و غیره دموکراتیک داشت.
دلایل عدم مقبولیت عمومی مارکسیست در ایران
1. ماهیت ضد مذهبی این ایدئولوژی
2. عدم محبوبیت این ایدئولوژی و وابستگی آن به شوروی
برخی از سازمان‏های مارکسیست و چپ‏گرا
1-حزب توده :
تأسیس: 1320
تأکید بر قانون اساسی، آزادی‏های مدنی و دفاع از حقوق کارگران
حمایت کورکورانه از شوروی بخصوص در واقعه آذربایجان و کردستان
نیرومندترین گروه سازمان یافته در ایران
2-سازمان چریک‏های فدایی خلق
موسس: بیژن جزنی دانشجوی دانشگاه تهران از هواداران حزب توده
نوع مبارزه: مسلحانه، چریکی و رادیکال و بیشتر در شهرهای بزرگ و جنگل‏های شمال متأثر از انقلابیون مارکسیست آمریکای لاتین
3-سازمان مجاهدین خلق
موسیسن: حنیف‏نژاد، سعید محسن و...
متأثر از بازرگانان بودند.
تأکید بر مبارزه مسلحانه داشتند.
سعی در تلفیق اسلام و مارکسیسم داشتند.
از سال 54 به بعد چرخشی در ایدئولوژی خود صورت داده و مارکسیسم- لنیسم را رسماً پذیرفتند.
عدم نفوذ در میان مردم به دلایل اعتقادات مارکسیستی
در قالب سازمان‏های کوچک بر علیه رژیم فعالیت مسلحانه می‏کردند.
ملی‏گرایان مشروطه‏خواه
1-ویژگی‏ها:
-       ریشه داشتن در مدرنیسم
-       مهم‏ترین منادی آن روشنفکری ایرانی
-       اصرار بر مشروطیت
-       حمایت از مبارزه مسالمت آمیز
-       در برگرفتن طیف وسیعی از روشنفکران سکولار تا روحانیون اصلاح‏طلب
-       عدم اصرار بر نابودی سلطنت
-       عوامل افول ملی‏گرایان مشروطه خواه
-       تشدید استبداد
-       استراتژی مبارزه مسالمت آمیز و قانونمند خود نیروهای ملی‏گرا
دلایل در دست نگرفتن مبارزات انقلابی از سوی جریان مشروطه‏خواه
1. فاقد ایدئولوژی جایگزین بودند.
2. فاقد رهبری متحد و انسجام گروهی بودند.
3. فقدان پایگاه اجتماعی گسترده و ناتوانی در بسیج توده‏های مردمی است.
مهم‏ترین گروه‏های ملی‏گرایی مشروطه‏خواه
1. جبهه ملی دوم
2. نهضت آزادی
الف) جبهه ملی دوم
1. در سال 1339 با عنوان جبهه ملی دوم احیاء گردید.
2. فقط توانست اعتصابات محدودی را در برخی از دانشگاه‏ها و... به راه اندازد.
3. هدف اصلی حملات دولت امینی بود.
4. بعد از خرداد 42 با سرکوب رژیم و اختلاف شدید داخلی فرو ریخت.
ب) نهضت آزادی
1. از درون جبهه ملی به وجود آمد.
2. طالقانی، بازرگان و سحابی از بنیانگذاران آن بودند.
3. مهم‏ترین ویژگی نهضت تأکید بر اسلام بود.
4. به لحاظ سیاسی بر قانون اساسی مشروطه، ملیت ایرانی و راه مصدق تأکید می‏کردند.
میزان نفوذ نهضت آزادی
-       در میان روشنفکران و دانشجویان مذهبی اعتبار و نفوذ زیادی یافتند.
-       درخشش چندانی در مبارزه با رژیم نداشت.
-       نفوذ آن تنها به دانشجویان و روشنفکران مذهبی محدود می‏شد.
-       ارتباط نزدیکی با روحانیت.
مخالفان مذهبی
-       ظهور و گسترش در دهه 40.
-       ریشه داشتن در سنت مذهبی جامعه ایرانی
-       در واکنش به سیاست‏های غربکرایانه دولت پهلوی و ... گسترش یافت.
-       عمدتاً پدیده‏ای است شهری
-       رویکرد به مذهب عاملی بود برای اثبات شخصیت و هویت ایرانی و نفی سیاست‏ها
نمونه‏های گسترش فرهنگ مذهبی
-       تشکیل کانون‏های مدرنی مانند کانون توحید و مسجد هدایت در تهران.
-       در سایر شهرها نیز انجمن‏ها و مراکز مذهبی شکل گرفتند.
-       رشد چشم‏گیر مجلات و کتب مذهبی نمایانگر گسترش فرهنگ مذهبی در جامعه بود.
دلایل رشد گرایش مذهبی در سطوح مختلف
1- رویکرد روحانیون مبارز از شاگردان امام به فعالیت‏های فرهنگی در کنار فعالیت‏های سیاسی بعد از پانزده خرداد 42
2-خصلت‏های مذهبی جامعه ایران
3-سیاست‏های ضد مذهبی رژیم پهلوی
4-تفسیرهای انقلابی و سیاسی از اسلام
ویژگی مثبت دکتر علی شریعتی نماینده پرشور روشنفکر مذهبی
1. در سال‏های دهه 40 و 50 بازگشت به اسلام را فریاد می‏زد.
2. نگاه به اسلام به عنوان یک ایدئولوژی جامع.
3. تفسیر انقلابی و عدالت‏خواهانه از تشیع
4. محور گفتمان وی بازگشت به خویشتن
5. الگو قراردادن ابوذر و ... به جای مارکس و....
انتقادهاي وارده به دكتر علي شریعتی
1. تحت تأثیر نظریه‏های غربی قرار داشته و این امر او را از فهم اصیل منابع دینی باز داشته.
2. در میان توده‏های مردم نفوذ چندانی نداشت و عمدتاً مخاطبین او دانشجویان و جوانان تحصیل کرده بودند.
برخی از ویژگی‏های اندیشه‏ای شهید مطهری
1- مهمترین مفسر اسلام ناب
2- تفسیر دین از منظر فلسفه اسلامی
3- دغدغه اصلی دفاع از حقانیت و جامعیت اسلام
4- پاسخگویی به شبهات
5- نقد ایدئولوژی مارکسیستی و لیبرالیستی
6- پیوند نا گسستنی بین دین و سیاست
7- تاکید بر نقش مهم مردم در اداره کشور
مهمترین سازمان های مذهبی مخالف رژیم پهلوی
1- جمعیت فدائیان اسلام:  موسس و اقدامات آن:
در سال 1324 نواب صفوی آن را برای مبارزه با بی دینی تاسیس کرد
ترور کسروی، هژیر و رزم آرا
ترور نافرجام دکتر فاطمی و علا
محکومیت پیوستن ایران به پیمان نظامی سنتو
دستگیری نواب و سه تن از یارانش در سال 1334
اولین منادیان حکومت اسلامی
2- هـیئت های موتلفه اسلامی موسس و اقدامات آن :
موسس : مجموعه ای از هیئت های مذهبی مساجد تهران در آغاز دهه 1340.
اعتقاد به اقدامات مسلحانه داشتند و در اولین قدم حسنعلی منصور را ترور كردند.
بعد از این اقدام اکثر اعضای گروه دستگیر و اعدام شدند و به اقدامات فرهنگی-فکری روی آوردند.
3-حزب ملل اسلامی موسس و اقدامات آن :
موسس : سید محمد کاظم  بجوردی و تعدادی از جوانان مذهبی
هدف : آموزش و تربیت افراد برای جنگ مسلحانه علیه رژیم
شناسایی تشکیلات حذب توسط ساواک قبل از هر گونه عملیات
اولین حزبی است که با هدف براندازی رژیم تاسیس شد.
نقش روحانیت در دوره مشروطه و قبل از رضا خان
1-  حضور پرشور در عرصه سیاسی قیام مشروطه
2- کنار رفتن پس از انحراف در مشروطه نظیر اعدام شیخ فضل الله نوری و...
3- پایه گذاری حوزه علمیه قم در سال 1300 توسط آیت الله حائری
4- دوری از صحنه سیاست و تقویت حوزه ها
روحانیت بعد از رضا خان
1- رشد گرایش سیاسی در حوزه ها بعد از رضا خان
2- آیت الله کاشانی مشهورترین روحانی سیاست مدار در این دوره
3- اقدامات برخی از مراجع نجف علیه رژیم
4- مشی غیر سیاسی آیت الله بروجردی
5- در اوایل دهه 40 روحانیت و حوزه در مقابل دولت قرار گرفت
عوامل سوق دادن روحانیت به فعالیت سیاسی از دهه 40 به بعد
1- ظهور امام خمینی (ره) در حوزه های علمیه
2- گسترش حوزه های علمیه
3- افزایش تعداد طلاب و تمرکز و سازمان دهی حوزه ها
4- نفوذ اجتماعی گسترده و توانایی بسیج مردمی
5- سیاست فرهنگی رژیم پهلوی
6- گرایش شاه به غرب اسرائیل
شاخصه های حوزه علمیه از اوایل دهه 40 به بعد
1- مخالفت با برنامه های اصلاحی رژیم پهلوی و نظام سلطنت
2- رشد فعالیت های سیاسی و تحول فکری
3- گرایش طلاب به مباحث نظری جدید و تحصیلات دانشگاهی
4- افزایش انتشار مجلات دینی و...
5- قدرتمند ترین جریان مخالفت رژیم
عوامل قدرت روحانیون در دهه 40
1- نفوذ اجتماعی
2- انسجام و سازمان دهی
3- رهبری امام خمینی (ره)
عوامل نفوذ اجتماعی روحانیون
1- شرایط مذهبی جامعه ایران
2- روحانیون مهمترین منبع معرفتی جامعه و الهام بخش توده ها
3- روحانیت به عنوان تنها نهاد مدنی مستقل از دولت
4- نقش نهاد مرجعیت
انسجام و سازمان دهی روحانیون
1- در دوره ا ی که نهادهای مدنی دچار تشتت بودند. روحانیت تنها گروهی بود که از سازمان دهی منسجم و رهبری متحد و... برخوردار بود
2- در مشروطه این انسجام شکسته شد اما بعد از آن روحانیت همواره به عنوان نهادی منسجم عمل کرد.
3- برخورداری از شبکه تبلیغی گسترده
ویژگی های رهبری امام خمینی (ره)
1- عامل قدرت روحانیت
2- تیزهوشی سیاسی، موقعیت شناسی و سازش ناپذیری به همراه شخصیت عرفانی و دینی امام او را به یک رهبر استثنایی تبدیل نموده بود.
3- در آستانه انقلاب تقریباٌ تمامی گروههای مخالف رژیم رهبری امام را پذیرفته بودند.
برخی از ویژگی هایی که انقلاب اسلامی را از قیام تنباکو و نهضت مشروطه متمایز می کند
1- تغییر در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی در روند قیام  تنباکو  و نهضت مشروطه وجود نداشت.
2- برجسته بودن نقش روحانیت و روشنفکران در انقلاب اسلامی در قیاس با مشروطه، تنباکو و...
مشخصات عمومی امام خمینی (ره)
نام: سید روح الله
متولد: مهر ماه 1281 شمسی
محل تولد: خمین
منتسب به میر حامد حسین
نام پدر: آقا سید مصطفی
مادر: خانم هاجر دختر مرحوم آقا میرزا احمد خوانساری
ویژگی های علمی و سیاسی امام تا زمان رحلت آیت الله بروجردی
تحصیلات ابتدایی در خمین در 19 سالگی به اراک و بعد به قم
ملاقات با مدرس در مدرسه سپهسالار
تالیف کشف الاسرار در سال 1323 در رد شهبات حکمی زاده
بر عهده گرفتن نمایندگی سیاسی آیت الله بروجردی
فعالیت سیاسی امام خمینی (ره) پس از رحلت آیت الله بروجردی
1- روی آوردن به مبارزه با رژیم پهلوی بعد از لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی
2- زندانی شدن امام در خرداد سال 42
3- اعتراض به کاپیتولاسیون و شاه در سال 1343
4- تبعید به ترکیه
5- انتقال امام در سال 1344 از ترکیه به عراق
6- عزیمت از عراق به پاریس
7- بازگشت به ایران 12 بهمن 57
برخی فعالیت علمی امام پس از رحلت آیت الله بروجردی
تالیف کتاب ارزشمند تحریرالوسیله در ترکیه در مدت نسبتاٌ کوتاهی
ارائه نظریه ولایت فقیه در درس فقه خود در سال 1348 که در واقع طرح صریح نظریه بدیل در مقابل حکومت شاهنشاهی محسوب گردید
دلایل تبعید امام خمینی (ره) از ایران به ترکیه و عراق
1- دولت ایران امید داشت که با تبعید امام از یک سو فشارهای داخلی برای آزادی ایشان را بکاهد.
2-  از سوی دیگر ابعاد علمی و مرجعیت ایشان را تحت الشعاع مراجع نجف قرار دهد
اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)
1- نفی سلطنت
2- نقد مشروطیت
3- تبیین نظریه حکومت اسلامی
مهمترین دلایل امام در نفی سلطنت
1- عدم اتکاء سطنت به آراء مردم
2- متکی بودن بر بروز و توارث
3- عدم وجود نظارت بر سلطنت
4- مخالفت با حقوق بشر و داشتن ماهیتی ظالمانه
5- نظامی کهنه و ار تجاعی است
نقد مشروطیت توسط امام
1- با تلاش علما به ثمر رسید ولی بعدها به علل مختلف به نتیجه نرسید
2- در صورت عمل به قانون اساسی مشروطه احتمالا مشکلات ساختار سیاسی حل می شد
3- امام از دهه 20 به نقد مشروطه و اصل سلطنت و در دهه 40 به فکر تغییر بنیادین نظام پهلوی افتادند
تبیین نظریه حکومت اسلامی
1- تاکید بر احکام اسلام و نظارت علما
2- ولایت فقیه ابتدا در کشف الاسرار و بعد در درس فقه در نجف تبیین گردید
3- ولایت فقیه از یک سو تضمین کننده ی اسلامی بودن نظام و از سوی دیگر با تقوای فقیه از استبداد لوگیری می کند
4- تبدیل نظریه ولایت فقیه از شکل فقهی به نظریه سیاسی
اصول اساسی اندیشه امام خمینی (ره)
1- عدم مشروعیت سلطنت
2- عدم امکان اصلاح نظام سلطنتی
3- جامعیت و پیوند دین و سیاست
4- تلاش برای ایجاد حکومت اسلامی
5- حق فقها در اعمال ولایت سیاسی در عصر غیبت
6- حق مردم در تعیین نوع نظام سیاسی و نظارت بر مسئولین
 امام و رهبری سیاسی در انقلاب اسلامی از دو جنبه قابل بررسی است :
1- روش ها و استرتژی ها سیاسی در روند مبارزه و فعالیت های انقلابی
2- نفوذ بی نظیر در اذهان عمومی و محبوبیت گسترده عمومی
استراتژی‏ها و شیوه‏های مبارزه سیاسی امام خمینی (ره)
1- مردمی کردن مبارزه
2- مذهبی کردن مبارزه
3- پرهیز از مشی مسلحانه
4- حفظ اتحاد و انسجام و جلوگیری از انحطاط و مشخص کردن راه مبارزه
عوامل محبوبیت و نفوذ مردمی امام خمینی (ره)
1- شخصیت ویژه امام که رابطه او با مردم به صورت عادی جلوه نمی کرد بلکه رابطه مرید و مراد بود
2- جایگاه امام به عنوان مرجع تقلید
3- شرایط اجتماعی که زمینه ساز و نفوذ گسترده امام گردید
4- همچنین گسترش شور انقلابی و هیجان مبارزه
تحولات عصر جمهوری اسلامی ایران
1- دوره انتقال قدرت و...
2- 1357 تا 62 بحرانی ترین دوره جمهوری اسلامی است
3- مشخصه این دوران رواج آزادی های گسترده سیاسی
4- از مهمترین وقایع رفراندوم 12 فروردین 58 انتخابات خبرگان قانون اساسی
5- استعفای بازرگان
6- تسخیر لانه جاسوسی آمریکا
7- انتخاب بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور، شروع جنگ و...
 تشکیل دولت موقت و وظایف آن از نظر امام خمینی (ره)
امام خمینی به پیشنهاد شورای انقلاب بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت برگزید
وظیفه دولت موقت :
انجام رفراندوم
تغییر رژیم سیاسی
برگزاری مجلسس موسسان
انجام انتخابات مجلس شورای ملی
شورای انقلاب
امام خمینی (ره) در دوران اقامت در فرانسه برای سامان دهی امور انقلاب و تشکیل نظام جدید اقدام به تاسیس شورای انقلاب نمود که با عضویت آیات عظام بهشتی، خامنه ای، رفسنجانی و... چند تن از اعضای دولت موقت فعال بود
هدف امام از ایجاد شورای انقلاب
پر کردن خلاء مجلس شورای اسلامی بود که به مثابه قوه مقننه باید به تدوین قوانین بپردازد به همین جهت شورای انقلاب جایگاهی برتر از دولت موقت داشت
علل تضعیف دولت موقت
1- شرایط انتقالی و حساس انقلاب
2- نبود ارتباط تعریف شده سازمانی و تفکیک مناسب قوا
3- فقدان روح انقلابی در دولت موقت و اختلاف داخلی آنها
مهمترین گروههای سیاسی دوره انتقال
1- سازمان چریک های فدایی خلق
2- پیکار (سازمان در راه آزادی طبقه کارگر)
3- حزب توده
سازمان چریک های فدایی خلق
بزرگترین گروه چپ گرایان
نیرومند ترین سازمان مخالف جمهوری اسلامی در سال 58 و 59
تحریم رفراند.م 12 فروردین 58
پیکار
همان مارکسیست شده های سازمان مجاهدین خلق بودند
از 1357 تا 1361 پرچمدار اصلی مائوئیسم و استالینیسم حزب توده را ستون پنجم شوروی می‏نامید
دشمن افراطی چین و شوروی
تحریم همه پرسی 12 فروردین 58
ویژگی ها ی دوره تثبیت نظام (68 و 62)
1- با افول تدریجی گروهکها در داخل همراه بود
2- این دوره مقارن با ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای و نخست وزیری میر حسین موسوی بود
3- مسائل داخلی تحت الشعاع جنگ قرار گرفت
4- جدایی مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت
برخی از مهمترین اتفاقات دوره بازسازی اقتصادی 1367-1368
1- رحلت امام خمینی (ره) در سال 1368
2- انتخاب آیت الله خامنه ای برای تصدق مقام رهبری
3- ریاست جمهوری آقای هاشمی
4- تجدید نظر در قانون اساسی
5- سیر نزولی رقابت های سیاسی تا سال 76
سیاست ها ی دولت در دوره بازسازی اقتصادی
1- سیاست تعدیل و توسعه صادرات
2- بنیان سیاست خارجی بر اساس تنش زدایی
دوره توسعه سیاسی 1376 تا 1384
1- شروع آن با ریاست جمهوری سید محمد خاتمی در خرداد 1376
2- گسترش مطبوعات و شفاف شدن مواضع جناحهای داخلی
3- مردم سالاری دینی، تحزب، قانون مداری و افزایش مشارکت سیاسی در این دوره مطرح شده
ادوار سیاست خارجی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی
دوره اول
تمایلات گام به گام و ملی گرایانه دولت موقت بنی‏صدر
قطع روابط با اسرائیل، آفریقای جنوبی و مصر
خروج از پیمان سنتو
جنگ 8 ساله عراق علیه ایران
پیام امام خمینی (ره) به گورباچف
دوره دوم
با پایان جنگ ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی آغاز می‏شود.
مهمترین اولویت سیاست خارجی این دوره، تنش‏زدایی، عادی سازی روابط با عربستان و...
یورش عراق به کویت
قطع رابطه با انگلستان
امکان جایگزینی اروپا به جای آمریکا
دوره سوم
شروع با ریاست جمهوری آقای سیدمحمد خاتمی
تشکیل اجلاس سران کنفرانس اسلامی در ایران
معرفی چهره‏ای صلح طلبانه از اسلام و ایران با ارائه نظریه گفتگوی تمدن ها
نارضایتی از حمله آمریکا به افغانستان و عراق
بازتاب انقلاب اسلامی بر نظریه های سیاسی
1. انقلاب اسلامی اعتبار نظریه هایی که دستیابی به توسعه را با سکولاریزه شدن فرهنگی همراه می دانست از بین برد.
2. از چند جنبه انتقادات وارده بر مدرنیته را مورد تأیید قرار داد
3. زمینه ظهور نسل جدیدی از نظریه های انقلاب فراهم شد.
بازتاب انقلاب اسلامی بر مسائل راهبردی قدرت های بزرگ
1. تغییر راهبردهای منطقه ای دو ابر قدرت
2. فروپاشی پیمان سنتو و خروج ایران از آن
3. محاصره اقتصادی و حمله نظامی آمریکا به طبس و...
4. ترغیب آمریکا به تشکیل شورای همکاری خلیج فارس و تقویت بنیه نظامی آن ها و...
انقلاب اسلامی و حرکت های انقلابی در جهان اسلام (کشورهای عربی)
لبنان: جنبش شیعی «امل» «امل اسلامی» و حزب الله و...
عراق: حزب الدعوه الاسلامی «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق»
سوریه و عربستان: «اخوان المسلمین»
بحرین: جبهه اسلامی برای آزادی بحرین
کویت: حزب الله
فلسطین: «جهاد اسلامی» و «سازمان مقاومت اسلامی»
انقلاب اسلامی و حرکت های انقلابی در جهان اسلام (غیر عربی)
پاکستان: نهضت اجرای فقه جعفری
کشمیر: همواره در اعتراضات مردمی شعارهای انقلاب اسلامی سر می دهند.
آسیای مرکزی: در تاجیکستان و ازبکستان حرکت هایی دیده می شود.
قفقاز: بازتاب انقلاب اسلامی وجود داشته
تأثیر انقلاب اسلامی در زمینه های دیگر
1. دولت ها و نخبگان سیاسی در جهان اسلام
2. سازمان های بین المللی: کنفرانس اسلامی، اتحادیه بین المجالس و..
3. الهیات رهایی بخش در آمریکای لاتین مانند کوبا و نیکاراگوئه
برخی از مشکلات که زمینه ساز القاء اندیشه ناکارآمدی حکومت دینی شده
1. محاصره اقتصادی غرب بخصوص آمریکا
2. روند سریع افزایش جمعیت در دهه اول انقلاب
3. جنگ تحمیلی
4. ترور بسیاری از مسئولان
5. کاهش تولید و صدور نفت
6. تغییر الگوی مصرف جامعه
7. تورم جهانی و...
ملاک های مقایسه انقلاب ایران با انقلاب های فرانسه، روسیه، نیکاراگوئه
1. نارضایتی از وضع موجود
2. گسترش ایدئولوژی جدید جایگزین
3. گسترش روحیه انقلابی
4. نقش رهبری
مقایسه میزان نارضایتی از وضع موجود در هر چهار انقلاب
1. حرکت ها و شورش های پیشین در هر چهار انقلاب
2. شورش ها و اعتصابات و... متفاوت بوده روسیه کمترین و ایران بیشترین
3. سقوط پایه های اقتدار و مشروعیت، ابتدا ایران و در انتها روسیه
4. گریز روشنفکران و نخبگان، در فرانسه پیش از انقلاب و در سه انقلاب بعدی در زمان وقوع انقلاب
برخی شاخص های دیگر نارضایتی در چهار انقلاب
1. وجود یا عدم وجود نارضایتی: در هر چهار انقلاب وجود داشته
2. وسعت نارضایتی: ایران بیشترین جمعیت ناراضی و روسیه کمترین را داشته
3. شدت و عمق نارضایتی: نارضایتی در ایران از سه کشور دیگر عمیق تر است.
مقایسه میزان گسترش ایدئولوژی جدید جایگزین در هر چهار انقلاب
1. وجود یا عدم وجود ایدئولوژی جدید: در هر چهار انقلاب آرمان های پذیرفته شده وجود دارد.
2. میزان جمعیتی که ایدئولوژی جدید را نپذیرفته: بیشترین میزان ایران در آخر روسیه
3. نوع ایدئولوژی: ایران با سه کشور فرق دارد
گسترش نوع ایدئولوژی جدید جایگزین در هر چهار انقلاب
فرانسه: آرمان وضع مطلوب حالت ثابتی نداشت
روسیه: سوسیالیست های انقلابی و... هر کدام آرمان خاصی داشتند.
نیکاراگوئه: نوعی همزیستی مسالمت آمیز
ایران: عموم مردم از امام خمینی(ره) و ایدئولوژی اسلامی طرفداری می کردند.
مقایسه میزان گسترش روحیه انقلابی
1. وجود یا عدم روحیه انقلابی: وجود آن در هر چهار کشور
2. میزان جمعیتی که دارای این روحیه است: ایران در رده اول
. شدت و عمق روحیه: در هر چهار کشور شدید بوده است در عین حال در ایران بارزتر است.
مقایسه میزان نقش آفرینی رهبری و ساختارها
در بررسی این شاخص باید به وجود یا عدم وجود رهبر و ساختارهای دارای نقش و میزان این نقش اشاره نمود در این زمینه وجود ساختارها در هر چهار انقلاب دیده می شود.
به دلیل ماهیت مذهبی انقلاب ایران نقش رهبری بسیار جدی بود.
مهمترین مسائل و چالش های بعد از انقلاب اسلامی
1. بحث ترمیدور
2. مردم سالاری دینی
3. رابطه ایران و آمریکا
4. مسئله فلسطین
5. جهانی شدن و موضوع جمهوری اسلامی ایران در قبال آن
ترمیدور یا حرکت دوری انقلاب ها
این اصطلاح از فرانسه گرفته شده روز نهم ماه ترمیدور 27 ژوئیه 1794 روبسپیر و یارانش سرنگون شدند.
به این ترتیب این اصطلاح به انقلاب های دیگر نیز اطلاق شد.
کرین برینتون و ادوارد: با تعمیم این الگو معتقدند که انقلاب ها از سه مرحله «حکومت میانه روها» «حکومت تندروها» و «دوران ترمیدور» می گذرد.
میانه روها ثروتمندان و مشاهیر گروه مخالفان قدیم اند.
تندروان نیز ضعف، دو دلی و سازش میانه روان را بر نمی تابند.
تعابیر جامعه شناسان و تئوری پردازان از معنای ترمیدور
1. گروهی آن را واکنشی آشکار بر علیه انقلاب می دانند که در نتیجه آن، طبقات قدیمی به گونه ای به قدرت باز می‏گردد.
2. برخی معتقدند ترمیدور فروکش کردن هیجان و تب انقلاب است که در زمان تندروان آغاز می‏گردد.
تبیین علل ایجاد حرکت دوری
1. تمایل رهبران و مردم به حرکتی از آرمان‏گرایی به سوی واقع‏گرایی
2. احساس نرسیدن به اهداف بلند مدت اعلام شده
مراحل انقلاب در انگلستان
1. دوره رژیم پیشین: سلطنت (چارلز) و طرفداران کلیسای رسمی
2. دوره میانه روها: پرسبیتر، هواداران پارلمان و کلیسای دولتی 1646
3. دوره تندروها: کرامول، هواداران کلیسا و...
4. دوره ترمیدور: سقوط روبسپیر در (1794) و سرانجام کودتای ناپلئون
مراحل انقلاب در روسیه
1. دوره رژیم پیشین: رومانوفها
2. دوره میانه روها: کادتها، مجلس دوما، بلشویکها و...
3. دوره تندروها: بلشویکها (لنین و تروتسکی)
4. دوره ترمیدور: بحران اول: سیاست اقتصادیف بحران دوم: مرگ لنین و رقابت استالین و تروتسکی
مراحل انقلاب در آمریکا
1. دوره رژیم پیشین: طرفداران دولت امپراطوری
2. دوره میانه روها: بازرگانان و زمینه داران مرفه
3. دوره تندروها: طرفداران اعلامیه استقلال
4. دوره ترمیدور: در مورد دوره بحرانی تا فرمانروایی تندروها و ترمیدور استثناست
ملاحظاتی در مورد حرکت دوره ی انقلاب
1. کتاب برینتون در اوج اثبات گرایی نگاشته شده
2. علوم اجتماعی به سختی می تواند دست به پیش بینی بزند.
3. در این تئوری جامعیت و کلیتی وجو ندارد
4. برینتون معتقد است که اصطلاح ترمیدور نسبی و مشکک است.
حرکت دوری انقلاب ها بر اساس اندیشه اسلامی
براساس اندیشه اسلامی این حرکت سنتی حتمی و حرکتی خارج از اراده آدمیان به شمار نمی‏آید، اندیشمندان اسلامی بر اساس آیات قرآن تغییر و تحول تاریخی را جبری نخوانده بلکه آن را وابسته به تغییر نفس آدمیان دانسته اند.
مرد سالاری دینی
1- اشاره به مفهومی است که در دوره آقای خاتمی مجدداً مورد توجه قرار گرفت.
2- از آرمان‏های انقلاب اسلامی به شماره می‏رود که امکان جمع بین دین و دموکراسی است.
مبانی فکری مرد سالاری
1-اصالت رضایت عامه 2- برابری مدنی 3- خود مختاری 4- تفکیکی قوا 5- قدرتمندی جامعه‏ی مدنی 6-قانون و قانون گرایی 7- مدارا 8- شهرونـدی 9- مشروعیــت مردمی 10-حقوق بشری 
نسبت سنجی دین و دموکراسی
1- اگر تعریف دموکراسی بر مبانی خاصی مانند نسب گرایی انسان مداری و خود مختاری فرد تأکید شود به نظر نمی رسد با قرائت دین مدارانه قابل جمع باشد.
2-  اگر مفهوم دموکراسی را مفهومی منعطف بدانیم می‏توان از دموکراسی دینی و اسلامی نیز سخن گفت.
برخی از مسائل موجود میان ایران و آمریکا
شروع ارتباط در زمان ناصرالدین شاه
اجرای راهبردها و دکترین‏های خاص آمریکا در ایران
اجرای کودتا سیا در ایران
عضویت در پیمان بغداد (سنتو)
برقراری کاپیتولاسیون
وقوع انقلاب خط بطلان بر حاکمیت آمریکا در ایران و مسأله فلسطین نقطه اوج تعارض ایران با آمریکا
تعریف جهانی شدن
این اصطلاح ریشه در ادبیات تجاری و مدیریتی دهه 1970 دارد.
کمیته بین المللی در سال 1995 جهانی شدن را درهم آمیزی اقتصاد، جامعه شناسی، سیاست، فرهنگ و رفتارها از طریق نفی مرزها نو پیوستگی‏های ملی و اقدامات دولتی تعریف کرد.
سه احتمال در خصوص جهانی شدن
1. فرایندی است که از ابتدای تاریخ بشر وجود داشته
2. جهانی شدن با تجددگرایی و توسعه و سرمایه‏داری هم زمان بوده اما اخیرا شتاب گرفته
3. جهانی شدن فرایندی متأخر می‏باشد که با سایر فرایندهای اجتماعی نظیر فراصنعتی شدن و... مراه است
ترجمه واژه Globalization
1. جهانی شدن: با پروسه یا فرایند بودن همراه است بر این اساس جهانی شدن پدیده‏ای غیر ارادی است.
2. جهانی سازی: به پروژه و طرح بودن آن نظر دارد بر این اساس امری ارادی و متأثر از سیاست‏های اقتصادی کشورهای غربی است.
آثار و ویژگی‏های جهانی شدن
1. در سطح اقتصاد: فرایندهای اقتصادی در سطح ملی تابع ساز و کارهای داخلی نخواهد بود.
2. در سطح فرهنگ: از پیدایش جامعه مدنی جهانی
3. در سطح سیاست: گسترش توانای‏های دولت‏های ملی را محدود می‏سازد و اقتدار سازمان‏های بین‏المللی
4. در حوزه فنی و تکنولوژیک: وقوع انقلاب صنعتی سوم
برخی از ویژگی‏های عصر جهانی شدن
1. فرسایش حاکمیت دولت‏های ملی
2. چند مرکزی شدن نظام بین‏الملل
3. از بین رفتن مرزها در اقتصاد بین‏الملل
4. افزایش بهره‏وری
5. انفجار اطلاعات و گسترش وسایل ارتباط جمعی
6. گسترش فقر جهانی و...
برخی از تأثیرات جهانی شدن بر جهان سوم
1. عمیق‏تر شدن شکاف ودر توزیع ثروت
2. زیاد شدن فاصله کشورهای شمال و جنوب
3. تحمیل الگوی اقتصاد کشورهای بزرگ به کشورهای در حال توسعه
4. تحمیل فرهنگ و دموکراسی غربی
5. شدت گرفتن روند عرفی‏سازی و...
برخی از ویژگی‏های تجدد گرایی (مدرنیسم)
1. التفات انحصاری به علم تجربی
2. فناوری ماشینی جدید
3. بالا رفتن سطح زندگی مادی
4. سرمایه‏داری و بازار آزاد
5. مردم سالاری
6. لیبرالیسم ایدئولوژی غالب
7. دنیوی شدن فرهنگ
8. فردگرایی، عقل‏گرایی و انسان‏گرایی
برخی ویژگی‏های پسا تجددگرایی (پست مدرنیسم)
1. اعتقاد به کثرت و نسبیت و نفی وحدت گرایی
2. نفی روایت‏های کلان
3. نفی نظریه پیشرفت
4. نفی نظریه نمایش عینی و بی‏واسطه در معرفت شناسی
5. پذیرش سنت‏ها و فرهنگ‏های متعدد بومی، محلی به جای فرهنگ واحد کلی
جهانی شدن از دیدگاه پسا مدرن
1. جایگزینی فرد به جای دولت
2. فرسایش مرزهای ملی
3. تکثیر حقایق و تردید در حیطه‏های علمی و فرهنگی
4. وسعت یافتن و کنترل ناپذیر شدن دنیای اجتماعی افراد
5. تکثیر قرائت‏های دینی و فرو پاشیدن حریم‏های قدسی
6. ایجاد گروه‏های تروریست
7. اپوزیسیون مجازی
جهانی شدن و دین اسلام
1. فلسفه انتظار و ظهور امام غایب(ع) در مذهب تشیع مستلزم جهان شمولی اسلام در سرتاسر کره زمین است.
2. جهانی شدن با جهان شمولی تفاوت دارد.
3. در میان ادیان الهی اسلام و مسیحیت بیشتر از دیگر ادیان داعیه جهان شمولی داشته‏اند.
تاثیر جهانی شدن بر جمهوری اسلامی
1. تهدیدهای امنیتی پیچیده‏تر از پیش شده است.
2. جهانی شدن ایجاد کننده فرصت برای کشورهای مختلف اما تهدیدهای خاص برای جهان سوم در پی دارد.
3. عنصر جهان‏سازی به ناکامیابی فرهنگ ما در هم نهادسازی فرهنگ‏های منجر شده است.
4. از جهت فرهنگی اگرچه جهانی شدن فرصتهایی را برای ایران فراهم کرده اما  ممکن است تهدیدی علیه هویت ملی و اسلامی ایران به شمار رود.
نظریه پایان تاریخ  بر چه اصولی استوار است؟
1. به نظر فکویاما نظریه‏پرداز ژاپنی الاصل آمریکایی با شکست کمونیست، سلطه آمریکا بر جهان بلامنازع خواهد بود.
2. اندیشه لیبرالیسم بر دیگر ایدئولوژی‏ها پیروز خواهد شد. و آن را تا پایان تاریخ معرفی می‏کند.
نظریه برخورد تمدن‏ها چیست؟
این نظریه از سوی ساموئل هانتینگتون ارائه شده و از جهاتی در مقابل نظریه فوکویاما قراردارد. بر این اساس این نظریه تقابل تمدن‏ها سیاست غالب جهانی و آخرین مرحله تکامل درگیری‏های عصر نو به شماره می‏آید.
دلایل برخورد تمدن‏ها از دیدگاه هانتینگتون
1. وجود اختلاف میان تمدن‏ها اساسی است
2. با گسترش وسایل ارتباط جمعی گویا جهان در حال کوچکتر شدن است.
3. روند نوسازی اقتصادی و تحول اجتماعی انسان را از هویت دیرینه و بومی جدا می‏سازد.
4. نقش دوگانه غرب رشد آگاهی تمدنی را فزونی بخشید
5. کمتر می‏توان بر اختلافات فرهنگی سرپوش گذاشت
6. رشد منطقه‏گرایی اقتصادی
ارکان نظریه برخورد تمدن‏ها
1. پایان نبرد ایدئولوژیک
2. تضعیف ناسیونالیسم
3. احیای جدید ملت‏گرایی در قالب تمدن‏ها
4. ضرورت برخورد تمدن‏ها بدلیل نبودن سیطره بلامنازع یک تمدن
ایده گفتگوی تمدن‏ها توسط چه کسی و چرا مطرح شد؟
1. در واکنش به نظریه برخورد تمدن‏ها از سوی محمد خاتمی رئیس‏جمهور وقت ایران مطرح شد و مورد استقبال همگان قرارگرفت.
2. سال 2001 سال گفتگوی تمدن‏ها نام‏گذاری شد.
3. تمدن پاسخی است که انسان نسبت به همه هستی، جهان و انسان دارد.
مشکلات ایده گفتگوی تمدنها
1- مبانی نظری این ایده هنوز به دقتِ مبانی نظریه برخورد تمدنها نیست.
2- این ایده بر نگرشی خوش بینانه به  ذات انسان و عقل گرایی او تکیه دارد
3- گفتگوی هدفی شایسته است اما نه غرب نیازمند گفتگو است و نه همه مسلمانان آمادگی آن را دارند.
4- واقعه 11 سپتامبر از این واقعیت خبر داد که گفتگوی تمدنها راهی دشوار و طولانی پیش رو دارد.

و من ا... التوفيق
تهيه و تنظيم از استاد ارجمند جناب آقاي كيا كجوري


برچسب‌ها: انقلاب, انقلاب اسلامي, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:33 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

نقد آسيب شناسانه به فيلم علي سنتوري ساخته آقاي داريوش مهرجوئي

علي سنتوري فیلمی است اجتماعی با رویکردی انتقادی که تم اصلی آن تضاد سنت و مدرنیته در جامعه امروز ایران و موضوع آن سقوط هنرمند و خود ویرانگری او در جامعه‌ای است که هنر واقعی را برنمی تابد و مدام آن را محدود و سرکوب می‌کند.
اعتیاد یک مسئله بسیار مهم است که در بین خانواده ها و جوان ها رسوخ کرده و به اعتقاد من ساخت فيلم در اين رابطه می تواند سوژه بسیار مهم و ضروری در پيشگيري از اعتياد و آگاه ساختن خانواده ها و جوانان از اين معذل باشد.
فيلم زيباي علي سنتوري نيز از اين دسته فيلم ها مي باشد . داریوش مهرجویی در نشستي بخشی از اعتقادات خود درباره سینما را مطرح کرده و از چگونگی انتخاب مضامین در آثارش گفت : "‌من در همه فیلم هایم سوژه های واقعی را دنبال می کنم و دغدغه ام در فیلم ها ، سرنوشت بشر و موقعیت انسان در جامعه معاصر است و در واقع نگاهم ، نگاه اجتماعی است این فیلم از اثری دیگر تاثیر نگرفته و سعی شده ساختار شکنی در طول فیلم حفظ شود . بحران های درونی علی سنتوری و سقوط او در دامن اعتياد، نتيجه وضعيت آشفته و پريشان اجتماعی روزگار ماست.علی سنتوری تدريجا از يک هنرمند و نوازنده چيره دست سنتور به يک نوازنده خالتوری و معتاد تبديل می شود. ترويج ابتذال، توسعه عوام زدگی و قربانی شدن هنر، درونمايه های اصلی فيلم سنتوری است
روی دیگر فیلم علي سنتوري اعتراض و نقد اجتماعی است. روانشناسی و نگرش ژرف، نماد و نشانه، تراژدی و بحران فردی در فيلم ، همیشه با یک نقد اجتماعی مکتب فرانکفورتی در آمیخته که تأثیرات درک طبقاتی و با همه تقدم زیبایی شناسی در آن موجود است. حالا هم پدر تاجر، مادر مؤمن و طبقه ممتاز سنتی که نمی دانند، فرزندانشان را چگونه تربیت کنند و آنها را به برده روابط پدر سالار تبدل می کنند و پسر شورشی و عاصی را به خود ویرانگری می کشانند، و کشاندن داستان به آنجا که پدر خود عمل نامرئی اش، یعنی به نابودی کشاندن پسر و نسل جوان را با عمل مرئی و مجسم تزریق پسر (نسل جوان؟) به وسیله نسل قدیم، با همه درد انگیزی و فاجعه باری اش، تمام و کامل می کند و تکرار مکرر جملاتی مبنی بر آنکه علی را خود به اینجا کشانده اند، از زبان علی و کنایه های گوناگون در فیلم برای بیان این اعتراض، به بزرگ ترهایی که با کهنه اندیشی و ناتوانی خود، نسل جوان را به اشکال گوناگون به انحطاط می کشند یا برده خود می کنند - برادر بزرگ تر - تا همان مسیر آنان را ادامه دهد یا در صورت سرکشی رهایش می کنند تا به اعتیاد کشیده شود و قدرت اجرای نوی زندگی را از دست بدهد و... و این آدمی، همان داستان پسر کشی و رستم و سهراب است که رستم این بار بلور ساز است. و سهراب علی! و اینها همه همان لایه معترض اجتماعی است .

مثلاً نمائي از فيلم پدر علی در ماشین نشسته و بدنبال آدرس منزل پسر فراموش شده اش میگردد و همزمان صفحه روزنامه را باز میکند که از قول او نوشته: اگر دولت حمایت کند بلور ایران در دنیا خواهد درخشید. این جمله میتواند چکیده زندگی علی باشد که اگر زودتر و قبل از اینکه به انتهای راه برسد حمایت میشد شاید زندگیش را از کف نمیداد.
و يا نکته اول به بازی خود رادان برمیگردد که ریتم مشخص و معینی ندارد. بعنوان مثال صحنه تزریق مواد توسط پدرش را به یاد بیاورید. پس از آنکه تزریق تمام میشود و پدر در حال جمع و جور کردن وسایل خانه پسرش است در همین موقع علی مشغول تعارفات متلک گونه با پدرش است که لحنی کاملا عادی دارد. اما به محض اینکه جر و بحث بالا میگیرد لحن بازی رادان تبدیل میشود به همان معتاد خماری که شل و ول حرف میزند و خمودگی بدنش علامت اصلی اعتیاد اوست.

مايلم به برخي از ايرادات فيلم هم اشاره كنم: گاهي فيلم براي تصوير زمان‌هاي مرده در قالب ديالوگ به سمت شعارگرايي مي‌رفت . در دو سكانس حرف‌هاي هانيه براي مادرش و براي همسر جديدش از او شعار مي‌شنويم. تلاش شده كه از فداكاري‌هاي هانيه در ترك علي براي تماشاگر صحبت شود، ولي در عمل حرف‌ها بيشتر به شعارگرايي متمايل است. نكته ديگر اينكه در ايران حق طلاق با شوهر است و تا زمانيكه زن از شوهرش طلاق نگيرد حق ازدواج با هيچ مرد ديگري را ندارد، چگونه هانيه را در فيلم پس از 6 ماه با مرد ديگري مي‌بينيم كه ازدواج كرده‌اند و مي‌خواهند كشور را ترك كنند. اگر هانيه غيابي طلاق گرفته كه هيچ محضري حق طلاق غيابي به زن را ندارد. در دادگاه هم حداقل زمان براي طلاق غيابي 3 سال است، نه 6 ماه. تنها گزينه ممكن اين است كه علي خود هانيه را طلاق داده باشد كه با شخصيت تصويرشده از او مغايرت دارد. از سوي ديگر اعتياد علي به نوعي ريشه در كار موسيقي او دارد. اين فيلم تلاش دارد بگويد علاقه علي به موسيقي نوعي جدل با مادر علي است كه فردي مذهبي است. در اكثر سكانس‌هايي كه علي در اعتياد دست و پا مي‌زند، او را با «عبا» مي‌بينيم. جداي از اينكه هيچ انساني در جامعه امروز اينگونه سنت و مدرنيته را باهم نمي‌آميزد كه روي شلوار جين عبا بپوشد، استفاده از آن در زمان معتاد بودن و درآوردن آن هنگام ترك به اين جدل بين موسيقي و مذهب دامن مي‌زند. وقتي قرار است فيلمي اجتماعي ساخته شود نبايد با ديگر مفاهيم كه مطلق نيستند بازي كند. مطلق نيست كه هر كه معتاد است بخاطر جنبه سنت‌ستيزي او است و اعتياد بيش از آنكه درجامعه امروز با موضوع سياسي يا مذهبي باشد، پديده‌اي اجتماعي است و شايسته بود با همان نگرش اجتماعي به ريشه‌هاي اعتياد علي پرداخته مي شد. و سرانجام آنكه هرگز نبايد از بازي‌هاي درخشان بازيگران اين فيلم غافل ماند.

                                                                                                سعيد باقري نژاد بسابي

 

دانلود فيلم سينمائي علي سنتوري

كارگردان: داريوش مهرجويي
فيلمنامه: داريوش مهرجويي و وحيده محمدي فر
مدير فيلمبرداري: تورج منصوري
تدوين: مهدي حسيني
آهنگساز: اردلان كامكار و محسن چاووشي
تهيه كننده: فرامرز فرازمند و داريوش مهرجويي
بازيگران: بهرام رادان، گلشيفته فراهاني، مسعود رايگان، رويا تيموريان، مائده طهماسبي

 لينك دانلود :

part1   

part2 

part3 

part4


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, پيشگيري, علي سنتوري, فيلم
[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:16 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

نقد آسيب شناسانه به فیلم مرهم ساخته آقاي علیرضا داوود نژاد به قلم سعيد باقري نژاد بسابي
اين فيلم با الهام گرفتن از حقیقت محض جامعه و تقابل میان سنت و مدرنیته در میان افراد جامعه و به خصوص تقابل میان نسل‌های پیشین با نسل جوان امروزی ساخته شده است. مرهم بر دردها و مصائب نسل جوان امروز مرهم مؤثری می‌گذارد و به نوعی فیلمی‌آموزنده برای خانواده‌ها نیز محسوب می‌شود.  
روایت ساده و صادقانه مرهم مهم ترین و مثبت ترین نکته این فیلم است. فیلم روایتی شفاف داستان زندگی دختری به نام مریم (با بازی طناز طباطبایی) را روایت می‌کند که دیگر نمی‌خواهد در خانواده به شدت سنت گرای خود زندگی کند. او می‌خواهد آداب و رسوم خانوادگی را که سال‌ها بر دختران تحمیل می‌شده را نادیده بیانگارد، مریم می‌خواهد به تعبیر خود «آزادانه» زندگی کند، تجربه کند و بیاموزد ولي خانواده مريم اينگونه نمي پندارند به همین دلیل بعد از دعوای شدیدی که با پدر خود می‌کند از خانه فرار کرده و به دل جامعه و گروههاي همسالان خود پناه می‌برد. او به تدریج گرفتار اعتیاد به مواد مخدر (شيشه) می‌شود و در این میان تنها کسی که هنوز حامی ‌او باقی می‌ماند مادربزرگ اش (با بازی کبری حسن زاده) است. پیرزنی مهربان که بعد از فرار دختر با خريد موبايل سعي دارد مرتب با وی در تماس باشد و مکراراً به مریم کمک‌های مالی و معنوی می‌رساند. حتی هنگامی‌که مریم قصد دارد با چند نفر از دوستانش به شمال برود، اشرف السادات مادربزرگ پیر و مهربان وی نیز به طور جداگانه به خانه یکی از دوستان قدیمی‌اش در شمال می‌رود. مریم که در سراسر این سفر با حوادثی تلخ و دردآور مواجه می‌شود در انتها سرخورده و درمانده در حالی که همه به او نظر سوء داشته اند هیچ آغوشی را پر مهرتر از آغوش مادربزرگ اش نمی‌یابد و در حالی که هیچ کس او را پناه نداده و وی از همه جا رانده شده است در میان بازوان پرمهر مادربزرگ اش به اصل خویش باز می‌گردد.
به نظر بنده سکانس پایانی فيلم بهترين سكانس مي باشد كه به تصوير كشيده شده است هنگامی‌که مادربزرگ دلهره و پریشان احوال منتظر است تا مریم را بیابد و مریم دوان دوان و هراسان خود را از دور به مادربزرگش می‌رساند، این صحنه که به شدت اثر گذار و قابل درک است به نوعی بیانگر برداشته شدن فاصله میان دو نسل پیشین و امروزی است، مریم دیوانه وار هق هق می‌کند و مادربزرگ با دست‌های پرچروکش او را نوازش می‌کند. 
بر خلاف نظر برخی، فیلم مرهم تنها بیان درد مریم نیست، این فیلم بیان درد مشترکی است میان نسل‌های پیشین و نسل امروزی است که به این شکل در مرهم نمایان شده است. دردی که می‌بایست به آن توجه کرد و چاره ای برایش اندیشید.
به نظر اينجانب خود فرد در ترك فعل نادرست نقش زيادي دارد يعني اگر فرد خود به آن مرحله از يقين نرسد كه كاري را انجام ندهد هرگز با هيچ وسيله اي نمي توان آن فرد را از انجام آن كار بازداشت . ولي هر آنوقت كه تمايل فرد بر ترك آن فعل باشد آنوقت محقق مي شود .

بازی فوق العاده کبری حسن زاده (اشرف السادات) بدون شک مهم ترین و تاثیر گذار ترین بازی در فیلم مرهم به شمار می‌رود. این بازیگر که پیش از این تجربه بازیگری در هیچ فیلمی ‌را نداشته است آنقدر در این فیلم خوب ظاهر شده است که برای آن هیچ حد و مرزی را نمی‌توان تعیین نمود. بازی شگفت انگیز این بازیگر در جاهایی باعث می‌شود تا بیننده از شخصیت اصلی قصه (مریم) دور شود و بیشتر با این شخصیت همذات پنداری نماید.

طناز طباطبایی ( مريم ) نیز یکی دیگر از نقاط قوت فیلم مرهم به شمار می‌رود. طباطبایی به حدی قابل قبول در این نقش ظاهر شده است که بیننده را به صورت کاملاً ناخودآگاه با خود همراه می‌سازد. به نحوی که بیننده با شادی او شاد و با غم او غمگین می‌شود و مدام دلهره این را دارد که قرار است چه بلایی بر سر این دختر بیاید.
رضا داودنژاد ( رضا ) را در هيچ فيلمي اينقدر خوب نديده بودم؛ وي شخصيت رضا را آنقدر با آرامش و متانت خلق كرده كه باهاش همراه مي شويم و گرچه بعضي مواقع آبزيره كاه جلوه مي نمايد ولي در اصل مردانگي قابل ستايشي دارد.وقتي مريم را به دست مردي ميانسال و ظاهرا بوالهوس مي سپارد، مخاطب در نگاه اول جا مي خورد و مي پندارد رضا چه نامردي ست ولي با گذشت زمان به سهولت مي توان دريافت كه نيت وي اين است كه دخترك ساخته شود و قدرت دفاع از خود را بياموزد و اجازه ندهد احدي در حريمش تجاوز كند .
رضا داوود نژاد در این فیلم بازی او با هوشمندی هرچه تمام تر شخصیت «رضا» را در عین این که بسیار «مرد» است به سبک و سیاق فیلم‌های فارسی‌های قبل از انقلاب که اتفاقاً این سال‌ها خیلی مد روز شده است «فردین» گونه پیش نبرده. این مهم یکی از نکات قوت و مثبت فیلم مرهم به شمار می‌رود. به عنوان نمونه در صحنه ای که مریم در یکی از جاده‌های فرعی شمال در حال فرار از دست مردی است که به او نظر سوء دارد ناگهان رضا که در حال رانندگی است سر می‌رسد، بیننده در این جا انتظار دارد تا رضا از ماشین پیاده شده و مانند اغلب فیلم فارسی‌ها با مشت و لگد به جان مرد هرزه بیافتد، اما رضا با متانت و آرامی ‌در حالی که حتی از ماشینش پیاده هم نمی‌شود مریم را وادار می‌کند که سوار ماشین اش شود و سپس او را به یکی از ویلاهای مادربزرگ در شمال می‌برد و به مریم سکنی می‌دهد. 
در مجموع مرهم فیلمی ‌است برای همه نسل‌ها. فیلمی ‌است که به راحتی می‌تواند با نسل جوان و مادران و پدران و حتی مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌های آن‌ها ارتباط برقرار نماید. مرهم به خانواده‌ها می‌آموزد که نسبت به هم درک متقابل داشته باشند و به دور از هرگونه زورگویی و خشونت سعی کنند تا حرف طرف مقابلشان را درک نمایند.
مرهم" متذكر مي شود كه زود راجع به دختران و پسران جامعه خويش قضاوت نكنيم، مبادا آنها را از زندگي كردن طرد كنيم و دلشان را بشكنيم. همين كه با دختري روبرو شديم كه حجابش نامناسب است، بهش وصله نچسبانيم و گناهش را نشوييم. اگر معتادست رهايش نكنيم و بجاي نصيحت كردن و امر ونهي كردن و سخنوري ، دستانش را بگيريم ودر يك جمله لگد خورده را لگد نزنيم.
در كلام آخر : "مرهم"  بر دردها و آسيب هاي نسل معاصر جامعه ما مرهمي ست اثر گذار و قابل باور. معضل بسياري از جوانان ريشه اي و حادّ نيست ولي اگر به خواسته هاي ولو كوچك و ناچيز آنها توجهي نشود و مرتبا اميال و خواسته هايشان كوركورانه سر كوب شود، اين معذلات ريشه اي مي گردد و ديگر حتي نسل قديم هم نمي تواند به آنها نزديك شود. با ديدن "مرهم"  خانواده ها به خود مي آيند كه امنيت خانه را بيشتر از پيش براي فرزندان خود فراهم كنند و هيچ جواني به خود اجازه نخواهد داد كه از خانه و كاشانه ي خود فرار كند و در آغوش نااهلان و بي كفايتان قرار گيرد.خانواده، با درك متقابل پدر و مادر و فرزندان از نيازهاي يكديگر معنا پيدا مي كند و قوام مي يايد و مجموعه ي چنين خانواده هايي، جامعه ايده آل و آرماني را شكل خواهد داد.
                                                                                                        سعيد باقري نژاد بسابي

 

دانلود فيلم مرهم :

نویسنده و کارگردان: علیرضا داودنژاد
تهیه کننده: علیرضا داودنژاد
فیلمبردار: رضا شیخی
صدابردار: محمدرضا حسینی
طراح صحنه: شیرین شازده احمدی
مجری طرح: رضا داودنژاد
سال تولید: 1389

بازیگران: احترام حبیبیان- طناز طباطبایی- رضا داود نژاد- کبری حسن زاده- سجاد سپهری- شیرین صفری- علی داودنژاد

لينك دانلود :

part1 

part2

part3

part4

 


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, فيلم, مرهم
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:19 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

اثری از: دکتر دراتسیو وارلا

اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ احساساتتان را بيان کنيد.
هيجانات و احساساتي که سرکوب يا پنهان شده باشند به بيماري‌هايي نظير ورم معده، زخم معده، کمر درد و درد ستون فقرات منجر مي‌شوند.
سرکوبي احساسات به مرور زمان حتي مي‌تواند به سرطان هم بيانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ يک محرم مي‌رويم و رازها و خطاهاي خود را با او در ميان مي‌گذاريم!
گفتگو، صحبت کردن، کلمات، ... وسيله درماني قدرتمندي هستند.

اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ تصميم‌گيري کنيد.
افراد دو دل و مردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلي و بي‌تصميمي باعث مي‌شود که مشکلات و نگراني‌ها روي هم انباشته شوند. تاريخ انسان بر اساس تصميم‌گيري‌ها ساخته شده است. تصميم‌گيري دقيقاً به معني چشم‌پوشي آگاهانه از بعضي مزايا و ارزش‌ها براي به دست آوردن بعضي ديگر است. افراد مردد در معرض بيماري‌هاي معدي، دردهاي عصبي و مشکلات پوستي قرار دارند.

 اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ به دنبال راه حل‌ها باشيد.افراد منفي، مشکلات را بزرگ مي‌کنند و راه حل‌ها را نمي‌يابند. آن‌ها غم و غصه، شايعه و بدبيني را ترجيح مي‌دهند. روشن کردن يک کبريت بهتر از تاسف خوردن از تاريکي است.  ما هماني هستيم که مي‌انديشيم. افکار منفي باعث توليد انرژي منفي مي‌شوند که آن‌ها نيز به نوبه خود تبديل به بيماري مي‌گردند.

 اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ در زندگي اهل تظاهر نباشيد.کسي که واقعيت را پنهان نگاه مي‌دارد، تظاهر مي‌کند و هميشه مي‌خواهد راحت و خوب و کامل به نظر ديگران برسد، در واقع بار سنگيني را بر دوش خود قرار مي‌دهد. مثل يک مجسمه برنزي با پايه‌هاي گِلي. هيچ چيز براي سلامتي بدتر از نقاب به چهره داشتن و زندگي کردن با تظاهر نيست. اين گونه افراد زرق و برق زياد و ريشه و مايه اندکي دارند و مقصد آن‌ها داروخانه، بيمارستان و درد است.

اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ واقعيت‌ها را بپذيريد.سرباز زدن از پذيرش واقعيت‌ها و عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان بيگانه مي‌سازد. هسته اصلي يک زندگي سالم، يکي بودن و رو راست بودن با خود است. کساني که اين را نمي‌پذيرند، حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب مي‌شوند. پذيرفتن انتقادها، کاري عاقلانه و ابزار درماني خوبي است.

 اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ اعتماد کنيد.کساني که به ديگران اعتماد ندارند نمي‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و نمي‌توانند رابطه پايدار و عميقي با ديگران به وجود آورند. آن‌ها معنی دوستی واقعی را درک نمي‌کنند.

 


برچسب‌ها: اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 15:5 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

رويكرد پيشگيري در جهان عمر كوتاه تري دارد واز سي سال پيش به تلاش و مبارزه عليه اعتياد اضافه شده است. بررسي‌ها نشان مي‌دهند كه رويكرد پيشگيري نيز مي‌بايست در كنار مبارزه با عرضه و رويكرد درماني مورد توجه قرار گيرد. از سال 1980 ميزان شيوع اعتياد دركشورهائي كه فعاليت‌هاي پيشگيري از اعتياد را از طريق كاهش تقاضا با جديت پيگيري مي‌نمايند،‌كاهش قابل ملاحظه اي يافته است. به عنوان مثال، تعداد مصرف كنندگان مواد مخدر در امريكا در سال 1990، نسبت به سال 1985 به نصف تقليل يافته است،‌كه اين تغيير مديون فعاليت‌هاي پيشگيري از اعتياد بود ه است. 
لغت «پيشگيري» يعني جلوگيري از وقوع يك اتفاق، از نظر بهداشتي، پيشگيري عبارت است از مداخله اي مثبت و انديشمندانه براي مقابله با شرايط مضر قبل از اينكه منجر به اختلال يا ناتواني شود.
هدف از پيشگيري اوليه پيشگيري از شروع اختلال است كه منجر به كاهش ميزان بروز (Incidence) ودرنتيجه،كاهش ميزان شيوع (Prevalence) مي‌گردد.

روش‌هاي پيشگيري اوليه عبارتند از:

1- از بين بردن علل
2- كاهش عوامل مخاطره آميز
3- افزايش مقاومت فرد
4- جلوگيري از سرايت بيماري 

استراتژي‌هاي پيشگيري از اعتياد 

براي برنامه ريزي راههاي موثر در پيشگيري از اعتياد، ابتدا بايد علل و عوامل موثر در شروع مصرف و اعتياد به مواد را در نوجوانان و جوانان شناخت. عوامل ژنتيكي، شخصيتي، پسيكوپاتولوژيك،فارماكولوژيك، خانوادگي، محيطي و اجتماعي همگي دراتيولوژي سوء مصرف و اعتياد موثر هستند و عوامل متعدد درمقابل بايكديگر به سوء مصرف و سپس اعتياد منجر مي‌گردند.
براي انتخاب و به كارگيري مناسب استراتژي‌ها، دانستن نيازها و مشكلات و پتانسيل‌ها و توانائي‌هاي اجتماعي ضروري است. اجراي هربرنامة پيشگيري به شناخت دقيق منطقه،‌بررسي كامل وضعيت بهداشتي و روان شناختي و بررسي‌هاي همه گيرشناسي بستگي دارد تا به اين وسيله عوامل موثر بر مصرف مواد آشكار شود. به عنوان مثال، بايد شايع ترين نوع مادة مصرف و گروه سني افراد در معرض خطر، موقعيت‌ها و محل‌هاي مصرف، باورهاي نادرست وعوامل مخاطره آميز، امكانات و منابع موجود را شناخت و براساس آن مدل فعاليت‌هاي پيشگيري را تعيين نمود. تحقيقات نشان داده اند كه نمي‌توان يك روش واحد را به عنوان بهترين روش براي همه افراد و گروه‌ها انتخاب نمود. بهره گيري از استراتژي‌هاي مختلف براي تاثير برشيوع اعتياد ضروري است زيرا عوامل متفاوتي در ايجاد اعتياد موثرند.

 مهمترين استراتژهاي پيشگيري از اعتياد كه درجهان از آنها استفاده مي‌شود عبارتند از :

1- آگاهسازي افراد در مورد خطرات و مضرات مواد
2- افزايش مهارت‌هاي زندگي مانند مهارت تصميم گيري، حل مسئله، ارتباطات اجتماعي
3- تقويت فعاليت‌هاي جايگزين به جاي مواد براي ارضاي نيازهاي رواني اجتماعي نوجوانان وجوانان
4- مشاوره و مداخلة حين بحران، دربحران‌هاي مختلف در طول زندگي
5- ارتقاء فرهنگي و مذهبي
6- تقويت قوانين و مقررات مبارزه با مواد
7- درمان معتادان براي جلوگيري از سرايت اعتياد

 استراتژيهاي فوق در قالب فعاليت‌هاي زير مورد بحث قرار مي‌گيرند:
1- فعاليت‌هاي متمركز برفرد
2- فعاليت‌هاي متمركز برآموزش و آگاه سازي والدين
3- فعاليت‌هاي متمركز برمعلمان ومدرسه
4- فعاليت‌هاي پيشگيري بااستفاده از رسانه‌ها
5- فعاليت‌هاي پيشگيري از طريق محلهاي كار و مكان‌هاي تجمع
6- فعاليت‌هاي پيشگيري با استفاده از شبكة مراقبت‌هاي بهداشتي اوليه
7- وضع واجراي قوانين و مقررات 

فعاليت‌هاي متمركز برفرد

 مخاطره آميز ترين دوران زندگي از نظر ابتلا به سوء مصرف مواد، دورة بلوغ و نوجواني است. فرايند بلوغ يكي از بحراني ترين دوره‌هاي زندگي هر فرد مي‌باشد به طوري كه اين دوران، دوران طوفان و فشار خوانده شده است. باظهور بلوغ، مرحلة نوجواني آغاز مي‌شود. نوجواني دورة انتقال (Transition) است. دوره اي كه فرد قبل از اينكه خود را بيابد دچار اختلال يا اغتشاش در نقش خود (Role Confusion) و بحران هويت (Identity Crisis) مي‌گردد. فردي كه قبل از اين به عنوان كودك به خوبي ايفاي نقش مي‌كرد، دربرخي از ابعاد تلاش مي‌نمايد نقش يك فرد بالغ را ايفا نمايد. دراين دوره نوجوان در وضعيتي بين دو مرحلة كودكي و بزرگسالي قرار گرفته و زيرفشار و انتظارات اين وضعيت قرار دارد.
ازطرف ديگر، تغييرات سريع جسماني نوجوان سبب مي‌شود تا احساس نامتناسب بودن نمايد. اين تغييرات فيزيكي منجر به اختلال تصوير فرد از خود (self image) مي‌شود. اين تصويرذهني با تصويري كه فرد ازخود در آئينه مي‌بيند متفاوت است وشامل درك فرد از وضعيت جسماني خود مي‌باشد.
 بنابراين، تحول بلوغ و نوجواني، تصويرذهني نوجوان از جسم و هويت شخصي اش را تهديد مي‌كند. نوجوان، در نظر گرفتن تجربيات گذشته وقبول تحولات بلوغ، هويت خويش را از نو بازسازي مي‌كند.
حتي مخالفت وستيز نوجوان باوالدين و عصيان دربرابر ارزش‌ها و قدرت‌ها ودخالت‌هاي ديگران، براي تثبيت هويت وجدا نمودن هويت خويش از سايرين است. 
 اين عوامل يعني اغتشاش نقش و نياز به ايفاي نقش به عنوان يك فرد بالغ،‌اختلال در تصوير فرد از خود و نياز به پذيرفته شدن از طرف دوستان و استقلال،‌نوجوان را به رفتارهائي مانند سيگار كشيدن ياسوء‌مصرف مواد ديگر سوق مي‌دهد. 
 استراتژي‌هايي كه اطلاعات،نگرش‌ها و رفتار كودكان و نوجوانان در مورد مواد و مهارت‌هاي تطابقي و اجتماي و نيازهاي آنان را مورد هدف قرار مي‌دهند، درحقيقت شايع ترين روش‌هاي پيشگيري هستند.

الف ـ دادن اطلاعات در مورد مضرات مصرف مواد:

 اين برنامه براين باور استوار است كه مصرف مواد به دليل فقدان آگاهي صحيح از زيان‌هاي مصرف مواد صورت مي‌گيرد. اگر چه مطالعات نشان داده اند كه استفاده از اين روش به تنهائي تاثير چنداني دركاهش اعتياد ندارد، با اين حال مي‌بايست همواره به عنوان يكي از ( راه‌هاي اصلي مداخله دربرنامه‌هاي جامع پيشگيري، مورد استفاده قرار گيرد.)

ب ـ تاثير برارزش‌ها و نگرش‌ها ( تغيير نگرش‌هاي مثبت و تثبيت نگرش‌هاي منفي نسبت به مصرف مواد مخدر:

 نگرش‌ها (attitudes) عبارتند از باورهاي فرد درمورد نتيجه و عاقبت هركار و ارزشي كه فرد براي اين نتيجه قائل است. نگرش‌ها دلايل منطقي بروز رفتارهاي هر فرد خاص مي‌باشند. بديهي است كه قبل از شروع فعاليت‌هاي پيشگيري، مطالعه وشناخت باورها و نورم‌هاي هراجتماع اهميت بسياري دارد. مطالعات ثابت كرده اند كه افرادي كه نسبت به مواد نگرش‌ها و باورهاي مثبت دارند احتمال مصرف و اعتيادشان بيشتر از كساني است كه نگرش‌هاي خنثي يا منفي دارند. ليكن تغيير ياايجاد نگرش‌هائي كه به طور طولاني باقي بمانند كارآساني نيست. تقويت نگرش‌هاي منفي يا تغييرنگرش‌ها از خنثي به منفي آسانتر از تغييرنگرش مثبت به منفي است.
متاسفانه اغلب برنامه‌هاي آگاه سازي از مدارس شروع مي‌شوند درحالي كه كودكان را بايد از سنين كوچكتر كه هنوز باورهايشان به طور كامل شكل نگرفته است مورد هدف قرا داد. نگرش‌ها و ارزش‌هائي كه برپيشگيري از سوء مصرف مواد موثرند عبارتند از:

ـ ارزش‌هاي مذهبي

ـ اولويت دادن به ارزش‌هاي اجتماعي (Social values) به جاي ارزش‌هاي شخصي و فردي (personal values)
ـ ارزش حس مسئوليت فردي
ـ ارزش سلامت فردي
ـ هرمصرفي ممكن است منجر به اعتياد شود.
ـ‌ عادي نبودن مصرف مواد
ـ استفاده از ارزش دادن نوجوانان به ظاهر خود و پذيرفته شدن از طرف ديگران
ـ قابل اعتماد نبودن افراد معتاد

پ ـ آموزش مهارت‌هاي اجتماعي و تطابق با استرس‌ها

 مهارتهاي اجتماعي يعني «توانائي انطباق كافي در روابط بين فردي». اين روش برتئوري يادگيري اجتماعي (social learning Theory) استوار است. براساس اين تئوري، يادگيري اجتماعي باتقويت‌هاي مثبت و منفي كه فرد در نتيجة رفتار خود كسب مي‌كند و مشاهدة رفتار ديگران و عواقب آن شكل مي‌گيرد. به تدريج فرد توانائي پيش بيني عواقب رفتار خود و نگرش ديگران را در مورد رفتار خود كسب مي‌نمايد. اين توانائي موجب تنظيم رفتار و دروني كردن تشويق‌ها و تنبيه‌ها و درنتيجه تغيير آن مي‌شود. مطالعات مختلف نشان داده اند كه آموزش مهارت‌هاي اجتماعي ميزان سوء مصرف مواد ورفتارهاي وابسته به آن مانند پرخاشگري، انزوا، فرار از مدرسه وخانه و سرقت را كاهش مي‌دهد. برخي از مهارت‌هاي اجتماعي كه كسب آن در پيشگيري از اعتياد اهميت دارد عبارتند از:
مهارت‌هاي ارتباطي (Communication skills)، توانائي اظهار نظر (assertiveness) توانائي مخالفت ورد كردن (rehearsal and resistance skills).
بهترين روش براي آموزش مهارت‌هاي اجتماعي استفاده ازتكنيك modeling مي‌باشد كه مبتني بر تئوري يادگيري اجتماعي است.

ت ـ آموزش مقاومت در مقابل فشار‌هاي دوستان:

 ارتباط و دوستي با همسالاني كه مبتلا به سوئ مصرف مواد هستند،عامل مستعد كنندة قوي براي ابتلاي نوجوانان به اعتياد مي‌باشد. طبق نتايج حاصل از تحقيقات در بيش از 60 درصد موارد،‌اولين مصرف باتعارف دوستان و همسالان صورت مي‌گيرد. به خصوص همسالان درشروع مصرف سيگار و حشيش بسيار موثرند. براي خنثي نمودن تاثيرنگرش‌ها و فشارهاي دوستان، از آموزش مقاومت در مقابل فشار دوستان استفاده مي‌شود. درحال حاضر،‌استفاده از اين روش بسيار متداول شده است،‌ وهمراه با روش ايجاد نگرش منفي نسبت به مواد به كار مي‌رود. مطالعات نشان داده اند كه استفادة همزمان از اين دو روش ميزان بروز سوء مصرف مواد را كاهش داده و سن اولين مصرف را نيز به تاخير مي‌اندازد. با اين روش، به كودكان و نوجوانان مي‌آموزيم كه چگونه و با چه پاسخ‌هايا رفتارهائي خود را از موقعيت‌هاي ناراحت كننده اي كه در اثر فشار ديگران به وجود مي‌آيد،‌رها نمايند.

ث ـ‌ شناسائي افراد در معرض خطر و اقدامات لازم:

 عوامل شخصيتي مختلفي بامصرف مواد در نوجوانان ارتباط دارند. از اين ميان، بروز برخي از صفات بيشتر نشان دهندة‌ احتمال اعتياد فرد در آينده هستند وبه طور كلي فردي را تصوير مي‌كشد كه با ارزش‌ها يا ساختارهاي اجتماعي (مانند خانواده، مدرسه، مذهب) ‌پيوندي ندارد. اين صفات عبارتنداز: كمبود اعتماد به نفس،‌طغيان گري،‌عدم پذيرش ارزش‌هاي سنتي، تمايل شديد به كسب هيجان،‌تمايل شديد به انحراف،مقاومت درمقابل قدرت، نياز به شديد استقلال، احساس عدم كنترل بر زندگي خود. علاوه برموارد فوق شواهد مختلفي از استعداد ارثي ابتلا به اعتياد وجود دارد.
برخي از اوقات فرد هنگام روبرو شدن با استرس‌هاي گوناگون درمعرض خطر قرار مي‌گيرند.

 انواع استرس‌ها عبارتند از :

الف ـ حوادث مهم زندگي
ب ـ مشكلات روزمره
ج ـ ارضاي نيازهاي اجتماعي و رواني نوجوانان
د- ‌الگوبخشي و آموزش از طريق همسالان 
 
فعاليت‌هاي پيشگيري متمركز بر آموزش و آگاه سازي والدين

كودكان بيش از همه از والدين خود تاثير مي‌پذيرند. آگاه سازي والدين يكي از مهم ترين بخش‌هاي موثر در هر برنامة‌ پيشگيري از اعتياد مي‌باشد. برخلاف نوجوانان كه معمولاً شيوع مصرف را بيش از حد واقعي آن فرض مي‌كنند، مطالعات مختلف نشان داده‌اند كه همواره والدين ميزان شيوع سوء مصرف مواد را كمتر از ميزان و اقعي آن تخمين مي‌زنند و درنتيجه خطر آن را نيز احساس نمي‌كنند و اغلب باور ندارند كه اين مشكل براي فرزندان آنها نيز ممكن است پيش بيايد.
درابتدا والدين بايد از خطر اعتياد آگاه شده و در مورد پيشگيري از آن احساس مسئوليت نمايند.
 اين آگاه سازي مي‌بايست به طور مكرر از راه‌هاي مختلف مانند خواندن كتاب، جزوه،‌روزنامه،‌شركت در جلسات مشاوره،‌سمينار، پيوستن به تشكيلات والدين انجام شود. آگاه سازي والدين شامل ابعاد مختلف مي‌باشد كه به آنها اشاره مي‌شود:

الف ـ آموزش اطلاعات لازم در مورد مواد
ب  ـ افزايش مهارت لازم براي ساختن پيوندهاي قوي خانوادگي 
ج  ـ برقراري ارتباط صميمانه با كودكان 
 د  ـ بالابردن اعتماد به نفس 
 ه ـ ايجاد سيستم ارزشي قوي
پ ـ وضع مقررات واضح درخانواده
ت ـ آموزش الگوي خوب بودن 
خ ـ تشويق فعاليت‌هاي سالم و خلاق
ك ـ‌ ترغيب تشكيلات والدين
م -اجراي فعاليت‌هاي پيشگيري از طريق مدرسه ومعلمان

ساختار مدرسه دربرنامه‌هاي وسيع پيشگيري سهم به سزائي دارد. هزينة ملاحظاتي كه از طريق مدرسه صورت مي‌گيرند نسبتاً كمتر است. همراهي مدرسه در برنامه‌هاي جامع اجتماعي موجب مي‌شود تا پيام‌ها، ارزش‌ها و نگرش‌هاي واحدي به نوجوانان منتقل شود. هنگامي كه از ساختار مدرسه درعمليات پيشگيري استفاده مي‌شود، نمي‌توان تنها افرادي را كه بيشتر درمعرض خطر هستند (‌مانند كساني كه داراي صفات شخصيتي مستعد كننده مي‌باشند) تحت پوشش قرار داد، زيرا اين خطر وجود دارد كه به آنان مارك «داشتن پتانسيل اعتياد» زده شده و اين پيام به فرد داده شود كه «در آينده معتاد خواهي شد.»

الف ـ دخالت دادن والدين به روش‌هاي زير:  

 ـ برگزاري جلساتي براي آگاه كردن والدين از خطر مواد و دادن آموزش‌هاي لازم

 ـ دادن جزوه‌ها يابروشورهاي آموزشي به والدين   

 ـ ترغيب والدين به شركت در تشكيلات والدين از طريق انجمن اولياء و مربيان براي ايفاي نقش‌هاي فعال تر

فعاليت‌هاي پيشگيري با استفاده از رسانه‌ها

رسانه‌ها در شكل دادن و تقويت هنجارهاي اجتماعي بسيار اهميت دارند. از اين ميان،‌راديو و تلويزيون نفوذ بيشتري دارند ولي نقش روزنامه‌ها و مجلات، پوسترها و آگهي‌هاي تبليغاتي را در ايجاد نگرش‌ها و ارزش‌ها نبايد ناديده گرفت. برنامه‌هاي پيشگيري كه از ساختار رسانه‌ها استفاده مي‌كنند، هنگامي موفقيت بيشتري خواهند داشت كه با استراتژي‌هاي ديگر همراه شوند، زيرا مطالعاتي كه بر تاثير رسانه‌ها شده، نشان داده اند كه اگرچه رسانه‌ها موجب افزايش آگاهي جمعيت هدف مي‌شوند، اما به تنهائي نمي‌توانند تغيير محسوسي در رفتار آنان ايجاد نمايند.

نقش والدین در عدم گرایش فرزندان به مواد مخدر

 والدین از جمله مهمترین افرادی هستند که فرزندان از روی آنها الگو برداری می نمایند. عقیده آنها در مورد مواد مخدر مستقیماً بر روی فرزندان تاثیر می گذارد. کودکانی که تصمیم می گیرند هیچ گاه در زندگی خود از مشروبات الکلی و یا مواد مخدر دیگر استفاده نکنند، این کار را به دلیل سیستم ارزشی موجود در خانواده انجام می دهند. والدین وظیفه دارند که به فرزندان خود توضیح دهند که چرا یک نوع کار خاصی را انجام می دهند و انتخاب هایی که در حال حاضر در زندگی خود انجام می دهند چگونه میتواند در آینده ی زندگی آنها تاثیر گذار واقع شود.
زمانی که صحبت از مواد مخربی مانند الکل، تنباکو، و سایر مواد مخدر به میان می آید، فرزندان باید به طور قطعی موضع شما را در برابر یک چنین مسائلی بدانند. اگر در برخورد با این مسائل با قطعیت برخورد نکنید، آنها تمایل به استفاده از آن را پیدا می کنند. به آنها بگویید که مصرف الکل، تنباکو و مواد مخدر برای آنها ممنوع است و دلیلش هم این است که شما آنها را دوست می دارید و نمی خواهید که کارهای نادرست انجام دهند. به او بگویید که این قانون را حتی اگر به خانه دوستانش نیز بروند، باید رعایت کنند. آیا او به حرف هایتان گوش خواهد داد؟ به احتمال زیاد این کار را انجام میدهد. تحقیقات حاکی از این امر هستند که هنگامیکه کودک در معرض استفاده از مواد مخدر قرار می گیرد، ابتدا از خود سوال میکند که: "اگر من این کار را
انجام دهم، والدینم چه فکری می کنند؟"
همچنین باید برای او عواقب عدم رعایت قوانین را نیز توضیح دهید. به او دقیقاً بگویید که مجازاتش چه چیزی خواهد بود و چگونه انجام خواهد شد.
عواقب موجود باید در راستای میزان شکستن مرزها پیش رود. مجازات های شما باید کاملاً منطقی باشند. به عنوان مثال اگر فرزندتان را در حال سیگار کشیدن دیدید، میتوانید روابط اجتماعی او را برای مدت زمانی در حدود دو هفته محدود کرده و در طول این زمان مقالات و کتاب های متعددی در مورد مضرات سیگار در اختیارش قرار دهید تا برای سلامت خود نیز بیشتر ارزش قائل شود.
بسیاری از والدین هستند که از قبل، قوانینی را تعیین می کنند، اما زمانیکه نوبت به مرحله اجرا می رسد، قدری کوتاهی می کنند. فرزندان باید به خوبی بدانند که وقتی شما قانونی را تعیین می کنید، قدرت اجرای آن را نیز دارید. این امر همچنین آنها را در زمان ارتکاب به عمل نادرست مانند نوعی بازدارنده عمل کرده و اجازه نمی دهد تا کار نادرست را انجام دهند. 
در عین حال زمانیکه به قوانین احترام می گذارند، باید تشویقشان کنید و خوشحالی خود را از این امر نشان دهید. به جای اینکه بر روی اشتباهاتشان تمرکز کنید، کارهایی را که به درستی انجام داده اند را بزرگ کرده و به خاطر انجام این امور از آنها قدردانی کنید. 
در دنیای پیچیده و شلوغ امروزی، کمتر اتفاق می افتد که والدین وقت لازم را برای برقراری ارتباط با کودکان خود در زمینه مواد مخدر بدست آورند. باید سعی کنید در برنامه های روزانه خود وقتی را به این موضوع اختصاص دهید که تمام افراد خانواده در کنار هم جمع شده و یکدیگر را ملاقات کنند. سعی کنید این کار را حداقل دو مرتبه در هفته انجام دهید، می توانید در طول این زمان با آنها بازی کنید، آنها را به کتابخانه ببرید، و یا با هم به بستنی فروشی بروید. این کار به شما کمک می کند تا افراد خانواده به یکدیگر نزدیک تر شده و راحت تر بتوانند در مورد مسائل مختلف با هم صحبت کنند. 
بد نیست هفته ای یک مرتبه هم که شده جلسات مربوط به خانواده را برگزار کنید. در این جلسات هر کس باید این موقعیت را داشته باشد که آزادانه و بدون وجود هیچ گونه ترس و واهمه ای تمام نظرات و عقاید خود را بازگو کند. یک سری قواعد کلی نیز در یک چنین جلساتی بیان می شود: همه افراد حق سخن گفتن دارند، در حین زمانیکه یک نفر مشغول حرف زدن می باشد دیگران حق ندارند حرف او را قطع کنند، همه باید به حرف های او گوش دهند و تنها انتقاد های سازنده و مثبت پذیرفته خواهند شد. برای اینکه آنها را به این موضوع جذب کنید می توانید قبل از شروع جلسه دور هم پیتزا میل کنید و یا آنها را در حین جلسه به سمت اعمال کننده قوانین برگزینید.
یکی دیگر از روش هایی که با اتکا به آن می توانید فرزند خود را از ابتلا به مواد مخدر بازدارید، استفاده بجا از "لحظات عبرت آمیزی" است که همه روزه شاهد آن هستیم.

1- اگر با فرزندانتان از خیابان رد می شدید و عده ای از نوجوانان را در حال سیگار کشیدن و یا مشروب خوردن دیدید، به او در مورد مضرات و جنبه های منفی سیگار و الکل صحبت کنید.

2- در کنار او به تماشای تلویزیون بنشینید و از او بخواهید که نظرش را در مورد مسائل مختلفی که در تلویزیون تماشا می کند، به شما بگوید.

3- اگر در تلویزیون تبلیغی ضد استفاده از مواد مخدر مشاهده کردید، می توانید از آن به عنوان مقدمه ای برای بازگشایی بحث در مورد مواد مخدر استفاده کنید. از او بخواهید تا نظرش را در مورد آگهی تبلیغاتی با شما در میان بگذارد.

4- کارهایی که به طور روزانه انجام می دهید می تواند تاثیر بسزایی بر روی تغییر

 روند زندگی کودکان بگذارد.

5- به حرف هایی که می زنند، خوب گوش دهید.

6- زمانی که در حال صحبت کردن با شما هستند به صورتشان نگاه کرده و با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید.

7- مطلع باشید که روز خود را چگونه سپری کرده اند، در مدرسه چه اتفاقاتی برایشان افتاده و با دوستانشان به کجا رفته اند.

8- در وقایع مهم زندگی با آنها شریک باشید: به تماشای مسابقات ورزشی، و نمایش های مدرسه ای شان بروید.

9- با آنها بازی کنید.

10- با آنها صحبت کنید.

11- دوستانشان را بشناسید.

12- بدانید که کجا هستند.

13- برای رفتارهایشان توضیح موجه بخواهید.

14- در رعایت انضباط و آموزش آنها کاملاً ثابت قدم باشید.

15- به آنها روحیه داده و تشویقشان کنید.

16- اجازه دهید که خودشان در تصمیم گیری های مهم زندگی شان نقش داشته باشند.

17- از آنها نظر خواهی کنید.

18- به آنها بگویید که برایتان مهم هستند.

19- زمانی که از عهده انجام کاری بر آمدند، از آنها تشکر و قدردانی کنید.

20- در مورد خطرات استفاده از مواد مخرب با آنها صحبت کنید.

اگر در خانواده مورد اعتیاد به مواد یا لکل وجود داشته باشد

اگر در خانواده نمونه هایی از فشار خون بالا یا دیابت وجود داشت، باید به بچه ها

هشدار دهید که امکان دارد آنها نیز به این بیماری مبتلا شوند. به همین روش باید آنها را در مورد استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکی هشدار دهید. کودکانی که در خانواده هایی هستند که در آنها از الکل یا سایر مواد مخدر استفاده می شود، بیشتر در معرض ابتلا به اعتیاد قرار دارند. همچنین این امکان وجود دارد که ژن هایی را به ارث ببرند که در برابر استفاده از الکل و مواد مخدر واکنش متفاوتی داشته باشند.
زمانیکه از مثال های زنده موجود در خانواده برای آنها استفاده می کنید تا به آنها نشان دهید که به چه علتی می بایست از مصرف اینگونه مواد پرهیز کنند، باید مراقب بوده و از لغات و عبارات درست استفاده نمایید. اگر استفاده از مواد مخرب در خانواده به وفور یافت می شود، باید او را آگاه کنید که چه چالش هایی ممکن است در آینده زندگی برایش اتفاق بیفتد و بهتر است که از همین حالا از درگیر شدن در شرایط ناسالم پرهیز کنند.
همچنین زمانی که فرزندتان از شما در مورد استفاده شخصی خودتان از الکل و مواد مخدر می پرسد، باید بدانید که چه پاسخی می بایست در مقابل این پرسش به او بدهید.

                                                                                       با تشكر
                                                                         سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 12:27 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

به اعتقاد مورنو بزرگترين بيماري عصر ما همنوائي و سازگاري اجباري است . مردم بجاي اينكه خودشان باشند مدام از يكديگر تقليد مي كنند و سعي مي كنند نسبت به اين موقعيتهاي مختلف سازگاري يكسان از خود نشان مي دهند .و به همين دليل مهمترين مسئله در زمان ما بايد جستجوي خويشتن هويت فردي باشد . مورنو به تعريف كاربردي از سايكودرام مي رسد: راهي براي تمرين زندگي بي آنكه بخاطر اشتباهات آن تنبيه شويم سايكودرام باعث خلاقيت و نوآوري و كسب هويت فردي شده و  اين موضوع باعث پيشگيري از اعتياد مي شود.
                                                                               سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: سايكودرام, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 12:2 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]
سرقت
سرقت در کشور ما انواع مختلفی دارد که معمولا به سرقتهای حدی و تعزیری تقسیم می شود . سوالی که برای بیشتر مردم پیش می آید این است که چرا دست سارقین قطع نمیشود ؟ مگر احکام اسلام در قوانین کیفری ما نیامده است ؟
برابر قوانین شرعی و مقررات کیفی برای اجرای حد سرقت باید شرایطی باشد که هر یک از این شرایط نباشد امکان اجرای حد نیست که عبارتند از :
1-سارق باید بالغ باشد .
2-سارق به سرقت وادار نشده باشد و بداند که مال دیگری را می رباید.
3-سارق بداند که این عمل حرام است و صاحب مال ،مال را در حرز قرار داده باشد.
4-سارق در حال اضطرار سرقت نکرده باشد .
5-سرقت در سال قحطی صورت نگرفته باشد.
6-سارق مال را به قصد دزدی برداشته باشد .
7-مال مسروقه در حرز متناسب قرار گرفته باشد .
8-مال مسروقه از اموال دولتی و وقف نیاشد.
با این شرایط بسیار نادر و بعید است که بتوان این شرایط را در کنار هم دید و حد سرقت را بر سارق اجرا کنیم .البته باز هم شرایطی برای اجرای حد دارد مانند پیش از شکایت صاحب مال سارق را نبخشیده باشد یا سارق قبل از اثبات جرم از این گناه توبه نکرده باشد .
غیر از مواردی که گفته شد سرقت های وجود دارد که به آنها اصطلاح "سرقت های تعزیری" می گویند. که عبارتند از :
1-سرقت مقرون به آزار باشد یا به طور مسلحانه :
هرگاه سرقت همراه با آزار باشد یا مسلح باشد ، به حبس از 3ماه تا 10 سال و شلاق تا 74 ضربه محکوم می شود .
2-سرقت مسلحانه گروهی در شب :
هرگاه سرقت در شب واقع شده باشد و سارقین دو نفر یا بیشتر باشند و لااقل یکی از آنها حامل سلاح ظاهر یا مخفی باشد هر یک از مرتکبین به 5 تا 15 سال حبس و شلاق تا 74 ضربه محکوم خواهد شد .
3- سرقت مقرون به پنج شرط مشدد :
هرگاه سرقت جامع شرایط حد نباشد ولی تمامی شرایط زیر را داشته باشد مرتکب به 5 تا 20 سال حبس و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد
الف – سرقت در شب واقع شود .
ب- سرقت توسط دو یا چند نفر انجام شود .
ج- یک یا چند نفر از سارقین حامل سلاح ظاهر یا مخفی بوده باشند .
د- سارقین از دیوار بالا رفته یا حرز را شکسته یا کلید ساخته باشند و یا خود را همانند کارمندان دولتی معرفی کرده باشند .
ه- در ضمن سرقت کسی را آزار یا تهدید کرده باشند .
4- سرقت مسلحانه از منزل :
هر گاه یک یا چند نفر منزلی را سرقت کنند و حد اقل یک نفر از آنها مسلح باشد ویا هیچ یک مسلح نباشد اما در موقع سرقت در مقام هتک ناموس برایند به مجازات اعدام یا حبس عبد محکوم می شوند .
در صورتی که ساکنان منزل در مقام دفاع از مال یا ناموس برایند و در این میان مرتکب قتل یا جرح یا ضرب سارقین شوند ،از مجازات معاف هستند . ماموران در هنگام دستگیری سارقین اگر باعث قتل یا جرح یا ضرب سارقین شوند ، از مجازات معاف هستند .
5- سرقت مسلحانه از بانکها ،صرافیها یا جواهرفروشی ها :
هر گاه دو یا چند نفر با برنامه ریزی و مواضع قبلی وجه نقد یا اوراق بهادار یا جواهرات را از بانکها و صرافیها سرقت کنند و لااقل یک نفر از سارقین مسلح به سلاح سرد یا گرم ظاهر یا مخفی ، پر یا خالی باشد ، چه از آن استفاده بکند چه نکند ، در صورت وقوع سرقت به حبس ابد و در صورت وقوع قتل به اعدام محکوم خواهد شد .
هرگاه علی رغم میل سارقین هیچ یک از اهداف عینی قتل و سرقت امکان پذیر نشود به حبس از 5 تا 10 سال محکوم میشوند .
6- راهزنی :
سارق مسلح و قطاع الطریق هر گاه با اسلحه امنیت مردم یا جاده را بر هم زند و رعب و وحشت ایجاد کند محارب است . در این صورت به مجازات اعدام یا قطع دست راست یا پای چب یا تبعید محکوم میشود . و اگر کسی راهزنی بکند و محارب محسوب نشود به 3 تا 15 سال حبس و شلاق تا74 ضربه محکوم میشود .
7- سرقت از موزه ها یا مکان های تاریخی و مذهبی :
هرکس اشیاء، لوازم ، مصالح و قطعات آثار فرهنگی را از موزه ها و نمایشگاهها ومکانهای تحت نظر دولت سرقت کند یا با علم وآکاهی از مسروقه بودن اشیاء خرید یا نگهداری کند به 1 تا5 سال حبس محکوم می شود .
8- سرقت وسایل و متعلغات مربوط به تاسیسات مورد استفاده عمومی :
این نوع سرقت ها مجازات حبس دارد . وسایلی از قبیل تاسیسات آب ، برق، گاز و غیره ... که زمان حبس آن از 1 تا 5 سال حبس می باشد .
9- کیف زنی یا جیب بری :
سرقت از طریق کیف زنی یا جیب بری و امثال آن دارای مجازات حبس از 1 تا 5 سال و شلاق تا 74 ضربه می باشد .
10- سرقت از اماکن حادثه زده :
هر گاه سرقت در مناطق سیل زده یا جنگی یا آتش سوزی یا زلزله زده ویا در محل تصادف راهنمائی و رانندگی رخ دهد ،سارق به حبس از 1 تا 5 سال و شلاق تا74 ضربه محکوم می شود.
11-سرقت مقرون به یکی از شرایط مذکور در قانون:
در صورتی که سرقت جامع شرایط حد نباشد و همراه با یکی از شرایط زیر باشد ،سارق به حبس از شش ماه تا سه سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد
الف- سرقت در محل سکنی یا مهیا برای سکنی یا در توابع آن یا در محل های عمومی از قیبل مسجد و حمام و غیر اینها واقع شده باشد.
ب-سرقت در جایی واقع شده باشد که در آن درخت ، بوته ،پرچین یا نرده قرار گرفته و سارق آن را شکسته باشد.
ج-سرقت در شب واقع شده باشد.
د- سارقین دو نفر یا بیشتر باشند.
م- سارق مستخدم بوده و مال مخدوم خود را دزدیه باشد یا مال شخص دیگری را از منزل شخص دیگری که به اتفاق مخدوم به آنجا رفته برباید یا شاگرد یا کارگر باشد و از محلی که معمولاَ محل کار وی بوده از قبیل خانه ،دکان ،کارگاه ،کارخانه و انبار سرقت کرده باشد.
ن- هر گاه اداره کنندگان هتل ، مسافرخانه ،کاروان سرا و کاروان و به طور کلی کسانی که به اقتضای شغل اموالی در دسترس آنهاست ،تمام یا قسمتی از آن را مورد دستبرد قرار دهند.
12-سرقت یا استفاده غیر مجاز از آب ،برق،گاز،تلفن:
هر کس بدون پرداخت حق انشعاب و اخذ انشعاب آب ،برق ،گاز و تلفن از این منابع استفاده غیر مجاز کند ، علاوه بر جبران خسارت وارده ،به حبس تا سه سال محکوم خواهد شد.
13- مداخله در اموال مسروقه:
بیشتر سارقین به امید اینکه بتوانند مال مسروقه را به پول تبدیل کنند مرتکب سرقت می شوند از این رو شاید یکی از راه های موثر در پیشگیری از وقوع سرقت ،جلوگیری از خرید و فروش اموال مسروقه باشد . برابر قانون ،هرکس با علم و اطلاع یا با وجود قراین اطمینان آور به اینکه مال در نتیجه ارتکاب سرقت به دست آمده آن را تحصیل ،مخفی یا قبول کند یا مورد معامله قرار دهد ،به حبس از شش ماه تا سه سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد. در صورتی که متهم معامله اموال مسروقه را حرفه و پیشه خود قرار داده باشد ،به حداکثر مجازات محکوم خواهد شد.
وظیفه سارق در مقابل مال باخته:
برابر قانون در کلیه موارد سرقت و ربودن اموال ،دادگاه علاوه بر تعیین مجازات ،سارق یا رباینده را به رد (بازگردان) عین مال مسروقه محکوم می کند و اگر عین آن وجود نداشته باشد ،سارق به رد مثل یا قیمت مال مسروقه یا ربوده شده و جبران خسارت وارده محکوم خواهد شد.
اگر سارق عین مال را برنگرداند یا قیمت آن را نپردازد ،چنانچه مالی از او در دسترس باشد ضبط و به میزان محکومیت از مال ضبط شده برداشت می شود؛ در غیر این صورت ،به تقاضای مال باخته تا زمان پرداخت در حبس باقی خواهد ماند .حتی اگر مدت محکومیت مجازات اصلی او تمام شده باشد.
«سرقت» دومین جرم شایع مردان
«سرقت» از با سابقه ترین جرایم بشری است که در جوامع مختلف به شیوه های گوناگون دیده می شود، در ایران نیز دولت به دلیل مشکلات موجود و عدم توجه به جوانان و خواسته هایشان، آنها را در بن بستی قرار داده که نسل جوان خروج از آن را به علت نبود وسایل تفریحی و آموزشی در روی آوردن به انحرافات اجتماعی جستجو می کنند.
وجود بی عدالتی اجتماعی، ناهماهنگی در ساختار اقتصادی - اجتماعی جامعه، رشد باورهای غیراسلامی و رایج شدن خودخواهی و خودپسندی ها و حسادت های کورکورانه و رقابت های ناسالم نیز به این بن بست ها دامن زده و عواملی را بوجود آورده که زمینه را برای ارتکاب سرقت از سوی جوانان آماده ساخته و در آنها بدبینی، سرخوردگی و ناامیدی ایجاد کرده است.
سرقت یا دزدی یکی از شایع ترین نابهنجاری ها و جرایم مهم پرتعداد است که به عنوان «ام الجرایم» مطرح می شود. سرقت معمولاً توسط افراد باهوش و زیرک صورت می گیرد و حتی سارقین حرفه ای با طرح و نقشه قبلی و گاهی با استفاده از اقداماتی مانند بازدید از محل سرقت، کنترل، مراقبت و شناسایی و بررسی موانع احتمالی دست به این جرم می زنند.
سرقت به انواعی از قبیل سرقت از منازل، مراکز تجاری و مغازه ها، جیب بری، کیف قاپی، گردنبند قاپی، سرقت وسایط نقلیه، سرقت های مسلحانه و راهزنی، سرقت های کامپیوتری و سرقت از طریق هیپنوتیزم تقسیم می شود.
بررسی آمار حکایت از رشد بی سابقه جرم سرقت طی چند سال اخیر داشته و گویای این واقعیت است که جرم سرقت بعد از جرایم مربوط به «قاچاق مواد مخدر و اعتیاد» دومین رتبه را در بین جرایم مردان و سومین رتبه را بین جرایم زنان داشته است. همچنین بیشترین بزه کودکان در ایران «سرقت» است که با هدایت بزرگسالان صورت می گیرد.
شروع سرقت از اوان کودکی بوده و انگیزه هایی مانند نیاز و جلب توجه فرد را به سمت سرقت سوق می دهد، این در حالیست که سرقت از جرایمی است که در تمام گروههای سنی دیده می شود ولی نوع و فراوانی آن در گروههای مختلف سنی متفاوت بوده و از نظر جنس نیز سرقت زنان نسبت به مردان بسیار کم است.
تحقیقات حاکیست که سارقان معمولاً از یکسری عقده های روحی و روانی رنج می برند و این عقده ها را با ارتکاب سرقت ارضاء می کنند، از سوی دیگر سارقین افرادی ضعیف النفس و بی ثبات از نظر شخصیتی هستند که اعتماد به نفس نداشته و زود تحت تأثیر قرار می گیرند.
بعلاوه وضعیت ظاهری، عوارض ناشی از بیماری های دوران کودکی، عقب ماندگی ذهنی، انحراف جنسی، اعتیاد و الکلیسم نیز در وقوع جرم سرقت دخیل هستند.
همچنین در میان عوامل اجتماعی فاکتورهایی از قبیل جنگ و بحران های سیاسی و شرایط خاص زمانی، عوامل اقتصادی شامل تورم، گرانی، فقر و نیازهای اولیه، نیازهای رفاه طلبانه، نیازهای کاذب و نیازهای مقطعی برای مداوای بیماری ها، فقر فرهنگی، بی سوادی و کم سوادی، تنبلی، تن پروری، بی عدالتی اجتماعی که باعث ایجاد ناامیدی در جامعه شده و منجر به گرفتن امکاناتی از طبقه محروم شده مانند سیاست پولی کردن دانشگاهها و ... در وقوع سرقت مؤثر است.
هر گاه فردی تحت تأثیر عوامل و علل انحرافات قرار گیرد و متناسب با شرایط و انگیزه ها به سوی انحرافی خاص کشیده شود و یک سارق شود احتمال و امکان وقوع جرایم و مفاسد دیگر مانند سرقت و قتل، سرقت و اعتیاد، سرقت و از هم پاشیدگی کانون خانواده از وی متصور است.
جرایم مالی در میان متعادان به علت تهیه مواد مخدر، بیشترین بزهکاری است و در میان این جرایم، سرقت یا مشارکت در سرقت بیشترین موارد را تشکیل می دهد به گونه ای که بررسی ها نشان می دهد 81 درصد جرایم معتادین را سرقت و جرایم مالی دیگر مانند «اختلاس» تشکیل می دهد. همچنین 12 درصد زنان محکوم در ندامتگاه به انگیزه اعتیاد مرتکب سرقت با مشارکت در آن شده بودند.
سارق را راهی که انتخاب کرده نمی تواند زندگی عادی و خانواده منظمی داشته باشد در خانواده ای که سارق باشد دیگر افراد هم در مسیر سرقت قرار می گیرند، از سوی دیگر سرقت کانون خانواده را از هم می پاشد همچنین طلاق و مسائلی که کانون خانواده را متزلزل می کند موجب گرایش به سرقت می شود.
پول فراوان و بادآورده حاصل از دزدی که برای آن رنجی کشیده نشده باید به راحتی و به سرعت در راههای نامشروع مصرف شود، پول حاصل از سرقت پولیست حرام که سارق را به راههای دیگر می کشد.
اکثر مجرمان و جنایتکاران هنگامی که سردی آهن دستبند را بر دستان خود حس می کنند به این باور می رسند که جرمی مرتکب شده اند اما لحظات زیادی نمی گذرد که همه چیز را منکر می شوند ...
وقتی یک قاتل، ضارب، سارق و یا جنایتکار به دام قانون می افتدابتدای دستگیری منکر هر اتهامی می شود ؛ یعنی با وجود تمام مدارک و مستندات قانونی می گوید که «تکذیب می کنم... من چنین عملی را (جرم) مرتکب نشده ام... دروغ است... ». البته زیاد طول نمی کشد که بار سنگین عذاب وجدان آنها را وادار به اقرار می کند.
«انکار جرم» در بررسی های جرم شناسی یک اصل انکار ناپذیر است و اغلب کارشناسان و مأموران قضایی و پلیس می دانند که «پذیرش ارتکاب اعمال خلاف قانون و مستوجب مجازات» از سوی مجرمان حداقل تا مراحلی پس از بازداشت متهم عموماً ممکن نخواهد بود. بالاخره این کارشناسان قضا و مأموران پلیس هستند که مرحله به مرحله متهم را پای میز عدالت می کشند و ناچار به اعتراف می کنند.
بعضی از متهمان حتی در جلسات دادگاه و محاکمه نیز همچنان منکر اعمال مرتکب شده هستند و وقتی با مدارک غیرقابل انکار مواجه می شوند راهی نمی بینند جز این که خودیا اعمالشان را به عناصر یا نیروهایی غیرطبیعی یا مافوق طبیعت شهروندی منتسب کنند. « من روحم را فروخته بودم به شیطان! » جملاتی نظیر این جمله از زبان این قاتلان دروغگو بارها شنیده شده است...
آنها مدعی می شوند که در حین ارتکاب جرم از خود اراده ای نداشته اند و تحت نفوذ یک نیروی ذهنی و روانی بیرونی دست به بزه زده اند. برای اثبات این ادعا هم در دادگاه شرایط خود را حین ارتکاب جرم وابسته و تسلیم به«قدرت روح، شیطان، دیوانگی، حالت بیهوشی و...» معرفی می کنند !
محمد بیجه قاتل22 کودک 8 تا16ساله قیامدشت و پاکدشت در سومین جلسه رسیدگی به پرونده این جنایات در تاریخ 22 مهر ماه سال 1383 پیش از اعدام می گوید: « وقتی بیکاری به من فشار می آورد یا زمانی که به تهران می آمدم و وضعیت دیگر جوانان همسن و سال خود را می دیدم دوباره عقده ای می شدم و به کارم ادامه می دادم. من روحم را فروخته بودم به شیطان... دیگر شیطانی شده بودم ».
همچنین زنی که در شهرستان های غرب کشور بدون هیچ دلیلی کودک سه ساله اش را کشته بود ادعا می کرد: ندایی ناشناخته دستور این کار را داده است
«جان میلر» قاتل آلمانی نیز با همدستی همسرش وقتی دوست خانوادگی خود را به فجیع ترین وضع به قتل رساند، هنگام دستگیری ادعا کرد که شیطان دستور قتل آنها را صادر کرده است!
** جهان ماورایی مجرمان
بهرام بهرامی، حقوقدان و قاضی دیوان عالی کشور در مورد این پدیده می گوید: در متافیزیک چنین چیزهایی ممکن است روی دهد که در عالم ادراک مادی نمی گنجد...
ممکن است برخی افراد خواب هایی ببینند یا کارهایی انجام دهند که نتوان انکار کرد. اما فقط تعداد معدودی از این افراد هستند که چنین مواردی برایشان پیش می آید و دچارتحولات واقعاً روانی و روحی می شوند.
وی معتقد است: باید در نظر داشت که اکثر افرادی که دست به ارتکاب جرم بخصوص قتل می زنند، برای رهایی از مجازات چنین ادعایی می کنند تا شاید از سوی دادگاه تبرئه شده و از جرم ارتکابی پاک شوند.
وجود عقده ها، نارسایی ها و عوامل درونی و بیرونی یا آموزه های غلط در دوران زندگی افراد ممکن است باعث شود چنین تفکرات و عقایدی در مجرم پیدا شود که در این میان عامل اعتقادات مذهبی و خرافات دینی یا غیر دینی را نباید نادیده گرفت. گاه این افراد چنان در عقاید خرافی خود پیش می روند که یا تابع آن شده و یا متبوع یعنی گاه دستور می گیرند و گاه دستور می دهند و خواسته یا ناخواسته دست به اعمالی می زنند که از نظر جرم شناسی هیچ توجیهی نداشته و مستحق مجازات است.
ناکامی ها، عقده ها و خرافات دینی و مذهبی که گاه پایه و اساس غلط دارند در بسیاری مواقع پایه گذار چنین اتفاقاتی می شوند. اما آیا این عامل را می توان در توجیه یک جرم مثل قتل آورد؟ آیا می توان آموزه های غلط دوران کودکی را در برائت یک مجرم متهم به قتل توجیه خوبی دانست؟
قاضی بهرامی در این باره می گوید: اگر پزشکی قانونی حکم بر سالم بودن یک متهم بدهد مجازات او حتمی است. گاهی اوقات وکلای مدافع متهمان از این حربه برای رفع اتهام از موکل خود استفاده می کنند. اما آنچه مسلم است در سیاست کیفری مجرم و جرم ارتکابی مهم است نه شرایط محیطی ارتکاب جرم. اینکه متهم در چه شرایط اجتماعی، اقتصادی یا فردی دست به جرم می زند مهم نیست بلکه صرفاً جرم مرتکب شده مهم است و دادگاه به آن نگاه می کند.
در این گونه موارد مقام ذیصلاح پزشکی قانونی است و تنها این مرجع است که می تواند تشخیص دهد آیا هنگام ارتکاب جرم مجرم با عقل سلیم خود دست به چنین عملی زده یا بدون اراده و تحت اختیار کسی دیگر. چرا که بعضاً پیش می آید افراد تحت هیپنوتیزم قرار گرفته و دست به جرمی می زنندکه باز هم این مسأله نمی تواند مصداق قانونی داشته باشد یا تأثیری در کاهش مجازات بگذارد.

با كمال احترامات فائقه
سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: سرقت, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 11:20 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

● بزهکاری دوران اولیه بلوغ
ارتباطی بین انواع گوناگون مشکلات عاطفی و رفتاری و بزهکاری بخصوص مشکلات مربوط به مسائل عاطفی _ رفتاری و رفتار خلافکاری نیاز به زمان و عوامل حمایتی دارد. درمیان عوامل ذکر شده فشار هم سن و سالان قوی ترین عامل قابل استناد می تواند باشد. اما محیط خانوادگی می تواند نقش حمایت گری داشته باشد.
نقش مسائل عاطفی و رفتاری دوران بچگی تا بزهکاری در محیط خانواده و تاثیرات افراد هم سن شخص مسائل مختلفي را به ما نشان مي دهد . در این جا از سوابق و تاریخچه جنائی، معیارهای سلامت عواطف استفاده شده و با استفاده از اطلاعات مي شود به سوالات مربوط به جوانان، خانواده آنها و موانع مربوط به آنها پاسخ گو بود .
برای درک عواملی که منجر به بزهکاری می شوند، اطلاعات مربوط به حوادث پی درپی بنظر می رسد موثر باشد. مطالعه گروه کودکان بازداشتی یا آنهایی که از داروهای سلامت روان استفاده کرده اند، اهمیت درک مشکلات رفتاری و عاطفی را نشان می دهد. زمانی که نشانه های خاص رفتار بزهکاری در اوایل کودکی مشخص بشود، می توان خدمات لازم برای مداخلات جهت کاهش احتمال اعمال بزهکاری را صورت داد. این مقاله، اطلاعات سودمندی را برای روشهای پیشگیرانه فراهم می آورد. تئوری ضد اجتماعی ذاتی و تئوری پیشرفت اجتماعی در تشخیص عوامل خطر آفرین و حفاظتی مهم هستند.
تئوری Farrington برای رفتارهای ذاتی بزهکاری و کارهای شبیه به رفتارهای جنسی بی قاعده قابل کاربرد است. وی همچنین برای توضیح تئوری خود، رفتارهایی چون خشم، نافرمانی وتحریک پذیری را اندازه گیری می نماید. از نظر وی تحریک پذیری مربوط به ضد اجتماعی بودن ذاتی فرد است و عنصر اصلی مشکلات عاطفی و رفتاری شخص بشمار می آید.
اين مطالب به اين موضوع اشاره مي نمايد که ارتباط مثبت و اجتماعی شدن باعث کاهش ضد اجتماعی بودن طولانی مدت می گردد. پیشرفت اجتماعی نیز در پی توضیحی برای مشکلات رفتاری مانند بزهکاری و استفاده از مواد مخدر است .
چهار چوب پیشرفت اجتماعی و یا عرف های گوناگون و مشخص در مراحل خاصی از دوران زندگی شکل می گیرد و این نشانگر جدا شدن راه های مجزایی به سمت اجتماعی شدن و ضد اجتماعی شدن شخص است. زمانی که رشته های مودت و دوستی از سوی قیم و سرپرست بچه به اندازه کافی شکل بگیرد و یا زمانی که این روابط به شکل حسنه و قوی و منسجم صورت پذیرد، خطر همراه شدن با عوامل و رفتارهای بزهکاری خطر آفرین کم تر می شود و زمانی که شخص با فامیل یا دوستان هم سن ضد اجتماع خود بیشتر ارتباط و انسجام یابد، شکل گمراهی و کجروی را در پیش می گیرد.
بسیاری از افراد حالات منفی، افسردگی زود رس و رفتارهای پرخاشگری پیدا می کنند. بیش فعالی از مشکلات رفتاری _ عاطفی این اشخاص به شمار می آید. شواهد تجربی نشاگر این است که مشکلات رفتاری _ عاطفی اولیه به روی مراحل پیشرفتی بعدی کودکان اثر می گذارد. مطالعات چندی حاکی از این مطلب است که مشکلات سلامت رفتاری و عاطفی باعث بزهکاری و استفاده از مواد مخدر در زندگی این کودکان خواهد بود. اختلالات بیش فعالی، عدم توجه کافی، اختلالات اساسی افسردگی، اختلالات نافرمانی نیز از دیگر عوارض مشکلات عاطفی کودکان است.
● تاثیر خانواده و رفتار بزهکاری
خانواده جوانان نیز نقش مهمی را در رفتار خلاف کاری آنها بازی می کند. عدم پرورش و تربیت مناسب بچه ها منجر به رفتارهای ضد اجتماعی آنها می شود. عدم نظارت والدین، عدم دخالت والدین، طرد بچه ها از سوی والدین از موارد قابل پیش بینی خلاف کاری جوانان هستند. تعلیم و تربیت و نظارت ضعیف والدین نیز از عوامل پیشرفت رفتارهای ضد اجتماعی در نوجوانان می باشند. سرپرستی ناهماهنگ، سهل انگاری والدین از عواملی به حساب می آیند که در استفاده جوانان از مواد مخدر در اوایل نوجوانی موثرند. سطح خلاف کاری در خانواده های بالا تر است که کشمکش های فامیلی زیادی را تجربه نموده اند.
جوانانی که از سطح حمایت اجتماعی بیشتری برخوردارند (مثل کسانی که در انجام تکالیف به آنها کمک و یا با آنها صحبت می شود) در بین آنها سازگاری و انعطاف پذیری بیشتری دیده می شود. بخصوص در بین افرادی که از نظارت مستقیم خانواده بهرمند هستند، احتمال کمتری برای استفاده ازمواد مخدر وجود دارد
● تاثیر جوانان هم سن و سال و رفتارهای خلاف کاری
در سن جوانی، طبعا جوانان بیشتر اوقات خود را بیرون از خانه با افرادی به جز اعضای خانواده خود سپری می کنند. بر همین اساس بعضی از مطالعات انجام شده در مورد تاثیر رابطه بین دیگر اشخاص هم سن و سال جوانان بزهکاری آنها می باشد و می تواند از دلایل استفاده از مواد مخدر باشد. این مطالعات به شکل طولانی مدت بوده و نمونه هایی از آنها را در زیر می توان ذکر نمود.
از مادران خواسته شد تا اطلاعاتی در مورد سلامتی، تحصیل، مشکلات رفتاری و پیشرفت اجتماعی نوجوانان خود فراهم آورند. در گزارشات خود کودکان مطالبی همچون: سرقت از فروشگاه ها، صدمه زدن به اشخاص تا حدی که فرد مصدوم احتیاج به پزشک پیدا کرده، یا گریختن از مدرسه را ذکر کردند.
حالات نوجوانان به شش دسته متفاوت تقسیم شده است:
الف) نوجوانانی که ضداجتماعی هستند (نسبت به دیگران با خشونت برخورد میکنند)
ب) نوجوانانی که دچار اضطراب هستند. ( دارای تغییر حالات ناگهانی می شوند)
ج) نوجوانانی که وابسته هستند.( به بزرگترها و والدین خود وابستگی شدید دارند)
د) افرادی که کله شق هستند. ( دوست دارند مدام بحث و جدل کنند)
چ) افرادی که بیش فعال هستند.( بسرعت گیج می شوند و پر جست وخیز می باشند)
خ) نوجوانانی که دارای تضاد هستند.( بچه های دیگر به او علاقه ندارند)
● نتيجه
نوجوانان مذکر در صد بزهکاری بالاتری را دارا مي باشند که بین سنین ۹ تا ۱۲ سالگی متغییر مي باشند .
در محیط ها ، خانواده هایی که رفتار مثبتی نسبت به بچه ها نشان داده اند کاهش بزهکاری دیده شده است.
تاثیر و نفوذ کودکان هم سن و سال افراد نوجوان نیز بر رفتار های خلاف کاری آنها مشهود مي باشد و ارتباط قوی تری با رفتار های بزهکاری آنها دارد.
مشکلات عاطفی _ رفتاری تاثیر بسزایی در بزهکاری اوایل دوران بلوغ افراد دارد.
بنابراین اگر بخواهیم بچه ها اجتماعی پرورش یابند، نبایستی مشکلات ذيل را نادیده بگیریم :
حمایت خانواده تاثیر بسزایی بر کاهش بزهکاری در این مرحله دارد. اهمیت خانواده در حل مشکلات همه جانبه جوانان مشهود است. خانواده هایی که در این دوران در معرض خطر بالایی هستند، بایستی از مسائلی که ممکن است بچه ها با آن مواجه می شوند، درک کاملی داشته باشند. برای این خانواده ها باید شناخت و آموزش لازم فراهم آورده شود و به این نوع مشکلات پاسخی فوری بدهند. خانواده ها باید در مراحل اولیه پیشرفت مشکل رفتاری از راه حل های عملی آگاه بوده و از بین آنها راه مناسبی را انتخاب نمایند. جوانانی که دچار این مشکلات هستند معمولا در خانواده هایی هستند که مشکلات انضباطی یا مالی دارند. بایستی مراقب بود که نوجوان، دوستان خلاف کاری را انتخاب نکند و بدون دلیل و یا درحد افراطی تحت تاثیر آنها قرار نگیرد.

و من ا... التوفيق
سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 11:18 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

در جامعه ای که اکنون در آن زندگی می کنیم اطفال آئینه آینده جامعه می باشند و اهمیت فراوانی در جامعه دارند به همین منظور موضوع آسیب شناسی را در بزهکاری اطفال مورد بررسی قرارداده تا به این نتیجه رسیده که آسیب های وارده براطفال ناشی از کجاست ودر برخورد با این آسیب ها چه راهکارهائی می توان ارائه نمود.
الف) تعریف اطفال :
طفل به بیان قانون مدنی فردی است که به سن بلوغ نرسیده باشد. بلوغ شرعی درپسر ١٥ سال و در دختر ٩ سال می باشد با این وصف منظور از طفل در این مقاله پسر زیر ١٥ سال و در دختر زیر ٩ سال مد نظر می باشد.
ب) تعریف بزهکاری :
بزهکاری در معنا و مفهوم لفظی خود عمل خطائی قلمداد می شود که ناشی از ترک انجام وظیفه قانونی با انجام یک عمل خطائی است که جرم قلمداد نمی شود که این لفظ بیشتر برای کودکان واطفال به کاربرده می شود بزهکاری در هر حال از لحاظ اصطلاحی معنای بسیار نزدیکی با جرم و تبه دارد ولی به این لحاظ در برابر اطفال استعمال می شود که اطفال با توجه به روح لطیف و ساده ای که دارند نامناسب است که آنها را به مجرم و تبهکاری عنوان کرد و ازاین حیث اطفال بزهکار نامیده می شوند و در برخی از موارد نیز بزهکار به فردی اطلاق می شود که صرفا مرتکب جرم نشده ولی به طور کلی فردی سرکش و ضد اجتماعی باشد.
ج) تعریف آسیب شناسی :
 
آسیب شناسی (Pathology ) بعنوان یک اصطلاح در جرم شناسی مطرح است و همانگونه که از لفظ آن مشخص است شناسائی آسیب ها مد نظر می باشد. آسیب اجتماعی حربه ای است که به جامعه در مبادی مختلف وارد می شود بعنوان مثال خانواده و والدین می توانند مسبب آسیب هایی بر اطفال خویش باشند مثلا طلاق عامل موثری است که اطفال ، بی بند وبار وبزهکار تربیت شوند. پس شناسائی این حربه ها و علتها را آسیب شناسی می گویند، این موضوع در بزهکاری اطفال مورد بررسی قرار گرفته بدین صورت که چه عواملی به عنوان آسیب مطرح است که در بزهکاری اطفال موثر فرض می شود.
۱) آسیب های وارده بر اطفال ناشی از کجاست :
آسیب همانگونه که بیان شد ضرباتی است که برافراد وارده می شود و موجب ارتکاب جرم از جانب افراد می گردد با این توضیح این آسیب ها بر اطفال از نواحی مختلفی نشات می گیرد ممکن است از جانب والدین خود طفل بزهکار باشد یااز جامعه و محیط های مختلفی که طفل در آن رفت و آمد دارد ناشی گردد. که در ذیل به بعضی از این موارد اشاره می گردد.
▪ والدین : اولین و مهمترین فاکتور برای والدین در رابطه با اطفال خویش محبت و عاطفه است زیرا این دو عامل از عوامل مهم وبنیادی در رشد جسمی و روانی اطفال به حساب میآید کمبود محبت سبب بروز اختلال روانی فاحش و انواع انحرافات اجتماعی گردیده که در چندین نسل اثر می گذارد طفلی که از محبت والدین به دور باشد خود را از خانواده و جامعه طرد شده می داند و حس انتقامجوئی یافته و با انجام انحرافات اخلاقی و اجتماعی احساس رضایت خاطر می نماید. مادر اولین شخصیتی است که در زندگی یک طفل موثر قلمداد می شود و از لحاظ محبتی می تواند تاثیر بسزائی بر طفل بگذارد ، پدر نقش دوم را ایفا می کند و پدر با حس تحکم و قدرت خود در محیط کوچک خانواده می تواند به طفل بیاموزد که چگونه از قوانین و مقررات آمره در جامعه تبعیت نماید و هرگاه پدر این حس تحکم را اعمال ننماید طبعا قواعد آمره در جامعه نیز برای طفل مهم نمی باشد و بالطبع طفل بی بندوبار تربیت شده و برای اجتماع خطرناک خواهد بود. از آسیب های مهلکی که والدین می توانند بر اطفال وارد نمایند طلاق است ، طلاق و ازهم گسیختگی ( از هر جهت به عنوان مثال فوت پدر یا مادر یا سفرهای طولانی پدر یا مادر ) موجب می شود که طفل در محیط های مختلف اجتماعی احساس کمبود نموده وبا انجام اعمال خلاف خودنمائی و خود را به صورتی مطرح نماید تا توجه دیگران را به خود جلب نماید.
▪ مسکن : مسکن از موارد دیگری است که می تواند برطفل آسیب وارد نماید مسکن در زندگی افراد بسیار موثر و امری حیاتی است به این دلیل که ممکن است مسکن یک فرد واقع در یک مجتمع مسکونی چندین طبقه باشد که افراد رابطه تنگاتنگی با هم دارند طفل در چنین محیطی بیشتر رفتار و اداب اطرافیان را پذیرا می گردد و در صورتی که مسکن به صورت ویلائی باشد طفل به دلیل روابط کمتری که با دیگران دارد رفتار و آداب دیگران کمتر بر روی او تاثیر می گذارد از طرف دیگر هر چه محیط مسکن کوچکتر باشد آلودگی صوتی بیشتری ایجاد و این امر موجب اختلالات روانی در طفل می شود واین اختلالات در زندگی طفل در آینده مشکل ایجاد می نماید.
▪ محیط تفریح : از محیط های دیگری که می تواند آسیب هائی را به اطفال وارد نماید محیط تفریح است تفریح از نیازهای ضروری برای بشر به حساب می آید ، تفریح در صورت سالم بودن برای اعصاب ، روان و تسکین آلام روحی موثر قلمداد می گردد ولی هر گاه تفریح سالم برای افراد یک جامعه فراهم نگردد ، افراد در پی تفریحات ناسالم برآمده و ازاین روبه خیابان گردی و وقت گذرانی در قهوه خانه ها رستوران ها و مراکز تجاری و فروشگاهها می پردازند و این خود آغاز کجروی و انحرافات اخلاقی است این موضوع برای اطفال و نوجوانان یک آسیب بسیار بزرگی به حساب آمده زیرا با کمبود محیط تفریح مناسب ، اطفال به تفریحات ناسالم روبرده و این آغاز بزهکاری اطفال به حساب آمده که طبعا درزندگی سالم افراد اختلال ایجاد می نماید.
▪ وسایل ارتباطی اعم از مطبوعات رادیو تلویزیون سینما : از مهمترین وسایل ترویج فرهنگ ، مذهب و تزریق کننده عقاید مختلف جامعه می باشد مطبوعات و نشریات گوناگون و تخصصی در یک جامعه می تواند آثار مثبتی را در پی داشته باشد از جمله بالابردن سطح عملی افراد یک جامعه ، ولی از طر ف دیگر همین مطبوعات می تواند آثار مخربی را درپی داشته باشد مثلا با آوردن حوادث روز به صورت افراطی جزئی را بزرگ نمائی یک بزهکار در جامعه می گردند اطفال و نوجوانانی که به صورتی در زندگی خود کمبود دارند می خواهند خودنمائی و بزرگ نمائی نمایند وارتکاب بزه را راهی برای نیل به هدف خویش می دانند رادیو از وسائل ارتباط جمعی است که با حجم سبک و قابل حمل در تمامی زمانها و مکانها قابل استفاده است و تاثیر پذیری بالاتری را نسبت به بقیه وسائل ارتباط جمعی دارد. تلویزیون و سینما نیز از جمله وسائل دیگر ارتباط جمعی تصویری است که با پخش فیلمها و نوارهای تصویری می تواند تاثیرات فراوانی را براطفال که اکثر اوقات خود را بر تماشای تلویزیون می گذارند ، بنماید به عنوان مثال فیلمی که از تلویزیون پخش می شود و درآن شخصیتی منحرف وجود دارد طفل تماشا کننده با جذب این شخصیت در وجود خود سعی می کند که نمود خارجی در جامعه ازاین شخصیت منحرف پیاده کند و خود را مطرح نماید که این خود موجب انحرافات اخلاقی و اجتماعی بزرگی در طفل می باشد.
۲) انواع جرائم ارتکابی توسط اطفال بزهکار:
جرائم از حیث اینکه جرم بر چه موضوعی واقع می گردد متفاوت و به ٣ دسته عمده قابل تقسیم می باشد.
١) جرائم علیه اشخاص
٢ ) جرائم علیه اموال
٣ ) جرائم علیه امنیت و آسایش
با این وصف جرائمی که اطفال نیز مرتکب آن می شوند از این دسته خارج نمی باشد
١ ) جرائم برعلیه اشخاص : ار جمله جرائمی که عمدتا براشخاص وارد می شود ضرب و جرح می باشد این جرم از ناحیه نوجوانان نیز ارتکاب یافته و بیشتر برای خودنمائی کردن ودست و پنچه نرم کردن در بین بقیه رفقای نوجوان خود دست به این گونه اعمال مجرمانه و بزهکارانه می زنند وبیشتر این اقدامات توسط نوجوانان در محل های شلوغ صورت گرفته که دلیل آن اقدام بیشتر جلب توجه کردن در نظر عام برای پرکردن کمبودهائی که احیانا در زندگی خویش متحمل آن شده اند . از جمله جرائم علیه اشخاص که مورد ارتکاب بیشتری در نزد اطفال دارد جرائم منافی عفت است جرائم منافی عفت مثل زنا ، لواط ، قوادی و ...... این گونه جرائم در دین اسلام از شدیدترین گونه جرائم و دارای مجازاتهای شدید هم در قرآن و هم در فقه می باشد د رهر حال ریشه های این جرائم راباید در فرهنگ ، اقتصاد و مسائل اجتماعی یک جامعه بررسی کرد زمانی که جامعه فرهنگ بالائی برخوردار نباشد مسلما این جرائم بیشتر رواج می یابد و از طرف دیگر اطفال بیشتر در معرض خطر برای ارتکاب این گونه جرائم قرار دارند ضعف اقتصادی نیز موجب می شود که به بنیان خانواده خلل وارد گردد و مشکلاتی در این باب پیش آید و مطمئنا راهی را برای ارتکاب این جرائم باز می نماید مثلا زمانی که فقر به خانواده فشار بیاید مطمئنا جرائم منافی عفت در خانواده بروز می نماید و موجب انحراف اخلاقی اطفال می گردد.
٢ ) جرائم علیه اموال : از جمله جرائمی که علیه مال ارتکاب می یابد خرابکاری وایجاد خسارات مالی است این گونه جرائم را طفل یا نوجوان باز به دلیل کمبود هائی که در زندگی دارند و برای خودنمائی کردن یا به دلیل نبودن تفریح سالم که این طفل برای ایجاد تفریح برای خویش مثلا اقدام به آتش زدن لاستیک در معابر عمومی می نمایند که خسارات مالی ایجاد می نماید از جرائم دیگر ارتکابی توسط اطفال از سرقتمی توان یاد کرد سرقت از اتومبیل از فروشگاهها از مغازه ها از جمله سرقت هائی است که اطفال مرتکب می شوند دراین گونه جرائم علت و آسیب اصلی وارده فقر است ، فقر عامل موثر ارتکاب جرائم زیادی می باشد از جمله این جرائم سرقت است که بانی ارتکاب آن فقر می باشد.
درهر صورت خانواده ای که از لحاظ مالی رنج می برد کودکان خود را مسلما به اعمال زیادی مجبور می نمایند که یکی از ایناعمال سرقت های سبک می باشد.

با تشكر و احترام
سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: بذهكاري, اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 11:17 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

فرايند اعتياد

اعتياد به هر شكلي كه باشد، معمولاً طي يك فرايند سه مرحله اي انجام مي گيرد، اين مراحل عبارت اند از:
١- مرحله آشنايي: در اين مرحله شخص در اثر مسامحه يا تشويق ديگران يا ميل به انجام يك كار تفريحي يا كنجكاوي يا علل ديگر مانند كسب لذت ، به مصرف مواد مخدر آشنا مي شود.
٢- مرحله ميل به افزايش مواد: در اين مرحله ، بدن هر روز به مواد بيشتري نياز پيدا مي كند و بعد از مدت ها استفاده نامرتب از موادمخدر، شخص دچار شك و ترديد شده، براي رهايي از آن با اميال خود دست به مبارزه مي زند.
٣- مصرف اعتياد (بيماري): در اين مرحله، بعد از شك و ترديد و شايد مدتي ترك اعتياد ، شخص سرانجام به مرحله اعتياد واقعي مي رسد كه اگر مواد مخدر ، كم يا بدون رعايت ترتيبات لازم ناگهان قطع شود عوارض جسماني و رواني در او ايجاد مي شود.
مصرف هروئين به سرعت موجب اعتياد مي شود.ترياک پس از مصرف دارو و حدود يك ماه متوالي به چنين مرحله اي مي رسد. اما اعتياد به الكل مستلزم مصرف آن به مدت طولاني تر است.

عوامل مؤثر در گرايش فرزندان به اعتياد
الف - عوامل فردي :
اعتماد به نفس پائين ، تمايل به اعمال زشت و خلاف ، افسردگي ، اضطراب ، اختلال شخصيت ضداجتماعي درد و بيماري جسمي مزمن ، نگرش مثبت به مواد ، عدم توانايي ( نه ) گفتن در مقابل فشار همسالان ، عدم مسئوليت پذيري ، عدم تحمل ناکامي و شکست ، عدم پايبندي مذهبي ، باورهاي نادرست در مورد مواد .
ب - عوامل محيطي :
داشتن دوستان معتاد ، طرد شدن از طرف معلمان و دوستان ، مهاجرت ، دسترسي آسان به مواد ، فشارهاي ناشي از محيط مثل زلزله ، خشکسالي ، فقر و بيکاري
ج - عوامل خانوادگي :
مصرف مواد توسط اعضاء ديگر خانواده ، خانواده هاي بي سرپرست ، تشنج و درگيري در خانواده ، رهاکردن فرزند به حال خود ،‌ عدم وجود روابط گرم و صميمي در خانواده

جوانان معتاد چگونه دوستان خود را تحت تأثير قرار مي دهند
1-  دوست خود را به افراد معتاد معرفي مي كنند .
2- با او در مورد جنس مخالف صحبت مي كنند .
3- بر روي مردانگي و مرد شدن تأكيد مي كنند .
4- روي اثرات مواد تبليغ مي كنند .
5- عوارض و عواقب مصرف مواد را كوچك مي كنند .
6- آنها را از ترسو بودن و بچه ننه بودن مي ترسانند
7- وانمود مي كنند كه همه آدمها مواد مصرف مي كنند .
8- سيگار را دست به دست مي چرخانند .
9- اصرار مي كنند و پي گير هستند .
10- مواد را در سيگار يا غذا يا مشروب مي ريزند .
11- دوستان خود را قبل از مصرف مواد تشويق به نوشيدن مشروب مي كنند .
12- به پارتي ها و ميهماني ها دعوت مي كنند .
13- نوجوانان تأثيرپذير را انتخاب مي كنند .

علائم تشخيص اعتياد در فرد
1- تغيير ناگهاني در رفتار و خلق و خوي فرد
2- تغيير ظاهر فرد ( نامرتبي و آشفتگي )
3- از دست دادن اشتها ، کاهش وزن و تغيير حالت مردمک چشم 4- تغيير ساعات خواب
5- تمايل به قرض کردن پول ، فروش لوازم شخصي و لوازم منزل
6- کناره گيري از جمع دوستان و آشنايان و ايجاد رابطه با دوستان جديد
7- از دست دادن انگيزه براي کارکردن ، مدرسه رفتن و غيبت مکرر از محل کار و مدرسه
8- جاي زخم و اثر سوزن روي ساعد و بازو
9- رفتن به مکانهاي خلوت مثل انباري ، مکانهاي مخروبه و ...
10- مصرف مکرر داروهاي آرام بخش بدون دليل مشخص
11- پيدا شدن ابزار و وسايل مربوط به اعتياد مثل زرورق ، سرنگ و کاغذ لوله شده

ومن ا... التوفيق
سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: اعتياد, مواد مخدر, آسيب شناسي اجتماعي
[ سه شنبه دوم اسفند 1390 ] [ 9:58 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

يكي از اولين تعاريف نسبتاً‌ جامع از فرهنگ در سال 1871 توسط تايلر ارائه شده است ايشان اعتقاد داشت فرهنگ  عبارت است از مجموعه اي از علوم ، دانشها ، هنرها ، افكار ، اعتقادات ، قوانين و مقررات و آداب و رسوم ، سنتها  و به طور خلاصه كليه آموخته ها و عاداتي كه يك انسان به عنوان عضو جامعه اخذ مي كند . اسپنسر در كتاب اصول جامعه شناسي خود از فرهنگ به عنوان محيط فوق جسماني ياد مي كرد و در صدد جدا ساختن فرهنگ از عوامل جسماني و طبيعي بوده او اعتقاد داشت كه محيط فوق جسماني خاص انسان است در حالي كه انسان از لحاظ دو محيط ديگر با حيوان داراي وجه مشترك است .
فرهنگ را مي توان به عنوان مجموعه رفتارهاي اكتسابي و ويژگي هاي اعتقادي اعضاي يك جامعه معين تعريف كرد .
جامعه به گروهي از انسانها اطلاق مي شود كه با يكديگر زندگي كرده و در سرزمين معيني سكنا گزينند و سرانجام خود را به عنوان يك واحد اجتماعي متمايز از گروههاي ديگر سازمان دارند . افراد هر جامعه فرهنگ مشتركي دارند ممكن نيست كه فرهنگ جداي ازجامعه يا جامعه جداي از فرهنگ باشد يا اين كه هر جا كه جامعه هست فرهنگ منطبق با آن نيز وجود دارد .

ابعاد فرهنگ

1- هنجارهاي فرهنگي :

معيارها رفتارهاي ثابتي هستند كه گروه به لحاظ فكري و رفتاري از افراد انتظار دارند يا آنها را تائيد مي كند      
  صورت هاي مختلف هنجارهاي فرهنگي كدام است ؟
الف- ارزشها :‌ احساسات ريشه دار و عميقي است كه اعضاي جامعه برآن شريك اند . اين ارزشها ، اعمال و رفتار جامعه را تعيين مي كند . مثال :‌ هر جامعه اي براي زندگي خانوادگي مثل موازين ديني ، رعايت حقوق والدين ارزش بسياري قائل است .

ب- آداب و رسوم :‌ به آن دسته از شيوه هاي رفتار عادي اطلاق مي شود كه در جامعه رواج دارد مثال نمونه هايي از آداب و رسوم رايج در هر جامعه اي عبارتند از حفظ پيوندهاي خانوادگي يا ديد و بازديد دوستانه

ج- رسوم اخلاقي :‌ عبارت از رسومي هستند كه ويژگي هاي معناداري از رفتارهاي درست و نادرست را در بر  مي گيرد . رسوم اخلاقي هر جامعه در نظام حقوقي و آموزش هاي مذهبي آن متبلور مي شود قوانين بخشي از رسوم اخلاقي هستند كه به صورت قواعد و مقررات در آمده اند هر كس بر خلاف اين مقررات رفتار كند با مجازات قانوني روبرو مي شود مثال در هر جامعه اي قوانين و مقررات دقيقي براي آدم كشي ، قاچاق ، دزدي و ... وجود دارد .

2_  فرهنگ آرماني و فرهنگ موجود

فرهنگ آرماني آن است كه الگوهاي رفتاري آشكار و رسماً تعيين شده را در مي گيرد در حالي كه فرهنگ موجود آن چيزي است كه عملاً برجامعه حاكم است مثال فرهنگ مطلوب يا آرماني سيگار كشيدن در مكانهاي عمومي را بد مي داند درحالي كه فرهنگ موجود اين را ناديده مي گيرد . 

3- خرده فرهنگ

گروهي كوچكتر از جامعه است . خرده فرهنگ منصوب به فرهنگ وسيع است زيرا بسياري از هنجارها و موازين فرهنگ بزرگ تر را مي پذيرد اما از سوي ديگر خرده فرهنگ از فرهنگ كل جامعه متمايز است زيرا برخي هنجارها و موازين خاص خود را دارد در اين مورد خرده فرهنگ بزه كاران است گروههاي بزه كار و خرده فرهنگ آنان ارزشهايي را كه طبقه متوسط جامعه در سخت كوشي ، انضباط و ... جاي مي دهد ترد مي كند اين اعضاي خرده فرهنگ از كل جامعه  جدا نيستند زيرا از بسياري جهات با نهادهاي طبقه متوسط تماس دارند كساني كه ارزشهايشان ارزشهاي فرهنگ عالي را بوجود آورده اند افراد وابسته به خرده فرهنگها را در ميان خود نمي پذيرند و آنها را ترد مي كنند .

4- ضد فرهنگ

به گروههايي اطلاق مي شود كه با هنجارها و موازين فرهنگ غالب در جدال هستند و شديداً آن را ترد مي كنند.

5- قوم مداري

گرايشي است كه برحسب آن افراد جامعه فرهنگ خود را برتر از فرهنگ ديگران مي پندارند .

 آثار مثبت قوم مداري ‌: احساس مشروعيت گروه ، وفاداري ، ميهن دوستي و مليت خواهي فرد را تقويت مي كند .

 زيانهاي قوم مداري :‌ غالباً مانع نوآوري هاي سودمند مي شود .

تعريف جامعه شناسي :

مطالعه علمي زندگي گروهي انسانها و علل ، نتايج و آثار رفتارهاي اجتماعي .

تعريف جامعه شناسي فرهنگي
علمي كه به مطالعه فرهنگ حاكم بر جوامع و مطالعه علمي زندگي گروهي انسانها و علل ، نتايج و آثار رفتارهاي اجتماعي با تاكيد بر فرهنگ به عنوان ويژگي و مشخصه انسان در مقابل ساير موجودات مي پردازده در اين علم با نگرشي جامعه شناسانه شيوه زندگي در جوامع مختلف دنيا مورد بررسي قرار مي گيرد .

6_نسبيت فرهنگي :

به اين معناست كه نيايد در بررسي و قضاوت ساير فرهنگ ها فرهنگ جامعه خود را معيار داوري قرار دهيم زيرا ارزش هر رسم ، آئين و رفتار بسته به سهم و كاركردي است كه در جامعه خود دارد . بنابر اين بايد داوري درباره معني  و ارزش هر عنصر فرهنگي را در مجموعه آن فرهنگ و ارتباط آن عنصر فرهنگي با ساير عناصر فرهنگي آن جامعه انجام داد .

7- ضربه فرهنگي :

هنگامي كه فرد در محيطي زندگي مي كند كه باورها ، ارزشها و اعتقادات او وجه مشترك چنداني با فرهنگ آن محيط ندارد و به طور مداوم تحت تاثير آن فرهنگ قرار دارد دچار ضربه فرهنگي مي شود .

8_دگرگوني يا تحول فرهنگي :

يكي از ويژگي هاي مهم فرهنگ دگرگوني و تحول آن است گرچه دگرگوني و تحول فرهنگ آنچنان به صورت كند و آرام صورت مي گيرد كه در كوتاه مدت فرهنگ ثابت به نظر مي رسد ولي در تمام فرهنگ شاهد تغيير و دگرگوني در  دراز مدت هستيم البته اكنون تكنولوژي فرآيند تحول و دگرگوني را سرعت بخشيده است كه مي توان تحول فرهنگي را در كوتاه مدت شاهد بود . معمولاً دگرگوني فرهنگي زماني رخ مي دهد كه عناصر جديد و مجموعه هاي نو در فرهنگ ظاهر مي شود و بدين طريق محتوا و ساخت فرهنگ را عوض مي كند . مقاومت در برابر دگرگوني فرهنگي هنگامي بيشتر آشكار مي شود كه اين دگرگوني ها با انحراف شديد از ارزش هاي سنتي و رسوم همراه باشد .

 9_تأخر يا واپس ماندگي فرهنگي :

هر فرهنگ به دو بخش عناصر مادي و غيرمادي تقسيم مي شود و با توجه به تغييرات تكنولوژيكي و اختراعات و ابداعات انتقال محصولات مادي فرهنگ سريعتر و آسانتر از فرهنگ مرتبط با ان محصولات مادي صورت مي گيرد . تأخر فرهنگي زماني رخ مي دهد كه يك عنصر مادي فرهنگ وارد جامعه شود ولي فرهنگ متناسب با آن وارد نمي شود و يا فرهنگ متناسب با آن با تاخير وارد جامعه مي شود و در اين وضعيت عناصر غيرمادي فرهنگ سعي دارند وضعيت خود را در ميان دگرگوني هاي اعضاي مادي فرهنگ حفظ كنند .

10_ فرهنگ پذيري :

فرهنگ پذيري فرآيندي است كه در پي آن يك يا چند عنصر فرهنگي از ديگر فرهنگها گرفته مي شود فرآيند فرهنگ پذيري مي تواند از طريق تعامل ، ارتباط ، مهاجرت و يا تهاجم فرهنگي صورت گيرد البته بايد توجه داشت كه دگرگوني فرهنگي و فرهنگ پذيري با توجه به ويژگي هاي فرهنگ و ميزان قوم مداري آن در فرهنگ هاي مختلف متفاوت است و مي تواند در بعضي از فرهنگها عميق تر و گسترده تر نسبت به بقيه فرهنگها باشد .

اهميت و ضرورت جامعه شناسي فرهنگي :

اكنون با توجه به تغيير و تحولات و پيشرفتهاي تكنولوژيكي دگرگوني سريع و خارج از كنترل ارزش ها و هنجارهاي جامعه را در معرض تهديد و خطر قرار داده است از يك سو ، جوامع پيشرفته براي تسلط بر منابع جوامع در حال توسعه با شناخت و بررسي فرهنگ و ويژگي هاي اين جوامع فرهنگ آنها را متناسب با منافع خود دچار تحول و تغيير مي سازند و از سوي ديگر جوامع در حال توسعه يا كمتر توسعه يافته نيازمند آن هستند تا نقاط قوت و محل هاي آسيب فرهنگ خود را بشناسند تا هم بتوانند با جوامع ديگر به گونه اي تعامل برقرار كنند كه تغيير و تحولات فرهنگي هويت فرهنگي جامعه شان را به خطر نيندازد و نيز اين جوامع بايد براي برنامه ريزي هاي كوتاه مدت و دراز مدت خود عناصر فرهنگي جامعه خود را با نگاهي جامعه شناسانه و غيرجانب دارانه مورد بررسي قرار دهند . جامعه شناسي فرهنگي درصدد است تا با مطالعه علمي جامعه فرهنگ و نگاه  جامعه شناسانه به پديده هاي اجتماعي و فرهنگي به شناخت دقيقي از فرهنگ و عناصر جامعه ، ارتباط عناصر و پديده ها با يكديگر ، شناخت كلي فرهنگ ، چگونگي تغيير و تحول و يا مقاومت در برابر تغيير هاي سريع ، كاركرد عناصر فرهنگي ، علل ، پيامدها و نتايج تغيير و تحول فرهنگي نائل شود

برخي از حوزه هاي جامعه شناسي فرهنگي عبارتند از :‌

1)‌جامعه شناسي فرهنگي و توسعه 2)‌جامعه شناسي فرهنگي و فرهنگ پذيري 3) جامعه شناسي فرهنگي و اقوام و ملل 4) جامعه شناسي فرهنگي و مهاجرت نخبگان 5) جامعه شناسي فرهنگي بر كلانشهرها 6)‌تكنولوژي و فرهنگ 7)تغيير و تحول فرهنگي 8) كاركرد هاي پنهان و آشكار تحولات صنعتي و تكنولوژيكي 9) برنامه ريزي فرهنگي 10) جامعه شناسي فرهنگي و نظام خويشاوندي 11) گروه بندي اجتماعي و قشر بندي 12) دگرگوني در سكونت و جمعيت 13)تنوع فرهنگي و وابستگي متقابل جوامع 14) آموزش و پرورش ، ارتباطات و رسانه ها 15) جامعه شناسي فرهنگي و كار و زندگي اقتصادي 16) جهان شدن زندگي اجتماعي 17) شهرنشيني 18) جامعه شناسي فرهنگي و بهداشت و سلامت 19) انقلاب و جنبش هاي اجتماعي 20) حكومت و دولت 21) جامعه شناسي فرهنگي و جنسيت و نابرابري جنسي 22) جامعه شناسي فرهنگ و بزهكاري اجتماعي 23) تحول نام

 پيش فرض هاي مربوط به جامعه و فرهنگ و جامعه شناسي فرهنگي

1) رابطه فرهنگ و جامعه :‌

از گذشته تا كنون در بحث محوري در جامعه شناسي فرهنگ رابطه بين فرهنگ و ساختارهاي اجتماعي تاكيد شده است در اين ميان دو ديدگاه وجود دارد

الف ) ديدگاه جبرگرايانه ساختاري :‌

حس تعبيري كه در ماركسيسم اقتصادي از شكل گيري و تغيير فرهنگ و ايدئولوژي شده است در اين ديدگاه تحولات ساختاري اقتصادي عامل اصلي در سطح كارگزاري و فرهنگي است .

ب ) ديدگاه جبرگرايانه كارگزاري : در تقابل اين ديدگاه عامل اصلي تحولات در سطح كارگزاري است كه مي تواند ساير جنبه ها را متاثر سازد در تقابل با دو نگاه راديكال فرض بر اين است كه ايده ها ضمن اينكه حيات استعدادي دارند در يك رابطه تعاملي با رابطه ي ساختارها و كارگزاران قرار گرفته اند .

با وجود اينكه به لحاظ مفهومي فرض اول محوريت دارد و رابطه بين ساختارها و كنش گرها و فرهنگ جنبه تعاملي – دياليكتيكي دارد ولي نوع متصور اين فرهنگ در هر جامعه عملاً صورت متفاوت دارد به عبارت ديگر اين قاعده كلي در ايجاد تحقق رابطه و اثر گذاري ايده ها و بالعكس وجود ندارد .

3) مدرنيت :‌جهان و فرهنگ ايران در اين پيش فرض مدرن دانسته شده است زيرا همه عوامل و زمينه هاي لازم مدرن بودن به لحاظ نگرشي ، بينشي و انساني عمل و در ساختارها و الگوهاي سازماني در ايران وجود دارد . حضور همزمان اين عوامل نيازمند مديريت علمي و مدرن هست تا حاصل آن در جهان معاصر قابليت مبادله داشته باشد . بعضي افراد شايد هنوز ايران را كشوري سنتي و گذشته گرا بدانند اگر جامعه و فرهنگ ساز و كارهاي سنتي داشته باشند  ديگر سخن از مدرن بودن و تغيير فرهنگي بي معني است زيرا جامعه سنتي ثبات و بي حركت است و در آن عناصر فرهنگي با كمترين تغيير ماندگار هستند و ضرورت در نظارت كنترل مديريت و سازمان دهي و سياست گذاري فرهنگي و شناسايي آسيب هاي فرهنگي وجود ندارد در حالي كه هم اكنون اصلي ترين تلاش وزارتخانه هايي چون  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، وزارت علوم و تحقيقات و فناوري ، سازمان صدا و سيما و ... سازمان دهي  و سياست گذاري فرهنگ در حال تغيير است

4) مديريت ايران در تعارض با ديگر مدرنيت ها نيست بلكه وضعيت پيوندي و تعاملي دارد . ضمن اينكه ريشه در وضعيت متاخر آن دارد اثر گذار بر آنها نيز مي باشد  مناقشه هاي ايجاد شده در اين فرهنگ زمينه توسعه مفهومي ونظري در ديگر جوامع شده است و اين معني را مي توان در اثر گذاري انقلاب اسلامي و پيامدهاي آن بر جهان  معاثر ديد

5) آنچه در يران در حال وقوع است هر چند مشكلات و نابساماني هاي متعدد دارد ماهيتي فرهنگي و اجتماعي و نيز اقتصادي و سياسي دارد  اگر وضع موجود و تجربه بدست آمده جوامع را بتوان مدرنيته ناميد مدرنيته ايراني ماهيتي بيشتر فرهنگي دارد تا اقتصادي و سياسي . اين مدرنيته عمدتاً‌در حوزه هايي چون فرهنگ اخلاق دين مناسبات اجتماعي و خانواده محقق شده است تا در كارخانه در نتيجه كارگزاران اصلي مدرنيته ايران روشنفكران روحانيون هنرمندان ورزشكاران منتفدان علماي اخلاق و والدين مي باشد

6) تغييرات فرهنگي با توسعه فرهنگي متفاوت است زيرا در توسعه فرهنگي سعي بر شناسائي عوامل مهم بلحاظ فرهنگي است در اين بيان هدف اصل توسعه است تا تغيير فرهنگ . بدين لحاظ رابطه بين توسعه اقتصادي سياسي با فرهنگ از قديم و ابعاد فرهنگي توسعه در دوره جديد مورد توجه قرار گرفته است  . در توسعه فرهنگي با اين سئوال اصلي روبرو و مواجه ايم كه عوامل فرهنگي تا چه حدي توسعه اقتصادي را شكل مي دهند و چگونه مي توان موانع فرهنگي توسعه سياسي و اقتصادي را رفع كرد يا آنها را به گونه اي تغيير داد كه مسير توسعه هموار شود .

در پاسخ به اين سئوال اختلاف نظر وجود دارد عده اي فرهنگ را بستر سازي توسعه اقتصادي و اجتماعي مي دانند  ولي بعضي افراد از فرهنگ به عنوان يك عامل تبيين كننده ياد مي كنند

7) تناسب فرهنگ و جامعه شهري

اين فرهنگ در موقعيتي بنام شهر و از طريق وسايل وابزاري چون وسايل ارتباط جمعي ، دانشگاه و فضاهايي چون پارك ها ، فروشگاه و ... شكل گرفته و در نهايت بصورت افكار عمومي مراسم ديني و فرهنگي و ... بروز مي كند در نتيجه ما با سيماي فرهنگ جديد ايراني در قالب افكار عمومي ، نگرشها ، ارزشها ، رفتارها و مشاهدات ديني و ... در فضاهاي جديد شهري مثل دانشگاه ، پارك ، فروشگاه ، تلويزيون و صورتهاي مختلف اين اشياء روبرو هستيم . اين وضعيت از طريق تغييرات جهاني تحقق و نقش آفريني وسايل ارتباط جمعي جديد زمينه و بستر تعامل بين فرهنگ ايران و مدرنيته را فراهم آورده است .

فرهنگ از ديدگاه جامعه اسلامي و غير اسلامي

رژيم پهلوي برنامه هاي آينده خود را برپايه نگرش غربي بنا نهاده بود در پرتوي اين سياست معيارها و ارزشهاي غربي در عرصه هاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ايران حكفرما شد . الگوي استعمار و استبداد و استحاله فرهنگي ( تغيير حالت فرهنگي ) ايران پايه ريزي شده بود و براي تحقق اين هدف عرصه هاي گوناگون اجتماع مانند هنر ، ادبيات ،‌سينما ،‌تئاتر ، راديو و تلويزيون و مطبوعات مورد توجه بوده وقتي سيطره ارزشهاي غربي بدين صورت درآمده بويژه جوانان در معرض تفرقه و ترويج ابتذال قرار گرفتند تا از اين طريق هويت اسلامي ملي به فراموشي سپرده شود و فرهنگ بد پذيرفته شود ، انقلاب اسلامي كه نخست يك انقلاب فرهنگي بود با تعميم خود باوري فرهنگي و گسترش شعائر ديني زمينه را براي تقويت ايمان مردم و پرورش نسلهاي خود فراهم نمود و از سويي با عمومي كردن آموزش در سطح جامعه و افزايش سطح علمي دانش آموختگان به رشد استعداد و شكوفايي ابتكار مردم بويژه جوانان كمك كرد

 ارزشهاي فرهنگي انقلاب اسلامي در جامعه ايران

1) نفي مظاهر فرهنگي غرب و مقابله با تهاجم فرهنگي : يكي از مظاهر بارز مقابله با تهاجم فرهنگي غرب تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعي در ايران بود . در داخل كشور نيز افراد وابسته به نظام طاغوت سرمايه هاي كشور را در دست داشتند بدين سان حاكميت سرمايه و سرمايه داري برقرار بود . دستاورد انقلاب در زمينه دگرگون ساختن ملاكهاي برتري اجتماعي از بعد اقتصادي بود .

2) عمومي شدن آموزش و ارتقاي سطح علمي جامعه

پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران درصد بسياري از مردم ايران حتي در شهرها بي سواد بودند در نظام جمهوري اسلامي ايران نهضت مدرسه سازي رشد شتابنده اي يافت . نهضت سواد آموزي در با سواد كردن ميليونها نفر كه از خواندن و نوشتن محروم بودند موفقيت چشمگيري داشته است . در راستاي همين رشد فرهنگي قدرت ابتكار و خلاقيت مردم به ثمر نشست .

 3) ايجاد روحيه خودباوري پس از انقلاب :

خودباوري و خود اتكايي به گونه اي آشكار در بين جامعه ايجاد شد . اوج اين خود شكوفايي را در سالهاي جنگ تحميلي شاهد بوديم . بي ترديد ايثار ، فداكاري ، صداقت و اخلاص مردمي در دوران پس از پيروزي انقلاب اسلامي هموار بوده است .

4) تناسب فرهنگ و جامعه شهري :

اين فرهنگ در موقعيتي به نام شهر و از طريق وسائل و ابزاري چون ويائل ارتباط جمعي ، دانشگاه و فضاهايي چون پاركها ، فروشگاهها و .... شكل گرفته و در نهايت بصورت افكار عمومي ، مراسم ديني و فرهنگي و .... بروز مي كند  و اين وضعيت از طريق تغييرات جهاني تحقق و نقش آفريني وسائل ارتباط جمعي جديد زمينه و بستر تعامل فرهنگ ايران و مدرنيته را فراهم آورده است .

چالش هاي عمده در شناسايي فرهنگ و اهميت آن

1) تعيين رابطه سنت و مدرنيته : ملي گرايي و تمدن خواهي ، غرب گرايي و غرب ستيزي در اين عرصه بيشتر افراد رقيب يا طرف مقابل خود را بدون ارائه ملاك و معيار بي فرهنگ خواندند و پيامد آن بكار بردن مفاهيمي چون غرب زده ، فرنگي ، سنتي ، مدرن ، متحجر و مترفي و ... است .

2) يكسان انگاري فرهنگ و ايدئولوژي :‌ اين معنا در ادبيات ماركسيستي مركزيت دارد زيرا فرهنگ ايدئولوژي و هنر به عنوان امور روبنايي و ساخته شده از طرف طبقه حاكم براي سلطه بر طبقه كارگر تعريف شده است . به عبارت ديگر نيروهاي مسلط يعني دولت ها براي سلطه بيشتر بر طبقه كارگر از طريق رسانه ها و روشنفكران دست به ابداع و خلق پديده اي بنام ايدئولوژي مي زنند آنها از اين طريق امكان هماهنگي سازگاري و ثبات جامعه را فراهم مي سازند .

3)‌ يكسان دانستن فرهنگ و دين :‌ گفته اند كه فرهنگ مانند دين است اگر اين گونه است تكليف سنتها و تكنولوژي و تجربه هاي بشري در طول تاريخ كه در متن دين و عناصر آن نيستند چه مي شود ؟ عده اي بين فرهنگ و دين را متمايز  از يكديگر دانسته كه تا حدود زيادي متداخل در يكديگر هستند .

4) تعيين موقعيت فرهنگ در مجموعه علوم انساني : اين كه با اتكاء كدام يك از گرايش هاي علوم اجتماعي ( جامعه شناسي ، مردم شناسي و ...) فرهنگ اهميت محوري مي يابد ؟ فرهنگ زاده كدام عرصه علمي است ؟ آيا علوم انساني در مبارزه با علوم تجربي بر توليد و ساماندهي بحث فرهنگ نقش بيشتري دارند ؟

5) رابطه فرهنگ و تمدن : مشكل موقعي روي مي دهد كه در تعريف فرهنگ تمايز و رابطه آن با تمدن از يك طرف و جايگاه اين دو مفهوم و نوع رابطه شان در حوزه هاي متعدد علوم اجتماعي را نتوان معلوم كرد .

تحول فرهنگي به لحاظ تاريخي :

دوره اول : دوره كلاسيك

 اين دوره بسيار طولاني و براساس طبقه بندي علوم اخلاق و الهيات مطرح است در اين دوره بحث روشن در مورد فرهنگ وجود ندارد . فرود جامعه با اخلاق و ادب شايد بتواند به معناي فرهنگ به زبان كلاسيك باشند زيرا در ادبيات كلاسيك با محوريت نظريه سعادت و كمال بشري محوريت از آن فرد با اخلاق است . از اوايل سده شانزدهم اين معناي اوليه به تدريج از حوزه كشاورزي و دامپروري به فرايند تكوين انسان و از كشت و برداشت محصولات فرهيختگي ذهن تسري يافت با اين حال كاربرد اسم مستقل فرهنگ كه اشاره برفرآيندي كلي يا محصول چنين فرآيندي باشد تا اواخر سده 18 و اوايل سده 19 متداول نبود . در اين دوره است كه انسان با فرهنگ در مقابل انسان وحشي در ميان متفكران اروپايي مطرح شد .

 مفهوم فرهنگ در دوره اوليه :

مفهوم فرهنگ : فرهنگ به عنوان اصلاح و مفهوم در ادبيات زمانش از اوايل سده شانزدهم تا عصر روشنگري

مسئله اصلي اجتماعي : تمايز فرهنگي

دوره دوم : دوره روشنگري

با شكل گيري فلسفه هاي متعدد همراه است . اساس اين دوره در انديشه روشنگري است يكي از عناصر اصلي و تمايز ساز است . تعريف و تعبيري است كه به واسطه روشنگران در مورد فرهنگ جامعه غربي ارائه شده است . در اين دوره فرهنگ داراي 3 جنبه زير است :

1) ديدگاه عام و عميق انسان گرايي در زمينه مفهوم ارزش و شايستگي همه انسانها .

2) اهميت به تحصيل ومحيط اجتماعي بخصوص براي جوانان .

3) انسان بخشي از جهان است نه پديدههاي مجزا و مخصوص . بنابر اين انسان مي تواند موضوع مطالعه علوم طبيعي قرار گيرد .

مفهوم فرهنگ در دوره دوم :

مفهوم فرهنگ : فرهنگ امري متعالي

زمان : دوره روشنگري

مسئله اصلي اجتماعي : تعالي انساني و اجتماعي

دوره سوم  : دوره فرهنگ و تمدن

دوره سوم با شكل گيري دولت و ملتها همراه است . در تحقيق مليتهاست كه اهميت فرهنگ و تمدن معني يافت و رابطه با اولويت گذاري بين فرهنگ و تمدن مهم مي شود . در اين مرحله استفاده از مفهوم فرهنگ و تمايز گذاري ملل متعدد اروپايي از اوايل سده نوزدهم در زبانهاي انگليسي ، فرانسوي و آلماني مطرح شد . از اوايل سده نوزدهم ميلادي واژه فرهنگ را به صورت مترادف و در مواردي در تضاد با واژه تمدن بكار مي بردند . در همين زمان ( قرن نوزدهم ) انسان شناسان كلمه فرهنگ و تمدن را بجاي يكديگر استفاده مي كردند در اين دوره فرهنگ به عنوان موضوعي مناقشه برانگيز در ميان متفكران و انديشمندان وجودداشت . در معناي فرانسوي لوي اشتراوس به تعريف اين دو مفهوم پرداخته است . فرهنگ براي ساخته شدن انسان طراحي شده است . در ديدگاه انگليسي فرهنگ و تمدن درهم آميخته و نتيجه آن نه فرهنگ سازي و نه تمدن سازي بلكه جامعه سازي شده است .

مفهوم فرهنگ در دوره سوم : فرهنگ و تمدن

زمان : دوره شكل گيري سرمايه داري

مسئله اصلي اجتماعي : تعيين رابطه بين فرهنگ وتمدن

دوره چهارم : دوره فرهنگ و جامعه

دوره چهارم تنظيم رابطه بين فرهنگ و ساختارهاي اجتماعي ( دوره فرهنگ و جامعه ) در اين دوره از تحقق جامعه مفهومي كه از فرهنگ به ذهن متبادل مي شود ازمعناي جامعه تفكيك ناپذير است . بدين مفهوم كه براي انسانها فرهنگ بودن جامعه و جامعه بدون فرهنگ مفهوم ندارد . گفته مي شود كه فرهنگ هرجامعه اي منحصر به فرد است و شامل تركيبي از هنجارها و ارزشهاست كه در جاي ديگر يافت نمي شود . تجزيه فرهنگي تنها بدان اجزايي از فرهنگ مربوط مي شود كه تجزيه در آن اجزاء سبب تجزيه اجتماعي هم بشود . بنابر اين اگر جامعه به گروهي از اشخاص اطلاق شود كه در منطقه معيني زندگي و نوعي وحدت را با هم احساس مي كنند و در سازماني از روابط اجتماعي به سر مي برند كه با هم مسائل مشتركي دارند . آن گاه هر عنصر فرهنگي جديد كه يكي يا همه اين وجوه مشترك مورد سئوال قرار دهد سبب بروز مشكلات در تعادل و ثبات اجتماعي خواهد شد . در اين زمينه تعاريف متعددي ارائه شده است كه به اختصار عبارتند از :

1) فرهنگ متن اصلي حيات اجتماعي و راهي براي فهم جهان مدرن است .

2) معني ديگر از فرهنگ در اين دوره تعيين گروههاست . ايجاد وحدت ميان جمع ويژه اي با متمايز كردن آنان از ديگران

3) تعبير ديگر فرهنگ شيوه زندگي است .

4) تعبير ديگراز فرهنگ انطباق پذيري با شرايط است كه فرهنگ وسيله انطباق محيطي است .

مفهوم فرهنگ در دوره چهارم

مفهوم فرهنگ : فرهنگ و جامعه

زمان : دوره تاسيس جامعه مدني

مسئله اصلي اجتماعي  : استقرار يك جامعه جديد .

دوره پنجم :  دوره فرهنگ و زندگي

در اين دوره تجربه دورههاي گذشته قابل رويت است . پديده جامعه و فرهنگ مدرن محقق شده و درنهايي ترين صورت آن درباره فرهنگ تجلي يافته است . فرهنگ امروزي فراجامعه اي و فرا تمدني شده و جهت گيري بشري جهاني يافته است . جهاني شدن فرهنگي به جاي جهاني شدن اقتصادي و سياسي مورد توجه قرار گرفته است و انسان كانون فرهنگ جهاني قرار مي گيرد . اين ساده ترين تعبيري است كه مي توان درباره اين موقعيت مطرح كرد در حالي كه جهاني شدن فرهنگ با جهاني شدن فرهنگ غرب متفاوت است در اين مرحله تعابيرمتعدد مطرح شده است كه عبارتند از :‌

1) گفتمان هاي جاري در قالب گفتمان فرهنگي

2) تنوع و تكثر فرهنگي

مفهوم فرهنگ در دوره پنجم

زمان :‌ دوره جديد

مسئله اصلي اجتماعي : تكثر گرايي

گفتمان فرهنگي : گفتمان فرهنگي در جامعه متعدد مي تواند اتفاق بيافتد در فضاهاي عمومي و خصوصي . اين فرهنگ گفتگو نوعي گفتمان غيررسمي است . هدفش چيزي بيش از مبادله ايده ها وتفسيرها نيست . نوعي از گفتمان است كه نيازي به جمع بندي نه به لحاظ اخلاقي و نه به لحاظ علمي ندارد . مثلاً فرد فرهنگي كسي نيست كه شعر مي گويد يا نقاشي مي كند بلكه فردي است كه درك شعر و نقاشي كردن دارد . اين فرد مي تواند درباره اين مسائل روشنفكرانه سخن بگويه . فرد فرهنگي كسي است كه درباره هر چيزي مي تواند با روش فرهنگي سخن بگويد .

فرق گفتمان فرهنگي با فرهنگ متعالي

در اين است كه موضوع گفتگو ضرورتاً نمي بايست فرهنگ برتر باشد . در واقع هر چيزي كه موضوع خوبي براي گفتگو باشد كفايت مي كند . گفتمان فرهنگي ديالوگ است در اين ديالوگ همه افراد با ايده و عقايدشان حاضر شده و درباره امري به بحث و گفتگو مي پردازند . اين افراد لزوماً داراي مدرك دانشگاهي نيستند . افراد معمولي در جريان عادي زندگي هم مي توانند گفتمان فرهنگي داشته باشند .

تنوع و تكثر فرهنگي

معني انسان شناختي فرهنگ به فرهنگ ها است فرهنگ به صورت مفرد و يا دو به دو مثل فرهنگ انساني و علمي يا فرهنگ برتر و پست تر وجود ندارد بلكه فرهنگها به صورت جمع وجود دارد . اساس تمايز فرهنگ وجود جوامع متعدد هستند . نحوه زندگي افراددر موقعيت هاي متفاوت سبب پيدايي فرهنگ خاص مي گردد . همان جور كه هر قبيله اي داراي فرهنگ است و شيوه زندگي هم يك فرهنگ است .

عناصر كانوني فرهنگ :

عبارتند از :  1) دين          2) زبان        3)‌تمدن          4) سابقه ذهني و عيني         5) ارزش ها و نظم نمادين

دين :

بعضي صاحب نظران در بحث رابطه بين مذهب و فرهنگ دو اصل عمده را مطرح كرده اند . اصل اول اين كه همه ملل مذهبي اند . يعني اينكه ما ملت مذهبي هستيم و ملت هاي ديگر بدون مذهب هستند نظري مردوداست . اصل دوم اين كه مذهب از يك ديدگاه فرهنگ است و فرهنگ از ديدگاه ديگر مذهب است نيز غلط است .

زبان :

جامعه ايراني در جريان نوسازي درسده اخير بيش از دين به زبان تاكيد كرده است . زبان فارسي ضمن اين كه وجه افتراق ايرانيان با ملل ديگر بوده است حلقه پيوند با فرهنگ ايران باستاني بوده است . درحوزه فرهنگ و اجتماع ايراني عده اي مدعي اند زبان عنصر كانوني فرهنگاست . اگر زبان فارسي وجود نمي داشت و امروزه مي خواستيم دنبال حماسه ها و اساطير ايران برويم اولاً چيز زيادي به دست ما نمي رسيد براي اين كه لهجه ها پراكنده بوده و احياناً ربطي به يكدگير نداشت و ثانياً اگر مي خواستيم چيزي بدانيم بايستي پنجاه لهجه و زبان را بدانيم .

اهميت ومحور دادن به زبان شعر و ادبيات فارسي در دوره قاجاريه شروع شد و در دوره پهلوي اول به اوج خود رسيد در اين دوره زبان عنصر كانوني ملت سازي و تا حدود زيادي رفيق دين وارزشهاي ديني گرديد .

تمدن :

براساس رويكرد آلماني تمدن كانون فرهنگ است كه از آن انديشه ملي گرايانه بدست مي آيد . درنگاه فرانسوي تمدن و فرهنگ بعنوان دو كل جدا هستند . درنگاه انگليسي و آمريكايي هر دو يكسان قلمداه شده اند .  در نگاه هانتينگتون براساس نظريه تمدني اش معتقد است كه تحولات بشري براساس تمدن ها امكان پذيراند و تمدن همان فرهنگ است .

سابقه ذهني و عيني مشترك :

سابقه وتجربه مشترك افراد در درون يك حوزه تمدني و فرهنگي در جريان تحولات طولاني تاريخي بدست مي آيد . شكست ها ، پيروزي ها ، وقوع حوادث مهم ، جنگ ها ، انقلاب ها و حوادث طبيعي مثل سيل و زلزله در ساختن تجربه و سابقه مشترك فرهنگي موثر است .

ارزش ها و نظم نمادين :

بسياري از جامعه شناسان و مردم شناسان مدعي هستند كه كانوني ترين عنصر فرهنگ ارزشها و نظم نمادين است . تاكيد بر ارزشها و نظم نمادين به عنوان كانوني ترين عنصر فرهنگ به نوعي تمايز بين دو فرهنگ و سازمانهاي اجتماعي را در پي دارد . در اين بيان فرهنگ به معناي دامنه اي از ايده آل ها و ايده ها ارزشها و نظم نمادين است در يك نگاه كلي فرهنگ همان نظم نمادين است در حالي كه سازمان اجتماعي نظم عقلاني است . فرهنگ طرحي را براي زندگي كردن فراهم مي كند در حالي كه سازمان اجتماعي الگوي واقعي روابط فردي و گروهي است .

فرهنگها و مفاهيم مربوط آنها

فرهنگ نخبه _ فرهنگ عاميانه _ فرهنگ توده _ صنعت فرهنگ _ فرهنگ عامه

 

v    فرهنگ نخبه :

اين مفهوم از بدو طرح اصطلاح فرهنگ در آلمان مطرح شد و از طريق نخبگان براي ارتقاء فكر و انديشه مورد توجه بوده است . متاثر از فضاي كلي آلمان و ديدگاه فرهنگي ماركسي با محوريت روشنفكران . مفهوم نخبه در مقابل فرهنگ توده مطرح شده است .

فرهنگ نخبه به عنوان فرهنگ متعالي :

از فرهنگ نخبه به عنوان فرهنگ متعالي نيز مي توان ياد كرد در تعريف فرهنگ نخبه يا فرهنگ متعالي فرهنگ امري پذيرفته شده و تاريخي نيست زيرا در گذشته كمتر سخني از فرهنگ متعالي وجود داشت .

معاني و گامهاي فرهنگ متعالي

1) مطرح شدن فرهنگ متعالي در يك نظام دوگانه يعني فرهنگ متعالي در مقابل فرهنگ پست .

2) فرهنگ متعالي با نظام سلسله مراتب پيوند خورده است . كساني كه به طبقه بالا تعلق دارند داراي فرهنگ متعالي و كساني كه متعلق به طبقات پائين هستند از فرهنگ پست برخوردارند .

3) فرهنگ رسانه هاي جمعي و آنچه كه رسانه ها در قالب برنامه هاي فرهنگي و هنري ارائه مي دهند به عنوان پست و آنچه كه در دست نخبگان فرهنگي است مصداق فرهنگ متعالي است .

شروط لازم براي فرهنگ متعالي :

1) وجود گروهي نخبه كه توانايي توليد و درك انتقال عناصر فرهنگي را دارد .

2) اين گروه بين خود به تعامل مي پردازند .

3) اين فرهنگ در نظام سلسله مراتب اجتماعي شكل مي گيرد .

4) فرهنگ نخبه به علم و دانش و فن آوري نيز مي انجامد .

 

v    صنعت فرهنگ :

صاحب نظران معتقدند كه در صنعت فرهنگ است كه با فرهنگ برتر يا سلطه در برابر فرهنگ پست و تحت سلطه سرو كار داريم . در تعبير آدرنو و هوكهايمر دائيه اصلي بر اين است كه در صنعت فرهنگ با سلطه فرهنگي امكاني براي تعالي فرهنگي كه مبتني بر تعامل كنش ران و خلاقيت فردي است وجود ندارد . زيرا سلطه موجب سركوب خلاقيت شده . ويژگي خاص فرد كالائي انحصاري است كه جامعه آن را تعيين مي كند .

دليل موفقيت صنعت فرهنگ :

تنها دليل موفقيت صنعت فرهنگ در برخورد با فرديت آن است كه فرديت هميشه شكنندگي جامعه را بازتوليد كرده است . صنعت فرهنگ فرآيند بازتوليد انسان مطيع را فراهم مي كند . صنعت فرهنگ در كل انسانها را به گونه اي قالب بندي مي كند كه هميشه و در همه محصولات بازتوليد مي شود .

 

راه رهايي در فضاي صنعت فرهنگ :

در جريان توليد فضاي صنعت فرهنگ جامعه سرمايه داري تنها از طريق مقاومت و اعتراض كه از فرهنگ نخبه و در سطح بالا فراهم مي شود .

 

v    فرهنگ عاميانه :‌

ويليام جي . تامس باستان شناس انگليسي اصطلاح فرهنگ عاميانه را وضع كرده است او در توزيع اين اصطلاح و موضوعاتي چند تاكيد كرده است عادات و آداب و مشاهدات و خرافات و ترانه ها و ...

فرهنگ عاميانه :‌

فرهنگ عاميانه عبارت است از مجموعه اي از دانستنيها و اعمال و رفتاري است كه در بين عامه مردم بدون در نظر گرفتن فوايد علمي و منطقي آن نسل به نسل به صورت تجربه به ارث رسيده است .

وان ژنپ پنج ويژگي را براي مطالعه فرهنگ عاميانه ارائه مي كند كه عبارتند از :

1) رفتار جمعي و گروهي رايج در بين عامه مردم .

2) تكرار شدن به مناسبت و بنابر مقتضيات

3) داشتن نقش در مجموعه فعاليت زندگي

4) مشخص نبودن ابداع كننده و بوجود آورنده و زمان شروع رفتارها .

5) خارج از نزاكت بودن بعني از رفتارهاي عاميانه و خوداري از بيان آنها در محافل رسمي

فرهنگ عاميانه به صورت خاصي از فرهنگ اطلاق مي شود كه به شدت شخصي و مبتني بر نظام خويشاوندي است و به طور سنتي از طريق مقدسات كنترل مي شود .

 

v     فرهنگ توده :

فرهنگ توده به معناي متعددي در ادبيات علوم اجتماعي بكار برده شده است .

وجود تمايز فرهنگ توده از ديگر مفاهيم :

1) فرهنگ توده ملازم با جامعه انبوده است .

2) فرهنگ توده در جوامع متمدن شهري و صنعتي شكل مي گيرد .

3) فرهنگ توده در مقابل فرهنگ نخبه قرار دارد زيرا فرهنگ توده به فرهنگي گفته مي شود كه توده ها مصرف كننده آن هستند در حالي كه فرهنگ نخبه بواسطه نخبه ها ساخته مي شود .

4) موضوعات عناصر و اجزاي فرهنگ توده از طريق رسانه هاي جمعي از قبيل راديو ، تلويزيون و ... به شكل وسيعي ايجاد و ساماندهي مي شود .

ومن ا... التوفيق
مطالب نقل از استاد ارجمند سركار خانم نيك بين
به اهتمام سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, پيشگيري, جامعه شناسي فرهنگي
[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 17:57 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

معناي حقوق :
در زبان فارسي واژه حقوق معاني گوناگوني دارد مهمترين :‌

1- مجموعه قواعدي كه بر اشخاص از اين جهت كه در اجتماع هستند حكومت مي كند . انسان موجودي است اجتماعي  كه ميان همنوعان خود بسر مي برد به حكم طبيعت شخص در اجتماع زندگي مي كند از سويي ديگرخواهسته هاي آدميان به حكم فطرت به هم شباهت دارند همه يك چيز رو طالب اند پس نزاع بر سر جلب منافع و تامين زندگي بهتر در مي گيرد . انسان انديشمند از آغاز كه خود را شناخت دريافت كه بايد حق و حقوقي در اجتماع داشته باشد .

2- براي تنظيم روابط مردم و حفظ نظم در اجتماع حقوق براي هر كسي امتيازاتي در برابر ديگران مي شناسد اين امتياز و توانايي را حق گويند كه به جمع آن حقوق گويند مثل حق حيات ، حق مالكيت .

3- اما گاهي مقصود از واژه حقوق علم حقوق است يعني دانشي كه به تجزيه و تحليل قواعد حقوقي و سير تحول آن در زندگي مي پردازد .

مبناء و هدف حقوق :‌

اين كه حقوق بر چه مبنايي استوار است و هدف از اين قواعد چيست پيشينه اي درخشان دارد و از زمان خلفت انسان ، در صدر اسلام ، حكيمان يونان ذهن و افكار روشن فكران را به خودش جلب كرد .

اهداف :

تاريخ زندگي بشر ستم هايي را كه حاكمان زورگو بر مردم روا داشته اند هيچ گاه از ياد نخواهد برد قربانيان اين جنايات هميشه در پي آن بودند تا چاره اي براي اين درد بيابند كه بوسيله آن از خودكامگي فرمانروايان رهايي پيدا كنند .

احترام به حقوق فطري است گروهي از خردمندان يا علما كوشيدند تا با طرح اين فكر كه قواعدي (( برتر از اراده انسان يا اراده حاكم وجود دارد )) و حقوق بايد از آن قواعد عالي و طبيعي پيروي كند تا مانعي در راه تجاوز حكومت ايجاد كند و قيام و مقاومت مردم را در برابر اين بيعدالتي ها موجه سازد و از طرفي ديگر طرفداران حكومت بي كار ننشسته اند  و در برابر پيروان حقوق فطري اين فكر را پروراندند كه مبناي اصلي حقوق اقتدار دولت است و حاكم نماينده خداوند و مامور اجراي فرمانهاي اوست از آنجايي كه زندگي فردي و اجتماعي انسان دو چهره گوناگون از حقيقت زندگي اوست مهمترين مسئله درباره هدف حقوق اين است كه چگونه بايد ضرورت هاي اين دو زندگي را بايد از هم تلفيق كرد تا مقصود نهايي از قواعد حقوق تامين گردد . بعضي از طرفداران اصالت فرد كه به تامين آزادي او هستند . بعضي ديگر منافع جامعه و ضرورتهاي زندگي را بر حقوق فردي ترجيح مي دهند .

مبناي حقوق :

بديهي ترين مفهومي كه همه از حقوق و قانون دارند اين است كه قواعد آن بر اشخاص تحميل مي شود و ايجاد  الزام مي كند پس اين پرسش در ذهن هر انديشمندي طرح مي شود كه چرا بايد از قانون اطاعت كرد چه نيرويي پشتيبان آن است ، چه جاذبه اي ما را به اجراي آن وادار مي سازد . اين نيرو و جاذبه پنهاني را مبناي حقوق گويند از آنجا كه انسان موجودي اجتماعي است و براي نگهداري اجتماع خود لازم ديده است كه قواعدي بر اشخاص حكومت كند  پس از لحاظ تاريخي مفهوم حقوق با دولت به معناي عام ارتباط نزديك و تنگاتنگ دارد و هدف آن ايجاد نظمي است  كه اين همزيستي مسالمت آميز را تامين مي كند .

مفهوم حقوق فطري :

معمولاً مرسوم است كه اصطلاح حقوق فطري در برابر حقوق موضوعه بكار مي رود تا نشان دهد در برابر قواعدي كه در زمان معين حكومت مي كند به اجراي آنها از طرف دولت تضمين مي شود در مقابل حقوق موضوعه قواعد ثابتي نيز هست كه برتر از اراده حكومت و غايت مطلوب انسان است و قانونگذار درهنگام تصويب حقوق موضوعه بايد آنها را سرمشق خود قرار دهد به عبارتي حقوق موضوعه قواعدي است به آنچه كه هست مي پردازد.

حقوق فطري در مذهب مسيح :

پيش از سده هفدهم حقوق فطري به قواعد مطلوب و عالي گفته مي شد كه عقل انسان برآن حاكم مي كرد مثل رد مال چنانچه پيشواي اين مذهب سن توماس داكن حكيم مذهبي سده سيزدهم قوانين را به سه دسته الهي – فطري يا طبيعي و قوانين بشري (موضوعه ) تقسيم مي نمود .

1- قوانين الهي : اين قوانين ناشي از اراده پروردگار و حاكم بر جهان هستي است كه عقل بشر به آن دسترسي ندارد و تنها آفريدگار و فرستادگانش از دريچه وحي به آن مي نگرند مثل معاد

2- قوانين طبيعي يا فطري :‌ كه پرتوي از مشيت الهي است مثل آزادگي و جوانمردي

3- قوانين بشري : كه زاده فكر انسان مي باشد .

منبع حقوق فطري اراده خداوند است و هدف آن اجراي اراده خداست يعني اقامه عدل و مهرباني . اين قوانين چنان با طبيعت امور و فطرت بشر سازگار است كه عقل هر كس بي هيچ واسطه اي بر آن حكم مي كند به اندازه اي طبيعي درست و عادلانه است كه هيچ مقامي نمي تواند آن را منكر شود پس نتيجه مي گيريم كه حقوق فطري تغيير ناپذير و عام است و تغيير و تحولات زمان به اعتبار و قدرت آن خدشه اي وارد نمي سازد .

حقوق فطري در مذهب اماميه :

 در مذهب اماميه (شيعه) از حقوق فطري همانند مكتب مسيحي با عنوان مستغلات عقلي مورد گفتگو قرار مي گيرد مقصود از مستغلات عقلي اموري است كه عقل انسان مستقل و جداي از احكام شرعي برآن حكم مي كند و چنان بديهي است كه جاي هيچ ترديدي در درستي آن باقي نمي گذارد مانند پرداختن دين – رد وديعه .

حقوق بشر

اهميت اين عقيده به اندازه اي است كه در مقدمه اعلاميه جهاني حقوق بشر نمايندگان مجلس ملي فرانسه تمام بدبختي ها و گرفتاري هاي اجتماعي را ناشي از تجاوز به حقوق طبيعي بشر دانسته اند كه در متن آن بارها از حقوق انتقال ناپذير و غيرقابل مرورزمان انسان شده است .

معني عام و خاص دولت :

دولت در زبان حقوقي ما به دو معني عاو و خاص بكار مي رود .

1-دولت به معني خاص :  به مديران كشور گفته مي شود و سازمانهاي اداري و اجرائي را در بر مي گيرد . اداره اين سازمانها به طور معمول به عهده هيأت وزيران است كه قبلاً تحت نظارت نخست وزير بوده و هم اكنون تحت نظر رئيس جمهور مي باشد .

2- دولت به معناي عام :‌ مترادف حكومت است شامل تمامي سازمانهاي اداري ، قضائي و قانون گذاري است كه ويژگي بارز آن حاكميت و سلطه بر روابط داخلي و بين الملل است يعني سازماني براي قانون گذاري يا سازماني براي اجراي قوانين ،‌دولت قانون گذار يعني سازماني از دولت به معني عام كه صالح براي قانون گذاري است منظور و مقصود از سازمان صالح دولتي است كه حق وضع قواعد حقوقي را دارد .

شخصيت حقوقي دولت

دولت خواه به معناي عام و خاص آن داراي شخصيت حقوقي مي باشد يعني داراي وجود اعتباري وصلاحيت هاي ويژه اي جدا و مستقل از اعضاء و مديران است . به گمان انسانها به نام دولت تصميم مي گيرند وظايف و صلاحيت هاي آن را انجام مي دهند آنان در واقع نمايندگان مردم يا اندامي از پيگره دولت مي باشند و همه چيز به نام وجود اعتباري انجام مي گردد كه حقوق از مجموع سازمانها و اشخاص طبيعي به قدرتها شكلم مي گيرد .

ويژگي قاعده حقوقي ( اوصاف)

1- قاعده حقوقي ايجاد الزام مي كند 2- بايد داراي ضمانت اجرائي باشد 3- نظم و انضباط اجتماعي برقرار كند .

الزامي بودن حقوق را شرح دهيد ؟

براي اين كه حقوق بتواند به هدف نهايي خود يعني استقرار نظم و عدالت برسد بايد رعايت قواعد آن اجباري باشد .

ضمانت اجرائي حقوق را شرح دهيد ؟

قاعده اي كه اجراي آن از طرف دولت تضمين نشده باشد نبايد در شمار قواعد حقوقي قرار داد . زيرا اگر اشخاص در اجراي آن قواعد آزاد باشند و در برابر تخلف خود هيچگونه مكافاتي نبينند نمي توان ادعا كرد كه نظمي در جامعه وجود دارد .

وسايل اجبار اجتماعي را نام ببريد ؟

1- كيفر متجاوزان :‌ساده ترين وسيله اجبار اشخاص مجازات كساني است كه از فرمان قانون سرپيچي مي كنند . كيفر قانون ممكن است مربوط به شخص متجاوز باشد مانند اعدم .

2- اجراي مستقيم قاعده حقوقي : گاهي قاعده حقوقي به طور مستقيم به وسيله قواي عمومي اجرا مي شود مانند كسي كه مال ديگري را به زور تصرف نمايد به حكم دادگاه از آن ملك خارج مي گرداند يا بدهكاري كه از پرداخت ديون خود امتناع مي ورزد او را وادار به پرداخت دين مي نمايد .

3- بطلان اعمال حقوقي :‌در پاره اي از موارد اجبار اشخاص به صورت بطلان اعمال حقوقي در مي آيد مثال چنانچه صلح نامه اي كه به صورت سند رسمي در نيامده باشد در دادگاه پذيرفته نمي باشد .

4- مسئوليت مدني :‌كسي كه در اثر تجاوز به قواعد حقوقي به ديگري ضرر زده است بايد آن را جبران نمايد يعني مسئوليتي كه از اين راه ايجاد شده است وسيله اجبار او براي اطاعت از حقوق مي باشد .

تعريف قاعده حقوقي :

قاعده الزام آور مي باشد كه به منظور نظم و استقرار عدالت بر زندگي اجتماعي انسان حكومت مي كند واجراي آن از طرف دولت تضمين مي گردد .

شعب حقوق عمومي عبارتند از :

1- حقوق اساسي 2- حقوق اداري 3- حقوق ماليه 4- حقوق جزاء 5- حقوق كار

1- حقوق اساسي :

پايه و مبناي حقوق عمومي مي باشد زيرا در آن ساختمان حقوقي دولت رابطه سازمانهاي آن با يكديگر مطرح مي شود در اين رشته از حقوق شكل حكومت و قواي سازنده آن و طرز شركت افراد در ايجاد قواي سه گانه حقوق و آزادي هاي مدني سياسي ، اجتماعي در قبال مردم و دولت گفتگو مي گردد . منبع اساسي حقوق اساسي در نظام جمهوري اسلامي ايران قانون اساسي مي باشد .

2- حقوق اداري

اين رشته از حقوق درباره اشخاص حقوق اداري و تشكيلات و وظائف وزارتخانه ها و ادارات دولتي ، شهرداريها تقسيمات كشوري و روابط اين سازمانها با يكديگر است از مسائل مهم حقوق اداري بررسي سازمان و شيوه رسيدگي به رويه هاي ديوان عدالت اداري است . نهاد نوپااي كه زاده قانون اساسي است اين قوه ضامن حقوق اشخاص در برابر تجاوز قوه مجريه و مسئوليت هاي دولت است .

3- حقوق ماليه :

به قواعد مربوط به وضع مالياتها و عوارضي كه ماموران دولت مي توانند از افراد مطالبه كنند همچنين مقررات ناظر به بودجه عمومي و وظايف ديوان محاسبات را حقوق ماليه گويند .

4-  حقوق كار :

از آن رشته هايي است كه ريشه در حقوق خصوصي دارد اما دخالت دولت آن را در ريف شعبه هاي حقوق عمومي در آورده است

فرق حقوق عمومي و خصوصي :

حقوق عمومي رابطه بين قواي سه گانه و قواي سه گانه با دولت را بحث مي كند اما حقوق خصوصي رابطه بين دو شخص يا اشخاص حقوقي يا حقيقي را تبيين مي كند .

سئوال : تمايز حقوق ملي و بين الملل را با ذكر دو مثال بيان كنيد ؟

حقوق داخلي يا ملي :

مجموعه قواعدي است كه بر دولت معين حكومت مي كند و در آن از روابطي گفتگو مي شود كه در هيچ عامل خارجي در آن نيست . حدود صلاحيت اين قوه تا مرزهاي سياسي است به عنوان مثال اگر دو ايراني مالي را كه در ايران واقع است مورد معامله قرار دهند و رابطه بين آنها حقوق داخلي حاكميت دارد پس حقوق ملي وابسته و مخصوص به ملت و دولت معيني است اما حقوق بين الملل قواعدي است كه رابط بين دولت و سازمانهاي بين المللي و روابط اتباع دولت ها             با يكديگر تنظيم مي كند .

منابع فقه : قرآن ، سنت ، اجماع ،‌عقل

منابع حقوق در قانون اساسي :

مقصود از منابع حقوق صورت هاي ايجاد قواعد حقوق است يعني نيروهاي سازنده صورت هاي ايجاد قواعد حقوقي در هر كشور حقوق ناشي از مقام و قدرتي است كه حق وضع قواعد و تحميل رعايت آن را بر ملت دارد و همين مقام است كه منبع سازنده اين قواعد حقوقي است در حكومت هاي دمكراسي منبع اصلي تمام قواعد حقوق اراده مردم است .

گاهي به صورت مستقيم و گاهي بصورت غيرمستقيم اعمال قدرت مي گردد و گاهي به صورت قوه مقننه ايجاد               قاعده مي كند .

معني عام و خاص قانون :

عام :‌معني عام قانون شامل تمام مصوبات مجلس و تصويب نامه ها و بخش نامه هاي اداري است ( ما در اصطلاح حقوق اساسي قانون به قواعدي گفته مي شود كه با تشريفات خاص و مقرر در قانون اساسي از طرف مجلس شوراي اسلامي وضع گردد يا از راه همه پرسي به طور مستقيم به تصويب مي رسد (‌اصل 58 و 59 قانون اساسي )

در نظام جمهوري اسلامي ايران مهمترين منبع حقوق قانون اساسي است .

طبقه بندي قوانين :‌

قانون را از جهات گوناگون تقسيم بندي مي نمايند .

1) قانون اساسي 

2) قانون عادي   

3) احكام و نظام نامه هاي قوه مجريه كه در عرف اداري به آن تصويب نامه ، آئين نامه و بخشنامه گويند

چنانكه بخشنامه ها و آئين نامه هايي كه به امضاي يكي از وزراء يا استانداران برسد نبايد با تصويب نامه هاي هيأت وزيران مخالف باشد بدينوسيله قوانين عادي بايد اصول اساسي حكومت را محترم بشمارد و احكام و نظامنامه هاي دولتي هيچ گاه نبايد مخالف قوانين قانون اساسي باشد .

مفهوم ماهوي قانون :

قواعدي كه حاكم بر اساس حكومت و صلاحيت قواي مملكت و حقوق و آزاديهاي فردي است قانون اساسي نام دارد            و برتر از ساير قواعد حقوق است تعيين حدود اختيارات قوه مقننه و رابطه آن با دو قوه ديگر يعني مجريه و قضائيه            با قانون اساسي است بهمين جهت مجلس قانونگذاري عادي حق نسخ و يا تجديد نظر در آن را ندارد و در عين حال بايد در همه حال از قواعد عالي پيروي كند .

مفهوم صوري ( شكلي) اعتباري قانون اساسي

تشخيص قوانين عادي و اساسي ممكن نيست زيرا در پاره اي از موارد قواعد فرعي در زمره قوانين اساسي در مي آيد پس مطمئن ترين نشانه قانون اساسي در تشريفات مخصوص وضع آن است . قوانين عادي را مجالس قانونگذاري               با اكثريت آرا وضع مي كند و پس از امضاي رئيس جمهور قوه مجريه و قضائيه آن را به موقع اجراء مي گذارد فسخ اين گونه قوانين تشريفات مهمي ندارد و قوه مقننه مي تواند با تصويب قانون جديد قاعده سابق را ابطال نمايد ولي قانون اساسي را به اين سادگي نمي توان تغيير داد . معمولاً پس از هر انقلاب و تحولي دولت جديد اساس حكومت را                     در هم ريخته و مبناي تازه اي براي حكومت خود انتخاب مي كند .

قوانين عادي :

در قانون اساسي ما قانون تعريف نشده است ولي ( آن بخش از اراده حكومت كه دائمي و عمومي است = تعريف ماهوي قانون ) ولي از نظر شكلي امتياز قانون بر ساير قواعد حقوقي در تشريفات وضع آن است . تمام مقرراتي كه با شرايط مندرج در قانون اساسي از تصويب مجلس شوراي اسلامي بگذرد قانون نام دارد اما اجراي آن منوط است كه به تائيد شوراي نگهبان از نظر مخالفت نداشتن با قانون اساسي و احكام شرع و امضاي رياست جمهوري و همچنين قواعدي           كه از راه همه پرسي به تصويب ملت رسيده باشد در شمار قوانين است . بنابر اين فقط مصوبات مجلس و نتيجه                     همه پرسي قانون است و هر قاعده اي كه با تشريفاتي لازم به تصويب قوه قانونگذاري برسد قانون نام دارد . بنابر اين مصوبات قوه مقننه از اعتبار قوانين عمومي برخوردار است اما تصميمهايي را كه ماموران قوه مجريه در مقام اجراي قوانين و اداره امور مي گيرند هر چند كه ناظر بر حقوق عموم مردم باشد به تناسب موارد آن تصويب نامه ، آئين نامه ، نظام نامه و بخشنامه خوانده مي شود .

 

قوانين آزمايشي كميسيونهاي داخلي مجلس

در مواردي مجالس قانون گذاري به دولت يا كميسيونهاي داخلي مجلس تفويض مي گردد كه قواعدي را به موقع تدوين  و به اجراء بگذارد و نتيجه كار خود را براي تصويب نهائي به مجلس تقديم نمايد . تصويب نامه اي را كه دولت در چنين شرايطي صادر مي نمايد در عرف اداره حقوقي تصويب نامه قانوني مي گويند . سبب اين اصطلاح تفاوتي است كه اين تصويب نامه ها با ساير تصويب نامه هاي قوه مجريه دارد . وظيفه قوه اجرايي اداره امور به حفظ نظم و انضباط اجتماعي و تامين اجراي قوانين است و هيچگاه در شرايط عادي حق ندارد مصوبات قوه مقننه را تغيير و يا فسخ نمايد ولي هرگاه مجلس اختيار وضع قانون را به دولت (‌مجريه )‌تفويض نمايد قوه مجريه ديگر پايبند و محدود به قوانين نيست و مي تواند هر قاعده را كه مصلحت مي بيند در حدود نيابت خود قانون وضع مي نمايد . صلاحيت قوه مجريه و مقننه مبتني بر اصل تفكيك قوا از يكديگر متمايز است و هيچ يك از سه قوه نبايد وظايف ديگري را عهده دار گردد .

قانون گذاري حق نمايندگان نيست تا بتواند به اختيار خود از آن صرفنظر نمايد يا به طور موفت به مرجع ديگري بسپارند بلكه تكليف و وظيفه اي است كه قانون اساسي برعهده آنها گذارده است چنين نماينده اي اصولاً نمي تواند اختيار خود را به ديگري انتقال دهد و منصبي را كه ملت به او سپرده است از دست بدهد .

با وجود اين چون حفظ مصالح عمومي و نجات كشور از بحرانهاي سياسي و اقتصادي بر همه چيز مقدم است قانون اساسي هر جا كه صلاح دانسته است اختيار وضع بعضي از قوانين را به كميسيونهاي داخلي مجلس تفويض شود                 ( مستند به اصل 85 قانون اساسي ) . اين قوانين موقتي و آزمايشي است و تصويب نهايي آن با مجلس است . كميسيونهاي داخلي مجلس فقط در حدودي كه به آنها اختيار داده شده است حق قانونگذاري دارند و در صورت تجاوز از اين اختيار دادگاهها تكليفي در اجراي تصميمات آنها ندارند زيرا اين تصميمها از قدرت و اعتبار كافي برخوردار نيست و اعتبار آنها محدود به قانوني است كه مبناي اعتبار قرار گرفته است .

نتايج همه پرسي :

دخالت مردم در وضع قانون با روح حكومت ملي سازگارتر از ساير اقسام قانون گذاري است با وجود اين چون                  در كشورهاي پرجمعيت رجوع به آراي عمومي براي همه دشوار است بيشتر قوانين اساسي حكومت غيرمستقيم مردم    را ترجيح مي دهند به عنوان اين قاعده مردم بايد نمايندگاني را برگزينند و وظيفه قانونگذاري را به آنان واگذار نمايند . قانون اساسي ما اعمال قوه مقننه را مبتني به اصل 58 قانون اساسي با مجلس شوراي اسلامي مي داند در اصل 59 در مسائل بسيار مهم اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي اعمال قوه مقننه از راه همه پرسي و مراجعه مستقيم به              آراي مردم است . درخواست مراجعه به آراي عمومي بايد به تصويب 3/2 مجموع نمايندگان مجلس برد .

عهد نامه هاي بين المللي :

در روابط بين دولتها عهد نامه حكم قانون را دارد و تنها ضمانت اجراي موثر در حقوق بين الملل مي باشد مفاد اين قرارداد را نه تنها دولت هاي امضا كننده در روابط خود محترم مي شمارند در داخل هر يك از آنها محاكم قضايي بايد عهدنامه را به منزله قانون بداند . ماده 9 قانون مدني مقرر مي دارد مقررات عهد نامه اي چنانچه بر طبق قانون اساسي بين دولت ايران و ساير دولت ها منعقد شده باشد . براي اينكه عهد نامه حكم قانون را پيدا كند امضاي نماينده سياسي            يا وزير مسئول كافي نيست عهد نامه در صورتي الزام آور است كه از طرف دولت به مجلس شوراي اسلامي ارسال شود ، تصميم نهايي را مجلس درباره اين موضوع اتخاذ مي نمايد ( مستند به اصل 77 قانون اساسي ) با اين ترتيب اجراي عهد نامه وقتي در محاكم داخلي مطرح مي شود كه مفاد آن به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده باشد .  بنابراين مفاد عهد نامه فقط جايي قابل طرح در دادگاههاي داخلي است كه مربوط به حقوق و تكاليف اتباع دولت ها                و خارجيان باشد .

تصويب نامه ها مبناي صلاحيت قوه اجرائي

قوانين تنظيم آئين نامه اجرايي به عهده هيأت وزيران يا يكي از وزراء واگذار مي شود . صلاحيت هيأت وزيران در وضع احكام و نظام نامه اجرايي عام است يعني هر جا كه قوه مجريه حق انشاء مقرراتي را داشته باشد هيأت وزيران در چهارچوب قانون اساسي از اين حق بهره مند است مي تواند با وضع تصويب نامه از آن استفاده كند . هر يك از وزيران در حدود وظايف خاص خود از اين حق بهره مند است با اين تفاوت در صورتي مي تواند آئين نامه هاي اجرايي قانوني را امضاء كندكه اين اختيار در چهارچوب قانون اساسي تصريح شده باشد .

حدود صلاحيت قوه اجرائي ( مجريه )

صلاحيت قوه اجرائي ( مجريه ) از لوازم وظايف اجرايي است و اين فوه نه حق وضع قاعده جديد را دارد و نه مي تواند قواعدي را كه مجلس وضع كرده است تغيير دهد بنابر اين اين قوه نمي تواند نهاد يا سازمان حقوقي نو بيافريند .

*تفاوت قانون با آئين نامه و تصويب نامه

1) از حيث تشريفات : قانون ناشي از اراده قوه مقننه است و شرايط تصويب آن را قانون اساسي تبعين و روشن               مي نمايد ولي تصويب نامه ها و آئين نامه هاي اداري از طرف قوه مجريه وضع مي شود و نياز به تشريفات              خاصي ندارد .

2) قانون حاكم بر تمام مردم و سازمانهاي دولتي است و اگر بر طبق تشريفات مقرر در قانون اساسي تصويب                     و امضاء‌شود هيچ مرجعي حق ملغي نمودن آن را ندارد فقط قوه مقننه مي تواند با وضع قانون ديگري به طور ضمني            يا صريح آن را نقض كند ولي اعتبار تصميم هاي قوه مجريه در صورتي اعتبار دارد كه اولاً مخالف مصوبات مجلس شوراي اسلامي نباشد در اين صورت نه تنها دادگاهها بايد از اجراي اين گونه تصميمها خودداري كند ( اصل 170 قانون اساسي) بلكه هر ذينفع حق دارد از ديوان عدالت اداري ابطال آن بخش نامه ها را بخواهد يا تصويب نامه ها و آئين نامه هاي اداره قوه مجريه را پايبند نمي كند زيرا مقام تصويب كننده يا مقام بالاتر مي تواند با گرفتن تصميم تازه اي                        آن را فسح كند .

مراحل وضع قانون :

1)     تصويب              2)‌ امضاء                       3) انتشار

1- مراحل تصويب : به موجب اصل 58 قانون اساسي جز در موارد رجوع به آراي عمومي قوه مقننه از طريق مجلس شوراي اسلامي اعمال مي شود . درباره آئين وضع قانون مجلس تصميم مي گيرد ولي طبق اصل 69 قانون اساسي مذاكرات مجلس شوراي اسلامي بايد علني باشد و گزارش كامل آن از طريق راديو ، تلويزيون و رسانه هاي رسمي براي عموم  مردم منتشر شده باشد با اين كه در متن قانون اساسي شوراي نگهبان بصورت دادگاه حافظ قانون اساسي درآمد و اكنون نظارت استصوابي ( ويژه) بر مجلس را دارد . نبايد آن را در زمره اركان قانون گذاري درآورد زيرا نه تنها شوراي نگهبان حق انشاي قانون را يا اصلاح آن را دارا نيست و فقط مي تواند از نظر تعارض قانون با شرع                 و اصول اساسي بر مصوبات مجلس نظارت دارد . بنابر اين شوراي نگهبان قانون مصوب را تائيد مي كند و نقش آن اعتبار دادن به مصوبات موجود است وانگهي شوراي نگهبان حق دخالت در قانون گذاري ندارد و تنها مي تواند بر انطباق مصوبات مجلس با قانون اساسي و شرع نظارت كند در اصل 94 قانون اساسي آمده است كليه مصوبات مجلس شوراي اسلامي بايد به شوراي نگهبان فرستاده شود و شوراي نگهبان موظف است آن را ظرف مدت 10 روز از تاريخ وصول از نظر انطباق مصوبات مجلس و موازين اسلام و قانون اساسي مورد بررسي قرار دهد چنانچه آن را مغاير با قانون اساسي و شرع ببيند براي تجديد نظر به مجلس باز گرداند در غير اين صورت مصوبه مستند به اصل 112 قانون اساسي قابل اجراست . در فرضي كه بين مجلس و شوراي نگهبان قانون اساسي تعارض يا اختلاف شود مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره سرنوشت قانون تصميم مي گيرد ولي خود شوراي نگهبان نمي تواند به قانون گذاري بپردازد              يا اصلاح متني كه به تصويب مجلس رسيده است تغيير دهد اما اصلاح متني كه به تصويب مجلس رسيده است اگر ضرورت بازنگري و تجديد نظر پيدا كند با خود مجلس شوراي اسلامي است و نمايندگان مردم بايد اصلاح وضع قانون را به عهده بگيرند ( اصل 58 قانون اساسي ) در اين كه مطابقت قوانيني كه از راه همه پرسي به تصويب مي رسد آيا شوراي نگهبان در اين مورد صلاحيت اظهار نظر را دارد يا نه مبتني به اصل 91 و 123 قانون اساسي راي ملت قاطع است اما مبتني به اصل 4 قانون اساسي ايجاب مي كند كه نظر شوراي نگهبان جلب شود در نتيجه دولت پيش از اجراي همه پرسي نظر شوراي نگهبان را درباره طرح خود جلب مي نمايد .

2-  امضاي قانون :

قانون پس از تصويب مجلس شوراي اسلامي به وجود مي آيد . امضاي رئيس جمهور آن را به صورت قاعده قابل اجراء در مي آورد زيرا فقط از اين تاريخ است كه ماموران دستگاههاي اجرائي و قضائيه و افراد ملت مكلف به رعايت و اجراي آن مي باشند . لزوم امضاي قوانين ناشي از اصل جدائي قوه مقننه و اجراي است . قوه مقننه صلاحيت وضع قانون را دارد ولي نمي تواند آن را اجراء نمايد يا دستوري در اين باب صادر نمايد پس رئيس جمهور به عنوان رئيس قوه مجريه فرمان اجراي مصوبات مجلس را صادر مي كند تا قاعده اي كه اكثريت مجلس به وجود آمده است كامل و قابل اجراء گردد . معني ديگر امضاء قانون اين است كه رئيس جمهور اعلام مي كند كه قانون بر طبق اصول اساسي به تصويب رسيده است و از اين پس همه بايد از آن اطاعت نمايند . لذا بايد دانست كه امضاي مصوبات مجلس تحت عنوان قانون براي رياست جمهوري اجباري است . او نمي تواند از صدور دستور اجراي آن خودداري نمايد (‌مستند به اصل 123 قانون اساسي ) اين اجبار در موردي است كه قانون با رعايت تشريفات قانون اساسي صورت و تصويب شده باشد و بتوان نام قانون بر آن نهاد . رئيس جمهور موظف به امضاي قانون است . اما مي تواند از مصوبات ناقص خودداري كند . اجراي تكليف رئيس جمهور مقرر مي دارد مصوبات مجلس شوراي اسلامي و نتايج همه پرسي پس از طي مراحل قانوني به رئيس جمهوري ابلاغ گردد . رئيس جمهور بايد ظرف مدت 5 روز آنرا امضاء‌ و به مجريان ابلاغ نمايد در صورت خودداري رئيس جمهور از امضاء يا ابلاغ ظرف مدت 5 روز به دستور رئيس مجلس شوراي اسلامي روزنامه رسمي موظف است ظرف مدت 72 ساعت مصوبه را چاپ و منتشر نمايد .

انتشار قانون :

هنگامي بايد انتظار اجراي قانون را داشت كه مفاد آن منتشر گردد و به اطلاع عموم مردم رسيده باشد زيرا شخص حقوق به تكاليف خود را نداند چگونه مي توان او را به تخلف از قانون و انجام ندادن وظيفه مسئول دانست به همين جهت روزنامه رسمي موظف است ظرف مدت 72 ساعت مصوبات مجلس را تحت عنوان قانون چاپ و منتشر نمايد . انتشار قانون لازمه اجراي آن است ، پيش از انتشار قانون همه جاهل به آن محسوب مي شود و مفاد آن را نسبت به هيچ كس نمي توان رعايت كرد و فقط سازمانهاي اداري هستند كه با امضاي رئيس جمهور موظف به اجراي قانون مي گردند ..

طرز انتشار قانون در اختيار قوه مجريه نيست و دولت اختيار ندارد آنرا به هر وسيله اي كه صلاح بداند به اطلاع عموم برساند . همه بايد پيش از پيش بدانند كه قوانين در كجا درج مي شوند تا با مراجعه مستمر به آن از حقوق و تكاليف خود آگاه گردند . ماده 3 قانون مدني مي گويد انتشار قوانين بايد در روزنامه رسمي كشور بعمل آيد . روزنامه رسمي تحت نظارت وزارت دادگستري مي باشد .

عهد نامه هاي بين المللي ( مقررات عهد نامه اي ) در چه صورتي حكم قانون را دارند ؟

انتشار عهد نامه هاي : به موجب ماده 9 قانون مدني مقررات عهد نامه اي كه بر طبق قانون اساسي بين دولت ايران و ساير دولتها منعقد شده باشد در حكم قانون مي باشد پس براي اينكه دادگاههاي كشور بتوانند مفاد عهدنامه را همچون قانون داخلي در دعاوي رعايت نمايند بايد مقررات مربوطه به انتشار قانون و مهلت اجراي آن در رابطه با عهدنامه ها اجراء‌گردد .

مهلت اجراي قانون :‌

شكي نيست كه قانون را به اطلاع همه مردم نمي توان رساند چراكه در كشورهاي پرجمعيت هيچ وسيله اي وجود ندارد كه مفاد قانون را به يكايك ملت تفهيم كرد پس ناچاراً بايد بعد از گذشت مهلتي (15 روز) همه را آگاه فرض نمائيم . قوانين پس از انتشار و گذشت 15 روز لازم الاجراء مي باشد . مگر آنكه در خود قانون پيش بيني شود .

مهلت اجراء قانون 15 روز در داخل كشور مي باشد .

مهلت اجراي قانون در خارج از كشور ك در قلمرو قواعد حقوقي خواهيم ديد كه ايرانيان مقيم خارج از كشور در مسائل مربوط به احوال شخصيه واهليتخود تابع قانون ايران مي باشند . هيچ قانوني را نبايد پيش از انتشار آن اجراء كرد لذا قانون پس از 15 روز براي (‌از تاريخ انتشار) همه لازم الاجراء براي همه ايرانيان خواه در داخل و خواه در خارج از كشور مي باشد .

تكاليف قوه مجريه در رابطه و در برابر قانون :‌اجراي مصوبات مجلس به دو صورت از طرف قوه اجرائي صادر و انجام مي گردد .

1) اجراي قانون بطور مستقيم : نخستين وظيفه قوه مجريه در برابر قانون تهيه و تنظيم آئين نامه هاي اجرائي است بدون اينكه بتواند جراي قانون را تعطيل يا توقيف نمايد . هيأت وزيران مكلت هستند با تدوين آئين نامه هاي لازم سازمانهاي اجرائي قانوني را تشكيل دهند و ماموران لازم را بكار گمارند . ولي چون ضمانت اجراي اين تكليف وزيران

تعريف حقوق :

( قدرت و امتيازي است كه فرد در جامعه در مناسبت اجتماعي در قبال افراد ديگر بدست مي آورد )

حقوق از واژه حق گرفته مي شود حق عبارت است از قدرت يا امتيازي كه كسي يا جمعيتي سزاوار برخورداري از آن هست كه به موجب قانون به آن داده شده است . اصولاً افراد جامعه بر اثر روابط و مناسبات خود يك رشته اختيارات و امتيازاتي بدست مي آورند كه مجموع اين اختيارات و امتيازات را حقوق گويند مثل حقوق مدني

تعريف حقوق اساسي :

حقوق اساسي رشته اي از حقوق عمومي داخلي است كه سازمان و شكل حكومت وظائف و مسئوليتهاي قواي حاكم حقوق و تكاليف افراد در برابر دولت و نيز دولت در رعايت حقوق و آزاديهاي افراد ملت را مشخص مي نمايد به عبارت ديگر مجموعه قواعدي و اصولي كه مربوط به تشكيلات اساسي دولت و قواي سه گانه اختيارات در روابط آنها با هم و روابط افراد و دولت و حقوق و تكاليف اين دو بايكديگر كه آن را حقوق اساسي گويند .

جايگاه حقوق اساسي در علم حقوق :

v      حقوق از نظر داخلي به دو دسته تقسيم مي شود :

1) حقوق عمومي :‌در حقوق عمومي قواعد و ضوابط حاكم بر روابط دولتها با افراد و دولتها با يكديگر مورد بحث قرار مي گيرد مثل حقوق اساسي ، اداري ، ماليه ،‌جزا

2) حقوق خصوصي :‌در حقوق خصوصي قواعد و ضوابط حاكم بر روابط افراد با يكديگر بحث مي شود مثل حقوق مدني ، تجارت ، كار و ...

v      حقوق از نظر قلمرو اجرايي به دو دسته تقسيم مي شود :

1) حقوق داخلي يا ملي      2) حقوق بين الملل

منابع حقوق اساسي :

منظور از منابع حقوق اساسي ريشه هايي است كه حقوق اساسي بر پايه آنها شكل گرفته است . منابع حقوق اساسي به دو دسته تقسيم مي شود .

منابع خاص :‌آن دسته از منابعي است كه ويژه هر كشور است . منابع خاص حقوق اساسي نظام جمهوري اسلامي ايران عبارتند از :‌قرآن ، سنت ، اجماع و عقل

منابع عام :‌منظور از منابع عام آن دسته از منابعي است كه در بيشتر كشورها به عنوان منبع حقوق اساسي پذيرفته شده است آنها عبارتند از :‌

قانون اساسي ،‌قانون عادي ، دستورالعمل هاي رئيس دولت ، راي مستقيم مردم ، رويه قضائي ، نظريه هاي حقوق دانان ، آئين نامه هاي داخلي ، بخشنامه هائي كه توسط سازمانها ،‌ارگانها و نهادهاي دولتي صادر مي كند .

تعريف قانون :

از نظر لغوي به اصل و مقياس چيزي گفته مي شود يا به احكامي گفته مي شود كه از طريق دولت يا مجلس براي حفظ انتظامات و اداره كردن امور جامعه با ويژگي هايي ( 1- الزام اجتماعي 2- ضمانت اجراء 3- كلي بودن 4- دائمي بودن )

قواعد حقوقي يا قانون به ترتيب عبارتند از :‌

1) قانون اساسي كه در راس قوانين كشور قرار دارد و طي دستورهاي چهارچوب فعاليت ها و اهداف سازمانهاي اداري را مشخص مي كند و هيچ قانوني نمي تواند ناسخ آن باشد .

2) قانون عادي كه در مجلس قانونگذاري طي تشريفاتي وضع مي گردد .

3) آئين نامه ها و دستورالعمل هاي اداري كه توسط قوه مجريه ، وزارت خانه ها ، سازمانها وضع مي شود .

تعريف قانون اساسي :

قانون اساسي مشتكل از مجموع قواعد و مقررات كلي است كه شكل حكومت ، سازمان عالي قواي سه گانه ، ارتباط آنها با يكديگر ، حقوق و آزاديهاي افراد را در مقابل دولت مشخص مي كند به عبارتي قانون اساسي مجموعه ضوابط و مقرراتي است كه حقوق و آزاديهاي افراد در برابر دولت ، وظايف دولت در برابر ملت و نوع تشكيلات دولت و نهادهاي حكومتي و قواي حاكم و روابط آنها با يكديگر بيان مي كند .

 

ويژگي قانون اساسي :

1) همه قوانين ديگر از آن سرچشمه مي گيرند .

2) مشخص كننده شكل حكومت و قواي عالي سه گانه كشور است .

3)‌تعيين كننده چگونگي ارتباط قوا ، وظايف و اختيارات آنهاست

4) بيان كننده و تنظيم كننده حقوق و آزاديهاي افراد در مقابل دولت است و برعكس

5) مشخص كننده نهادهاي حكومتي .

قانون اساسي مدون :

به قانوني گفته مي شود كه با تشريفات خاص به تصويب مجلس يا مجمع صلاحيت دار رسيده باشد كه به عنوان قانون برتر و با ساختارهاي كلي كشور را مشخص مي كند

قانون اساسي غيرمدون :

 بدين معناست كه متن مشخص مصوب و فصل بندي شده اي وجود نداشته باشد تا بتوان آنرا قانون اساسي خواند اصول قانون اساسي غيرمدون بايد در قانون عادي ، عرف و عادت و رسم و رسوم جامعه بدست آورد

قانون اساسي انعطاف پذير و انعطاف ناپذير

قانوني است كه تشريفات مربوط به بازنگري آن با قوانين عادي هيچ تفاوتي ندارد و همانند قوانين عادي آسان و ساده است بگونه اي كه متقيدين امور حكومتي براحتي مي توانند آنرا هرگونه تغيير دهند . قانون اساسي انگلستان از اينگونه قانون است . مزيت اينگونه قوانين خاصيت انعطاف پذيري و قابليت انطباق آن با اوضاع تحول جامعه و مقتضيات زمان است . ضعف اين قانون اين است كه ذاتا استوار و پايدار نيست و براي ثبات و دوام آن تضميمي نيست اما قانون اساسي انعطاف ناپذير يا سخت به قانوني گفته مي شو كه تشريفات مربوط به بازنگري آن با قانون عادي تفاوت داشته و قدري مشكل تر است تا قانونگذار نتواند براحتي همانند قوانين عادي در آن دخل و تصرف كند در توجيح انعطاف ناپذيري اينگونه قوانين بيان شده كه قانون اساسي بعنوان مظهر اراده عادي جامعه فراتر از قوه مقننه و مجلس مي باشد بهمين دليل اصلاح يا فتسير آن نبايد تابع مقررات قوانين عادي باشد و مجالس قانونگذاري نبايد بتوانند آن را تجديد (مجدد) يا تفسير دهد . مزيت اينگونه قوانين آن است كه باعث ايجاد نظامي با ثبات مي شود .

قانون اساسي سكولاريزم ( قانون اساسي غيرمذهبي)

پاره اي از قوانين دنيا نسبت به دين و مذهب بي اعتنايند و هرگونه امتياز براي مذهب و اعتقادات مذهبي را مردود مي دانند اما همه افراد مي توانند از لحاظ شخصي اعتقادات مذهبي خود را داشته باشند و مراسم و اعتقادات مذهبي خود عمل نمايند ولي حق ندارند آنرا در سازمانهاي دولتي و حكومتي تبليغ نمايند . اينگونه قوانين را قانون اساسي سكولار يا غيرمذهبي مي گويند .

قانون اساسي اعطائي :‌

حاكمان قدرت خواسته هاي مردم را در قانون اساسي گنجانده اند .

قانون اساسي نيمه اعطائي :

‌هم خواسته حاكمان و هم خواسته شهروندان و مردم

قانون اساسي مردم سالاري :

آنچه خود مردم خواستند در قانون اساسي گنجانده اند

قانون اساسي مبتني بر مردم سالاري :

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و بيشتر كشورهاي انقلابي دنيا از نوع مردم سالاري مي باشد . مردم ايران در سال 57 پس از پيروزي با تشكيل مجلس خبرگان قانون اساسي را تدوين نمودند و سپس از طريق همه پرسي به تصويب نهايي مردم رسيد به اجرا در آمد . در سال 68 پس از 10 سال بازنگري شد .

ويژگي هاي ضروري قانون اساسي :

1) تعيين نوع حكومت و اركان آن 2) بيان اصول كلي 3) انطباق با مباني اعتقادي و فرهنگي جامعه 4) اصول قانون اساسي بايد قابليت اجرا داشته باشد . 5) شفاف باشد 6) پيش نويسي بازنگري در قانون اساسي آمده باشد .7) پيش بيني تفسير در قانون اساسي آمده باشد .8) عدم تعارض اصول آن با يكديگر 9) برتري قانون اساسي نسبت به قوانين ديگر

قانون اساسي مهمترين ، معتبرترين و اصلي ترين قانون است و هيچ قانوني نمي تواند خلاف آن باشد و يا آنرا نفعي و يا نقض نمايد از اينرو معيار و شاخص همه قانون در دنيا قانون اساسي است . علت اهميت ويژه اين قانون اساسي برجسته بودن آن در ميان ساير قوانين است كه در آن ساختارهاي كلي حقوقي ف سياسي هر جامعه را مشخص مي كند .

احترام به قانون اساسي يعني ضمانت ثبات، تداوم ،‌استحكام چهارچوب هاي حكومت ، دولت ، نظام سياسي و حاكميت مطلوب مستقر در كشور به همين منظور در تمام كشورهاي دنيا نهادي تفاوتي براي تطبيق قوانين عادي با قانون اساسي تشكيل شده تا هيچ قانوني برخلاف قانون اساسي تصويب و اجرا نشود در نظام جمهوري اسلامي ايران شوراي نگهبان نظارت مي كند بر مصوبات شوراي اسلامي .

 

ومن ا... التوفيق
مطالب نقل از استاد ارجمند جناب آقاي اكبر پور
به اهتمام سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, پيشگيري, مباني علم حقوق
[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 17:49 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

اطلاعات و ارتباطات و انواع ارتباطات  
اطلاعات به‌ مجموعه اي از آگاهي ها كه منجر به شناخت مي شود .
ارتباطات به ‌فرآيندي است كه از طريق آن ما به تبادل اطلاعات مي پردازيم در هر اطلاعاتي ارتباط وجود دارد ولي در هر ارتباطاتي اطلاعات رد و بدل نمي شود .
انواع ارتباطات :  كلامي ، غيركلامي ، سازماني ، فردي ،درون فردي ، گروهي ، اجتماعي ، سياسي و انساني
انواع و يا اشكال نظريه ارتباط جمعي :
1) نظريه هاي علمي و اجتماعي : مشخصه : الف ) براساس مجموعه اي از فرضيات هماهنگ و بهم پيوسته مي باشد . ب) تا حدودي قانون مند است  ج ) احكام كلي درباره ماهيت و عملكرد رسانه ها اعلام مي كنند د) اين گونه نظريه ها بر پايه دلائل محكم و منطقي ارائه مي شود .
2) نظريه هاي ارزشي و هنجاري
:‌ كه به دو مقوله رسانه ها چگونه بايد در جامعه رفتار كنند وتاثير زيادي به شكل دادن نهاد رسانه ها بجا مي گذارد .
3) نظريه هاي هنجاري عمل گرا
:‌اين نظريه مجموعه اي از دانش رسانه هاي همگاني است ، خطوط هدايت كننده رسانه ها را ارائه مي ده ، به مسائل تكنيكي اهميت مي دهد و عملگرا هستند .
4) نظريه عقل سليم يا شعور عمومي :
همان شعور عمومي مي باشد نظريه عقل سليم براساس كاركرد عقل است .

نظريه هاي ارتباط جمعي با تاكيد بر تاثير پيام يا رسانه به سه صورت زير مي باشد:‌

1) نظريه ها با تاكيد تاثير مطلق رسانه ها :  يك فرسنده پيام را بدون واسطه به مخاطب مي رساند و فرسنده و مخاطب از قدرت بسياري برخوردار مي باشند  . در اواخر دهه 20 ميلادي و اوايل دهه 30 ميباشد و نظريه تزريقي و يا گلوله جادوئي هم مي گويند .
ويژگي :
1) فرستنده يا منبع از قدرت بسيار بالايي در ارسال پيام برخوردار است .2)  پيام بسيار تاثير دارد 3) مخاطب كاملاً منفصل است 4) فرستنده هر كاري را كه بخواهد با مخاطب مي كند و مخاطب آن كار را انجام مي دهد .
معايت :
1) انتقال پيام يك مرحله اي است 2) عوامل مهم را در پذيرش پيام ناديده مي گيرد  3)‌مخاطبين يكسان فرض مي شود . اين نظريه در حكومت هاي بسته و توتاليتر ( استبدادي )‌ كاربرد دارد .

 2 ) نظريه ها با تاكيد بر تاثير محدود رسانه ها : اين نظريه فرايند انتقال پيام را يك مرحله اي مي دانند  . 1) ‌نظريه دو مرحله اي پيام : كه احزاب ، مراجع ، دوستان و ... بر روي پيام تاثير گذاشته و رهبران فكري فهم خودشان را بر پيام مي گذارند .
2)‌نظريه تاثير محدود پيام يا نظريه استحكام :‌رسانه ها در جامعه عقيده تازه بوجود نمي آوردن بلكه عقايد موجود را تقويت يا استحكام مي بخشند.
ويژگي نظريه تاكيد بر تاثير محدود رسانه ها :   ‌الف) مخاطب بحث انفعال كمتر از نظريه تزريقي است      ب) رسانه ها فصل الخطاب تاثير پيام نيستند .

  3) نظريه ها با تاكيد قدرتمند رسانه ها : ساير عوامل مهم را در پذيرش پيام ناديده ميگيرد . يك ويژگي دارد آن هم اختراع تلويزيون مي باشد . الف) نظريه برجسته سازي   ب) نظريه كاشت   ج) نظريه مارپيچ سكوت

نظريه برجسته سازي :‌

رسانه از ميان اولويت مختلفي كه با آن سرو كار دارد برخي اولويت ها را برجسته وانتخاب انسان را ساده مي كند ، رسانه به مردم نمي گويند چه چيزي را انتخاب كنند اما به مردم مي گويند درباره چه چيزي فكر كنيد . افراد چون متفاوتند برداشتهاي متفاوتي از برجسته سازي دارند .

نظريه كاشت :‌

توسط آقاي گربنر مطرح شد . در دهه 60 ميلادي با خلق تلويزيون و با مصرف فراورده هاي تلويزيوني ارتباط مستقيم دارد . تلويزيون به واسطه ويژگي بصري باعث بسياري از ذهنيت اوليه در مخاطب كاشته شده و با مرور زمان و تقويت آن رفته رفته به درختي تناور تبديل مي گردد . مثلاً آنهايي كه روحيه كاري ( فيلم خشن )‌را دارند با ديدن تلويزيون با روحيه آن ارتباط مستقيم دارند و باعث خشن تر شدن آن مي گردند .

نظريه مارپيچ سكوت :‌

در دهه 70 توسط خانم اليزابت نوعل نيومن مطرح گرديد .خانم نوئل مي گويداگر رسانه داراي سه ويژگي 1)‌هم صدايي 2) هماهنگي 3) همه جايي باشند داراي قدرت فراواني مي شوند به نحوي كه اين قدرت فراوان باعث مي شود بسياري از افرادي كه در طيف مخالف هستند فكر كنند يا گمان كنند كه در اقليت هستند لذا سكنوت كرده و منزوي شده و طيف اقليت قدرت پيدا مي كنند يعني قدرت واقعيت را برعكس جلوه مي دهند يعني اقليت اكثريت جلوه داده مي شود واكثريت اقليت .

اشكال مختلف نظريات در مطالعه رسانه هاي همگاني ( جمعي)

نظريه پردازي در حوزه رسانه هاي همگاني با توجه به معيارهاي علمي صورت يكساني ندارد و به همين دليل در سطوح مختلفي قرار مي گيرد به طور كلي صاحب نظران چهار نوع نظريه را از يكديگر تشخيص داده اند :
1) نظريه هاي علمي اجتماعي : ‌اين گونه نظريات بر اساس مجموعه هايي از تعداد فرضيات هماهنگ و بهم پيوست ارائه مي شود و تا حدودي قانونمند  مي باشند اين گونه نظريات احكام كلي درباره طبيعت ، طرز كار ، فرآيند و اثرات رسانه هاي همگاني را كه از طريق مشاهدات عيني و سيستماتيك حاصل شده             و احياناً از ديگر نظريات علوم اجتماعي كمك گرفته است را بيان مي دارد معمولاً اين گونه نظريات برپايه دلايل محكم و توضيحات و توجيهات قابل            قبولي متكي هستند .
2) نظريه هاي ارزشي – هنجاري : اين دسته از نظريات در اين زمينه كه رسانه هاي همگاني چگونه بايد در جامعه رفتار كنند صحبت مي كند اين نظريات بر اين ديدگاه اسرار مي ورزند كه اگر هدف رسانه ها در جامعه وصول به ارزشها و مقاصد شخصي باشد در نتيجه بايد در همان راستا هدايت شوند اين گونه نظريات در مطالعه مربوط به رسانه ها از اهميت بسياري برخوردارند زيرا تاثير زيادي بر نهاد رسانه دارند و بر گرايش افراد نسبت به رسانه ها و بر سطح توقعات و انتظارات عمومي برآنها بسيار موثرند .
3) نظريات هنجاري – عملگرا : اين دسته از نظريات در واقع مجموعه اي از دانش ها درباره رسانه هاي همگاني هستند كه بخشي هنجاري و بخشي جنبه عملي دارد و توسط خود دست اندركاران و اداره كنندگان رسانه ها ارائه مي شود اين دسته نظريات همچنين عملگرا هستند به اين مجموعه دانشهاي نظريات تئوري كاري هم گفته مي شود زيرا با توجه به اهداف رسانه ها خطوط ارائه هدايت كننده را توسط دست اندركاران رسانه ها ارائه مي دهد اين دسته از نظريات همچنين عملگرا هستند يعني در طي پاسخ به پرسشهايي از قبيل چه برنامه هايي سبب خرسندي مخاطبان مي شود ، چه عواملي در نفوذ پيام در نزد مخاطبان موثرند و ... 4) نظريه عقل سليم  : ابتدا بايد گفت آن چيزي كه عاقل و بالغ در رابطه با رسانه مي فهمد عقل سليم مي گويند .  بايد توجه داشت كه نظرياتي كه تحت عنوان عقل سليم ارائه شده اند جزء نظريات علمي محسوب نمي شوند و حتي نمي توان نام نظريه نيز بر آنها نهاد از آنجا كه غالب نظريات توسط صاحب نظران مرتبط و با نفوذ در كار رسانه ها ارائه شده لذا توانسته است در ادبيات ارتباطات با رسانه ها جايي براي خود پيدا كند . منظور از نظريه عقل سليم آن گروه از اطلاعات و ايده هايي است كه هر فرد عالم و غيرعالم براساس اندوخته ها و تجربيات خود درباره طبيعت رسانه ها و طرز كار آنها ارائه مي دهد .مثلاً هر خواننده روزنامه درباره نحوه كار و شيوه عمل روزنامه اي كه مطالعه مي كند عقايد و ايده هاي روشني دارد به عبارتي او به اين تجربه دست يافته كه رسانه اي كه مورد مطالعه و استفاده قرار مي دهد داراي چه محتوايي است . چه كساني آن را اداره مي كنند . چه نيازهايي از مخاطب برطرف مي كند و چه خط و مشي و سياستي را دنبال مي كند .

نظريات ارتباط و ارتباط همگاني : (هرم ارتباطات)

1) ارتباط در سطح درون فردي ( ارتباط با خود و كسب اطلاعات و استفاده از اطلاعات و محيط )‌ .
2) ارتباط در سطح ميان فردي ( مثل يك زوج ) كه بين يك فرد با فرد ديگر است .
3)‌ارتباط در سطح درون گروهي مثل خانواده .
4)‌ارتباط در سطح ميان گروهي (‌يك انجمن يا يك باشگاه ورزشي ).
5) ارتباط در سطح دستگاه يا نهاد يا سازمان (‌سازمان ها – شركت ها )
6) ارتباط در سطح جامعه ( رسانه هاي همگاني )
در هر يك از سطوح اين هرم ، ارتباط ، مشخصات ويژه خود را داراست كه در همان سطوح نيز نظريه سازي انجام مي گيرد براي نمونه با توجه به ارتباط در سطح درون فردي توحه محقق غالباً بر چگونگي دريافت اطلاعات از محيط ، تصورات و ذهنيات فرد نسبت به جان افراد تعابير او از اطلاعات دريافت شده و به طور كلي تعامل او با جهان و محيط اطراف متمركز است در اين سطح نظريه سازي با وضعيت هاي ذهني و فرايندهاي آن سرو كار دارند .
بدين ترتيب رسانه هاي همگاني به واسطه جامعيتي كه دارا هستند مي توانند ساير فرايندهاي ارتباطي را در سطوح زيرين خود تحت تاثير قرار دهند . بدون ترديد افراد بيشترين اطلاعات را مستقيماً‌از رسانه هاي همگاني دريافت مي كنند . بسياري از گفتگوها و محاوراتي كه بين مردم جريان دارد مي توان ريشه هاي ان را در محتوا و پيامهاي رسانه هاي همگاني جستجو كرد .

نظريه توده در رسانه هاي همگاني (‌نظريه اي دو پهلو)

در ادبيات ارتباطات اصطلاح توده فراوان بكار برده مي شود زيرا يك مفهوم اساسي و كليدي به شمار مي رود ولي معناي آن دقيقاً روشن نيست يكي از مشكلات اساسي در تعريف اين اصطلاح دو پهلو بودن آن است در انديشه هاي سياسي و اجتماعي اصطلاح توده هم داراي بار مفني و بار مثبت مي باشد . در ادوار گذشته و در طول تاريخ به مردم عادي يا عوام با ديدي تحقير آميز اشاره مي شد . مردمي كه فاقد هوش و ذكاوت بوده و غالباً در ناآگاهي و غفلت بسر مي بردند . بار مثبت اين اصطلاح از اواخر قرن 18 ميلادي مطرح شد يعني زماني كه انديشه هاي سوسياليزم پا به عرصه نهاد . بر اساس تعاليم مكتب سوسياليزم اصطلاح توده به معناي قدرت مردم عادي و نيروي لايزال ناشي از همبستگي كارگران در راه رسيدن به اهداف جمعي آنهاست . در اين واژه توده با توجه به كميت ان مورد توجه است و همين كميت است كه به قدرت منتهي مي شود . به همين لحاظ در فرهنگ سياسي چپ عباراتي چون نهضت توده ها ، پشتيباني توده ها و ... كاربرد دارد كه همه حاكي از بار مثبت مي باشد . تناسب واژه توده در ارتباط جمعي و استفاده از آن در همين جنبه كميت و كثرت آن نهفته است مثلاً‌ حجم عظيم پيامگيراني كه رسانه هاي همگاني با آن ارتباط برقرار مي كنند .
واژه توده (Mass) :‌ همچنين به معني جمعيت زياد كه فاقد شكل و ساختار مشخصي است و تشخيص هويت افراد در آن بسيار مشكل است .

نظريه فرهنگ توده :

ابتدا بايد گفت منشاء فرهنگ توده رسانه هاي همگاني مي باشد . آنچه كه به صورت محتوا توسط رسانه هاي همگاني توليد و منتشر مي شود از چند دهه قبل به عنوان فرهنگ توده شناخته مي شود به عبارت ديگر فرهنگ توده تركيبي از داستانها و تصاوير اطلاعات ، انديشه ها ، سرگرمي ها و ... است كه به صورت محتوا در كانالهاي ارتباط جمعي براي مخاطبين توده جريان پيدا مي كنه يا به طور كلي به مجموعه چنين عناصري كه محتواي رسانه ها را مي سازد فرهنگ توده گويند . اصطلاح فرهنگ توده به واسطه رابطه اش با خصوصيات فرهنگي اكثريت مردمي كه فاقد فرهنگ اجتماعي بالا و عميق هستند معناي تحقير آميز دارد همانطوري كه گفته شد فرهنگ توده از نگاه سوسياليستي داراي بار منفي و مثبت مي باشد و عامل تحولات اجتماعي مي باشد .

نظريه فرهنگ عامه :

ابتدا بايد گفت منشاء فرهنگ عامه خود مردم مي باشند و تفاوت بسيار زيادي دارا ميباشد و قدمت آن بسيار فراتر از رسانه ها مي باشد . فرهنگ عامه مجموعه اي از افسانه ها ، استوره ها ، داستانها ، اشعار ، متلها و .... مي باشد كه نسل به نسل تبادل مي گردد . نخبگان معمولاً فرهنگ عامه را بخاطر سادگي و همچنين رابطه اي را كه با طبقات پائين جامعه دارند تحقير مي نمايند . به هر حال فرهنگ عامه نقش بسزائي در شكل گيري فرهنگ توده دارد و رسانه هاي همگاني سعي مي نمايند از فرهنگ عامه براي تأثير گذاري روي فرهنگ توده استفاده نمايند .

تفاوت فرهنگ توده با نخبگان :

در مقايسه با فرهنگ توده فرهنگ نخبگان داراي 2 ويژگي اساسي مي باشند .
الف ) كالاي فرهنگي توسط خود نخبگان توليد و تحت نظارت آنها در چهارچوب بعضي از معيارهاي عددي ، هنري و علمي و ... عمل ميكند .
ب ) براي نقد و ارزيابي اين توليدات استانداردهائي كه مستقل از نظريات مصرف كننده است بطور سيستماتيك در نظر گرفته شده و بكار برده مي شود . در حالي كه فرهنگ توده اشاره به آن گونه توليدات فرهنگي دارد كه صرفاً براي بازار مصرف توده روانه بازار ميشود . مشخصه چنين فرهنگي يكسان بودن كالا و رفتار توده در استفاده يكسان از آن مي باشد .

پارادايم هاي موجود در علم ارتباطات

پارادايم :

بعضي آن را به معناي الگو و مدل معنا مي كنند و معني گسترده تري از اصطلاحات فوق دارد . پارادايم مجموعه ايده هاي متداول در رابطه با رسانه ها ، جامعه و نظرات و تعاريف مختلفي كه در چهار چوبي خاص و طبق الگوي واحد عمل مي كنند را مي گويند .
در حال حاضر در علم ارتباطات تحقيق و تفحص در مسائل ارتباطات ، تدريس علم ارتباطات در دانشگاههاي ارتباطات و مجامع آكادميك براساس پارادايم مسلط شكل مي گيرند .

انواع پارادايم در علم ارتباطات :

پارادايم مسلط :  پارادايم مسلط از نظر قدمت تاريخي مقدم بر پارادايم منتقد مي باشد و عموم نظريات و تعاريف و غيره در خصوص جامعه و عملكرد رسانه ها در چهارچوب پارادايم مسلط شكل گرفته است . پارادايم مسلط داراي دو مشخصه مي باشد :
1- تأكيد زياد بر قدرت رسانه هاي همگاني در تأثير گذاري بر جامعه توده
2- تاثير پذيري زياد آن از ابزارها و شيوه هاي تحقيقاتي در علوم اجتماعي مي باشد . مانند تحقيقات ميداني و تحليلهاي آماري .
پارادايم منتقد : از دهه 30 ميلادي به تدريج تعاريف متفاوتي از نظريات و كاركرد رسانه هاي همگاني و ارتباطات توده شكل گرفت كه مجموعه نظريات مطرح شده بطور اساسي با پارادايم مسلط تفاوت داشته كه بعدها اين پارادايم به پارادايم منتقد معروف گرديد .

پيش فرضهاي پارادايم مسلط :

ديدگاه كلي پارادايم مسلط نسبت به جامعه مورد نظر يك ديدگاه ارزشي است و جامعه مطلوب در پارادايم مسلط جامعه دموكرات است كه بر تعدادي پيش فرض متكي مي باشد . اين پيش فرضها عبارتند از :
1- اعتقاد به انتخابات آزاد با توسل به آراي عمومي و استقرار نظام نمايندگي
2- اعتقاد به اصل ليبراليسم ، سوكولاريسم ، ايجاد شرايط بازار اقتصاد آزاد ، فرد گرائي و آزادي بيان
3- اعتقاد به اصل كثرت گرائي (پلوراليسم) كه نتيجه آن نسبي گرائي است مانند نهادينه شدن رقابتهاي حزبي و گروهي
4- اعتقاد به نظم اجتماعي مانند فعاليتهاي صلح آميز دوري از خشونت و ....
نكته : هدف پارادايم مسلط اين است كه براي فقط جامعه مطلوب با مشخصات فوق ، رسانه هاي همگاني چگونه بايد رفتار نمائيم و چگونه جامعه را از خطرات بالقوه و بالفعل مصون دارند بنابراين در پارادايم مسلط موضوع تحقيق بسيار اهميت دارد .
مفهوم سازي و نظريه پردازان در رابطه با رسانه هاي همگاني و انجام تحقيقات تا آنجا پذيرفتني و قابل قبول است كه با تصورات پارادايم مسلط در رابطه با جامعه مطلوب مطابقت داشته باشد .
پارادايم منتقد : اين پارادايم نظريات و اجزاء تئوري مختلفي را در بر مي گيرد و نسبت به پارادايم مسلط داراي ديدي انتقالي مي باشد ولي علي رغم اجزاء متفاوت تئوريك پارادايم منتقد از يكپارچگي نظري برخوردار مي باشد و از نظر تاريخچه نخستين حركت در جهت شكل دادن به پارادايم منتقد توسط مهاجرين مكتب فرانگفورت كه از سال 1930 كه به آمريكا مهاجرت كردند شكل گرفت كه اين عده در اواخر دهه 30 مدل جديدي از مطالعه و تحقيقات در زمينه علم ارتباطات ارائه دادند كه به مدل (( فرهنگ توده )) شهرت يافت . از سردمداران اين مكتب مي توان آدرنو ، هابرماس و هربرت ماركوزه و ... را نام برد .نكات عمده در پارادايم منتقد عبارتست از :
1- از فعاليت سياسي و اقتصادي رسانه ها تحليلي انتقاد آميز دارد
2- سعي مي كند زمان رسانه ها و راههاي مختلف فرهنگ رسانه را بهبود بخشد .
3- سعي دارد با بررسي مطالب منتشر شده در رسانه ها به ساختار معاني آن مطالب دست يابد
4- سعي مي كند معاني مختلف را كشف نمايد .
5- تعامل و تداخل بين تجربيات رسانه هاي فرهنگي هسته مركزي استراتژي را در اين نظريه شكل مي دهد .
انتقاد پارادايم منتقد از پارادايم مسلط :
1- تحقيقات مربوط به رسانه ها تحت تاثير عوامل بازار و قدرت رسانه ها قرار دارد
2- به يافته هاي مربوط به تاثير رسانه ها و انگيزه هاي پيام گيران با ترديد مي نگرد
3- تعريف غير انساني از پديده غير ارتباط
4- نگراني از استفاده هاي آماري و تأكيد بيش از حد به شيوه هاي كمي و علمي كردن بيش از حد تحقيق و تئوري
5- غفلت از پرداختن به مسائل فرهنگي و تجربيات انساني در ارتباطات
ديدگاه پارادايم منتقد از جامعه و رسانه ها :
پارادايم منتقد بر ديدگاه متفاوتي از جامعه تأكيد مي كند . ديدگاهي كه نظم متداول ليبرال پلوراليسم را عادلانه و يا بهترين نوع در نظر نمي گيرد . اين ديدگاه همچنين مدل انسان سوداگر و محاسبه گر را بعنوان اساس زندگي اجتماعي و بصورت يك نظام مطلوب تلقي نمي گردد و بطور كلي از نظر تئوريك رويكرد متفاوتي را به منظور مطالعه رسانه هاي همگاني مطرح مي كند كه اين ديدگاه تا اندازه اي تحت تاثير انديشه هاي سوسياليسم و ماركسيم است .

مدلهاي ديگر فرهنگ توده :

 

همانطوري كه مشخص گرديد ارتباط توده تقريباً در هر جامعه تمام اقشار و گروهها را با مقاصد متفاوت در بر مي گيرد . با وجود اين تمايل قالباً بين محققين رسانه ها ديده مي شود كه تنها به يك ديدگاه يا مدل خاصي از ارتباطات توجه ميشود اين مدل معمولاً در شكل يك فرايند خطي است كه از يك فرسنده به صورت يك پيام سرچشمه گرفته و از طريق يك كانال به منظور نوعي تاثير گذاري با قصد و يا بي قصد به گيرنده منتقل مي شود .
اين مدل به عنوان يك چهار چوب تئوريك تا دهه 1960 درزمينه ارتباطات جمعي موجود بود .اما از دهه 60 به بعد مدل مذكور به شدت از سوي صاحبنظران پارادايم منتقد مورد انتقاد قرار گرفت و در نتيجه تغيراتي در اين مدل به وجود آمد . از جمله اين تغيرات نظريه بازخور و توجه به مسائل رمز گذاري و رمز گشائي و مطرح شدن نقش واسطه اي افراد در توزيع پيامدهاي رسانه اي و نهايتاً چهارچوبهاي انتخاب و دريافت از پيام اشاره كرد .
1- مدل انتقال : اين مدل يكي از عناصر مركزي پارادايم مسلط مي باشد و فرسنده يك پيام را با يك هدف مشخص به گيرنده ارسال مي نمايد و حجم ثابتي از اطلاعات از سوي فرسنده براي گيرنده ارسال مي شود
2- مدل وست لي و مك لي :  اين مدل يكي از كاملترين مدلهاي اوليه در ارتباط با توده محسوب مي شود كه با خصوصيات نظريه انتقال در پارادايم مسلط توافق دارد بر اساس اين مدل ارتباط گر بين مخاطبين قرار مي گيرد به عبارت ديگر ترتيب قبلي كه در مدل انتقال بصورت : 1- فرسنده 2- كانال 3- پيامگيران و به عبارت ديگر هدف يا منشاء ارتباط پيامگير نمي باشد و رويداد وجود داشته كه ارتباط گر انتخاب مي كند .
بدين ترتيب در مدل ارتباطي مك لي پيام يا آغازگر ارتباط منشع توده نيست بلكه ارتباط گر توده از ميان ديدگاهها و نظريات و حوادثي كه در محيط اجتماعي رخ مي دهد . در اين مدل ارتباط توده يك فرايند يك سويه و خطي نيست . به هر حال مدل وست لي و مك لي جزء مدلهاي انتقال محسوب شده و ضعف هاي آن محدود كردن ارتباط به موضوع انتقال است .
3- مدل ارتباط آئيني : صاحب نظري به نام " كاري " مدل آئيني ارتباط را در مقابل مدل انتقال قرار داد و آن را به معني اشتراك ، مشاركت ديني ، گردهم آئي و ايمان مشترك تعريف نمود . در اين مدل هدف از ارتباط انتقال پيام نيست بلكه به نمايش گذاردن اعتقادات مشترك مي باشد كه به آن مدل بياني نيز مي گويند و هدف فرسنده از اين ارتباط ابزاري نيست بلكه هدف نهائي بيان عواطف مشترك مي باشد . ارتباط آئيني فاقد انگيزا هاي مقاصد انتفاعي مي باشد . اگر چه هدف اين ارتباط ابزاري نمي باشد ولي در برخي از موارد مانند انتخابات از آن استفاده ابزاري مي شود .
4- ارتباط به معني توجه و جذابيت عمومي :  اين ارتباط بخش عمده اي از ارتباط توده را در بر مي گيرد و هدف از اين نوع ارتباط جلب توجه پيامگيران است . به عبارتي هدف اين نوع ارتباط نه انتقال اطلاعات و نه ايجاد يكپارچگي از ميان اعتقادات مشترك فرهنگي است بلكه جلب توجه پيامگيران است در اين مدل رابطه بين فرسنده و گيرنده خطي و انفعالي نيست و هدف فرسنده فروش تبليغات تجاري و هدف پيامگير سرگرم شدن با برنامه ها و فرار از مسائلي مي باشد كه ذهن او را مشغول نموده است .
5- دريافت فرايند رمز گذاري و رمز گشائي : اين مدل دريافت توسط آقاي استوات هال مطرح و به طور قابل ملاحظه اي از مدل انتقال فاصله مي گيرد و ريشه اين مدل را بايد در پارادايم منتقد جستجو نمائيم و فرايند ارتباط تحت تاثير دريافتهاي شخصي مي باشد .
(مهم) در مدل دريافت ساختار و تغيير معنا در فرايند ارتباط وجود نداشته و بر عهده پيامگير است بر اساس اين مدل پيامها در رسانه هاي همگاني هميشه باز هستند بدين معني كه مي توانند معاني مختلفي داشته باشند .

 

 

 

 

ارتباطات جمعي و فرهنگ :

از اولين روزهاي آغاز پژوهش در ارتباطات جمعي ديدگاههاي متفاوتي از سوي فرهنگ شناسان در مورد ارتباطات جمعي شكل گرفته است ديدگاههائي كه از اكثر گرايشهاي علوم اجتماعي در مباحث رايج علوم ارتباطات متمايز بودند ره يافت . فرهنگ شناسان شامل همه جنبه هاي توحيد ، اشكال و دريافت متون در معنا و گفتمان هائي كه پيرامون آن وجود دارد مي باشد . در اين حال رسانه هاي جمعي بناچار در دامنه تغييرات مطالعات فرهنگي مي افتند مطالعاتي كه دامنه تغيير وسيعي دارد و فقط موضوعات و نظريه هاي اندكي وجود دارد كه همديگر را پوشش مي دهند .
جيمز كري در سال 1978 ميلادي در چهار چوب مدل آئيني بعنوان جايگرين نظريه انتقال ( كه تئوري مسلط در ارتباطات محسوب مي شود ) پيشنهاد كرد او از روشي در مطالعه ارتباطات و جامعه حمايت كرد كه فرهنگ در آن نقش محوري دارد او مي گويد زندگي اجتماعي فراتر از قدرت و تجارت است ، رندگي اجتماعي شامل مشاركت در عقايد ، ارزشها ، تجربه زيبائي ها و ... مي باشد . در اين راستا او ارتباطات را فراگردي نمادين توصيف مي كند كه واقعيت در ان ساخته ، نگهداري و باز سازي مي شود و نهايتاً منتقل مي شود .
فراي فهم بيشتر رابطه ميان ارتباطات جمعي و فرهنگ نيازمند دقت بيشتر در مورد مفهوم مي باشيم . بطور كلي فرهنگ موضوعي است جمعي كه ديگران در آن سهيم مي باشند . دوماً فرهنگ در قالب نمادين مطرح مي شود و ثالثاً فرهنگ داراي برخي الگوهاست كه بعضي نظام و بعضي قائده هستند . رابعاً فرهنگ داراي استمرار و پرپايي در طول زمان مي باشد .

موضوعات پژوهش در زمينه ارتباطات فرهنگ  

 با روشن شدن چند بحث مي توان رابطه فرهنگ و ارتباطات را بهتر درك نمود . بصورت تاريخي اولين مسئله فرهنگي كه در حوزه نظريه پردازان رسانه اي به وجود آمد ويژگيهاي فرهنگ جديدي بود كه توسط وسائل ارتباط جمعي شكل گرفت .
فرهنگ توده معمولاً در جهت محتوا شكل مي گيرد ولي بنا بر نياز ناشي از ارتباطات جمعي توسعه مي يابد .و هميشه در بر گيرنده ديدگاه مردم بعنوان توده مي باشد فرهنگ عامه امروز نه تنها بعنوان شاخه اي پيش پا افتاده تلقي نمي شود بلكه شاخه اي ضروري و جديد از خلاقيت فرهنگي و سرگرمي به وجود           مي آيد . معقوله فرهنگ جمعي همچنين باعث طرح نظريه انتقادي فرهنگي شد كه در مقابل ساير موضوعات باعث گسترش توجه به معقولاتي چون جنسيت و خرده فرهنگ ها در باب ارتباط جمعي شد .
دومين موضوع اصلي اهميت و اعتبار تكنولوژي بالقوه و جديد براي ايفاي نقش در پيدايش دنياي نوين با توجه به نظريه رسانه اي شدن است كه پيش از اين مورد توجه قرار گرفت . تكنولوژي ارتباطات راهي را هموار مي كند كه ممكن است ما در ان دنياي اجتماعي و جايگاه خود را بيابيم .
سومين مسئله مي توان از جنبه هاي سياسي و اقتصادي ، توليد سازمان يافته فرهنگ ياد كرد كه صنايع رسانه هاي جمعي نماينده آن است .
امروزه رسانه يك صنعت آگاهي تلقي مي شود و همان اندازه تغييرات فرهنگي انرا هدايت مي كند كهتحت كنترل منطق اقتصادي است . جنبه مهم اين مسئله اين است كه سخت افزار ارتباطات فرهنگي كارائي شده و در غالب نرم افزار توليد مي كند و اين نرم افزار ها در بازارهاي رو به گسترش معامله مي گردد . نكته مهم ديگر در باب بين المللي شدن توليد و توزيع است .
و چهارمين مورد صنايع عمده رسانه اي فرهنگ نوعي ، خود را غالباً به شكل مجاني عرضه نموده حتي زماني كه برنامه ها در شكل متفاوت ربانهاي ملي و محلي ظاهر مي شوند نيز صادق است . اين موضوع باعث طرح نظريه و تحقيقاتي در زمينه اعتبار و اهميت هويت فرهنگ مي شود .

موضوعات نظريه فرهنگ رسانه اي :
1- فرهنگ توده اي و فرهنگ عامه                                            2- اثرات تكنولوژي ارتباطات
3- كارائي شدن فرهنگ                                                            4- جسماني شدن
5- هويت فرهنگي                                                                     6- جنسيت
7- خرده فرهنگ

 

نظريه فرهنگ و ارتباطات از ديدگاه مكتب فرانگفورت
مهمترين انتقادات به كاركرد رسانه هاي ارتباط جمعي در غرب توسط افرادي چون هورك هايمر ، آدرنو ، هربرت ماركوزه ، هابر مارس ، والتر بنيامين و غيره .... صورت گرفته است .
اين مكتب در اصل به منظور بررسي شكست آشكار پيش گوي ماركس در باره تحولات اجتماعي تشكيل گرديد . آنها براي توضيح اين شكست متوجه ماركس دربارهتحولات اجتماعي تشكيل شد . آ،ها براي توضيح اين شكست متوجه ظرفيت رو بنا شدند . فرهنگ توده اي جهاني شده ، ابزار مهمي شد در جهت حزب توده هاي كارگري به جامعه سرمايه داري كه همين مسئله ابزار مهمي در جهت تسلط سرمايه داري شد . زماني كه معلوم گرديد هنر و فرهنگ انتقادي نيز مي تواند وارد بازار شده و سود در بر داشته باشد مبدل به كالا و ابزار اصلي اين فرهنگ شد .
ماركوزه در سال 1964 جامعه مصرف كننده توده اي را جامعه تك ساعتي كه بر پايه تجارت _ تبليغات تجاري يك دست استوار بود توصيف كرد .
ديدگاههاي ارتباطي و فرهنگي انديشمندان مكتب فرانگفورت (پارادايم منتقد ) :

نظريه هاي ارتباطي در آدرنو شوع مي شود آنها مقاله اي تحت عنوان صنايع فرهنگي توده منتشر كردند و عقيده دارند كه صنايع فرهنگي بخش جديدي از صنعت اطلاع رساني  مانند : راديو و تلويزيون ، سينما  مي باشد كه براي به نتيجه رساندن صاحبان صنايع بكار مي افتد .
نتيجه اين صنايع فرهنگي توليد تخدير كننده محصولات فرهنگي ، ايجاد بازارهاي وسيعتر تجاري و سازمانهاي سياسي است در حقيقت فرهنگ توده حاصل فرهنگ منفعل و اسيركننده توده است . به نظر اين دو ، جهان امروز و آينده جهان اداره شده است و آزاديهاي حقيقي در امر توسعه عقلانيت در جامعه لطمه ديده است و خوشبختي تحقق نمي آيد مگر با زوال فرصت انسان كه اين زوال به سه شكل ظهور مي يابد :
1- يكپارچه شدن آگاهي انسان بوسيله ارتباط هدايت شده
2- ناچيز شمردن خصلت و كيفيت فرد در تحول اشكال توليد
3- دگرگوني در ساختمان رواني انسان به دليل اجتماعي شدن يكپارچه انسانها
به نظر آدرنو تنها راه انسان آگاهي امورز گريز است  در واقع نظر اين دو بر ساختار فن آورانه فرهنگ جوامع صنعتي و نقش سلطه گرايانه آن در ايجاد فرهنگ عمومي است . آنها در ارتباطات نوين بر كاركردهاي پنهان وسايل ارتباطي كه براي فريب انسان مدرن بكار ميرود تكيه مي كنند . و معتقدند اين مسئله (فريب) به سادگي قابل لمس و مشاهده نيست .
صنايع فرهنگي از اين دو نظريه پرداز ساختارهاي عقلاني ديوان سالارانه وسائل ارتباط جمعي است كه مهار فرهنگ نوين را در دست دارد. علاقه مندي اين نظريه پردازان به صنايع فرهنگي توجه آنان را به مفهوم ماركسيستي روساختار و نه زير ساختار منعكس مي كند . صنايع فرهنگي معمولاً همان چيزي است كه فرهنگ توده مي نامند .
آدرنو معتقد است جامعه به مدد صنايع فرهنگي نمي گذارد انسانها ديگر جز آن چه كه هست براي خود تصور كنند اعتقاد وي تسلط و نظارت بر انسان چنان كامل شده كه ديگر نياز به عمل عهدي راهبران نيست و اين تسلط به چنان مرحله اي رسيده كه ديگر حتي تسلط محسوب نمي شود به گونه اي كه اين تصور گسترش يافته و انسان تسلطي بر انسان وجود ندارد و جهان فعلي همان جهاني است كه بايد باشد .

هربرت ماركوزه : ايشان با دو مفهوم تك ساعتي و فرهنگ بسته بندي شده به انتقاد از وضعيت آگاهي بخشي موجود توسط وسايل جديد ارتباط جمعي پرداخت . او معتقد است كه در شرايط حاكم جهاني آگاهي به وسيله نظام اجتماعي جذب و به وسيله آن شكا و رنگ مي گيرد . بنابراين آنچه به ظهور مي رسد انتباق و هماهنگ سازي نيست بلكه تقليد و نوعي يكي شدن با جانعه مي باشد .نتيجه آنكه تنها آگاهي فردي بلكه تمامي ميراثهاي فرهنگي و معنوي گذشته انسان خصوصيتي يكپارچه و شيوه هاي انديشيدن و نحوه سخن گفتن بنحو يكسان در اين يكپارچگي هضم مي شود . بدين ترتيب انديشه رفتار تك ساعتي به وجود مي آيد .
ماركوزه در مفهوم فرهنگ بسته بندي شده به نقش تشديد كننده رسانه هاي جمعي و غرق شدن سنتهاي فرهنگي طبقات پائين جامعه در فرهنگ بسته بندي شده تاكيد مي كند . بر پايه اين نظر رسانه هاي نوين در پاسخ به نيازهاي صنعت تبليغات تجاري و افزايش مصرف شكل گرفته اند و نوعي شعور كاذب ايجاد مي نمايند . در چنين شرايطي مردم منافع واقعي خود را درك نمي كنند و به يك نظم يكپارچه و سركوب گر و نالايق عادت مي كنند . ماركوزه با تفكيك خواسته هاي راستين بشر از خواسته هاي كاذب نقش وسائل ارتباط جمعي در دامن زدن به خواسته هاي كاذب مي داند .
هابر مارس : هابر مارس با دو مفهوم كنش ارتباطي و گسترده همگاني به بررسي همه جانبه ارتباطات و عصر جديد مي پردازد . بر اساس نظريات وي كنش ارتباطي با كنش استراتژيك متفاوت است وي معتقد است كنش استراتژيك مربوط به عمل دو يا چند فرد است كه در تعقيب يك هدف به منفعت حساب شده شخصي مي پردازند . اما در كنش ارتباطي يا عمل تفاهمي كنش افراد ديگر نه از طريق حسابگريهاي خود خواهانه موقعيت شخصي بلكه از طريق كنشهاي تفاهم آميز هماهنگ شود .افراد در كنشهاي ارتباطي به هيچ وجه در فكر موفقيت شخصي نيستند بلكه هدفشان تعقيب اهداف مشترك و هماهنگي موقعيت مشترك است . در حاليكه سرانجام كنش معقولانه و هدفدار دستيابي به يك هدف است نهايت كنش ارتباطي دستيابي به تفاهم ارتباطي مي باشد .
در كنش ارتباطي و گفتگوي آزاد زبان را نه بصورت عادت  حكمي و دستوري بلكه بصورت عبارات گفتاري و تفاهمي در جهت برقراري روابط غير اجباري بكار مي برند . مبناي انديشه هاي هابرمارس ارتباط تحريف نشده و بدون اجبار است كه امروزه اين مطلب از سوي و سائل ارتباط جمعي بشدت مورد آسيب واقع گرديده است .گسترده عمومي از نظر مارس فضاي آزاد اضهار نظر و مكالمه و چاره جوئي در زمينه مسائل مهم است . كه به دليل استقلال دولت و حاكميت و همچنين عدم حضور با حضور افراد با نفوذ در آن يكي از كانونهاي مهم ايجاد افكار عمومي است ولي معتقد است عدم روشنگري در اروپا (فرانسه) برخواسته از همين حوزه عمومي بوده است كه بر اساس كنش استراتژيك شكل گرفته . وي معتقد است در جهان امروز گسترده همگاني يا فضاي عمومي بشدت تحت تاثير رسانههاي ارتباط جمعي و چهار چوبهاي فرهنگي مسلط است كه به هيچ وجه كاركردهاي گذشته را ندارد .

 و من ا... التوفيق
مطالب نقل از استاد ارجمند جناب آقاي باقري ده آبادي
به اهتمام سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, معتاد, ارتباط جمعي
[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 17:45 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

تعريف جمعيت :‌

جمعيت به اجتماعي از افراد مقيم در يك مكان اطلاق مي شود اعم از اين كه اقامتشان مستمر باشد يا موقت در جمعيت شناسي معمولاً منظور از جمعيت تجمعي از افراد انسان كه در يك منطقه مثل روستا يا شهر به طور مستمر و معمولاً به شكل خانواده و خانوار زيست مي كنند گفته مي شود .

تعريف جمعيت شناسي :‌

علمي است كه ابعاد، تعداد ، ساختار و خصوصيات و تحول جمعيت ها را اصولاً با روش كمي و رياضي بررسي مي كند و امكان آگاهي و تحليل جمعيت را فراهم مي سازد .

تركيب جنسي : جمعيت كه از زن و مرد تشكيل ميگردد .

اهميت جمعيت شناسي :‌

مقدمه برنامه ريزي دقيق ومطلوب و خوب اطلاعات دقيق است عامل جمعيت در همه جا حضور و تاثير داشته و تمام مظاهر و شئون اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي با آن وابستگي دارد در كشور ما نيز عامل جمعيت در هر برنامه توسعه بيش از برنامه توسعه قبلي در استقرار و تعيين معيارها بايد در نظر باشد .

تركيب نسبي :

هر جمعيتي تشكيل مي شود از نوزاد تا پيرمرد لذا هر جمعيتي را مي توان در سنين مختلف طبقه بندي كرد مثلاً از 5 تا 10 سال 10تا 15 و ...

به نموداري كه تركيب جمعيت و تركيب جنسي جمعيت را نشان مي دهد هرم نسبي جمعيت گويند .

از هرم نسبي مي توان تشخيص داد كه جامعه بيشتر جوان يا پير هستند و ...

در هرگروه سني مي توان نسبت دختر و پسر را علاوه بر گروه سني تشخيص داد

موضوعات جمعيت شناسي :‌

اشتغال ،‌تركيب جنسي ، تركيب سني ، رشد جمعيت ،‌ازدواج ، ميزان سواد ، مسكن ،‌پراكندگي جمعيت ، اقليت هاي جمعيت شناسي و مسائل مربوط به آن ، سطح بهداشت و بيماريهاي رايج آن ، آموزش جمعيتي و ...

شاغل : كسي است كه چند ساعت از روز را كار كند و حقوق مي گيرد و ماليات مي پردازد .

رشد جمعيت :‌ كه به صورت ميزان مواليد و ميزان مرگ و مير است كه تفاوت آن در يكسال رشد جمعيت را مشخص مي كند كه به صورت درصد نمايش داده مي شود .

مهاجرت :‌مي تواند در رشد جمعيت نقش داشته باشد مهاجرت به انواع داخلي ( شهر به روستا) مهاجرت فصلي (‌كارگراني كه در فصل خاصي براي كار مهاجرت مي كنند ) مهاجرت خارج به داخل يا برعكس (‌مهاجرت افغان ها )‌، مهاجرت اجباري (‌سپاهپوستان آمريكايي كه از كشورشان رانده مي شوند )

تا سال 1340 جمعيت روستا 80% و جمعيت شهر 20% بوده

در سال 1350 جمعيت روستا 50% و جمعيت شهر 50%

از آن سال به بعد جمعيت روستا 20% و جمعيت شهر 80%

سواد :‌ در بعضي جاها هركس كه خواندن و نوشتن بلد باشد با سواد است و در كشور توسعه يافته با سواد به كسي گفته مي شود كه به يكي از زبانهاي دنيا مسلط باشد و بتواند ارتباط برقرار كند مثل كامپيوتر

در اسلام علاوه بر عدالت كلمه قسط اسلامي بكار برده شده است قسط اسلامي يعني استفاده از هر چيز در جاي خودش

تراكم نسبي : هرگاه جمعيت كشور را بر وسعت آن تقسيم كنيم حاصل آن تراكم نسبي است كه نشان دهنده آن است كه در هر كيلومتر مربع چند نفر زندگي مي كنند .

واحه :‌ آبادي است كه علت بوجود آمدن آن آبهاي زيرزميني است

اقليت هاي جمعيت شناسي به صورت اجتماعي ، فرهنگي ، مذهبي ، قومي ، زباني ، نژادي و فقر مي باشد .

قلمرو جمعيت شناسي :

1-اطلاعات مربوط به ما قبل تاريخ  : اين اطلاعات بيشتر مبني بر تحقيقات ، حفاري ها ‌، مشاهده بقاياي اجساد انساني مبتني است و در اين مورد پژوهش هاي طبي ، شيميايي و فيزيكي از قبيل كربن 14 و نسج شناسي ديرينه اي مي توان قدمت آن را تشخيص بدهند تا حدي ميزان عمر متوسط ، سرعت توالد و تناسل و اشكال اوليه خانواده و زوج و انواع تجمعات را نزد انسانهاي قبل از تاريخ روشن كند اين مباحث در علم جمعيت شناسي به پژوهشهاي ديرينه شناسي جمعيت موسوم است .

2- اطلاعات جمعيت تاريخي تا قبل از اولين سرشماري عمومي جمعيت  : در اين قسمت بيشتر اطلاعات و ياداشتها و آثار مورخان و جغرافي دانان و اسناد و دفاتر ناحيه اي ثبت وقايع و حوادث جمعيتي مانند ولادت ، ازدواج ، فوت ، مهاجرت و وقايعي كه در ارتباط با جمعيت به طور موثر بوده است مانند بيماري وبا ،‌زلزله ،‌سيل ، طاعون و ... استوار است در نتيجه اين آگاهي ها بيشتر بر تخمين و ارزيابي در قلمرو زمانهاي كوتاه و محدوده هاي جغرافيايي كوچك مبتني است .

3- اطلاعات و آمار جمعيتي منتج از اولين سرشماري عمومي جمعيت تا زمان حال  : با اجراي سرشماري هاي جديد هر سال بر ميزان اين اطلاعات افزوده مي شود بخصوص با اجراي بررسي هاي موردي و نمونه اي اين اطلاعات متراكم تر و غني تر مي گردد همزمان با اين سرشماري ها و بررسي ها سازمان ثبت احوال گسترش يافته و ارتقاي ميزان درستي اطلاعات جمعيتي كمك مي رساند .

4- اطلاعات جمعيتي آينده نگر  : در اين قسمت با توجه به موجود بودن اطلاعات متراكم و متنوع منتج از سرشماري ها و بررسي ها و آمار ثبت احوال و نيز در نتيجه پيشترفت متون ، پيش بيني جمعيت در كوتاه مدت و ميان مدت و بلند مدت مي توان تعداد و ساختار جمعيت را در آينده محاسبه كنيم و از اين راه به تحقق برنامه هاي توسعه اجتماعي و اقتصادي آينده كمك نمائيم .

قلمرو مكاني جمعيت شناسي

قلمرو جمعيت از ديدگاه مكاني و تقسيمات جغرافيايي نيز داراي تنوع است ابتدا توجه به جمعيت كل كشور ، استان و سپس توجه به جمعيت در كل مناطق شهري و روستايي و بالاخره آگاهي به جمعيت و ساختمان آن در يك شهر يا روستاي معين و يا منطقه اي از كشور قابل ذكر است . براي طرح ريزي توسعه ناحيه اي اطلاعات جمعيتي منطقه اي بسيار لازم است و ويژگي هاي جمعيتي هر ناحيه استان و پايه طرح ريزي توسعه اجتماعي اقتصادي در آن ناحيه است .

ويژگي هاي كمي جمعيتي كه ممكن است از ناحيه اي به ناحيه ديگر متفاوت باشد عبارت است از سن ، جنس ، وضع زناشويي ، مهاجرت ، سواد و آموزش ،‌مسكن ، فعاليت اقتصادي ، بهداشت

نهادها و سازمانهاي موجود در ناحيه از قبيل مدرسه ، بيمارستان ، شبكه راههاي ارتباطي ، پست تلفن ، بانك مراكز فرهنگي ،‌مركز مذهبي ، اماكن مقدس ، دادگستري ، دارائي و ...

پوشش جمعيتي نهادها ميزان مراجعات مردم و سطح رضايت آنان از عملكرد نهادها جهت پيش بيني نيازهاي آينده جمعيت و سرانجام دو مسئله مهم امروز در جهان يعني انرژي ( نفت و گاز )‌و آب كه در مقابل ذخاير و امكانات محدود آنها جمعيت رو به افزايش جهان دور نماي دراز مدت نگران كننده اي را بوجود مي آورد .

قلمرو موضوعي جمعيت

مسكن يعني موضوع سكونت ، بهداشت و درمان همچنين اشتغال و فعاليت اقتصادي از مهمترين موضوعات جمعيت محسوب مي شوند و به طور كلي در مباحث اجتماعي و اقتصادي عامل جمعيت ركن اساسي به حساب مي آيند .

سابقه توجه به مسئله جمعيت

عامل جمعيت در بيشتر كشورها از ديدگاههاي متفاوت از زمانهاي قديم مورد توجه بوده بخصوص در مسائل مربوط به بسيج سربازان و لشگريان براي جنگ هايي كه در پيش رو داشته اند و همچنين اخذ ماليات براي پرنمودن خزانه و تعيين تعداد و اتباع به جمعيت توجه مي شده است براي مثال در يونان باستان براي شهرهاي يونان (‌سيته )‌اندازه معيني از لحاظ تعداد در جمعيت تعيين گرديده بود كه رقم مطلوب و مناسب آن مساوي با 5040 نفر در نظر گرفته مي شد كه اين عدد حاصل 5040=7*6*5*4*3*2*1 مي باشد كه اين حد امروزه زمان حاضر برابر با 500000 نفر است در سفرنامه ناصر خسرو و چند كتاب ديگر در ايران نيز موضوع جمعيت مناطق و شهرها و عامل جمعيت مورد توجه بوده است و به طور كلي در كشورهاي مختلف در طول تاريخ عامل جمعيت يكي از اركان مهم قدرت نظامي سياسي و اقتصادي بوده است .

وقايع جمعيتي مانند تولد ، مرگ ، و ازدواج نيز با اهميت تلقي مي شود و در اروپا بوسيله مقامات كليسا مورد نظارت قرار مي گرفت .

توجه به مسائل جمعيت در ايران و برگزاري سرشماري ها و آمار گيري هاي جمعيتي :

در سالهاي 1318 -1319 و 1320 هجري شمسي قبل از اشغال ايران بوسيله قواي متفقين تعداد 35 شهر مورد شمارش جمعيت واقع شد و پس از پايان جنگ در سالهاي 1335-1345-1355-1365-1370 و بالاخره 1375 و 1385 سرشماري هاي كامل و علمي جمعيت جمعاً هفت سرشماري انجام گرفت و در سالهاي 1388-1342-1343-1347-1350-1352-1355-1371-1372 و 1373 نيز نمونه گيري هاي دقيق جمعيتي ابتدا توسط آمار عمومي كشور و سپس توسط مركز آمار ايران بعمل آمد بررسي ها و آمارگيري هاي جمعيتي متنوع ديگري نيز مركز آمار ايران و سازمانها و وزارت خانه ها مانند وزارت بهداشت و درمان ، كار و امور اجتماعي ، بانك مركزي ، دانشگاهها و ... به طور منظم انجام داده اند در ضمن سازمان ثبت احوال كشور از سال 1298 هجري شمسي با توسعه تدريجي و بهبود روش ثبت وقايع جمعيتي و افزايش دامنه فراگيري آنها در سال آمارهاي با ارزشي منتشر مي كند كه مكمل داده هاي سرشماري است .

نگاه اجمالي به نظريه هاي جمعيتي  :

عامل جمعيت از زمانهاي قديم مورد توجه سياست مداران ، دانشمندان ، صاحب نظران اقتصادي اجتماعي و فلسفي بوده است و مذاهب و اديان نيز در اين مورد نيز داراي موضع كم و بيش روشني هستند عده اي از متفكران با افزايش جمعيت موافق بوده و آن را عامل پيشرفت اقتصادي و مولد ثروت مي دانستند . گروهي ديگر افزايش جمعيت را باعث فقر و تنزل سطح رفاه دانسته و مخالف آن بوده اند . عده اي نيز از ثبات تعداد جمعيت طرفداري نموده . منطقي ترين برداشت را طرفداران نظريه حد متناسب جمعيت ابراز داشته اند مبني بر اينكه بايد تناسب و هماهنگي بين تعداد جمعيت و امكانات و تسهيلات زيستي وجود داشته باشد هم اكنون به اختصار هر يك از اين برداشتها و تفكرات را مورد بررسي قرار              مي دهيم .

 

گروه اول : طرفداران نظريه افزايش جمعيت

براساس اين نظريه كره زمين به طور نامحدود داراي امكانات و منابع لازم جمعيت حيات و رفاه انساني است و نبايد از اين بابت بيم و هراسي به خود راه دهيم در دين يهود پيروان اين دين به افزايش جمعيت و پراكندگي شدن در سراسر جهان تشويق مي شوند در دين زرتشت ازدواج همگاني و داشتن فرزندان نيك و نيك پرورش و آموزش داده شده جزء مفاخر به شمار مي رفته است . پرودود مورد يوناني مي گويد در ايران باستان ايرانيان به داشتن فرزندان بيشتر تمايل داشتند و شاهان به خانوادهايي كه بيشترين تعداد فرزند بخصوص پسر هداياي ارسال مي كردند . دين مسيح هم علي رغم خودداري كشيشان كاتوليك از زناشويي به طور كلي ازدواج و افزايش جمعيت را سفارش مي كند . دين اسلام نيز با افزايش جمعيت موافقت و بويژه با فرزندكشي به جهت بيم فقر و تنگدستي مباره كرده و آن را گناهي بزرگ مي داند در مورد تشويق به ازدواج و باروري در قرآن مجيد ايه 32 از سوره نور آمده است : بي همسران خود را و همچنين غلامان ، كنيزان البته كنيزان درست كارتان را همسر دهيد اگر تنگ دستيد . در آيه 233 سوره بقره طول زماني شيرخواري اطفال توسط مادران دو سال تمام تعيين گرديده است و پدر مكلفت به تامين خوراك و پوشاك براي مادر طفل شده است در همين آيه ذكر شده هيچ كس را تكليف نكنند مگر به قدر طاقت او و مادر نبايد در نگهداري فرزند به زيان افتد و پدر نبايد بيش از حد متعارف براي كودك متضرر شود . طول زمان شيرخورگي و همچنين احتراز از به زيان افتادن پدر و مادر به خاطر كودك بيانگر فاصله گذاري بين حاملگي ها نوعي تنظيم خانواده و كنترل باروري است از ديگر معتقدان به افزايش جمعيت مدافعان مكتب سوداگري يا مركان تلسيم (تجارت پيشگي ) مي باشند كه معتقدند افزايش جمعيت موجب و همچنين سرچشمه نيروي اقتصادي ، سياسي و نظامي است و تراكم و تعداد ضعيف جمعيت افراد را به آسان زيستي و تنبلي سوق مي دهد اما تراكم و تعداد زياد جمعيت ممكن است باعث كمبود ارزاق و امكانات زيستي گردد انسان را به كار بيشتر و رقابت و توليد رو به افزايش وا مي دارد .

ويزيوكرادها ( طرفداران توليد ثروت از طريق كشاورزي ) نظريه اي شبيه سوداگران دارند و بر اين باورند كه منشاء ثروت عبارتند از زمين ، انسان ، كار و كشاورزي . در ايران باستان و امپراطوري رم جمعيت زياد معادل داشتن ارتشي عظيم تلقي مي شده و به وسعت سرزمين و عظمت كشور كمك مي كرده است . در سالهاي 1920 و 1930 ميلادي حكومت موسوليني در ايتاليا و در آلمان حكومت هيتلر زناشويي و ازدياد نسل مورد تشويق بسيار قرار مي گرفت تا وسيله ي برتري سياسي ، نظامي ، اقتصادي اين دو كشور قرار گيرد . در سالهاي 1950 و 1960 نيز دو اقتصاد دان به نامهاي فرانسوا پيرو و والت روستو عامل جمعيت و سرعت افزايش آن را باعث تحرك و پويايي اقتصادي و توليد ثروت دانسته اند و قرنها نظريه افزايش جمعيت رواج داشته .

گروه دوم : مخالفان افزايش جمعيت

اين دسته از متفكران مسائل جمعيتي معتقدند كه افزايش جمعيت به تدريج به فقر و تنزل سطح زندگي خانواده و جامعه مي انجامد بنابراين بايد با بكار بستن راههاي مختلف از اين افزايش جلوگيري كرد علاوه بر افلاطون و ارسطو كه بر الگوي دربهاي بسته دولت شهرهاي يوناني با جمعيت محدود تاكيد داشتند عده اي از صوفيان نيز زناشوئي و توالد و تناسل را مانع قطع وابستگي و علاقه به جهان مادي مي پنداشتند از جمله اين افراد كه مخالف افزايش جمعيت و توليد نسل بودند ثنايي متفكر شاعر عارف و از پيش رويان صوفي در قرن پنجم هجري شمسي است كه مسئوليت خانوادگي را مانع تمركز انديشه براي خودشناسي مي داند در پايان قرن 18 ميلادي ظهرو رابرت مالتوس كشيش انگليسي و اشاعه افكار بدبينانه او نسبت به موضوع افزايش جمعيت پديده مهمي بود كه در مسير تفكرات جمعيتي پيش آمده او پس از سالها در مسائل جمعيتي تفكر و پژوهش نمود در سال 1823 كتابي در زمينه اصول تحولات جمعيتي در رابطه با سعادت و بهروزي جوامع انساني انتشار داد در اين كتاب او بر اين موضوع تكيه دارد كه افزايش جمعيت تابع تصاعد هندسي ( 2-4-8-16) و افزايش مواد غذايي و ارزاق تابع تصاعد حسابي يا عددي ( 5-4-3-2-1) در نتيجه پس از مدت زمان معيني بشريت دچار قحطي و فقر مي گردد مالتوس اين دورنماي بسيار سياه و ياس آور را كه ترسيم كرده بود در مقابلش راه حلي ارائه كرد كه مهمترين آن تجرد و خودداري از ازدواج به طور موقت و در موارد لزوم به طور مستمر و دائم

نظريه نئومالتوسيانيسسم (جديد)

پيروان اين نظريه ضمن موافقت نسبي با نظريه مالتوس تجرد موقت و يا دائمي را نپذيرفتندو در مقابل پيشنهاد كردند كه ضمن زندگي زناشوئي باروري و حاملگي كنترل شود بدون آن كه راههاي آن را ارائه دهند بدينوسيله جمعيت در نتيجه تقليل زاد و ولد كاهش يابد .

گروه سوم : طرفداران جمعيت با تعداد ثابت

متفكران و وابستگان به اين نظريه مي گويند زماني كه جمعيت به حد مطلوب رسيد بايد آن را در همان تعداد نگه داشت حال اين حد مطلوب چقدر است و چه ارتباطي با امكانات زيستي دارد مشخص نيست ديگر آن كه اگر جمعيت كشوري پائين تر از اين حد مطلوب و يا بالاتر از آن باشد چه بايد كرد اگر از حد مطلوب بالاتر است آيا بايد پائين آورده شود ( در چه زماني و با چه وسايلي ) و اگر از حد مطلوب پائين تر است آيا بايد بالاتر برود بازهم در چه زماني و با چه وسايلي ملاحظه مي كنيد كه سه مشكل و سه مسئله در اين زمينه وجود دارد .

1- حد مطلوب و كافي در دراز مدت چيست .

2- موضوع كاهش جمعيت اگر بيش از حد مطلوب باشد

3- موضوع افزايش جمعيت اگر كمتر از حد مطلوب باشد .

از متفكران اين گروده دو دانشمند جمعيت شناس به نامهاي جان استوارت ميل انگليسي و لئونارد سيسموندي سوئيسي از همه شاخص ترند .

گروه چهارم : ‌پيروان نظريه حد متناسب جمعيت

كه اساس تفكرات و برنامه هاي امروز جمعيتي را تشكيل مي دهد در حقيقت بر اين اصل استوار است كه رابطه جمعيت و امكانات زيستي يك مفهوم ثابت و ايستا نيست بلكه بسته به امكانات و توزيع جغرافيايي و تغيير پذيري و قابليت تطبيق اين امكانات تغيير و تحول مي يابد بدين نحو كه اگر جمعيتي در شرايط امروز با تعداد و توزيع خاص آن متناسب تلقي شود ممكن است در زمان و شرايط ديگر متناسب نباشد و مستلزم تغيير و تطبيق گردد بدين ترتيب جنبه پويايي مفهوم حد متناسب جمعيت درك مي شود .

در شرايط امروز جهان كه مرگ و مير رو به تنزل وكاهش مي رود و تعداد قابل توجهي از كشورهاي در حال توسعه موفق به كنترل نسبي سرعت زاد و ولد در جوامع خود گرديده اند تعيين حد متناسب جمعيت براي مدت معين از داده هاي روشن تر و قطعي تري كمك مي گيرد بخصوص كه با انجام سرشماري ها و آمارگيري ها به طور تقريب تمامي داده هاي لازم براي بهينه كردن روابط اقتصادي جمعيتي آماده است و براي شناخت موقعيت آينده نيز داده هاي مذبور كافي است از پيشروان بزرگ نظريه حد متناسب جمعيت آلفرد سووي مي باشد .

 

 

 

فصل دوم – ساختار و حالت جمعيت و انواع توزيع آن

توزيع جمعيت بر حسب جنس :

جمعيت از جنس زن و مرد تشكيل مي شود معمولاً در هنگام تولد نسبت مواليد پسر به مواليد دختر مساوي 05/1 ميباشد يعني در بدو تولد در مقابل هر 100 نوزاد دختر 105 نوزاد پسر به دنيا مي آيد ليكن اين نسبت هميشه مساوي 05/1 نيست و تفاوت هاي ناچيزي در زمان و مكان از اين لحاظ به چشم مي خورد .

نسبت مواليد پسر به مواليد دختر را در اصطلاح جمعيت شناسي نسبت جنسي در هنگام تولد مي نامند و اين نسبت جنسي بدين گونه محاسه مي شود .

= نسبت جنسي در هنگام تولد

گاهي نسبت جنسي در بعضي از گروههاي سني نامنظم و همراه با بالا و پائين شدن شديد مشاهده مي شود مثلاً در سال 1345 در مقايسه نسبت جنسي جمعيت در ايران در گروه سني 10 تا 14 دختران به دليل ازدواج هاي زودرس و قبل از سن قانوني ازدواج باعث عدم اظهار تعدادي از دختران ازدواج كرده در اين سنين و در نتيجه بالا رفتن نسبت سني در گروه 10 تا 14 نسبت به پسران مي باشد و يا با شروع سنين نظام وظيفه اجباري احتمالاً تعدادي از مردان جوان كمتر از بيست سال و تا حدود 25 تا 29 سال به منظور احتراز از جلب در صفوف نظام وظيفه و ارتش باعث پائين آمدن نسبت جنسي شده است .

توزيع جمعيت بر حسب سن :

نوع سني كه در علم جمعيت شناسي اغلب اوقات با آن سر و كار داريم سن مداوم است و آن سني است كه بين دو سن سالروزي اطلاق مي شود در حقيقت به طول زمان بين دو سن سالروزي

مثلاً اگر كسي 3 ماه قبل يا 11 ماه قبل به بيستمين سالروز تولد خود نائل شده باشد در هر صورت 20 ساله محسوب ميگردد و در بررسي هاي جمعيتي به طور خلاصه سن او را 20 سال به حساب مي آورد نوع ديگرسن ، سن درست است و آن سني است كه شخص در تاريخ معين به آن نائل مي گردد سن درست هر سال فقط يك بار و آن هم فقط در تاريخ سالروز تولد مصداق مي يابد در حقيقت سن درست در يك تاريخ و لحظه معين مصداق مي يابد در حالي كه سن مداوم به مدت يكسال از سالروزي تا سالروز بعدي به طور مداوم ادامه مي يابد.

نسبت بستگي :

شاخص ديگري كه وضع ساختمان و توزيع سني را نشان مي دهد نسبت بستگي است و آن نسبت افراد خارج از سن فعاليت به افراد واقع در سن فعاليت است براساس اين تعريف جمعيت را به 3 گروه بزرگ سني تقسيم كرده و درصد افراد را در هر يك از 3 گروه محاسبه مي نمايند و براساس ارتباط اين درصدها نسبت بستگي را بدست مي آورند . اين 3 گروه بزرگ سني عبارتند از 0 تا 14 خارج از سن فعاليت ، 15 تا 64 واقع در سن فعاليت و 65 به بالا خارج از سن فعاليت

( به بالا 65) + (14 تا 0)

                                                                                                                            (15 تا 64)

هرم نسبي جمعيت :

براي نمايش هندسي توزيع جمعيت بر حسب سن نموداري تدوين مي شود كه بنام هرم سني معروف است اين هرم داراي دو محور است محور عمودي كه اختصاص به سن دارد و محور افقي كه اختصاص به تعداد افراد در هر يك از دو جنس را دارد بدين ترتيب هر قدر از پائين هرم به طرف بالا برويم به سنين بالاتر مي رسيم و ضمناً ازتعداد افراد در اين سنين نزد زنان و مردان كاسته مي شود و نمودار رفته رفته شكل يك هرم به خود مي گيرد .

توزيع جمعيت برحسب شهر و روستا

جمعيت  هر كشور در سطح آن كشور پخش و توزيع گرديده است براي سنجش اين توزيع و تغييرات ناحيه اي ان تراكم جمعيت را در سطحي معين حساب مي كنند ابتدا تراكم حسابي مورد نظر است اين تراكم عبارت است از حاصل تقسيم جمعيت بر مساحت كل كشور به كيلومتر مربع اين ميزان تراكم نشان مي دهد كه در هر كيلومتر مربع از مساحت كشور به طور متوسط چند نفر زندگي مي كنند اما با وجود رواح محاسبه اين شاخص اين نوع ميزان تراكم داراي دقت كامل نيست زيرا تمامي اراضي يا زمينهاي يك مملكت لزوماً زير كشت و قابل كشت نيست بهتر است بدانيم در هر واحد زيركشت چند نفر زندگي مي كنند بدين منظور جمعيت را به مساحت اراضي زير كشت و زير آيش تقسيم مي كنند واحد سطح در اين مورد هكتار است و حاصل را ميزان تراكم زيستي مي نامند .

جنبه ديگر توزيع جغرافياي جمعيت تفكيك آن است برحسب جمعيت شهر نشين و روستا نشين است براي اين كه يك محل تجمع شهر تلقي گردد بايد اين محل داراي حداقلي از جمعيت باشد در ايران حداقل تا سال 1365 در كشور ما نقاط داراي 5 هزار نفر بيشتر شهر محسوب مي شده و نقاط داراي كمتر از 5 هزار نفر روستا بحساب مي آمده اند از سال 1365 به بعد در ايران نقاط كمتر از 5 هزار نفر هم كه داراي شهرداري باشند در سرشماري ها شهر محسوب گرديده . در ضمن تمام نقاط داراي كمتر از 5 هزار نفر نمي توانند روستا بحساب آيند زيرا برخي از آنها آنقدر كم جمعيت اند ( تجمعات زير 100 يا 50 نفر )‌ كه آنها را بايد آبادي كوچك ناميد تا يك روستا براساس اين تعاريف نسبت جمعيت ساكن در شهرها به كل جمعيت كشور ميزان شهرنشيني را بدست مي دهد .

ميزان شهر نشيني =

برعكس جمعيت روستا نشين تقسيم بر كل جمعيت كشور ميزان روستا نشين است .

توزيع جمعيت برحسب بخش زناشوئي

جمعيتي كه در سنين قانون ازدواج و سنين بعد از آن قرار دارند بر حسب وضع و موقعيت زناشويي قابل توزيع است وضع زناشويي هر فرد از اين جمعيت در هنگام سرشماري و آمار گيري معمولاً در يكي از چهار حالت زير ممكن است قرار بگيرد .

1- هنوز ازدواج نكرده      2) همسردار        3) بي همسر در نتيجه فوت همسر  

4) بي همسر در نتيجه طلاق كه اين چهار وضع براي هر يك از دو جنس قابل تفكيك است .

توزيع جمعيت بر حسب فعاليت و شغل :

جمعيت واقع در سن قانوني كار و سنين بالاتر ( تا سن بازنشستگي ) جمعيت بالقوه فعال است كه از اين جمعيت عده اي از آنها اكثراً كمتر از 100% داراي شغل هستند جمعيت شاغل را شامل مي شود .

شاغل : كسي است كه شغل و حرفه اي دارد و به طور عمده ساعاتي را در هفته يا در ماه و به اين شغل و حرفه مي پردازد و مزد و حقوقي بابت كار در اين شغل دريافت مي كند .

يك شغل ممكن است در رشته هاي متفاوت فعاليت اقتصادي اعمال شود مثلاً‌يك مهندس برق ممكن است شغل مهندسي خود را در يك كارخانه برق انجام دهد و يا در رشته تاسيسات كشاورزي و يا در قسمت برق يك تئاتر بدين ترتيب يك شغل مي تواند در رشته هاي متفاوت فعاليت شغلي كاربرد داشته باشد . صاحب يك شغل داراي موقعيت شغلي معيني است كه معمولاً در يكي از اين عناوين قابل طبقه بندي است .

1) كارفرما          2) كاركن مستقل           3) مستخدم دولت               4) مزد و حقوق بگير بخش خصوصي

5) كاركن فاميل    6) كارآموز

رشته هاي فعاليت عمده كه در سرشماري ها براي طبقه شاغلان بكار مي رود عبارتند از :‌

1) كشاورزي ، جنگل باني ، شكار و ماهيگيري 2) استخراج معدن و استخراج سنگ  3) توليدات صنعتي 4) ساختمان 5) برق ، گاز ، آب و سرويس هاي بهداشتي 6) بازرگاني ( كلي و جزئي و داخلي و خارجي ) 7) حمل و نقل ، انبارداري و ارتباطات 8) خدمات براي آسان تر شدن مطالعه و مقايسه رشته هاي فعاليت اقتصادي

سه بخش عمده فعاليت اقتصادي مورد نظر قرار مي گيرد : كشاورزي ، صنعت و خدمات

طبقه بندي مشاغل عمده در سرشماري ها به قرار زير است

1) كاركنان حرفه اي و فني و كاركنان وابسته 2) مديران و كارمندان اداري و اجرائي 3) كاركنان اداري و اجرايي 4) كاركنان در امور فروش 5) كاركنان در امور خدمات 6) كاركنان در امور كشاورزي و دامپروري ، جنگل ،‌ماهيگيري و شكار 7) كاركنان در امور توليد و استخراج و متصديان و كارگران وسايل حمل و نقل .

اين طبقه بندي ها در مورد شغل بوسيله دفتر بين الملل كار در ژنو انجام يافته و سالهاست كه در سرشماري ها مراعات شده و عمل گرديده است .

توزيع جمعيت بر حسب سواد و آموزش

جمعيت هفت سال به بالا از لحاظ وضع سواد و آموزش مي توان بر حسب جنس تفكيك كرد اين تفكيك نيز مانند ساير خصوصيات جمعيتي براساس گروههاي سني 5 ساله انجام مي گيرد در سرشماري هر كس كه به هر زبان قادر به خواندن و نوشتن باشد با سواد محسوب مي شود و اگر از عهده خواندن و نوشتن برنيايد بي سواد خوانده مي شود علاوه بر اين دو گروه عده محدودي ممكن است فقط قادر به خواندن باشند كه آنها را در جداول نتايج سرشماري نيمه باسواد مي خوانند جمعيت با سواد ممكن است به تفكيك سالهاي تحصيل مقاطع تحصيلي رشته و مدرك تحصيلي طبقه بندي شوند در كشورهاي در حال توسعه كه سازمان آموزشي و سواد آموزي عمومي آنان سابقه طولاني ندارد بزرگترين درصد باسواد در گروه سني 10 تا 14 ساله ها مشاهده مي شود .

توزيع جمعيت بر حسب وضع مهاجرت

تعريف مهاجرت : به جابجايي افراد از مكاني به مكان ديگر چه كوتاه مدت ، چه بلند مدت مهاجرت گويند .

كسي كه محل اقامت و محل تولدش با هم يكي نباشد به اعتبار محل اقامت درون كوچي و به اعتبار محل تولد برون كوچي انجام داده است بدين ترتيب ساكنان يك شهرستان و يا استان را مي توانيم برحسب اين كه متولد آن شهر ، شهرستان يا استان هستند يا نيستند طبقه بندي يا تفكيك كنيم اگر اين تفكيك براساس سن انجام گيرد ارتباط بين سن و تحرك مكاني و مسافت كوچ درجمعيت معلوم و محاسبه مي گردد . اين ارتباط اصولاً چنان است كه با بالا رفتن سن احتمال تحرك مكاني و كوچ بيشتر مي شود .

توزيع جمعيت بر حسب خانوادر و ابعاد و انواع آن

اكثر افراد جمعيت در واحدهاي اجتماعي ، اقتصادي و زيستي كه بنام خانوار يا خانواده معروف است گردهم زندگي مي كنند هر خانوار داراي تعدادي از افراد است كه به اين تعداد بعد خانواد مي گويند اين بعد از يك نفر شروع و تا 10 نفر بيشتر ممكن است برسد .

انواع خانوارهايي كه در سرشماري ها ملاك قرار مي گيرد بشرح زير است :

الف ) خانوارهاي معمولي :

1) زن و مرد ازدواج كرده بدون فرزند 2) پدر و مادر و فرزندان ازدواج نكرده 3) پدر و مادر و فرزندان ازدواج كرده بدون نوه 4) پدر و مادر و فرزندان ازدواج كرده با نوه 5) هر يك از انواع فوق بعلاوه ساير افراد 6) تك زيست ها

ب) خانوارهاي دسته جمعي :

مجموع افرادي كه به دليل داشتن هدف يا ويژگي هاي مشترك مانند انجام خدمت نظام وظيفه ، تحصيل ، بيماري رواني ، نگهداري سالمندان در يك موسسه از قبيل پادگان ، خوابگاه دانشجويي ، آسايشگاه رواني ،‌آسايشگاه سالمندان با هم زندگي مي كنند يك خانواده دسته جمعي محسوب مي شوند .

توزيع جمعيت و خانوار برحسب وضع سكونت :

يكي از نيازهاي اساسي در هر جامعه اي مسكن و سرپناه مي باشد كه انسان پس از فعاليت روزانه نياز دارد در آن استراحت كند به همين لحاظ مسكن ارتباط مستقيم و نزديكي با جمعيت و خانوار دارد . اولين سئوالي كه در زمينه مسكن مطرح مي شود در ارتباط با جمعيت اين است كه اعضاي يك خانوار چند اتاق در واحد مسكوني مورد سكونت در اختيار دارند . از اين جا رابطه بين تعداد اعضاي خانواد و تعداد اتاق در اختيار آنان بدست مي آيد بدين صورت كه تعداد كل اعضاي خانوارها تقسيم بر تعداد كل اتاقهاي در اختيار خانوارد ميانگين نفرات در اتاق را بدست مي دهد كه نشان مي دهد به طور متوسط در هر اتاق چند نفر ساكن هستند . علاوه بر اين موضوع وضع تصرف مسكن نيز از مسائل جمعيتي است ، معمولاً انواع تصرف مسكن بدين صورت طبقه بندي ميگردد :

1- ملكي ( عرصه و اعيان ) 2) ملكي (‌فقط اعيان )‌3) اجاره اي 4) فقط رهني 5) موقوفه 6) مجاني و بلاعوض

مصالح عمده بكار رفته در ساختمان نيز از موضوعات مورد بررسي درامر مسكن است معمولاً ساختمانها از لحاظ مصالح عمده بكار رفته بدين صورت طبقه بندي مي شوند :

بتن آرمه ، سنگ و آهن ، سنگ و چوب ، آجر و آهن ، آجر و چوب ، چوب ، چوب و خشت ، خشت و گل و انواع ديگر .

از نظر تأسيسات و تسهيلات موجود در مسكن نيز كه از ملاك هاي مهم رفاه و سطح بهداشت در خانوارهاي ساكن است در سرشماري ها بدين گونه تقسيم مي شود :

نوع آشپزخانه ( بهداشتي ، نيمه بهداشتي و غيربهداشتي ) ، نوع توالت ( بهداشتي ، نيمه بهداشتي و غيربهداشتي ) برق (‌ آب لوله كشي ، انواع ديگر دسترسي به آب )‌ ،‌ تلفن ، گاز

فصل سوم : تحول و پويايي جمعيت در زمان و مكان

در هر جمعيتي طي يكسال عده اي متولد مي شوند وعده اي مي ميرند علاوه بر اين دو واقعه ازدواج ، طلاق و مهاجرت را نيز به آنها افزود كه به همه اينها وقايع اصلي جمعيتي گويند . بنابر اين وقايع مهمي كه باعث افزايش ، كاهش و تغيير ساختمان و ساختار سني جمعيت مي شوند عبارتند از :

تولد و مرگ ، درون كوچي و برون كوچي كه اين عوامل اثرات و رابطه عددي آنها با رقم كل جمعيت بدين شكل نشان داده مي شود :

ΔP= +B-D+I-E
افزايش و يا كاهش جمعيت =ΔP

ميزان مواليد=B                           درون كوچي =I

ميزان مرگ و مير =D                   برون كوچي =E

اگر تعداد مواليد و درون كوچي بيش از مرگ و مير و برون كوچي باشد جمعيت افزايش مي يابد و در حالت عكس جمعيت رو به كاهش مي رود درعين حال كه هر يك از عوامل در جاي خود داراي اهميت خاص و روشهاي محاسبه و مقايسه خاص خود مي باشند .

اگر اين رقم را در 1000 ضرب كنيم تعداد مواليد در ازاي هر 1000 نفر جمعيت در سال بدست مي آيد .

باروري كه خود بر دو قسم است :‌

اول : ميزان باروري عمومي كه حاصل تقسيم مواليد يكسال بر همه زنان بين 15 تا 44 سالگي همان سال مي باشد

دوم :  باروري نكاهي كه در مخرج كسر فقط زنان داراي همسر را بحساب مي آورند.

مي توان ميزان باروري عمومي و ميزان باروري نكاهي را بر حسب سن نيز بدست آورد .

افزايش طبيعي و افزايش مطلق جمعيت :

اگر در جمعيت هيچ نوع از انواع مهاجرت اعم از درون كوچي و برون كوچي انجام نگيرد تغييرات تعداد جمعيت فقط در نتيجه دو عامل طبيعي مواليد و مرگ و مير است كه در اين صورت نتيجه اين تاثير را افزايش طبيعي جمعيت مي نامند كه طريقه محاسبه آن

افزايش مطلق : اگر علاوه بر ميزان مواليد و ميزان مرگ و مير دو عامل درون كوچي و برون كوچي را بحساب آوريم ميزان افزايش مطلق سالانه جمعيت بدست مي آيد كه بدين صورت محاسبه مي شود .

 

در صورت اين فرمول دو عامل افزايش دهنده تولد و درون كوچي و در قسمت دوم دو عامل مرگ و برون كوچي از يكديگر كسر گرديده بر مخرج يعني جمعيت تقسيم گرديد كه حاصل آن ميزان مطلق جمعيت است

ازدواج و طلاق :

اين دو واقعه مهم از لحاظ تغيير موقعيت خانوادگي و نكاهي افراد و هم از لحاظ باروري و توالد و تناسل يعني بقاي نسل داراي اهميت است در حقيقت ازدواج آغازگر باروري و منشاء توالد است . اكثريت قريب به اتفاق ازدواج ها در مورد زنان در دوران بلوغ تا يائسگي انجام مي گيرد .

الف ) ازدواج : براي محاسبه ميزان ازدواج در يك كشور تعداد ازدواج هاي يكسال را به جمعيت ميانه همان سال تقسيم مي كنند

دو شاخص سرعت ازدواج و عموميت ازدواج نيز علاوه بر ميزان ازدواج قابل بررسي است سرعت ازدواج را با مطالعه مقايسه اي درصد ازدواج كرده ها در دو گروه سني 15 تا 19 ساله ها و 20 تا 24 ساله ها نزد مردان و زنان كه در جداول نتايج سرشماري منتشر مي گردد بررسي مي كنند

هر چقدر رشد اين درصد از گروه سني اول به دوم سريعتر باشد سرعت ازدواج بيشتر است عموميت ازدواج را معمولاً با بررسي درصد ازدواج نكرده ها در گروه 45 تا 49 ساله ها نزد مردان و زنان مطالعه مي كنند . هر قدر درصد افرادي كه مجرد ماندند بيشتر باشد عموميت ازدواج در جمعيت مورد بررسي كمتر و ضعيف تر است . معمولاً از گروه سني 45 تا 50 به بعد مردان و زنان ازدواج كرده افزايش محسوسي نمي يابد و تقريباً ثابت مي ماند به همين دليل اين گروه سني و حداكثر گروه سني بعدي يعني 50 تا 54 را سنين تجرد قطعي مي نامند .

ميزان ازدواج بر حسب سن :

شاخص ديگري كه در امر ازدواج قابل مطالعه است ميزان ازدواج بر حسب سن است كه عبارت است از حاصل تقسيم تعداد ازدواج هاي واقع شده طي يكسال معين و در يك سن معين به تعداد كل افراد واقع در همين سن به همان سال .

ب ) طلاق 

ميزان طلاق :‌ اولين شاخص بررسي طلاق ميزان آن است كه عبارت است از حاصل تقسيم تعداد طلاق هاي يكسال بر جمعيت ميانه همان سال كه باز اگر اين ميزان را در 1000 ضرب كنيم تعداد طلاق براي هزار نفر جمعيت بدست مي آيد .

شاخص ديگر در طلاق سن متوسط طلاق است و آن سن متوسط مردان و نزاني است كه براي آن طي يكسال معين طلاق واقع شده است . مسائل طلاق شاخص ديگري است كه مي توان طول متوسط سالهاي زناشويي مختوم به طلاق را هر سال محاسبه كرد . روش محاسبه عبارت است از حاصل تقسيم تعداد كل سالهاي زناشويي مختوم به طلاق براي طلاقهاي واقع شده در طي يكسال معين به تعداد طلاق هاي همان سال .

مهاجرت :‌

ميزان مهاجرات را مي توان از داده هاي سرشماري بدست آورد بدين ترتيب كه هر منطقه طي مدت معيني ( يكسال ، پنج سال  يا ده سال و .... )‌عده اي مهاجر از نقاط ديگر پذيرفتند (   ) و عده اي مهاجر از آن منطقه به نقاط ديگر رفتند ) E ) اگر در اين منطقه تا زمان سرشماري مهاجرپذيري يعني درون كوچي بيشتر از مهاجر فرستي ( برون كوچي ) باشد در اين صورت  >Eدر اين صورت اين منطقه از لحاظ مهاجرت داراي ترازنامه مثبت است و اگر برعكسE>   باشد داراي ترازنامه منفي است .

سرعت مهاجرت :‌

حال براي اين كه ميزان و سرعت مهاجرت را در اين منطقه تا زمان سرشماري حساب كنيم ضروري است تفاوت بين درون كوچي به اين منطقه را I با برون كوچي E حساب كرده و اين رقم تفاضل را كه گاهي ممكن است صفر باشد به جمعيت منطقه هنگام سرشماري تقسيم مي نمائيم ميزان و سرعت مهاجرت بدست مي آيد .

اگر درون كوچي بيش از برون كوچي باشد علامت جبري ميزان مثبت و در صورت عكس علامت جبري آن منفي است .

 

فصل 4 : سازمانها و منابع اطلاعات و آمارهاي جمعيتي

1) ثبت احوال : سازمان ثبت احوال مسئول جمع آوري و ثبت جاري و مستمر وقايع جمعيتي به ويژه مواليد و مرگ است . علاوه بر اين دو واقعه ازدواج و طلاع نيز در شناسنامه ثبت مي گردد . هر يك از اين چهار واقعه داراي مشخصاتي است كه مشخصات آن نيز در شناسنامه مشهود است كه ما به اختصار به آنها مي پردازيم :

الف) تولد : سن مادر و پدر در هنگام تولد نوزاد ، وضع سواد مادر و پدر ، محل تولد مادر و پدر ، وضع اشتغال زوجين ، تعداد زايمانهاي زوجه ، فاصله با زايمان قبلي در صورتي كه مادر بيش از يك زايمان داشته باشد ، فاصله تاريخ زايمان با تاريخ ازدواج در صورتي كه زايمان اول است ، محل ثبت و تولد ( شهر و يا روستا) و جنس مولود .

ب) مرگ :‌ سن هنگام مرگ ، جنس ، علت نهايي مرگ براساس گواهي پزشك ، شغل ، محل تولد شخص متوفي ، محل ثبت مرگ ( شهر و روستا)

ج)‌ ازدواج :‌سن هنگام ازدواج ، جنس ، دفعه و مرتبه ازدواج ، سن همسر جهت محاسبه اختلاف سن زوجين ، ميزان سواد و سطح تحصيلات زن و شوهر ، محل تولد زوجين ، محل ثبت ازدواج شهر و روستا

د) طلاق : سن هنگام طلاق ، جنس ، فاصله تاريخ طلاق يا تاريخ ازدواج ، علت مهم واصلي طلاق طبق مدارك دادگاه خانواده ، تعداد اطفال ناشي از ازدواج در هنگام طلاق ، محل تولد زوجين ، شغل زوجين ، ميزان سواد و سطح تحصيلات زوجين و محل ثبت طلاق .

2) مراكز آمار :  مراكز آمار در كشورهاي مختلف معمولاً هر 5 سال يا 10 سال يكبار سرشماري جمعيت را انجام داده و نتايج آن را در فاصله زماني كوتاه در اختيار مقامات برنامه ريز و پژوهشگران مسائل جمعيتي قرار مي دهند . اطلاعاتي كه سرشماري هاي جمعيت به دست مي دهند براساس پرسشنامه هايي است كه مبناء و مرجعه كار مي باشد .

تعريف سرشماري :‌سرشماري جمعيت عبارت است از يك سلسله امور و عمليات اداري ، مالي ، جغرافيايي كه هماهنگي آنها كار بسيار دقيقي است و به همين دليل يك برنامه زماني پيشرفت مراحل دراين زمينه اهميت دارد . اين برنامه زماني پيشرفت مراحل عبارتند از :‌

1) تعيين اهداف سرشماري 2) اصلاح و تهيه نقشه هاي جغرافيايي 3) تهيه جداول 4) تهيه طرح آزمايشي 5)‌تهيه پرسشنامه و دستورالعمل آزمايشي 6 ) آزمايش طرح مقدماتي در چند نقطه 7) كد گذاري و بازبيني پرسشنامه پرشده 8) استخراج نتايج 9) نقد و بررسي نتايج پرسشنامه 10) تجديد نظر در هدفها و روشها 11) تهيه جداول نهايي 12) تهيه طرح نهايي 13) تهيه پرسشنامه  ها و دستورالعمل هاي نهايي 14) چاپ اوراق پرسشنامه ها 15)تهيه سازمان اداري و بودجه سرشماري و توزيع هزينه ها 16) استخدام و تعليم افراد 17) اجراي سرشماري ( مهمترين و فشرده ترين مرحله )‌18) جمع آوري پرسشنامه هاي تكميل شده و استخراج آنها 19) انتشار نتايج مقدماتي 20) انتشار نتايج نهايي و تفسير .

سئوالات يك پرسشنامه سرشماري جمعيتي حاوي اين مطالب است :‌

1) نوع بستگي فرد با رئيس خانواد 2) وضع اقامت در خانواده 3) جنس فرد سرشماري شده 4) محل تولد 5) سن 6) وضع زناشويي 7) دين و مذهب 8) وضع سواد 9) بالاترين مدرك تحصيلي كسب شده 10) رشته تحصيلي 11) اشتغال عمده در هفت روز گذشته 12) ساعات كار در هفت روز گذشته 13) سمت در شغل 14) رشته فعاليت 15) شغل 16) تعداد اتاقهاي در اختيار خانوار 17) نوع تصرف مسكن 18) نوع سوخت خانوار 19) مصالح عمده بكار رفته در ساختمان مسكن 20) تسهيلات خانوار از لحاظ آب ، برق و ... 21) قدمت و سن ساختمان 22) تعداد افراد خانوار .

سرشماري جمعيت داراي ويژگي هايي است كه دقت و صحت نتايج آن را تامين مي نمايند اين ويژگي ها عبارتند از :‌

1) حمايت دولت در اجراي تمام مراحل كار 2) تعيين دقيق محدوده جغرافيايي سرشماري در شهرها و روستاهاي كشور 3) عموميت بر كليه افراد كشور و درجه شمول صدردصد 4) وحدت اجراي مصاحبه ها با افراد خانوار و طول زمان مطلوب پانزده روز  است 5) تلقي فرد به عنوان آخرين واحد سرشماري 6) انتشار نتايج سرشماري در حداقل زمان پس از اجراي سرشماري و براي تمام تقسيمات كشوري 7) قابليت مقايسه جداول و داده هاي آماري در مكان و يا زمان با نتايج و جداول ساير سرشماري هاي قبلي 8) تدوين برنامه و نمودار كامل و دقيق اجراي مراحل و پيشرفتزماني آن

3) آمارگيري بوسيله ساير سازمانها :

گاهي اين آمار گيري ها ممكن است توسط وزارت بهداشت و درمان ، وزارت كار و امور اجتماعي ، وزارت مسكن و شهرسازي ، بانك مركزي ، وزارت اقتصاد و دارايي و يا دانشگاهها و موسسات تحقيقاتي روي جمعيت هاي محدود اما با سئوالات مفصل تر و عميق تر انجام شود . به طور كلي هر چقدر سئوالات بيشتري در پرسشنامه ها باشد امكان پژوهش و تجريه و تحليل علمي جمعيت براساس نتايج منتشره سرشماري بيشتر مي گردد .

 

*فصل 5 : سياست هاي جمعيتي و برنامه هاي جمعيت و توسعه

تعريف سياست جمعيتي :

تعريف سياست و برنامه جمعيتي مجموعه اي است از انديشه ها و تصميمات مدون جمعيتي كه در راه منطقي كردن وهماهنگ كردن اركان و نهادهاي اجتماعي و اقتصادي و مقررات و نظامات آنها اتخاذ مي گردد . لذا هدف از اين سياست جمعيتي تصميمات براي رفاه و بهروزي گروههاي مختلف جمعيت و حل مسائل جمعيتي است .

مسائل جمعيتي :

آن دسته از امور و حقايق جمعيتي است كه از حالت تعادل و هماهنگي با ساير عوامل و حقايق مربوط خارج شده و در حقيقت يك امر طبيعي جمعيتي را به صورت يك معظل و مشكل اجتماعي اقتصادي و فرهنگي درآورده است. مسائل جمعيتي را بنابر رايج بودن آنها به صورت متعارف و كلاسيك نام مي بريم :

1) توزيع جغرافيايي جمعيت 2) شهر نشيني ومشاغل و خدمات 3) باروري و نظارت و كنترل آنها 4) تنزل مرگ ومير و بازتابهاي آن 5) نقش مهاجرت 6) سكونت و مسكن 7) تغذيه 8) آموزش و پرورش 9) توليد و مصرف 10) هماهنگي در قوانين مربوط به جمعيت و خانواده 11) سالخوردگي جمعيت و بيمه پيري 12) ساعات فراغت و طرح ريزي فرهنگي            13) پيش بيني جمعيتي 14) برداشت هاي سياسي اجتماعي جمعيت 15) نيروي نظامي 16) نيروي انساني كار آزموده  17) توزيع درآمد و ثروت 18) سرعت متناوب افزايش جمعيتي در طبقات شغلي و اجتماعي 19) وسايل ارتباط جمعي  20) محيط زيست 21) بهبود نسل 22) آموزش مسائل جمعيت و خانواده 23) هماهنگي سازمانهاي ذيربط با جمعيت       و خانواده 24) نقش دانشگاهها و موسسات پژوهشي 25) توزيع تسهيلات و تأسيسات در شهر و روستا 26) ميزان تمركز سازمانهاي دولتي وخصوصي در پايتخت 27) تداوم فرهنگي از نسلي به نسل ديگر 28) تساوي حقوق و ارزش زن و مرد .

1) توزيع جغرافيايي جمعيت :

كشور ما كشور پهناوري است و با توجه به تعداد فراواني روستا و شهر كه فواصل آنها از يكديگر گاه بسيار دور و گاه بسيار نزديك است در عين حال تنوع و تفاوت جمعيتي اين نقاط و مراكز تجمع نيز بسيار جالب و تعجب برانگيز است . برخي از اين تجمعات به لحاظ افزايش جمعيت سرمايه گذاري را جهت توسعه اقتصادي و اجتماعي خنثي و بي اثر مي سازند حتي اگر رشد جمعيت و آهنگ رشد جمعيت در اين مراكز كاهش يافته حتي به صفر برسد مانند شهرهاي تهران ، مشهد ، اصفهان و تبريز برعكس برخي از اين تجمعات به لحاظ كمي جمعيت و شرايط نامساعد جغرافيايي و اقليمي سرمايه گذاري را از صورت سود بخشي ساقط كرده و تلاشهايي در جهت پرجمعيت كردن اين نقاط نيز شايد نتواند آنها را به حداقل سطح بازدهي اقتصادي برساند .

 

 

2) شهر نشيني ومشاغل و خدمات

ميزان شهرنشيني به خودي خود نمي تواند مطلوب يا نامطلوب تلقي گردد بلكه اين در متن كل جمعيت و شرايط اجتماعي و اقتصادي يك كشور است كه ميزان شهرنشيني را جنبه مثبت يا منفي مي دهد مثلاً چنانچه ميزان شهرنشيني مهندسين صنايع بيش از ميزان شهرنشيني كل كشور باشد جاي چندان نگراني نيست چرا كه محل استقرار صنايع اكثراً در نواحي شهري يا نزديك به شهر است . برعكس اگر ميزان شهرنشيني مهندسين كشاورزي ، كارشناسان زراعي يا جنگل باني و يا دام پروري بيشتر از ميزان شهر نشيني كل كشور باشد آن گاه واقعا جاي نگراني است و بايد اقدام فوري در جهت استقرار خدماتي كه به اين مهندسين و كارشناسان نياز دارند به عمل آورده شود . آيا قابل قبول است كه كادر پزشكي و پيراپزشكي در يك كشور نزديك به صددرصد شهرنشيني و مقيم نواحي شهري باشند ؟ چنين چيزي چنين معني مي دهد كه روستانشينان حق بيمار شدن ندارند . ايجاد تعادل بين ميزان شهر نشيني و روستا نشيني خدمات و مشاغل لازمه سياست جمعيتي براي توسعه مناطق روستايي است

*3) باروري و نظارت و كنترل آنها

توالد و تناسل داراي دو ركن است اول ركن فيزيولوژيك و غيرارادي كه در تمام طبقات شغلي ، اجتماعي و فرهنگي تقريباً يكسان است و دوم ركن ارادي آن در زندگي اجتماعي و خانوادگي بايد توالد و تناسل و باروري براساس ركن دوم يعني جنبه ارادي متكي باشد نه رها كردن پيكر انساني به توالد و تناسل غيرارادي و اتفاقي و بي برنامه . در اين راستا در جهان از ديرگاه گرايش به ارادي شدن و برنامه اي شدن باروري و انديشيده شدن ابعاد خانواده پيدا شده كه هم اكنون تحت عنوان برنامه تنظيم خانواده در اكثر كشورهاي جهان تحت عملكرد و اجراست  . از مسائل مهم جمعيتي كشور ما شناساندن نقش تنظيم خانواده در جداكردن روابط جنسي زوجين از يك باروري ارادي و سنجيده است به نحوي كه هر تماس جنسي به تولدي ناخواسته نينجامد و شاهد مادراني نباشيم كه در آن واحد يك بچه را بر پشت بسته اند ، نوزادي را در حال شيردهي و جنيني را در شكم دارند . تفاوت بين خواست و عملكرد و انطباق بخشيدن از مسائل مهم جمعيتي است كه در سياست جمعيت ايران مهم است .

4) تنزل مرگ و مير و بازتابهاي آن

در صورتي كه بر اثر كاهش مرگ و مير ميزان مواليد از ثبات نسبي برخوردار باشد نتيجه اين تفاوت در دو مرحله تحقق هدفهاي جمعيت و توسعه را مشكل كرده و خنثي مي كند . اولاً تفاوت زياد اين دو عامل كه نتيجه آن ميزان افزايش شديد جمعيت در كوتاه مدت است نيازهاي عمومي جمعيت را از لحاظ مسكن ، غذا ، آموزش و پرورش ، تسهيلات درماني ، بهداشتي ، اشتغال و .. افزايش مي دهد

ثانياً :‌بهبود وضع درمان و بهداشت و رعايت نمودن مسائل بهداشتي باعث طولاني شدن عمر زوجين و در نتيجه بهره وردي طولاني تر دوران باروري زوجه مي باشد كه بازتاب آن در صورت عدم كنترل باروري افزايش مواليد در دراز مدت است سه مثال مي تواند آثار اين مسئله را در بسياري از شئون و مظاهر اجتماعي ، اقتصادي روشن و تشريح نمايد  . اولاً‌طول عمر بيشتر باعث تطويل سالهاي اشتغال نزد افراد مي گردد و بدين ترتيب منتظرين اشتغال ديرتر به بازار كار وارد مي شوند مگر اينكه مشاغل جديدي براي اين منتظرين ايجاد گردد . ثانياً تطويل عمر افراد نتيجه اش نياز بيشتر به مواد غذايي جهت تغذيه طي سالهاي اضافه شده عمر است . ثالثاً تطويل عمر افراد نياز آنها به درمان و خدمات پزشكي به نسبت سالهاي اضافه شده عمر تزايد مي بخشد 

 

 

5) نقش مهاجرت

در مجموعه متغيرهاي جمعيتي مهاجرت داراي تاثيرات متعددي است ابتدا ممكن است تصور شود كه مهاجرت فقط باعث انتقال جمعيت از نقطه اي به نقطه ديگر است كه نتيجه آن به هر صورت افزايش جمعيت شهر و يا منطقه مهاجر پذير و كاهش جمعيت در منطقه مهاجر فرست است اما مهاجرت علاوه بر حركت و تغيير مكان جغرافيايي افراد حركت رفتارها ، فرهنگ ها و جابجائي الگوهاي رفتاري نيز هست به طور مثال مهاجرت جمعيت روستا به شهر نه فقط باعث افزايش حجم جمعيت شهر مي گردد بلكه نتيجه رفتارهاي باروري و بهداشتي جمعيت كل شهر را موقتاً از كنترل خارج مي نمايد . پژوهشهاي باروري و بهداشتي نشان داده است كه مهاجرين وارد به شهر در زماني كوتاه از خدمات پزشكي و درماني بهتر از روستا بهره مند گرديده وميزان مرگ و مير آنان خيلي زود به حداقل مي رسد درحالي كه باروري مهاجران مدت مديدي مانند باروري شديد روستايي باقي مي ماند بازتاب اين تغيير ناهماهنگ و نابرابر در زمينه مرگو باروري باعث افزايش شديد ميزان رشد جمعيت در نقطه مهاجر پذير مي شود

*6) سكونت و مسكن

افزايش نياز به مسكن تابعي از افزايش جمعيت است علاوه بر آن حذف مصالح ساختماني غيرقابل قبول و استهلاك مساكن نيز از منابع ايجاد نياز در مسكن محسوب مي شود . در حال حاضر منابع نيازمندي مسكن را مي توان به طور خلاصه در عناوين زير عنوان نمود :

الف ) افزايش طبيعي جمعيت و تشكيل خانواده هاي جديد ب) افزايش جمعيت ناشي از مهاجرت ج) استهلاك سالانه مساكن با توجه به عمر مفيد استاندارد هر واحد ساختماني د) حذف تدريجي مساكن ساخته شده يا مصالح قديمي غيرقابل قبول و دور از استاندارد مقاومت مصالح ه) حذف يا رها كردن موقت مساكن و واحدهاي مسكوني با تراكم جمعيتي زياد و) تحول از خانوار تك زيست به خانوار چند نفري ذ) تحول سليقه و ذوق جامعه در زمينه ساختمان و انتخاب مسكن با تسهيلات مدرن و جديد از قبيل آسانسور

7) تغذيه

رابطه غذا و جمعيت از دو جهت قابل بررسي است :‌1) از نظر تعداد جمعيت 2) از نظر ساختمان سني جمعيت

كه در مورد اول بديهي است كه هر چقدر به تعداد جمعيت اضافه شود بايد به دنبال توليد مواد غذايي بيشتر بود اما درخصوص ساختمان سني جمعيت بايد گفت اگر در جامعه اي پانزده درصد جمعيت را افراد شصت و شصت و پنج سال و به بالا تشكيل دهند در تركيبات مواد غذايي بايد مواد گياهي و كم چربي و برعكس اگر بيشتر جمعيت را افراد كودك و نوجوان تشكيل مي دهند بيشترين نياز به مواد غذايي پروتئين دار و نيروزا مي باشد . علاوه برآن فرهنگ تغذيه نيز از اهميت بسيار بالايي برخوردار است در كشور ما امروزه قريب به اتفاق كودكان و نوجوانان خواهان فست فود و مواد غذايي كه با چاشني هاي مختلف طعم دار گرديده اند و براي اين كه مدت زمان بيشتري نگه داري شوند از مواد نگهدارنده استفاده مي شود كه به عقيده متخصصين بهداشت و تغذيه سرطان زا مي باشد و به طور كلي بيش از نيمي از جمعيت كشور ما دچار سوء تغذيه و گرسنگي مزمن مي باشند كه علاوه بر نوع مواد غذايي زمان تغذيه ، مكان آن و شرايط آن نيز در اين امر دخالت دارند . فردي كه در پشت ميزكارش همراه بااسترس لقمه غذايي را با خود آورده است و فقط براي رفع گرسنگي و پر كردن معده ميل مي نماد ضرر و زيان آن به مراتب بيشتر از تغذيه مطلوب مي باشد . بسياري از جوانان امروز صبحانه نمي خورد يا ميل ندارند و شير و رژيم غذايي در اكثر خانواده ها نقشي ندارد .

 

 

8) آموزش و پرورش

در هر نظام اجتماعي هر سال بايد تعداد اطفالي در يك مقطع سني پا به محيط هاي آموزشي بگذارند . در ايران هر سال تعدادي در حول و حوش 7 سالگي بايد به مدرسه برود اين تعداد تابع سطح باروري و مواليد حدود 7 سال قبل از ثبت نام آنان است علاوه بر اين افراديكه هر سال در كلاسهاي بالاتر و مراتب تحصيلي بالاتر به تحصيل اشتغال دارند نيز تابع تعداد مواليد و باروري سالهاي گذشته است . ضمناً توجه كنيم كه ارتقاء يك گروه ازكلاس و مرتبه اي به كلاس و مرتبه اي بالاتر فقط نتيجه تلاش فراگيري بهتر دروس و موفقيت در امتحانات نيست بلكه احتمال بازماندگي و بقاء از سني به سني بالاتر نيز نقش مهمي در اين زمينه دارد . همچنان كه احتمال بقاء از تولد تا 7 سالگي نيز در حجم ثبت نامها و  دانش آموزان سال اول ابتدايي موثر است مثلاً اگر در كشوري تقريباً تمامي موالد در نتيجه بهداشت و درمان پيشرفته به  7 سالگي برسند حجم و تعداد دانش آموزان كه در سال اول ابتدايي ثبت نام مي كنند به مراتب بيشتر است از كشوري كه درمان و بهداشت عقب مانده اي دارد . حقيقت ديگر كه بايد به آن توجه كرد اين است كه پدران ومادران تحصيل كرده اين خصوصيت سواد و آموزش خود را به طور يقين به فرزندان خود منتقل مي سازند . بدين ترتيب در طول يك نسل ميزان باسوادي كودكان و نوجوانان به صددرصد مي رسد و در نتيجه اين رفتار و گرايش به سواد و آموزش و پرورش كامل و همه گير بار و فشار بر سيستم آموزش و پرورش از لحاظ تعداد مدارس ، آموزگار و دبير و ... را رو به فزوني خواهد گذاشت كه دولت موظف است همگام با اين رشد حركت نمايد در غير اين صورت معضلات ديگري خود را بروز خواهد داد . هماهنگ با آموزش و پرورش بايد ظرفيت دانشگاهها و زمينه اشتغال نيز ايجاد و اضافه گردد كه بيكاري و معضلات جمعي ديگري را بهمراه خواهد داشت .

9) توليد و مصرف :‌

هر چند جمعيت هم توليد كننده است و هم مصرف كننده اما نقش تعداد جمعيت در توليد از زمان گذشته تا به امروز رو به كاهش گذاشته بدين ترتيب كه در گذشته معمولاً هر واحد كالاي توليد شده نتيجه سعي و كوشش يكنفر با يك گروه بود كه با كمك دست و فكر خود اين واحد كالا را در زمان نسبتاً طولاني توليد مي كردند . در اين سيستم تعداد واحدهاي توليد شده تابعي از تعداد نفرات توليد كننده بوده در حالي كه در زمان حاضر روشهاي خودكار ( اتوماسيون) واستفاده از رباط و توليد به طريق زنجيره اي حداقل نياز به انسان را دارد . در مورد مصرف وضعيت در جهت عكس است بدين معني كه هر فرد مصرف كننده تعداد زياد و متنوعي از محصولات توليدي است و به موازات افزايش جمعيت حجم مصرف نيز بالا مي رود و اين در حالي است كه اگر شرايط ثبات قوه خريد باشد .

10) هماهنگي در قوانين و مقررات مربوط به جمعيت و خانواده

علي رغم وجود مقررات محدود كننده تعداد فرزند ممكن است هنوز قوانين و متون متناقض با آن در گوشه و كنار به اجراء درآيد كه از دير قانونگذاران مخفي مانده باشد . همچنين مقررات مربوط به سن قانوني ازدواج دختران و پسران و تجويز اين امر در سنين پائين و نيز برخي از مقررات سخت گير نسبت به جلوگيري از حاملگي ناخواسته با سقط جنين هاي لازم مي تواند با هدفهاي برنامه تنظيم خانواده مغاير باشد در مورد ديگر قوانين و مقررات ناظر بر تامين مالي و بازنشستگي افراد سالخورده بايد همه طبقات را اعم از كارمندان دولت و شاغل آزاد و حتي متقاضيان كار و به طور كلي براي همه كساني كه به سن بازنشستگي مي رسند بطور يكسان دربرگيرد اين شامل شدن بازنشستگي و بيمه پيري             به طور غيرمستقيم از داشتن فرزندان زياد به عنوان عصاي دوران پيري جلوگيري مي نمايد . به طور كلي بايد                 گفت هماهنگي در مقررات جمعيتي و قوانين مربوط به خانواده و موضوعات اجتماعي و اقتصادي در رابطه با                  جمعيت ( قانون كار ، قانون ازدواج و طلاق ، بيمه هاي اجتماعي و خدمات درماني ، نظامات مربوط به خانه سازي و شهرسازي ، قوانين مربوط به حمايت مادر و كودك ، قوانين ناظر بر آموزش و پرورش و ... ) باعث تحقق سريع تر هدفهاي سياست و برنامه جمعيت و توسعه است .

11) سالخوردگي جمعيت و بيمه پيري :

براي جمعيت زيادي كه در اشتغال و كار بسر برده و در بخش هاي دولتي و خصوصي اقتصاد ملي را گردانده است بازنشستگي دردوران پيري حق مسلم است كه بايد حق بازنشستگي به هر ترتيب به او پرداخت شود . بودجه بازنشستگي آغاز اين سنين را قانون كار بسته به نوع فعاليت شاغل تعيين مي كند . واضح است كه سن شروع بازنشستگي براي يك كارگر معدن و يا يك چتر باز ارتش با شروع سن بازنشستگي يك استاد دانشگاه و يا يك قاضي و يا يك پزشك متفاوت است . دو شاغل اولي ممكن است حداكثر تا سن 50 سالگي در فعاليت شغلي خود باشند اما شاغل سوم يعني استاد دانشگاه احتمالاً تا 75 سالگي نيز قادر به تدريس و تحقيق باشد . تعيين سن بازنشستگي همراه با آگاهي بر تعداد كل جمعيت شاغل و متقاضي كار به تفكيك رشته هاي شغلي مي تواند خطوط اصلي سياست تامين دوران پيري جمعيت را روشن نمايد .

12) ساعات فراغت و طرح ريزي فرهنگي و هنري

نحوه گذراندن فراغت و نقشي كه وسايل ارتباط جمعي راديو ، تلويزيون ، مطبوعات با توجه به محتواي فرهنگي هنري و پيامي كه در جامعه دارا بوده و ايفاء مي كنند مي توانند در استنباط مردم و خانواده ها نسبت به باروري ازدواج ، اشتغال و بهداشت و درمان موثر باشد و آنان را به سوي رفتارهاي مورد نظر و مطلوب در اين زمينه ها سوق دهد چنانچه برنامه ها و مطالبي در جهت كاربري انديشه توسط اين وسائل ارتباطي به مردم ارائه شود به سياست جمعيتي و كنترل باروري و تنظيم خانواده كمك بزرگي خواهد شد .

13) پيش بيني هاي جمعيتي

مقامات برنامه ريزي اجتماعي و اقتصادي دولت بايد مجهز به ارقام و تعداد جمعيت به تفكيك سن ، جنس ، شهرنشين و روستانشين در حال حاضر و آينده باشند . لذا اجرا و تحقق پيش بيني هاي جمعيت براساس داده هاي سرشمارها و آمارگيري هاي مختلف جمعيتي امري لازم به عنوان وسيله كار برنامه ريزان و تصميم گيران است و يا تكيه بر اين پيش بيني هاست كه برنامه و سياست جمعيتي در مورد آموزش و پرورش و اطفال و جوانان واقع در سنين آموزشي جمعيت فعال و شاغل مادران واقع در سنين باروري سالخوردگان جمعيت شهرنشي و روستا نشين مهاجرت و بسياري از شئون ديگر جمعيتي بايد تعيين و طرح ريزي شود .

14) برداشت هاي سياسي اجتماعي جمعيت (مهم)

جهت گيري كلي افكار عمومي و نحوه برخورد و برداشت جامعه از مسائل اجتماعي و اقتصادي و سياسي جاري با ساختمان سني جمعيت در رابطه است چگونه ؟ بدين نحو كه افراد واقع در سنين جواني احتمالاً‌برداشتي سريع و شايد بسيار عاطفي و تا اندازه فراتر دورانديشي لازم از مسائل روز و مطالب جاري داخلي و خارجي دارند . به همين جهت گاهي جوانان ملعبه و بازيچه و آلت دست احزاب و گروههاي سياسي خاص در جهت منافع حزبي قرار مي گيرند برعكس افرادي كه دوران پرجوش و خروش جواني را پشت سر نهاده به هرحال تجربه اي اندوختند مفروض به داشتن خواهش انديشه تر و دورنگر و مبتني بر تجربه هستند .

 

 

 

15) نيروي نظامي

روزگاي وجود جمعيت فراوان و در اختيار داشتن ارتشي متشكل از نفرات زياد ضامن برتري نظامي و رفاهي بود در حالي كه در حال حاضر بدين گونه نيست و برتري هاي تكنيكي ،الكترونيكي و استراتژيك جاي برتري نفرات نظامي را به تدريج مي گيرد . برخي از كشورها ارتش خود را با نظاميان حرفه اي و فنون پيشرفته دفاعي مجهز ساخته اند و فلسه ارتش پرنفرات در خدمت نظام اجباري دو ساله و يا يكساله را رها كرده اند . به نظر مي رسد كه راه حل منطقي و عاقلانه راه حلي بينابين باشد تا دفاع از مرزها و منافع ملي كشور در حد مطلوب تامين گردد . به هر حال ارتش مبتني بر نفرات لازمه اش شناخت تعداد افراد در سنين بسيج است كه خود نياز به پيش بيني هاي جمعيتي و تاثير يابي آنها را از سياست تنظيم خانواده مطرح مي سازد .

16) نيروي انساني كارآزموده

در ظاهر امر تمام اشخاص بين سن قانوني كار و سن قانوني بازنشستگي نيروي انساني بالقوه بحساب مي آيند و مي توانند در محاسبات اجتماعي اقتصادي ظاهراً نقشي موثر در توليد كالا و خدمات داشته باشند . اما در دنياي كنوني نيروي انساني ماهر كارآزموده و با تجربه با تعداد كم بر نيروي انساني فاقد دانش و كارشناسي با نفرات بسيار برتري دارد اين در حالي است كه با توسعه ماشين و خودكار شدن و اتوماسيون و توليد زنجيري و استاندارد از نياز به نيروي انساني بالقوه رفته رفته كاسته مي شود . ظهور و كاربرد رايانه نيز در مسائل و موضوعات اجتماعي اقتصادي فني و علمي حل مسائلي پيچيده و ارائه راه حل و تصميم را آسان و در زمان بسيار كوتاه امكان پذير ساخته است كه اين خود نياز به نيروي انساني يا تعداد محدود اما با سطح علمي بالا را افزوده است . ضروري است كه در سياست نيروي انساني كشور با نگرش جديدي بنگريم .

17) توزيع درآمد و ثروت

از معيارهاي ثروت يا فقر يك جمعيت در زبان كلاسيك و معمول آن مقدار درآمد سرانه سالانه است اما علاوه بر آن بايد به ضابطه مهم نحوه و چگونگي توزيع درآمد نيز توجه داشت . اگر با ديد آماري بر اين امر بنگريم در مي يابيم كه اين معيار و ضابطه درآمد سرانه لزوماً نماينده توزيع عادلانه و متعادل درآمد در بين افراد جمعيت نيست در اين رابطه هر قدر انحراف از درآمد سرانه افراد از متوسط درآمد سرانه كمتر باشد مي توان قضاوت كرد كه نحوه توزيع عادلانه تر است . در كشور ما و بسياري از كشورهاي مشابه هنوز مساعي زيادي مانده است تا فاصله بين طبقات ثروت مند و فقر پر شود با اينحال توسعه و افزايش اهميت نسبي طبقات متوسط مي تواند اين فاصله را كمتر كند به هر حال يك سياست جمعيتي جامع و براساس دورنگري اقتصادي بايد بكوشد تعادل بين جمعيت و ثروت و توزيع متعادل و عادلانه آن هر چه زودتر و بهتر تأمين گردد .

18) سرعت متناوب افزايش جمعيت در طبقات شغلي ، فرهنگي و اجتماعي

اين نكته تاكنون به اثبات رسيده است ( در بررسي هاي مختلف اجتماعي و جمعيتي ) كه طبقات كم درآمد و والدين بيسواد يا كم سواد نسبت به طبقات تحصيل كرده باسواد و مرفه جامعه از تعداد فرزندان بيشتري برخوردارند . هر چند يكي از جمعيت شناسان معتقد است كه تغذيه و نوع مواد غذايي يكي از علل مهم توليد مثل و داشتن فرزندان زياد است و بعنوان مثال اظهار مي دارد كه در جنوب شرق آسيا كه غذاي اصلي اكثريت ساكنين اين منطقه برنج مي باشد وجود نشاسته در فعاليت و هر چه بيشتر فعال نمودن هورمون هاي جنسي موثر است حتي در جامعه ما نيز معتقد است كه كارگري كه پس از فراغت از كار تعداد نان بربري را با خود به منزل مي برد و درصد سرانه استفاده از پروتئين و گوشت در رژيم غذايي وي كمتر نقش دارد يكي از عوامل داشتن فرزندان بيشتر است . اما واقعيتي كه در جوامعي كه كشاورزي سنتي رايج است بخصوص در كشت برنج كه بيشتر مراحل آن با دست انجام مي پذيرد تعداد فرزندان بيشتر نشانه قدرت بيشتر توليد مي باشد كه اين امر خود بر داشتن تعداد فرزندان بيشتر اثر مي گذارد .

در نتيجه يك سياست جمعيتي هماهنگ لازم است كه برنامه تنظيم خانواده را روي طبقات مذكور تاكيد بيشتري بعمل آورد و آنها را از داشتن فرزندان زياد باز داشته و كمك هاي بيشتري در اين رابطه به آنان ارائه مي نمايد .

19) وسايل ارتباط جمعي

فرهنگ پذيري و تحول فرهنگ و رفتار جامعه تا حدود بسيار زيادي تحت تاثير وسايل ارتباط جمعي است . اگر محتوي اين وسايل را تا حد امكان در جمعيت سياست جمعيتي منطقي و در جمعيت هدفي مطلوب و تحت برنامه جمعيتي تنظيم نمائيم در رفتار خانوارها در زمينه باروري و توالد و تناسل و تمايل به تعداد فرزندان موثر واقع مي شود و به تحقق جمعيت متناسب با رشد اقتصادي مي انجامد .

20) محيط زيست

محيط زيست سالم به معني واقعي فقط در هوا تا به زمين و گياهان خلاصه نمي شود بلكه يك محيط زيست سالم بسياري عوامل ديگر را نيز دربر مي گيرد . از آن جمله مسكن با ابعاد مناسب و كافي فراغت و آرامش روحي ، خانواده با تعداد مناسب اطفال ، مظاهر مادي و معنوي تمدن ، شغل مناسب با لياقت و استحقاق شخص شاغل و .... را مي توان نام برد . بدين ترتيب وجود و تحقق محيط زيست سالم مستلزم هماهنگي در شعون و مظاهر متعددي است كه برخي از آنها قابل سنجش از نظر تعداد و مقدار مي باشد و برخي ديگر خير . سياست جمعيتي مي تواند در اركان مادي و قابل سنجش تاثير مستقيم داشته باشد و از اين راه در شئون مجرد و انتزاعي و غيرقابل شمارش نيز بطور غيرمستقيم كارائي مثبتي را دارا گردد . از آن جمله محدوديت شهر نشيتي و فضاي شهر مي تواند در طبيعت و مظاهر طبيعي آن مانند گياهان و فضاي طبيعي موثر باشد و توسعه شهرنشيني مظاهر طبيعي را به تدريج حذف كرده و در خود مي بلعد .

*21) بهبود نسل

ازدواج و توالد دو ركن مهم بقاي نسل است و توجه به اين دو ركن و هدايت آن در جهت صحيح موجب مي گردد تا جمعيت سالم تري داشته باشيم در حال حاضر در بسياري از كشورها از جمله كشور خودمان براي ازدواج فقط به آزمايش خون آن هم از باب عدم اعتياد توجه مي شود در حالي كه عوامل متعدد ديگري نيز براي ازدواج سالم و خوش خيم از لحاظ طبي مطرح است مثلاً ازدواج هاي بهم خورده داراي عوارض نامطلوبي است ممكن است زوجين يا يكي از آنها در درجه اي از عقب ماندگي ذهني و رواني باشند كه آزمايش رايج خود قادر به شناخت و درجه بندي و درجه پيشرفتگي آن نباشد . عوارض ژنتيك وراثتي متعددي را مي توان برشمرد كه وجود آنها در يك فرد منع ازدواج او را (‌ لااقل تا هنگام حتميت ارثي بودن اين عوارض ) لازم مي دارد . در روستاهاي دور افتاده و دور از دسترس و كم جمعيت كه هم خوني ازدواج ها و جمعيت به درجه بالا و احتمالاً خطرناكي رسيده است . اعمال يك سياست ژنتيكي جمعيت تحقق بهبود نسل در جمعيت امري لازم و فوري است منع نموده خانواده ها از ازدواج هاي پر تسلسل فاميلي و هم خوني اگرچه با سنت هاي ما تعارض داشته باشد داراي اهميت است .

*22) آموزش مسايل جمعيت و خانواده

با پيشرفت و توسعه سواد و آموزش هر سال تعداد بيشتري از كودكان نوجوانان و جوانان به دبستان و دانشگاه راه مي يابند اين موسسات بهترين مكان جمعيت آشنا كردن دانش آموزان و دانشجويان به مسائل جمعيت و خانواده است . ضمن آموزش در اين موسسات مي توان با درج مطالب و مسايل مربوط به جمعيت و خانواده در كتاب ها و مقالات و مجلات آموزشي شناسائي حداقلي را در اين مورد به جوانان ارائه نمائيم و از اين راه رفتاري آگاهانه نسبت به اين مسائل در آن بوجود آوريم و آنان را كه پدران ومادران آينده هستند براي بوجود آوردن خانواده هاي با تعداد و ابعاد انديشيده و برنامه ريزي شده براي فرزند آماده سازيم . در مسايل مربوط به روابط خصوصي زن و شوهرو موضوعات كم و بيش جنسي جوانان كه در نهايت تحت عنوان ازدواج و خانواده منجر به توالد و تناسل مي گردد ارشاد زوجين و جوانان در جهت برنامه ريزي خانواده و تعداد فرزند امري لازم و مفيد است هر يك از جوانان در طي دوره هاي زندگي خود به طريقي از موضوعات جنسي آگاه مي شوند چنانچه اين آگاهي به نحوي سالم باشد نتيجه سالم خواهد داد اما اگر اين آگاهي بوسيله افراد و هم نشينان بي صلاحيت و احتمالاً از راه تجارب عملي خطرناك صورت پذيرد نتيجه اي نامطلوب و مخل نظم اجتماعي از آن حاصل مي گردد . از اينرو نوعي آموزش مسايل جنسي و چگونگي و مكانيزم حاملگي و توالد و تناسل براي دانش آموزان و دانشجويان لازم مي نمايد از نتايج مفيد اين آموزش از بين رفتن تدريجي كنجكاوري نامساعد جنسي پسران و دختران نسبت به يكديگر و ايجاد شناسايي و آگاهي فيزيكي و فيزيولوژيكي آنان نسبت به هم است . در ضمن اين اگاهي مي تواند از تصميمات عجولانه و از ازدواج هاي عجولانه مبتني بر كنجاوري و كشف جنسي و صرفاً احساسي بكاهد و آنرا به راه منطقي سوق دهد .

23) هماهنگي سازمانهاي ذيربط با جمعيت و خانواده :‌

در وزارتخانه ها ، واحدهاي دولتي و غيردولتي كشور و سازمانها قسمتهايي وجود دارند كه فعاليت آنها مستقيم يا غيرمستقيم با مسائل جمعيتي و موضوعات مروبط به خانواده ربط پيدا مي كند مثلاً سازمان تنظيم خانواده در وزارت بهداشت و درمان سازمان بيمه هاي اجتماعي در وزارت كار و امور اجتماعي ، سازمان ثبت و احوال در وزارت كشور و يا مركز آمار در سازمان برنامه و بودجه از آن جمله اند . برخي از اين سازمانها براساس مقررات اطلاعات آنها به روز نشده و به هنگام نگرديده است و با ساير سازمانها هماهنگ عمل نمي كنند . مسلماً نتيجه مطلوبي در سطح جامعه بدست نمي آيد از اين رو در يك سياست و برنامه جمعيتي جامع هماهنگي در تعاريف و نحوه عمل و شكل ارائه نتايج آماري و متون و داده هاي جمعيتي امري لازم و فوري ميباشد .

24) نقش دانشگاهها و موسسات پژوهشي

برعكس سرشماري ها كه به نكات كلي جمعيت مي پردازند تحقيقات محدود اما دقيق و عميق جمعيتي را موسسات پژوهشي و دانشگاهها بخصوص دانشجويان بهتر و آسانتر انجام مي دهند . دانشگاهها و موسسات پژوهشي مي توانند با حداقل قيمت تمام شده و با استفاده از كادر دانشجويان در رشته هاي مرتبط و پژوهشگران حرفه اي در قالب واحدهاي كارورزي و كارآموزي متغيرها و عوامل توجيهي رفتار جمعيتي را از طريق بررسي هاي نمونه اي در چند نقطه كه نماينده كل جامعه باشند بدست آورند و منتشر نمايند . مانند اطلاعاتي در زمينه هاي باربري ، مرگ و مير ،مهاجرت، ازدواج ،آموزش و پرورش، اشتغال و بيكاري اعتياد و جرائم و مسائلي از اين قبيل در دوره هاي فوق ليسانس و دكترا دانشجويان پايان نامه خود را كه بايد از آن دفاع نمايند و در كتابخانه دانشگاه بايگاني مي شود بهترين پتانسيل در اين زمينه مي باشد . البته علاقه فردي و وجدان كاري نقش مهمي را ايفاء‌ مي نمايد .

25) توزيع تسهيلات و تأسيسات در شهر و روستا

اگر ميزان و نحوه استقرار و توزيع تاسيسات و تسهيلات در شهرها و روستاها متعادل نباشد و يك رابطه منطقي بين آنها وجود نداشته باشد از علل مهم و انگيزه هاي اصلي مهاجرت از روستاها به شهرها و يا از شهرك به شهرهاي بزرگ مي باشد اين تاسيسات و تسهيلات از قبيل مدرسه ، بيمارستان و كلنيك واحدهاي اداري ، صنعتي ، امكانات رفاهي و تفريحي كه هر يك در جايگاه خود براساس نقش و كاركردي كه دارند مي توانند جاذب جمعيت باشند . در هر حال جابجايي جمعيت مي تواند ساختان جمعيت را در يك منطقه و يا در يك كشور تغيير داده و بازتاب ها و تبعاتي را در پي داشته باشد كه براي چاره جويي آن دولت ها هزينه هاي هنگفتي را مي پردازند .

26) ميزان تمركز سازمانهاي دولتي و خصوصي در پايتخت :

اگر پايتخت تنها محل و مركز مراجعه مردم و حل معضلات اجتماعي و اقتصادي باشد باعث سيل مهاجرت هاي عظيم به آنجا مي گردد كه اين امر مي تواند ريشه در نحوه توزيع بودجه و درآمد سرانه باشد .

27) تداوم فرهنگي از نسلي به نسل ديگر :‌

هر چند اين عنوان ظاهراً در بدو امر ارتباطي را به مسائل جمعيتي نشان نمي دهد با وجود اين جنبه جمعيتي آن غيرقابل انكار است موضوع جالب توجه از لحاظ جمعيتي در بحث تداوم فرهنگي اين است كه از نسل پدران و مادران به نسل فرزندان اشتراك و مداومت فرهنگي و سنتي به چه نحوي صورت مي گيرد و به چه ميزاني حفظ مي گردد . براي ادامه هويت فرهنگي بين نسلي و ايجاد يگانگي واجتناب از بيگانگي در طبقات سنتي ومدرن و همچنين طبقات سنتي و اجتماعي چه بايد كرد ؟ در جواب بايد گفت ابتدا بايد مكانيزم ها و چگونگي اين انتقال فرهنگي و ادامه هويت فرهنگي و سنتي و يا انقطاع ان را از نسلي به نسل ديگر و از طبقه اجتماعي به طبقه ديگر بايد شناخت و پس از آن براساس برنامه تعيين شده و طرح ريزي شده توسط دولت راههاي ان را روشن و ترسيم نمود .

*28) تساوي حقوق و ارزش زن و مرد

با تحقيق اين تساوي پاره اي از مشكلات ناشي از عوامل جمعيتي حل مي گردد مثلاً با بهره گيري مساوي زنان نسبت به مردان در امور آموزش و تحصيل مادران در زمينه باروري رفتار انديشيده تري مي يابند و از راه هدفهاي تنظيم خانواده بهتر و زودتر تحقق مي يابد . و يا با ارجاع كار و شغل به طور مساوي نزد مردان و زنان 0 البته با توجه به ماهيت برخي مشاغل كه اصولاً خاص زنان و يا مردان است ) هم به اقتصاد خانواده كمك مي شود و هم باروري ناانديشيده به نظم و برنامه در مي آيد يكي ديگر از نتايج اين حقوق و ارزش مساوي زنان و مردان آن است كه رفتار قديمي و انديشه كهن برتري فرزند پسر به فرزند دختر رفته رفته پايان مي يابد و زوجين بخاطر و در جهت ترجيح جنس نوزاد تعداد مواليد خود را افزايش نمي دهد حق تجديد نظر در قانون ارث نيز در امر تساوي حقوق زن و مرد مي تواند در كاهش بسياري از مسائل اجتماعي تاثير داشته باشد .

 

                                                                                                                 ومن ا... التوفيق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمعيت را تعريف كنيد ؟

جمعيت به اجتماعي از افراد مقيم در يك مكان اطلاق مي شود اعم از اين كه اقامتشان مستمر باشد يا موقت . تجمعي از افراد در يك منطقه مثل روستا يا شهر به طور مستمر و معمولاً به شكل خانواده و خانوار زيست مي كنند گفته مي شود .

جمعيت شناسي راتعريف كنيد؟

علمي است كه ابعاد، تعداد ، ساختار و خصوصيات و تحول جمعيت ها را با روش كمي و رياضي بررسي مي كند و امكان آگاهي و تحليل جمعيت را فراهم مي سازد .

تعريف سياست جمعيتي و هدف از آن را بگوئيد ؟

مجموعه اي است از انديشه ها و تصميمات مدون جمعيتي كه در راه منطقي كردن وهماهنگ كردن اركان و نهادهاي اجتماعي و اقتصادي و مقررات و نظامات آنها اتخاذ مي گردد .

هدف و منظور اين تصميمات رفاه و بهروزي گروههاي مختلف جمعيتي و حل مسائل جمعيتي است

مسائل جمعيتي را تعريف كنيد ؟

آن دسته از امور و حقايق جمعيتي است كه از حالت تعادل و هماهنگي با ساير عوامل و حقايق مربوط خارج شده و در حقيقت يك امر طبيعي جمعيتي را به صورت يك معظل و مشكل اجتماعي اقتصادي و فرهنگي درآورده است.

نظريه افزايش جمعيت را توضيح دهيد ؟

بر اساس اين نظريه كره زمين داراي امكانات و منابع بصورت نامحدود بوده و منابع لازم جهت حيات و رفاه انساني موجود مي باشد و نبايد از آن بيم و هراسي داشت .جمعيت مدافعان مكتب سوداگري يا مركان تلسيم (تجارت پيشگي ) مي باشند كه معتقدند افزايش جمعيت موجب و همچنين سرچشمه نيروي اقتصادي ، سياسي و نظامي است و تراكم و تعداد ضعيف جمعيت افراد را به آسان زيستي و تنبلي سوق مي دهد اما تراكم و تعداد زياد جمعيت ممكن است باعث كمبود ارزاق و امكانات زيستي گردد انسان را به كار بيشتر و رقابت و توليد رو به افزايش وا مي دارد .

ويزيوكرادها ( طرفداران توليد ثروت از طريق كشاورزي ) نظريه اي شبيه سوداگران دارند و بر اين باورند كه منشاء ثروت عبارتند از زمين ، انسان ، كار و كشاورزي .

نظريه مخالفان افزايش جمعيت را توضيح دهيد ؟

آن دسته از متفكران كه افزايش جمعيتي را مايه فقرو تنگدستي در زندگي مي دانند . در پايان قرن 18 ميلادي ظهرو رابرت مالتوس كشيش انگليسي و اشاعه افكار بدبينانه او نسبت به موضوع افزايش جمعيت پديده مهمي بود كه در مسير تفكرات جمعيتي پيش آمده او پس از سالها در مسائل جمعيتي تفكر و پژوهش نمود در سال 1823 كتابي در زمينه اصول تحولات جمعيتي در رابطه با سعادت و بهروزي جوامع انساني انتشار داد در اين كتاب او بر اين موضوع تكيه دارد كه افزايش جمعيت تابع تصاعد هندسي ( 2-4-8-16) و افزايش مواد غذايي و ارزاق تابع تصاعد حسابي يا عددي ( 5-4-3-2-1) در نتيجه پس از مدت زمان معيني بشريت دچار قحطي و فقر مي گردد مالتوس اين دورنماي بسيار سياه و ياس آور را كه ترسيم كرده بود در مقابلش راه حلي ارائه كرد كه مهمترين آن تجرد و خودداري از ازدواج به طور موقت و در موارد لزوم به طور مستمر و دائم است .

هرم سني جمعيت را توضيح دهيد ؟

به نموداري كه تركيب جمعيت و تركيب جنسي جمعيت را نشان مي دهد هرم نسبي جمعيت گويند .

از هرم نسبي مي توان تشخيص داد كه جامعه بيشتر جوان يا پير هستند و ...

در هرگروه سني مي توان نسبت دختر و پسر را علاوه بر گروه سني تشخيص داد

انواع خانوارهائي كه در سرشماري مورد قبول مي باشند ؟

الف ) خانوارهاي معمولي : 1) زن و مرد ازدواج كرده بدون فرزند 2) پدر و مادر و فرزندان ازدواج نكرده 3) پدر و مادر و فرزندان ازدواج كرده بدون نوه 4) پدر و مادر و فرزندان ازدواج كرده با نوه 5) هر يك از انواع فوق بعلاوه ساير افراد 6) تك زيست ها

ب) خانوارهاي دسته جمعي : مجموع افرادي كه به دليل داشتن هدف يا ويژگي هاي مشترك مانند انجام خدمت نظام وظيفه ، تحصيل ، بيماري رواني ، نگهداري سالمندان در يك موسسه از قبيل پادگان ، خوابگاه دانشجويي ، آسايشگاه رواني ،‌آسايشگاه سالمندان با هم زندگي مي كنند يك خانواده دسته جمعي محسوب مي شوند .

تراكم حسابي و تراكم زيستي و طريقه محاسبه آنها را بگوئيد ؟

تراكم حسابي عبارت است از حاصل تقسيم جمعيت بر مساحت كل كشور به كيلومتر مربع اين ميزان تراكم نشان        مي دهد كه در هر كيلومتر مربع از مساحت كشور به طور متوسط چند نفر زندگي مي كنند

تراكم زيستي محاسبه جمعيت را به مساحت اراضي زير كشت و زير آيش تقسيم مي كنند واحد سطح در اين مورد هكتار است و حاصل را ميزان تراكم زيستي مي نامند .

رشد طبيعي جمعيت و رشد مطلق و تفاوت آنها را با يكديگر بگوئيد ؟

اگر در جمعيت هيچ نوع از انواع مهاجرت اعم از درون كوچي و برون كوچي انجام نگيرد تغييرات تعداد جمعيت فقط در نتيجه دو عامل طبيعي مواليد و مرگ و مير است كه در اين صورت نتيجه اين تاثير را افزايش طبيعي يا رشد طبيعي جمعيت مي نامند

اگر علاوه بر ميزان مواليد و ميزان مرگ و مير دو عامل درون كوچي (مهاجرت پذير) و برون كوچي (مهاجرت فرست) را بحساب آوريم ميزان افزايش مطلق يا رشد مطلق جمعيت بدست مي آيد .

رابطه جمعيت و بهبود نسل را شرح دهيد ؟

ازدواج و توالد دو ركن مهم بقاي نسل است و توجه به اين دو ركن و هدايت آن در جهت صحيح موجب مي گردد تا جمعيت سالم تري داشته باشيم در حال حاضر در بسياري از كشورها از جمله كشور خودمان براي ازدواج فقط به آزمايش خون آن هم از باب عدم اعتياد توجه مي شود در حالي كه عوامل متعدد ديگري نيز براي ازدواج سالم و خوش خيم از لحاظ طبي مطرح است مثلاً ازدواج هاي بهم خورده داراي عوارض نامطلوبي است ممكن است زوجين يا يكي از آنها در درجه اي از عقب ماندگي ذهني و رواني باشند كه آزمايش رايج خود قادر به شناخت و درجه بندي و درجه پيشرفتگي آن نباشد . عوارض ژنتيك وراثتي متعددي را مي توان برشمرد كه وجود آنها در يك فرد منع ازدواج او را (‌ لااقل تا هنگام حتميت ارثي بودن اين عوارض ) لازم مي دارد . در روستاهاي دور افتاده و دور از دسترس و كم جمعيت كه هم خوني ازدواج ها و جمعيت به درجه بالا و احتمالاً خطرناكي رسيده است . اعمال يك سياست ژنتيكي جمعيت تحقق بهبود نسل در جمعيت امري لازم و فوري است منع نموده خانواده ها از ازدواج هاي پر تسلسل فاميلي و هم خوني اگرچه با سنت هاي ما تعارض داشته باشد داراي اهميت است .

آموزش مسايل جمعيت و خانواده چه نتايج مفيدي دارد ؟

با پيشرفت و توسعه سواد و آموزش هر سال تعداد بيشتري از كودكان نوجوانان و جوانان به دبستان و دانشگاه راه مي يابند اين موسسات بهترين مكان جمعيت آشنا كردن دانش آموزان و دانشجويان به مسائل جمعيت و خانواده است . ضمن آموزش در اين موسسات مي توان با درج مطالب و مسايل مربوط به جمعيت و خانواده در كتاب ها و مقالات و مجلات آموزشي شناسائي حداقلي را در اين مورد به جوانان ارائه نمائيم و از اين راه رفتاري آگاهانه نسبت به اين مسائل در آن بوجود آوريم و آنان را كه پدران ومادران آينده هستند براي بوجود آوردن خانواده هاي با تعداد و ابعاد انديشيده و برنامه ريزي شده براي فرزند آماده سازيم . در مسايل مربوط به روابط خصوصي زن و شوهرو موضوعات كم و بيش جنسي جوانان كه در نهايت تحت عنوان ازدواج و خانواده منجر به توالد و تناسل مي گردد ارشاد زوجين و جوانان در جهت برنامه ريزي خانواده و تعداد فرزند امري لازم و مفيد است هر يك از جوانان در طي دوره هاي زندگي خود به طريقي از موضوعات جنسي آگاه مي شوند چنانچه اين آگاهي به نحوي سالم باشد نتيجه سالم خواهد داد اما اگر اين آگاهي بوسيله افراد و هم نشينان بي صلاحيت و احتمالاً از راه تجارب عملي خطرناك صورت پذيرد نتيجه اي نامطلوب و مخل نظم اجتماعي از آن حاصل مي گردد . از اينرو نوعي آموزش مسايل جنسي و چگونگي و مكانيزم حاملگي و توالد و تناسل براي دانش آموزان و دانشجويان لازم مي نمايد از نتايج مفيد اين آموزش از بين رفتن تدريجي كنجكاوري نامساعد جنسي پسران و دختران نسبت به يكديگر و ايجاد شناسايي و آگاهي فيزيكي و فيزيولوژيكي آنان نسبت به هم است . در ضمن اين اگاهي مي تواند از تصميمات عجولانه و از ازدواج هاي عجولانه مبتني بر كنجاوري و كشف جنسي و صرفاً احساسي بكاهد و آنرا به راه منطقي سوق دهد .

نقش محيط زيست در مسائل جمعيتي را بگوئيد ؟

محيط زيست سالم به معني واقعي فقط در هوا تا به زمين و گياهان خلاصه نمي شود بلكه يك محيط زيست سالم بسياري عوامل ديگر را نيز دربر مي گيرد . از آن جمله مسكن با ابعاد مناسب و كافي فراغت و آرامش روحي ، خانواده با تعداد مناسب اطفال ، مظاهر مادي و معنوي تمدن ، شغل مناسب با لياقت و استحقاق شخص شاغل و .... را مي توان نام برد . بدين ترتيب وجود و تحقق محيط زيست سالم مستلزم هماهنگي در شعون و مظاهر متعددي است كه برخي از آنها قابل سنجش از نظر تعداد و مقدار مي باشد و برخي ديگر خير . سياست جمعيتي مي تواند در اركان مادي و قابل سنجش تاثير مستقيم داشته باشد و از اين راه در شئون مجرد و انتزاعي و غيرقابل شمارش نيز بطور غيرمستقيم كارائي مثبتي را دارا گردد . از آن جمله محدوديت شهر نشيتي و فضاي شهر مي تواند در طبيعت و مظاهر طبيعي آن مانند گياهان و فضاي طبيعي موثر باشد و توسعه شهرنشيني مظاهر طبيعي را به تدريج حذف كرده و در خود مي بلعد .

برداشت هاي سياسي اجتماعي جمعيت را شرح دهيد ؟

جهت گيري كلي افكار عمومي و نحوه برخورد و برداشت جامعه از مسائل اجتماعي و اقتصادي و سياسي جاري با ساختمان سني جمعيت در رابطه است چگونه ؟ بدين نحو كه افراد واقع در سنين جواني احتمالاً‌برداشتي سريع و شايد بسيار عاطفي و تا اندازه فراتر دورانديشي لازم از مسائل روز و مطالب جاري داخلي و خارجي دارند . به همين جهت گاهي جوانان ملعبه و بازيچه و آلت دست احزاب و گروههاي سياسي خاص در جهت منافع حزبي قرار مي گيرند برعكس افرادي كه دوران پرجوش و خروش جواني را پشت سر نهاده به هرحال تجربه اي اندوختند مفروض به داشتن خواهش انديشه تر و دورنگر و مبتني بر تجربه هستند .

انواع باروري را بگوئيد ؟

باروري كه خود بر دو قسم است :‌

اول : ميزان باروري عمومي كه حاصل تقسيم مواليد يكسال بر همه زنان بين 15 تا 44 سالگي همان سال مي باشد

دوم :  باروري نكاهي كه در مخرج كسر فقط زنان داراي همسر را بحساب مي آورند.

مي توان ميزان باروري عمومي و ميزان باروري نكاهي را بر حسب سن نيز بدست آورد .

 

قلمرو مكاني جمعيت شناسي را توضيح دهيد ؟

جمعيت و ساختمان آن در يك شهر يا روستاي معين و يا منطقه اي از كشور . قلمرو جمعيت از ديدگاه مكاني و تقسيمات جغرافيايي نيز داراي تنوع است ابتدا توجه به جمعيت كل كشور ، استان و سپس توجه به جمعيت در كل مناطق شهري و روستايي ويژگي هاي كمي جمعيتي كه ممكن است از ناحيه اي به ناحيه ديگر متفاوت باشد عبارت است از سن ، جنس ، وضع زناشويي ، مهاجرت ، سواد و آموزش ،‌مسكن ، فعاليت اقتصادي ، بهداشت براي طرح ريزي توسعه ناحيه اي اطلاعات جمعيتي منطقه اي بسيار لازم است

نظريه نئومالتوسيانيسم (جديد) را بگوئيد ؟ پيروان اين نظريه ضمن موافقت نسبي با نظريه مالتوس تجرد موقت و يا دائمي را نپذيرفتندو در مقابل پيشنهاد كردند كه ضمن زندگي زناشوئي باروري و حاملگي كنترل شود بدون آن كه راههاي آن را ارائه دهند بدينوسيله جمعيت در نتيجه تقليل زاد و ولد كاهش يابد .

نسبت بستگي را بگوئيد ؟ شاخص ديگري كه وضع ساختمان و توزيع سني را نشان مي دهد نسبت بستگي است و آن نسبت افراد خارج از سن فعاليت به افراد واقع در سن فعاليت است براساس اين تعريف جمعيت را به 3 گروه بزرگ سني تقسيم كرده و درصد افراد را در هر يك از 3 گروه محاسبه مي نمايند و براساس ارتباط اين درصدها نسبت بستگي را بدست مي آورند . اين 3 گروه بزرگ سني عبارتند از 0 تا 14 خارج از سن فعاليت ، 15 تا 64 واقع در سن فعاليت و 65 به بالا خارج از سن فعاليت

( به بالا 65) + (14 تا 0)

                                                                                                                            (15 تا 64)

توزيع جمعيت بر حسب سن را شرح دهيد ؟ نوع سني كه در علم جمعيت شناسي اغلب اوقات با آن سر و كار داريم سن مداوم است و آن سني است كه بين دو سن سالروزي اطلاق مي شود در حقيقت به طول زمان بين دو سن سالروزي مثلاً اگر كسي 3 ماه قبل يا 11 ماه قبل به بيستمين سالروز تولد خود نائل شده باشد در هر صورت 20 ساله محسوب ميگردد و در بررسي هاي جمعيتي به طور خلاصه سن او را 20 سال به حساب مي آورد نوع ديگرسن ، سن درست است و آن سني است كه شخص در تاريخ معين به آن نائل مي گردد سن درست هر سال فقط يك بار و آن هم فقط در تاريخ سالروز تولد مصداق مي يابد در حقيقت سن درست در يك تاريخ و لحظه معين مصداق مي يابد در حالي كه سن مداوم به مدت يكسال از سالروزي تا سالروز بعدي به طور مداوم ادامه مي يابد.
توزيع جمعيت برحسب بخش زناشوئي را بگوئيد ؟  

وضع زناشويي هر فرد در يكي از چهار حالت زير ممكن است قرار بگيرد .
1- هنوز ازدواج نكرده      2) همسردار        3) بي همسر در نتيجه فوت همسر  
4) بي همسر در نتيجه طلاق كه اين چهار وضع براي هر يك از دو جنس قابل تفكيك است

 

تعريف مهاجرت ؟

به جابجائي افراد از مكاني به مكان ديگر چه كوتاه مدت باشد و چه بلند مدت مهاجرت مي گويند .
وقايع اصلي جمعيتي ؟

در هر جمعيتي طي يكسال عده اي متولد مي شوند وعده اي مي ميرند علاوه بر اين دو واقعه ازدواج ، طلاق و مهاجرت را نيز به آنها افزود كه به همه اينها وقايع اصلي جمعيتي گويند .

نقش تساوي حقوق و ارزش زن و مرد در مسئله جمعيت را بگوئيد ؟

با تحقيق اين تساوي پاره اي از مشكلات ناشي از عوامل جمعيتي حل مي گردد مثلاً با بهره گيري مساوي زنان نسبت به مردان در امور آموزش و تحصيل مادران در زمينه باروري رفتار انديشيده تري مي يابند و از راه هدفهاي تنظيم خانواده بهتر و زودتر تحقق مي يابد . و يا با ارجاع كار و شغل به طور مساوي نزد مردان و زنان 0 البته با توجه به ماهيت برخي مشاغل كه اصولاً خاص زنان و يا مردان است ) هم به اقتصاد خانواده كمك مي شود و هم باروري ناانديشيده به نظم و برنامه در مي آيد يكي ديگر از نتايج اين حقوق و ارزش مساوي زنان و مردان آن است كه رفتار قديمي و انديشه كهن برتري فرزند پسر به فرزند دختر رفته رفته پايان مي يابد و زوجين بخاطر و در جهت ترجيح جنس نوزاد تعداد مواليد خود را افزايش نمي دهد حق تجديد نظر در قانون ارث نيز در امر تساوي حقوق زن و مرد مي تواند در كاهش بسياري از مسائل اجتماعي تاثير داشته باشد .

شاخصه هاي ازدواج و طلاق را بگوئيد ؟

ازدواج : دو شاخص سرعت ازدواج و عموميت ازدواج . هر چقدر رشد اين درصد از گروه سني اول به دوم سريعتر باشد سرعت ازدواج بيشتر است عموميت ازدواج را معمولاً با بررسي درصد ازدواج نكرده ها در گروه 45 تا 49 ساله ها نزد مردان و زنان مطالعه مي كنند . هر قدر درصد افرادي كه مجرد ماندند بيشتر باشد عموميت ازدواج در جمعيت مورد بررسي كمتر و ضعيف تر است . معمولاً از گروه سني 45 تا 50 به بعد مردان و زنان ازدواج كرده افزايش محسوسي نمي يابد و تقريباً ثابت مي ماند به همين دليل اين گروه سني و حداكثر گروه سني بعدي يعني 50 تا 54 را سنين تجرد قطعي مي نامند .

طلاق : ميزان طلاق :‌ اولين شاخص بررسي طلاق ميزان آن است كه عبارت است از حاصل تقسيم تعداد طلاق هاي يكسال بر جمعيت ميانه همان سال

سن متوسط طلاق است و آن سن متوسط مردان و نزاني است كه براي آن طي يكسال معين طلاق واقع شده است .

مسائل طلاق شاخص ديگري است كه مي توان طول متوسط سالهاي زناشويي مختوم به طلاق را هر سال محاسبه كرد . روش محاسبه عبارت است از حاصل تقسيم تعداد كل سالهاي زناشويي مختوم به طلاق براي طلاقهاي واقع شده در طي يكسال معين به تعداد طلاق هاي همان سال .

باروري و نظارت و كنترل آنها را شرح دهيد ؟

توالد و تناسل داراي دو ركن است اول ركن فيزيولوژيك و غيرارادي كه در تمام طبقات شغلي ، اجتماعي و فرهنگي تقريباً يكسان است و دوم ركن ارادي آن در زندگي اجتماعي و خانوادگي بايد توالد و تناسل و باروري براساس ركن دوم يعني جنبه ارادي متكي باشد نه رها كردن پيكر انساني به توالد و تناسل غيرارادي و اتفاقي و بي برنامه .

 ومن ا... التوفيق
مطالب نقل از استاد ارجمند جناب آقاي آزاده
به اهتمام سعيد باقري نژاد بسابي


برچسب‌ها: آسيب شناسي اجتماعي, اعتياد, مواد مخدر, معتاد, جمعيت شناسي
[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 17:40 ] [ سعيد باقري نژاد بسابي ]

تعريف روان شناسي :‌
علم مطالعه رفتار و فرآيندهاي ذهني
تعريف روانشناسي اجتماعي :‌
روان شناسي اجتماعي را مي توان مطالعه افرادي دانست كه تحت تاثير افراد ديگر قرار مي گيرند يا به بيان ديگر مي توان آن را مطالعه علمي فعاليت هاي فردي كه از افراد ديگر متاثر است تعريف كرد بدين ترتيب روان شناسي اجتماعي مطالعه روان شناختي انسان از اين جهت است كه در ارتباط با ديگران است خواه برآنان اثر بگذارد خواه تحت تاثير آنان قرار بگيرد . ديگران ممكن است به صورت انفرادي و يا به صورت گروهي در فرد تاثير كنند فرد چه به صورت مثبت و چه به صورت منفي در هر دو حال رفتار او معلول علل اجتماعي است . شخص نه تنها رفتار و اعمال خود را نسبت به ديگران و در ارتباط و با توجه به آنان تنظيم مي كند بلكه در حالت انزوا و تنهايي نيز تاثير پابرجايي كه قبلاً اجتماع در انديشه ها و باورهايش گذاشته شخصيت ، رفتار و اعمال خود را با معيار قضاوت ديگران به اصطلاح برحسب افكار و عقايد عمومي مي سنجد ارزيابي مي كند .
تعريف عملياتي روان شناسي اجتماعي
ارائه تعريفي جامع و مانع براي روان شناسي اجتماعي به دو دليل دشوار است يكي تنوع موضوعات و ديگري تغييرات سريع آنها اما علي رغم وسعت دامنه موضوعات آن اكثر روان شناسان اجتماعي بيشتر توجه خود را بر درك رفتارهاي هر فرد در محيط اجتماعي اش معطوف كردند به طور خلاصه آنها در درجه اول بر اين مسئله تاكيد دارند كه افراد در موقعيت هاي مختلف چگونه رفتار مي كنند و يا چه فكر و احساسي نسبت به ديگران دارند . با در نظر گرفتن اين نكته يك تعريف جامع و كامل از آن به صورت زير ارائه مي شود :
روان شناسي اجتماعي رشته اي است علمي كه در جست و جوي درك و فهم ماهيت و علل رفتارهاي فرد در موقعيت هاي اجتماعي است منظور از واژه رفتار نه تنها رفتارهاي آشكار بلكه كليه احساسات وانديشه هاي فرد است .
روان شناسي اجتماعي به عنوان يك علم
بسياري از مردم بر اين باورند كه علم به صورت كلي فقط شامل رشته هاي خاصي مثل شيمي ، فيزيك و يا زيست شناسي است حال ممكن است از خود بپرسيم كه چگونه رشته اي مثل روان شناسي عمومي كه به دنبال يافتن ماهيت عشق يا خشونت دروني است مي تواند علم باشد .
پاسخ به اين پرسش ساده است درحقيقت اصطلاح علم به موضوع هاي بسيار پيشرفته اطلاق نمي شود بلكه به انتخاب روش هاي معمولي براي مطالعه يك سلسله وسيع از موضوع ها دلالت دارد از آنجا كه به مجموعه اي از اطلاعات بدست آمده از طريق روش هاي منطقي و منظم تحقيق علم گويند روان شناسان اجتماعي نيز براي فهم رفتار اجتماعي از همان روش هايي كه ديگر دانشمندان بكار مي برند استفاده مي كنند از اين رو مي توان روان شناسي اجتماعي را به عنوان يك علم بحساب آورد .
روان شناسي اجتماعي به دنبال علل رفتارهاي اجتماعي است .

رفتار اجتماعي در واقع كنش متقابل دو يا چند فرد است گاه اين كنش يك سويه است و گاه دو سويه . انسانها در جامعه رفتارهاي متفاوتي دارند برخي به ديگران كمك مي كنند ، بعضي رفتارشان خشن است برخي به ديگران عشق مي ورزند و يا از آنان متنفرند به طور خلاصه رفتار اجتماعي در نهايت در اثر تعامل با ديگران بوجود مي آيد . روان شناسان اجتماعي نيز بر همين نكته تاكيد دارند آنان در ابتدا سعي دارند شرايطي را كه رفتارهاي اجتماعي افراد را شكل مي دهد درك كنند مثل واكنش افراد مثل احساساتشان و تفكراتشان در مقابل ديگران .

آگاهي از علل رفتار به ما اين امكان را مي دهد تا هم رفتارهاي اجتماعي را پيش بيني كنيم و هم آنها را به نحو مطلوبي تغيير دهيم از اين رو شرايطي كه باعث بوجود آمدن رفتار مي شوندبه اندازه خود رفتار مهم اند . اگر تعداد عواملي كه  بر رفتارهاي اجتماعي اثر مي گذارند بسيار زياد است اما مي توان آنها را در پنچ دسته عمده گروه بندي كرد .

عوامل موثر بر شكل گيري رفتار اجتماعي :

1-رفتار و منش ديگران شامل آنچه كه ديگران مي گويند و يا در ظاهر انجام مي دهند و زمينه هاي نژادي و قومي آنها .

2- شناخت اجتماعي شامل انديشه ها ، باورها ، خاطره ها و استدلالهاي فرد درباره ديگران .

3- متغيرهاي محيطي شامل گرما ، سرما ،‌آلودگي صوتي و ...

4- عوامل فرهنگي و اجتماعي

5- عوامل زيست شناختي شامل جنبه هاي ارثي و ظاهري فرد و احساس و توانائي هاي شناختي .

چرا مطالعه روان شناسي اجتماعي لازم است ؟

روان شناسان اجتماعي علاقه مند هستند جنبه هاي مختلف زندگي اجتماعي انسان مانند آموزش و پرورش ، سياست ، فعاليت هاي اقتصادي و روابط ميان اقوام و ملل را مطالعه و بررسي كنند . پژوهشهاي آنان در چند دهه گذشته اطلاعات انبوهي به ارمغان آوره كه از فوايد بسياري برخوردار است اين فوايد عبارتند از :‌

1- درك سير آفرينش تاريخي انسان

انسانها داراي نيازهايي مانند گرسنگي ،‌تشنگي و ميل جنسي هستند كه در بين همه آنها يكسان است اگر سائق هائي            ( نيروي جلوبرنده ، محرك )‌همچون عشق ، نفرت ، شهوت ، قدرت ، ترس و ... نيز دارند كه هر كس را از ديگران             متمايز مي سازد . همه نيازها و سائق ها محصور فرآيند اجتماعي و فرهنگ جامعه اند .

اريك فروم معتقد بود كه انسان در درجه اول موجود اجتماعي است و كار اجتماع فقط سركوب سائق هاي اصلي انسان نيست بلكه اجتماع آفريده فرد و فرد آفريده اجتماع است . زيباترين يا زشت ترين تمايلات آدمي هيچ كدام جزئي از يك طبيعت تغيير ناپذير و بيولوژيك نيست بلكه از فرايند اجتماع نتيجه مي شود به عبارت ديگر اجتماع علاوه بر جلوگيري وظيفه آفرينندگي نيز دارد . طبيعت آدمي و اضطراب هاي امور محصول فرهنگ اجتماع اند و خود انسان مهمترين مخلوق كوشش مداوم بشر است كه داستان ان را تاريخ نام نهاده اند و هدف روان شناسان اجتماعي نيز درست همين است            كه سير آفرينش انسان را در تاريخ به فهم نزديك كند .

2- شناخت روابط انساني و پيوندهاي زندگي گروهي

انسان هيچ گاه تنها و دور از ديگران زندگي نكرده است بلكه زندگي او حاصل روابط و پيوندهايش با ديگران است .      اگر قرار باشد به شناختي از او دست يابيم بايد در اين چارچوب وي را بشناسيم زيرا زيستن و چگونه زيستن با ديگران مسئله اي اجتماعي است چنانچه دوركيم مي گويد خودكشي پيش از آن كه برآمده از تنگ دستي ، بيماري و يا حتي نقص عضور باشد از كاهش همبستگي بين فرد و ديگران سرچشمه مي گيرد .

بسياري از مسائل انسان اجتماعي است و اين مسائل بيشتر پيامد كنش متقابل ميان افراد و گروهها با يكديگر است زيرا اگر روابط انساني سست ، شكننده و گذرا باشد موجب افزايش ميزان طلاق ، خودكشي ، روسپيگري و ساير آسيب هاي اجتماعي مي گردد به همين دليل روان شناسان اجتماعي اين مسائل را كه در ارتباط با ديگران بوجود مي آيد به بررسي و مطالعه مي كشند و شيوه هاي پيشگيري و درمان آن را به سياستگذران انتقال مي دهند .

3- رهايي از پيش داوري قومي و تبعيض نژادي به منظور كاستن از تنش هاي فردي و اجتماعي

روان شناسي اجتماعي مي كوشد تا با تخفيف تعصب ها و پيش داوري كه مانع انعطاف پذيري بيشتر انسانها در برخورد با موقعيت هاي اجتماعي مي گردد راهنما و راهگشا باشد و همچنين انسانها را آماده مي كند تا شيوه هاي تازه اي                را براي سيماي متغير رفتار آدمي در وضعيت هاي مختلف بيابند تا واكنش هاي مناسبي نسبت به آنها اتخاذ كنند                    با فراگيري اين عمل مي توان به بررسي كيفيت حافظه ، احساسات و كنش هاي مردم در موقعيت هاي اجتماعي پرداخت و چگونگي متاثر شدن آنها از عوامل اجتماعي را دريافت .

4- بينش و نگاه نو يافتن نسبت به مسائل و مشكلات رواني اجتماعي

روان شناسي اجتماعي ما را به شكل خاصي از آگاهي مجهز مي كند تا از تفسيرهاي شخصي در رابطه با رفتارهاي ديگران بپرهيزيم و نيز چگونه نگريستن به عواملي كه رفتارهايمان را شكل مي دهد به ما ياد مي دهد تا نيروهاي رواني اجتماعي را كه با آنها روبرو هستيم به ويژه آنهايي را كه بر ما فشار وارد مي نمايند بازشناسيم به بيان ديگر به ما ياد مي دهد تا چشمهايمان را بشوريم وجور ديگر نگاه كنيم و با بينشي نو به حل مشكلات روز افزون شهرنشيني                          و آلودگي ها و پيامدهاي محيطي و اجتماعي ناشي از آن بپردازيم .

موضوعات مورد مطالعه روان شناسي اجتماعي

1_ اثر جامعه بر فرد از طريق اجتماعي شدن ( جامعه پذيري ) و پذيرش و جذب هنجارهاي اجتماعي و همنوائي آنها .

2- اثر فرد برجامعه از طريق پديده رهبري .

3- كنش متقابل اجتماعي و روابط بين انسانها در پديده هايي همچون همكاري ، ستيز ، رقابت ، تعقيب ، پيش داوري و ...

4- تحقيق در مباحث روان شناختي پديده هاي جمعي همچون افكار عمومي ، تبليغات ، نگرش ها ، پرخاشگري ،               عقايد قالبي و خرافات

5- آسيب شناسي اجتماعي اعم از رفتارهاي جنائي ، كجروي هاي اجتماعي و ريشه يابي و روشهاي پيشگيري                     و درمان آن .

6- مطالعه رفتار سياسي گروهها و حزب ها .

جامعه پذيري يا اجتماعي شدن فرد :

مرگ سرنوشت حتمي هر فرد است و از آنجايي كه جانشيني اعضاي جامعه بايد تضمين شود اين نياز تا حدودي بوسيله توليد مثل طبيعي كه ميراث ژنتيگي جامعه را تداوم مي بخشد برآورده مي شود اما اگر جامعه اي خواهان بقاي                خود باشد بايد ميراث فرهنگي جامعه تداوم يابد اين امري است كه تنها در فرآيند جامعه پذيري يا اجتماعي شدن امكان پذير مي گردد . جامعه پذيري فرايندي است كه به انسان شيوه هاي زندگي كردن درجامعه را مي آموزد و                      به او شخصيت مي دهد . توانائي هايش را در جهت ايفاي وظايف فردي به عنوان عضو جامعه توسعه مي بخشد . فرد در خلال اجتماعي شدن هويت يا من اجتماعي خود را باز مي يابد و شناخت لازم براي ايفاي نقش هاي اجتماعي را ياد             مي گيرد . اين روند بسيار گسترده و پيچيده كه در طول زندگي فرد ادامه مي يابد شامل آموزش زبان ، باورها ، نگرش ها و ارزش هاي جامعه مي باشد و به فراگيري رفتارهاي متناسب با هنجارهاي جامعه منجر مي شود . بنيادي ترين بخش جامعه پذيري در دوران كودكي رخ مي دهد اما سراسر عمر آدمي هم ادامه دارد .

 

 

 

 

سرشت و پرورش يا وراثت و محيط :

هيچ بحثي از جامع پذيري نيست كه اهميت سرشت و پرورش را در رشد جسماني عقلاني ، اجتماعي و شخصيني ناديده گرفته باشد . سرشت اصطلاحي است كه براي ساخت ژنتيگي انسان يا وراثت بيولوژيكي او بكار مي رود و پرورش به محيط و تجربه هاي متقابل كه هر فرد در زندگي خود بدست مي آورد اشاره مي كند . در ميان دانشمندان اين بحث وجود دارد كه كداميك اهميت بيشتري دارد و كداميك بر رشد انسان موثرند .

اما بنظر مي رسد كه اين بحث بيهوده باشد چرا كه نمي توان دو عامل وراثت و محيط را از يكديگر جدا نمود يا تاثير يكي را بيشتر دانست زيرا هر دو عامل لازمه جامعه پذيري اند و مواد خام ژنتيگي توسط محيط شكل مي گيرد و ساخت ژنتيگي كه انسان دارد به او كمك مي كند تا به يادگيري باورها ، ارزشها و هنجارهاي زبان فرهنگ قادر شود .                   اين يادگيري ها در اثر ارتباط با محيط و كنش متقابل با ديگران آموخته مي شود .

شيوه هاي جامعه پذيري :

جريان جامعه پذيري به دو صورت پيش مي رود :

1- گاهي گروه عمداً به جامعه پذيري كردن فرد مي پردازد چنانكه خانواده و مدرسه آگاهانه هنجارهاي زندگي را به كودك مي آموزند.

2- گاهي زندگي گروهي خود به خود فرد را جامعه پذير مي كند چنانكه رفتار پدران و مادران بدون آنكه خودشان متوجه باشند سرمشق رفتار ديگران قرار مي گيرد .

دو نقش اساسي جامعه پذيري :

1- از نظر فرد : جامعه پذيري فرايند شكوفا شدن استعدادهاي بالقوه و فراهم آوردن رشد شخصيت و تبديل فرد               به شخص است در واقع فرد انساني در طي اجتماعي شدن به كسب هويت اجتماعي خويش نائل مي شود و با پذيرش ارزش ها ، هنجارها‌، آرمانها و شيوه هاي زندگي تحت شرايط مطلوب قادر به تحقق استعدادهاي بالقوه خود مي گردد .

2- از نظر جامعه :‌ جامعه پذيري جرياني است براي انتقال ويژگي هاي فرهنگ يك جامعه از يك نسلي به نسل ديگر              و نيز امكان تكامل و استمرار فرهنگ و تربيت افراد براي ايفاي نقش ها و احراز پايگاه مختلف اجتماعي .

جامعه پذيري انتظار :

وظيفه اصلي هر جامعه اي باز توليد خود است براي خلق اعضايي كه رفتارها ، آرزوها و هدفهايشان از طرف جامعه مناسب تشخيص داده مي شود تطبيق كند جامعه پذيري فرايند يادگيري است و اين فرايند وسيله اي است كه از طريق آن ما مهارتهاي اجتماعي مانند لباس پوشيدن ، راه رفتن و ... را ياد مي گيريم و همچنين وسيله اي است كه در خلال آنها ياد  مي گيريم كه چگونه دنياي خود را بشناسيم و چگونه با ديگران رابطه متقابل برقرار كنيم و اين كه مرد بودن يعني چه ؟ وزن بودن يعني چه ؟ و در هر شرايطي چه بايد كرد و چه نبايد كرد و اصولا‌ً جامعه چه چيزي را خوب مي داند و چه چيزي را بد . بخشي از جامعه پذيري كه در دوران كودكي به وقوع مي پيوند به آن جامعه پذيري انتظار گويند و اين همان شيوه هاي است كه كودكان ارزشهايي را كه در آينده با آن مواجه خواهند شد را ياد مي گيرند .

باز جامعه پذيري يا دوباره اجتماعي شدن

جامعه پذيري در دوران كودكي به پايان نمي رسد ولي به هر حال در سراسر زندگي آدمي ادامه مي يابد بزرگسالان هم دوباره اجتماعي مي شوند و هنجارها و ارزشها و انتظارات جديدي را مي پذيرند با عضويت در هر گروه يا سازمان جديدي ، با برقراري هر رابطه دوستي ناچاريم كه هويت هاي جديدي را كسب كنيم و براي هنجارها و ارزشهاي جديدي اجتماعي شويم براي برخي از شغل هاي خاص اجتماعي شدن دوباره به ما كمك مي كند كه انتظارات قبلي خود را كنار گذاشته و برداشت واقع بينانه تري را از طريق شغلها بدست آوريم مثلا دانش جويان جديد پليس معتقدند كه شغل آنان حفاظت از مردم است بنابر اين بايد بياموزند كه زور چيز مناسبي است و گاه بدان احتياج است . برخي اوقات اجتماعي شدن دوباره بزرگسالان از طريق زور صورت مي گيرد تا اين كه هدفهاي مهم سازماني و اجتماعي بهتر برآورده شود مثلاً ارتباط گروهي از افراد در زندانها ، پادگانهاي نظامي با جامعه بيرون قطع مي شود و اين افراد مجبورند                          كه يك زندگي محدود كننده اي را تجربه كنند در چنين وضعيتي تجربه هاي جامعه پذيري پيشين به گونه اي منظم               از بين مي رود و تجربه هاي جديدي شكل مي گيرد كه منافع گروه را تامين كند .

عوامل يا كارگزاران جامعه پذيري

1) خانواده

 بدون ترديد خانواده در همه جوامع مهمترين كارگزاران جامعه پذيري است يكي از دلايل اهميت بر عهده داشتن مسئوليت اصلي اجتماعي كردن كودكان در سالهاي حساس اوليه زندگي از جانب اين نهاد است و از آنجا كه نوع              روابط اجتماعي در درون خانواده عموماً مبتني بر تماس بسيار نزديك ، مستقيم ، رودررو و صميمي و غيررسمي است يكي از اساسي ترين و محوري ترين كارگزاران جامعه پذيري شناخته مي شوند . كودكان در خانواده و در ارتباط               با والدين خود كسب هويت مي پذيرند و همانند آنها مي شوند و آنچه آنها مي گويند و عمل مي كنند انجام مي دهند               در نتيجه رفته رفته رفتار درست آنها را طبق نظر والدين مي پذيرند از اين رو دختران و پسران با شيوه هاي مختلف اجتماعي مي شوند و الگوي رفتاري مختلفي را با توجه به جنس خود ياد مي گيرند .

2) گروه همگنان

گروه همگنان در زندگي كودكان و اجتماعي كردن آنها نقش بسيار مهمي دارد معمولاً دوستان و همه كودكاني كه تقريباً همن سن بوده و همبازي كودك هستند و در او تاثيرمي گذارند شامل گروه همگنان مي شوند . كودكان با هم بازي              مي كنندو قدري كه بزرگتر شدند پذيرفته شدن در گروه براي آنان خيلي مهم است زيرا آنان رفتارهاي خود را طبق موافقت گروه اصلاح و تعديل مي كنند به همين علت است كه گروه همگنان يكي از كارگزاران اساسي و مهم جامعه    پذيري انسان است .

3) مدرسه

پرقدرت ترين كارگزار جامعه پذيري بعد از خانواده مدرسه است كودكان معمولاً در سن 5 سالگي وارد نظام آموزشي مدرسه مي شوند آنان با زمينه هاي ذهني و فكري و فرهنگي گسترده و گوناگون به مدرسه مي روند در مدرسه مجموعه اي از ارزشها ، هنجارها و دانستنيهاي مهم به آنان آموخته مي شود در كناراين دانش كه به طور رسمي                  و به عنوان برنامه درسي به آنان ياد داده مي شود دانش آموزان همچنين مجموعه اي از ارزشها و مهارتهاي پنهاني             را كه در مدرسه وجود دارند و بوسيله معلمان ، كاركنان مدرسه و حتي ديگر دانش آموزان به آنها انتقال مي يابد              فرا مي گيرد .

4) رسانه هاي گروهي

جدا از تجربه مستقيم بسياري از مباحث و مطالبي كه درباره جهان ميدانيم از طريق روزنامه ، راديو ، تلويزيون ، ماهواره ، اينترنت و ... كسب كرده ايم و الگوهاي رفتاري ما از اين رسانه ها تاثير مي پذيرد . در حال حاضر با پيشرفت دانش فني و گسترش وسايل ارتباط جمعي اطلاعات زيادي از د